چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷ / Wednesday, 16 January, 2019

در زندان برازجان


در زندان برازجان
به مناسبت سالروز درگذشت زنده یاد دكتر یدالله سحابی از رهبران نهضت آزادی، با محمد بسته نگار از شاگردان و همفكران آن مرحوم به گفت وگو پرداخته ایم كه در پی از نظر خوانندگان گرامی می گذرد.
•••
•در مورد فضائل اخلاقی مرحوم دكتر سحابی چه خاطراتی دارید؟
اگر بخواهم در یك سطر ویژگی ها و خصوصیات ایشان را خلاصه كنم باید بگویم كه دو ویژگی در ایشان فوق العاده برجسته بود: یكی صداقت و دیگری مردمی بودن.در مورد صداقت ایشان باید بگویم وقتی ایشان در سال ۱۳۴۲ از زندان قصر به زندان قزل قلعه منتقل می شود و آن نامه معروفی كه در مورد حوادث ۱۵ خرداد با اظهارنظرهایی كه درباره آن شده بود، لو می رود و به دست مامورین می افتد، هنگامی كه مامورین از ایشان می خواهند كه آن را انكار كند، ایشان حاضر نمی شوند به دروغ مطلبی را بیان كنند كه همین بیان صداقت یكی از عوامل مهم برگزار شدن محاكمه ایشان و دیگر رهبران و اعضای فعال نهضت آزادی ایران و محكومیت شان می شود. ویژگی دوم یا مورد دوم مردمی بودن ایشان است. دكتر سحابی در طول دوران زندگی و مبارزات سیاسی هیچ گاه حق ویژه ای برای خود قائل نبود و خود را از مردم جدا نمی دانست. در جلسات شورای نهضت و یا هر شورای دیگری كه شركت می كرد همانند دیگران نظر خود را می داد و سرانجام تسلیم نظر جمع می شد، اگرچه این تصمیم با نظر او مغایر باشد. این روش را در زندان و در جمع زندانیان نیز ادامه می داد.
•شما به همراه مرحوم دكتر سحابی و سایر اعضای نهضت آزادی در سال ۴۱ بازداشت و زندانی و سپس به برازجان تبعید شدید، خاطرات آن دوران چه بود؟
به دنبال بازداشت ها و دستگیری ها و سپس محاكمات انجام شده وقتی كه در زندان شماره ۴ قصر به سر می بردیم از فعالیت سیاسی و اجتماعی بازنمی ماندیم. كار ما از جمله پشتیبانی از دیگر زندانیانی بود كه در بندهای دیگر زندان در شرایط بسیار نامناسبی به سر می بردند كه چندبار به خاطر آنها دست به اعتصاب غذا زدیم. به این علت برای اینكه ما را از این فعالیت محروم كنند، مقامات مربوطه طرح تبعید به برازجان را تهیه كرده و در آبان ،۱۳۴۴ ۱۸ نفر از دوستان نهضتی و غیرنهضتی را به دره برازجان كه تبدیل به زندان شده بود، تبعید كردند. این ۱۸ نفر عبارت بودند از: ۱- دكتر سحابی، ۲- مهندس بازرگان، ۳- مهندس عزت الله سحابی، ۴- دكتر عباس شیبانی، ۵- احمدعلی بابایی، ۶- محمدمهدی جعفری، ۷- ابوالفضل حكیمی، ۸- محمد بسته نگار، ۹- مصطفی مفیدی، ۱۰- مجتبی مفیدی، ۱۱- مهدی حمصی، ۱۲- دكتر حسین عالی، ۱۳- سیدمحسن طاهری، ۱۴- ابوالفضل وكیلی، ۱۵- فرخ قالیچه چیان، ۱۶- مهدی شاملو، ۱۷- منوچهر صفا و ۱۸- عباس عاقلی زاده.
خاطرات این دوره زیاد است. ولی مهمترین خاطره، چندین جلسه سخنرانی دكتر سحابی درباره خلقت انسان است كه بعدها به صورت كتاب «خلقت انسان» تالیف شد. كتابی هم پایه «تفسیر پرتوی از قرآن» طالقانی و «سیر تحول قرآن» مهندس بازرگان.
•نقش مرحوم دكتر سحابی در حوادث قبل و بعد از انقلاب چه بود؟
دكتر سحابی- به خصوص بعد از شهریور ۱۳۲۰- با مهندس بازرگان به همكاری با یكدیگر در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی ادامه دادند و در بیشتر این فعالیت ها در كنار یكدیگر بودند. در زمان دكتر مصدق و نخست وزیری وی، دكتر سحابی از حامیان سرسخت وی بود. دكتر سحابی علت علاقه خود به دكتر مصدق را چنین بیان می كند: «وطن دوستی و دلبستگی به سرزمین، زندگی خانوادگی و اجدادی و آبادگری، احساسی است كه در همه وجود دارد... چنین احساسی از نوجوانی، از موقعی كه تازه به دبیرستان می رفتم در من وجود داشت و علت آن دو حادثه و رفتار بود كه در من تاثیر بسیار گذاشت و ذهنم را فراگرفت، كه یكی از آنها نطق های مهیج و پراخلاص و شجاعت آمیز دكتر محمد مصدق در سال های ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ در مجلس پنجم بود.» بعد از كودتای ۲۸ مرداد همراه طالقانی و مهندس بازرگان در نهضت مقاومت ملی نقش فعالی داشت و از جمله امضاكنندگان نامه ای است كه در جهت مخالفت با تشكیل كنسرسیوم نفتی كه متشكل از كارتل های استعمارگران بود، نوشته شد. این امر منجر به اخراج وی از دانشگاه تهران شد، بدین جهت پس از اخراج با همكاری دیگر استادان دانشگاه منجمله مهندس بازرگان در جهت تاسیس شركت «یاد» كه معرف یازده استاد دانشگاه اخراجی است، اقدام كردند. در سال ۱۳۳۹ در تاسیس جبهه ملی نقش اساسی داشته و سپس در سال ۱۳۴۰ از موسسین نهضت آزادی ایران بود. در بهمن ماه ۱۳۴۱ همراه سایر فعالان و اعضای شورای مركزی جبهه ملی و نهضت آزادی ایران بازداشت شد و در سال ۴۲ از كسانی بود كه او را همراه سران و فعالان نهضت محاكمه و به شش سال زندان محكوم كردند كه بعدها در دادگاه تجدیدنظر به علت كهولت سن و ۴۰ سال خدمت فرهنگی دكتر سحابی، این حكم را به ۴ سال تقلیل می دهند كه قسمتی از این محكومیت را در زندان برازجان می گذراند. زنده یاد سحابی بعد از آزادی از زندان به فعالیت اجتماعی خود ادامه داد. از جمله فعالیت های وی تاسیس جمعیت ایرانی دفاع از حقوق بشر است و سپس در راه اندازی مجدد نهضت آزادی ایران نقش فعالی ایفا كردند. هنگام انقلاب عضو شورای انقلاب و بعد از انقلاب مدتی همكار مهندس بازرگان در نخست وزیری، سپس نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بودند. در سال ۱۳۶۴ از جمله موسسین جمعیت دفاع از آزادی و حاكمیت ملت ایران بود. این فعالیت ها همچنان تا آخرین روز زندگی وی ادامه داشته است.
•راز محبوبیت مرحوم دكتر سحابی در بین طبقات جامعه چه بود؟
ویژگی های دكتر سحابی كه مهمترین آن را برشمردم از یك طرف صداقت و مردمی بودن وی و از طرف دیگر بیش از هفتاد سال فعالیت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی از دكتر سحابی چهره ای فوق العاده محبوب ساخته بود كه باعث شد مردم ایران در هنگام فوت و تشییع پیكر وی، سپس در مجالس بزرگداشت او در تهران و سراسر كشور آن تجلیل را از ایشان به عمل آورند و از خدمات ایشان قدرشناسی كنند، به رغم همه مشكلاتی كه در این راه وجود داشت.
مهمترین شاخصه دكتر سحابی در این زمینه تالیف كتاب «خلقت انسان» است كه تالیف این كتاب و دو كتاب دیگرش او را در ردیف اندیشمندان احیاگر قرار داده است. زیرا مسئله خلقت انسان از دیرباز ذهن روشنفكران دینی را به خود مشغول كرده بود كه چگونه می شود ظواهر بعضی از احكام دینی در مورد خلقت انسان و سیر تكاملی آن را كه ممكن است خلاف اصول علمی باشد با آن مبانی تطبیق داد كه اغلب این مسئله را تضاد بین علم و دین تلقی می كردند. دكتر سحابی در این كتاب و كتاب های دیگرش در این زمینه به این مشكل مهم پاسخ داده و در رفع تضاد بین علم و دین سعی و كوشش فراوانی انجام می دهد.
دكتر سحابی در كتاب خلقت انسان به رد نظریات آباء كلیسا در مورد خلقت انسان می پردازد كه بعداً وارد جهان اسلام شده و بین مسلمانان رواج پیدا كرده است و متاسفانه به عنوان یك عقیده قطعی دینی و قرآنی تلقی می شود. تمام تلاش های دكتر این بود كه ذهن افراد را از این اوهام پاك كند.دكتر سحابی با همكاری مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی با تفكر تضاد دین و علم به مقابله پرداختند كه شاهد آن تالیف كتاب های متعددی است كه توسط این سه نفر در زمینه های مختلف عرضه شد.
•به نظر شما علت اینكه دكتر سحابی به مانند دوستان دیگرش مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی كمتر به سخنرانی سیاسی یا مصاحبه می پرداخت چه بود؟
اندیشه سیاسی و اجتماعی دكتر سحابی همان اندیشه سیاسی و اجتماعی آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان بود. اما به علت اینكه بیشتر وقت دكتر سحابی در جهت تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش صرف می شد، وقت چندانی برای دكتر نمی ماند كه به ایراد سخنرانی در زمینه های اجتماعی به صورت وسیع همچون دو نفر دیگر بپردازد، اما این مسئله مانع از آن نبود كه هر وقت ضرورت باشد روی مسائل اجتماعی و نیز مسائل فنی و تخصصی كار كرده و نتیجه تحقیقات خود را عرضه ننماید كه مهمترین آن در مسئله تكامل و خلقت انسان بود كه پیش از تدوین و انتشار آن در چند جلسه در برازجان به صورت سخنرانی ایراد می كند كه بعد از نقدهایی كه انجام می گیرد آن را به صورت كتاب درمی آورد.
علی شاملو


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

شاهزاده اصلاح طلب

شاهزاده اصلاح طلب
تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار یكی از زنان روشنفكر عصر مشروطیت است كه به رغم شاهزاده بودن به همه ابعاد زندگی شاهان قاجار با دیدی انتقادی نگریسته است. خاطرات دست نوشته این شاهزاده قاجار توسط دكتر منصوره اتحادیه نظام مافی، تحت عنوان «خاطرات تاج السلطنه» در سال های گذشته منتشر شده است.
مطالعه این اثر می تواند ما را با مقدمات روشنگری ایرانیان و در نهایت مشروطه خواهی آنان بیشتر آشنا كند.
چنان كه از دست نوشته های تاج السلطنه برمی آید اگر از پیشنهادات و نظریات وی در خصوص اداره امور كشور و به خصوص زنان استفاده می شد، شاید تحول عظیمی در قشر زنان ایران ایجاد می شد.
«تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه در اواخر سال ۱۳۰۱ ق، ۱۸۸۴م از توران السلطنه دخترعموی شاه و به احتمال دختر خسرو میرزا كه زنی به غایت دیندار و بر امور اخروی مواظب بود زاده شد...»۱
حساسیت تاج السلطنه به اهمیت نقش مادر در پرورش فرزندان و تاثیر پدر در زندگی اش در سطر به سطر خاطرات او هویدا است:
«نظر به احترامات سلطنتی و توسعه جا و مكان، منزل من و اتباع من دور و جدا از منزل مادرم و روزی دو مرتبه با اجازه مرا به حضور مادر محترمه ام برده و پس از ساعتی دوباره مراجعتم می دادند.»۲
«... عصرها را حسب المعمول به حضور اعلیحضرت تاجدار پدر بزرگوار خود می رفتم و اغلب مورد تحسین و تمجید واقع می شدم و به من نوازش می كردند و همیشه به من مرحمت می كرد. یك پول طلایی از جیب خود بیرون می آورد و مكر را می فرمود: و این دختر خوشگل است و شبیه به شاهزاده های فتحعلی شاهی است» من به قدری از پدرم می ترسیدم كه هر وقت چشمم به او می افتاد بی اختیار گریه می كردم و هر قدر به من نوازش می كرد تسلی پیدا نمی كردم. چون من هیچ مردی را غیر از پدرم نمی دیدم در نظرم این شخص فوق العاده و قابل ترس می آمد...»۳
تاج السلطنه در بیان وصف شمایل و ظاهر مربی دوران كودكی خود كه در تربیت و تهذیب اخلاقی او مجد بود، چنین می آورد:«... این زنی بود میانه ۴۵سال، چهره خیلی سیاه، چشم های درشت، قد متوسط، خیلی كمتر صحبت می كرد و اگر هم ندرتا صحبت می كرد خیلی خشن و درشت. این دده عزیز من مادر مرا هم بزرگ كرده و به اصطلاح: «دده خانمی» را به ارث برده بود ... خیلی با قدرت و مسلط و تمام اغذیه، اشربه، ماكول، مشروب، خانه و اختیارات تمام به دست او، با من خیلی مهربان و درباره سایرین خیلی غیور و رسمی بود.
مرا چنان به خودش عادت داده بود كه با وجود چهره موحش و هیكل مهیبی كه داشت اگر روزی بر حسب اتفاق از من جدا می شد تا شام گریه كرده و به هیچ چیز تسلی پیدا نمی كردم...»۴
اما محبت های دده عزیزش روح تشنه تاج السلطنه را سیراب ننموده و باز هم زبان به گلایه گشوده و با انتقاد از نحوه تربیت خود می نویسد:
«... اما ای كاش من می توانستم تمام این محبت هایی را كه نسبت به دده خود داشتم و در اینجا شرح می دهم نسبت به مادر مقدسه خود داشته و در عوض یك سیاه غیرقابل، از مادر خود قصه می نمودم. افسوس كه خیالات فاسد و اختراعات غلط و بزرگی ها و ابهت ها و هنر فروشی های بیجا شیرینی محبت مادر و زمان طفولیت را به كام تلخ و بدبختانه از آغوش مادر قابل پرستش دور و جدایم ساخته و من نمی توانم به شما برخلاف واقع بنویسم.»۵
او تربیت اخلاقی را پایه و اساس تحولات مثبت و سازنده یك اجتماع می داند و به نقل از ژول سیمون چنین می آورد: «هر اصلاح طلب وطن دوستی كه می خواهد معایب كار خود را رفع كرده و هیات جامعه خود را به مراتب كمال برساند باید بداند كلمات مقدسه آزادی، برادری، برابری، دادگری با آن همه تاثیرات دلپذیر كه متضمن آن است وقتی مقرون به فایده می شود و نتیجه می دهد كه اساس آن استوار باشد. ما از داشتن حریت، اخوت، مساوات، عدالت وقتی منتفع می شویم كه صاحب خلق كریم باشیم، تجارب تاریخی، اموال فلاسفه و حكما و نظام اساسی هر شریعت و آیین به ما می فهماند كه: مكارم اخلاق روح كالبد هر نوع بشر، قوت معنوی اهل عالم، ركن متین كلمه اصلاحات است.»۶
وی با انتقاد از وضعیت تعلیم و تربیت زنان ایران در خاطرات خود می آورد:
«... افسوس و باز افسوس كه در آن تاریخ باب علم به روی نسوان از هر جهت بسته و ابدا راهنما و تعلیمی از برای خود موجود نمی دیدند و به همین واسطه تحصیل من خیلی كم و بالاخره هیچ بود و این حرمان ابدی با من انیس و جلیس بود بود در هنگامی كه «بیزمارك» از پاریس برمی گشت... در یكی از مجالس به حاضرین گفت: «ما با معلم مدرسه به فرانسه غلبه كردیم.»۷
او در شرحی از حرمسرای پدرش و بازی او با گربه ها با انتقاد از عملكرد منفی و غیراخلاقی و انسانی پدرش مطالب جالب و قابل توجهی را طرح كرده كه به برخی از آن موارد اشاره می كنیم:
«اگر این پدر تاجدار من خود را وقف عالم انسانیت و ترقی ملت خود و معارف و صنایع می كرد چقدر بهتر بود تا اینكه مشغول یك حیوانی، اگر آنقدر زن ها را دوست نمی داشت و آلوده به لذایذ دنیوی نشده، تمام ساعات عمر مشغول سیاست مملكت و ترویج زراعت و فلاحت می شد، چقدر امروز به حال ما مفید بود و در عوض اینكه من در این تاریخ از گربه های او مجبور شده صحبت می كنم از رعیت پروری، معارف طلبی، كارهای عمده سلطنتی می نوشتم چقدر با افتخار بود ... و اگر می توانستم او را در عوض بدبخت، خوشبخت بنگارم، چه میزان در این ساعت قلبم مسرور بود افسوس... كه در آن عصر و زمان تمام غرق غفلت بوده و بویی از انسانیت به مشامشان نرسیده و به قدری آلوده به رذایل و بدی ها بودند كه قرن ها خرابی به یادگار گذاشته اند كه اصلاح پذیر نیست.»۸
تاج السلطنه در بخش دیگری از خاطرات خود به توصیف حرمسرای پدرش ناصرالدین شاه قاجار پرداخته و می نویسد: «این سرای واقع شده در میان شهر با حدودی محدود و او را «ارك» می نامیدند. حیاط خیلی بزرگ و وسیعی و به فرم صدسال پیش ساخته شده بود. این عمارت مذكور تمام اطراف او شرق، غرب، جنوب و شمالش ساخته شده بود از اتاق های متصل به هم و تمام دور این حیاط دو مرتبه بود. در وسط این حیاط عمارتی بود سه مرتبه كه از حیاط مغروض شده بود با یك نرده آهنین آبی رنگ در حقیقت یك كلاه فرنگی قشنگی بود و به انواع اقسام زینت داده شده و به مد امروز و این عمارت را «خوابگاه» می نامیدند و مخصوص پدرم بود و این عمارت سپرده شده بود به آقانوری خان خواجه كه در واقع معاون اعتماد الحرم بود و همین طور تمام كلیدهای عمارت سلطنتی و درب های حرم از اندرون و بیرون سپرده به این خواجه بود.
عمارت اطراف تقسیم شده بود در میان خانم ها كه منسوب به سلطان بودند و بعضی حیاط های داخل و خارجی هم داشت كه در آنها هم منزل دارند. تقریبا اعلیحضرت پدر تاجدار من هشتاد زن و كنیز داشت. هر كدام ده الی بیست كلفت مستخدم داشته، عده زن های حرمسرا به پانصد نفر بلكه ششصد می رسید و همه روزه هم یا خانم ها یا كلفت ها ... خدمه ها از اقوام و عشایر خود جماعتی را می پذیرفتند. و هر روز بالاستمرار در حرمسرای هشتصد، نهصد نفر زن موجود بود و تمام این خانم ها منازل و حقوق و اتباع از كلفت و نوكر و تمام لوازم زندگانی در بیرون باشند. مگر زن های تازه كه از دهات و اطراف اختیار می كردند به دست خانم ها می سپردند كه یك قدری آداب و رسوم را بفهمند بعد منزل جداگانه به ایشان می داده اند.»۹
تاج السلطنه با اشاره به نقش زنان حرمسرا در توطئه ها و دسیسه های درباری به بررسی نقشه قتل پدرش توسط امین السلطنه پرداخته و می نویسد: «پدر من عشق پیدا كرده بود به دختر دوازده ساله ای كه خواهر زن او بود. دختر همان باغبان كه دختر اولش شریك سلطنت ایران و دختر دومش می رفت كه در شركت توسعه دهد... خواهر بزرگش به اندازه ای حسود و در این موضوع لجوج بود. در اول چون تصور نمی كرد میل شاهانه به این سرعت ترقی كند خودش اسباب بود برای اتصال، پس از اینكه میل را منجر به عشق و نزدیك جنون دید دیوانه وار بنای هیاهو را گذاشته شروع به حركات زنانه كرد... هرچند سلطان را خاضع تر و بیچاره تر می دید به شدت وحدت حركات نالایق افزوده و راه و طریق معاشرت بیچاره پدرم را با خواهرش مسدود می نمود.»۱۰
«... خود را از گفت وگوی روبه رو خسته شده این كار را رسمیت داده همین صدراعظم خوش نیت علی اصغرخان، امین السلطان را اسباب اصلاح كار قرار داده اجازه داده بود كه با این زن كه به اسم پدرش ذكر می شد و اولاد باغبان باشی می گفتند گفت وگو كرده به هر نحوی كه هست او را رضا نماید كه پدرم خواهر او را تزویج نماید. صدراعظم از این پیش آمد خوشحال و قبول می كند.
در همین ایام هم از اطراف به شاه عرض شده بود كه صدراعظم پول گزافی از خارج گرفته مشغول دسیسه كاری است و انواع و اقسام خیانت او نسبت به دولت و ملت كشف شده به سمع سلطان رسیده بود. لیكن یك صدر اعظم را بی جهت و وسیله ای نمی شد كشت یا معزول كرد. در خصوص او هم گفت وگوهای زیادی بود كه صدراعظم مقتول و معزول شود. از این طرف صدراعظم وسیله ای برای كشف اسرار خفیه برای سلطنتی لازم داشت و قصه ماه رخسار بزرگترین وسایل برای او بود. این شخص كه امین السلطان مملكت و سلطنت بود این شخص كه نام و جان او و ناموس مملكت در دست او بود... در ضمن ماموریت مصلحانه... تمام مطالب را از این خانم بیچاره كشف و این بیچاره زن غفلت از این داشت كه این جواب سئوالات بالاخره پرده خون آلودی به او نشان خواهد داد.
از آنجایی به او نشان این خانم طرف مهر و اعتماد فوق العاده پدر من بود، در مواقع خواندن و مطالعه كاغذجات مهم این زن چراغ پشت سر پدر من نگه می داشت. پدرم گمان نمی كرد او می تواند اقسام خطوط را بخواند یا از شدت محبت تصور نمی كرد هیچ وقت این زن اسرار مملكتی را بروز بدهد چندان در قید نبود و تمام این كاغذها را شب به طور محرمانه در اتاق پدرم تنها مطالعه می كرد. فردا این صدراعظم در طی مذاكرات خود از این خانم بیچاره استخراج می كرد... در ضمن اینكه از این طرف مشغول كار بود. دو نفر دختری كه با هم خواهر بودند یكی موسوم به فاطمه و دیگری نصرت این دو دختر را محرك شد كه به حرمسرا به خدمتكاری آمده، راپرت های شبانه روز را به او بدهند.
باری منزلی در خارج ترتیب داده، این دختر را صیغه كرده به آن خانه برده اند و نقطه نظر این صدراعظم از این خارج شدن ماه رخسار از حرمسرا چه بود عمده مقصودش این بود چون پدر من سلطان است روزها نمی تواند از كار مملكتی سرپیچ شده در انتظار مردم به خانه معشوق رفته مشغول عیش شود. ناچار شب ها می رود. اگر روز آمد و شد كرد كه این سلطان به رعیت بگوید سلطان شما لاابالی.... فلان است صبح تا شام كار مملكتی را رها كرده مشغول تفریح است. این نكته را پدر بیچاره من ملتفت شد و شب ها بنای مراوده گذاشت. ناچار در شب اثاث سلطنتی همراه ندارد، مواظب ندارد، تنها یا با یك نفر پیشخدمت یا یك كالسكه معمولی خواهد رفت و در موقع آمد و رفت می تواند فرصت كرده او را به قتل برساند. در حقیقت فكر اساسی حقیقی كرد از این راه موفق نشد نمی دانم چرا نشد»۱۱
دختر ناصرالدین شاه، نقطه نظرات خود را در خصوص موضوعات مهم سیاسی و اجتماعی آن عصر در جواب سئوالات یكی از ارامنه این گونه به رشته تحریر در می آورد:
«در استبداد صغیر «با غد آنوف» كه یكی از ارامنه های قفقاز بود و جزء مجاهدین و آزادیخواهان ایران بود از چند نفر خانم های ایرانی و یكی دو سه نفر از خانواده های سلطنتی به توسط كاغذ سئوال كرده بود. یكی هم به من نوشته بود كه مواد او را در اینجا به شما می نویسم.
از پرنس محترمه ایرانی خواهشمندم سئوالات ذیل را جواب بدهند.
۱ معنی مشروطه چیست
۲ استبداد بهتر است یا مشروطه
۳ راه ترقی ایران چیست
۴ تكلیف زن های ایرانی كدام است
من به او جواب نوشتم:
۱ معنی مشروطه عمل كردن به شرایط آزادی. ترقی یك ملتی بدون غرض و خیانت.
۲ تكلیف هر ملت ترقی خواهی، استرداد حقوق او است. حقوق خود را به چه قسم می توانند مسترد دارند در موقعی كه مملكت مشروطه و در تحت یك «رگلمان» صحیح باشند ترقی از چه تولید می شود از قانون. قانون در چه مواقعی اجرا می شود در موقعی كه این استبداد برچیده ... شود پس از این روی مشروطه بهتر از استبداد است.
۳ صرف نظر از غرض های شخصی و آنتریك های خانه خراب كن، جلب نفع و اثر كردن كارخانجات، ساختن راه ها، تسهیل عمل زراعت و فلاحت، حفر معادن، تصحیح بودجه مملكتی، مرتب كردن امور عالیه، قطع حقوق مردمان بیكار بدون استحقاق، اجازه باز كردن روی زن ها، كمك و معاونت آنها بالشراكه با مردها.
۴ تكلیف زن های ایرانی، استرداد حقوق خود مانند زن های اروپایی، تربیت اطفال، كمك كردن با مردها مانند زن های اروپایی، پاكی و عفت، وطن دوستی، خدمت به نوع، طرد كردن تنبلی و خانه نشینی، برداشتن نقاب.» ۱۲

وبگردی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
شبکه سه - میثاقی  و ماجرای عبور از فردوسی‌پور
شبکه سه - میثاقی و ماجرای عبور از فردوسی‌پور - در گذشته برنامه‌های پخش زنده فوتبال روی بازی متمرکز بود اما میثاقی در این برنامه بخش‌های مهمی از حواشی و سوژه‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد که دست برنامه «نود» را خالی می‌کند.
(ویدئو) خوراندن گُل به کودکان گل‌فروش در کرمان!
(ویدئو) خوراندن گُل به کودکان گل‌فروش در کرمان! - فیلمی از کودکان کار و خیابان که از سوی فردی در شهرداری کرمان مجبور به خوردن گل‌هایشان شده‌اند منتشر شده
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند !
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند ! - بدون تعارف با سواره ای که از حال پیاده ها خبر دارد
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.