چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

حیات سیاسی امام موسی صدر


حیات سیاسی امام موسی صدر
دولت لیبی رسماً اعلام داشت که او همان روز آن کشور را به قصد ایتالیا ترک گفت، اما برخی از نزدیکان امام موسی با توجه به روابط سرد قبلی میان وی و رهبر لیبی و نیز قرائن و شواهد قابل توجه دیگر، بر این باورند که وی از لیبی خارج نشده و در همان کشور توسط مأموران امنیتی به صورت مرموزی ناپدید شده است.
امام موسی صدر عالم، متفکر، سیاستمدار و رهبر شیعیان لبنان در قرن چهاردهم هجری/ بیستم میلادی است. پدر وی سیدصدرالدین صدر، از علمای برجسته و مبارز قم به شمار می رفت و خاندان صدر نیز از خاندان های علمی معروف عراق و لبنان در دو قرن اخیر است. پدر مادر او، عالم مبارز، حاج آقا حسین طباطبایی قمی بود که به دلیل اعتراض به سیاست های ضد اسلامی رضاشاه به عتبات عالیات تبعید شد.
سیدموسی در ۱۴ اسفند ۱۳۰۷ در شهر قم به دنیا‌ آمد. دروس ابتدایی و متوسطه را در آن شهر گذراند و همزمان تحصیلات حوزوی را نیز از ۱۳۲۰ در همان شهر آموخت. استادان دوره سطح او بزرگانی چون سیدرضا صدر (برادر بزرگش)، محقق داماد و علوی اصفهانی و استادان خارج فقه و اصول وی، حضرات آیات: سیداحمد خوانساری، حجت، محقق داماد، امام خمینی و پدرش بودند. علاوه بر آن فلسفه را نیز نزد علامه طباطبایی و برادرش فراگرفت و خود به تدریس مقدمات و سطح پرداخت. خوش فهمی، گیرایی فراوان و نبوغ علمی او از همان زمان زبانزد گردید.
سیدموسی در جنب تحصیل حوزوی و پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و موفق به اخذ درجه لیسانس اقتصاد گردید و در همان سالها علاوه بر زبان عربی، زبان های انگلیسی و فرانسه را نیز فراگرفت.
پس از درگذشت پدرش در دی ماه ۱۳۳۲، وی برای ادامه و تکمیل تحصیلات دینی خود، عازم نجف اشرف گردید و از محضر استادان بزرگی چون حضرات آیات: حکیم، خویی، شیخ مرتضی آل یاسین، سیدعبدالهادی شیرازی، شیخ حسین حلی، شیخ صدرا بادکوبه ای و سیدمحمود شاهرودی استفاده کرد.
دو سال پس از اقامتش در نجف اشرف به قصد دیدار با بستگان خود در لبنان، عازم آن کشور شد و در شهر صور با عالم بزرگ و معروف و مجاهد شیعه لبنان، سیدعبدالحسین شرف الدین، دیدار و گفت و گو نمود. در حدود ۱۳۳۵، آیت الله بروجردی، مرجع تقلید شیعیان،‌طی نامه ای به وی پیشنهاد کرد تا به عنوان نماینده تام الاختیار ایشان، جهت رسیدگی به امور مسلمانان ایتالیا به آن کشور برود که او بنا به دلایلی، آن پیشنهاد را نپذیرفت. اما سال بعد که شرف الدین در لبنان درگذشت، پسرانش از سید موسی دعوت کردند تا بنا بر سفارش پدرشان، به لبنان رفته و رهبری شیعیان آنجا را برعهده گیرد. در ۱۳۳۷ وی به همراه جمعی از فضلای جوان حوزه علمیه قم و با حمایت آیت الله بروجردی، نخستین مجله حوزوی را به نام درس‌هایی از مکتب اسلام،‌انتشار دادند که وی از نخستین شمارهٔ آن، سلسله مقالاتی را با عنوان «اقتصاد در مکتب اسلام» ـ که موضوعی کاملاً جدید بود می نوشت.
در ۱۳۳۸، سیدموسی صدر به منظور تربیت و پرورش کادر متعهد و متخصصی از جوانان در آینده، دبستان و دبیرستان ملی صدر را در شهر قم تأسیس کرد که از نظر علمی و تربیتی،‌از بهترین مدارس قم محسوب می شد.
در جنب این فعالیت ها، وی با همکاری و همفکری جمعی از فضلای جوان حوزه علمیه قم، از جمله آیت الله بهشتی، طرحی مقدماتی را جهت اصلاح امور حوزه تدوین کرد که به دلیل فقدان شرایط مناسب در حوزه، ناکام ماند.
در زمستان ۱۳۳۸ به دلیل دعوت های مکرر شیعیان لبنان و نیز پیشنهاد آیت الله بروجردی، به آقا سیدموسی صدر، وی برای بازدید یک ماهه از لبنان و بررسی زمینه های فعالیت و اقامت،‌به آن کشور سفر کرد و پس از مشاهده اوضاع آشفته آنجا و نابسامانی های مسلمانان، به ویژه شیعیان جنوب لبنان، تصمیم به اقامت و خدمت در آن کشور گرفت. در آن زمان شیعیان اگرچه اکثریت جمعیت لبنان را تشکیل می دادند و بر طبق قانون اساسی آن کشور می بایست به تناسب، بیشترین قدرت سیاسی را در اختیار داشته باشند،‌ اما نه تنها چنین نبود، بلکه محرومترین گروه مذهبی و در واقع، شهروندان درجه سه به شمار می رفتند.
آقا سیدموسی در شهر صور اقامت گزید و در مسجد جامع آن شهر ـ که تا دو سال پیش از آن شرف الدین امامت آن را بر عهده داشت ـ به اقامه جماعت مشغول شد. وی با مشاهده و مطالعه اوضاع شیعیان‌،‌دریافت که علت عمده مشکلات شیعیان لبنان، در فقر فرهنگی و اقتصادی آنان است. از همین رو وی از نخستین ماههای ورودش به صور با یک برنامه ریزی منظم،‌با حضور در دبیرستان‌ها و مراکز فرهنگی و هنری، با جوانان و روشنفکران دربارهٔ مبرم ترین مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی گفت و گو می کرد؛ حتی در مراکز فرهنگی ـ مذهبی مسیحیان حاضر می شد و با بزرگان آنجا بحث و تبادل نظر می نمود.
در اواخر دهه چهل شمسی، آقاسید موسی صدر، «مدرسه صنعتی جبل عامل» را جهت آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان بی سرپرست و محروم شیعه لبنان تأسیس کرد. این مدرسه شبانه روزی در هفت رشته مهم فنی مانند نجاری، آهنگری، جوشکاری، برق،‌ الکترونیک، ماشین های کشاورزی و … فعالیت می‌کرد و دانش آموزان پس از چهار سال،‌فارغ التحصیل شده و وارد اجتماع و بازار کار می‌شدند. ریاست این مدرسه را به مدت هشت سال شهید دکتر مصطفی چمران که خود فارغ التحصیل فنی از دانشگاه های امریکا بود، برعهده داشت. این مدرسه از سطح علمی و فنی بسیار بالایی برخوردار بود و دانش آموزان،‌ علاوه بر فراگیری فنون مذکور در کلاس های عقیدتی و بینش دینی شرکت می کردند و با فنون جنگ چریکی هم عملاً آشنا می شدند. فعالیت های این مدرسه موجب ترس و وحشت فراوان دشمنان گردید و از همین رو بارها، مورد حمله نظامی اسرائیل و احزاب دست راستی و دست چپی لبنان و مزدوران عراق قرارگرفت.
آیت الله صدر، در نخستین سال های اقامت خود، «جمعیت بر و احسان» را تأسیس کرد. اعضای این جمعیت خیریه، خود مردم بودند که با کمک های مالی داوطلبانه که هر ماه پرداخت می کردند، بودجهٔ‌ صندوق را تأمین می نمودند. با همین بودجه، ده ها نفر از فقرا و مستمندان شیعه، سنی و مسیحی از کوچه ها و خیابان ها جمع آوری و به کارهای آبرومندانه مشغول شدند. همچنین تعداد قابل توجهی از مسلمانان و مسیحیان لبنان، به ویژه زنان به طور رایگان و داوطلبانه به مداوا و خدمت در این موسسه خیریه پرداختند.
مؤسسه دیگر, «بیت الفتاه» (خانه دختران) بود که در آنجا به دختران بی‌سرپرست و مستمند، خیاطی و هنرهای دستی آموزش می دادند. «آموزشگاه پرستاری»‌ نیز ویژه دخترانی بود که پس از اخذ دیپلم، زیر نظر استادان باتجربه آموزش پرستاری می دیدند و پس از فراغت از تحصیل،‌به مراکز بهداشتی، درمانی و بیمارستانی اعزام می شدند. موسسه بهداشتی و درمانی «مدینه الطب» نیز به بسیاری از روستاهای محروم جنوب لبنان خدمات درمانی و بهداشتی ارائه می‌داد. در «مؤسسه قالیبافی» بیش از سیصد دختر شیعه از جبل عامل مشغول فراگیری قالیبافی بودند که با فروش قالی ها و سود حاصله از آن، اوضاع محرومان و بی سرپرستان لبنان بهبود می یافت. «معهد الدراسات الاسلامیه» (مرکز بررسی های اسلامی) نیز موسسه ای فرهنگی بود که به تربیت طلاب علوم دینی از لبنان، کشورهای افریقایی، اندونزی، چین،‌تایلند، و ژاپن می پرداخت و طلاب فاضلی از این حوزه، فارغ التحصیل شدند.
پس از چند سال فعالیت مستمر فرهنگی و اجتماعی، آیت الله صدر، در صدد برآمد مرکزی را ـ همانند مراکز سایر طوایف قومی و مذهبی لبنان ـ برای شیعیان به وجود آورد تا از حقوق طبیعی و اجتماعی آنها حراست نماید. بدین منظور به پیشنهاد وی، نمایندگان شیعیان در مجلس شورای لبنان، طرحی قانونی در روز ۶ صفر ۱۳۸۷ / ۲۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ تقدیم کردند که بر اساس آن، شیعیان اجازه یافتند تشکیلاتی به نام «المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی» (مجلس اعلای اسلامی شیعه) تأسیس نمایند که پس از گذراندن مراحل قانونی، این مجلس در تابستان ۱۳۸۹ ق/ ۱۳۴۸ به طور رسمی و قانونی شروع به فعالیت کرد و در ۶ ربیع الاول آن سال/ ۱۰ تیر ۱۳۴۸ وی به عنوان نخستین رئیس مجلس اعلای شیعیان انتخاب گردید.
از ۱۳۴۹ / ۱۹۷۰ که حملات چریکی رزمندگان فلسطینی، از لبنان به درون مرزهای اسرائیل آغاز شد، مناطق جنوبی لبنان که صحنه اصلی این عملیات بود، مورد هجوم وسیع هوایی،‌زمینی و دریایی اسرائیل قرار گرفت و ویرانی ها و تلفات زیادی را به بار آورد؛ اما دولت لبنان نه برای متوقف ساختن این تجاوزات اقدامی کرد و نه هیچگاه برای جبران ویرانی ها، قدمی برداشت. پس از ان که اعتراضات آیت الله صدر به دولت لبنان سودی نبخشید, او برای وادار ساختن دولت به جبران خسارات، در ربیع الاول ۱۳۹۰ ق/ خرداد ۱۳۴۹ دستور اعتصاب عمومی صادر کرد و به دنبال آن، اعتصاب سراسر کشور را فراگرفت و دولت ناگزیر به ایجاد مرکزی خاص و تخصیص بودجه،دست به یک سلسله اقدامات عمرانی در جنوب لبنان زد و حقوقی برای خانواده های شهدا تعیین کرد.
به دنبال این پیروزی، وی در ۱۳۹۲ ق / ۱۳۵۱ درخواست بیست گانه ای به دولت تقدیم نمود که از جمله آنها مسلح کردن جوانان شیعه جنوب لبنان جهت مقابله با متجاوزان اسرائیلی بود. اما دولت به این درخواست پاسخی نداد. از این‌رو برای جلب افکار عمومی در روز ۲۲ صفر ۱۳۹۴ ق/ ۲۶ اسفند ۱۳۵۲ به دعوت او ده ها هزار نفر از شیعیان به صورت مسلحانه در بعلبک تظاهرات کردندو آیت الله صدر ـ که در این زمان به دلیل نقش بی بدیلش در رهبری شیعیان لبنان‌، لقب «امام» گرفته بود ـ‌ سخنرانی شورانگیزی ایراد کرد و به دولت نسبت به قبول درخواست های مشروع خود هشدار داد. چند روز بعد برای خنثی کردن تبلیغات مخالفان، دستور راهپیمایی گسترده ای را در شهر صور صادر نمود که با وجود کارشکنی های ارتش لبنان، ‌یکصد و پنجاه هزار نفر در آن شرکت کردند. متعاقب آن، قرار شد تا رسیدن به پیروزی نهایی، تظاهرات بزرگ دیگری در دیگر شهرها برگزار شود که به دلیل حوادث سیاسی مهمی که رویاروی کشور قرار داشت، موقتاً به تعویق افتاد.
امام موسی صدر برای حفظ و حراست و سازماندهی فرهنگی، عقیدتی و سیاسی محرومان مسلمان لبنان، سازمان «حرکه المحرومین» را ایجاد کرد که با استقبال عموم اهالی جنوب واقع شد و در دیگر شهرها نیز مشتاقان زیادی داشت. در ۲۶ جمادی الثانی ۱۳۹۵ ق/ ۱۵ تیر ۱۳۵۴ وی طی یک سخنرانی، خبر ایجاد سازمانی نظامی (امل) و متشکل از نیروهای مردمی جهت حفاظت از سرزمین لبنان را اعلام داشت. این سازمان که شاخه نظامی حرکه المحرومین بود،‌ زیر نظر دکتر مصطفی چمران اداره می شد و علاوه بر آموزش های چریکی به جوانان لبنانی، صدها نفر از جوانان سایر کشورهای اسلامی، از جمله ایران نیز در اردوگاه های نظامی آن، دوره های آموزشی می گذراندند.
امام موسی در جریان جنگ داخلی لبنان، حمایت خود را از مبارزان فلسطینی اعلام داشت و به دولت و ارتش لبنان نسبت به سرکوب و کشتار فلسطینی ها هشدار داد. سرانجام با وساطت او، آتش بس میان دولت لبنان و احزاب دست راستی با فلسطینی های ساکن لبنان برقرار شد. او چند بار دیگر و با گفت و گوهای طولانی با رهبران و احزاب مسیحی و فلسطینی و حتی تهدید احزاب دست راستی و دست چپی لبنان‌، از جنگ و کشتار میان طرف های درگیر جلوگیری کرد. با وجود تلاش های فراوان امام موسی، در آشتی دادن میان گروه‌های معارض، به تحریک رئیس جمهور وقت، مناطق شیعه نشین بیروت مورد هجوم واقع شد. امام موسی برای رفع این فتنه و خودداری از جنگ گسترده مذهبی، با انتشار بیانیه مشترکی با دو تن از علمای اهل سنت، مردم کشور را تا سقوط دولت نظامی به اعتصاب عمومی دعوت کرد که به دنبال این تصمیم قاطع و شجاعانه، پس از چهار روز، دولت سرنگون شد، اما به تحریک احزاب چپ و راست، پس از مدتی جنگ خانگی با انگیزه های مذهبی مجدداً در شهرهای لبنان شروع شد.
امام موسی که آشکارا می دانست انگیزه ها و تعصبات مذهبی، بهانه ای بیش برای ایجاد این خونریزی ها نیست و احزاب دست نشانده،‌عاملان اصلی این کینه‌ها و خشونت ها هستند، برای جلب توجه عموم مردم در ۱۷ جمادی الثانی ۱۳۹۵ ق/ ۶ تیر ۱۳۵۴ دست به اعتصاب غذای نامحدودی در مسجد عاملیه بیروت زد و خواست های خود را در پنج بند اعلام داشت. مهمترین خواست های وی. پایان یافتن درگیری میان همه نیروها، تشکیل دولت جدید(حکومت صغیر) بدون شرکت احزاب چپ و راست و ایجاد کمیته تحقیق جهت جبران خسارات وارده بر مردم بود. این اقدام با استقبال بسیاری از مسلمانان و حتی مسیحیان که از این جنگ ناخواسته خانگی خسته و رنجیده بودند، مواجه شد.
به دنبال آن، گروه زیادی از شخصیت های بزرگ مسیحی، دولتمردان، سیاستمداران، علمای برجسته اهل سنت و رهبران فلسطینی و نیز وزیر امور خارجه سوریه به عنوان اعلام همبستگی با امام موسی، روانه مسجد عاملیه شدند. با وجود کارشکنی احزاب و گروه های مسلح چپ و راست، وی در جمع حاضران به ایراد سخنرانی پرداخت که بسیار موثر واقع شد و نیروهای مردمی یکی پس از دیگری، صفوف خود را از احزاب چپ و راست جدا کرده و به امام موسی پیوستند و دولت نیز تسلیم خواسته های وی شد. و در نتیجه رشید کرامی، ‌داوطلب نخست وزیری که از سوی امام موسی و مسلمانان حمایت می‌شد، علی رغم میل رئیس جمهور، در چهارمین روز اعتصاب امام موسی به نخست وزیری رسید و بیروت آرامش خود را دوباره بازیافت. اما تحریک دشمنان کماکان ادامه داشت و پس از چندی، درگیری مجدداً آغازشد که بیشتر قربانیان آن شعیان بودند. او ناگزیر. بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و با خواندن آیاتی از قرآن کریم و انجیل و ایراد سخنانی الفت آمیز از امیر مؤمنان (ع) ضرورت همدلی و وحدت میان مسلمانان و مسیحیان را برشمرد و نقش عوامل خارجی را در پشت این توطئه ها، یادآور شد. سخنان او تأثیر عمیقی بر مردم نهاد و از فردای آن روز صلح و آرامش برقرار گردید.
امام موسی صدر، حل مسأله فلسطین را مبرم ترین مسئله می دانست و آن را نه تنها مسأله ای اسلامی، بلکه انسانی تلقی می کرد و می کوشید تا وجدان های بشری را متوجه خطر صهیونیسم و مظلومیت مردم فلسطین کند. وی از جمله گفت: «تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. همچنین تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند روی زمین؛ زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود، نام خداوند را آلوده می سازد». و به دنبال آن با صدور فتوایی، هرگونه معامله با اسرائیل را تحریم کرد.
با وجود اشتغال فراوان امام موسی به امور شیعیان لبنان،‌وی در طول بیست سال اقامت خود در لبنان، سفرهای متعددی به شهرهای مختلف لبنان کرد و با اغلب رهبران مذهبی و سیاسی و قومی کشور دیدار و گفت و گوهای سازنده و مؤثر نمود. همچنین به بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی سفر کرد و مصاحبه های متعددی با رسانه های گروهی این کشورها نمود و در آنها بر همزیستی مسالمت آمیز میان همه فِرَق مذهبی لبنان، کسب حقوق پایمال شده فلسطینی ها و تلاش و کوشش آحاد مردم لبنان در عمران و رفاه و پیشرفت کشور تأکید کرد.
احاطه او بر مبانی عقیدتی ادیان و مذاهب گوناگون و تلاش و کوشش صادقانه وی در نزدیکی میان ادیان و پیروان آنها و نیز آگاهی کامل به سیاست و روابط بین‌الملل و استقلال فکری و سیاسی او، وی را به عنوان یکی از برجسته ترین رهبران مسلمان مشهور ساخت و از احترام ویژه ای در میان رؤسای کشور های اسلامی و غیراسلامی و احزاب و گروه های سیاسی و به ویژه مردم لبنان برخوردار نمود و همه بر متانت، تدبیر والا، سلامت نفس و صلح خواهی او برای سربلندی مردم لبنان اذعان داشتند.
با اوج گیری انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی در ۱۳۵۷، وی طی مقاله ای در شهریورماه آن سال که در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید، انقلاب اسلامی را ادامه حرکت انبیا دانست و امام خمینی را یگانه رهبر بزرگ انقلاب به جهانیان معرفی کرد.
امام موسی صدر در ۱۹ رمضان ۱۳۹۸ ق/ ۲ شهریور ۱۳۵۷ به دعوت رسمی دولت لیبی ـ و علی رغم روابط سرد میان وی و رهبر لیبی ـ از الجزایر وارد لیبی شد و پس از یک هفته اقامت در آن کشور در روز ۲۵ همان ماه تصمیم به بازگشت به لبنان را گرفت اما در ساعت ۳۰/۱۴ همان روز، روبروی هتل محل اقامت خود به همراه دو تن از همراهانش ناگهان ناپدید شد و تاکنون هیچگونه اطلاعی از او به دست نیامده است. دولت لیبی رسماً اعلام داشت که او همان روز آن کشور را به قصد ایتالیا ترک گفت، اما برخی از نزدیکان امام موسی با توجه به روابط سرد قبلی میان وی و رهبر لیبی و نیز قرائن و شواهد قابل توجه دیگر، بر این باورند که وی از لیبی خارج نشده و در همان کشور توسط مأموران امنیتی به صورت مرموزی ناپدید شده است.
خبر ناپدید شدن امام موسی صدر، موجی از غم و اندوه در میان عموم مردم لبنان، به ویژه شیعیان جنوب لبنان پدید آورد و اعتصاب سراسری همه جا را فراگرفت و راهپیمایی های بی نظیری در شهرهای بعلبک، صور و صیدا برپا شد که در آن صدها هزار نفر شرکت کردند. امام خمینی که در آن زمان در نجف اشرف به سر می برد، در گرماگرم تحولات سیاسی شتابندهٔ ایران، طی دو تلگراف برای رهبران سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین، از آنان خواست تا اقدامات مؤثری جهت آزادی وی بنمایند. بسیاری از مراجع و علمای بزرگ قم و نجف، تلگراف های مشابهی برای سران کشورهای لیبی، سوریه و الجزایر ارسال داشتند و نیز اقدامات و پیگیری فراوانی نیز از سوی مقامات مذهبی و دولتی جمهوری اسلامی ایران به عمل آمده که تاکنون ثمری به دنبال نداشته است.

منبع: دایره المعارف علمای مجاهد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

شاه در مسیر خودکامگی

شاه در مسیر خودکامگی
در فروردین ماه این سال، سرلشگر محمدحسین آیرم رئیس نظمیه دوره رضاشاه كه با تمارض به اروپا رفت و دیگر بازنگشت، پس از انجام عمل جراحی در سوئیس درگذشت. وی در خلال سال های جنگ جهانی دوم، برای گرفتن بودجه از آلمانی ها، دسته ای به نام «ایران آزاد» را نیز راه اندازی كرده بود كه به قول قدیمی ها یخش نگرفت و زود از كار افتاد. همچنین در این ماه حسین دادگر- عدل الملك- كه به غضب رضاشاه گرفتار و در سال ۱۳۱۴ تبعید شده بود، به ایران بازگشت. همچنین در این ماه، سروان خسرو روزبه از فعالان سازمان نظامی حزب توده و از رهبران سازمان افسران آزادیخواه كه یك سال پیش از زندان دژبانی تهران گریخته بود، دوباره دستگیر و زندانی شد. در محافل سیاسی چنین شایع بود كه میان خسرو روزبه و سرلشگر علی رزم آرا رئیس ستاد ارتش- و نخست وزیر در آینده- روابط پنهانی وجود دارد و فرار سال پیشین او نیز به لطف رزم آرا ممكن شده است.
در بهار این سال، لایحه تشكیل مجلس سنا و لایحه استقلال شهرداری ها به مجلس رفت. همچنین به دستور سردار فاخر حكمت- رئیس مجلس- هنگام تشكیل جلسات مجلس، اجتماع و تظاهرات مردم در مقابل مجلس، ممنوع اعلام شد. در این دوران یكی از روش های گروه های سیاسی- به ویژه حزب توده- گردآوری همه روزه مردم بیكار در جلو مجلس بود كه تظاهرات و میتینگ و سخنرانی- له یا علیه- لایحه ای، قانونی، وكیلی، وزیری و یا حتی روزنامه ای در آنجا جریان داشت.
همچنین در بهار این سال، در پی اعلام استقلال سرزمین اسرائیل گردهمایی بزرگی در مسجدشاه تهران به فراخوان آیت الله كاشانی برپا شد. در این تظاهرات، رژیم اسرائیل غاصب شناخته شد و نسبت به حقوق مردم مسلمان فلسطین اعلام پشتیبانی شد. دولت حكیمی نیز تا خردادماه این سال بیشتر دوام نیاورد و در هجدهم این ماه پس از شنیدن رای عدم اعتماد مجلسیان، از كار افتاد. پس از حكیمی، مجلس به عبدالحسین هژیر تمایل نشان داد كه بی درنگ با واكنش تند نیروهای مذهبی و ملی روبه رو شد.
به دید آنان هژیر سیاستمداری بدنام و وابسته به دربار بود كه با تكیه زدن بر كرسی صدارت، زمینه دخالت شاه جوان در قوه مجریه را فراهم می آورد. در پاسخ به فراخوان آیت الله كاشانی گروه زیادی از قشرهای گوناگون در ۲۳خردادماه، در میدان بهارستان گرد آمدند و به انتخاب مجلس در مورد نخست وزیری هژیر به شدت اعتراض كردند. جنبش دانشجویی نیز به حركت درآمد و ابتدا دانشجویان دانشكده حقوق دانشگاه تهران و سپس دانشجویان دانشكده فنی در صف های منظم به سوی مجلس راهپیمایی كردند و در دیدار با برخی از نمایندگان مجلس، اعتراض خود به نخست وزیری هژیر را به آگاهی آنان رساندند. همین كه تظاهرات و اعتراضات در بهارستان به اوج خود رسید، پلیس برای متفرق كردن آنان دست به خشونت و تیراندازی زد كه تعدادی زخمی و بازداشت شده بر جای نهاد.
پس از تهران، نوبت به شهرهای دیگر رسید و دامنه اعتراض به زمامداری هژیر به آنها نیز سرایت كرد. مردم در شهرهای قم، مشهد، اصفهان و قزوین در حالی كه عكس های آیت الله كاشانی را در دست داشتند، به تظاهرات و مخالفت با نخست وزیری هژیر پرداختند. آیت الله كاشانی نیز در اعلامیه ای، به شدت هژیر را به باد انتقاد گرفت و نمایندگانی را كه به زمامداری او تمایل نشان داده بودند، مورد نكوهش قرار داد. هژیر نیز در پاسخ آیت الله، در یك كنفرانس مطبوعاتی گفت كه مبارزه سیاسی میان جامعه نباید از حدود نزاكت خارج شود. وی همچنین تهدید كرد كسانی كه مخل نظم عمومی باشند را تحت پیگرد قرار خواهد داد. روز ۲۷ خرداد نیز گردهمایی بزرگی كه از چندین هزار بازاری و روحانی و قشرهای گوناگون اجتماعی تشكیل شده بود در میدان بهارستان برگزار شد. تظاهركنندگان در حالی كه قرآن بر سر داشتند به رهبری سیدمجتبی نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام، ضمن ایراد سخنرانی از نمایندگان مجلس به خاطر رای تمایل به هژیر انتقاد كردند. در این روز نیز بین گارد مجلس و ماموران انتظامی با تظاهركنندگان زدوخوردی درگرفت كه عده ای در آن زخمی و بازداشت شدند. هژیر اما در سی ام خردادماه اعضای دولت خود را به شاه معرفی كرد. به هنگام معرفی كابینه هژیر به مجلس كه روز سوم تیرماه اتفاق افتاد، در جایگاه تماشاچیان مجلس، تظاهرات شدیدی علیه هژیر درگرفت كه به صحن مجلس نیز كشیده شد. در مجلس نمایندگان به دو گروه له و علیه هژیر دسته بندی شدند و هر یك به دفاع از مواضع خود پرداخت. در همین جلسه حسین مكی، حایری زاده، عبدالقدیر آزاد، رحیمیان و آشتیانی زاده علیه هژیر اعلام جرم كردند.
همچنین در این ماه طبق تصویب هیات وزیران، فروش و عرضه انواع مشروبات الكلی در شهرهای مشهد، قم و شهرری ممنوع اعلام شد. و نیز دولت لایحه عفو محكومین آذربایجان و زنجان را به مجلس سپرد. در شهریورماه، به دنبال استیضاح عباس اسكندری از دولت هژیر، وی از مجلس تقاضای رای اعتماد كرد كه ۹۳ نماینده به او رای دادند و دولت او برقرار ماند.
همچنین در این ماه پس از اینكه دولت هژیر تصویب نامه ای در محدود كردن فعالیت های مطبوعاتی صادر كرد كه طبق آن كسانی كه در دستگاه دولت كار می كنند، یا از دولت حقوق می گیرند، حق فعالیت كردن در روزنامه به عنوان مدیر، سردبیر و یا عضو هیات تحریریه را ندارند، مطبوعات و افكار عمومی را علیه خود شوراند. هژیر نیز در مقابل، دستور توقیف تعداد زیادی از نشریات و مطبوعات را صادر كرد كه این دستور، موجب استیضاح دولت وی از سوی عبدالقدیر آزاد شد.
هر چند كه كابینه هژیر در مهرماه ترمیم شد، ولی تا ۱۵ آبان بیشتر دوام نیاورد و در این روز هژیر به همراه اعضای هیات دولت، همگی استعفا دادند. مجلس به نخست وزیری محمدساعد تمایل نشان داد و شاه فرمان وی را توشیح كرد. فردای روزی كه كابینه ساعد به مجلس معرفی شد- ۳ آذر- محسن صدر وزیر دادگستری و دكتر امیراعلم وزیر بهداری، هنوز پشت میز وزارت ننشسته، استعفا دادند. كابینه ساعد از همان آغاز كار لنگ می زد. در ۱۵ آذرماه این سال، شادروان مهندس مهدی بازرگان به ریاست دانشكده فنی برگزیده شد. این دانشكده همراه با دانشكده حقوق از سیاسی ترین دانشكده ها و پایگاه جنبش دانشجویی نوپا بود.
در بهمن ماه این سال، عباس اسكندری در چند جلسه مجلس، طی سخنانی به امتیاز نفتی شركت نفت ایران و انگلیس به شدت اعتراض كرد و خواستار لغو امتیاز نفت جنوب شد. وی همچنین در سخنرانی خود، تقی زاده را كه امضاكننده قرارداد جدید نفتی در دوره رضاشاه بود، مورد سرزنش و انتقاد قرار داد. تقی زاده در دفاع از خود گفت كه وی و هیات تصمیم گیرنده، در مقابل رضاشاه «مسلوب الاختیار» بوده اند و خود را آلت فعل معرفی كرد، نه فاعل فعل!
در پی اظهارات عباس اسكندری در مجلس، تظاهرات شدیدی از سوی دانشجویان دانشگاه تهران برای لغو قرارداد نفت و تعطیلی بانك شاهی در تهران برگزار شد.
روز ۱۴ بهمن ماه، هیاتی از سوی دولت به ریاست گلشاییان وزیر دارایی برای مذاكره و گفت وگو با نمایندگان شركت نفت جنوب تعیین شدند. فردای آن روز نیز میتینگ بزرگی به دعوت حزب توده به مناسبت گرامیداشت سالروز درگذشت دكتر تقی ارانی، بر سر مزار او برپا شد و سخنرانی هایی در باب مسائل سیاسی روز انجام گرفت. درست در همین هنگام كه سران و اعضای حزب توده، در مراسم سالگرد دكتر ارانی حضور داشتند، در جلوی دانشكده حقوق، ناصر فخرآرایی پنج گلوله به سوی شاه شلیك كرد. با وجود اینكه ضارب در نزدیكی شاه بود، گلوله ها موثر واقع نشد و تنها چند خراش به صورت و گردن شاه باقی گذاشت. فخرآرایی نیز بی درنگ با شلیك گلوله های اطرافیان شاه از پای درآمد. بلافاصله بگیر و ببندها شروع شد.
ظاهراً از جیب ناصر فخرآرایی كارت شناسایی خبرنگاری روزنامه پرچم اسلام بیرون آمد و كشف شد كه وی از اعضای حزب توده ایران بوده و به دستور حزب اقدام به ترور شاه كرده است. در تهران حكومت نظامی اعلام شد و سرلشگر هوایی، احمد خسروانی معاون ستاد ارتش، فرماندار نظامی تهران شد. عده زیادی از خبرنگاران و عكاسان كه به هنگام ترور شاه، در محوطه دانشگاه حضور داشتند، دستگیر شدند.
دكتر فقیهی شیرازی مدیر روزنامه پرچم اسلام و دكتر علی اكبر سیاسی رئیس دانشگاه نیز به بازداشت شدگان پیوستند. در همان روز هیات دولت با برگزاری جلسه اضطراری فوق العاده، حزب توده را غیرقانونی اعلام كرد و تمام مراكز و كلوپ های حزب در تهران و شهرستان ها توسط مامورین شهربانی تصرف شد. عده زیادی از سران و اعضای رده بالای حزب دستگیر و زندانی شدند، آیت الله كاشانی نیز بلافاصله طبق ماده پنج حكومت نظامی دستگیر و به خرم آباد تبعید شد. عده زیادی از مدیران و نویسندگان نشریات در دادگاه نظامی محاكمه و محكوم شدند. دانش نوبخت مدیر روزنامه سیاست و سیدعلی بشارت مدیر روزنامه صدای وطن هر یك به پنج سال حبس، محمود دژكام ناشر روزنامه رگبار به چهار سال زندان، فرهنگ ریمن به سه سال، سیدمحمدباقر حجازی مدیر روزنامه وظیفه به دو سال، والانژاد یك سال ونیم و جهانگیر بهروز به یك سال زندان محكوم شدند.
در پنجم اسفندماه نمایندگان فراكسیون های مجلس به دربار رفتند و با شاه دیدار كردند. شاه آنان را به تندی مورد حمله قرار داد و گفت دولت ها را شما می آورید و می برید و گلوله آن را من می خورم، بنابراین درصدد گرفتن اختیاری برای خود هستم و به دولت دستور داده ام مجلس موسسان را تشكیل دهد و اصل ۴۸ متمم قانون اساسی را تغییر دهد و اختیاراتی جهت انحلال مجلس، برای ما بگیرد! و چهار روز بعد- ۹ اسفند- فرمان تشكیل مجلس موسسان به منظور اصلاح چند اصل از قانون اساسی و متمم آنكه اختیارات ویژه ای به شاه می داد، صادر شد.
و آن پنج گلوله، دستاویز و بهانه ای شد كه شاه مشروطه را به سوی شاه خودكامه غلتاند. پس از شلیك آن گلوله ها، دوران دیكتاتوری نوینی در تاریخ معاصر ایران گشوده شد كه سالیان سال خون پاك فرزندان این آب و خاك را به زمین ریخت.
و این سال را در حالی به پایان می بریم كه لایحه اختناق مطبوعات، آن هم به صورت ماده واحده، از سوی دولت به مجلس رفت.

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!