شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ / Saturday, 20 October, 2018

در زندان برازجان


در زندان برازجان
به مناسبت سالروز درگذشت زنده یاد دكتر یدالله سحابی از رهبران نهضت آزادی، با محمد بسته نگار از شاگردان و همفكران آن مرحوم به گفت وگو پرداخته ایم كه در پی از نظر خوانندگان گرامی می گذرد.
•••
•در مورد فضائل اخلاقی مرحوم دكتر سحابی چه خاطراتی دارید؟
اگر بخواهم در یك سطر ویژگی ها و خصوصیات ایشان را خلاصه كنم باید بگویم كه دو ویژگی در ایشان فوق العاده برجسته بود: یكی صداقت و دیگری مردمی بودن.در مورد صداقت ایشان باید بگویم وقتی ایشان در سال ۱۳۴۲ از زندان قصر به زندان قزل قلعه منتقل می شود و آن نامه معروفی كه در مورد حوادث ۱۵ خرداد با اظهارنظرهایی كه درباره آن شده بود، لو می رود و به دست مامورین می افتد، هنگامی كه مامورین از ایشان می خواهند كه آن را انكار كند، ایشان حاضر نمی شوند به دروغ مطلبی را بیان كنند كه همین بیان صداقت یكی از عوامل مهم برگزار شدن محاكمه ایشان و دیگر رهبران و اعضای فعال نهضت آزادی ایران و محكومیت شان می شود. ویژگی دوم یا مورد دوم مردمی بودن ایشان است. دكتر سحابی در طول دوران زندگی و مبارزات سیاسی هیچ گاه حق ویژه ای برای خود قائل نبود و خود را از مردم جدا نمی دانست. در جلسات شورای نهضت و یا هر شورای دیگری كه شركت می كرد همانند دیگران نظر خود را می داد و سرانجام تسلیم نظر جمع می شد، اگرچه این تصمیم با نظر او مغایر باشد. این روش را در زندان و در جمع زندانیان نیز ادامه می داد.
•شما به همراه مرحوم دكتر سحابی و سایر اعضای نهضت آزادی در سال ۴۱ بازداشت و زندانی و سپس به برازجان تبعید شدید، خاطرات آن دوران چه بود؟
به دنبال بازداشت ها و دستگیری ها و سپس محاكمات انجام شده وقتی كه در زندان شماره ۴ قصر به سر می بردیم از فعالیت سیاسی و اجتماعی بازنمی ماندیم. كار ما از جمله پشتیبانی از دیگر زندانیانی بود كه در بندهای دیگر زندان در شرایط بسیار نامناسبی به سر می بردند كه چندبار به خاطر آنها دست به اعتصاب غذا زدیم. به این علت برای اینكه ما را از این فعالیت محروم كنند، مقامات مربوطه طرح تبعید به برازجان را تهیه كرده و در آبان ،۱۳۴۴ ۱۸ نفر از دوستان نهضتی و غیرنهضتی را به دره برازجان كه تبدیل به زندان شده بود، تبعید كردند. این ۱۸ نفر عبارت بودند از: ۱- دكتر سحابی، ۲- مهندس بازرگان، ۳- مهندس عزت الله سحابی، ۴- دكتر عباس شیبانی، ۵- احمدعلی بابایی، ۶- محمدمهدی جعفری، ۷- ابوالفضل حكیمی، ۸- محمد بسته نگار، ۹- مصطفی مفیدی، ۱۰- مجتبی مفیدی، ۱۱- مهدی حمصی، ۱۲- دكتر حسین عالی، ۱۳- سیدمحسن طاهری، ۱۴- ابوالفضل وكیلی، ۱۵- فرخ قالیچه چیان، ۱۶- مهدی شاملو، ۱۷- منوچهر صفا و ۱۸- عباس عاقلی زاده.
خاطرات این دوره زیاد است. ولی مهمترین خاطره، چندین جلسه سخنرانی دكتر سحابی درباره خلقت انسان است كه بعدها به صورت كتاب «خلقت انسان» تالیف شد. كتابی هم پایه «تفسیر پرتوی از قرآن» طالقانی و «سیر تحول قرآن» مهندس بازرگان.
•نقش مرحوم دكتر سحابی در حوادث قبل و بعد از انقلاب چه بود؟
دكتر سحابی- به خصوص بعد از شهریور ۱۳۲۰- با مهندس بازرگان به همكاری با یكدیگر در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی ادامه دادند و در بیشتر این فعالیت ها در كنار یكدیگر بودند. در زمان دكتر مصدق و نخست وزیری وی، دكتر سحابی از حامیان سرسخت وی بود. دكتر سحابی علت علاقه خود به دكتر مصدق را چنین بیان می كند: «وطن دوستی و دلبستگی به سرزمین، زندگی خانوادگی و اجدادی و آبادگری، احساسی است كه در همه وجود دارد... چنین احساسی از نوجوانی، از موقعی كه تازه به دبیرستان می رفتم در من وجود داشت و علت آن دو حادثه و رفتار بود كه در من تاثیر بسیار گذاشت و ذهنم را فراگرفت، كه یكی از آنها نطق های مهیج و پراخلاص و شجاعت آمیز دكتر محمد مصدق در سال های ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ در مجلس پنجم بود.» بعد از كودتای ۲۸ مرداد همراه طالقانی و مهندس بازرگان در نهضت مقاومت ملی نقش فعالی داشت و از جمله امضاكنندگان نامه ای است كه در جهت مخالفت با تشكیل كنسرسیوم نفتی كه متشكل از كارتل های استعمارگران بود، نوشته شد. این امر منجر به اخراج وی از دانشگاه تهران شد، بدین جهت پس از اخراج با همكاری دیگر استادان دانشگاه منجمله مهندس بازرگان در جهت تاسیس شركت «یاد» كه معرف یازده استاد دانشگاه اخراجی است، اقدام كردند. در سال ۱۳۳۹ در تاسیس جبهه ملی نقش اساسی داشته و سپس در سال ۱۳۴۰ از موسسین نهضت آزادی ایران بود. در بهمن ماه ۱۳۴۱ همراه سایر فعالان و اعضای شورای مركزی جبهه ملی و نهضت آزادی ایران بازداشت شد و در سال ۴۲ از كسانی بود كه او را همراه سران و فعالان نهضت محاكمه و به شش سال زندان محكوم كردند كه بعدها در دادگاه تجدیدنظر به علت كهولت سن و ۴۰ سال خدمت فرهنگی دكتر سحابی، این حكم را به ۴ سال تقلیل می دهند كه قسمتی از این محكومیت را در زندان برازجان می گذراند. زنده یاد سحابی بعد از آزادی از زندان به فعالیت اجتماعی خود ادامه داد. از جمله فعالیت های وی تاسیس جمعیت ایرانی دفاع از حقوق بشر است و سپس در راه اندازی مجدد نهضت آزادی ایران نقش فعالی ایفا كردند. هنگام انقلاب عضو شورای انقلاب و بعد از انقلاب مدتی همكار مهندس بازرگان در نخست وزیری، سپس نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بودند. در سال ۱۳۶۴ از جمله موسسین جمعیت دفاع از آزادی و حاكمیت ملت ایران بود. این فعالیت ها همچنان تا آخرین روز زندگی وی ادامه داشته است.
•راز محبوبیت مرحوم دكتر سحابی در بین طبقات جامعه چه بود؟
ویژگی های دكتر سحابی كه مهمترین آن را برشمردم از یك طرف صداقت و مردمی بودن وی و از طرف دیگر بیش از هفتاد سال فعالیت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی از دكتر سحابی چهره ای فوق العاده محبوب ساخته بود كه باعث شد مردم ایران در هنگام فوت و تشییع پیكر وی، سپس در مجالس بزرگداشت او در تهران و سراسر كشور آن تجلیل را از ایشان به عمل آورند و از خدمات ایشان قدرشناسی كنند، به رغم همه مشكلاتی كه در این راه وجود داشت.
مهمترین شاخصه دكتر سحابی در این زمینه تالیف كتاب «خلقت انسان» است كه تالیف این كتاب و دو كتاب دیگرش او را در ردیف اندیشمندان احیاگر قرار داده است. زیرا مسئله خلقت انسان از دیرباز ذهن روشنفكران دینی را به خود مشغول كرده بود كه چگونه می شود ظواهر بعضی از احكام دینی در مورد خلقت انسان و سیر تكاملی آن را كه ممكن است خلاف اصول علمی باشد با آن مبانی تطبیق داد كه اغلب این مسئله را تضاد بین علم و دین تلقی می كردند. دكتر سحابی در این كتاب و كتاب های دیگرش در این زمینه به این مشكل مهم پاسخ داده و در رفع تضاد بین علم و دین سعی و كوشش فراوانی انجام می دهد.
دكتر سحابی در كتاب خلقت انسان به رد نظریات آباء كلیسا در مورد خلقت انسان می پردازد كه بعداً وارد جهان اسلام شده و بین مسلمانان رواج پیدا كرده است و متاسفانه به عنوان یك عقیده قطعی دینی و قرآنی تلقی می شود. تمام تلاش های دكتر این بود كه ذهن افراد را از این اوهام پاك كند.دكتر سحابی با همكاری مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی با تفكر تضاد دین و علم به مقابله پرداختند كه شاهد آن تالیف كتاب های متعددی است كه توسط این سه نفر در زمینه های مختلف عرضه شد.
•به نظر شما علت اینكه دكتر سحابی به مانند دوستان دیگرش مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی كمتر به سخنرانی سیاسی یا مصاحبه می پرداخت چه بود؟
اندیشه سیاسی و اجتماعی دكتر سحابی همان اندیشه سیاسی و اجتماعی آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان بود. اما به علت اینكه بیشتر وقت دكتر سحابی در جهت تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش صرف می شد، وقت چندانی برای دكتر نمی ماند كه به ایراد سخنرانی در زمینه های اجتماعی به صورت وسیع همچون دو نفر دیگر بپردازد، اما این مسئله مانع از آن نبود كه هر وقت ضرورت باشد روی مسائل اجتماعی و نیز مسائل فنی و تخصصی كار كرده و نتیجه تحقیقات خود را عرضه ننماید كه مهمترین آن در مسئله تكامل و خلقت انسان بود كه پیش از تدوین و انتشار آن در چند جلسه در برازجان به صورت سخنرانی ایراد می كند كه بعد از نقدهایی كه انجام می گیرد آن را به صورت كتاب درمی آورد.
علی شاملو


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

مدرس و روشنفکری

مدرس و روشنفکری
● مقدمه
"روز دهم آذرماه، مصادف است با سالروز شهادت روحانی مبارزی که در میدان دین و سیاست، با شجاعتی کم نظیر به جنگ با ظلم و زور برخاست و در هولناکترین ادوار تاریخ این سرزمین و در ایامی که هیج صدای مخالفی علیه ستم و اختناق رضاخانی بلند نبود، علم مبارزه را یک تنه بر دوش گرفت و در راه انجام رسالتی که بر عهده داشت، زندان، تبعید، ترور و شهادت را به جان و دل پذیرفت و بدون بیم و هراس از آن، حکومت جابر و فاجر رضاخانی را به مبارزه طلبید." ۱
"مدرس یکی از شخصیتهای بزرگ ایران است که از فتنه مغول به بعد نظیرش بدان کیفیت و استعداد تمامی از حیث صراحت لهجه و شجاعت ادبی و ویژگیهای فنی در علم سیاست و خطابه و امور اجتماعی دیده نشده است." ۲
"شعار نه شرقی و نه غربی که امروز در تظاهرات میلیونی مردم مسلمان و انقلابی ایران بگوش می رسد بازتاب فریاد تاریخی مدرس است" ۳
مدرس موقعی پا به عرصه سیاست گذاشت که کشور ما شاهد افول نفوذ روحانیت (علیرغم داشتن نقش اصلی در نهضت مشروطه) در سالهای بعد از مشروطه و رشد و تسلط کامل جریان تجددخواهی بود، جریانی که به رهبری اشراف فرنگ رفته خواهان قانون و دموکراسی غربی بوده و به مبارزه با مذهب برخاسته و معتقد بود که راه نجات ایران دور ریختن کامل هر چه که از خود داریم و ملبس شدن کامل به لباس فرهنگ فرنگی است و معتدل ترین آنان طرفدار جدا شدن دین از صحنه زندگی عملی و سیاسی و اجتماعی مردم بودند ۴
با توجه به اهمیت و جایگاه ویژه وسترگ شهید مدرس در یکی از حساسترین دوره های تاریخی ایران است که بررسی جوانب و ابعاد مختلف زندگی این شخصیت روحانی دز نزد هر پژوهشگری که به دنبال حقایق تاریخی کشور خویش می باشد، به عنوان یک ضرورت خودنمائی می کند. نوشتاری که در پیش روی دارید، برای تأمین بخش کوچکی از هدف مذکور، به بررسی موضع مدرس در مقابل جریان روشنفکری (تجددخواهی) و روشنفکران می پردازد. در این راستا ابتدا نگاهی گذرا به پدیده روشنفکری می افکنیم و سپس در قسمتهای جداگانه به موارد اشتراک و افتراق مدرس با روشنفکران و جریان روشنفکری خواهیم پرداخت.
ذکر این نکته لازم است که با توجه به رعایت اختصار، از بحث تفصیلی و بیان جزییات پرهیز شده و تنها به تبیین برخی نکات محوری و کلی اکتفا شده است.
● پدیده روشنفکری
اصطلاح روشنفکری مانند بسیاری از اصطلاحات و واژه ها، به مرور زمان دستخوش ابهام و آشفتگی گشته است و سزاوار است درباره مفهوم تئوریک، و مصادیق و نمونه های عینی آن، بحث و فحصی دقیق صورت گیرد.
همه نویسندگان و محققان در تاریخ معاصر، این مطلب را پذیرفته اند که پایه جریانی بنام روشنفکری، زمانی در این مملکت گذاشته شد که اندیشه های غربی در دوره قاجار در مملکت رسوخ کرد و افرادی با این اندیشه ها آشنا شدند، به آنها دل بستند و به نشر و ترویج آن همت گماشتند، ۵ بنابر همین مقتضیات، همانگونه که "آل احمد" نیز اذعان دارد، در ایران صبغه ضد دینی یا لااقل غیر دینی داشت. روشنفکران در دیار ما خواستند همان راهی را بروند که روشنفکران اروپائی در قرن ۱۸ و ۱۹ پیموده بودند همچنان نیز می پیمایند. ۶
نکته ای که باید روشن ساخت این است که روشنفکر، خود ترجمه ای از "منورالفکر" در عهد مشروطیت است. زمانی که اشراف زادگان از دیار فرنگ برگشتند و قانون اساسی بلژیک را تحت عنوان قانون اساسی ایران ترجمه کردند، مردم کوچه و بازار به تقلید از روحانیون این جماعت را "فکلی" "تجددخواه" و "مستفرنگ" می نامیدند. حال آنکه این گروه، خویشتن را به ترجمه از روشن شدگان، منورالفکر می خواندند.
● تفکرات مشترک مدرس و روشنفکران
این افراد در برابر پیشرفت صنعتی و علمی غرب آنچنان خود را باختند، که عموما خواستار پذیرش فرهنگ و تمدن غرب به طور دربست گردیدند. تا جائی که سیاستمدار کار کشته ای مثل تقی زاده، اعتقاد جدی داشت که لازمه پیمودن طریق ترقی و رسیدن به تعالی برای مملکت، پذیرفتن کامل فرهنگ غرب و سر تا پا فرنگی شدن است.
در برخورد با این جریان، شهید مدرس حرکت خویش را بر اساس تعقل و تدبر قرار داده بود. یعنی در عکس العمل به این جریان، تابع قوای شهویه یا قوه تخیل و غضب نبود بلکه حرکت او نتیجه روشن بینی و ژرف نگری اندیشه اش محسوب می شد.
او نه تنها هیچگاه برخی نکات مثبتی را که در فرهنگ غرب وجود داشت انکار ننمود، بلکه در برخی موارد مشوق فراگیری آن نیز بود.
اینجاست که فرق او با ایرانیان متعصب و یا روشنفکران غربزده آن زمان آشکار می شود، حرکت او بر مبنای عصبیت قومی نبود. او از افرادی نبود که هر چه خارجی باشد، اعم از علم و صنعت، و یا راه و روش و آداب و رسوم، همه و همه را دور بریزد و هر چیز خودی را، اعم از افسانه و خرافات بر تارک سرش بگذارد.
شهید مدرس، هیچگاه از جاده انصاف منحرف نشد، آنجائیکه صحبت از تاریخ می شود بیان می دارد: "در نظر من، نباید از تاریخ خواست که انسان در چه سالی یا زمانی با شکار زندگی می کرد و چه زمانی با کشاورزی و گله داری. و اعصار حجر کهنه و نو چند هزار سال پیش بوده. باید از تاریخ خواست که بگوید چرا انسان از کار شکار به زراعت و از زراعت به صنعت و از زمین به دریا و از دریا با هوا و شاید از هوا به ستارگان پرداخت. این سیر برای چه پیش آمد و نتایج مثبت و منفی آن چه خواهد بود. غار تبدیل به ده و ده به شهر شدن و پیدایش تمدن در اثر این سیر، نتایج تلاش منورالفکرهای جوامع انسانی بود ..." ۷
آنجا که صحبت از علوم جدید روز می شود، او با صراحت خواهان یادگیری این علوم جدید برای افراد مملکت خصوصا طلاب است: "... می گویند مدارس و علوم قدیمه یا عتیقه و مدارس جدید. این جدا نمودن، در حقیقت پاره پاره شدن ریسمان علم است که همه را به یک نقطه مشخص می رساند، و آن از میان برداشتن جهل و در نتیجه فقر است، بزرگترین بلای جوامع بشری هم همین فقر و جهل است، حالا دعوای ما بر سر این است که علوم جدید و مدارس جدید اشاعه کفر است. بدینوسیله نفی علم می کنیم که در دین ما صریحا مورد تأکید قرار گرفته. طلاب علوم مدارس عتیقه و محصلین مدارس جدید باید همه علوم را بخوانند ..."
او صریحا به یادگیری زبان خارجی، خصوصا برای قشر روحانی می پردازد: "طلبه و آخوند ما اگر چند تا زبان خارجی را بلد نباشند علمش ناقص است، من هم می دانم علمم ناقص است، زبان عربی زبان قرآن و دین من است، زبان اعتقادی من است، باید بلد باشم. حسرت می خورم که چرا یکی دو زبان خارجی را تحصیل نکردم ... حالا اگر کسی بگوید آخوند را چه به دانستن لسان انگلیس یا فرانسه و یا جای دیگر، من قبول نمی کنم ..." ۹او حتی در مورد آوردن استاد از خارج نظر موافق داشت: "امروز که محتاج به علوم اروپائی هستیم، باید علم را به مملکت خودمان بیاوریم. عقیده من این است که باید معلم از خارج بیاوریم، ولو اینکه سالی یک کرور تومان مخارج او باشد" ۱۰
مدرس همیشه خواستار تعالی و پیشرفت کشور در مسائل علمی و صنعتی بود و در همین راستا در پی کسب علوم از کشورهای پیشرفته آن زمان بود: "نمیدانم ما که مقلدیم در کارهای خودمان، چرا از سایر کارهای خوبی که سایر دول می کنند، تقلید نمی کنیم؟" ۱۱
وی آنگاه که منورالفکرها تحت تأثیر فرهنگ غرب، اداره کشور را از طریق "اراده اجتماعی" پیشنهاد می کردند، بیان می دارد: " عده ای از منورالفکرهای ما آمدند و به خیال آن افتادند که امورات اجتماعی این مملکت از راه شخصی خارج شود و مملکت تحت ارادی اجتماعی اداره شود و این برای هر انسان با انصاف و عاقلی اقوی و امتن است. حالا باید همه شما بدانید که اراده شخصی در اداره امور با اداره اجتماعی، با هم تناسب ندارد که گفته می شود این بهتر است یا آن. این یک تباین است و تباین ضد با ضد نمی شود. انتظار هم نباید داشته باشید که یکباره به اصلاح همه امور برسیم. سالها باید بگذرد که امورات فاسد شده هزار ساله را درست کنیم و آن هم شرطش این است که این همسایه های دلسوز، راحتمان بگذارند و این خاک را برایمان باقی بگذارند و امنیت آن را هم بهم نزنند." ۱۲
خصوصیت دیگر مدرس مخالفت او با رهبانیت بود، چرا که به هیچ وجه طبع پرشور او با رهبانیت و تارک دنیایی سازگار نبود. او پیرو پیامبری بود که فرموده بود: لیس منی من ترک دنیاه لآخرته" و بنابراین همین عقیده بود که نمایندگی مجلس را قبول کرده بود و به کارهای سیاسی می پرداخت.
"مدرس با اینکه حجت الاسلام و متدین بود، به هیچ وجه طبع پرشور و شعله دارش با رهبانیت و تارک دنیایی سازگار نمی شد. او کسی نبود که بتواند تمام عمر در کنج مدرسه ای گمنام و بی اثر بماند و تمام وقت خود را به ذکر و نماز بگذراند." ۱۳
تحمل مخالفین سیاسی از جانب شهید مدرس، حاکی از عظمت روح و ظرفیت سرشار او می باشد. او در هیچ زمان تلاش نکرد تا افرادی را که مخالف او هستند، به کلی از صحنه بدر کند و آنها را در کنج انزوا بنشاند.
● موارد اختلاف مدرس و روشنفکران
"هیچکدام از ما مدرس نبودیم و نمی شدیم غیر او، بقیه ها صلاح دیدیم همراه سیل آمده حرکت کنیم و با جریان آن خویشتن را به ساحل برسانیم. ولی مدرس به خاطر رشادت و تهوری که داشت، خلاف جریان به حرکت در آمد و دست از مخالفت برنداشت. ما این از خودگذشتگی و شجاعت را نداشتیم که تا مرز شهادت پیش برویم ولی او داشت. نظیر مدرس در تمام طول تاریخ کمتر پیدا می شود." ۱۴
از آنجا که مدرس پرورش یافته مکتب تعالی بخش اسلام بود و نسبت به تعالیم آن شناخت عمیق پیدا کرده بود، علیهذا مانند روشنفکران معاصر خویش نبود که به خاطر سطحی نگری، نسبت به تعالیم عالی اسلامی، در برخورد با فرهنگ غرب دچار از خودبیگانگی و در نتیجه خودباختگی شده بودند. "اینکه ما تعقیب از مقالات (روسو) نمی کنیم برای این است که افکار عالیه محمد بن عبدالله (ص) را برای نظم اجتماع بهتر از افکار (روسو) می دانیم." ۱۵
او شجاعت، شهامت و صراحت را در مکتب ائمه (ع) آموخته بود و برخلاف روشنفکران منفعت طلب، هیچگاه در ابراز عقاید خود ترسی به دل راه نداد: "من عقیده خودم را اظهار می کنم ولو مخالف با تمام مردم روی زمین باشد." ۱۶ او خود را از هر قید و بندی آزاد کرده بود تا مانعی در ابراز عقایدش پیش نیاید : "اگر که از من سوال می کنید که چگونه هر حرف حقی را در جای خود می زنم و از کسی نمی ترسم، به خاطر این است که چیزی ندارم و از هیچ کس هم چیزی نمیخواهم. شما خودتان را آزاد بکنید تا بتوانید حرف خود را بزنید." وی در ملاقاتش با سلطان عثمانی به وی اظهار می دارد: "معذرت می خواهم که به صراحت صحبت می کنم. ما روحانیون در زمان حکومت استبداد در ایران، آزاد آزاد بودیم و قیودی برای ما در کار نبود، در حکومت مشروطه هم من چون نماینده مجلس هستم آزاد صحبت می کنم. لذا آزادانه بیانات خود را ابراز می دارم." ۱۸
یکی دیگر از اختلافات مدرس با روشنفکران معاصرش، در برخورد با دول قدرتمند بود، که به جنبه هایی از آنها اشاره می شود: "یک اشخاص رنگ پیدا کردند، آمدند و گفتند که عقیده ما تمایل به سیاست انگلیس است، شاید یکی پیدا شود و بگوید عقیده سیاست من روس است. بر ضد او هستیم. ایران مسلمان باید مسلمان و ایرانی باشد." ۱۹ مدرس همیشه در پی کسب استقلال کشور بود و هیچگاه راضی نگردید که ایران در زیر پرچم یکی از دول بزرگ قرار بگیرد: "آقایان عزیز (خطاب به روشنفکران) ملت محض خاطر رضای شما نمی خواهد بمیرد، شما هم راضی نشوید که ملت ایران استقلالش فدای شهوت و رضای شما شود" ۲۰
او شناختی کامل نسبت به اهداف استعماری دول قدرتمند داشت، فلذا هیچگاه در برابر آنها سر فرود نیاورد، و این در حالی بود که بسیاری از رجال و دولتمردان آن دوره اعتقاد داشتند که برای حفظ موجودیت و بقای کشور، بالاحبار باید قدرت و سلطه امپراتوریهای حاکم بر جهان را بپذیریم، به اصطلاح با آنها روابط حسنه داشته باشیم و در برابر هر دو کشور قدرتمند روس و انگلیس، روشی را اتخاذ کنیم (با دادن امتیاز به هر دو کشور رضایت خاطر آنها فراهم شود) تا موازنه برقرار گردد. اما شهید آیت الله مدرس چنین بیان می دارد:
"به عقیده من روابط با تمام دول باید حسنه باشد، اما حسنه چیست؟ نسبت به همسایه ها، به غیرهمسایه ها، نسبت به دولت شمال، نسبت به دولت جنوب، تا چه اندازه و چه نسبت، من باید حسن را در ترازو بسنجم و ببینم سبکی و سنگینی آنها را، ببینم به اندازه خودش هست یا کم هست یا زیاد هست ... تا آن میزان را نفهمم نمی توانم قانع شوم" ۲۱
مدرس با اتخاذ سیاست توازن عدمی و وجودی، توانست راهی را برای نسلهای بعد از خود نشان دهد و با هر گونه دخالت خارجی و از بین رفتن استقلال کشور مخالفت می کرد:
"هر دولتی بخواهد رنگ یکی از این قدرتها را داشته باشد، من که مدرس هستم با او مخالفت می کنم، خواه رنگ شمال باشد، خواه رنگ جنوب، و خواه رنگ آخر دنیا (منظور آمریکاست)" ۲۲
او هیچگاه به مسائل جزئی نمی پرداخت، بلکه بیشتر به مسائل اساسی و بنیادی توجه می کرد:
"اختلاف من با رضاخان بر سر کلاه و عمامه و این مسائل جزئی از قبیل نظام اجباری نیست، من در حقیقت با سیاست انگلستان که رضاخان را عامل اجرای مقاصد استعماری خود در ایران قرار داده مخالفم. من با سیاستهایی که آزادی و استقلال ملت ایران و جهان اسلام را تهدید می کند مبارزه می کنم. راه و هدف خود را هم می شناسم. در این مبارزه هم پشت سر خود را نگاه نمی کنم که شما یا کسان دیگری همراهی می کنید یا نه " ۲۳
تفاوت دیگر مدرس با روشنفکران، شناخت او نسبت به استعدادهای ملت ما بود. او در جائیکه ترقی و پیشرفت علمی و صنعتی غرب همه را فریفته و از خود بیگانه نموده بود، تا حدی که سیاستمدار کار کشته ای مثل "تقی زاده" اعتقاد جدید داشت که اگر سراپا تبدیل به فرنگی نشویم و تمدن غرب را دربست نپدیریم، قادر به حفظ موجودیت و پیشرفت در راه ترقی و تعالی نخواهیم بود، به مبارزه با فرهنگ غرب پرداخت و از پذیرش دربست فرهنگ غرب اجتناب ورزید:
"در رژیم تازه که نقشه آنرا ایران بی نوا طرح کرده اند، نوعی از تجدد بما داده می شود که تمدن مغربی را با رسواترین قیام تقدیم نسلهای آینده خواهد نمود" ۲۴
"شهید مدرس یک تنه در مقابل اولتیماتوم روس مقاومت نمود و باعث رد آن در مجلس شد. یکی از مورخین آمریکائی می نویسد که یک روحانی با دست لرزان آمد پشت تریبون و گفت:
آقایان! اگر بناست ما از بین برویم چرا با دست خودمان برویم؟ رد کرد و مجلس به واسطه مخالفت او جرأت پیدا کرد و آنرا رد کرد و هیچ غلطی هم نکردند. روحانی این است. یک روحانی توی مجلس بود نگذاشت آن قدر شوروی را، روسیه سابق را، پیشنهاد اولتیماتومش را یک روحانی ضعیف، یک مشت استخوان رد کرد" ۲۵
"از دیگر موارد اختلاف اساسی بین مرحوم مدرس و روشنفکران معاصرش، بررسی ارتباط بین دین و سیاست می باشد. همانگونه که قبل از این هم اشاره شد، عموم روشنفکران که پایه های فکری آنها برخاسته از تفکر غربی بود، خواستار جدائی دین از سیاست بودند. این تز منحط و لائیک جدائی دین از سیاست، دستاورد استعمار است. استعمار انگلیس برای کسب مستعمرات بیشتر و برخورداری از منافع زیادتر در کشورهای دارای مذهب، این نظریه را ارائه داد تا مذاهب را منزوی کرده و در نتیجه به خواسته پلید خویش دست پیدا کند. در همین راستا نظریه جدایی بین علم و دین و به عبارت دیگر مذهب و دانش را از طریق روشنفکران رواج داد. تفکیک بین دین و سیاست، یعنی تفکیک اجزاء دین، و هر بخش جامعه را به یکی از قسمتهای آن مشغول کردن و در نتیجه بینش جزءنگری را بر دین حاکم نمودن که باعث می شود تا هر کس به دنبال کار خود رود و ما عده ای عارف و صوفی، عده ای فیلسوف غیرسیاسی، عده ای فقیه غیراجتماعی و ... داشته باشیم، که هر یک در وادی خویش مغول باشند و کاری به گروهها و مباحث دیگر نداشته باشند، در صورتیکه در بینش توحیدی اسلام، همه این اجزاء با همند و همه اجزاء اسلام را اسلام می بینیم و کل اسلام را بصورت مجموعه احزاء می بینیم که این مجموعه، سیاستش، علمش، اقتصادش، و .. همه جزء آن است، تفکیک ناپذیر و پیوندناپذیر. پس اگر تنها یک بعد اسلام را پیشه سازیم این معنی خروج از اسلام را خواهد داد. باید به این بینش بازگردیم که اسلام دینی کامل است و در مجموع تفکیک ناپذیر است و منشأ همه چیز ما" ۲۶
شهید مدرس با توجه به تعالیم عالی اسلامی بود که جلوی سیاست شوم استعمار انگلیس ایستاد:
"منشأ سیاست ما دیانت ماست. ما با تمام دنیا دوستیم، مادامی که متعرض ما نشده اند. هر کس متعرض ما بشود متعرض او خواهیم شد. همین مذاکره را با مرحوم صدراعظم شهید عثمانی کردم. گفتم اگر کسی بدون اجازه ما وارد سر حد ایران شود و قدرت داشته باشیم او را با تیر می زنیم، خواه کلاهی باشد، خواه عمامه ای باشد، خواه شاپو بسر داشته باشد ... دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما، ما با همه دوستیم و همین طور هم دستور داده شده است" ۲۷
کلام آخر را با سخنی از حضرت امام خمینی (ره) در مورد شهید مدرس به پایان می بریم: "من از اول دولت رضاشاه تا حالا یادم است و وارد جریان بودم و مطلع بودم، شما البته اکثرتان یادتان نیست و از اولش، از بین ما شاید بعضی هایتان، آنکه با این قدرت شیطانی در این طول پنجاه و چند سال مخالفت کرد روحانیون بودند، تمام جبهه های سیاسی کنار بودند، گاهی ممکن بود یک کلمه ای در خارج اینها بگویند، اما آنکه در داخل، در داخل مملکت قیام کردند بر ضد رضا شاه، علمای تبریز بودند. یک وقت هم علمای خراسان بودند، یک وقت هم علمای اصفهان بودند که در قم جمع شدند، ما که همه اش را حاضر بودیم، آن که در مجلس مخالفت می کرد، جبهه ملی نبود "مدرس" بود، "نهضت آزادی" نبود، "مدرس" بود که می ایستاد و برخلاف آنجا، اینها آنوقت چیزی نبودند، کاری نداشتند با این کارها ...." ۲۸


کلمات در حال جستجو
فریناز خسروانی , نظر واقعی , اتاق بازرگانی، صنایع و معادن تهران , آژنس بین المللی انژی هسنه ای , نمایشگاه گروهی عکس «تهران» , معاون سیااسی استاندار , بسته شدن راه زاهدان , محمدسعید بهمن پور , اپلیکیشن های موبایل , زندگی اجتماعی ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود , گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم , سرمایه و حسابداری در هتل , انسداد شریان بازیلار , آنچه بر من در غم آن نامسلمان می‌رود , روش‌های تشخیص آزمایشگاهی دوپینگ خون , جدول قطر دایره خیس شده برای آب‌پاش‌های تفنگی بزرگ با زاویه جت خروجی ۲۴ درجه و نازل‌های نوع Tapered در شرایطی که باد وجود نداشته باشد , جدول فشارهای توصیه شده برای آب‌پاش‌های مختلف , تپه‌ جعفرآباد , ریاست جمهوری ,

برخی منابع مهم خبری
caffecinema.com کافه سینما , aparat.com آپارات , zoomit.ir زومیت , musiceiranian.ir موسیقی ایرانیان , farspage.com ویژه‌نامه , fardanews.com فردا نیوز , eghtesadonline.com اقتصاد آنلاین , hemayatonline.ir روزنامه حمایت , eghtesadnews.com اقتصادنیوز , ghanoondaily.ir روزنامه قانون ,

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی