یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

زندگی و زمانه علی‌اکبر داور


زندگی و زمانه علی‌اکبر داور
علی‌اكبر داور وزیر مالیه حكومت رضاخان در سال ۱۲۶۴ ش در تهران متولد شد. پدرش سالها خزانه‌دار دربار قاجار بود. علی‌اكبر دروس مقدماتی زبان فارسی، عربی، حساب، تاریخ و جغرافیا را نزد معلمین خصوصی فرا گرفت. با توصیه یكی از درباریان مظفرالدین شاه قاجار و در سن ۱۵ سالگی برای تحصیل رشته پزشكی وارد مدرسه دارالفنون تهران شد. پس از چند سال ادامه تحصیل، در رشته پزشكی را رها كرد و به تحصیل در علوم انسانی روی آورد. او در زمینه علوم، فلسفه، تاریخ، ادبیات و حقوق، مطالعات و تحصیلاتش را ادامه داد و پس از هشت سال از مدرسه دارالفنون فارغ‌التحصیل شد. در این دوره داور با زبان فرانسه هم آشنایی پیدا كرد. پس از آغاز نهضت مشروطیت، علی‌اكبر داور در سنین جوانی به عضویت حزب دموكرات درآمد و به ویژه در نشریات حزبی مطالب گوناگونی چاپ و منتشر كرد. در سال ۱۲۸۹ ش به استخدام وزارت عدلیه درآمد و پلكان ترقی اداری را به سرعت در این وزارت خانه طی كرد. او به ریاست اداره اجرای احكام منصوب شد و پس از مدتی به سمت دادستان تهران برگزیده شد. در این زمان داور فقط ۲۵ سال سن داشت. در همان حال بار دیگر فعالیتش را در نشریات و روزنامه‌ها ادامه داد و عضو هیأت تحریریه روزنامه شرق شد كه مدیریت آن بر عهده سید‌ضیاءالدین طباطبایی بود. مدت كوتاهی بعد و با یاری بازرگانی آذربایجانی ‌به نام حاج ابراهیم ‌آقاپناهی و جهت ادامه تحصیل راهی سوئیس شد و پس از حدود یازده سال موفق به دریافت دكترای حقوق از دانشگاه ژنو گردید.
در سال ۱۹۱۹ كه موضوع عقد قرار داد معروف وثوق‌الدوله با انگلستان بر سر زبان‌ها افتاده بود، داور دانشجوی دوره دكتری حقوق در ژنو هم با این قرارداد به مخالفت برخاست. در همان زمان «حزب ملی ایران» را در ژنو تأسیس كرد. بدین ترتیب نام داور بتدریج در محافل سیاسی و اجتماعی ایران بر سر زبان‌ها افتاد.
با شنیدن خبر وقوع كودتای ۱۲۹۹ و ریاست‌الوزرایی سید‌ضیاءالدین طباطبایی كه از دوستان وهمكاران سیاسی و مطبوعاتی سابق او بود،‌ داور مشتاق بازگشت به كشور شد. ولی هنگامی كه در خرداد ۱۳۰۰ وارد تهران شد، اوضاع سیاسی تغییركرده بود و سید‌ضیاء جای خود را در پست ‌نخست‌وزیری به میرزا احمد‌خان قوام‌‌السلطنه سپرده بود. اما به زودی به ملاقات رضاخان شتافته و مورد توجه او قرار گرفت. پس از مدتی كوتاه با دختر میرزا محسن خان مشیرالدوله، كه زنی بسیار ثروتمند بود، ازدواج كرد و این خود عامل مهمی در پیشرفت سریع داور شد. مدت كوتاهی بعد با كمك رضاخان و عوامل او به عنوان نماینده ورامین وارد مجلس چهارم شد و در مدت زمانی كوتاه با گردانندگان و متنفذان مجلس نظیر مؤتمن‌الملك، صمصام‌السلطنه، ارباب كیخسرو، نصرت‌الدوله فیروز، سردار معظم خراسانی (تیمور تاش)، حكیم‌ الملك، بهاءالملك و مخبرالسلطنه دوستی و همكاری نزدیكی به هم رسانید. او بالاخص با عضویت و مشاركت در مباحث كمیسیون جنگ مجلس بیش از پیش نظر مساعد رضاخان را به سوی خود جلب كرد . از دیگر اقدامات مهم داور در این برهه تأسیس و انتشار روزنامه «مرد ‌آزاد» بود كه از بهمن ۱۳۰۱ تا پایان قطعی دوران سلطنت احمد شاه منتشر می‌شد. از دیگر اقدامات داور كه عمدتاً جهت پیشرفت مقاصد سیاسی ـ اداری خود صورت داد تأسیس حزب «رادیكال» بود كه در مدت زمانی نه چندان طولانی حدود ۳۰۰ تن از رجال و معاریف سیاسی، اجتماعی آن روزگار به عضویت آن درآمدند.
در تمام دوران منتهی به نخست‌وزیری رضاخان سردار‌سپه (۱۳۰۲ ش) علی‌اكبر داور در مجلس، حزب رادیكال و نشریات وابسته به آن و در بیرون از مجلس، چنانكه دلخواه رضاخان بود، مخالفان و رقبای سیاسی او را مورد حمله و انتقاد قرار داد و در رسیدن رضاخان به نخست‌وزیری نقش چشمگیری ایفا كرد. در همان حال با پشتیبانی بی‌دریغ رضاخان و عوامل پرشمار او در شهربانی در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی از حوزه انتخابیه لار وارد مجلس شد. داور كه در مجلس پنجم عضو مهم فراكسیون اكثریت طرفدار رضاخان بود به ویژه با تیمورتاش و نصرت‌الدوله دوستی نزدیكی یافت و به عنوان مثلث استوار‌ساز دولت سردار سپه اشتهار یافتند. هر چند داور همزمان با دوران نخست‌وزیری سردار‌سپه (و اساساً به خاطر عدم درك شرایط دقیق سیاسی حاكم بر كشور) گهگاه به مخالفت با رضاخان پرداخت و می‌رفت كه مغضوب او شود. اما پس از آ‌ن كه فهمید رضاخان از هیچ تلاشی جهت تثبیت موقعیت و قدرت خود در عرصه سیاسی كشور فروگذار نخواهد كرد (والبته با پادرمیانی و شفاعت تیمور تاش و نصرت‌الدوله) بار دیگر از سوی رضاخان بخشوده شد و در سلك یاران نزدیك او درآمد.
چنانكه از منابع موجود بر می‌آید داور در روند اضمحلال تدریجی سلسله قاجاریه و صعود رضاخان به سریر سلطنت و حكومت نقش قابل توجهی ایفا كرد. داور به ویژه در جهت متقاعد ساختن نمایندگان مجلس برای همكاری با رضاخان و مخالفت با احمد شاه‌قاجار تلاشهای گسترده‌ای انجام داد. هم او بود كه با كمك نصرت‌الدوله و تیمورتاش ماده واحده واگذاری فرماندهی كل قوای نظامی و تأمین كشور به رضاخان سردار سپه را از تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی گذرانید كه خود مقدمه تغییر سلطنت در ایران شد. بدین ترتیب و پس از مدتها تلاش پیگیر و توطئه‌ها و اقدامات سوئی كه بر ضد سلطنت قاجارها و احمد‌شاه صورت می‌گرفت، نهایتاً داور نماینده مجلس پنجم آن ماده واحدهٔ مشهور روز نهم آبان ۱۳۰۴ را كه مشعر به خلع قاجاریه و احمد شاه از سلطنت و واگذاری امور كشور به رضاخان پهلوی بود، شخصاًً تدوین كرد و با كمك دوستان وهمكاران خود و نیز با تمهیدات امنیتی ـ اطلاعاتی گسترده‌ای كه صورت گرفته بود، از تصویب نهایی نمایندگان مجلس گذرانیدند. داور به ویژه در مخالفت با افرادی نظیر سید‌حسن مدرس، مصدق و دیگران كه تغییر سلطنت در ایران را مغایر قانون اساسی دانسته و با ‌آن سخت مخالفت می‌كردند، در صحن علنی مجلس از هیچ تلاشی فروگذار نكرد و هر آنچه توانست در حمایت از طرح تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی قصور نورزید. به دنبال آن رضاخان كه از عملكرد داور در خلع قاجارها سخت راضی به نظر می‌رسید او را مأمور تشكیل مجلس مؤسسان كرد و داور چنانكه دلخواه رضاخان بود، اكثریتی تام از طرفداران رضاخان را در مجلس مؤسسانی كه قرار بود با تغییر موادی از قانون اساسی موجبات خلع نهایی و انتصاب رضاخان و سلسله پهلوی به سلطنت ایران را مقرر دارد، گردآورد و بدین ترتیب در تأسیس سلسله پهلوی نقش قاطع و درجه اولی ایفا كرد. او با ‌آغاز سلطنت رضاشاه و در كابینه فروغی به وزارت فوائد عامه و تجارت منصوب شد. مدت كوتاهی بعد و با اعمال نفوذ عوامل رضاشاه داور بار دیگر از حوزه انتخابیه لار وارد مجلس شورای ملی دوره ششم شد و به ویژه در مخالفت با آیت‌الله سید‌حسن مدرس نامدارترین نماینده دوره ششم از هیچ تلاشی باز نایستاد. اما مهمترین سمت داور در واپسین ماههای سال ۱۳۰۵ انتصاب به مقام وزارت عدلیه در كابینه میرزا حسن‌خان مستوفی‌الممالك بود.
داور به سرعت در تشكیلات اداری، مدیریتی و قضایی وزارت عدلیه تغییراتی جدی و ساختاری ایجاد كرد و با اختیارات تامی كه از دولت وحكومت كسب كرد و حمایتی كه رضا شاه به طور پیدا و پنهان از اقدامات او می‌كرد، بر آن شد كه وزارت عدلیه را در راستای خواسته رضاشاه ترمیم و تغییر دهد. داور به ویژه در تشكیلات قضایی تغییرات گسترده‌ای ایجاد كرد و با انتصاب و انتخاب قضات دلخواه و تغییر و جابجایی پست‌‌های قضایی و تغییراتی كه در رتبه و جایگاه قضات مورد نظر داده افراد پرشماری از طرفداران و حامیان سیاست‌های رضا شاه را وارد دستگاه قضایی و وزارت عدلیه كرد. بدین ترتیب و طی سالهای وزارت عدلیه داور، تشكیلات قضایی كشور به شرح زیر تجدید ساختار شد:
دیوان عالی تمیز، ‌محاكم استنیاف، پاركه استیناف، دیوان عالی جزای عمال دولت، پاركه دیوان عالی جزا، محكمه ابتدایی، دوایر استنطاق، محكمه تجارت، محاضر شرع، امنای محاكم صلح محدود، امنای محاكم صلح‌ نواحی، تشكیلات ولایات، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، دفاتر ازدواج و دفاتر اسناد رسمی و مدرسه عالی حقوق و تشكیلات كلاس قضایی. در همان حال داور در حیطه فعالیت وكلای دادگستری هم محدودیت‌های گسترده‌ای ایجاد كرد و به نوعی آنها را تحت سلطه دولت و وزارت عدلیه درآورد.از مهمترین اقدامات خلاف قاعده داور در وزارت عدلیه از میان بردن استقلال عملی قضات و زیر پا نهادن اصل ۸۲ قانون اساسی بود. این اقدام تحت فشار مستقیم شخص رضاشاه كه آشكارا روش استبدادی حكومت را پیشه خود ساخته بود، صورت عملی به خود ‌گرفت. از سال ۱۳۰۹ به بعد جز رضاشاه كه در صدر حاكمیت فرمان می‌راند، چهار تن امور مملكت و كشور را هدایت می‌كردند، سید‌حسن تقی‌زاده وزیر مالیه، محمد‌علی فروغی وزیر امور خارجه، عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار و علی‌اكبر داور. در این میان مخبرالسلطنه هدایت نخست‌وزیروقت البته چندان به بازی گرفته نمی‌شد. داور از جمله مهمترین كارگردانان لغو امتیاز نفت دارسی از سوی رضاشاه در سال ۱۳۱۲ ش و نیز نماینده رضاشاه در جامعه ملل بود تا اقدامات حكومت ایران را در صحنه بین‌الملی توجیه كند. او نطق‌های مفصلی در جامعه ملل ایراد كرد. از اتفاقات دوران حضور او در جامعه ملل دستگیری و زندانی شدن تیمور تاش وزیر قدرتمند دربار و یار نزدیك داور به دستور رضا شاه بود. با پا در میانی رضاشاه نهایتاً قرارداد دارسی با تغییراتی اندك و تمدید مدت آن تا ۶۰ سال آتی (كه سخت به ضرر منافع ملت ایران بود) بار دیگر تمدید شد و داور به تهران بازگشت. او در دولت جدیدی كه در سال ۱۳۱۲ (پس از عزل مخبرالسلطنه) و به ریاست محمد‌علی فروغی تشكیل شده بود، در رأس وزارت دارایی قرار گرفت تا در غیاب تیمورتاش مغضوب و نصرت‌الدوله فیروز در میان تمام دولتمردان رضاشاه، نقش درجه اول را بر عهده بگیرد. نصرت‌الدوله هم چند سال قبل از سوی رضاشاه مغضوب و طرد شده بود. با این احوال داور به رغم ابراز نگرانی از سرنوشت خود، هنوز كماكان مورد لطف و عنایت دیكتاتور قرار داشت و حتی اجازه پیدا كرد با دوست سالیان طولانی گذشته‌اش تیمورتاش كه به تازگی عزل و مغضوب شده بود، ملاقات كند. نصرت‌الدوله، كه از سال ۱۳۰۹ مغضوب و به اتهام اختلاس زندانی و متهم شده بود، به دستور رضا شاه و با مدیریت و هدایت داور وزیر وقت عدلیه محاكمه و حكم محكومیت گرفته بود. تیمور‌تاش هم كه علی‌الظاهر به اتهام ارتشاء و در واقع به خاطر سوء ظن رضاشاه به قدرتمداری و گویا به اتهام ارتباط مشكوكش با محافل وابسته به شوروی به پای محاكمه كشیده شده و زندانی شده بود، پرونده اتهامی‌اش در بهمن ۱۳۱۱ و در دوران حضور دوستش داور در رأس وزارت عدلیه تكمیل و به دادگاه سپرده شد. بدین ترتیب مقدر بود داور وزیر عدلیه وقت دستگیری، محاكمه و محكومیت یافتن هر دو دوست نزدیكش نصرت‌الدوله و تیمور تاش را كه به اتفاق یكدیگر مثلث به قدرت رسانیدن و حمایت از تثبیت پایه‌های قدرت و سلطنت رضا شاه را بر دوش می‌كشیدند، بر عهده بگیرد.
رضاشاه كه از عملكرد تقی‌زاده در رأس وزارت مالیه (دارایی) رضایت نداشت در كابینه محمد‌علی فروعی كه از ۲۱ شهریور ۱۳۱۲ كار خود را آغاز كرد، علی اكبر داور را جایگزین او كرد و از او خواست تا به سرعت اصلاحات مورد نظر را در این وزارت‌خانه به انجام رساند. او به سرعت كار تغییر و تحولات در وزارت دارایی را آغاز كرد و به ویژه با انتقال گروهی از همكارانش در وزارت عدلیه به وزارت‌خانه جدید، مشاغل مهم و حساسی را به آنان واگذار كرد. در این میان اعلام ناگهانی مرگ تیمورتاش در زندان و سپس دستگیری و قتل فجیع سردار اسعدبختیاری (جعفر‌قلی‌خان) وزیر جنگ رضاخان كه سخت مورد توجه و لطف رضاخان (شاه) بود، روحیه علی اكبر داور را به شدت پریشان كرد. با این احوال داور برغم دلهره‌ها و نگرانی‌های دائمی‌ای كه دچارش شده بود، در رأس وزارت دارایی سخت فعال بود و به اصلاحات و اقدامات مورد نظر رضاشاه ادامه می‌داد. او در این مقام در انحصار تجارت خارجی و در واقع سیطره حكومت بر اقتصاد كشور نقش قاطعانه‌ای ایفا كرد و در گسترش تجارت خارجی میان ایران با برخی از مهمترین كشورهای اروپایی و شوروی و تأسیس حكومت‌های دولتی تلاش‌های گسترده‌ای انجام داد.
در این میان مغضوبیت، بركناری، زندان و قتل بسیاری از دوستان و همكاران دور و نزدیك داور كه سالیانی طولانی صادقانه در راه تحكیم و تثبیت حكومت استبدادی رضا شاه از هیچ تلاشی فروگذار نكرده بودند، بیش از پیش وی را پریشان احوال كرده دچار مشكلات و ناراحتی‌های عدیده جسمی و روحی كرد. به همین دلیل همواره در بیم و هراس سیر نموده و منتظر زمانی بود كه رضاخان او را نیز قربانی خواست‌های خود بكند. او از این كه چرا تا آن هنگام هنوز رضاخان او را مغضوب نكرده و یا به قتلش نرسانیده همواره در بیم و هراس دائمی بود. به ویژه این كه تصور می‌كرد مسئولیت‌هایش در رأس وزارت‌خانه‌های عدلیه و مالیه، چنان كه باید نظر مساعد رضاشاه را جلب نكرده است.
در آذر ۱۳۱۴ و به دنبال اعدام محمد ولی اسدی (پس از واقعه گوهرشاد) محمد‌علی فروغی از نخست‌وزیری عزل شد و در كابینه بعدی علی‌اكبر داور در حالی كه سخت نسبت به سرنوشت و جایگاهش در نزد رضاشاه مشكوك بود، بار دیگر در رأس وزارت دارایی قرار گرفت و برغم تمام دهشت آفرینی‌ها و بحران روحی گرفتار آمده، كار خود را با شدت و پشتكار ادامه داد. او در این راستا چنانكه دلخواه رضاشاه بود مستشاران بلژیكی گمرك را اخراج كرد،‌ طرح اعطای امتیاز نفت در شرق و شمال ایران به دو شركت امریكایی را به مجلس شورای ملی ارائه داد، كوشید سرمایه بانك ملی ایران را افزایش دهد، به تشكیل شركت بیمه ایران و شركت ساختمانی مبادرت كرد، كارخانجات پنبه پاك‌كنی دایر كرده و قرار داد ساخت چندین سیلو را در تهران و شهرستانها با شوروی امضاء كرد، و جهت صادرات تریاك به خارج از كشور تلاش بسیاری كرد. در این فاصله و در ۱۳۱۵ مغضوبیت و محاكمه علی‌منصور وزیر طرق باز هم داور را پریشان احوال‌ كرد. او در پاییز ۱۳۱۵ بر اثر فشار كار و مشكلات عدیده روحی و جسمی دچار بیماری شده و مدتها در بستر بیماری افتاد. پس از بهبودی آرزو كرد بمیرد و از این زندگی پرفشار جسمی و روحی راحت شود. با این احوال او به حضور و خدماتش در رأس وزارت دارایی ادامه داد. در ۲۰ بهمن ۱۳۱۵ رضا شاه محمود جم، رضا قالی میرخسروی و علی‌اكبر داور را به خاطر تردیدی كه در معامله و صدور پنبه به شوروی برایش پیش آمده بود به كاخ خود (مرمر) فراخواند و ابتدا امیرخسروی و سپس داور را به باد فحش، و ناسزا گرفته و به طرز بسیار موهنی از اطاقش بیرون انداخت. این اقدام رضاشاه آخرین ضربه بر روحیه به شدت آسیب‌دیده و پریشان داور وارد ساخت. او كه سخت نسبت به آینده تاریك خود نومید شده بود، پس از پایان جلسه هیأت دولت در نیمه همان شب و پس از ورود به منزل خودكشی كرد ( با مخلوط الكل و تریاك) و به عمرش پایان داد. رضا شاه كه از این اقدام داور به شدت عصبانی شده بود، عمل او را تقبیح كرده و نشریات فقط اجازه یافتند به طور مختصر بنویسند كه داور بر اثر سكته قلبی درگذشته است. جایگزین او در وزارت مالیه محمود بدر بود. چند ماهی پس از خودكشی داور، نصرت‌الدوله فیروز آخرین بازمانده مغضوب مثلث پیشین، در زندان سمنان و توسط مأمورین شهربانی رضا شاه به قتل رسید.

مظفر شاهدی
منابع و مآخذ
ـ حسین مكی، تاریخ بیست ساله ایران، جلد ششم، چاپ اول، تهران، نشر ناشرف ۱۳۶۲.
ـ حسن اعظام قدسی، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله، جلد دوم، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۲.
ـ علی وكیلی، داور و شركت مركزی، چاپ اول، تهران، چاپخانه اطاق بازرگانی تهران، ۱۳۴۳.
ـ ‌قاسم غنی، یادداشت‌های دكتر قاسم‌ غنی، به كوشش سیروس غنی، جلد چهارم، چاپ اول، تهران، زوار، ۱۳۶۷.
ـ ابراهیم خواجه‌نوری، بازیگران عصر طلایی، تهران، جاویدان، ۱۳۵۷.
ـ محسن صدر، خاطرات صدرالاشرف (محسن صدر)، چاپ اول، تهران، وحید، ۱۳۶۴.
ـ قهرمان میرزا سالور، خاطرات عین‌السلطنه (قهرمان‌میرزا سالور)، جلد نهم، به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار، چاپ اول، تهران، اساطیر، ۱۳۷۹.
ـ میرزا فتاح خان گرمرودی، سفرنامه میرزا فتاح گرمرودی به اروپا موسوم به چهار فصل، به كوشش فتح‌الدین فتاحی، چاپ اول، تهران، چاپخانه، بانك بازرگانی ایران، ۱۳۴۷.
ـ تاریخچه نفت در ایران،‌ ج هشتم، چاپ اول، تهران، جهان كتاب، ۱۳۷۹.
ـ رجال شناسی عصر رضاخانی، ج ۱۱، چاپ اول، تهران، جهان كتاب، ۱۳۷۹.
ـ مجلس در دوره رضاخان پهلوی، ج ۱۴، چاپ اول، تهران، جهان كتاب، ۱۳۷۹.
ـ جلال عبده، چهل سال در صحنه قضایی، سیاسی، دیپلماسی ایران و جهان: خطارات دكتر جلال عبده، ۲ جلد، به كوشش مجید تفرشی، چاپ اول، تهران، رسا،‌۱۳۶۸.
ـ فتح‌الله نوری اسفندیاری، رستاخیز ایران، مدارك مقالات و نگارشات خارجی (۱۲۹۹ ـ ۱۳۲۳)، چاپ اول، تهران، چاپخانه سازمان برنامه، بی‌تا.
ـ‌ باقر عاقلی، داور و عدلیه چاپ اول، تهران، انشارات علمی، ۱۳۶۹.
ـ خسرو سعیدی، اللهیار صالح، زندگینامه، جلد اول، چاپ اول، تهران، طلایه، ۱۳۶۷.
ـ اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دوره پهلوی اول، چاپ اول، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸.
ـ نصرت‌الله سیف پور فاطمی، آیینه عبرت، خاطرات دكتر نصرت‌الله سیف پورفاطمی، به كوشش علی دهباشی، چاپ اول، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۷۸.
ـ ابوالحسن عمیدی نوری، یادداشتهای یك روزنامه‌نگار (تحولات نیم قرن تاریخ معاصر ایران از نگاه ابوالحسن عمیدی نوری)، به كوشش مختار حدیدی و جلال فرهمند، جلد اول، چاپ اول، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۱.
ـ سید‌حسن تقی‌زاده، زندگی طوفانی، خاطرات سید حسن تقی‌زاده، به كوشش ایرج افشار، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۲.

منبع : دوران

مطالب مرتبط

نگاهی به زندگی و مبارزات آیت‌الله سید رضا فیروزآبادی

نگاهی به زندگی و مبارزات آیت‌الله سید رضا فیروزآبادی
● تولد و تحصیلات
سید رضا فیروزآبادی در سال ۱۲۵۳ هـ . ش در قریه فیروزآباد شهر ری به دنیا آمد . پدربزرگ وی سید عبدالکریم فرزند سید محمد ، از فضلا و اهل تقوای عصر خویش بود که از کاشان به فیروزآباد در نزدیکی شهر ری مهاجرت کرده بود . از سید عبدالکریم فرزندی به نام سید هاشم به دنیا آمد که در طی زندگی خود ، دارای پنج پسر شد . دومین فرزندش سید رضا فیروزآبادی بود .
سید رضا ، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش شروع و پس از چندی به قصد ادامه تحصیل به تهران رفت و در مدرسه آصفیه نزدیک مسجد جامع تهران اقامت گزید و به تحصیل پرداخت . با وجود فوت پدرش و مسئوولیت اداره خانواده‌اش ، به علت علاقه‌ای که به تحصیل علم داشت ، کوشش بسیار نمود تا در فقه و اصول ، اطلاعات لازم و معلومات کافی را به دست آورد . در این مدت با زراعتی که در فیروز‌آباد داشت ، امرار معاش می‌کرد . ایام هفته ، دو شبانه‌ روز از عصر چهارشنبه تا عصر جمعه در موطن خویش به کارهای زراعتی می‌پرداخت و پنج شبانه‌روز دیگر هفته را در تهران به سر می‌برد و به تحصیل و فعالیت‌های اجتماعی مشغول بود . (۱) وی پس از خواندن مقدمات در محضر استادان بزرگی چون "حجت‌الاسلام حاج شیخ مسیح طالقانی" و "آیت‌الله سید ریحان‌الله کشفی بروجردی" شروع به تحصیل سطوح فقه و اصول کرد . پس از آن راهی نجف شد و از محضر "آیت‌الله محمدکاظم آخوند خراسانی" ، "آیت‌الله سید محمدکاظم" و "آیت‌الله شریعت اصفهانی" استفاده کرد(۲) .
● آغاز فعالیتهای سیاسی
آیت‌الله فیروزآبادی چون سیاست را ملازم روحانیت می‌دانست ، گهگاهی در مواقع فراغت از تحصیل به بحث و مطالعه در امور مملکتی می‌پرداخت. در جریان انقلاب مشروطه از هواخواهان مشروطه بود و به نفع مشروطه خواهان فعالیت می‌کرد . (۳)
آخرین جلسه مجلس دوم شورای ملی در ۲۹ ذی الحجه ۱۳۲۹ تشکیل شد و با اولتیماتوم روس‌ها ، عمر این مجلس به پایان رسید . پس از آن به مدت دو سال و ۱۱ ماه مجلس تعطیل بود . (۴) مجلس سوم قبل از پایان انتخابات ، در تاریخ ۱۶ محرم ۱۳۳۳ ق / ۱۴ آذر ۱۲۹۳ هـ . ش به طور رسمی با حضور فقط ۶۸ نماینده منتخب که به تهران رسیده بودند ، پس از نطق احمد شاه گشایش یافت . مجموعا ۷۹ جلسه در عمر کوتاه مجلس سوم برگزار شد و در تاریخ ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۳۳ ق / ۲۱ آبان ۱۲۹۴ هـ . ش این مجلس نیز با گسترش جنگ جهانی اول و حمایت دموکراتهای مجلس از آلمان و عثمانی و حرکت قوای روس به سوی تهران منحل شد . (۵)
انتخابات اطراف تهران ، شامل ورامین ، غار ، فشابویه ، ساوجبلاغ و حضرت عبدالعظیم در ۱۶ جمادی‌الاول ۱۳۳۲ هـ . ق شروع شد . در این دوره سید رضا فیروزآبادی با کسب ۶۹۱ رأی از حضرت عبدالعظیم به مجلس سوم شورای ملی راه یافت . (۶)
پس از انتخاب آیت‌الله فیروزآبادی به نمایندگی مجلس ، حاج معین الواعظین از حضرت عبدالعظیم به فیروزآباد شتافت و مژده نمایندگی ایشان را داد و از ایشان مژدگانی خواست . آیت‌الله فیروزآبادی اظهار داشت ، مژده را باید موکلین من بدهند که چنین وکیلی پیدا نموده‌اند ، که در هر حال حفظ حقوقشان را از وظایف حتمی خود می‌داند . (۷)
آیت‌الله فیروز‌آبادی در مجلس ، همیشه طرفداری و حمایت از ضعفا و مستمندان را وجهه همت خود ساخت و در نطق‌ها و بیانات خود در مجلس به این مسأله توجه داشت . به طور مثال در جلسه ۶۹ مجلس سوم که در ۲۱ ذیعقده ۱۳۳۳ برگزار شد ، هنگام بحث درباره کلیات طرح سردار معظم خراسانی راجع به اختصاص مبلغی برای تعمیر و نگهداری مقبره نادرشاه ، اظهار داشت :
« بنده با اصل پیشنهاد مخالفم ... البته ما باید پاس حقوق کسانی که خدمت به این مملکت کرده‌اند ، داشته باشیم ، اما نه به این ترتیب که مالیات نوافل(۸) را در مشهد به آن سختی از هر بیچاره که یک بار سوخت می‌آورد ، پنج شاهی بگیرند و آن هم به مصرف دولت برسد یا نرسد . آن وقت ده یا بیست هزار تومان آن را خرج مقبره نادر کنیم .
در صورتی که تمام ادارات ما کار نمی‌کنند و اگر هم کار بکنند ، چون حقوق مرتب به آنها نمی‌رسد ، مثل این ا ست که مسئولیت ندارند و باید مملکت به این شکل باشد و آن وقت بیست هزار تومان یا سی هزار تومان خرج مقبره نادر بکنیم . بنده به عقیده خودم این را اول خیانت به این مملکت و ملت می‌دانم » . (۹)
● مخالفت با جمهوری خواهی رضا خان
یکی از مهمترین تلاش‌های روشنفکران و تجددگرایان هوادار رضا خان ، برای تغییر نظام سیاسی مشروطه به نفع رضاخان ، طرح مسأله ریاست جمهوری بود . انتخابات مجلس پنجم شورای ملی (۱۳۰۴-۱۳۰۲ هـ . ش ) با تقلب گسترده انجام شد و رضا خان موفق شد با به کارگیری ارتش ، اکثریتی مؤثر از حزب سوسیالیست و حزب تجدد را وارد مجلس کند . جناح اکثریت هم مجدانه می‌کوشید تا به هر شکل ممکن مجلس را رسمیت بخشد و موضوع جمهوریت را مطرح کند و به تصویب برساند . ظاهرا همه چیز بر طبق یک برنامه حساب شده پیش می‌رفت و نیرویی که بتواند مانع از تحقق این طرح شود ، دیده نمی‌شد . اما عده‌ای از نمایندگان وجیه‌المله و حقیقی که از جریان خطرناک پشت پرده و نقشه‌ها و دسیسه‌های جمهوری‌خواهان کاملا آگاه بودند . به رهبری آیت‌الله مدرس به مخالفت با جنبش جمهوری‌خواهی
پرداختند . (۱۰)
سید رضا فیروزآبادی چون در آن سال ، چند نفر در جریان انتخابات نماینده ورامین در مجلس کشته شده بودند ، معتقد بود که فعلا جمهوریت به درد مردمی که برای انتخاب نماینده مجلس چند نفر را می‌کشند ، نمی‌خورد . به این دلیل در صف یاران سید حسن مدرس که قهرمان مبارزه با جمهوریت بود ، قرار گرفت و با هیچ تطمیع و تهدیدی حاضر به ترک رویه خود نشد . علاوه بر آن انجمنی هم از کلیه اصناف تهران تشکیل داد که در منزلشان اقداماتی علیه جمهوریت داشتند . (۱۱)
● تبعید به کلات نادری
پس از ناکامی رضا خان در برقراری جمهوری که در پی تلاش‌های مدرس و یارانش صورت گرفت ، ماجرای قتل ماژور ایمبری ، کنسولیار سفارت آمریکا در تیر ماه ۱۳۰۳ ، بهانه‌ای به دست رضا خان داد تا با استفاده از این فضا ، به اعلام حکومت نظامی و ایجاد کانون‌ها و محافل خود بپردازد. (۱۲) این موضوع صرف نظر از پیامدهای خارجی آن ، به دولت رضاخان امکان داد برای تخریب چهره مخالفان خود در عرصه داخلی و بین‌المللی به تبلیغات گسترده‌ای دست زند و آنان را عناصر متحجر ، واپس‌گرا و مخالفان نوسازی و پیشرفت ایران معرفی کند و همه حرکت‌های خشونت‌بار اعم از ترورها و ناامنی‌ها را یکسره به آنان نسبت دهد . (۱۳)
حکومت نظامی به ریاست سرتیپ مرتضی خان ( یزدان‌پناه ) برقرار شد و به گرفتن معاریف محلاف و بازار و سیاسیون شروع کردند .(۱۴) نخست عده‌ای از طرفداران جدی اقلیت مجلس و مدرس را دستگیر کردند که از آن جمله عبدالحسین خرازی و سید رضا فیروآبادی بودند . (۱۵)
در شب دوم دستگیری ، آیت‌الله فیروزآبادی ، به کلات نادری تبعید شد و به وسیله گاری به آنجا فرستاده شد . در راه ، مأمورین مراقب ایشان ، صدمات روحی بسیاری به وی وارد می‌کردند . لیکن ایشان با بردباری تحمل می‌نمود . چون مأمورین در بعضی نقاط به زور آذوقه تهیه می‌کردند ، ایشان از خوردن آن خودداری می‌کرد و با پولی که همراه داشت و مقداری که قرض نمود ، غذا تهیه می‌کرد . این مسافرت تا شریف‌آباد در نزدیکی مشهد ادامه یافت . در آنجا مأمورین تغییر یافتند و گاری تبدیل به اسب و قاطر و الاغ شد . بین راه در اثر اصابت لگد اسب پای ایشان شکست و چون رئیس مأمورین در این قسمت ، سروان قائم مقامی ، از افراد شریف بود و به آیت‌الله فیروزآبادی ارادت داشت ، دستور اطراق می‌دهد و پس از تفحص ، شکسته‌بندی را از ده مجاور پیدا نموده و پای آیت‌الله فیروزآبادی را مداوا می‌کند . (۱۶)
پس از رسیدن به کلات نادری ، از محبوسین سؤال می‌شود که چه تقاضایی دارند . آیت‌الله فیروزآبادی درخواست می‌کند که برای نماز به او اجازه داده شود تا به همراه مأموری به مسجد برود و نمازش را در آنجا ادا کند . اهالی کلات نیز به زندان آمد و تعهد می‌کنند که تا زمان حضور آنها در کلات ، هر روز و شب ، غذای آنها را تأمین کنند . (۱۷)
● آزادی و بازگشت به تهران
در دهه عاشورای ۱۳۰۳ ، رضا خان در تکیه میدان سپه ، روضه‌خوانی دایر می‌نمود . عده‌ای از اهالی فیروز‌آباد و حضرت عبدالعظیم ، دسته سینه‌زنی ترتیب داده و به آنجا مراجعه می‌نمایند . بعد از سینه‌زنی ، طاقه شالی برایشان آوردند . آنها اظهار کردند که ما برای آزادی حاج سید رضا فیروزآبادی آمده‌ایم . "مدیرالاسلام بروجردی" و "قائم مقام الملک" که حضور داشتند کمک کردند و تلگرافا دستور آزادی آیت‌الله فیروزآبادی صادر شد . پس از ۲۲ روز حبس در کلات نادری ، یک روز رئیس زندان ایشان را احضار و تلگراف را به ایشان ارائه می‌کند .
ایشان سؤال ‌می‌کند ، برای رفقای هم محبس من نیز چنین دستوری رسیده است ؟
به ایشان می‌گویند ، خیر .
آیت‌الله فیروزآبادی می‌گوید : پس این تلگراف را فعلا افشا ننماید تا شاید دستور آزادی آنان هم برسد.
دو سه روز می‌گذرد و با این که ایشان آزاد بود و می‌توانست از محبس خارج شود ولی در حبس ماند ، تا این که رئیس زندان می‌گوید این وضع برای من ایجاد مسئولیت می‌کند و آیت‌الله فیروز‌آبادی مجبور شد بدون رفقای خود به مشهد برود تا در آنجا برای آزادی آنها تلاش کند . ایشان با بدرقه شایانی که از طرف اهالی کلات به عمل آمد ، عازم مشهد شد .
در مشهد با این که آقای توکلیان به دستور آقای سلامت ، محلی برای اقامت ایشان آماده کرده بود ، آیت‌الله آشتیانی ، رئیس وقت حوزه علمیه مشهد ، به آقای توکلیان اظهار داشت که آیت‌الله فیروزآبادی باید به منزل من وارد شود . آیت‌الله فیروزآبادی نیز برای فراهم نمودن شرایط آزادی رفقای محبوبش در کلات نادری ، ترجیح داد در منزل آیت‌الله آشتیانی اقامت کند . یکی دو شب بعد سرلشکر خزاعی که آن زمان عهده‌دار لشکر مشهد بود در منزل آیت‌الله آشتیانی قبول می‌کند که برای رهایی رفقای آیت‌الله فیروزآبادی اقدام نماید . پس از یک هفته ، این تلاش‌ها نتیجه داد و آیت‌الله فیروزآبادی به همراه رفقایش به تهران
بازگشت. (۱۸)
● انتخاب به نمایندگی مجلس ششم شورای ملی
انتخابات مجلس شورای ملی ( دوره ششم ) که در کابینه فروغی شروع شده بود ، در زمان نخست‌وزیری مستوفی‌الممالک در ۵ تیر ماه ۱۳۰۵ خاتمه یافت . آرزوی رضا خان از زمانی که تاج بر سر گذاشت این بود که یکی از بزرگان خوشنام همچون مستوفی‌الممالک ، مشیرالدوله یا مؤتمن‌الملک را به عنوان صدراعظم خود به رخ مردم بکشد ، اما از آنان انتظار حضور در تاجگذاری و خواندن قصیده‌های غرا و تعظیم نمی‌رفت . پس ، انجام این آرزو به پس از تاجگذاری ماند . از سوی دیگر آیت‌الله مدرس و اقلیت همراهش که می‌دیدند سرانجام ، آن قزاق به کمک عوامل قرارداد ۱۹۱۹ تاج شاهی گرفت ، تدبیر را در این دیدند که با فرستادن نخست‌وزیری قدرتمند و صاحب نام به صحنه ، در همان شروع کار ، شاه را عادت دهند که در امور کشور چندان دخالت نکند . سرانجام مدرس و دیگران مستوفی‌الممالک را راضی کردند که نخست‌وزیری را بپذیرد . مقایسه این انتخابات ، با انتخابات مجلس مؤسسان و انتخابات دوره‌های هفتم تا سیزدهم که در دوران رضا شاه صورت گرفت ، نشان می‌دهد که حضور مستوفی تا چه اندازه مؤثر بود. با شرایطی که به وجود آمد رضاخان مجبور شد مداخله کمتری در انتخابات کند . در نتیجه از لیست آیت‌الله مدرس ۹ تن و از لیست دربار تنها ، سه نفر انتخاب شدند . (۱۹)
سید رضا فیروزآبادی در بین دوازده نفری که از تهران انتخاب شدند و به مجلس راه یافتند ، پس از مدرس ، مستوفی ، دکتر مصدق ، وثوق‌الدوله و آشتیانی قرار گرفت و با ۶۰۸۵ رأی به مجلس راه یافت . (۲۰)
آیت‌الله فیروزآبادی در مجلس ششم نیز عقاید خود را نسبت به مصالح مملکت و حفظ حقوق شرعی و عرفی ملت ایران و هموطنان عزیز بدون واهمه ابراز می‌‌کرد و همگام با آیت‌الله مدرس به مخالفت با سیاستهای فرهنگی رژیم پهلوی می‌پرداخت . از جمله این مخالفتها ، همراهی او با آیت‌الله مدرس و برخی روحانیون تهران در مخالفت با یکی از اقدامات تجددگرایانه بود .
در تاریخ ۱۷ تیر ماه ۱۳۰۵ ، " جمعیت تمدن نسوان " به بهانه ترویج معارف و بسط افکار و تهذیب اخلاق عالم نسوان و ترقی آنها ، درصدد بود تئاتری تحت عنوان " تمدن نسوان " برای عموم زنان به معرض نمایش گذارد . چنین اقداماتی در راستای ترویج بی‌حجابی و سست کردن اعتقادات مذهبی صورت می‌گرفت . مدرس در ۱۳ تیر ماه نامه‌ای به مستوفی‌الممالک نوشت که :
«ورقه منتشر شده از برای تیارت دادن نسوان به دعوت عمومی در شب ۲۸ ذی‌الحجه ، چون سابقه نداشته ، اوضاع هم اقتضا ندارد ، خصوص در این موقع زمامداری ، مناسب است جلوگیری شود . (۲۱)»
پس از استیضاح دولت مستوفی‌الممالک در ۲۹ دی ۱۳۰۵ ، آیت‌الله فیروزآبادی نیز به همراه آیت‌الله مدرس و عده‌ای دیگر از موافقین دولت او بود و در مجلس از او حمایت می‌کرد . اما سرانجام دولت مستوفی‌الممالک در ۶ خرداد ۱۳۰۶ استعفا داد و مورد قبول شاه واقع شد . (۲۲)
▪ از جمله مسائلی که در مجلس ششم ، آیت‌الله فیروزآبادی درباره آنها موضع‌گیری و اظهاراتی داشت می‌توان به :
ـ مخالفت با نمایندگی یاسایی (نماینده سمنان ) (۲۳) ،
ـ اعتراض به عدم کشف مسببین ترور شهید مدرس (۲۴) ،
ـ پیشنهاد درباره تقلیل مستمری ورثه حاج شیخ عبدالنبی نوری و سید محمدخان نصر (۲۵) ،
ـ اعتراض به خرج بدون تأمل و ضرورت استخدام از اتباع ایرانی(۲۶) ،
ـ پیشنهاد درباره تقلیل مدت استخدام مأمور گمرک از خارج از کشور(۲۷) ،
ـ اشاره به تاریخچه بانک در ایران و ضرورت جلوگیری از حیف و میل اموال مردم(۲۸) و ... اشاره کرد .
دوره هفتم مجلس شورای ملی نیز ، آیت‌الله فیروزآبادی از تهران به نمایندگی انتخاب شد و در این دوره بود که حقوق نمایندگی‌اش را که در صندوق مجلس انباشته بود در جهت امور عام‌المنفعه مورد استفاده قرار داد . پسر آیت‌الله فیروزآبادی در این باره می‌گوید :
« ... تمام حقوق پدرم در دوران وکالتش ۲۴ هزار تومان بود که تصمیم گرفت آن را برای ساخت بیمارستان مصرف کند . با ۷ هزار تومان "باغ حرمت‌الدوله" را خرید ، که مال آقای سپهبدی ، سفیر ایران در سوئیس ، بود. تلگرافی به ایشان اطلاع داد و او هم پذیرفت . ۵۲ هزار متر مربع را با ۷ هزار تومان در سال ۱۳۰۷ خرید . البته پدرم سی سال بعد با مالک باغ دیدار کرد .
سپهبدی هر چند یکبار به خانقاه ملک‌نیا در شهر ری می‌آمد . در این خانقاه دیدار حاصل شد .
پدرم هر روز مزد کارگران را می‌داد و بر سر در بیمارستان نوشت :
«این مریض‌خانه وقف است بر فقرا و رعایا و غربا و بیچارگان ، لعنت بر کسی که تخلف نماید » .
تا پدرم زنده بود ، همه بیماران مجانی معالجه می‌شدند ، حتی یک سال پدرم پولی را جمع کرده بود تا به سیل‌زدگان خرمشهر بدهد ، وقتی آنجا رفت ، نامه‌ای به من و برادرم نوشت که شب‌ها حتما به همه بیماران سر بزنیم . اگر کسی پول خرید دارو نداشت به او کمک کنیم .
بیمارستان ۴۲ موقوفه دارد . حتی حکیم‌الملک ، نخست‌وزیر شاه هم ملکی را وقف کرده بود .(۲۹)
بیمارستان در دوم آذر ۱۳۱۳ رسما افتتاح شد و آیت‌الله فیروزآبادی همواره در توسعه و بهبود آن تلاش می‌کرد .
● نمایندگی در مجلس چهاردهم شورای ملی
انتخابات مجلس چهاردهم طولانی‌ترین ، رقابتی‌ترین و بنابراین با اهمیت‌ترین انتخابات در ایران معاصر بود . مبارزات انتخاباتی که از خرداد ۱۳۲۲ ، شش ماه پیش از پایان مجلس سیزدهم آغاز شده بود ، در برخی حوزه‌ها تا روزهای نخست اردیبهشت ۱۳۲۳ یعنی سه ماه پس از گشایش مجلس چهاردهم ادامه داشت . در این انتخابات بیش از ۸۰۰ نامزد انتخاباتی بر سر ۱۳۶ کرسی رقابت می‌کردند . (۳۰)
سید رضا فیروز‌آبادی در این دوره نیز به نمایندگی از مردم تهران ، به مجلس چهاردهم شورای ملی راه یافت . این دوره آخرین نمایندگی فیروزآبادی در مجلس بود . مجلس چهاردهم در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ به پایان رسید .
● فعالیت‌های پس از دوران نمایندگی
آیت‌الله فیروزآبادی پس از دوران نمایندگی و با توجه آن که سنش از ۷۰ سالگی گذشته بود ، همچنان به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود ادامه داد . در ۲۲ دی ماه ۱۳۲۵ در تحصن دکتر محمد مصدق و یارانش در دربار برای تأمین آزادی انتخابات مجلس پانزدهم شرکت کرد و در ۲۴ شهریور ۱۳۲۸ در اعتراض به عدم آزادی انتخابات مجلس شانزدهم ، در تحصنی که در دربار برگزار شد ، مشارکت داشت .(۳۱)
در سالگرد قیام سی تیر ۱۳۳۰ ، آیت‌الله فیروزآبادی ضمن صدور اعلامیه تسلیت این واقعه ، مردم را به حضور در مراسم بزرگداشت شهدای قیام ملی سی‌ام تیر که در روز جمعه ۲ ذیعقده در صحن حضرت عبدالعظیم (ع) برگزار می‌شد ، دعوت کرد . (۳۲)
در جریان انتخابات مجلس هجدهم نیز به همراه جمعی از علما و رجال کشور از جمله "علی‌اکبر دهخدا" ، "دکتر عبدالله معظمی" ، "اللهیارصالح" ، "دکتر محمد قریب" و ... نسبت به دخالت عمال بیگانه در انتخابات به مردم هشدار داد . (۳۳)
از فعالیت‌های آیت‌الله فیروزآبادی در سال ۱۳۳۲ ، می‌توان به دعوت ملت و مسئولین کشور به وحدت و پشتیبانی از دکتر محمد مصدق ، تأسیس جمعیت تأمین آزادی انتخابات پس از کودتای انگلیسی – آمریکایی ۲۸ مرداد ، کوشش برای انجام انتخابات آزاد و دفاع از نهضت ملی با صدور اطلاعیه‌ای همراه با جمعی از رجال کشور و صدور بیانیه‌ای به همراه عده‌ای از شخصیتهای ملی ، سیاسی و اسلامی خطاب به مجلسین شورا و سنا راجع به قرارداد کنسرسیوم نفت ، اشاره کرد . (۳۴)
در سال ۱۳۳۹ ، جبهه ملی دوم با حضور آیت‌الله فیروزآبادی شروع به فعالیت کرد و سال بعد ، جمعیت نهضت آزادی ایران با حضور ایشان تأسیس شد . از دیگر فعالیتهای ایشان در سالهای آخر عمر ، افتتاح بنیاد فیروزآبادی در اول آذر ۱۳۴۲ بود . (۳۵)
آیت‌الله فیروزآبادی سرانجام پس از گذشت حدود ۹۰ سال از زندگی‌اش و سالها فعالیت سیاسی و اجتماعی در جهت تأمین و حفظ منافع مردم ، در ۱۴ مرداد ۱۳۴۴ هـ . ش به دیار باقی شتافت .

وبگردی
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!