جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

چنگ‌ «نکیسا» عود «باربد»


چنگ‌ «نکیسا» عود «باربد»
ساسانیان‌ اقوامی‌ آریایی‌ بودند كه‌ در استان‌ فارس‌ زندگی‌ می‌ كردند. به‌ دلیل‌ داشتن‌ نام‌ ساسان‌ این‌ سلسله‌ به‌ نام‌ جدشان‌ نهاده‌ شد.
ساسانیان‌ آخرین‌ و هفتمین‌ سلسله‌یی‌ بود كه‌ پیش‌ از ظهور اسلام‌ در ایران‌ به‌ حكومت‌ رسیدند و متجاوز از ۴۰۰ سال‌ در این‌ سرزمین‌ حكومت‌ كردند.طبق‌ تمام‌ اسناد و مدارك‌ موجود در آن‌ دوران‌، دولتمردان‌ حتی‌ شهریاران‌ ساسانی‌، اغلب‌ از دوستداران‌ موسیقی‌ بودند و حتی‌ بعضی‌ از آنان‌ نیز با موسیقی‌ آشنایی‌ كامل‌ داشتند.
اردشیر ساسانی‌ (اردشیر اول‌) یا )(اردشیر بابكان‌) موسس‌ این‌ سلسله‌ بود. این‌ حكومت‌ از سال‌ ۲۲۴ تا سال‌ ۶۲۵ میلادی‌، ادامه‌ داشت‌.اردشیر اول‌: نخستین‌ شهریار ساسانی‌، موسیقیدان‌ها را در طبقه‌بندی‌ ویژه‌ قرار داد. اردشیر شجاع‌ و چابك‌ بود. با روی‌ كار آمدن‌ او، حكومت‌ پارسیان‌ (حكومت‌ فدرال‌) از میان‌ برداشته‌ شد و قدرت‌ در دست‌ حكومت‌ مركزی‌ متمركز شد و به‌ این‌ دلیل‌ شكست‌ حكومت‌ مركزی‌ به‌ دست‌ اعراب‌، به‌ شكست‌ عمومی‌ ایران‌ انجامید، این‌ همان‌ اتفاقی‌ است‌ كه‌ در دوره‌ هخامنشیان‌ رخ‌ داده‌ بود.در این‌ دوره‌ علم‌ و هنر از ارزش‌ زیادی‌ برخوردار بود. ادبیات‌، نقاشی‌ مانوی‌، كتاب‌های‌ خداینامه‌، كتاب‌ هزار و یك‌ شب‌ و صدها اؤر ارزشمند دیگر مربوط‌ به‌ دوره‌ پادشاهی‌ اردشیر بابكان‌ و پادشاهان‌ هنر دوست‌ ساسانی‌ است‌.
توجه‌ پادشان‌ ساسانی‌ به‌ دانش‌ و ادب‌ و بالا بردن‌ هنرمندان‌ در سطح‌ جامعه‌ باعث‌ شده‌ بود كه‌ آنها براحتی‌ به‌ تحقیقات‌ و خلق‌ آثار هنری‌ زیبایشان‌ بپردازند و به‌ شكوفایی‌ دست‌ پیدا كنند. در تمام‌ دوران‌ ساسانیان‌ مردم‌ همه‌ به‌ علم‌ و هنر علاقه‌ نشان‌ می‌دادند. از آن‌ عصر به‌ عنوان‌ دوره‌یی‌ پر از افتخارات‌ هنری‌ و علمی‌ یاد می‌كنند.
خسرو پرویز در تشخیص آثار هنری‌ و تشویق‌ هنرمندان‌، انوشیروان‌ در قانون‌گذاری‌ و بهرام‌ گور در چامه‌سرایی‌، از شاهان‌ حامی‌ پیشرفت‌ دانش‌ و هنر بودند.یكی‌ از مورخان‌ و متفكران‌ مشهور درباره‌ هنر موسیقی‌ قبل‌ از اسلام‌ در ایران‌ می‌نویسد: «موسیقی‌ در نزد ایرانیان‌ قبل‌ از اسلام‌ كاملا مطلوب‌ و محبوب‌ بوده‌ و رواج‌ بسیار داشت‌ و پادشاهان‌ توجه‌ و علاقه‌ زیادی‌ به‌ اهل‌ و فن‌ موسیقی‌ مبذول‌ می‌نمودند و خنیاگران‌ و موسیقی‌دانان‌ را در دربار پادشاهان‌ ایرانی‌ منزلت‌ و مقامی‌ ارجمند بوده‌ است‌.»در تمام‌ دوره‌ ۴۳۰ ساله‌ حكومت‌ ساسانیان‌ می‌توان‌ به‌ این‌ نكته‌ رسید كه‌ حدود چهل‌ پادشاه‌ در آن‌ حكومت‌ وجود داشتند كه‌ چهار نفر از آنان‌ تغییراتی‌ در اوضاع‌ موسیقی‌ و موسیقیدانان‌ آن‌ زمان‌ داده‌اند. اولین‌ پادشاه‌ اردشیر بابكان‌ است‌ كه‌ از سال‌ ۲۲۶ میلادی‌ تا ۲۴۱ به‌ حكومتش‌ ادامه‌ داد.
در تاریخ‌ آمده‌ است‌ قبل‌ از اینكه‌ اردشیر به‌ سلطنت‌ برسد، او به‌ دستور اردوان‌ آخرین‌ پادشاه‌ اشكانی‌ در ستورگاه‌ (اصطبل‌)زندانی‌ شده‌ بود و در همان‌ زمان‌ بخاطر دلتنگی‌اش‌ در قفس‌ تنبور می‌نواخته‌ است‌.
آشنایی‌ او به‌ موسیقی‌ باعث‌ می‌شد كه‌ در دوران‌ حكومتش‌ به‌ موسیقی‌ و موسیقیدانان‌ اعم‌ از آوازخوانان‌ و نوازندگان‌ ارج‌ بسیار بگذارد و آنان‌ را در جایگاه‌ خاص‌ قرار دهد.در زمانی‌ كه‌ او درباریان‌ و بزرگان‌ كشور را به‌ طبقات‌ ممتاز تقسیم‌ می‌كرد، به‌ دلیل‌ عشق‌ به‌ موسیقی‌ مقام‌ رامشگران‌ و خنیاگران‌ را ارتقا داد به‌ صورتی‌ كه‌ هم‌ رده‌ با درباریان‌ به‌ شمار می‌آمدند. درباریان‌ را به‌ هفت‌ صنف‌ تقسیم‌ كرده‌ بود كه‌ موسیقیدانان‌ به‌ صنف‌ پنجم‌ رسیده‌ بودند تمام‌ پادشاهان‌ بعد از اردشیر بابكان‌ به‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ ارزش‌ نهادند و در تمام‌ دوران‌ سلطنتشان‌ تا قبل‌ از بهرام‌ گور موسیقیدانان‌ را در همان‌ صنف‌ نگه‌ داشتند كه‌ در زمان‌ پادشاهی‌ بهرام‌ گور مرتبه‌ موسیقیدانان‌ به‌ مقام‌ اول‌ رسید.روایت‌ است‌ كه‌ اردشیر رجال‌ دولت‌ را به‌ هفت‌ دسته‌ تقسیم‌ كرده‌ بود. وزرای‌ مخصوص‌ شاه‌ و دربار در صف‌ اول‌ این‌ طبقه‌بندی‌ قرار داشتند. بعد از آنها موبدان‌ بزرگ‌ و قاضی‌ كل‌ و در صف‌ سوم‌ مامورین‌ مهم‌ دولت‌ كه‌ هر كدام‌ در قلمرو خاصی‌ از كشور حكومت‌ می‌كردند به‌ همراه‌ معاونانشان‌ و در رده‌ بعدی‌ خوانندگان‌ و نوازندگان‌، یا هر كسی‌ كه‌ شغلش‌ مربوط‌ به‌ موسیقی‌ بوده‌ است‌. آنان‌ را در ردیفی‌ قرار داده‌ بودند كه‌ عالی‌ترین‌ مامورین‌ دولت‌ قرار می‌گرفتند.اردشیر بابكان‌ وزیر مخصوصی‌ برای‌ موسیقی‌ استخدام‌ كرد و همین‌ طور شخصی‌ را به‌ عنوان‌ «خرم‌باشی‌» برای‌ پرده‌داری‌ عیش‌ و عشرت‌ معین‌ كرد. كار خرم‌ باشی‌ به‌ آن‌ صورت‌ بود كه‌ به‌ فرمان‌ او نوازندگان‌ و خوانندگان‌ پشت‌ پرده‌ در بارگاه‌ سلطنتی‌ به‌ نواختن‌ و خواندن‌ می‌پرداختند و موسیقی‌ مورد علاقه‌ شاه‌ را اجرا می‌كردند.اردشیر برای‌ ندیمان‌ و درباریان‌ بارگاه‌ خود هم‌ درجات‌ و مراتبی‌ را تعیین‌ كرده‌ بود و آنها را به‌ سه‌ دسته‌ تقسیم‌ كرد كه‌ از آن‌ جمله‌ رامشگران‌ بودند و هر طبقه‌ برای‌ او جایگاه‌ خاصی‌ داشت‌. گروهی‌ از موسیقیدان‌های‌ درجه‌ اول‌ را با شاهزادگان‌ و اسواران‌ مثل‌ دو خط‌ مساوی‌ قرار داده‌ بود و در طبقه‌ سوم‌ هم‌ ظرفا و بذله‌ گویان‌ درباری‌ قرار داشتند.دسته‌یی‌ از رامشگران‌ كه‌ چنگ‌ می‌نواختند و با ساز تنبور آشنا بودند در مقام‌ والاتری‌ قرار داشتند. طبق‌ رسم‌ ایرانی‌ در آن‌ زمان‌ ساززن‌ها (نوازندگان‌) مهمتر از خنیاگران‌ بودند. یكی‌ از قدیمی‌ترین‌ نویسندگان‌ دوره‌ اسلامی‌ در رساله‌اش‌ از عزیز بودن‌ موسیقی‌ و اهمیت‌ نوازندگان‌ دوره‌ ساسانی‌ نوشته‌ است‌:«اردشیر دو جوان‌ نویسنده‌ و هوشمند را بر خود گماشته‌ بود تا سخنان‌ او را هنگام‌ بزم‌، واژه‌ به‌ واژه‌ بنویسند. یكی‌ سخنان‌ او را باز می‌گفت‌ و دیگری‌ می‌نوشت‌. این‌ دو جوان‌ زمانی‌ چنین‌ می‌كردند كه‌ مستی‌ بر اردشیر چیره‌ شده‌ بود چون‌ بامداد فرا رسید و پرده‌ را بر می‌گرفتند، جوان‌ نویسنده‌ همه‌ آنچه‌ را كه‌ اردشیر هنگام‌ خوابیدن‌ گفته‌ بود برایش‌ می‌خواند، اگر در آنچه‌ می‌خواندند، دستوری‌ بود به‌ نای‌ زنی‌ كه‌ او از دستورش‌ سرتافته‌ بود، نای‌ زن‌ را فرا می‌خواند و به‌ او پاداش‌ می‌داد و به‌ او می‌گفت‌ «تو در آنچه‌ كرده‌یی‌ به‌ راست‌ بوده‌یی‌ و شاه‌ در فرمانی‌ كه‌ داده‌ بود خطا كرده‌.»در كتاب‌ كارنامه‌ اردشیر بابكان‌ هم‌ آمده‌ است‌ كه‌ اردشیر در هنگام‌ اقامت‌ اجباری‌ در طویله‌ به‌ خواندن‌ آواز و نوای‌ سه‌تار مشغول‌ بوده‌ است‌.حكیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ نیز در شاهنامه‌اش‌ از سازهای‌ رزمی‌ در دوران‌ اردشیر بابكان‌ نام‌ برده‌ است‌. بهرام‌ گور (ورهرام‌ یا بهرام‌ پنجم‌) پانزدهمین‌ شاهنشاه‌ ساسانی‌ بود كه‌ از سال‌ ۴۲۹ تا ۴۳۸ میلادی‌ حكومت‌ كرد. او در جوانی‌ به‌ تحصیلات‌ و علم‌ پرداخت‌. به‌ حیره‌ رفت‌ تا نزد «نعمان‌ نحمی‌» دانش‌های‌ مختلف‌ را بیاموزد. او در كنار علوم‌ مختلف‌ به‌ تعالیم‌ موسیقی‌ هم‌ پرداخت‌. در دوران‌ فرمانروایی‌ او موسیقیدانان‌ جایگاه‌ والاتری‌ پیدا كرده‌ بودند. اولین‌ كار بهرام‌ پس‌ از نشستن‌ بر تخت‌ شاهی‌ آن‌ بود كه‌ به‌ وضعیت‌ موسیقیدانان‌ و سرایندگان‌ رسیدگی‌ كند. می‌گویند در زمان‌ او مردم‌ موظف‌ بودند كه‌ نیمی‌ از روز را به‌ كاركردن‌ بپردازند و نیمی‌ دیگر را به‌ رامشگری‌ و شادی‌ مشغول‌ باشند.علاقه‌ بهرام‌ گور به‌ موسیقی‌ آنچنان‌ بوده‌ كه‌ در داستان‌هایی‌ كه‌ كم‌ و بیش‌ در ایران‌ جنبه‌ افسانه‌یی‌ دارد از آن‌ حكایت‌ها می‌كنند. در قصرش‌ هزاران‌ نوازنده‌ و خواننده‌ بود، با گرفتن‌ ایالت‌ سند از پادشاه‌ هند، از آنان‌ درخواست‌ كرد كه‌ رامشگران‌ آن‌ سرزمین‌ را به‌ ایران‌ بفرستند و گروهی‌ نوازنده‌ و رقصنده‌ به‌ نام‌ لولی‌ و لوری‌ و سوری‌ (كابلی‌) از هند به‌ ایران‌ آمدند تا ایرانیان‌ از موسیقی‌ و آواز آنها استفاده‌ كنند.این‌ موسیقیدانان‌ هنری‌ در روستاهای‌ ایران‌ در كوچه‌ و بازارش‌ راه‌ می‌افتادند و برای‌ مردم‌ ترانه‌ می‌خواندند و آنها نغمه‌های‌ خاص‌ كشورشان‌ را به‌ گوش‌ ایرانیان‌ می‌رساندند.بهرام‌ گور حتی‌ در موقع‌ شكار هم‌ از موسیقی‌ غافل‌ نمی‌شد. در شاهنامه‌ بیان‌ شده‌ كه‌ در شكارگاه‌ هنگام‌ نشستن‌ بر ركابهای‌ زرین‌ شتر، كنیزكی‌ رامشگر چنگ‌ نواز حضور داشته‌ كه‌ شاه‌ در حین‌ شكار از نوای‌ دلنشین‌ ساز محروم‌ نباشد.در روایت‌ است‌ كه‌ بهرام‌ گور عاشق‌ دوشیزه‌ خنیاگری‌ به‌ نام‌ آزاده‌ شده‌ بود و آنقدر این‌ داستان‌ عاشقانه‌ شهرت‌ پیدا كرد كه‌ هنرمندان‌ و نگارگران‌ ایرانی‌ از آن‌ برای‌ آؤار هنری‌شان‌ استفاده‌ می‌كردند.این‌ پادشاه‌ ساسانی‌ در ترفیع‌ مقام‌ اجتماعی‌ و رسمی‌ موسیقیدان‌ها بذل‌ توجه‌ كرد. در زمان‌ او پست‌ترین‌ مطربها هم‌ به‌ والاترین‌ رتبه‌ رسیدند هركس‌ كه‌ در موسیقی‌ او را به‌ شور می‌آورد از گروه‌ فرو دست‌ به‌ گروه‌ برین‌ بالا می‌رفت‌ و اگر كسی‌ او را به‌ شور نمی‌آورد از گروه‌ نخستین‌ به‌ گروه‌ دومین‌ نزول‌ می‌كرد. این‌ آیین‌ ادامه‌ پیدا كرد تا دوران‌ پادشاهی‌ انوشیروان‌ كه‌ او دوباره‌ گروه‌ها را به‌ همان‌گونه‌ اول‌ به‌ جای‌ نخست‌ خود نشاند.خسرو اول‌ از سال‌ ۵۳۱ تا ۵۷۸ میلادی‌ به‌ پادشاهی‌اش‌ ادامه‌ داد. با تثبیت‌ پایه‌های‌ حكومتش‌، بنیانهای‌ اجتماعی‌ به‌ تباهی‌ و ویرانی‌ رسیدند بطوری‌ كه‌ در یك‌ روز سه‌ هزار تن‌ را به‌ جرم‌ اعتقاد مذهبی‌ گردن‌ می‌زدند.در چنین‌ شرایطی‌ هنر و موسیقی‌ هم‌ نمی‌توانست‌ از جایگاه‌ واقعی‌ خود برخوردار باشد. مقام‌ رامشگران‌ و موسیقیدانان‌ روبه‌ نزول‌ رفت‌ تا به‌ رتبه‌ پنجم‌ رسید.انوشیروان‌ داستان‌ها و قصه‌های‌ ملی‌ كهن‌ را گردآوری‌ كرد و خواست‌ كه‌ در كتابخانه‌ها باقی‌ بماند. در زمان‌ سلطنت‌ او سازهای‌ اصیل‌ ایرانی‌ و قدیمی‌ پراكنده‌ شدند. سازهایی‌ مثل‌ بربط‌، عود، تنبور و كمانچه‌ به‌ عربستان‌ برده‌ شد و تا به‌ امروز هم‌ جایگاه‌ قدیمش‌ در ایران‌ پیدا نشده‌ است‌.مزدك‌ در آن‌ زمان‌ مدعی‌ آیینی‌ شد با بنیان‌ موسیقی‌، او در اصول‌ خود چنین‌ آورده‌ كه‌:«خداوند آسمان‌ها، مانند پادشاهی‌ بر تخت‌ نشسته‌ و چهار قوه‌ یعنی‌ شعور، عقل‌، حافظه‌ و شادی‌ در پیش‌ او ایستاده‌اند و این‌ چهار نیرو به‌ دستیاری‌ شش‌ وزیر، امور عالم‌ را اداره‌ می‌كنند و وزیران‌ در میان‌ دوازده‌ روح‌ در حركت‌اند. یكی‌ از نیروهای‌ معنوی‌ چهارگانه‌ سه‌قوه‌ شادی‌ و نماینده‌ موسیقی‌ است‌.» این‌ عبارت‌ بیانگر آن‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ در زندگی‌ روزانه‌ مردم‌ تا چه‌ پایه‌ موؤر و جزو احتیاجات‌ روحی‌ آنها بوده‌ است‌.سقوط‌ هنر موسیقی‌ از اوج‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ در دوران‌ سلطنت‌ خسرو اول‌ كشورگشایی‌ و جنگ‌ از اهمیت‌ بیشتری‌ برخوردار بود و موسیقی‌ در هنگام‌ برگشت‌ شاه‌ و لشگر از فتح‌ بزرگ‌ نواخته‌ می‌شد.عصر طلایی‌ موسیقی‌ ساسانی‌ مصادف‌ با دوره‌ خسروپرویز است‌. در طول‌ سال‌ ۵۹۰ تا ۶۲۷ میلادی‌ با زمینه‌یی‌ كه‌ از پیش‌ فراهم‌ شده‌ بود و استادان‌ ماهری‌ كه‌ در فن‌ موسیقی‌ به‌ وجود آمدند، موسیقی‌ در ایران‌ رتبه‌ والایی‌ گرفت‌.
دامنه‌ موسیقی‌ در آن‌ عصر و كثرت‌ موسیقیدانان‌ آنقدر زیاد بود كه‌ آن‌ دوره‌ عصر طلایی‌ نامیده‌ شد. روایات‌ تاریخی‌ و افسانه‌یی‌ از خسروپرویز به‌ عنوان‌ دوستدار تجمل‌ و زندگی‌ اشرافی‌ یاد كرده‌. گفته‌ می‌شود كه‌ او بیش‌ از دیگر شهریاران‌ ساسانی‌ به‌ موسیقی‌ توجه‌ داشته‌ تا آنجا كه‌ در مراسم‌ افتتاح‌ سد دجله‌، موسیقیدان‌ها را هم‌ مانند «ساتراپ‌ها» (استانداران‌) شركت‌ داد.از این‌ دوره‌ دو اثر ارزشمند به‌ جامانده‌، دو منظره‌ شكارگاه‌ حجاری‌ شده‌ در صخره‌های‌ طاق‌ بستان‌ كرمانشاه‌.
در آن‌ حجاری‌ می‌توان‌ عده‌یی‌ نوازنده‌ برای‌ سرگرم‌ كردن‌ شهریار ساسانی‌ را مشاهده‌ كرد یا در هنگام‌ شكار در شكارگاه‌ گوزن‌، هنرمندان‌ روی‌ سكویی‌ مشرف‌ به‌ شكارگاه‌ نشسته‌اند تا از حمله‌ حیوانات‌ وحشی‌ در امان‌ باشند.سازهایی‌ كه‌ در نگاره‌های‌ طاق‌ بستان‌ وجود دارند عبارتند از: نوعی‌ چنگ‌ كه‌ جعبه‌ صوتی‌ افقی‌ چوبی‌ و دسته‌ قائم‌ دارد، همانند چنگی‌ كه‌ در آرامگاه‌ سلطنتی‌ سومر و مربوط‌ به‌ هزاره‌ سوم‌ قبل‌ از میلاد است‌.سازهای‌ بادی‌ و كوبه‌یی‌ هم‌ در نگاره‌ طاق‌ بستان‌ وجود دارد، قره‌نی‌ و شاید، نی‌ و دایره‌یی‌ چهارگوش‌ كه‌ شاید همان‌ «گمبر» پهلوی‌ یا چنبر فارسی‌ دری‌ باشد،سازی‌ دیگر از انواع‌ ساز دهنی‌ سازهای‌ رزمی‌ مثل‌ طبل‌ بزرگ‌ كه‌ به‌ آن‌ كوس‌ می‌گویند و رویین‌نای‌ كه‌ شاید از خانواده‌ كرنا باشد. همچنین‌ «خورازك‌» كه‌ همانند دف‌ امروزی‌ است‌ و عده‌یی‌ نوازنده‌ در حجاری‌ شكارگاه‌ آن‌ را در دست‌ گرفته‌ و می‌نوازند. در مجموع‌ سازهایی‌ كه‌ در دوره‌ ساسانی‌ وجود داشته‌اند عبارتند از: تمبور (تنبور یا طنبور)، خوزاك‌ (نوعی‌ ساز كوبشی‌ شبیه‌ دف‌ یا ضرب‌ امروز)، نای‌ (نی‌)، چمبر (چنبر)، بربت‌ (بربط‌)، چنگ‌،كاپیك‌ (كپیك‌)، كنار (گیتار)، نقاره‌، دهله‌، زنگ‌، طاس‌، سیاه‌نی‌، سرنا، كرنا، سیمبال‌ و مشتك‌ (نوعی‌ ساز بادی).موسیقیدانان‌ معروفی‌ كه‌ در موسیقی‌ ایران‌ نقش‌ بسزایی‌ داشتند در دربار خسروپرویز به‌ فعالیت‌ می‌پرداختند. از آن‌ جمله‌ «باربد» كه‌ نام‌ او را فهلبذ، فهلوز، فهربد، فهلیذ، بهلبد و بهربذ نیز می‌گفتند.باربد برای‌ سی‌روز ماه‌ لحنی‌ ساخته‌ بود كه‌ آن‌ را «سی‌لحن‌ باربد» می‌گفتند و برای‌ سیصد و شصت‌ روز از سال‌ اوستایی‌، سیصد و شصت‌ لحن‌ ساخته‌ و همچنین‌ برای‌ هفت‌ روز در هفته‌، هفت‌ آهنگ‌ به‌ نام‌ «خسروانی‌» كه‌ هر روز یكی‌ را اجرا می‌كرد.باربد نوازنده‌ عود بود و در نواختن‌ آن‌ استاد، زادگاهش‌ در جهرم‌ فارس‌ یا مرو خراسان‌ ذكر شده‌ است‌. داستان‌هایی‌ زیادی‌ به‌ باربد نسبت‌ داده‌ شده‌ كه‌ اغلب‌ آنها مبالغه‌آمیز است‌.تدبیر و تمهید باربد برای‌ دیدار با خسروپرویز هم‌ جالب‌ است‌. به‌ ظاهر باربد بر اثر جسارت‌ به‌ رییس‌ موسیقیدان‌های‌ دربار، نمی‌توانسته‌ به‌ حضور خسروپرویز برسد، ولی‌ با جلب‌ موافقت‌ «مردویه‌» باغبان‌ باغ‌ اختصاصی‌ خسروپرویز، توانست‌ در بالای‌ درختی‌ مشرف‌ به‌ تخت‌ شاهنشاه‌ پنهان‌ شود و با هنرنمایی‌ خاص‌ توجه‌ شهریار ساسانی‌ را به‌ خود جلب‌ كند.
این‌ داستان‌ از نمونه‌ قصه‌هایی‌ است‌ كه‌ برای‌ باربد موسیقیدان‌ دربار خسروپرویز نوشته‌اند.یكی‌ دیگر از موسیقیدانان‌ دربار «نكیسا» بود كه‌ چنگ‌ را به‌ زیبایی‌ می‌نواخته‌ و به‌ او «چنگی‌ خسروپرویز» لقب‌ داده‌اند.
از دیگر موسیقیدانان‌ دربار ساسانی‌ می‌توان‌ به‌ بامشاد، رامتین‌ یا رامین‌ یا رامی‌ یا رامنین‌، كوسان‌ نواگر، آفرین‌، سركش‌ یا سركب‌ یا سركس‌ یا سركیس‌، خاركش‌، آزادوار چنگی‌ كاسه‌گر و خسروانی‌ اشاره‌ كرد.
اوج‌ موسیقی‌ قبل‌ از اسلام‌ در دوران‌ سلطنت‌ ساسانیان‌ بوده‌ و اثرات‌ ن‌ را تا به‌ امروز می‌توان‌ یافت‌ كرد.
مریم‌ عبداللهی‌


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

یاد آن آوای ماندگار


یاد آن آوای ماندگار
مراسم چهلمین روز آن زنده یاد دو هفته گذشته و در وضعیتی نه چندان درخور این استاد برگزار شد. به همین مناسبت استاد احمد ابراهیمی، از مدرسان پیشكسوت آواز كه حشر و نشری طولانی با استاد عمومی داشتند نوشته ای در این باره نگاشتند كه از نظر شما گرامیان می گذرد .
شیان لوبكت الدماء علیها
عیناك حتی تؤذنا بذهابی
لم یبلغا المعشار من حقی هما
فقد الشباب و فرقته الاحبابی
حضرت علی علیه السلام
گلی پرپر شد از باد خزانی
كه كار بلبلان شد نوحه خوانی
گل من بلبل من هر دو او بود
كه شد تاراج امیال خزانی
چهل روز از وفات استاد بزرگ زمانه جناب آقای دكتر سیدحسین عمومی گذشت. او مردی بزرگ و هنرمندی بی بدیل و فرید بود. او درجه دكترای خود را از دانشكده حقوق در رشته علوم قضایی با رتبه ای ممتاز دریافت نمود و تا روزگار بازنشسته شدنش در پست های مهم قضایی از قبیل بازپرسی، دادیاری، مستشار دیوان قضا و ریاست دادگاههای دادگستری را پشت سر گذاشت. او قاضی بود شجاع و پاكدامن . ما را با مقام و رتبه و قاضی بودن این مرد شریف حرفی نیست. وظیفه یك انسان والا انجام دادن وظائف انسانی است، اما به شرط این كه دیگران نیز به روش خداپسندانه عمل كنند؛ ما را با هنر این مرد بزرگ حرف است. او هنرمندی والا در رشته سبك آواز ایرانی بویژه سبك آوازخوانی اصفهان، كه سبكی است مشكل، توانایی و تبحر خاص داشت كه فقط منحصر به این عزیز بود. استاد دكتر عمومی شیوه آواز خواندن خوانندگان نامی اصفهان را از قبیل استادان سید رحیم- قاضی عسگر- حبیب شاطر حاجی- حسین خضوعی ساعت ساز و ادیب و تاج را به خوبی می دانست و روش و سبك تك به تك این استادان خواننده را می دانست و آواز هر كدام را به روش آنها می خواند.
استاد روش آواز صدر و شهاب را نیز به خوبی اجرا می كرد. بنده می گویم دانستن این همه هنر برجسته در توانایی هیچ خواننده ای نیست فقط او بود- او بود- او بود.
روزی از روزهای گذشته در خدمت این دوست هنرمند بودم؛ گویا اگر فراموش نكرده باشم آقارضا موسوی زاده نوازنده چیره دست تار كه دانش آموخته از مكتب استاد عمومی بود حضور داشت.
استاد دكتر عمومی به آقای موسوی زاده تكلیف كرد كه ساز را كوك دستگاه چهارگاه كند و این غزل حضرت حافظ را با آن صدای آسمانی خود شروع كرد و گفت آقای ابراهیمی من فقط این دو مصرع را در چند سبك آواز اصفهان می خوانم می خواهم توجه داشته باشی (حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت/ آری به اتفاق جهان می توان گرفت).
در شروع آواز اول سبك استاد ادیب خوانساری را خواند و بعد سبك آواز استاد تاج. گفت توجه كنید این دو سبك آواز چقدر با هم متفاوت است. بعد با همراهی تار آقای موسوی زاده؛ سبك سید رحیم، سبك صدر و شهاب را خواند و هر كدام با روش آواز دیگری متفاوت بود، قدرت صدا و توانایی به یاد آوردن آواز خواننده هایی كه در عصر خود بی نظیر بودند و به خاطر سپردن روش هر یك از آنان؛ من به جرأت می گویم درخور توانایی هیچ خواننده ای نیست. استاد عمومی تمام این سبكهای آواز را ادغام كرده بود و سبكی ایجاد شده بود كه الاماشاءالله در این اواخر وقتی دهان به آواز می گشود تمام شنونده ها را سر جای خود میخكوب می كرد. مسلماً آنهایی كه كنسرت پژوهشی این استاد را دیده و آوازش را شنیده اند بر گفته من صحه خواهند گذاشت. او صدای آسمانی داشت. اجرای تحریر و تكیه و خواندن شعر را طوری اجرا می كرد كه هیچ خواننده استادی نمی توانست یك مصرع از آواز او را تقلید كند. افسوس كه یك دنیا حسن و ملاحت آواز ایرانی را به زیر خاك برد. او آخرین باقیمانده هنر آوازی اصفهان بود. می گفت آواز را از سن ده سالگی با خواندن سوره هایی از كلام الله مجید شروع كردم و چون پدرم صاحب تكیه ای بزرگ در اصفهان بود و این تكیه از اجدادش به او رسیده بود و در این تكیه در ایام و لیالی عزیز ماه محرم و صفر مركز روضه خوانی و ذكر اباعبدالله الحسین بود من هم خدمتگزار این تكیه بودم و خواننده های بزرگی مانند قاضی عسگر، حسین شاطر حاجی، شهاب، صدر و دیگر روضه خوانهای نامی اصفهان كه هر كدام خواننده ای از همه جهت توانا بودند و در این تكیه هنر خود را به پای حضرت امام حسین(ع) و خاندان نبوت می ریختند و در اختیار مردم عزادار می گذاشتند من هم بنا به امریه پدرم تحت تعلیم این بزرگان قرار می گرفتم.
بنده به خاطر دارم كه قبل از سال ۱۳۴۰ برای دیدار شادروان استاد نواب صفا به اصفهان رفتم. آقای نواب صفا مدیر كل تبلیغات و رادیو مركز استان اصفهان بود. از آنجایی كه شانس با من یاری كرد، پس از ده سال حضرت استاد دكتر عمومی را زیارت كردم و شبهای به یاد ماندنی و خوشی را در حضور این عزیز از دست رفته و استاد تاج و خوانندگان و نوازندگان عزیز اصفهان گذراندم. من در آن روزگار همیشه مورد لطف و محبت بی شائبه هنرمندان خواننده و نوازندگان عزیز اصفهانی قرار می گرفتم؛ با این وصف در مقام آوازخوانی در مقابل دانش آواز و دلنشینی صدا و احاطه به شعر را كه استاد دكتر عمومی داشتند نه تنها من بلكه دیگر خوانندگان نیز كمیتشان لنگ بود. در آن روزگار سال ۳۸ یا ۳۹ ایشان سمت مستشاری دیوان قضا را داشت و به من می گفت آقای ابراهیمی من در تمام روز هشت ساعت كار قضا را انجام می دهم و بعد از، آن همه روزه بعد از انجام كار اداری چهار ساعت نیز به هنر و انجام كار آواز و موسیقی می پردازم. توصیه ایشان این بود كه هنرمند نباید از تمرین و آموزش موسیقی بویژه آواز خوانی غفلت كند. این استاد بزرگ پس از بازنشستگی در تهران منزل خود كلاسی دایر كرد و به مدت ده سال تعلیم خوانندگان و نوازندگان را به عهده گرفت و خوشبختانه خوانندگان عزیزی چون: علیرضا قربانی، استاد فلاح، هنرمند خوش صدا و استاد آقای قنبری و استاد دكتر خدایاری و آقای احمدی وند و برادرانش از این كلاس بهره گرفتند. استاد دكتر عمومی چون از تظاهر و خودنمایی به دور بود اجازه نمی داد هنرجویان حتی دوستان نزدیك او صدایش را ضبط كنند. متأسفانه اثر ضبط شده ای از این هنرمند در دسترس نیست. در سال ۱۳۸۳ روزی به منزل بنده تشریف آوردند؛ ضمن صحبت های متداول هنری گفتم می دانم مرا دوست داری شما را به دوستی قسم می دهم اجازه بفرمایید لااقل دو كاست از صدای شما با اركستر ضبط شود. ایشان با آن چهره مهربان و دوست داشتنی نخواست روی مرا به زمین اندازد موافقت خود را اعلام نمود. بنده با یك نفر از دوستان عزیز آقای علیرضا پورامید كه این امر مهم را قبول كردند كه با چند نفر نوازنده برجسته در استودیو این نوارها ضبط و در اختیار دوستداران هنر قرار گیرد، ولی متأسفانه استاد دكتر عمومی مانند هدهد سلیمان قفس زندان سكندر را شكست و به دیار سلیمان رخت بربست. ای كاش زمانه هنری ما هنرمند دیگری را نظیر دكتر عمومی به مردم هنردوست ما تقدیم كند. من این ضایعه در عالم هنر را به كلیه دوستان و هنرآموختگان و دوستان این استاد بزرگ تسلیت می گویم .دكتر عمومی فقط متعلق به خانواده خود نبود ؛ این مرد فرهیخته متعلق به تمام مردم هنردوست این كشور است. خانواده این مرد بزرگ به این دلیل كه بلیط مسافرت به كشور كانادا را قبل از فوت ایشان تهیه كرده اند در نتیجه هشت روز بعد از درگذشت این عزیز گرامی ایران را ترك كردند و بدانجا كوچ نمودند. من نمی دانم كه این كار در این روزگار سرد و سخت و هجرت و كوچ و اقامت و خروج و ویزا و پذیرش و اخراج (دیپورت) و ... چگونه تعبیر می شود و در این وانفسای قحط عاطفه ها و فقر مهربانی ها، آیا صحیح است یا نه؟ ولی این را می دانم كه در روز چهلم این مرد بزرگ و با دیدن مزار و آرامگاه او و عدم حضور خانواده اش چقدر بر غربت و مظلومیت پنهانش به همراه حاضران اندك و انگشت شمار گریستم...
با احترام احمد ابراهیمی ۳/۶/۱۳۸۴
استاد احمد ابراهیمی

وبگردی
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها