دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

اسرائیل و جرم تبعیض نژادی


اسرائیل و جرم تبعیض نژادی
فرهنگ انگلیسی آكسفورد، نژادپرستی را به معنی اعتقاد به برتری یك نژاد و نگرش مبتنی بر چنین اعتقادی می داند. این نگرش، طبعاً وضعیتی دائمی و غیرقابل تغییر را برای نژادهای مختلف در نظر می گیرد. دقیقاً به دلیل ثابت و لایتغیربودن نژاد انسان هاست كه تبعیض نژادی را بدتر از سایر انواع تبعیض ها دانسته اند.
پیدایش اسرائیل از همان آغاز، یعنی از سال ۱۹۴۸ توام با اقداماتی چون تخریب حدود ۵۳۱ دهكده و مهاجرت اجباری حدود ۷۵۰هزار فلسطینی بوده است. علیرغم به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ به موجب قطعنامه شماره ۱۸۱ كه به طرح تقسیم (partition plan) موسوم است و به موجب آن سرزمین فلسطین به دو بخش عرب و یهودی نشین تقسیم می شود و علیرغم معترض بودن فلسطینیان نسبت به این قطعنامه كه بخش اعظم و حاصلخیز زمین ها را در اختیار اقلیت یهودی قرار می داد، حتی این قطعنامه نیز مورد قبول صهیونیست ها نبود، به طوری كه بن گوریون- اولین نخست وزیر اسرائیل- به صراحت از لزوم از بین بردن طرح تفكیك و گسترش اسرائیل به كل سرزمین فلسطین سخن گفت كه اخراج های بعدی فلسطینیان و تخریب دهكده های آنها گامی در راستای عملی ساختن این هدف بوده است كه شاید نقطه اوج این حركت، قتل عام دیریاسین درسال ۱۹۴۸ باشد. به علاوه، سایر مفاد این قطعنامه كه هرگونه تبعیضی را ممنوع ساخته و حق بازگشت فلسطینیان را به رسمیت می شناخت هم هیچ گاه توسط رژیم اسرائیل مورد احترام واقع نشد تا ویژگی یهودی اسرائیل، همچنان حفظ شود. زمانی كه متعاقب جنگ سال ۱۹۶۷، اسرائیل به اشغال غزه و كرانه باختری و قدس شرقی كه از آنها تحت عنوان سرزمین های اشغالی فلسطین نام برده می شود دست زد، تصرف اراضی فلسطینیان و اخراج آنها از سرزمینشان ابعاد گسترده تری به خود گرفت و از آن زمان سیاست تبعیض نژادی بیش از پیش تداوم یافته است.
امروز حدود سه چهارم فلسطینی ها (یعنی ۶میلیون نفر) یا از سرزمین خود اخراج یا جابه جا شده اند و سیاست مصادره زمین ها و تخریب اراضی كشاورزی فلسطینی ها همچنان پی گیری و مقررات تحصیل تابعیت برای یهودیان بسیار آسان و برای فلسطینی های غیریهودی بسیار سخت شده است كه این اعمال در راستای تحقق شعار اسرائیلی ها مبنی بر سرزمین بیشتر، فلسطینی كمتر ، كه باید منتج به حفظ ویژگی یهودی اسرائیل گردد، انجام می شود. اعمال محدودیت های فراوان بر رفت وآمد فلسطینیان و جداسازی اعضای خانواده ها از یكدیگر، در فقر و محرومیت نگاه داشتن فلسطینیان، منع مراقبت های پزشكی از آنان، حملات نظامی به غیرنظامیان، توقیف های خودسرانه، تقسیم غیرعادلانه منابع و خدمات و نظایر آنها كه با نگرش نژادپرستانه انجام می شود، همگی نشانگر وجود سیستم تبعیض نژادی مبتنی بر تفوق یك گروه بر سایر گروه ها است كه در مواردی منتج به پاكسازی های نژادی گسترده شده است.
به طور كلی فلسطینی ها به سه دسته تقسیم می شوند؛ یك دسته كسانی كه در سال ۱۹۴۸ در سرزمین اصلی اسرائیل باقی ماندند كه تعداد آنها در حال حاضر حدود ۸۰۰هزار نفر است. دوم، كسانی كه در سرزمین های اشغالی سال ۱۹۶۷(یعنی كرانه باختری، نوار غزه و اورشلیم) زندگی می كنند كه حدود ۸/۱میلیون نفر می باشند و دسته سوم، كسانی هستند كه در تبعید در كشورهایی مثل اردن، لبنان، سوریه و سایر كشورها حضور دارند و تعداد آنها ۵/۲میلیون نفر تخمین زده می شود. هر چند هر یك از این گروه ها به شكلی مورد تبعیض واقع می شوند ولی شاید بیشترین تبعیض نسبت به این گروه سوم اعمال می گردد كه تنها به جرم یهودی نبودن، از بازگشت به سرزمین خود محرومند و باید در كمپ های پناهندگان با كمك های گروه ها و موسسات امدادی به زندگی ادامه دهند.
برخوردهای نژادپرستانه با همه دسته های فلسطینی به شرحی كه گذشت، آنچنان گسترده و ناپسند می باشد كه امی آیالون- رئیس بازنشسته شین بت(اداره امنیت و اطلاعات داخلی اسرائیل)- طی سخنانی كه در برخی از روزنامه های غربی از جمله روزنامه لوس آنجلس تایمز نیز منعكس شد، سران این رژیم را صراحتاً به تبعیض نژادی متهم كرد كه این سخنان وی یادآور همان مثل معروف فارسی است كه عزا چه عزایی است كه مرده شو هم گریه می كند! .
سخنان موشه دایان- رئیس ستاد مشترك و وزیر دفاع و خارجه اسرائیل كه در پست های وزارتی دیگری نیز در رژیم اسرائیل خدمت كرده است- هیچ تردیدی در صحت سخنان آیالون باقی نمی گذارد. وی طی سخنانی به همكاران دولتی خود توصیه كرده است كه باید به فلسطینی ها بگویند كه باید همچنان به زندگی كردن درنازل ترین سطح ادامه دهند و هركس هم كه بخواهد، می تواند آن سرزمین را ترك كند.
این سخنان، نشانگر تشابه بین تبعیض نژادی موجود در اسرائیل با آپارتاید درآفریقای جنوبی كه شناخته شده ترین نمونه یك رژیم مبتنی بر تبعیض نژادی است و تنها مدافع آن نیز رژیم اسرائیل بود، است. جالب آنكه نه تنها عملكرد، بلكه ایجاد این دو رژیم نیز مشابهت هایی با یكدیگر دارد.
درهر دو حالت، نقش امپریالیسم اروپایی در ایجاد رژیمی علیه ساكنان اصلی برای حفظ منافع غرب در مناطق غیراروپایی، برجسته بوده است. در هر دو مورد، دیدگاه نژادپرستانه اروپائیان كه خود را برتر از ساكنان بومی می دانستند، به خوبی نمایان است.
به علاوه، هم در آفریقای جنوبی و هم در فلسطین، استعمارگران مبنای كار خود را بر جدایی، نه تنها بین نژادی كه آن را نژاد برتر می دانسته اند با سایرین بلكه حتی در میان همین گروه های اخیر قرار داده اند. در هر دو حالت، ساكنان بومی كاملاً نادیده انگاشته شده و از هرگونه فعالیت در اداره امور كشور خود محروم بوده اند. گلدامایر كه زمانی نخست وزیری اسرائیل را برعهده داشت، در سخنان گستاخانه ای چنین می گوید: چیزی به نام ملت فلسطین وجود ندارد... این گونه نیست كه ما آمده و آنها را از كشورشان بیرون رانده باشیم. آنها اصلاً وجود نداشته اند .
قوانین نژادپرستانه در آفریقای جنوبی و اسرائیل هم كه به ترتیب موجب تبعیض به نفع سفیدپوستان و علیه سیاهان در آفریقای جنوبی یا به نفع یهودیان و علیه غیریهودیان در اسرائیل می شده است، كاملاً با یكدیگر قابل مقایسه می باشند.
در اسرائیل، قوانین مختلف راجع به تابعیت، اقامت، استخدام، تجارت، آموزش و... كاملاً به نفع یهودیان و علیه ساكنان بومی فلسطین تدوین شده اند. به قول یكی از نویسندگان، مشابهت قوانین تبعیض آمیزی كه در سال ۱۹۱۳ در آفریقای جنوبی شروع به تدوین آنها شد با قوانینی كه در سال ۱۹۴۸ در اسرائیل تدوین آنها آغاز شد، بسیار حیرت آور است. جالب اینكه حتی قوانین كیفری نیز بین اسرائیلی ها و فلسطینیان تفاوت می گذارد، به طوری كه یك فلسطینی به دلیل ارتكاب قتل غیرعمدی می تواند به حداكثر، حبس ابد محكوم شود، در حالی كه مجازات این جرم برای یك اسرائیلی، حداكثر ۲۰سال حبس است. همین طور تخریب اموال برای فلسطینی ها موجب مجازات حداكثر ۵سال حبس و برای اسرائیلی ها حداكثر ۳سال حبس می شود.
وضعیت بسیار بد خدمات اجتماعی ارائه شده به فلسطینیان مثل آب و برق و خدمات شهری و نظایر آن، در مقایسه با خدمات ارائه شده به یهودیان، یاد آور همان تبعیض هایی است كه سیاهپوستان آفریقای جنوبی در مقایسه با سفیدپوستان متحمل می شدند. گفته می شود ۲۰۰هزار فلسطینی ساكن در ۲۱۸دهكده كرانه باختری، فاقد سیستم آب آشامیدنی می باشند. علیرغم همه این مصائب، متأسفانه هرگونه تلاش در جهت آگاهی بخشیدن به مردم دنیا در این زمینه، با برچسب هایی چون ضدیهود، طرفدار نازیسم، ضدسامی و نظایر آن، در نطفه خفه می شود لیكن امید می رود كه بدون توجه به این گونه ترفندها، یك نهضت جهانی آگاهی بخشی برای مطلع كردن جهانیان از عمق تبعیض نژادی اعمال شده در سرزمین فلسطین پا بگیرد.

دكتر حسین میرمحمد صادقی

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

صهیونیست‌ها با ترور مغنیه جنگ منطقه‌ای خود را شروع کردند؟


صهیونیست‌ها با ترور مغنیه جنگ منطقه‌ای خود را شروع کردند؟
در میان کسانی که از ترور عماد مغنیه داغدار شده اند، گفت‌وگوهای زیر رد و بدل می شود. قبل از این ترور عماد مغنیه دیدار مهمی با یک شخصیت مهم فلسطینی در دمشق داشت و این ماشین پاجیرو نیز ماشین کرایه ای نبوده، بلکه ماشینی است که مغنیه و محافظان امنیتی وی از آن استفاده می کردند.
همین افراد عقیده دارند که به نتیجه رسیدن این ترور مسئولیت بسیار سنگینی را بر عهده مقامات سوریه می اندازد ولی همین مسئولیت نیز بر شانه های مقامات ایرانی و اطراف فلسطینی و دستگاه امنیتی حزب الله نیز به همین اندازه سنگینی می کند.
نکته جالب توجه این است که مغنیه در بسیاری از اوقات به تنهائی و بدون ماشین‌های محافظ رفت و آمد می کرده است. در این میان اطراف فلسطینی به دقت بازبینی می شود همانطور که در زنجیره افراد سایر اطراف نیز بازبینی صورت می گیرد.
ولی اطلاعات موجود حاکی از آن است که تا کنون نحوه انجام این ترور و جزئیات آن مشخص نشده است ولی داده های اولیه حاکی است که این ترور با همکاری امنیتی بین موساد و سازمان سیا و با همکاری سازمان امنیتی یک کشور عربی در همسایگی سوریه -که احتمالا سازمان امنیتی اردن که همزاد عربی موساد است - صورت گرفته و این سازمان کشور عربی نقش لجستیکی و میدانی و نفوذ به یکی از حلقه های چهارگانه فوق را برعهده داشته است.
بر اساس این تحلیل برخی ها اعتقاد دارند که حزب الله در پاسخ به این ترور دست به یک حمله کلاسیکی به اسرائیل از طریق مرزهای لبنان نخواهد زد و یا اینکه منافع آمریکا در بیروت را هدف قرار نخواهد داد. بلکه پاسخ به این عملیات در داخل رژیم صهیونیستی خواهد بود و یا در عراق این پاسخ ظاهر خواهد شد و شاید هم در کشور دیگری مانند اردن. زیرا این سه مکان محل وجود سیستمهای امنیتی اسرائیل و امریکائی بوده و تجهیزات اجرای این ترور از طریق مرزهای این سه کشور وارد سوریه شده و همچنین در این سه مکان می توان پاسخی مناسب و در خورد این ترور را داد.
سفیر یکی از کشورهای بزرگ در بیروت نسبت به تاثیرات و نتایج و عکس العمل‌های این ترور ابراز نگرانی کرد. وی سخنرانی سید حسن نصر الله را دارای نکاتی دانست که احتمال انفجار در روابط بین لبنان و اسرائیل را بالا می برد. وی افزود که توجیه اتهامات در این ترور قبل از تکمیل داده ها و جزئیات آن صورت گرفته است، و بسیار بعید است که این ترور برای یک از دستگاههای امنیتی اروپایی صورت گرفته باشد.
البته در این میان لازم به ذکر است که سید حسن نصر الله تهدید به جنگ سرتاسری را شرطی نمود و گفت که اگر آنها خواهان این نوع از جنگ سرتاسری هستند، پس ما نیز همین جنگ را می خواهیم. ولی این شرطی بودن احتمالات متنوعی را شامل می شود. یکی از این احتمالات این است که سوریه و ایران و حزب الله و گروههای فلسطینی همانند حزب الله و جهاد اسلامی با هم دیدار کرده و تصمیم نهایی را بگیرند.
یکی دیگر از احتمالاتی که ممکن است مد نظر سید حسن نصر الله باشد این است که جنگ امنیتی با جدیت کامل آغاز شده و به یک نبرد سراسری با آمریکا و اسراییل تبدیل شود. برخی از مقامات امنیتی و شخصیتهای غربی و محلی می گویند که عملا این جنگ سرتاسری شروع شده است و حزب الله و همپیمانانش نمی توانند بعد از کشته شدن فرمانده نظامی شان سکوت کنند.
یکی از سفرای غربی جوابی برای این سؤال نداشت که آیا ترور مغنیه و نتایج آن باعث پیچیده شدن وضعیت داخلی لبنان می شود یا نه ولی افزود که در چنین وضعیتی لبنانی ها باید مصلحت ملی کشور خود را بر سایر مناقع منطقه ای و بین المللی ترجیح دهند.
ولی این سؤال مطرح می شود که اگر حزب الله عقیده دارد که جنگ گسترده ای به زودی او را هدف خواهد گرفت ویا اینکه اگر به قول سید حسن نصر الله جنگ ۳۳ روزه هنوز پایان نپذیرفته، در این صورت حزب الله چگونه با بحران کنونی برخورد خواهد کرد.
مسلما اندیشه وجود جنگ می طلبد که اوضاع داخلی لبنان به نحوی سرو سامان بگیرد و در راستای وضعیت کنونی باید از جنگ فرقه ای پرهیز نمود. باید حکومت وحدت ملی را در نزدیکترین فرصت تشکیل داد و این دولت بار دیگر همچون حکومت سنیوره مقاومت را مشروع اعلام کند. این اقدام باعث می شود که حزب الله به نحو بسیار بهتری بتواند پشت صحنه خود را ایمن نماید و حمایت عربی بهتری برای مقاومت و سلاح آن کسب نماید.
در این میان این سؤال نیز مطرح می شود که کدام یک بر سرنوشت مقاومت تاثیر بیشتری دارند یک جنگ فراگیر با اسرائیل یا دادگاه بین المللی ؟

پلو با سبزیجات نوعی غذای هندی
● مواد لازم ▪ هویج حلقه حلقه شده ۴ عدد ▪ گل کلم ریز شده ۲ پیمانه ▪ فلفل دلمه باریک خرد شده ۲عدد ▪ قارچ چهار قاچ شده ۴عدد ▪ پیاز بزرگ خلال شده ۱ عدد ▪ سیب زمینی متوسط مکعبی خرد شده …
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.