پنجشنبه, ۲۰ مرداد, ۱۴۰۱ / 11 August, 2022
مجله ویستا

راهکارهای تقویت یادگیری دانش آموزان


روزنامه اعتماد: پرورش تفکر چگونه حاصل می شود؟ چگونه تفکر در دانش آموز فرصت و مجال ظهور و بروز پیدامی کند؟ سهم نظام آموزشی در ایجاد و تقویت پرورش منطقی ذهن و تفکر خلاق دانش آموزان چقدر است؟


راهکارهای تقویت یادگیری دانش آموزان

آیا ایجاد عادت های شرطی و یادگیری های کورکورانه وحفظ مطالب درسی پرورش تفکر را به دنبال خواهد داشت؟

متأسفانه آنچه مشهود است این است که به رغم پذیرفتن این اصل که فکر کردن راه را برای آموزش بیشتر و بهتر باز می کند، اما چندان رغبت و تمایلی در تشویق شاگردان به تفکر ملاحظه نمی شود.

تا زمانی که مسئله «تفکر» به طور کلی مطرح می شود، همه با آن موافقند، اما همین که دانش آموزان بخواهند درباره موضوعات درسی به اندیشه بپردازند و راه حلهای تازه بیابند مشکل بروز می کند.

اجرای روش های قالبی خاص و ایجاد محیط سخت انضباطی منجر به حفظ کردن مطالب درسی، جوی را درکلاس درس حاکم می کند که عملاً جلوی هر گونه تفکر سالم را می گیرد.

باید دانست که هدف از فعالیت های آموزشی در مدرسه حفظ کردن و آموختن مطالبی نیست که چندان ارتباطی با زندگی دانش آموزان ندارد بلکه هدف این است که آنان بیاموزند که چگونه فکر کنند و چگونه اندیشه خود را بکار گیرند تا بتوانند درباره آینده خود و جامعه تصمیم بگیرند .

بسیاری از دانشمندان تعلیم و تربیت معتقدند که حاکمیت صرف کتاب های درسی و به وجود آوردن محیط های آموزشی خشک، کار کلاس را بی ارزش ساخته است.

اگر اداره مدرسه و فعالیت های آموزشی آن صرفاً به صورت انتقال دادن شاگردان از کلاسی به کلاس دیگر یا از پایه و مقطعی به پایه و مقطعی دیگر باشد بی گمان هرگز زمینه مساعد رشد تفکر خلاق در ایشان فراهم نخواهد شد.

امروزه متأسفانه عادت های نامطلوبی بر برخی کلاس های درسی حاکم شده است که حتی گاهی به وسیله برخی معلمان و مربیان نیز بر ضرورت حفظ اینگونه عادات پافشاری می شود.

عاداتی که جانشین تعقل و تفکر شده اند. مثلاً ساکت نگاه داشتن دانش آموزان و مجبور کردن آن ها به حفظ و تکرار مطالب درسی و به خاطر سپردن کورکورانه مفاهیم، همچنین پر کردن ذهن شاگردان از معلومات و اطلاعات.

نباید با انتقال فراوان مفاهیم علمی و تمرین های تکراری بی معنا، فرصت اندیشیدن را از دانش آموز گرفت چرا که تنها انتقال اطلاعات و مفاهیم علمی برای اندیشیدن کافی نیست. بلکه معلم باید شرایط اندیشیدن را ایجاد نماید.

ضمناً اندیشیدن هدف نهایی نیست، بلکه دانش آموزان می بایست با اندیشیدن بر شناخت صحیح دست یابند و این شناخت علمی صحیح آنان را به یک باور تثبیت شده برساند. بر اثر ایجاد باور تثبیت شده است که گرایش به سوی عمل تحقق می یابد و در نهایت به انجام دادن عمل منجر می شود.

اکثر معلمان به جای اینکه روش آموختن و اندیشیدن را به دانش آموزان بیاموزند آنان را در مقابل دانسته ها و واقعیت های علمی قرار می دهند. به عقیده «برونر» یکی از روانشناسان تربیتی مهم تر از اینکه فراگیر چه می آموزد، این است که او چگونه می آموزد؟ و این چگونه آموختن با انتقال اطلاعات و حفظ و تکرار آنها حاصل نخواهد شد.

البته تفکر و اندیشه نیز مستلزم تحقق شرایطی است. تنها با گفتن «فکر کنید» تفکر حاصل نمی شود. معلم باید عشق به اندیشیدن را در شاگردان تقویت کند و شیوه اندیشیدن را به آنان بیاموزد.

واقعیت این است که برخی از معلمان از درگیر شدن فکری با دانش آموزان ترس دارند آنها کلاس های آرام و ساکت و تدریس بی دغدغه را ترجیح می دهند در حالی که اگر در فعالیت های آموزشی کلاس مسئله، پیچیدگی و یا مشکل خاصی در جریان تدریس و یاددهی یادگیری ظاهر نشود دانش آموزان فرصتی برای شرکت در فعالیت های فکری پیدا نخواهندکرد.

برخی شاید معتقدند که بررسی مسائل مهم از قدرت فهم و اندیشه کودکان و نوجوانان خارج است. در پاسخ باید گفت نیازی نیست که کودکان مثل بزرگسالان بیندیشند، آنان در حد خود می توانند اندیشمندان خوبی باشند. گروهی نیز شاید بر این باورند که انجام تفکر به وسیله دانش آموزان بالاخره نیاز به دریافت حقایق و اطلاعات از طرف معلم دارد.

در پاسخ باید گفت که بحث ما امکانپذیر بودن یا نبودن کسب حقایق بدون تفکر و یا تفکر جدای از حقایق نیست بلکه سخن در این است که چگونه می توان حقایق را در فرایند تفکر به بهترین وجه مطرح کرد و تجارب یادگیری را از طریق نظم فکری در اختیار دانش آموزان قرار داد.

مدرسه باید نمونه کوچکی از زندگی واقعی دانش آموزان باشد. مشکلات زندگی به صورت فعالیت های مختلف در کلاسهای درس مطرح شده و به وسیله دانش آموزان و با راهنمایی معلمانشان حل شود.

باید محیط آموزشی و امکانات یادگیری آنچنان سازماندهی شود که به صورتی زنده و منطقی با زندگی دانش آموزان ارتباط پیدا کند. دانش آموزان باید دائماً به وسیله معلم در برابر مسائل مختلف قرار گرفته و به تلاش ذهنی واداشته شوند.
معلمان نیز باید در مقابل نظریات دانش آموزان خود نقش یک مخالف اندیشمند را بازی کنند و بیم اشتباه از طرف شاگردان را نداشته باشند چرا که هر جا تفکر جریان داشته باشد احتمال خطا نیز وجود دارد.

از مهمترین وظایف معلم یکی بازسازی اندیشه دانش آموزان است. دیگری ایجاد حس اعتماد در آنان است به گونه ای که دانش آموزان مطمئن شوند که اختلاف نظر آنان با معلم و حتی پاسخ غلط دادن آنها مشکلاتی را در پی نخواهد داشت چرا که وقتی هدف پرورش فکر باشد پاسخ ها را باید وسیله ای برای نیل به این هدف تلقی نمود.

البته باید اذعان داشت که ایجاد شرایط مطلوب برای اندیشیدن کار آسانی نیست و این امر مهمتر و مشکل تر از انتقال اطلاعات در فرآیند یاد دهی و تدریس است.

به هر حال باید این پرسش ها مطرح شود که آیا رشد استعداد و پرورش تفکر جای خود را به حفظ و تکرارهای نامفهوم و بی هدف نداده است؟ آیا فعالیت های بی روح و تکرارهای بی معنی، انتقال صرف اطلاعات و محتوای درسی و تحمیل نظر معلم به دانش آموزان راه فعالیت فکری و رشد اندیشه او را مسدود نکرده است؟

آیا توجه صرف به محصول و تعداد قبولی موجب بی توجهی به فرآیند آموزش نشده است؟

باید بدانیم نباید با برنامه های فشرده و تکراری فرصت اندیشیدن را از دانش آموزان بگیریم.

بر همه ما معلمان و والدین و خانواده ها است که چگونه آموختن، چگونه اندیشیدن، چگونه فکر کردن و چگونه زندگی کردن را به دانش آموزان بیاموزیم، فرصت فکر کردن و اندیشیدن را به آنان بدهیم و زمینه رشد همه جانبه آنان را فراهم نماییم.


همچنین مشاهده کنید





سایت زومیتسایت مجله شبکهوبگردیسایت نامه نیوزسایت رویداد 24خبرگزاری تسنیمروزنامه دنیای اقتصادسایر منابعروزنامه ایرانسایت همشهری‌آنلاین