جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ / Friday, 18 January, 2019

ستایش همین انسان


ستایش همین انسان
شاملو می گوید؛ «میوه بر شاخه شدم/ سنگ پاره در کف کودک/ طلسم معجزتی/ مگر پناه دهد از گزند خویشتن ام/ چنین که/ دست تطاول به خود گشاده/ من ام،.../ که گفته است/ من آخرین بازمانده فرزانگان زمین ام؟/ من آن غول زیبایم که در استوای شب ایستاده است/ غریق زلالیً همه آب های جهان/ و چشم انداز شیطنت اش/ خاستگاهً ستاره یی است...»
این قطعه برگرفته از شعر «عقوبت» است، از دفتری کم حجم به اسم «شکفتن در مه» که شاید غمگینانه ترین دفتر شعرش باشد که جای جای آن مشحون از سطرهایی است چون «این/ فصل دیگری ست/ که سرمای اش/ از درون/ درک صریح زیبایی را/ پیچیده می کند». گذشته از این خصلت، آنچه این مجموعه را منحصربه فرد می سازد، چکیده ای است که از پرسونا و شخصیت شاعری شاملو در اختیارمان می گذارد و به نظر، آغازگاهی مناسب می رسد برای تحلیل آنچه شاملو بود.
پیش از هر چیز، باید به دنبال تعریفی از «شعر مدرن فارسی» بگردیم. براهنی می گوید شاعر مدرن جهان را به دو شقه ابژه و سوژه تقسیم می کند و نیما و شاملو بارزترین شخصیت های این اقتدار در شعر فارسی هستند.
اما اگر با این روایت به سراغ مدرنیسم برویم، چیزهای زیادی را از دست می دهیم، از جمله خود همین شقاق چرا که آن را برآمده از سوبژکتیویسم می دانیم. در این جا براهنی به تفسیری از کوگیتوی دکارتی بسنده می کند که در یک طرف جهان را قرار می دهد و در طرف دیگر، سوژه شناسایی که خود را از این جهان جدا می کند و از همین رو براهنی به راحتی کوگیتو یا سوژه را حذف می کند تا این شکاف را هم از میان بردارد لیکن مشکل زبان در مقابلش قد علم می کند و از آن جا که جهان را یک سره در زبان می بیند و مشاهده می کند که زبان اگر چه اختراعی بشری نیست، اما شیء یا ابژه هم نیست، پس پیشنهاد می کند که زبان هم باید از میان برداشته شود و وظیفه شاعر ابداع زبانی است که زبان نباشد، نحوش زاییده خودش و کارکرد ارجاعی اش هم صفر باشد.
راوی اش اسکیزوفرنیک و چندجنسیتی باشد و خلاصه کلام این که، شعری که براهنی پیش می کشد اختلاطی از نظریات دریدا و دلوز متاخر است و آن قدر باهوش هم هست که بگوید این شعر حذف انسان به سود شعریت شعر است.
فعلاً براهنی را همین جا رها می کنیم و باز به سراغ شاملو می رویم که در مقابل شعرش «ستایش همین انسان» است.
براهنی درست می گوید که شعر شاملو مدرن است، که شعرش عموماً تک آوایی و تک سیستمی است اما فراموش می کند شقاق ابژه و سوژه در شعر شاملو با قوتی عجیب عرض اندام می کند، چون این شقاق نه فقط در سوژه که در خود ابژه هم وجود دارد، از همین رو شعر مدرن روایت این تنش با همه درد و رنج هایش است.
شاملو نیز مانند بسیاری از شاعران مدرن، چهره های مختلفی داشت که گاه دوره به دوره در اشعار او ظاهر می شدند. مثلاً در «قطعنامه» مبارزی تمام عیار بود و در «آیدا در آئینه» عاشقی کامل؛ اما این تنوع چهره ها گاه در یک شعر به سراغش می آمدند، از جمله همان شعری که در بالا ذکر کردیم؛ سنگ پاره ای که در کف کودک است، همان غول زیبا است، نظاره گر بردگان عالیجاه است، به معشوقش متوسل می شود و عقوبت جانفرسای را تحمل می کند اما کلام مقدس باری، از یادش می رود.
مثالی دیگر می زنیم؛ «نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می گسترد/ آن که نهال نازک دستان اش/ از عشق/ خداست/ و پیش عصیانش/ بالای جهنم/ پست است...» اگر کمی دقت کنیم این شعر ما را به یاد این قطعه می اندازد که؛ «در نعل سمند او شکل مه نو پیدا/ وز قد بلند او بالای صنوبر پست». (حافظ) در این جا شاملو با تنشی از جنسی دیگر روبه رو است، تنش ناشی از رویارویی با سنت ادبیات به طور عام و شعر فارسی به طور خاص، تنشی که به طور آشکار در این قطعه دیده می شود؛ «به نو کردن ماه/ بر بام شدم/ با عقیق و سبزه و آئینه.../ صنوبرها به نجوا چیزی گفتند...» بازخوانی شعر شاملو بازخوانی تمامی این تنش ها است؛ تنش میان سوژه و ابژه، تنش میان شعر مدرن و شعر کهن، تنش میان فرد و جامعه، تنش میان زبان های آرکائیک و زبان روزمره، تنش میان انواع صورتک هایی که شاعر از خویش می سازد و غیره و غیره. شعر شاملو را همین حفظ تنش ها زنده نگه داشته است، همان عنصری که از او شاعری مدرن می سازد، شاعری سرگردان میان شعر ناب و ضدشعر و شعار.
اینک هشت سال از مرگ او می گذرد، اما به قول منتقدی پانزده سال و به قول یکی دیگر سی سال. درست است که تا همان اواخر تک و توک اشعاری زیبا می نوشت اما دیگر برایش توان غوغاافکنی و موج سازی نمانده بود.
البته او دیگر آن قدر تاثیر گذاشته بود که باید تاریخ شعر مدرن ایران را با او نوشت و شاید حتی نیما را هم باید با شعر شاملو قرائت کرد، چونان که شعر حافظ و شاعرانی دیگر را، کاری از آن دست که مثلاً هرولد بلوم در مورد شعر رمانتیک و شعر اشبری کرد؛ قرائت این تنش ها، که ضروری شعر مدرن است (و صدالبته توضیحی دقیق تر و منسجم تر می طلبد)، یکی از راه های بازخوانی شعر شاملو است، شاعری که به قول ضیاء موحد، پس از حافظ بزرگ ترین شاعر ما است، با تمامی ضعف ها و قوت هایی که رادیکالیسم «هوای تازه» را به تغزل «شکفتن در مه»، عصیان «ابراهیم در آتش»، سوررئالیسم «دشنه در دیس»، شعارزدگی «مدایح بی صله» و تاملات مرد محتضر «در آستانه» و «حدیث بی قراری ماهان» کشاند. این چندچهرگی را با فرمالیسم صاف و لایتغیر شاعرانی چون رویایی مقایسه کنید تا دریابید شجاعت چه شکل هایی ممکن است داشته باشد.

شهریار وقفی پور

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

سکوت ملکوت

سکوت ملکوت
با انتشار كتاب «در ملكوت سكوت» ، حیات شعری سیدحسن حسینی به مرحله تازه ای وارد شده است. ویژگی مهم این مرحله، حذف دخالت و اراده گزینشی شخصی شاعر در ارائه شعرهایش و تفویض مسئولیت به یكی از محبوب ترین شاعران ادبیات انقلاب اسلامی یعنی دكتر قیصر امین پور است.
قیصر امین پور، سال ها همنشین و مصاحب سیدحسن حسینی بود و با ذهن و زبان او كاملاً آشناست. از سوی دیگر، ایشان از امكانات آكادمیك در مواجهه با متون بهره می برد و كافی است تا محبت قلبی زنده یاد حسینی را به ایشان در خاطر داشته باشیم تا هر تردیدی را نادیده بگیریم و اذعان كنیم كه آقای امین پور، گزینه ای بسیار مناسب برای نظارت بر انتخاب و انتشار آثار سیدحسن حسینی است.
«در ملكوت سكوت» نخستین مجموعه ای است كه قیصر امین پور از شعرهای سید حسن حسینی تدارك دیده است. او در پیش درآمدی كه در ابتدای كتاب نوشته، به شیوه كارش اشاره كرده است. عباراتی از این پیش درآمد را با هم می خوانیم:
«این كه بگوییم «سید» كه بود و چه می خواست و چرا نتوانست بیشتر... بماند برای بعد.../ و اما بعد... اینك سه چهار پرونده پر برگ و بار از آثار، اشعار و یادگاری های آن عزیز بزرگوار با دستخط خودش پیش روی ماست كه.../ به هر روی گزینش دفتر یا دفترهایی از میان این همه، كاری است دشوار.../ و در غیاب آن نگاه تیزبین و نكته یاب هرگونه دست بردن در كار او را نوعی درازدستی می دانیم، اگرچه خود اجازه چنین كاری را به ما داده بود. پس تنها به اصلاح لغزش هایی كه سهواً در نوشتن پیش می آید و اندك ویرایشی برای یك دست شدن شیوه نگارش، بسنده كردیم. از سوی دیگر، معیار گزینش اشعار را از این قرار در نظر گرفتیم كه اولاً چون خود شاعر گزینه ای از كارهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۳ خود را در كتاب «همصدا با حلق اسماعیل» آورده است و این بدان معناست كه بقیه شعرها را تا آن تاریخ و به هر دلیل برای انتشار برنگزیده است؛ پس می توان.../ كتاب «همصدا... » را معیار گرفت برای این كه دیگر اشعار منتخب نیز باید كاری در همان حد و حدود باشند.../ بنابراین پس از كنار گذاشتن اشعاری كه در كتاب های پیشین آمده است باید از میان دیگر آثار باقی مانده فعلاً یكی دو دفتر فراهم آوریم تا بعد.../ و اما این آثار باقی مانده چنان كه گفتیم همه با دقت از روی دستخط خود آن مرحوم در دفترها و سررسید های پراكنده فراهم آمده اند. چنان كه در كار بیشتر شاعران می بینیم، طبعاً از بعضی شعرها چند روایت با تفاوت هایی، موجود بود كه ما كوشیدیم تا آخرین و كامل ترین روایت آن را برگزینیم. در مجموع، از میان شعرهای آزاد، نیمایی و سپیدی كه تاكنون از آن عزیز در دست داریم، این گلچین را كه به پیشنهاد خودش «در ملكوت سكوت»نام نهاده ایم، تقدیم می كنیم.»
●●●
اگر بخواهیم بر الگوی هنرمندانی چون آرتور رمبو و پابلو پیكاسو كه دوره های مختلف خلاقیت هنری خود را با رنگ آمیزی استقلال می بخشند، برای هر یك از دوره های شعری سیدحسن حسینی، با توجه به دغدغه های محتوایی و با درنظر گرفتن هر كتاب منتشرشده او، رنگی را نشانه بگیریم؛ اولین كتاب شعری او یعنی «همصدا با حلق اسماعیل» كه دغدغه شاعر، انعكاس موضعگیری اجتماعی اوست در متن واقعه انقلاب اسلامی، كتابی «سرخ» است.
دومین كتاب، كتاب مهم «گنجشك و جبرئیل» منتشر شده در سال ۱۳۷۱ است كه در آن سیدحسن حسینی هویت شیعی خود را شهادت می دهد و قداست رنگ «سبز» در جمال شناسی مذهب شیعه، این رنگ را برای كتاب «گنجشك و جبرئیل» پیشنهاد می دهد. كتاب بعدی، كتابی است كه اگرچه پس از درگذشت شاعر، منتشر شد، اما خود او در چاپش نظارت داشت. این كتاب، یعنی «نوشداروی طرح ژنریك» شعرهایی كاراكتریك و با لحنی سرشار از طنز است كه آن را به رنگ «زرد» می بینیم. به همین منوال، كتاب «در ملكوت سكوت»، كتابی «خاكستری»رنگ است یعنی آمیزه ای از سپیدی «امید و عشق» و سیاهی «ناامیدی و حرمان» .
برای نمونه
«دیرم شده است
شوق رفتن
پرنده مبهمی است
با صدایی دودگرفته
یا میزبانی معطر
كه تا كفش هایم
مرا بدرقه می كند»
(ص ۷۰)
«فرود می آیی
و از ذهن فرشتگان مردد
شادمانه می گذرد:
انبان آفرینش هنوز
از ترانه های تازه تهی نیست»
(ص ۷۸)
«نذر لبخند تو می میرم
و تو از من می گذری
به سمت شادمانی های عاریه
و نامم
كنار لب های تو
مچاله می شود و می پوسد»
(ص۱۱۹)
«اما اگر خواستی مرا بنویسی
یك خواهش صمیمی و كوچك
تنهایی مرا بكش
تا بامداد قیامت!»
(ص ۹۳)
«در ویرانه خفته بودیم
در بستری كه پیشتر آتش بود و
اینك خاكسترش با چشم، شوخی شومی داشت»
(ص۱۱)
«در نخستین شب خلقت
سپید پوشیده بودی یا سیاه؟
نمی دانم!
تنها به خاطرم هست
خاكسترم بوی محشر داشت...
(ص۷)
اگر در سه كتاب اول، «من شاعر» به نفع اجتماع، مذهب و كاراكتر كنار رفته است(و به ندرت در این كتاب ها می بینیم كه سید حسن حسینی، سید حسن حسینی را روایت كرده باشد) در ملكوت سكوت، بارها و بارها سید حسن حسینی را در موقعیت هایی خواسته یا ناخواسته می بینیم:
«مرا چشم های تو بیچاره كردند»(ص۵)/ «اما من می خواهم- اگر رخصتی فرمایید-بخوابم» (ص۱۶)/«و من سلطان سرگیجه و تردید»(ص۲۸)/«گاهی غیاب یك نخ سیگار از من هیولا می سازد»(ص۴۱)/«به شوق تو سرازیر می شوم»(ص۶۳)/«ای كاش چون سوسن، ملكوت من، در سكوت من بود» (ص۷۲)/«من تقلا می كنم تا خودم نباشم»(ص۸۸)/«به من گوش كن!» (ص۱۰۸)/ و... عاشقانه ها و مرگ اندیشی های شاعری خسته و تنها، شعرهای كتاب در ملكوت سكوت هستند. شاعری كه با فضای ذهنی ای كه واژه های «ازل»، «ابد»، «سرمد» و«ملكوت» می سازند می كوشد عینیت زندگی روزمره را معنی كند.
زبان شعرهای كتاب «در ملكوت سكوت» برای خوانندگان كتاب «گنجشك و جبرئیل» زبانی است آشنا و علاقه و توجه شاعر به ادبیات كهن پارسی به وضوح در جای جای این شعرها پیداست. (شعر«میان حافظ و بیدل» ص۱۹) كه فرم تركیبی« آزاد- غزل» را دارد می تواند خوانشی تشریحی از چنین علاقه و توجهی شمرده شود) و به همین سبب می توان گفت كه انتخاب شیوه های شعر آزاد و شعر سپید برای سیدحسن حسینی در حقیقت، تداوم سنت دیر سال شعر پارسی است و او با شیوه های امروز، دیروز را اثبات می كند. از زبان شعرها كه بگذریم، پذیرش نقش منتقد اجتماعی از سوی شاعر، در این كتاب نیز هویداست.
●●●
اما نكته ای در انتخاب شعرها (و درواقع، انتخاب نشدن بعضی از شعرها) برای نویسنده این سطرها پرسش برانگیز است:
شعرهای سید حسن حسینی، تا دومین دهه فروردین ،۸۱ فقط در سه كتاب او ارائه نشده است. روزنامه ها و مجلات و همچنین وبلاگ «براده های روح» با نشانی masiha۸۳@persianblog.تcom مجال بروز شعرهایی از او شدند (كه البته چند شعر ازجمله «بیمارستان» و تعدادی از «هایكوواره های نوروزی»در همین كتاب در ملكوت سكوت آمده اند) این شعرها در زمان حیات«سید» و با اراده خود او ارائه شده اند. نبودن تعدادی از این شعرها به هر دلیل، نقصی برای كتاب «در ملكوت سكوت» محسوب می شود. برای مثال، از ۳۱ قطعه «هایكوواره های نوروزی»، فقط ۱۸ قطعه در كتاب آمده است. در حالی كه بعضی از همین شعرهای «نیامده»، از هایكواواره های چاپ شده اهمیت بیشتری دارند.
برای نمونه هایكوواره هایی كه با این سطرها آغاز می شوند: «ماهی ها در تنگ»/ «در راه پله ها»/«۲۹ اسفند»/«پیرمردی روی ویلچر»/ و«می خواهم هسته سر هستی را بشكافم»...
و متأسفانه در همین «هایكوواره های» چاپ شده در كتاب اشتباهی رخ داده است:
یازدهمین هایكوواره در كتاب به این صورت چاپ شده است:
ملافه ای سفید از برف
روی نعش دراز كشیده دشت
پلی ست از رؤیا به كابوس
سطر آخر این هایكوواره، درحقیقت، سطر هایكوواره دیگر است.
با مراجعه به وبلاگ «براده های روح» این اشتباه را تصحیح می كنم و دو هایكوواره را كه درهم ادغام شده اند، مستقلاً می آورم:
۱
ملافه ای سفید از برف
روی نعش دراز كشیده دشت
زمستان به رحمت خدا پیوست!
۲
آهسته قدم برمی دارم
دیوارهای نازك- برای همسایه-
پلی ست از رؤیا به كابوس

وبگردی
کی‌روش: بعد از پیام رهبر انقلاب، وزارت ورزش علیه من شد
کی‌روش: بعد از پیام رهبر انقلاب، وزارت ورزش علیه من شد - سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با اشاره به پیام تشکر رهبر انقلاب بعد از جام جهانی، گفت: بعد از آن پیام، وزارت ورزش کاملاً علیه من شد. خواسته وزیر ورزش این بود که نمی‌خواهد کی‌روش اینجا باشد، هیچوقت از بازیکنان و تیم ملی حمایت نشد و تمام برنامه آماده‌سازی ما لطمه خورد.
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
شبکه سه - میثاقی  و ماجرای عبور از فردوسی‌پور
شبکه سه - میثاقی و ماجرای عبور از فردوسی‌پور - در گذشته برنامه‌های پخش زنده فوتبال روی بازی متمرکز بود اما میثاقی در این برنامه بخش‌های مهمی از حواشی و سوژه‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد که دست برنامه «نود» را خالی می‌کند.
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند !
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند ! - بدون تعارف با سواره ای که از حال پیاده ها خبر دارد
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.