یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 20 May, 2018

درباره یکی از موسیقیدانان نیواورلئان


درباره یکی از موسیقیدانان نیواورلئان
آقای توسان دستان خود را با تردید برای گرفتن پاكتی حاوی آخرین عكس های خانه اش كه به وسیله عكاس نیویورك تایمز چند روز قبل گرفته شده بود، دراز كرد. عكاسی كه با دشواری بسیار توانسته بود خود را از عمق آبی كه تا كمر می رسید به پائین خیابان برساند. این عكس ها اولین دیدارهای توسان با خانه آجری رنگش بعد از توفان بود؛ خانه ای كه پیش از این بسیار مرتب بود و توسان و پیانوی او برای دهه ها در آن زندگی كرده بودند.توسان در حالی كه به عكس ها خیره نگاه می كرد بعد از سكوتی كوتاه گفت: وقتی به عكس ها نگاه می كنم احساس می كنم خیس شده ام و آب كه خانه ام را همه در برگرفته است، بر تن خیس من شلاق می زند.وی ادامه می دهد: اما باز جای خوشحالی است كه خانه سرپاست، سقف خراب نشده و در ورودی همچنان بسته است. مكث می كند و می گوید لابد این آب گندیده به درون خانه نفوذ كرده است.عكس ها را كنار می گذارد، سكوت می كند و با شوق می گوید: اكنون انگیزه بیشتری برای موسیقی، نواختن و تصنیف كردن دارم.با انگشت هایش بر روی میز رنگ می گیرد و می گوید: من نمی توانم صبر كنم تا همه چیز به حالت عادی بازگردد تا دوباره من شروع كردن را از سر بگیرم. به محض اینكه نیروهای امنیتی اجازه ورود دهند، سیگاری روشن می كنم، چكش به دست می گیرم و فریاد می زنم من اینجا هستم! آماده بازسازی همه آنچه كه در نیواورلئان خراب شده است تا نیواورلئان جدیدی بر فراز این نیواورلئان بسازم.توسان اجرا كننده، تصنیف كننده و تولیدكننده موسیقی است و آنقدر متبحر است كه تاثیر بلا منازع او بر موسیقی نیواورلئان به عنوان قلب جاز دنیا و موسیقی «راك اند رول»، تنها با اشاره به آهنگ هایی مانند «كار در معدن زغال سنگ»، «مادر خوانده» و «شب های جنوبی» آشكار می شود.
جاش فیگنباوم همكار او در برخی آثار می گوید: توسان خالق بسیاری از ریتم ها و گوشه هایی است كه امروز در موسیقی روزانه عادی محسوب می شوند، ضرباهنگ های خاص و تنظیم های شگرف. شناسایی اثربخشی او بر موسیقی «راك اند رول» بی هیچ نیازی به اغراق، ستودنی است.
توسان این روزها دست در كار اجراهایی به نفع كمك به بازسازی و یاری نیازمندان نیواورلئان است. او خود خواهد نواخت، اعضای گروهش سایر گروه ها را حمایت خواهند كرد و بسیاری از خوانندگان آهنگ های پر امید او را خواهند خواند.با این همه، توسان نامی پرآوازه و آشنا نیست. هرچند گستره آهنگ های او و تصنیف های او برای اغلب شنوندگان آشنا است.كاستلو كارشناس موسیقی می گوید: من مبهوت می شوم گاهی كه می بینم به رغم آثار متنوع و گوش نواز توسان، نام او در كتاب موسیقی آمریكا از قلم می افتد.توسان بعد از بزرگ شدن در بخشی جدا افتاده در نیواورلئان شروع به نواختن پیانو به صورت حرفه ای از ۱۷ سالگی كرد، اولین آلبوم خود را در بیست سالگی منتشر كرد و در تمام دهه شصت به صورت پی درپی شاهكارهایی را منتشر كرد.موسیقیدان هایی از رولینگ استون تا گلن كمپل آهنگ های او را اجرا كرده اند.
توسان پرورش دهنده گروه میتز، از گروه های پرطرفدار جاز تند بود كه به خوبی توانست موسیقی جاز، جاز تند، سل و ریتم و بلوز را در زمینه ای از موسیقی محلی تركیب كند.كویینت دیویس از مسئولان فستیوال میراث فرهنگی و جاز و مسئول برگزاری كنسرت گاردن كه جهت حمایت از آسیب دیدگان كاترینا برگزار می شود، می گوید كه بی غلو می توان گفت كه توسان، شاخص و محك آبرومندی برای موسیقی نیواورلئان است. اما توسان در نیواورلئان بسان اسطوره ها زندگی نمی كند. در اوایل دهه هفتاد، او در خانه ای معمولی در بن بست «فری پلیس» در محله ای آرام و طبقه متوسط در كنار دیگر سیاهپوستان زندگی می كرد. او «فری پلیس» را دوست داشت «چون كه در اینجا هنگامی كه از خانه خارج می شوم، جهان به صورتم سیلی نمی زند.»برخی از همسایگان توسان معتقدند كه زندگی در كنار توسان، مردی كه همه جا را خانه خود می داند برای آنها فرصت مغتنمی است. رامل گیریفین كشیش تعمید دهنده ای كه در همسایگی توسان زندگی می كند می گوید كه درست در كنار منزل من، یكی از بزرگ ترین مردان نیواورلئان زندگی می كند؛ مردی متواضع و دوست داشتنی.توسان می گوید: پسر من یك انسان ازخود راضی است. او هم یك موسیقیدان و تولیدكننده است. او دائم اصرار می كند كه به محله ای و منزلی تجملی تر برویم. او می گوید كه زندگی وسیع است و من می گویم وسعت در روح است نه جغرافیا.
به همین خاطر است كه تخلیه شهری ویران برای هنرمندانی مانند توسان كه تمام روحیه و الهام خود را از محیط زندگی و حیات روزمره می گرفتند، اینقدر اندوه زا است. او می گوید: بسیاری از ما هنگامی كه می خواهیم شهر را ترك كنیم، قبل از رفتن دلتنگ می شویم.البته توسان این بار قصد ترك شهر را نداشت. او می گوید: در اینجا توفان ها عضوی از خانواده ما هستند. اعضایی دشمن گونه و كهن.روز قبل از هجوم كاترینا، توسان در این فكر بود كه سنجیده تر آن است كه اینجا را ترك كند، اما نه شهر را. او تصمیم می گیرد به همراه چمدان سفری خود به طبقه بالای یك هتل برود.اما الوارها می شكنند و توسان خود را تا مچ پا در آب می بیند. «با اولین ضربه موج، هتل پر از آب شد.» توسان یك بلیت برای ترك شهر تهیه می كند، بلیت اتوبوسی كه هرگز عینیت پیدا نكرد. در این میان به دوستی برخورد می كند كه در ازای مقداری پول برای او بلیت تهیه می كند. او به نیویورك می رود. جایی كه یكی از دوستان او ترتیب لازم برای اقامت موقت او در یك آپارتمان نزدیك لینكلن سنتر را داده است.توسان می گوید كه دوست ندارد به چیزهایی كه ممكن است از دست داده باشد فكر كند، چیزهایی مثل پیانو، سینتی سایزر، برگه های نت، كاست های آزمایشی آهنگ ها و تصنیف ها. من قصد ندارم با درد بازی بازی كنم. آنچه كه از دست رفته، دیگر رفته است.توسان به شكوفایی مجدد نیواورلئان خوش بین است. او می گوید كه این تنها یك وقفه است و جایگاه نیواورلئان در فرهنگ آمریكا با انرژی مضاعفی احیا خواهد شد.او می گوید قصد ندارد توفان را در تصنیف های خود بازنمایی كند. این روزها افراد بسیاری از او دعوت می كنند كه برای دمیدن روح زندگی در شهرهای ویران قلم به دست گیرد و ساز. او در حالی كه ابروهای خود را بالا می اندازد با لبخند می گوید این دعوت ها و كسب شهرت مرهون كاترینا است.

ترجمه: هادی خوشنویس


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

گزارشی از یک شاهنامه خوان

متن زیر از زندگی و فعالیت های این چهره فروتن عرصه فرهنگ وفولكلور منطقه بختیاری كه می خوانید.
می گوید: «در دامنه كوهستان زاده شدم، روز، ماه و حتی سال تولدم را باد برد. در سال هزاروسیصد و سی و یك كه به مركز بخش جانكی (باغملك) در خوزستان كوچیدیم. برای این كه به مدرسه بروم تولدم را سال هزاروسیصد و بیست و پنج رقم زدند و به میل مأمور آمار روزم را پنج و ماهم را پنجم و سالم را بیست و پنج نوشتند. (۵/۵/۱۳۲۵) یادم هست پشت دفترچه های مشقم عكس مصدق بود.»
در پایه چهارم ابتدایی بود كه كلید صندوقچه عقده های پدر بیسوادش شد و می بایست شاهنامه را (كه مردم عشایر به عنوان جنگ نامه یا هفت لشكر می شناسند) هر شب برایش می خواند، غلط هایش را پدر می گفت و برای همسایه ها نیز تفسیر می كرد. پدرش داستان امیرارسلان، حیدربیك، فلك ناز و حسین كرد شبستری را بسیار دوست می داشت و استاد خسروی نیا هنوز هم احساس می كند كه شور و زیبایی آن آثار در خونش جاری است.
پس از اخذ گواهینامه ششم ابتدایی از نظر ادبی خود را بسیار غنی احساس می كند، اما به دلیل عدم بضاعت موفق به ادامه تحصیل نمی شود و با همان مدرك ابتدایی بنابه نیاز منطقه در سال ۱۳۴۱ به جمع آموزگاران می پیوندد و راهی دورترین روستا می شود.
در طول خدمت آموزگاری تحصیلات متوسطه را دنبال می كند، در سال های ۵۳-۱۳۵۲ به مركز بخش منتقل می شود و بنابه علاقه و ذوق هنری اش برای اولین بار چشمان مردم منطقه را با صحنه های تئاتر آشنا می كند و سپس مدارس مركز بخش را به جد زیر پوشش سرود و تئاترهای منظوم و منثور درمی آورد. در دهه های اول انقلاب عهده دار كانون پرورشی مركز بخش می شود و هنر را در ابعاد مختلفش به دانش آموزان دختر و پسر می آموزد.
در سال هزاروسیصد و هفتاد و دو به شهر اصفهان منتقل می شود و در سال هفتاد و سه بازنشسته می گردد.
می گوید: «در طول سی قرن تهاجم، زبان پارسی ام را در دهلیز كامم پنهان كرده ام. سلوكیان بر گرده ام تازیانه زدند، خشت خانه ام را به آب انداختند، از وقارم سنگینی برگرفتند. از كلامم رونق بریدند، در سیاهچال نمور، مأوایم دادند تا یونانی ام خوانند. مولایان تازی طومارم را درهم پیچاندند، از تنم خون مكیدند، آب زلالم را رنگین كردند، سجلم را سوزاندند، تار و پودم را با دشنه الیاف نمودند، مولی ام(۱) كردند تاعجمم خوانند.
مغولان خیمه زردشان را بر سرم افراشتند، به درختم دوختند، زیر رنگین كمان خونم قلیان كشیدند. همچو گوسپند در پوستم دمیدند و به آفتابم گذاشتند. سینه ام را شكافتند، بر جسدم تاختند، كه بی نشانم خوانند.
تاتارها در شاهراه تجربه مغولان به راز زبان پارسی ام نزدیك شدند، سرم را بریدند، حلقومم را دریدند، بر مناره ام اذان خواندند، در محراب استخوانی ام نمازگزاردند، كه بی مایه ام گردانند.
افغانها بر پیكر نیمه سوخته ام رقصیدند، بازمانده ام را به تاراج دادند، در ویرانه های تنم به دنبال راز زبانم پرسه زدند.
سوخته شدم، قطعه شدم، مرده شدم، زنده شدم، گنگ شدم ولی نه لال.
در مبارزات نهانی و آشكار مبارزان فرزانه ادب پارسی، طی سی قرن جدال از یونانیان تا افغانیان، اقوام (بختیاری- تیره لرها) لك ها و كردها كه شاخه های اصلی زبان پارسی را تشكیل می دهند، همواره نقش بسزایی داشته اند... در مناطق بختیاری كه فرهنگ آن مورد نظر است، افرادی خودجوش در پویایی فرهنگ اصیل ایرانی كوشیدند و با گویش لری بختیاری و فارسی، فرهنگنامه ها، تاریخ ها و دیوان های شعری قابل توجهی را در دسترس علاقه مندان به شعر و ادب پارسی به ویژه بختیاری ها فراهم آوردند...» .
استاد خسروی نیا در ابتدای اوقات فراغتش به انجمن ادبی فرهنگی بختیاری های مقیم اصفهان راه می یابد و براساس نیازی كه در خودش حس می كند برگرداندن شاهنامه را به گویش بختیاری بنا می نهد. در این اثر كه جلد اول آن منتشر گردیده به صورت خلاصه و گلچین داستانها را با استفاده از دو فضای ایلی و ملی بازسازی نموده كه مهمترین هدفش حفظ و احیای واژه های منسوخ شده است كه از سالهای نوجوانی دریافت و یادداشت می نمود. در این اثر كه حتماً مورد انتقاد بعضی از طوایف بختیاری قرار می گیرد نهایت دقت در هماهنگی لهجه ها شده است. با همه تلاشی كه معمول شد باز هم خود می داند كه به علت مواج بودن لهجه ها در طایفه و تیره های مختلف بختیاری در هنگام قرائت ایجاد اشكال می شود!
هم اكنون جدای از پایگاه قومی فرهنگی خودش در انجمن های جوان اصفهان در زمینه شعر سپید جوان فعال است و در آینده نزدیك اقدام به چاپ مجموعه شعر سپید كوهستان به زبان فارسی خواهد كرد.
بعد از عشق وافر خودش و تشویق خانواده اش عامل دیگر اشتیاق او در ایجاد اثر شاهنامه بختیاری به هیجان آمدن مردم ایل بختیاری از خواندن شاهنامه به زبان اوست كه آن را با آوای ایل حماسی و محزون می خواند، به صورتی كه بسیاری از هم تبارانش خواهان كاست صدایش به ضمیمه كتاب بودند كه متأسفانه سرمایه گذاری این مهم برایش مقدور نشد.
امید كه رنج و تلاش این شاعر فرهیخته «جواد خسروی نیا» در حفظ و صیانت شاهنامه فردوسی و برگرداندن آن به گویش شیرین بختیاری كه هر آن می رفت بسیاری از واژگانش به بوته فراموشی سپرده شود به بار بنشیند و به حیات خود ادامه دهد، امید كه این نوشتارها بهانه ای باشد جهت حمایت، آفرین باد و پاسداشت این بزرگ فرهیختگان .
به روایت گردآفرید (فاطمه حبیبی زاد): پژوهشگر نمایش آیینی روایی/ نقال و شاهنامه خوان
۱- مولی: رعیت، مقابل مولا.

وبگردی
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!