دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 24 September, 2018

عبدالوهاب‌ البیاتی‌


عبدالوهاب‌ البیاتی‌
بدرود
ای‌ تهران‌
بغداد، ای‌ شهر ستارگان‌
و آفتاب‌، كودكان‌ و انگور
و ترس‌ و اندوه‌
كی‌ آسمان‌ آبیت‌ راخواهم‌ دید؟
كه‌ با شوق‌ و مهربانی‌ می‌تپد
كی‌ دجله‌ را در پاییز خواهم‌ دید؟
آن‌ پرخروش‌ اندوهگین‌
كه‌ پرندگان‌ از آن‌ مهاجرت‌ می‌كنند
و تو ای‌ شهر نخل‌ و گریه‌
ای‌ ساقی‌ سبز
كه‌ در باغ‌ اشراف‌ گردش‌ می‌كنی‌
كی‌ خیابان‌های‌ درازت‌ را خواهم‌ دید؟
پیش‌درآمد: شعر معاصر عراق‌ علمدار و پیش‌ روی‌ شعر سپید جهان‌ عرب‌ است‌. ظهور شاعرانی‌ بنام‌ همچون‌ بدر شاكرالسیاب‌، نازك‌ الملائكه‌ و عبدالوهاب‌ البیاتی‌ غوغایی‌ در ادبیات‌ عرب‌ به‌ راه‌ انداخت‌ كه‌ تا امروز اثرات‌ شگرف‌ آن‌ هویدا است‌. آنها با وامداری‌ از ادبیات‌ قدیم‌ این‌ زبان‌ چنان‌ در فضا و قالب‌های‌ شعری‌ نوآوری‌ ایجاد كردند و چنان‌ از این‌ فضا و مفاهیم‌ تازه‌ برای‌ بیان‌ آلام‌ جامعه‌ بشری‌ سود جستند كه‌ بحق‌ می‌توان‌ آنها را مبدعان‌ ادبیات‌ سپید عرب‌ نامید.
«عبدالوهاب‌ البیاتی‌» در توسعه‌ بخشیدن‌ به‌ ظرفیت‌های‌ شعر عرب‌ در حیطه‌ بیان‌ و معانی‌ و به‌ كارگیری‌ ظرافت‌های‌ اساطیری‌ به‌ شكل‌ معاصر آنها، از پیشگامان‌ محسوب‌ می‌شود. احساساتی‌ همچون‌ غم‌، عاطفه‌، انتقام‌ و آرمان‌خواهی‌ در شعر او موج‌ می‌زند.
آه‌ چه‌ دوری‌ از وطن‌
همچون‌ رویایی‌ از پنجره‌ تو را می‌بینم‌ در خواب‌
نخلستان‌های‌ تو در سپیده‌ دمان‌ مرا بیدار می‌كند.
«عبدالوهاب‌ احمد جمعه‌ خلیل‌ البیاتی‌» در ۱۹ دسامبر سال‌ ۱۹۲۶ در محله‌ «باب‌ الشیخ‌» بغداد در نزدیكی‌ مسجد و مقبره‌ شیخ‌ عبدالقادر الجیلانی‌ صوفی‌ معروف‌ و یكی‌ از برجسته‌ترین‌ شاگردان‌ حلاج‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود.
او در خانواده‌یی‌ فقیر و در محله‌یی‌ كه‌ به‌ قبرستان‌ مشرف‌ بود و هر روز شاهد تشییع‌ جنازه‌ دست‌كم‌ پنج‌ نفر بود، پرورش‌ یافت‌. البیاتی‌ خود در مورد دوران‌ كودكیش‌ چنین‌ می‌گوید: «شهری‌ كه‌ من‌ در آن‌ متولد شدم‌ با سایر شهرهای‌ كشورهای‌ عربی‌ اختلاف‌ فاحشی‌ داشت‌. آن‌ زمان‌ بغداد از ناامیدی‌ انسانی‌ كه‌ لازمه‌ جوامع‌ فقیر بود، رنج‌ می‌كشید، با همان‌ سن‌ كم‌ از خود می‌پرسیدم‌ چرا باید انسان‌ سال‌ها رنج‌ تحمل‌ كند تا در زندگی‌اش‌ تغییراتی‌ حاصل‌ شود اما درست‌ همان‌ موقع‌ مرگ‌ فرا می‌رسد و امانش‌ را می‌گیرد.»
وی‌ پیش‌ از ورود به‌ دبستان‌ در مكتبخانه‌یی‌ كه‌ به‌ خواندن‌ و نوشتن‌ و خواندن‌ قرآن‌ كریم‌ اختصاص‌ داشت‌، به‌ فراگیری‌ قرآن‌ پرداخت‌. سپس‌ در سال‌ ۱۹۳۲ وارد مدرسه‌ پسرانه‌ باب‌الشیخ‌ شد. در خلال‌ همین‌ سال‌ها بود كه‌ وی‌ توانست‌ استعداد و نبوغ‌ خود را به‌ همگان‌ نشان‌ دهد و با نمرات‌ عالی‌ مقطع‌ دبستان‌ را پشت‌ سر گذاشت‌.
وی‌ در زمانی‌ كه‌ تنها هشت‌ سال‌ داشت‌ با «فواد التكرلی‌» دوست‌ و این‌ آشنایی‌ تا آخر عمر آن‌ دو تداوم‌ یافت‌. وی‌ در خصوص‌ آن‌ دوران‌ چنین‌ می‌گوید: «وقتی‌ كه‌ تنها ده‌ سال‌ داشتم‌ با همكلاسی‌ها و دوستانم‌ فوتبال‌، والیبال‌ و بعضی‌ وقت‌ها نیز پیاده‌روی‌ می‌كردیم‌ این‌ پیاده‌روی‌ها گاهی‌ تا دهها كیلومتر نیز ادامه‌ می‌یافت‌. بعدا كه‌ كمی‌ بزرگتر شدم‌ تفریحاتم‌ نیز متفاوت‌ شد. گاهی‌ به‌ اتفاق‌ دوستانم‌ به‌ سینما می‌رفتم‌ و فیلم‌های‌ روز كه‌ عكس‌های‌ تبلیغاتی‌ آن‌ بر در و دیوار شهر چسبیده‌ بود را می‌دیدیم‌.
بعضی‌ وقت‌ها نیز با پول‌ جیبی‌ كه‌ پدرم‌ می‌داد، مجله‌ها و كتاب‌هایی‌ را می‌خریدم‌ و روزی‌ چندین‌ بار آن‌ را با شوق‌ فراوان‌ می‌خواندم‌.» البیاتی‌ در كتاب‌ خاطرات‌ خود از عشق‌ و علاقه‌ شدیدش‌ نسبت‌ به‌ زنی‌ متاهل‌ سخن‌ می‌گوید كه‌ چهره‌اش‌ را كه‌ در سن‌ ۱۳ سالگی‌ دیده‌ بود، تا واپسین‌ لحظات‌ زندگیش‌ همراه‌ و به‌ یاد داشت‌.
به‌ هر روی‌، در همین‌ شهر تحصیلات‌ خود را شروع‌ كرد. در سال‌ ۱۹۵۰ از دانشسرای‌ عالی‌ تربیت‌ معلم‌ فارغ‌التحصیل‌ شد. در همین‌ سال‌ اولین‌ دفتر شعرش‌ با نام‌ «فرشتگان‌ و شیاطین‌» را به‌ چاپ‌ رساند. در سال‌ ۱۹۵۴ و پس‌ از آنكه‌ رژیم‌ سلطنتی‌ عراق‌ مجله‌ «الثقافهٔ الجدیدهٔ» او را تعطیل‌ كرد به‌ بیروت‌ رفته‌ و پس‌ از كودتای‌ چپگرای‌ عبدالكریم‌ قاسم‌ در سال‌ ۱۹۵۸ به‌ عراق‌ برگشت‌ و پس‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ وابسته‌ فرهنگی‌ عراق‌ در مسكو بسر برد كه‌ طی‌ چند سال‌ اقامت‌ در شوروی‌ سابق‌ با شاعر برجسته‌ تركیه‌ یعنی‌ ناظم‌ حكمت‌ آشنا شد. او مدتی‌ در وین‌ و دیگر شهرهای‌ اروپای‌ شرقی‌ در تبعید بود. حكومت‌ وقت‌ عراق‌ در سال‌ ۱۹۶۳ شناسنامه‌ و گذرنامه‌ عراقی‌ او را باطل‌ كرد.
پس‌ از كودتای‌ ۱۹۶۸ بار دیگر به‌ عراق‌ برگشت‌ و از سوی‌ دولت‌ عراق‌به‌ عنوان‌ رایزن‌ فرهنگی‌ عراق‌ در قاهره‌ تعیین‌ شد. وی‌ سال‌ها در مصر زندگی‌ كرد تا اینكه‌ در اوایل‌ دهه‌ نود در اعتراض‌ به‌ جنگ‌هایی‌ كه‌ رژیم‌ عراق‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بود به‌ اردن‌ رفت‌ اما دو سال‌ پیش‌ از مرگش‌ به‌ دمشق‌ رفت‌ و تا هنگام‌ مرگ‌ در این‌ شهر بود.
آیا این‌ تویی‌ ای‌ سرنوشت‌ من‌!
كه‌ در پی‌ تو ارابه‌ها و مردگان‌ در تكاپویند
و برای‌ ما در طول‌ راه‌ دام‌ می‌گسترند و
لبخندها را به‌ سرقت‌ می‌برند
و این‌ بیشه‌ها را غرق‌ در تیرگی‌ می‌كنند
گنجشك‌هایی‌ در آشیان‌
و تو با بیل‌ می‌كوبی‌
بر دروازه‌ سپیده‌ دم‌
تا در میهمان‌خانه‌های‌ این‌ شهر كه‌ خود مرده‌ و بهارش‌ نیز مرده‌
گور مرا حفر كنی‌.
عبدالوهاب‌ البیاتی‌ در روز ۴ آگوست‌ ۱۹۹۹ بر اثر سكته‌ قلبی‌ درگذشت‌. آثار او به‌ زبان‌های‌ فارسی‌، انگلیسی‌، فرانسوی‌، اسپانیولی‌، روسی‌ و چینی‌ ترجمه‌ شده‌ است‌.
شفیعی‌ كدكنی‌ كه‌ دیوان‌ «آوازهای‌ سندباد» البیاتی‌ را در سال‌ ۱۳۴۸ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ كرده‌ در مورد او چنین‌ می‌گوید: «اگر ادونیس‌ تجربه‌ شاعر را، سفر در اعماق‌ كلمه‌ می‌داند، البیاتی‌ ترجمه‌ شاعر را سفر در اعماق‌ حیات‌ و گسستن‌ از اقلیمی‌ و پیوستن‌ به‌ اقلیمی‌ دیگر می‌داند. درونمایه‌ شعرهای‌ او در تحلیل‌ نهایی‌، چنانكه‌ جای‌ دیگر به‌ آن‌ پرداخته‌ام‌ سفر كردن‌ و كوچ‌ است‌. این‌ سفر پایانی‌ ندارد، چرا كه‌ زندگی‌ و تكامل‌ پایانی‌ ندارد، هنرمند و انسان‌ آگاه‌، كسی‌ است‌ كه‌ به‌ شطی‌ می‌پیوندد كه‌ به‌ دریای‌ تكامل‌ می‌ریزد. و اینچنین‌ برداشتی‌ از شعر، با زندگی‌ شخصی‌ او نیز هماهنگی‌ دارد زیرا وی‌ بیشتر عمر خود را در آوارگی‌ و كوچ‌ بسر برده‌ است‌.»
كدكنی‌ می‌افزاید: وقتی‌ كتاب‌های‌ البیاتی‌ از ابریق‌های‌ شكسته‌ تا واپسین‌ آثارش‌ را می‌خوانی‌ در می‌یابی‌ كه‌ چگونه‌ از آن‌ شاعر جوان‌ چپگرای‌ عراقی‌ در دهه‌ پنجاه‌ میلادی‌ كه‌ شعرهایش‌ سرشار از مجازها و مفاهیم‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ است‌ دور شده‌ و در دهه‌ نود به‌ شاعری‌ عارف‌ و فیلسوف‌ نزدیك‌ شده‌ است‌. منظورم‌ شاعری‌ است‌ كه‌ مقوله‌های‌ هستی‌ و وجود و بود و نبود، ذهنش‌ را به‌ خود مشغول‌ كرده‌ است‌... شعرهای‌ البیاتی‌ یكی‌ از استخواندارترین‌ جلوه‌ های‌ شعر معاصر عرب‌ به‌ شمار می‌ رود كه‌ درونمایه‌های‌ تغزلی‌، فلسفی‌ و اجتماعی‌، بارزترین‌ وجوه‌ آن‌ است‌. وی‌ در این‌ راه‌ از میراث‌ فرهنگی‌ عربی‌ و ایرانی‌ بهره‌ فراوان‌ برده‌ است‌.
خاطرنشان‌ می‌شود كه‌ عبدالوهاب‌ البیاتی‌ از شیفتگان‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ ایرانی‌ بود و شاید در میان‌ شاعران‌ و نویسندگان‌ عرب‌ كمتر كسی‌ را می‌یابیم‌ كه‌ اینگونه‌ نمادهای‌ فرهنگی‌ و تاریخی‌ ایران‌ را در شعر خود به‌ كار گرفته‌ باشد.
«ماه‌ شیراز» نظری‌ به‌ كتاب‌ «الطواسین‌ حلاج‌» محاكمه‌ در نیشابور، رنج‌ های‌ فریدالدین‌ عطار، تصویر جوانی‌ سهروردی‌، بازخوانی‌ دیوان‌ شمس‌ تبریزی‌، تنها چند عنوان‌ برگرفته‌ از كتاب‌ها و شعرهای‌ او است‌. وی‌ در گفت‌وگوهای‌ خود علاقه‌اش‌ را به‌ شهر اصفهان‌ و معماری‌ آن‌ نشان‌ می‌دهد. نیشابور و شیراز را می‌ستاید و برای‌ حلاج‌ شعر می‌گوید.
البیاتی‌ سرانجام‌ بیست‌ و چند روز قبل‌ از مرگش‌ به‌ یكی‌ از آرزوهای‌ زندگی‌ خود رسید و در روز ۱۳ مرداد ۷۳ به‌ ایران‌ آمد و از اصفهان‌ و شیراز دیدن‌ كرد اما سفرهایش‌ همچون‌ سفر بسیاری‌ اندیشمندان‌ دیگر در نهایت‌ سكوت‌ انجام‌ گرفت‌.
بر دروازه‌های‌ تهران‌ دیدیمش‌
دیدیمش‌
كه‌ آواز می‌خواند
و جواهر جان‌ انگاشتیم‌ عمر خیام‌ است‌
بر چهره‌اش‌ زخمی‌ ژرف‌ و دهانش‌ از شگفتی‌ باز
آواز می‌خواند، با دو چشمش‌ سرخ‌
كه‌ بامداد را می‌ماند،...
بدرود ای‌ تهران‌
ای‌ عالیمقام‌
خانه‌ام‌، بدرود
مادرم‌، بدرود

ترجمه‌: عدنان‌ غس‌ریفی‌

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

نگاهی به اندیشه سیاسی پروین اعتصامی

نگاهی به اندیشه سیاسی پروین اعتصامی
رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی(متولد ۲۵ اسفند ۱۲۸۵؛ تبریز و متوفی ۱۶ فروردین ۱۳۲۰) را همه ما کمابیش می‌شناسیم؛ شاعر بزرگی که اخلاق و هنرش زبانزد خاص و عام است.
برای همچون منی که شیفته مرام و منش پروین عزیز هستم زیارت آرامگاه او تسکین و توفیقی بزرگ است. هر بار که به قم می‌روم، بعد از عرض ادب به خواهر امام رضا(ع) حتماً مزار بانو پروین را که در یکی از صحن‌های حرم جا گرفته زیارت می‌کنم.
پروین در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی است. او حکمت و اخلاق را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می‌دارد که خواننده را از هر طبقه اجتماعی و فکری که باشد تحت تاثیر قرار می‌دهد.
پروین در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه گویندگان نامدار قرار است و در این میان به مناظره توجه ویژه دارد. او تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی. .
پروین اعتصامی، در کنار بیان مفاهیم حکیمانه و اخلاقی، توجه خاصی به مسائل سیاسی دارد و اشعار نابی در توصیف شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران خودش سروده است.
پرداختن به موضوعاتی همچون فقر، فساد مدیران، حقوق یتیمان، جهل و نادانی حاکم بر افکار عمومی، ستم حاکمان،حقوق محرومان و پابرهنگان، ریاکاری و تظاهر مسئولان و لزوم تعهد مدیران در انجام وظایف از مهمترین مسائل سیاسی و اجتماعی مورد توجه پروین است؛
ـ اندیشه کن از فقر و تنگدستی/ ای آنکه فقیریت در جوار است
ـ تو که سرگشته جهلی و گه گم گشته غفلت/ سر و سامان که خواهد داد این بی‌خانمانی را؟
ـ خون یتیم درکشی و خواهی/ باغ بهشت و سایه طوبی را
ـ در خانه، شحنه خفته و دزدان به کوی و بام/ ره، دیولاخ و کاروان بی‌مقصد و مرام
ـ ای زورمند، روز ضعیفان سیه مکن/ خونابه می‌چکد همی از دست انتقام
فتوی دهی به غصب حق پیرزن ولی/ بی روزه هیچ روز نباشی مه صیام
ـ کدام تشنه بنوشید از سبوی تو آب/ کدام گرسنه در سفره تو خورد طعام؟
ـ گرگ را نشناختستیم از شبان/ در چراگاهی که عمری میچریم!
ـ واعظیم اما نه بهر خویشتن/ از برای دیگران بر منبریم
ـ چند کنی همچو گرگ، حمله به مردم/ چند دریشان به ناخن و دندان؟
ـ به یکی لقمه، دل گرسنه ای بنواز/ به یکی جامه تن برهنه ای بپوشان
ـ بینوا مُرد به حسرت ز غم نانی/ خواجه، دلکوفته شد از بره بریان!
ـ چو پُتک ار زیردستان را بکوبی و نیندیشی/ رسد روزی که بینی، چرخ پتک است و تو سندانی
ـ چو نیروی بازوت هست ای توانا/ به زیردستان رحم کن تا توانی
ـ شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست/ برای خاطر بیچارگان نیاسودن
ـ روزی گذشت پادشهی از گذرگهی/ فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست/ پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم/ کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟/ نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت/ این اشک دیده من و خون دل شماست/ آن پارسا که ده خَرَد و مِلک، رهزن است/ آن پادشاه که مال رعیت خورَد گداست
ـ حاکم شرعی که بهر رشوه فتوا میدهد/ کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر؟/ گر که اطفال تو بی‌شامند شب‌ها باک نیست/ خواجه هر شب می‌کند تیهو کباب ای رنجبر/ از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی/ چند می‌ترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر/ در خور دانش امیرانند و فرزندانشان/ کارگر، کارش غم است و اضطراب ای رنجبر؟
ـ هزار مرتبه فقر از توانگری خوشتر/ توانگران همه بدنام ظلم و بیدادند
ـ بُرد دزدی را سوی قاضی عسس/ خلق بسیاری روان از پیش و پس/ گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود؟/ دزد گفت از مردم آزاری چه سود؟/ گفت بدکردار را بد کیفر است/ گفت بدکار از منافق بهتر است/ گفت آن زرها که بُردستی کجاست؟/ گفت در همیان تلبیس شماست/.../ تو قلم بر حکم داور میبری/ من ز دیوار و تو از در میبری/ میبرم من جامه درویش عور/ تو ربا و رشوه می‌گیری به زور/ دزد زر بستند و دزد دین رهید/ شحنه، ما را دید و قاضی را ندید/ میزنی خود، پشت پا بر راستی/ راستی از دیگران می‌خواستی/ دزد اگر شب، گرم دزدی کردن است/ دزدی حُکّام، روز روشن است/ حاجت اَر ما را ز راه راست بُرد/ دیو، قاضی را به هر جا خواست بُرد
ـ روز شکار پیرزنی با قباد گفت:/ کاز اتش فساد تو جز دود و آه نیست/ روزی بیا به کلبه ما از ره شکار/ تحقیق حال گوشه نشینان، گناه نیست/ هنگام چاشت، سفره بی‌نان ما ببین/ تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست/ دزدم لحاف بُرد و گاو پس نداد/ دیگر به کشور تو امن و پناه نیست/ حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است/ کار تباه کردی و گفتی تباه نیست/ ویرانه شد ز ظلم تو هر مسکن و دِهی/ یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست/ صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت/ جز سفله و بخیل در این بارگاه نیست/ سختی کشی ز دهر چو سختی دهی به خلق/ در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست
ـ پیش که مظلوم بَرَد داوری؟/ فکر بزرگان همه آز و هواست/ نبض تهیدست نگیرد طبیب/ درد فقیر، ای پسرک، بی‌دواست/ مردم این محکمه، اهریمنند/ دولت حُکام، ز غصب و رباست
نکته شایسته توجه در اشعار پروین این است که شعرهای او و مفاهیمی که به آن‌ها پرادخته، مانیفستی است برای همه زمان ها زیرا او از زبان فطرت آدمی سخن گفته است و همین سبب می‌شود که شعر او بر لوح فطرت، شعور و احساس انسان نقشی زیبا و دلنشین ببندد.
رعایت ادب و نزاکت در سراسر دیوان شعر پروین کاملاً ملموس است و از این منظر می‌توان او را شاعری اخلاقگرا دانست که به مطلق بودن مقوله اخلاق در همه زمان‌ها باور دارد.
پروین اعتصامی در بعد اخلاقی نیز، بیش از همه چیز به مذمت «حرص و آز» پرداخته و ریشه تمام ناملایمات و معضلات زندگی بشر بر روی کره خاکی را حرص و آز و دلبستگی به دنیا می‌داند؛
ـ ما به ره «آز» و هوی سائلیم/ مورچه در خانه خود پادشاست
ـ راهروانی که در این معبرند/ فکرتشان یکسره «آز» و هواست
ـ هر کس ز «آز» روی نهفت از بلا رهید/ آنکو فقیر کرد هوی را توانگر است
ـ به حرص و «آز» مبر فرصت عزیز به سر/ به جهل و عُجب مکن عمر بی‌بدیل تمام
ـ دل و دین تو ربودند و ندانستی/ دین چه فرمان دهدت؟ بنده دیناری
ـ تا زبون «طمعی»، هیچ نمی‌ارزی/ تا اسیر هوسی، هیچ نمیدانی
ـ ز انگشت «آز»، دامن تقوا سیه مکن/ این جامه چون درید، نه شایسته رفوست.
دیوان اشعار پروین اعتصامی برای آنان‌که دغدغه انسانیت، سیاست، جامعه و حاکمیت خوبی‌ها بر جامعه را دارند همچون دیوان حافظ شیرازی که در هر خانه‌ای پیدا می‌شود، یک نیاز ضروری است.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.