شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ / Saturday, 26 May, 2018

آرامش چشمانش صبر را معنا می‌کرد


آرامش چشمانش صبر را معنا می‌کرد
وقتی پای صحبت آزادگان بنشینی، حتما یادی از سید علی اکبر ابوترابی می کنند. ابوترابی که به عنوان سید آزادگان، نام گرفته است، تلا ش های فراوانی برای آزادگان در اسارت صورت داد و امروز خاطرات آزادگان، همگی حاکی از نقش ویژه شهید ابوترابی در روزهای سخت اسارت است.
«محرمعلی آهنگریان» آزاده ای که از سال ۵۸ به مدت ۱۱ سال در اسارت رژیم عراق بود می گوید: همه آزادگان به نوعی مدیون این مرد بزرگوار هستند و هرگز خاطره مهربانی ها و فداکاری های ایشان را فراموش نمی کنند.
وی افزود: حجت الا سلا م ابوترابی اخلا قی عالی داشت و حتی در زمان اسارت خود در اردوگاه شاهد بودم که نیروهای بعثی به رغم اعمال شکنجه های جسمی و روحی طاقت فرسا در مورد ایشان، برای وی احترام خاصی قائل بودند.
وی تصریح کرد: من مطمئن هستم اگر به خاطر وجود حاج آقا ابوترابی و تلا ش ها و حمایت های ایشان از اسرا نبود، شاید نیمی از آزادگان که در حال حاضر در کنار خانواده هایشان هستند، هرگز به ایران باز نمی گشتند.
این آزاده گفت: آقای ابوترابی ضمن دعوت اسرا به صبر و استقامت به آنها هشدار می داد تا ضمن تقویت روحیه خود از آسیب پذیری ناشی از ضربات روحی وجسمی دشمن حفظ نمایند.
آهنگریان در ادامه افزود: آقای ابوترابی پشتوانه ای قوی برای آزادگان بودند و امروز با بروز این حادثه تاسف بار و نبود ایشان خلا » بزرگی ایجاد می شود.
وی همچنین خاطر نشان کرد: این روحانی بزرگوار جزو ۲۰۰ نفری بود که پس از مبادله اسرا به عنوان محکوم سیاسی توسط دولت عراق در اردوگاه ماند وبه ایشان اجازه بازگشت به ایران داده نشد.
وی افزود: ایشان دائما روزه بودند و نماز شب می خواندند وبرخوردهای انسانی واخلا قی شان با سربازان و نیروهای عراقی حاضر در اردوگاه تاثیر بسیار مثبتی بر آنان گذاشته بود.
این آزاده در پایان گفت: پس از آزادی حاج آقا ابوترابی از یک سروان عراقی که به تازگی به عنوان یکی از فرماندهان اردوگاه (رمادی ۹) تعیین شده بود، شنیدم که می گفت: «من تازه متوجه شده ام که چه شخصیت بزرگی از پیش ما رفت و ما از اخلا ق و معلومات ایشان استفاده نکردیم.»
«سید حسن موسوی» یکی دیگر از آزادگانی که مدت ۸ سال ونیم در عراق اسیر بوده اظهار داشت: به جرات می توان گفت که آقای ابوترابی با چند دقیقه صحبت کردن، اسرایی را که از همه چیز و همه جا مایوس و ناامید شده بودند دگرگون می کرد.
وی افزود: دلداری های ایشان به اسرا در آن شرایط نامطلوب و طاقت فرسا از هر دارویی شفا بخش تر بود.
«اسماعیل بامیان» آزاده ای که مدت ۱۰ سال در عراق اسیر بوده و به همراه ۱۹ نفر آزاده دیگر از دزفول برای شرکت در مراسم تشییع پیکر پاک حجت الاسلا م ابوترابی و پدرشان آیت الله حاج سید عباس ابوترابی به تهران آمده بود، گفت: در یکی از روزهای دوره اسارت در سال ۶۱ یکی از مسوولا ن صلیب سرخ که به اردوگاه رمادی آمده بود، می گفت: من دربازدیدهای مختلف از اردوگاه های اسرا در دیگر کشورهای جهان شاهد روانی شدن یا خودکشی تعدادی از اسیران جنگی بوده ام، ولی در اردوگاه های اسیران ایرانی متوجه شدم که اغلب آنان از روحیه بسیار قوی و بالا یی برخوردارند و به جای مطرح کردن مشکلا ت خود از مسایل و مشکلا ت مردم فلسطین و افغانستان می گویند، آقای ابوترابی در پاسخ وی گفت: روحیه اسرای ایرانی ناشی از انس و آشنایی با افکار و آرمان های والا ی امام خمینی (ره) و مکتب ا سلا م و امام شعیه است.
به گفته وی، حتی نمایندگان صلیب سرخ و فرماندهان عراقی نیز تحت تاثیر رفتار و صلا بت آقای ابوترابی قرار می گرفتند.
«عبدالله سرابی» آزاده ای که مدت ۸/۵ سال در عراق اسیر بوده درباره تاثیر شخصیت حجت الا سلا م ابوترابی بر یکی از نمایندگان صلیب سرخ گفت: یکی از نمایندگان صلیب سرخ به نام «میشل» که هر ۴۵ روز تا دو ماه یک بار برای بازدید و گرفتن آمار اسرا به اردوگاه می آمد، بسیار مودبانه در کنار آقای ابوترابی می نشست و غرق در سخنان ایشان می شد.
وی افزود: ماموریت این شخص دو سال طول کشید و پس از آن دیگر خبری از او نشد. روزی در اردوگاه از یکی اساتید زبان فرانسه که مترجم «میشل» بود درباره وی سوال کردم و آن استاد گفت: دیگر به میشل اجازه آمدن به اردوگاه را نمی دهند زیرا او مسلمان و شعیه شده است.
این آزاده گفت: آن استاد که مترجم اردوگاه نیز بود نامه ای از میشل به من نشان داد که با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع شده بود. میشل در نامه خود نوشته بود: من تحت تاثیر راهنمایی های آقای ابوترابی به ایران رفته و پس از خواندن کتاب های شهید مطهری، نزد علا مه طباطبایی رفتم و اکنون افتخار می کنم که شیعه هستم.
این آزاده که بسیار متاثر بود افزود: میشل در یکی از دیدارهایش از اردوگاه موصل ۴ به یکی از مترجمان گفته بود، من نمی دانم آقای ابوترابی چه ویژگی دارد که وقتی دست آدم را در دست خود می گیرد، گویی قلب انسان را در مشتش گرفته است.
● سخنرانی به مناسبت بازگشت
سیدعلی اکبر ابوترابی به مناسبت بازگشت به ایران در اسارت در میان اسرا به سخنرانی پرداخت.
او اینگونه سخن گفت: الحمدلله الذی هدینا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدینا الله.
حمد و سپاس خدای را که ما را به بندگی خود فراخواند و به وظیفه، آشنا و در انجام آن یاری کرد و رحمت خدا بر شما فرزندان سرافراز هموطن که در سخت ترین شرایط زندگی، وفاداری و پایداری خویش را نسبت به خدا و رسول و هموطنان و وطن خویش، ایران عزیز، اثبات نمودید و به راستی، تاریخ پرافتخار مسلمانان صدر اسلا م را در فداکاری و اخلا ص و احیای مکتب حیاتبخش اسلا م، بار دیگر ورق زده و با سربلندی و عزت، بر افتخارات این امت در سطحی گسترده و وسیع افزودید و ایران، مهد تمدن و فرهنگ را به عنوان مهد اسلا م راستین به جهان معرفی نمودید و در سایه این فرهنگ غنی، صلا حیت و شایستگی خود را برای دفاع از حقوق حقه خود و خدمت به این امت عملا اثبات نمودید و به جهانیان تفهیم شد که آزادی و استقلا ل، حق شماست و چپاولگران غارتگر دانستند که راستی، ایران بیشه شیران است، نه طعمه روبه صفتان غارتگر و مهد توحید است و یکپارچگی و وحدت، نه بزمگاه داستان هزار و یک شب. این افتخار بر ملت شریف ایران و شما فرزندان برومندشان مبارک باد.
گرچه روزگاری دراز، رهی پرمحنت و رنج آور را پشت سر نهادید که هر لحظه و روزش حامل حوادثی جانکاه بود، ولی هر چه بود گذشت.
تنها خوش وقتی ما از آن بود و هست، که حق بودید و حق با شما بود و این تلخی ها و مرارت ها را سودی پربار به همراه خواهد بود. امید است در آینده ای نزدیک با بازگشت سرافرازانه به وطن عزیز و لمس واقعیت های بیشتر از نزدیک، به آرامش و اطمینان کامل قلبی دست یابید که مقدمه همه پیروزی ها و موفقیت هاست و در نتیجه، با ایمانی کامل به مکتب و راهتان، همان گونه که در پاکسازی وطن، افتخار آفریدید، در آینده نیز، پیشتاز هموطنان غیور و خدوم و متعهد خویش، در بازسازی و خدمت باشید، چرا که شما خدمتگزاران ملتید و یاری کنندگان این امت و در واقع قربانیان این راه هستید که هر زمان و در هر شرایط که نیاز افتد، پروانه وار در اطراف شمع فروزان ولا یت به پرواز درآمده و پیرامون اشعه پرفروغش، پس از تشخیص هدف و گرفتن وظیفه، عاشقانه خواهید تاخت و بی صبرانه پیش خواهید رفت و تا رسیدن به هدف، باز نخواهید گشت.
شما را در پیشگاه خدا و این امت همین بس که به این افتخار و به این عزت و شرف در خدمت و فداکاری دست یافتید. امام و این امت را همین سرمایه گران کافی است که بعد از خدا، یاری چون شما دارند. در نهایت این راه بی پایای جز این نخواهد بود که شما کامیاب و رستگار و امام و این امت و ملت، پیروز و سرافراز و همه، از عمری باعزت و زندگی شرافتمندانه بهره مند و نام اسلام و ایران به اوج خود رسیده و بی پناهان را پناهی خواهید بود.
برای رسیدن به این هدف و دست یافتن بدین آرمان مقدس، شما را توجه به این نکته لا زم است که اگر سلا ح سازمانی دیروز شما اسلحه بود، سلا ح سازمانی امروز و فردای شما در بازسازی و خدمت، به یقین، اخلا ق شماست و در اسارت این واقعیت را دیدیم و دیدند.
یک افسر محترم عراقی، در جمع سربازان و درجه دارانش آنها را به برادران شما توجه داد و چنین گفت: «اخلا ق اسلا می را از این ها باید آموخت.» در همین اردوگاه، یک دکتر محترم عراقی در صحبت با سربازان عراقی اظهار داشت: «انسانی مودب تر از این ها تا کنون ندیده ام.»
اظهارات صلیب در تقدیر و تقدیس و تحسین و تمجید از اخلا ق و رفتار متین انسانی شما از حد بیرون است; تا حدی که فرستاده آن گفت: «اخلا ق شما ما را بهترین درس است و لحظات دیدار شما با این اخلا ق و رفتار آن هم در این شرایط سخت، برای ما فراموش نشدنی است و همواره در مجالس و محافل، شیرینی مجلس ماست.» در آخرین دیدار ضمن پوزش از نارسایی ها چنین گفت: «ما خوش وقتیم که مدتی از زندگی خود را در کنار شما گذراندیم و در رابطه با شما به شخصیت واقعی خود پی بردیم; چرا که شخصیت هر فرد، مربوط به اخلا ق و رفتار و صداقت و حق طلبی و صبر و پایداری اوست و با دیدن این معیارها در شما، به فکر جستجوی آن در درون خود افتادیم» و تکیه بر این داشت که «این برای ما نمایندگان صلیب، بس ارزشمند و پرارج بود و جای خوش وقتی است که شما در این محدوده کوچک، با محرومیت بیشتر، گوی سبقت را در برخورداری از اخلا ق، از دیگران ربودید.»
الحمدالله اسارت گذشت و این دوران وحشت، در راه انجام وظیفه مقدس سربازی با سربلندی و عزت سپری گشت. این فخر و مباهات و این عزت و شرف در راه اسلا م و وطن بر شما مبارک باد!
به یقین، امروز خانواده های گرامی تان و هموطنان عزیز و شریف و درصدشان امام عزیز در انتظار دیدار شما عزیزان و فرزندان برومند ایثارگرشان، لحظه شماری کرده و خانواده های افتخارآفرین شهید پرورمان چشم به راه دوخته اند تا ثمره ای از ثمرات خون پاک فرزندانشان که بازگشت شرافتمندانه شما به خاک وطن است را مشاهده کنند.
مسلما همه ما در این فکریم که آنان مایه عزت و رهایی ما شدند و دل به ما بستند و آیا ما را هدیه ای هست که لا یق افتاده، تقدیمشان کنیم؟ گرچه بهترین هدیه برای آنان در آغوش کشیدن شماست; ولی بدون شک، اخلا ق حسنه و رفتار نیکوی شما برای آنان گرانقدرترین هدیه است که آمال و آرزو و امیدشان را از ما برآورده ساخته و بدانچه از ما توقع دارند، در سایه اخلا ق صحیح ما خواهند رسید.
برماست که اگر دیروز در اجابت دعوتشان در رفتن به جبهه سلا ح برگرفتیم، امروز در بازگشت به جمع پرفروغشان، به سلا ح اخلا ق که شیوه و سنت محمدی است، آراستگی کامل پیدا کرده و خویشتن را بدین زینت بیاراییم; که خیر و صلا ح و رستگاری دنیا و آخرت انسان ها و این امت در تجهیز بدین سلا ح است و دیگر هیچ و در واقع مکمل حرکت دیروز و به ثمر رساننده خون پاک شهیدان و احیا کننده مکتب اسلا م، تجهیز کامل ماست به سلا ح اخلا ق و حرکت فردای ما بر این مبناست.
امید است شما عزیزان که در اسارت در تلخ ترین شرایط زندگی، پایبندی خود را به اصول اخلا قی حفظ کردید، فردای آزادی در خاک پاک ایران عزیز، در زیر سایه اسلا م و در خدمت هموطنان شرافتمند خویش، از متعهدترین فرزندان این امت و از وفادارترین یاران امام به اصول اخلا قی باشید و در محیطی سرشار از صلح و صفا، سازنده ایرانی باشید پرشکوه و اگر دیروز در رزم آوری افتخار آفریدید، فردا در بازسازی و خدمت با اخلا ق حسنه، سرآمد جهانیان باشید و ملت را مایه فخر و مباهات و مسلمین را مایه عزت. والسلا م!
● سخنرانی به مناسبت ولادت سرور آزادگان
سید علی اکبر ابوترابی به مناسبت ولادت سرور آزادگان - سوم شعبان ۱۳۶۷ در اسارت به سخنرانی پرداخت.
او اینگونه سخن گفت: لاحول ولاقوه الا بالله العلی و العظیم. ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه. الحمد الله الذی هدینا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدینا الله. حسین منی و انا من حسین.
سالروز ولادت سرور آزادگان(۱)، سید و سالار شهدا، سومین پیشوا و امام، حضرت ابا عبد الله الحسین(ع) بر همه شما و هموطنان عزیز و مسلمین و بر جهان بشریت و وجود نازنین امام امت و حضرت بقیه الله الاعظم، وجود اقدس آقا امام زمان(عج) و بر همه پاسداران و رهروان راهشان مبارک باد.
امیدواریم که ذات اقدس پروردگار به حرمت این روز بزرگ و عظمت آن حضرت، تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) فرموده، از برکات این روز سلامتی و طول عمر امام و فرج این امت و موفقیت هر چه بیشتر رهروان راهشان و به سلامت بازگشتن سرافرازانه شما را در آینده نزدیک شاهد باشیم.
وجود پرخیر و برکت انبیا و اولیا وائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، هر یک به سهم خودشان برای انسانیت، نعمت بزرگی بوده. ولی در این میان، آنچه از اخبار و روایات به دست می آید، این است که انبیای الهی و اولیای پروردگار عالم، شیفته عظمت و برکات عالیه وجود نازنین حضرت ابا عبد الله الحسین(ع) بودند. حتی صدها سال قبل از بعثت آقا حضرت رسول اکرم(ص) پیامبر گرامی اسلام، وقتی نام نازنین حضرت سید الشهدا(ع) به میان می آمده، انبیای الهی با آن بصیرت و واقع نگری خودشان آثار دگرگونی و تحول در چهره ملائکه رحمت پروردگار عالم مشاهده می کردند. اینها مسائلی است که در سر جای خودش کاملا محفوظ است. از آن روشن تر، اظهار علاقمندی شدید و شیفتگی خاصی بوده که حضرت رسول اکرم(ص) به آقا ابا عبد الله الحسین (ع) داشته; تا آن حدی که می فرمایند: حسین منی و انا من حسین. این خودش خیلی مقام است. مهر و امضایی است که گواهی می کند عظمت خاص حسین بن علی (ع) را و وقتی وجود نازنین حضرت رسول اکرم(ص) این بیان را می فرمایند، انبیای الهی دیگر هر چه بگویند جا دارد.
در کنار اینها حضرت، «سید الشهدا» و «سید الشباب اهل الجنه» نیز نام گرفتند و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین تا توانستند این امت را به این باب رحمت الهی هدایت کردند،در این رابطه آن چنان امت را به شفاعت آقا حسین بن علی(ع) دلگرم کردند که فریاد حسین حسین را از در و دیوار مملکتشان می شنوید; نه فقط در محرم و صفر و نه فقط در مصیبت ها، حتی در عروسی ها - معمولا در قزوین رسم است شب عروسی هم قبل از شام به منبر می روند و مصیبت آقا امام حسین(ع) را می خوانند و این را یک میمنت می دانند - مدتی بعد از انقلاب هم، بیشتر این عمل رسم شده بود و مداح ها را دعوت می کردند و مداحی می کردند و به صورت های مختلف، یادی از آقا اباعبد الله الحسین (ع) می کردند و فرموده اند: در آن مجلسی که بنشینند و بلند شوند و یادی از آقا امام حسین(ع) نشود، بهره لازم از آن مجلس برده نشده است.
وقتی به تاریخ پرافتخار آن حضرت مراجعه می کنیم، می بینیم روایات گهرباری که از آن حضرت به دست ما رسیده باشد خیلی کم است و با وجود این، یقینا این توجه خاص انبیای الهی و توجه خاص حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین به این درگاه رحمت، بی حکمت نیست. می دانید حکمتش چیست؟ این است که انسان در این دنیا، برای انجام وظیفه بندگی و برای آنکه انسان وظیفه شناسی باشد، باید قید و بندهای مادی زندگی را از دست و پای خودش باز کند. زندگی دنیا، مظاهر فریبنده دنیا، پست و مقام و مالش، خانه و زندگی و زن و فرزندش، هر یک قید و بندی است که دست و پای انسان را به نحوی می بندد ودست انسان را در اینکه در همه شرایط وظیفه شناس باشد می بندد; مثل اینکه شکم پرستی، سودجویی، منفعت طلبی، راحت طلبی، خوشگذرانی، قید و بندی است که دست و پای انسان را از اینکه بنده خوبی باشد می بندد; همین طور انسانی که مظاهر فریبنده دنیا او را به سمت خودش جذب می کند، نمی تواند از نظر روحی آزاده باشد. انسان است; اما آزاده نیست. آزاده یعنی آن کسی که در شرایط احساس انسانیت، ارزش واقعی خودش را حفظ کند و کسی که جذب دنیا باشد دیگر نمی تواند حافظ این مساله باشد. دنیا خود به خود مثل آهنربایی است.
توجه به ساحت اقدس حسین بن علی(ع) و دقت و روح پاک و والا و آزاده آن حضرت و ایثارگری آن حضرت در آن حد بی نهایتش، باعث می شود که انسان در این دنیا سبکبال باشد. هیچ روایتی هم نمی خواهد از ناحیه آن حضرت به انسان برسد. نمی خواهد انسان برود پای مکتب آن حضرت زانو بزند. همین که توجهی به زندگی پاک و ایثارگرانه آن حضرت داشته باشد این روحیه برایش ایجاد می شود. قید و بند دنیا از دست و بالش باز می شود. وقتی در ذهن خودش سرور آزادگان و سید شهدا، حضرت ابا عبد الله الحسین(ع) را مجسم می کند می گوید: ای انسان آزاده باش! مواظب باش مظاهر فریبنده دنیا دست و بالت را نبندد و به صف آزادگان بپیوندی! کسی که این گونه باشد و در تمامی جشن ها و مصیبت ها، نسبت به آقا امام حسین(ع) ارادت داشته باشد، قید و بندهای مادی از دست و بالش باز می شود، بدون هیچ تلاشی.
از یک سو زندگی با نظام فریبنده اش و از سوی دیگر نیازی که انسان به امور مادی در جریان زندگیش دارد، قید و بندهایی را برای انسان فراهم می کند و او را از اینکه انسانی وظیفه شناس باشد باز می دارد، خصوصا با توجه به آن روح وظیفه شناسی که در سایه بندگی پروردگار عالم به انسان محول می شود; به دلیل اینکه در رابطه با انجام دادن وظیفه، در بسیاری از موارد انسان باید از جنبه های مادی زیادی چشم پوشی کند و بدون چشم پوشی از بهره های مادی و مظاهر عالم حیات، ممکن نیست فردی وظیفه شناس باشد. با توجه به رابطه بین این دو، اگر کمترین دلبستگی نسبت به عالم حیات در هر رابطه ای پیدا بکند، به همان اندازه از روح وظیفه شناسی اش کاسته می شود و با نیازی که انسان به عالم حیات و مزایای مادی آن دارد، خود به خود این یک پایبندی برای انسان به وجود می آورد. ممکن است به زبان بگوید وابسته نیستم; ممکن است به ظاهر علاقه های مادیش را کاهش دهد; اما در پرتگاه های زندگی معلوم می شود انسان چند مرده حلاج است و چه موانعی برای خودش به وجود آورده.
پیله کرم ابریشم وقتی که به دور خودش می پیچد، توجه نمی کند. فکر می کند که هر موقع قصد پرواز کند می تواند با سبکبالی پرواز کند. یک مرتبه متوجه می شود، نه تنها قدرت پرواز ندارد، بلکه روزنه ای هم برای تنفس ندارد و در نهایت، خفه می شود.
توجه به ساحت اقدس حسین بی علی(ع) از بهترین عواملی است که خود به خود، این وابستگی طبیعی را که به وجود می آید از بین می برد و خنثی می کند. خودتان دیده اید در ایام عاشورا، در تمام شهرهای ایران، دلباخته ترین افراد به عیاشی ها و بی بند و باری ها، حالا برای سه روز شده، برای ۱۰ روز شده، خود به خود دست از آن دلبستگی های خودشان بر می دارند. در اردبیل تمام عیاش ها از خوشگذرانی هایشان برای دو ماه محرم و صفر دست بر می دارند; چرا که در اردبیل مساله تعظیم به شعائر، تا اندازه ای بیشتر از بعضی جاهای دیگر است.
یادم می آید یک شب در ایام عزاداری چادری زده بودیم، با چاقو پاره کردند. در همین هنگام یکی از لات های محل رسید، درحالی که مست بود. پرسید: چی شده؟ تا فهمید به چادر عزاداری چاقو زده اند، چاقویش را کشید و دنبال آنها کرد. آنها فرار کردند. او بعد از مدتی برگشت و در چادر تا سحر پهلوی ما بود ، چایی با هم خوردیم. نزدیک سحر شروع به گریه کرد و گفت:«شما عزاداری می کنید، من مشروب می خورم.» از فردا شب آمد و توبه کرد و در مجالس چایی تقسیم می کرد. یادم است، یک روز رفتم در دکانش. فرش فروشی داشت. دیدم چند تا شمعدان روی میزش است. گفت: «اینها را خریده ام و پول خوبی برای من دارد.» گفتم: قیمتش چند است؟ گفت: «شش هزار تومان». گفتم: چند خریدی؟ گفت: «سه هزار تومان». گفتم: «خوب; اگر به مشتری ها این طور بگویی که کسی این را از تو نمی خرد.» گفت: «خوب; نخرد».
آن جوان سرگذر فقط آن چند روز شهادت را می بیند. لکن کسانی که عمیق نگاه می کنند می توانند یک عمر به سلامت زندگی کنند. برای امام حسین(ع)، تمام شرایط یک زندگی آرام فراهم بود. اما همه آنها را رها کرد، برای هدفشان دست فرزندانشان را هم گرفتند وحرکت کردند حالا ما در اثر یک ناراحتی، نماز نمی توانیم بخوانیم. این خودش یک وابستگی است; اما آقا ابا عبد الله(ع) چطور بودند در آن روز عاشورا. به نماز ایستادند، بدون هیچ ناراحتی خاطری. دو نفر از یارانشان هم سینه را سپر کردند و در مقابل ایشان ایستادند; کان لم یکن شیئا مذکورا. فقط مجسم کردن آن حالت زن و فرزند - که یکی از قید و بندهای زندگی و وابستگی است - انسان را از اینکه انسان وظیفه شناسی باشد به راحتی خانه نشین می کند. حال، ببینید آقا حسین بن علی(ع) در چه شرایط سختی است؟! آنها حتی به طفل شیرخوار او هم رحم نکردند. لکن می فرماید: «ترکت الخلق کلا فی هواک». خدایا! همه چیز را در هوای تو رها کردم. این دیگر نمی تواند برای انسان قید و بندی باشد. مجسم کردن وجود نازنین حضرت حسین بن علی (ع) خود به خود این قید و بندها را باز می کند و به سوی آنچه را که وظیفه اش ایجاب می کند رهسپار می شود. پست و مقام و منزلت دنیا آن چنان انسان را میخکوب می کند که حق زن و فرزند و حتی حق یتیم را زیر پا می گذارد. ولی کافی است که به یاد حسین بن علی (ع) زندگی کند.
«تخففوا تلحقوا». اگر می خواهید در دنیا به پیشتازان از بندگان صالح و رستگار ملحق شوید، این خفیف زندگی کردن است که سبکبالی را - نه پستی را - به ما می بخشد.
این که می فرمایند از جانب آقا امام حسین (ع) خیلی ها کامیاب و رستگار می شوند، از این جهت است که از پرتو نازنین حسین بن علی (ع) خیلی ها بارشان بار می شود. در ایران خودمان غیر از این است که این حرکت و نهضت از این ناحیه بود؟ راستی انسان متعجب می شود، آنهایی که الگوهایی این چنین ندارند، چطور می توانند آزاد باشند یا آزادانه زندگی کنند؟ با داشتن چنین الگویی، انسان می تواند یک زندگی پاک، سالم و آبرومندانه داشته باشد، بدون این که کمترین مانعی برای انسان ایجاد کند و دست و پاگیر انسان شود. یک چنین زندگی در سایه برخورداری از چنین روحیه ای، می شود یک زندگی سوق دهنده انسان به مراتب و مراحل کمال انسانی و مجسم کردن این الگوی واقعی انسانیت و مجسمه تمام نمای این مکتب و آزادگی از خطراتی که از ناحیه دنیا متوجه انسان می شود و تمام موانع زندگی را از پیش پای انسان برمی دارد. لذا هر چقدر حسین حسین بکنیم و با یاد آن حضرت حواسمان را جمع کنیم باز کم است. بعضی ها می گویند: چقدر حسین حسین و چقدر اشک ریختن؟! آن غافل می گوید: چرا بعد از ۱۴۰۰ سال یاد آن حضرت را زنده نگه می دارید؟ این برای این است که خودمان به آلودگی کشیده نشویم و جامعه مان به تباهی کشیده نشود. لذا بعد از انقلا ب فرمودند: عزادارای آقا اباعبدالله (ع) مثل دوران های گذشته باز انجام گیرد و سنت دیرینه اش را در تعظیم و بزرگداشت این روز باید حفظ نمود تا به مهلکه های زندگی مبتلا نشویم.
خدا انشا»الله به حقیقت آقا حسین بن علی (ع) همه شما را سلا مت بدارد و همان طوری که شهدای گرانقدر و افتخارآفرینان، سرافرازانه پیش رفتند و هستی خویش فدا نمودند، شما از این ارث به دست آمده از خون پاک آنها، حراست و حمایت کنید و از یاران وفادار و راستین حسین بن علی (ع) در دوره آخرالزمان به حساب آیید و اگر این روز را به نام برادران پاسدار ما نامگذاری کرده اند، به همین خاطر است که آنها برای تداوم بخشیدن به این راه، بدون هیچ قید و بندی اعلا م آمادگی نمودند و چه شایسته آن که این روز عزیز را به تبرک آقایمان حسین بن علی (ع) نامگذاری کردند; گرچه امروز در واقع روز همه کسانی است که با این روحیه پیش می روند و با توجه به ساحت اقدس حسین بن علی (ع) می خواهند با سبکبالی در انجام وظایف بندگی به هر قیمتی، پیشتازان این امت باشند.
خداوند همه شهدا را غریق رحمت بفرماید و شما را در راهتان موفق داشته و در همه حال از توجهات و دعای خیر آقا امام زمان (عج) برخوردار باشید! والسلام!


منبع : روزنامه مردم سالاری

مطالب مرتبط

جلاد بالکان

جلاد بالکان
با فروپاشی یوگسلاوی چهره هایی در این منطقه از بالكان ظاهر شدند كه به مرور زمان یكی از خونبارترین فصل های تاریخ اروپای شرقی را رقم زدند.
اسلوبودان میلوسوویچ كه به عنوان نخستین رئیس یك كشور در دادگاه بین المللی جنایتكاران علیه بشریت به محاكمه كشیده شد نمونه یكی از این چهره هاست. او كه در لاهه و در حالی كه محاكمه او در جریان بود، درگذشت، هنوز یكی از خبرسازترین چهره های بالكان است. در مطلبی كه در پی می آید مروری بر زندگی او داریم.
میلوسوویچ جوان فنون و قابلیت های سیاسی خود را در بلگراد تعلیم دید. در آخرین سال های حكومت مارشال تیتو، میلوسوویچ یك كمونیست نمونه بود. مرگ تیتو خلأیی را در اوج قدرت وی به وجود آورد. میلوسوویچ با درایت و زیركی از این شرایط و موقعیت به عنوان نردبانی برای به قدرت رسیدن استفاده كرد. در آوریل سال ،۱۹۸۷ بخت و اقبال به میلوسوویچ روی آورد و او هم دو دستی آن را چسبید. او به عنوان مرد شماره دو حزب كمونیست صرب، توسط ایوان استامبویچ برای حل و فصل درگیری های ایالت كوزوو معرفی شد.
از سوی دیگر ۱۰ درصد از كل جمعیت صرب ها در اثر كشتار آلبانیایی ها كاهش یافته بود. در این اثنا میلوسوویچ با قاطعیت تمام برای مردم خشمگین صرب سخنرانی كرد و سخنانی را بر زبان آورد كه بعدها همه چیز را تغییر داد. او گفت: هیچ قدرتی جرات نخواهد كرد دوباره شما را شكست دهد. سخنان او فریاد حمایت طلبی برای مردم دلسرد و مایوس صرب از حكومت كهنه گرای كمونیست بود. آنها ناباورانه صاحب رهبری شدند كه به آن احتیاج داشتند. مردی كه از نیروهای رسانه ای همچون تلویزیون برای تثبیت موقعیت تازه به دست آمده خود استفاده كرد. او در قدم اول، استامبویچ دوست قدیمی و مشاور و معلم خود را از قدرت سرنگون كرد. در عرض دو سال میلوسوویچ به عنوان رئیس جمهور صربستان انتخاب شد. خودمختاری و استقلال ایالت كوزوو، همانند ایالت های دیگر از میان برداشته شد. ملی گرایان صرب به سرعت به پیشروی خود ادامه دادند.
اما این اشتیاق و شور و هیجان عقیم و بی نتیجه ای كه صرب ها را به طرف خود كشانده بود برای مردم اسلوونی، كرواسی و سایر ایالت های استقلال یافته یوگسلاوی نفرت آور و مایه انزجار بود. میلوسوویچ احساس كرد كه در موقعیتی است كه می تواند یك صربستان بزرگ و وسیع از بقایای یوگسلاوی بنا نهد. در واقع او شرایط هولناكی را به وجود آورد كه كل صربستان را در كام خود كشید.
در سال ۱۹۹۱ وقتی كه ایالت های اسلوونی و كرواسی از یوگسلاوی جدا شدند، ارتش یوگسلاوی كه تحت سلطه و نفوذ صرب ها بود حالت تهاجمی به خود گرفت. حمایت بلگراد و میلوسوویچ نیز این امر را حساس تر كرد. شبه نظامیان صرب توسط ارتش ایالت های كرواسی به عقب رانده شدند.
ایالت بوسنی نیز در چنین شرایطی قرار داشت، وقتی این جمهوری استقلال خود را اعلام كرد، حزب اقلیت صرب آن در برابر این اقدام موضع گرفته و مقاومت كردند.
اكثر مسلمانان سارایوو پایتخت بوسنی، مانند سایر شهرها محاصره شدند. این محاصره حدود سه سال به طول انجامید. با وجود ترس و نفرت از جنگ، دوره جدیدی به وجود آمد: پاكسازی نژادی. همه مردم شامل این طرح به زور از خانه هایشان رانده شدند تا تقدیر شرایطی بدتر از این را رقم بزند.
میلوسوویچ از رهبر صرب های بوسنی و فرمانده ارتش آن ایالت ژنرال ملادیچ پیشی گرفت، كسی كه ۸۰۰۰ مسلمان، اعم از كوچك و بزرگ را قتل عام كرد.میلوسوویچ، معمار جنگ، خودش را به عنوان مرد اصلاحات عوض كرد. او كسی بود كه در پاریس پیمان صلح دیتون را به سود صرب های بوسنی امضا كرد و با این اقدام خود بسیاری از مردم را تحریك به جنگ كرد. با سه جنگ و شكست برای یوگسلاوی، میلوسوویچ چهارمین جنگ را با هدف كوزوو شروع كرد. در مدت ۱۰ سال شرایط در كوزوو به صورت نگران كننده ای وخیم تر شد، اما اكنون این آلبانیایی ها بودند كه علیه قوانین صرب ها آشوب كردند و خواستار بازگشت استقلال خود شدند.
در تابستان سال ،۱۹۹۸ وقتی آلبانیایی ها علیه قانون صرب ها دست به اعتراض زدند ، پلیس و نیروهای ضربتی ارتش جهت سركوب كردن پارتیزان های آلبانیایی، ارتش آزادی بخش كوزوو، بسیج شدند.
این برهه از شرایط، آغاز به پایان رسیدن رویای میلوسوویچ بود. هفته ها گفت وگوی صلح به جایی نرسید و ناتو تهدید خود مبنی بر بمباران نظامیان صرب را برای تسلیم شدن آنها عملی كرد.
در این میان، تكلیف بلگراد كاملاً روشن بود. میلوسوویچ اولین رهبری بود كه به سبب جنایت هایش علیه بشریت محاكمه می شد. تسلط و نفوذ او در قدرت رو به افول بود.
در تابستان سال ،۲۰۰۰ او نظم و شرایط انتخابات ریاست جمهوری را تغییر داد. در یك رای گیری، مردم یوگسلاوی تصمیم گرفتند كه چه كسی رهبری آنها را بر عهده خواهد گرفت. مفسران بر این باور بودند كه این شرایط میلوسوویچ را برای یك دوره دیگر ریاست جمهوری تثبیت خواهد كرد، ولی چنین نشد. در رای گیری سپتامبر سال ،۲۰۰۰ به رغم مخالفت های فراوان و كنترل شدید رادیو و تلویزیون، اسلوبودان میلوسوویچ توسط رهبر مخالف مغلوب شد. وقتی كمیسیون انتخاباتی دولت مركزی خواستار اجرای مرحله دوم انتخابات شد ، بدین ترتیب نقطه پایان یوگسلاوی گذاشته شد.
اعتصابات عمومی، اعتراضات و راهپیمایی های گسترده در ۱۵ اكتبر به اوج خود رسیدند. مخالفان میلوسوویچ ساختمان پارلمان بلگراد و ایستگاه تلویزیون را اشغال كردند. میلوسوویچ و همسرش گریختند. قوانین ۱۳ ساله در عرض ۱۲ ساعت به صورت خیره كننده برانداخته شدند.شش ماه بعد، با دستگیری رئیس جمهور سابق، كار ارتش طرفدار او نیز به پایان رسید. سرانجام عدالت اجرا شد، همان طوری كه همه آرزوی آن را داشتند.
محاكمه میلوسوویچ در دادگاه های نژادكشی و جنایت های انسانی در سال ۲۰۰۲ در دادگاه جنایی بین المللی لاهه با جدیت در جریان بود. در زمان مرگ او، دادستان موارد جرم او را تكمیل كرده بود، ولی بیماری های مكرر او مراحل را نیمه كاره گذاشت.
میلوسوویچ ممكن است به عنوان ملی گرایی به خاطر آورده شود كه برای ملتش و بالكان فاجعه به بار آورد و یا به عنوان قماربازی كه زندگی مردم خود را به بازی گرفت و از جنگ به عنوان وسیله ای برای تحكیم قدرت خود استفاده كرد. برخی از عاقبت این چنین او متأسف شدند و اكثریت دیگر نفس راحت كشیدند.
رهبر سابق یوگسلاوی، اسلوبودان میلوسوویچ، یك هفته بعد از مرگش به هنگام محاكمه در دادگاه جنایی لاهه در شهر خود در ایالت صربستان دفن شد. اكنون او در گورستانی در شهر زادگاهش دفن شده است. دولت صرب اجازه تشییع جنازه رسمی برای رهبر سابق خود را نداد و توجهی به مراسم نكرد. یك خبرنگار BBC اعلام كرد: بسیاری از بازماندگان جنایت های جنگی از حمایت دوباره میلوسوویچ وحشت زده شده بودند. او از سال ۲۰۰۱ به سبب جنایت های جنگی و نژادكشی در بالكان طی دهه ۱۹۹۰ محاكمه می شد.
میرجانا ماركوویچ و دیگر بستگان درجه یك او كه در خارج از صربستان زندگی می كردند در مراسم خاكسپاری حضور نداشتند، اما نامه هایی كه از طرف آنها بود بر سر قبرش خوانده شد.
یك نماینده از طرف ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و دادستان كل سابق آمریكا رامسی كلارك از شخصیت های خارجی حاضر در مراسم بودند.هیچ شكی نبود كه مردم بوسنی، كرواسی و كوزوو از گرامیداشت مردی كه به عنوان یك جنایتكار جنگی مرده بود منزجر بودند. بسیاری از مردم مراسم تشییع جنازه را با بی تفاوتی و یا با خصومت دنبال می كردند.تجزیه و تحلیل آزمایشات نشان می دهد كه میلوسوویچ در اثر حمله قلبی جان سپرد. گزارش اولیه انستیتو دادگاه ملی هلند گویای این مطلب بود كه در آزمایشات انجام یافته از بدن او هیچ اثری از مسمومیت یا داروی تجویزشده كه باعث مرگ او شود به دست نیامده است، اما طرفداران میلوسوویچ اصرار بر این دارند كه او مسموم شده است. بعد از گزارش استفاده او از داروهایی كه مصرف آنها را پزشكان سازمان ملل تایید نكرده بودند، پرسش های زیادی در مورد علت عارضه های مهلك قلبی میلوسوویچ مطرح شد.
بنا به گزارش دادگاه بین المللی جنایی لاهه نتیجه آزمایشات پزشكان هلندی وجود مسمومیت و یا تجویز دارویی كه سبب مرگ وی شود را رد كرد. رئیس جمهور سابق یوگسلاوی در اثر حمله قلبی در دادگاه لاهه جان سپرد. طرفداران او بر این باورند كه میلوسوویچ مسموم شده است و گروهی دیگر ادعا می كنند كه به او داروی تجویز نشده خورانده شده است.
میلوسوویچ بارها تاكید داشت او از اینكه قبل از مرگش مسموم شود نگران است، ولی گزارشات حاكی از این بودند كه او آگاهانه و دانسته از داروهایی مصرف می كرده تا خود را در موقعیتی قرار دهد كه به روسیه منتقل شود.
همسر ۶۳ ساله اسلوبودان میلوسوویچ كه با نام میرا شناخته می شد، در طی۱۳ سال حكومت همسرش به عنوان یك نیروی سیاسی و تشدیدكننده قوانین وی عمل كرد. مادر او یكی از اعضای پارتیزان های تیتو در طی جنگ جهانی دوم بود. او كه مظنون به انتقال اطلاعات به نیروهای آلمانی شده بود علی الظاهر به دستور شوهرش دستگیر و اعدام شد. میرا با میلوسوویچ در دانشگاه آشنا شد و در سال ۱۹۶۵ با او ازدواج كرد. او استاد جامعه شناسی، مفسر تلویزیون و رهبر حزب كوچك اما با نفوذ چپ متحد یوگسلاوی بود. میلوسوویچ در هر موضوعی عادت مشورت با همسرش را داشت. در خیلی از موارد سیاسی از او به دلیل سخنان و عقاید نئوكمونیستی اش با عنوان «ساحره سرخ» یاد می شود. بعضی دیگر او را به دلیل تشویق همسرش مبنی بر استوار بودن در عقایدش با نام «بانو مكبث صرب» می شناسند. او در سال ۲۰۰۳ برای فرار از دادگاهی شدن به روسیه گریخت. اتهاماتی كه بر او وارد شده مبنی بر تحریك به قتل عام و كشتار توسط همسرش بود. دلیل ترور بسیاری از شخصیت های سیاسی زیر سایه ابهام است، اما مهمترین آنها رئیس جمهور دوره كمونیستی صرب ایوان استامبویچ بود. او در سال ۲۰۰۰ ناپدید شد. وكلای شاكی بر این عقیده اند كه او به دستور میلوسوویچ به قتل رسید، ولی اتهام آن گریبانگیر همسرش شد.
بحث و مجادله درباره مرگ میلوسوویچ در لاهه خیلی زود به فراموشی سپرده شد. یك صفحه تلویزیون تمام صحنه ها را انبوه مردم نشان می داد. بسیاری از مردم برای بهتر دیدن صحنه ها بالای درختان رفته بودند. یك سخنران از جایگاه مخصوص چنین عنوان كرد كه: تا وقتی كه صربستان و صرب ها وجود دارند، اسلوبودان میلوسوویچ نخواهد مرد.همه این وقایع در خارج از ساختمان پارلمان دولت مركزی اتفاق افتاد كه در اكتبر سال ۲۰۰۰ توسط تظاهركنندگان و معترضان به اشغال درآمد و در نهایت به قانون اسلوبو نقطه پایانی را گذاشت، اما این فقط یك صحنه از ماجرا بود. در شهر، در میدان جمهوری معترضان جمع شده بودند. آنها جوان بودند و خوش بین و نگاهشان به آینده بود. آنها سوت می زدند و بادكنك ها را در هوا می چرخاندند. یكی از آنها گفت: من آینده ای درخشان تر و روشن تر می خواهم. برای این كشور زمان آن فرا رسیده است كه رو به جلو حركت كند. اروپا نیز به این حركت ما كمك خواهد كرد. یكی دیگر بر این عقیده بود كه میلوسوویچ مردی هولناك بود. او این كشور را عقب افتاده رها كرد. ما نمی خواهیم دوباره به سال های قبل بازگردیم.
خیلی از مردم در بلگراد تظاهرات نمی كردند. آنها یا در مغازه هایشان مشغول كار بودند و یا پای تلویزیون فوتبال تماشا می كردند و بعضی ها مشغول نوشیدن قهوه بودند. بیشتر مردم نمی خواستند در مورد رئیس جمهور سابق خود فكر كنند، آنها می خواستند او را فراموش كرده و به زندگی خود ادامه دهند.چرخه زندگی میلوسوویچ از ظهور تا افولش مانند شخصیت های نوشته گوته در كتاب فاوست است. او با ملی گرایی بالكان و جنگ عهد و پیمان بست. این دو عنصر او را به قدرت رساندند و تا مدتی در اوج آن نگهداشتند، ولی عاقبت آنها باعث تباهی او شدند.
چند رخداد كه میلوسوویچ را به طرف شكست سوق دادند، عبارتند است از: رویدادهایی نظیر ۲۴ آوریل سال ۱۹۸۷ میلوسوویچ برای انبوه جمعیت خشمگین صرب در كوزوو سخنرانی كرد. آنها احساس خطر و تهدید از طرف همسایه خود، آلبانی كرده بودند. او گفت: هیچ كسی جرات شكست دادن شما را نخواهد داشت. این جمله كوتاه زندگی او را تغییر داد. مردم شروع به فریاد زدن اسم او كردند و تحریم چند ساله یوگسلاوی در شور و هیجان ملی گرایی آنها شكسته شد. شش ماه بعد او رئیس جمهور صربستان و قهرمان ملی صرب ها شد.
۲۴ ژانویه سال ،۱۹۹۱ میلوسوویچ دیداری سری با رئیس جمهور اسلوانی میلان كوكان داشت. آنها در مورد تجزیه یوگسلاوی به توافق رسیدند، اما این مسأله در مورد كروات ها متفاوت تر بود. مناطقی در كرواسی وجود داشت كه اكثریت مردم آنها را صرب ها تشكیل می دادند و میلوسوویچ تصمیم گرفت تا این مناطق را حتی به زور از كروات ها بگیرد. هم پیمان نزدیك میلوسوویچ، بوریساوژوویچ آن روز در دفتر یادداشت خود نوشت: امروز ممكن است تمام مسیر یوگسلاوی تغییر كرده و رو به مرحله بحرانی حركت كند.
مارس سال ۱۹۹۱ میلوسوویچ اقلیت صرب های ساكن در كرواسی را بسیج كرد. آلن لتیل خبرنگار BBC گفت: من آنها را به خاطر می آورم كه چگونه با افتخار نقشه های جدید ایالت خود را با مرزهای تازه، بر افراشتند. صربستان گسترده جدید، شامل دو سوم بوسنی و یك سوم كرواسی بود. این نواحی با عنوان صربستان غربی معرفی شدند. میلوسوویچ ارتش یوگسلاوی را برای محافظت از این مناطق گسیل داشت، اما كروات ها آنها را مجبور به عقب نشینی كردند و تابستان همان سال جنگ شروع شد.
۱۸ اكتبر سال ،۱۹۹۱ روسای جمهور شش جمهوری یوگسلاوی با نماینده بریتانیا لرد كارینگتون جلسه ای در لاهه تشكیل دادند. در این جلسه طرح صلح مطرح شد. در این طرح صرب ها حق داشتن خودمختاری، مدارس مختص به خود، زبان مخصوص خود، ایستگاه های رادیو و تلویزیون و حتی پلیس را در خاك كرواسی به دست آورند. پنج نفر از شش رئیس جمهور با این طرح موافقت كردند. میلوسوویچ به تنهایی آن را رد كرده و باعث شروع جنگ و كشیده شدن آن به بوسنی شد.
آوریل سال ۱۹۹۳ جنگ در بوسنی یك سال به طول انجامید. میلوسوویچ با رهبر صرب های بوسنی رادوان كارازیچ در هتلی واقع در آتن دیدار كرد. او خواستار خاتمه جنگ بود چرا كه زیان های سختی بر اقتصاد كشورش وارد می شد و سعی در قانع كردن كارازیچ برای امضا كردن آخرین طرح صلح پیشنهادی بریتانیا را داشت. كارازیچ كه زمانی نماینده میلوسوویچ در بوسنی بود آن را امضا نكرد. میلوسوویچ كه خود عامل شروع جنگ بود، به خوبی می دانست كه به این آسانی نمی تواند آن را فروبنشاند. او عنان عفریت هایی كه خود باعث آزادی آنها بود را از دست داده بود.
زمستان سال ۱۹۹۳ میلوسوویچ همچنان برای پرداخت هزینه جنگ دستور چاپ بیشتر پول را داد. تورم حادی در نتیجه جنگ گریبانگیر دولت شده بود. قیمت ها هر لحظه افزایش می یافت. تورم تمامی پس اندازها و حقوق های مردم عادی را به انتها رسانده بود. اكنون اقتصاد در دست گانگسترهای ترتیب دهنده جنگ بود.
۵ اكتبر سال ۲۰۰۰ میلوسوویچ در چهار جنگ شكست خورد. او نتیجه رأی گیری را از دست داد، ولی عقب نشینی نكرد. مردم به خیابان ها ریختند. او از ارتش خواست تا وساطت كند، ولی ارتش اقدام به چنین كاری نكرد و این چنین شد كه میلوسوویچ به سوی سرنگونی پیش رفت.
امروز صرب ها فقط یك رهبر سابق خود را دفن نكردند. آنها بخشی از تاریخ خود را ورق می زدند كه برخی با افتخار و غرور به آن نگاه می كردند و برخی دیگر با تأسف و خجالت.

وبگردی
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی!
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی! - کنگره حزب اعتماد ملی با حضور بزرگان اصلاحات مانند عارف، مطهری و حضرتی
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد - صادق زیباکلام می‌گوید: دوم خرداد به این دلیل نقطه عطف شد که مسئولین نظام بر روی حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری نظر داشتند، ولی مردم به سیدمحمد خاتمی رای دادند. ناطق نوری هفت میلیون و خاتمی ۲۰ میلیون یعنی حدود سه برابر نامزد مسئولین رای آورد. عبدالله ناصری نیز می‌گوید: ما امروز حجت الاسلام ناطق نوری، رقیب جدی ۲۱ سال پیش این گفتمان را در کنار گفتمان اصلاح طلبی می‌دانیم. این یکی از دستاورد‌های جنبش دوم…
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!