یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ / Sunday, 19 August, 2018

ستایش همین انسان


ستایش همین انسان
شاملو می گوید؛ «میوه بر شاخه شدم/ سنگ پاره در کف کودک/ طلسم معجزتی/ مگر پناه دهد از گزند خویشتن ام/ چنین که/ دست تطاول به خود گشاده/ من ام،.../ که گفته است/ من آخرین بازمانده فرزانگان زمین ام؟/ من آن غول زیبایم که در استوای شب ایستاده است/ غریق زلالیً همه آب های جهان/ و چشم انداز شیطنت اش/ خاستگاهً ستاره یی است...»
این قطعه برگرفته از شعر «عقوبت» است، از دفتری کم حجم به اسم «شکفتن در مه» که شاید غمگینانه ترین دفتر شعرش باشد که جای جای آن مشحون از سطرهایی است چون «این/ فصل دیگری ست/ که سرمای اش/ از درون/ درک صریح زیبایی را/ پیچیده می کند». گذشته از این خصلت، آنچه این مجموعه را منحصربه فرد می سازد، چکیده ای است که از پرسونا و شخصیت شاعری شاملو در اختیارمان می گذارد و به نظر، آغازگاهی مناسب می رسد برای تحلیل آنچه شاملو بود.
پیش از هر چیز، باید به دنبال تعریفی از «شعر مدرن فارسی» بگردیم. براهنی می گوید شاعر مدرن جهان را به دو شقه ابژه و سوژه تقسیم می کند و نیما و شاملو بارزترین شخصیت های این اقتدار در شعر فارسی هستند.
اما اگر با این روایت به سراغ مدرنیسم برویم، چیزهای زیادی را از دست می دهیم، از جمله خود همین شقاق چرا که آن را برآمده از سوبژکتیویسم می دانیم. در این جا براهنی به تفسیری از کوگیتوی دکارتی بسنده می کند که در یک طرف جهان را قرار می دهد و در طرف دیگر، سوژه شناسایی که خود را از این جهان جدا می کند و از همین رو براهنی به راحتی کوگیتو یا سوژه را حذف می کند تا این شکاف را هم از میان بردارد لیکن مشکل زبان در مقابلش قد علم می کند و از آن جا که جهان را یک سره در زبان می بیند و مشاهده می کند که زبان اگر چه اختراعی بشری نیست، اما شیء یا ابژه هم نیست، پس پیشنهاد می کند که زبان هم باید از میان برداشته شود و وظیفه شاعر ابداع زبانی است که زبان نباشد، نحوش زاییده خودش و کارکرد ارجاعی اش هم صفر باشد.
راوی اش اسکیزوفرنیک و چندجنسیتی باشد و خلاصه کلام این که، شعری که براهنی پیش می کشد اختلاطی از نظریات دریدا و دلوز متاخر است و آن قدر باهوش هم هست که بگوید این شعر حذف انسان به سود شعریت شعر است.
فعلاً براهنی را همین جا رها می کنیم و باز به سراغ شاملو می رویم که در مقابل شعرش «ستایش همین انسان» است.
براهنی درست می گوید که شعر شاملو مدرن است، که شعرش عموماً تک آوایی و تک سیستمی است اما فراموش می کند شقاق ابژه و سوژه در شعر شاملو با قوتی عجیب عرض اندام می کند، چون این شقاق نه فقط در سوژه که در خود ابژه هم وجود دارد، از همین رو شعر مدرن روایت این تنش با همه درد و رنج هایش است.
شاملو نیز مانند بسیاری از شاعران مدرن، چهره های مختلفی داشت که گاه دوره به دوره در اشعار او ظاهر می شدند. مثلاً در «قطعنامه» مبارزی تمام عیار بود و در «آیدا در آئینه» عاشقی کامل؛ اما این تنوع چهره ها گاه در یک شعر به سراغش می آمدند، از جمله همان شعری که در بالا ذکر کردیم؛ سنگ پاره ای که در کف کودک است، همان غول زیبا است، نظاره گر بردگان عالیجاه است، به معشوقش متوسل می شود و عقوبت جانفرسای را تحمل می کند اما کلام مقدس باری، از یادش می رود.
مثالی دیگر می زنیم؛ «نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می گسترد/ آن که نهال نازک دستان اش/ از عشق/ خداست/ و پیش عصیانش/ بالای جهنم/ پست است...» اگر کمی دقت کنیم این شعر ما را به یاد این قطعه می اندازد که؛ «در نعل سمند او شکل مه نو پیدا/ وز قد بلند او بالای صنوبر پست». (حافظ) در این جا شاملو با تنشی از جنسی دیگر روبه رو است، تنش ناشی از رویارویی با سنت ادبیات به طور عام و شعر فارسی به طور خاص، تنشی که به طور آشکار در این قطعه دیده می شود؛ «به نو کردن ماه/ بر بام شدم/ با عقیق و سبزه و آئینه.../ صنوبرها به نجوا چیزی گفتند...» بازخوانی شعر شاملو بازخوانی تمامی این تنش ها است؛ تنش میان سوژه و ابژه، تنش میان شعر مدرن و شعر کهن، تنش میان فرد و جامعه، تنش میان زبان های آرکائیک و زبان روزمره، تنش میان انواع صورتک هایی که شاعر از خویش می سازد و غیره و غیره. شعر شاملو را همین حفظ تنش ها زنده نگه داشته است، همان عنصری که از او شاعری مدرن می سازد، شاعری سرگردان میان شعر ناب و ضدشعر و شعار.
اینک هشت سال از مرگ او می گذرد، اما به قول منتقدی پانزده سال و به قول یکی دیگر سی سال. درست است که تا همان اواخر تک و توک اشعاری زیبا می نوشت اما دیگر برایش توان غوغاافکنی و موج سازی نمانده بود.
البته او دیگر آن قدر تاثیر گذاشته بود که باید تاریخ شعر مدرن ایران را با او نوشت و شاید حتی نیما را هم باید با شعر شاملو قرائت کرد، چونان که شعر حافظ و شاعرانی دیگر را، کاری از آن دست که مثلاً هرولد بلوم در مورد شعر رمانتیک و شعر اشبری کرد؛ قرائت این تنش ها، که ضروری شعر مدرن است (و صدالبته توضیحی دقیق تر و منسجم تر می طلبد)، یکی از راه های بازخوانی شعر شاملو است، شاعری که به قول ضیاء موحد، پس از حافظ بزرگ ترین شاعر ما است، با تمامی ضعف ها و قوت هایی که رادیکالیسم «هوای تازه» را به تغزل «شکفتن در مه»، عصیان «ابراهیم در آتش»، سوررئالیسم «دشنه در دیس»، شعارزدگی «مدایح بی صله» و تاملات مرد محتضر «در آستانه» و «حدیث بی قراری ماهان» کشاند. این چندچهرگی را با فرمالیسم صاف و لایتغیر شاعرانی چون رویایی مقایسه کنید تا دریابید شجاعت چه شکل هایی ممکن است داشته باشد.

شهریار وقفی پور

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

چهره مرد شاعر در استبداد

چهره مرد شاعر در استبداد
صدای تو در من/ صدای تو در ذهن سرخ شقایق/ نه‌تنها «چو بوی خوش آشنایی» ست/ نوید پریدن، گسستن، رهایی ست.../ سلام، ای پرنده! (تورج رهنما از دفتر خاطرت یک کاکتوس) باور کن! رفیق من!/ اختر دلربای به‌ روزی خواهد رسید/ روسیه بیدار خواهد شد از خواب/ و بر تخته‌‌پاره‌های استبداد/ نام ما را خواهند نوشت، تک‌تک! (پوشکین -۱۸۱۸- «برایم ترانه بخوان!»)
● درباره یک شاعر
آلکساندر سرگیویچ پوشکین، شاعر روس، نمایشنامه‌نویس روس و بانی ادبیات جدید روسی؛ اینچنین شاعر و نویسنده‌ای که در کارنامه‌اش انتشار مجله «ساوژمنیک» (گام بلند روزنامه‌نگاری کلاسیک روسی به دنیای جدید) ثبت است، در یک دوئل از پا درمی‌آید. او به سبب دریافت نامه‌ای توهین‌آمیز درباره همسرش، کسی را به دوئل فرا می‌خواند، در دوئل زخمی می‌شود و می‌میرد. اگرچه مرگ پوشکین را توطئه مشترک دولت تزاری و تازه به دوران‌رسیده‌های بورژوازی روسی (در جناحی که در گذر زمان از شاعر، کینه به دل گرفته بودند) می‌پندارند اما نکته اینجاست که پوشکین، این روح پرخروش و نا‌آرام و این مرد تبعیدها و دوئل‌ها، نماینده هنری عصری است که لیبرال‌ها و بورژوازی‌ روسیه‌ خیز برمی‌دارد تا روزگار ملک و مردم روس را بهبود بخشد.
پوشکین که به زبان مدخل‌نویس دانشنامه اتحاد جماهیر شوروی سابق، تا به امروز «پایه‌گذار زبان ادبی روس به شمار می‌آید»، سراسر عمر را دلبسته دکابریست‌ها بود. دکابریست‌ها، مطالبات انقلابی اشراف زمان‌شان را در برابر ارتجاع درباری و تزاری روسیه نمایندگی می‌کردند (در دهه آغازین سده هجدهم). پوشکین در سال ۱۸۱۷ به استخدام وزارتخانه درآمد اما فضای سیاسی داغ آن زمان در شعرش بازتاب یافته است؛ شور آزادیخواهی و جسارت انقلابی در این آثار درآمیخته شده است. پوشکین، نماد چهره مرد لیبرالی است که حاضر است برای آرمان‌ها و دلبستگی‌هایش، خشن باشد، از جان بگذرد و هوادار هر گل نویی باشد که از تغییر و تحول نشان دارد. پوشکین، لیبرالی نیست که وقتی تزار «نیکلای اول» به دربار فرا می‌خواندش (۱۸۲۶- پس از سرکوب دکابریست‌ها)، سوداها را از سر وانهد و ضمنا به تزار گرا بدهد که اگر می‌خواهی «شهر در امن و امان باشد»، فلان و بهمان هم هستند که باید سرشان کوبیده شود؛ پوشکین آزادیخواهی است که فراموش نمی‌کند برای «ای.ای.پوشین» دکابریست یا فلان دسته از تبعیدی‌ها، پنهانی پیغام و شعر بفرستد.
او به تزار می‌نویسد: «با تبعیدیان، مدارا کن!» پوشکین، فریادگذاری لیبرالی است که اگرچه ضمن آن فرم اجتماعی- سیاسی روسیه تزاری (در شکل و قیافه ظاهری) تغییر نکرد ولی موجد تحولاتی در دل جامعه روسی شد که در گام بعد، چند ده سال بعد انقلاب اکتبر سر برآورد. پوشکین، شاعر این گذار است، اگرچه در «فکر اجتماعی و سیاسی» فراز و نشیب‌‌های بسیاری را پشت‌سر گذاشته است. در همه این فراز و نشیب‌ها، او با همه تناقضات،‌ لیبرالی است که به آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی، توأمان می‌‌‌اندیشد، از هواخواهی سازماندهان جنبش‌های اعتراضی و انقلابی بیمی ندارد و خجلت‌زده نیست و حتی به ماهیت مخرب فردگرایی افراطی بورژوایی هم توجه می‌دهد، ابایی ندارد که رو به دریای سیاه سخن سر کند که: «دیگر تهی است دنیا... اقیانوس!/ تو آیا مرا به کجا می‌توانی برد؟/ آسمانِ زمین همه جا همین رنگ است/ هرجا که ذره‌ای نعمت است، بر آن/ یا ستمگاره‌ای بر پاس است یا آموزه‌ای» (به دریا/ ص ۶۶ کتاب) و بنابراین حاضر است خطر کند و رنج تبعید را به جان بخرد.
● درباره یک کتاب
«برایم ترانه بخوان!»، عنوان مجموعه‌ای است از «برگزین اشعار پوشکین» که از زبان روسی به فارسی برگردانده شده است. بابک شهاب و بهمن حمیدی این اشعار را از میان اشعار اجتماعی، سیاسی، غنایی و عاشقانه پوشکین (و به توالی سال‌‌ها مابین دوره زمانی ۱۸۱۴ تا ۱۸۳۷ میلادی) برگزیده‌اند و ترجمه‌کرده‌اند. از این دو نفر، «یکی از روسی به فارسی، واژه‌واژه و همراه با قرائت‌‌ها و تلقین‌های مکرر»، اشعار پوشکین را ترجمه کرده است و دیگری «کلید موسیقایی کار» را یافته است و «شعرها را سطرسطر تحریر کرده است.»
«برایم ترانه بخوان!» را نشر لاهیتا در ۱۴۴ صفحه فارسی و البته به همراه ۴۷ صفحه متن روسی اشعار گزین شده، منتشر ساخته است. به ضمیمه کتاب، همچنین بیش از ۱۰ صفحه عکس و طرح درباره پوشکین به چاپ رسیده است و نیز مترجمان کتاب از آنجا که کوشیده‌اند در رساندن پیام و موسیقی شعر پوشکین از توانایی‌های زبان فارسی (مثلا در معادل‌سازی‌های جدید) حداکثر بهره را ببرند، لازم دیده‌اند در پایان کتاب برخی واژگان هر شعر را توضیح دهند و در کنارش در بخش «شرح تلمیحات» برخی از اشارات و تذکرات لازم را برای فهم تاریخی و مضمونی اشعار درج کنند؛ این البته جدا از پانویس‌هایی است که مترجم برای تبیین برخی از همین نکات و موضوعات در پای هر شعر افزوده است. از برای نمونه، اینان، در صفحه ۱۱۰ کتاب به تشریح اوضاع و احوال پرداخته‌اند که به سرایش شعر به یاد ماندنی «به دریا» انجامیده و نیز فضایی عینی که شاعر در آن واقع شده است.
حمیدی و شهاب، تلاش کرده‌اند تا سازگار با محور مضمونی و نیز موسیقایی هر شعر، دستگاهی را اتخاذ کنند که از عهده رساندن این محورها به مخاطب فارسی‌زبان برآید، هم از این‌رو، کار آنها با ترجمه‌های پیشین و البته کمیاب از اشعار شاعر روس داستان ما متفاوت است. چراکه به زبان هم ایشان، دیگرانی که «گهگاه در کنار کارهایشان سراغی» هم از پوشکین گرفته‌اند، دربند وزن و قافیه شده‌اند و سیاق چهارپاره، هجایی و مقفای اشعار این شاعر را در ترجمه‌های‌شان حفظ کرده‌اند. به اعتقاد حمیدی و شهاب، چنین شیوه معمولی از ترجمه پوشکین، از پس صلابت و مضامین توانمند شعرهای وی برنمی‌آید، پس این دو به ترجمه‌ای آزادتر دست یازیده‌اند.
مترجمان پوشکین تا پیش از این از زبانی غیرروسی، اشعار وی را به فارسی ترجمه کرده‌‌اند و از این رو، از عهده ترجمه آنچنان که باید و شاید برنیامده‌اند. مترجمان «برایم ترانه بخوان!» نیز همین اعتقاد را دارند و گامی پیش‌تر می‌نهند و می‌گویند: «بسیاری [از این ترجمه‌ها] را باید دور ریخت؛ چون جز گمراهی و کژفهمی حاصلی ندارند.» بجا بود، وقتی مترجمان در اظهار قضاوت نسبت به ترجمه‌های پیشین چنین جرأتی را روا می‌دارند، یکی، دو نمونه از این ترجمه‌ها را عینا و دست به نقد، به محک معیارهایی اینچنین می‌سنجیدند.
پوشکین، لیبرال شاعر و شورشی، صرفا به سبب ناتوانی و نابسندگی ترجمه‌ها نیست که تاکنون در میهن انقلابیون، ایران، مهجور مانده است، بلکه فضای سیاسی و اجتماعی ایران تاکنون به چنان مسیری رفته است که کمتر با حال و هوای شعر پوشکین همخوانی داشته است. خصوصا از این حیث که بورژوازی انقلابی و لیبرالیسم ایرانی، هرچه بیشتر به دولت‌مندی و نیز محفاظه‌کاری رو کرده است.
● درباره یک روش
بر جلد این کتاب درج شده است: «ترجمه بابک شهاب/ تحریر: بهمن حمیدی». این همکاری یک مترجم زبان روسی که پیش‌تر آثاری از او (مثلا «به سلامتی خانم‌ها/ از آنتوان چخوف/ نشر آبی) را خوانده بودیم و یک نویسنده و ویراستار پرسابقه به متنی فارسی منتهی شده است که حتی اگر شیوه واژه‌گزینی و کاملا ترجمه ایشان را نپسندیم، محل تامل و تفکر است. هیچ ایراد ندارد که مترجمی ترجمه واژه به واژه‌اش را به محرری بسپرد تا او آهنگ و مضمون شعر را از نو با تار و پودی فارسی ببافد. این سیاق نه از ارزش کار ترجمه می‌کاهد و از قضا به سلامت اراده و موضع مترجم/مترجمان برای به دست دادن ترجمه‌ای متفاوت و جدید خبر می‌دهد. حمیدی، اگرچه با نمودی کمرنگ‌تر همین تجربه موفق را در تحریر و بازآرایی نثر گیرای کتاب پرخواننده «کیمیاخاتون» (اثر سعیده قدس/ نشر چشمه) از سر گذرانده است و این‌بار در ترجمه اشعار گزینشی پوشکین به کارش بسته است. این تجربیات موفق، باری دیگر نقش انکارنشدنی آشنایی و تسلط بر چم و خم زبان فارسی را در ترجمه متون (خصوصا متون ادبی) گوشزد می‌کند و از سوی دیگر، به یادمان می‌آورد که ویراستار یا تحریرگر فارسی یک متن از چه نقش و جایگاه‌ اثرگذار و مثبتی می‌‌تواند برخوردار شود.
همچنین این اقدام شجاعانه و البته علمی ناشر کتاب و نیز حمیدی و شهاب را باید ستود که در پایان، متن اصلی و روسی اشعار انتخاب‌شده را نیز پیش روی خواننده قرار داده‌اند. از این سبب کتاب جنبه‌ای آموزشی نیز یافته است. به‌ویژه که این دو با تعبیه واژه‌نامه‌ای (هرچند مختصر) و نیز تلمیحات، نشان داده‌اند که از این توهم که ترجمه‌شان، کامل‌ترین و رساترین ترجمه است، بری‌اند. آنها در برابر برخی واژه‌ها توضیح داده‌اند و شرح آورده‌اند تا بیان ‌کنند چه درکی از این واژه در ساختار اشعار پوشکین داشته‌اند و به کدام دلیل فلان معادل را بر دیگر معادل‌ها رجحان داده‌اند. چنین موضعی اساسا مترجم/ مترجمان را به آسانی در معرض داوری و نقد قرار می‌دهد.

وبگردی
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران - پیکر مرحوم عزت‌الله انتظامی بازیگر باسابقۀ سینما و تئاتر ایران صبح یکشنبه (۲۸ مرداد) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، وزیر ارشاد و علاقه‌مندان سینما و تئاتر، از تالار وحدت تشییع شد. عزت سینمای ایران بامداد جمعه (۲۶ مرداد) در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی - پیکر عزت‌الله انتظامی، بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح یکشنبه - ۲۸ مرداد - با حضور جمع زیادی از هنرمندان و علاقه‌مندان، از تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی - اشک های جمشید مشایخی برای عزت الله انتظامی در بیمارستان و واکنشش به درگذشت همبازی و همکار چندین دهه اش
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!