چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ / Wednesday, 24 January, 2018

حیات سیاسی امام موسی صدر


حیات سیاسی امام موسی صدر
دولت لیبی رسماً اعلام داشت که او همان روز آن کشور را به قصد ایتالیا ترک گفت، اما برخی از نزدیکان امام موسی با توجه به روابط سرد قبلی میان وی و رهبر لیبی و نیز قرائن و شواهد قابل توجه دیگر، بر این باورند که وی از لیبی خارج نشده و در همان کشور توسط مأموران امنیتی به صورت مرموزی ناپدید شده است.
امام موسی صدر عالم، متفکر، سیاستمدار و رهبر شیعیان لبنان در قرن چهاردهم هجری/ بیستم میلادی است. پدر وی سیدصدرالدین صدر، از علمای برجسته و مبارز قم به شمار می رفت و خاندان صدر نیز از خاندان های علمی معروف عراق و لبنان در دو قرن اخیر است. پدر مادر او، عالم مبارز، حاج آقا حسین طباطبایی قمی بود که به دلیل اعتراض به سیاست های ضد اسلامی رضاشاه به عتبات عالیات تبعید شد.
سیدموسی در ۱۴ اسفند ۱۳۰۷ در شهر قم به دنیا‌ آمد. دروس ابتدایی و متوسطه را در آن شهر گذراند و همزمان تحصیلات حوزوی را نیز از ۱۳۲۰ در همان شهر آموخت. استادان دوره سطح او بزرگانی چون سیدرضا صدر (برادر بزرگش)، محقق داماد و علوی اصفهانی و استادان خارج فقه و اصول وی، حضرات آیات: سیداحمد خوانساری، حجت، محقق داماد، امام خمینی و پدرش بودند. علاوه بر آن فلسفه را نیز نزد علامه طباطبایی و برادرش فراگرفت و خود به تدریس مقدمات و سطح پرداخت. خوش فهمی، گیرایی فراوان و نبوغ علمی او از همان زمان زبانزد گردید.
سیدموسی در جنب تحصیل حوزوی و پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و موفق به اخذ درجه لیسانس اقتصاد گردید و در همان سالها علاوه بر زبان عربی، زبان های انگلیسی و فرانسه را نیز فراگرفت.
پس از درگذشت پدرش در دی ماه ۱۳۳۲، وی برای ادامه و تکمیل تحصیلات دینی خود، عازم نجف اشرف گردید و از محضر استادان بزرگی چون حضرات آیات: حکیم، خویی، شیخ مرتضی آل یاسین، سیدعبدالهادی شیرازی، شیخ حسین حلی، شیخ صدرا بادکوبه ای و سیدمحمود شاهرودی استفاده کرد.
دو سال پس از اقامتش در نجف اشرف به قصد دیدار با بستگان خود در لبنان، عازم آن کشور شد و در شهر صور با عالم بزرگ و معروف و مجاهد شیعه لبنان، سیدعبدالحسین شرف الدین، دیدار و گفت و گو نمود. در حدود ۱۳۳۵، آیت الله بروجردی، مرجع تقلید شیعیان،‌طی نامه ای به وی پیشنهاد کرد تا به عنوان نماینده تام الاختیار ایشان، جهت رسیدگی به امور مسلمانان ایتالیا به آن کشور برود که او بنا به دلایلی، آن پیشنهاد را نپذیرفت. اما سال بعد که شرف الدین در لبنان درگذشت، پسرانش از سید موسی دعوت کردند تا بنا بر سفارش پدرشان، به لبنان رفته و رهبری شیعیان آنجا را برعهده گیرد. در ۱۳۳۷ وی به همراه جمعی از فضلای جوان حوزه علمیه قم و با حمایت آیت الله بروجردی، نخستین مجله حوزوی را به نام درس‌هایی از مکتب اسلام،‌انتشار دادند که وی از نخستین شمارهٔ آن، سلسله مقالاتی را با عنوان «اقتصاد در مکتب اسلام» ـ که موضوعی کاملاً جدید بود می نوشت.
در ۱۳۳۸، سیدموسی صدر به منظور تربیت و پرورش کادر متعهد و متخصصی از جوانان در آینده، دبستان و دبیرستان ملی صدر را در شهر قم تأسیس کرد که از نظر علمی و تربیتی،‌از بهترین مدارس قم محسوب می شد.
در جنب این فعالیت ها، وی با همکاری و همفکری جمعی از فضلای جوان حوزه علمیه قم، از جمله آیت الله بهشتی، طرحی مقدماتی را جهت اصلاح امور حوزه تدوین کرد که به دلیل فقدان شرایط مناسب در حوزه، ناکام ماند.
در زمستان ۱۳۳۸ به دلیل دعوت های مکرر شیعیان لبنان و نیز پیشنهاد آیت الله بروجردی، به آقا سیدموسی صدر، وی برای بازدید یک ماهه از لبنان و بررسی زمینه های فعالیت و اقامت،‌به آن کشور سفر کرد و پس از مشاهده اوضاع آشفته آنجا و نابسامانی های مسلمانان، به ویژه شیعیان جنوب لبنان، تصمیم به اقامت و خدمت در آن کشور گرفت. در آن زمان شیعیان اگرچه اکثریت جمعیت لبنان را تشکیل می دادند و بر طبق قانون اساسی آن کشور می بایست به تناسب، بیشترین قدرت سیاسی را در اختیار داشته باشند،‌ اما نه تنها چنین نبود، بلکه محرومترین گروه مذهبی و در واقع، شهروندان درجه سه به شمار می رفتند.
آقا سیدموسی در شهر صور اقامت گزید و در مسجد جامع آن شهر ـ که تا دو سال پیش از آن شرف الدین امامت آن را بر عهده داشت ـ به اقامه جماعت مشغول شد. وی با مشاهده و مطالعه اوضاع شیعیان‌،‌دریافت که علت عمده مشکلات شیعیان لبنان، در فقر فرهنگی و اقتصادی آنان است. از همین رو وی از نخستین ماههای ورودش به صور با یک برنامه ریزی منظم،‌با حضور در دبیرستان‌ها و مراکز فرهنگی و هنری، با جوانان و روشنفکران دربارهٔ مبرم ترین مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی گفت و گو می کرد؛ حتی در مراکز فرهنگی ـ مذهبی مسیحیان حاضر می شد و با بزرگان آنجا بحث و تبادل نظر می نمود.
در اواخر دهه چهل شمسی، آقاسید موسی صدر، «مدرسه صنعتی جبل عامل» را جهت آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان بی سرپرست و محروم شیعه لبنان تأسیس کرد. این مدرسه شبانه روزی در هفت رشته مهم فنی مانند نجاری، آهنگری، جوشکاری، برق،‌ الکترونیک، ماشین های کشاورزی و … فعالیت می‌کرد و دانش آموزان پس از چهار سال،‌فارغ التحصیل شده و وارد اجتماع و بازار کار می‌شدند. ریاست این مدرسه را به مدت هشت سال شهید دکتر مصطفی چمران که خود فارغ التحصیل فنی از دانشگاه های امریکا بود، برعهده داشت. این مدرسه از سطح علمی و فنی بسیار بالایی برخوردار بود و دانش آموزان،‌ علاوه بر فراگیری فنون مذکور در کلاس های عقیدتی و بینش دینی شرکت می کردند و با فنون جنگ چریکی هم عملاً آشنا می شدند. فعالیت های این مدرسه موجب ترس و وحشت فراوان دشمنان گردید و از همین رو بارها، مورد حمله نظامی اسرائیل و احزاب دست راستی و دست چپی لبنان و مزدوران عراق قرارگرفت.
آیت الله صدر، در نخستین سال های اقامت خود، «جمعیت بر و احسان» را تأسیس کرد. اعضای این جمعیت خیریه، خود مردم بودند که با کمک های مالی داوطلبانه که هر ماه پرداخت می کردند، بودجهٔ‌ صندوق را تأمین می نمودند. با همین بودجه، ده ها نفر از فقرا و مستمندان شیعه، سنی و مسیحی از کوچه ها و خیابان ها جمع آوری و به کارهای آبرومندانه مشغول شدند. همچنین تعداد قابل توجهی از مسلمانان و مسیحیان لبنان، به ویژه زنان به طور رایگان و داوطلبانه به مداوا و خدمت در این موسسه خیریه پرداختند.
مؤسسه دیگر, «بیت الفتاه» (خانه دختران) بود که در آنجا به دختران بی‌سرپرست و مستمند، خیاطی و هنرهای دستی آموزش می دادند. «آموزشگاه پرستاری»‌ نیز ویژه دخترانی بود که پس از اخذ دیپلم، زیر نظر استادان باتجربه آموزش پرستاری می دیدند و پس از فراغت از تحصیل،‌به مراکز بهداشتی، درمانی و بیمارستانی اعزام می شدند. موسسه بهداشتی و درمانی «مدینه الطب» نیز به بسیاری از روستاهای محروم جنوب لبنان خدمات درمانی و بهداشتی ارائه می‌داد. در «مؤسسه قالیبافی» بیش از سیصد دختر شیعه از جبل عامل مشغول فراگیری قالیبافی بودند که با فروش قالی ها و سود حاصله از آن، اوضاع محرومان و بی سرپرستان لبنان بهبود می یافت. «معهد الدراسات الاسلامیه» (مرکز بررسی های اسلامی) نیز موسسه ای فرهنگی بود که به تربیت طلاب علوم دینی از لبنان، کشورهای افریقایی، اندونزی، چین،‌تایلند، و ژاپن می پرداخت و طلاب فاضلی از این حوزه، فارغ التحصیل شدند.
پس از چند سال فعالیت مستمر فرهنگی و اجتماعی، آیت الله صدر، در صدد برآمد مرکزی را ـ همانند مراکز سایر طوایف قومی و مذهبی لبنان ـ برای شیعیان به وجود آورد تا از حقوق طبیعی و اجتماعی آنها حراست نماید. بدین منظور به پیشنهاد وی، نمایندگان شیعیان در مجلس شورای لبنان، طرحی قانونی در روز ۶ صفر ۱۳۸۷ / ۲۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ تقدیم کردند که بر اساس آن، شیعیان اجازه یافتند تشکیلاتی به نام «المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی» (مجلس اعلای اسلامی شیعه) تأسیس نمایند که پس از گذراندن مراحل قانونی، این مجلس در تابستان ۱۳۸۹ ق/ ۱۳۴۸ به طور رسمی و قانونی شروع به فعالیت کرد و در ۶ ربیع الاول آن سال/ ۱۰ تیر ۱۳۴۸ وی به عنوان نخستین رئیس مجلس اعلای شیعیان انتخاب گردید.
از ۱۳۴۹ / ۱۹۷۰ که حملات چریکی رزمندگان فلسطینی، از لبنان به درون مرزهای اسرائیل آغاز شد، مناطق جنوبی لبنان که صحنه اصلی این عملیات بود، مورد هجوم وسیع هوایی،‌زمینی و دریایی اسرائیل قرار گرفت و ویرانی ها و تلفات زیادی را به بار آورد؛ اما دولت لبنان نه برای متوقف ساختن این تجاوزات اقدامی کرد و نه هیچگاه برای جبران ویرانی ها، قدمی برداشت. پس از ان که اعتراضات آیت الله صدر به دولت لبنان سودی نبخشید, او برای وادار ساختن دولت به جبران خسارات، در ربیع الاول ۱۳۹۰ ق/ خرداد ۱۳۴۹ دستور اعتصاب عمومی صادر کرد و به دنبال آن، اعتصاب سراسر کشور را فراگرفت و دولت ناگزیر به ایجاد مرکزی خاص و تخصیص بودجه،دست به یک سلسله اقدامات عمرانی در جنوب لبنان زد و حقوقی برای خانواده های شهدا تعیین کرد.
به دنبال این پیروزی، وی در ۱۳۹۲ ق / ۱۳۵۱ درخواست بیست گانه ای به دولت تقدیم نمود که از جمله آنها مسلح کردن جوانان شیعه جنوب لبنان جهت مقابله با متجاوزان اسرائیلی بود. اما دولت به این درخواست پاسخی نداد. از این‌رو برای جلب افکار عمومی در روز ۲۲ صفر ۱۳۹۴ ق/ ۲۶ اسفند ۱۳۵۲ به دعوت او ده ها هزار نفر از شیعیان به صورت مسلحانه در بعلبک تظاهرات کردندو آیت الله صدر ـ که در این زمان به دلیل نقش بی بدیلش در رهبری شیعیان لبنان‌، لقب «امام» گرفته بود ـ‌ سخنرانی شورانگیزی ایراد کرد و به دولت نسبت به قبول درخواست های مشروع خود هشدار داد. چند روز بعد برای خنثی کردن تبلیغات مخالفان، دستور راهپیمایی گسترده ای را در شهر صور صادر نمود که با وجود کارشکنی های ارتش لبنان، ‌یکصد و پنجاه هزار نفر در آن شرکت کردند. متعاقب آن، قرار شد تا رسیدن به پیروزی نهایی، تظاهرات بزرگ دیگری در دیگر شهرها برگزار شود که به دلیل حوادث سیاسی مهمی که رویاروی کشور قرار داشت، موقتاً به تعویق افتاد.
امام موسی صدر برای حفظ و حراست و سازماندهی فرهنگی، عقیدتی و سیاسی محرومان مسلمان لبنان، سازمان «حرکه المحرومین» را ایجاد کرد که با استقبال عموم اهالی جنوب واقع شد و در دیگر شهرها نیز مشتاقان زیادی داشت. در ۲۶ جمادی الثانی ۱۳۹۵ ق/ ۱۵ تیر ۱۳۵۴ وی طی یک سخنرانی، خبر ایجاد سازمانی نظامی (امل) و متشکل از نیروهای مردمی جهت حفاظت از سرزمین لبنان را اعلام داشت. این سازمان که شاخه نظامی حرکه المحرومین بود،‌ زیر نظر دکتر مصطفی چمران اداره می شد و علاوه بر آموزش های چریکی به جوانان لبنانی، صدها نفر از جوانان سایر کشورهای اسلامی، از جمله ایران نیز در اردوگاه های نظامی آن، دوره های آموزشی می گذراندند.
امام موسی در جریان جنگ داخلی لبنان، حمایت خود را از مبارزان فلسطینی اعلام داشت و به دولت و ارتش لبنان نسبت به سرکوب و کشتار فلسطینی ها هشدار داد. سرانجام با وساطت او، آتش بس میان دولت لبنان و احزاب دست راستی با فلسطینی های ساکن لبنان برقرار شد. او چند بار دیگر و با گفت و گوهای طولانی با رهبران و احزاب مسیحی و فلسطینی و حتی تهدید احزاب دست راستی و دست چپی لبنان‌، از جنگ و کشتار میان طرف های درگیر جلوگیری کرد. با وجود تلاش های فراوان امام موسی، در آشتی دادن میان گروه‌های معارض، به تحریک رئیس جمهور وقت، مناطق شیعه نشین بیروت مورد هجوم واقع شد. امام موسی برای رفع این فتنه و خودداری از جنگ گسترده مذهبی، با انتشار بیانیه مشترکی با دو تن از علمای اهل سنت، مردم کشور را تا سقوط دولت نظامی به اعتصاب عمومی دعوت کرد که به دنبال این تصمیم قاطع و شجاعانه، پس از چهار روز، دولت سرنگون شد، اما به تحریک احزاب چپ و راست، پس از مدتی جنگ خانگی با انگیزه های مذهبی مجدداً در شهرهای لبنان شروع شد.
امام موسی که آشکارا می دانست انگیزه ها و تعصبات مذهبی، بهانه ای بیش برای ایجاد این خونریزی ها نیست و احزاب دست نشانده،‌عاملان اصلی این کینه‌ها و خشونت ها هستند، برای جلب توجه عموم مردم در ۱۷ جمادی الثانی ۱۳۹۵ ق/ ۶ تیر ۱۳۵۴ دست به اعتصاب غذای نامحدودی در مسجد عاملیه بیروت زد و خواست های خود را در پنج بند اعلام داشت. مهمترین خواست های وی. پایان یافتن درگیری میان همه نیروها، تشکیل دولت جدید(حکومت صغیر) بدون شرکت احزاب چپ و راست و ایجاد کمیته تحقیق جهت جبران خسارات وارده بر مردم بود. این اقدام با استقبال بسیاری از مسلمانان و حتی مسیحیان که از این جنگ ناخواسته خانگی خسته و رنجیده بودند، مواجه شد.
به دنبال آن، گروه زیادی از شخصیت های بزرگ مسیحی، دولتمردان، سیاستمداران، علمای برجسته اهل سنت و رهبران فلسطینی و نیز وزیر امور خارجه سوریه به عنوان اعلام همبستگی با امام موسی، روانه مسجد عاملیه شدند. با وجود کارشکنی احزاب و گروه های مسلح چپ و راست، وی در جمع حاضران به ایراد سخنرانی پرداخت که بسیار موثر واقع شد و نیروهای مردمی یکی پس از دیگری، صفوف خود را از احزاب چپ و راست جدا کرده و به امام موسی پیوستند و دولت نیز تسلیم خواسته های وی شد. و در نتیجه رشید کرامی، ‌داوطلب نخست وزیری که از سوی امام موسی و مسلمانان حمایت می‌شد، علی رغم میل رئیس جمهور، در چهارمین روز اعتصاب امام موسی به نخست وزیری رسید و بیروت آرامش خود را دوباره بازیافت. اما تحریک دشمنان کماکان ادامه داشت و پس از چندی، درگیری مجدداً آغازشد که بیشتر قربانیان آن شعیان بودند. او ناگزیر. بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و با خواندن آیاتی از قرآن کریم و انجیل و ایراد سخنانی الفت آمیز از امیر مؤمنان (ع) ضرورت همدلی و وحدت میان مسلمانان و مسیحیان را برشمرد و نقش عوامل خارجی را در پشت این توطئه ها، یادآور شد. سخنان او تأثیر عمیقی بر مردم نهاد و از فردای آن روز صلح و آرامش برقرار گردید.
امام موسی صدر، حل مسأله فلسطین را مبرم ترین مسئله می دانست و آن را نه تنها مسأله ای اسلامی، بلکه انسانی تلقی می کرد و می کوشید تا وجدان های بشری را متوجه خطر صهیونیسم و مظلومیت مردم فلسطین کند. وی از جمله گفت: «تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. همچنین تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند روی زمین؛ زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود، نام خداوند را آلوده می سازد». و به دنبال آن با صدور فتوایی، هرگونه معامله با اسرائیل را تحریم کرد.
با وجود اشتغال فراوان امام موسی به امور شیعیان لبنان،‌وی در طول بیست سال اقامت خود در لبنان، سفرهای متعددی به شهرهای مختلف لبنان کرد و با اغلب رهبران مذهبی و سیاسی و قومی کشور دیدار و گفت و گوهای سازنده و مؤثر نمود. همچنین به بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی سفر کرد و مصاحبه های متعددی با رسانه های گروهی این کشورها نمود و در آنها بر همزیستی مسالمت آمیز میان همه فِرَق مذهبی لبنان، کسب حقوق پایمال شده فلسطینی ها و تلاش و کوشش آحاد مردم لبنان در عمران و رفاه و پیشرفت کشور تأکید کرد.
احاطه او بر مبانی عقیدتی ادیان و مذاهب گوناگون و تلاش و کوشش صادقانه وی در نزدیکی میان ادیان و پیروان آنها و نیز آگاهی کامل به سیاست و روابط بین‌الملل و استقلال فکری و سیاسی او، وی را به عنوان یکی از برجسته ترین رهبران مسلمان مشهور ساخت و از احترام ویژه ای در میان رؤسای کشور های اسلامی و غیراسلامی و احزاب و گروه های سیاسی و به ویژه مردم لبنان برخوردار نمود و همه بر متانت، تدبیر والا، سلامت نفس و صلح خواهی او برای سربلندی مردم لبنان اذعان داشتند.
با اوج گیری انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی در ۱۳۵۷، وی طی مقاله ای در شهریورماه آن سال که در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید، انقلاب اسلامی را ادامه حرکت انبیا دانست و امام خمینی را یگانه رهبر بزرگ انقلاب به جهانیان معرفی کرد.
امام موسی صدر در ۱۹ رمضان ۱۳۹۸ ق/ ۲ شهریور ۱۳۵۷ به دعوت رسمی دولت لیبی ـ و علی رغم روابط سرد میان وی و رهبر لیبی ـ از الجزایر وارد لیبی شد و پس از یک هفته اقامت در آن کشور در روز ۲۵ همان ماه تصمیم به بازگشت به لبنان را گرفت اما در ساعت ۳۰/۱۴ همان روز، روبروی هتل محل اقامت خود به همراه دو تن از همراهانش ناگهان ناپدید شد و تاکنون هیچگونه اطلاعی از او به دست نیامده است. دولت لیبی رسماً اعلام داشت که او همان روز آن کشور را به قصد ایتالیا ترک گفت، اما برخی از نزدیکان امام موسی با توجه به روابط سرد قبلی میان وی و رهبر لیبی و نیز قرائن و شواهد قابل توجه دیگر، بر این باورند که وی از لیبی خارج نشده و در همان کشور توسط مأموران امنیتی به صورت مرموزی ناپدید شده است.
خبر ناپدید شدن امام موسی صدر، موجی از غم و اندوه در میان عموم مردم لبنان، به ویژه شیعیان جنوب لبنان پدید آورد و اعتصاب سراسری همه جا را فراگرفت و راهپیمایی های بی نظیری در شهرهای بعلبک، صور و صیدا برپا شد که در آن صدها هزار نفر شرکت کردند. امام خمینی که در آن زمان در نجف اشرف به سر می برد، در گرماگرم تحولات سیاسی شتابندهٔ ایران، طی دو تلگراف برای رهبران سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین، از آنان خواست تا اقدامات مؤثری جهت آزادی وی بنمایند. بسیاری از مراجع و علمای بزرگ قم و نجف، تلگراف های مشابهی برای سران کشورهای لیبی، سوریه و الجزایر ارسال داشتند و نیز اقدامات و پیگیری فراوانی نیز از سوی مقامات مذهبی و دولتی جمهوری اسلامی ایران به عمل آمده که تاکنون ثمری به دنبال نداشته است.

منبع: دایره المعارف علمای مجاهد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

چه نیازی است به شریعتی


چه نیازی است به شریعتی
۱) یکم - علی شریعتی را باید در شمار روشنفکران تاثیرگذار ایرانی قرار داد. گروهی که بعد از مرگ خود نیز تاثیرشان بر آرا و اندیشه دیگران ساری و جاری بوده است. شریعتی ۳۰ سال بعد از هجرت ابدیش همچنان به عنوان یک مساله روشنفکری در ایران حضور دارد و کنکاش در آرای او و تلاش برای ساخت مدل حکومتی شریعتی به یکی از دغدغه های پیروان فکری او تبدیل شده است.
به گونه ای که در چند سال اخیر برخی از روشنفکران نزدیک به اصلاح طلبان و همچنین جریان ملی مذهبی که خود را میراث دار شریعتی می داند کوشش بسیار به کار گرفته اند تا مدل حکومتی او را باب میل خود و آن چه که خویش درست می پندارند سامان دهند.اما شاید واقعیت ماجرا سخنان سوسن شریعتی باشد در سالروز سفر ابدی او که پدر را روشنفکری دولبه خواند. این یک واقعیت است که شریعتی دو لبه دارد و سراسر تناقض است.
برای هر مساله ای در میان آرای شریعتی می توان دو نگاه یافت. یکی آنجا که به ستایش لیبرالیسم می رود و جان بشریت را لیبرالیته می خواند و جای دیگر که لیبرالیسم را اسارت می داند و فلاح را راه رستگاری.
البته نمی توان بر او سخت گرفت که چرا این گونه سخن گفته و تا به این حد آرای متناقض از خود به جای گذاشته چرا که وی فرزند دوران انقلاب است. دورانی که می توان روشنفکرانش را بسان رهبران جهاد علیه دشمن در میدان دید و برای شوراندن شور انقلابی ملت گاه ممکن است چیزی را بر زبان بیاورند که خود چندان به آن اعتقادی ندارند.
شاید اگر علی شریعتی فرصت این را می یافت که زندگی طولانی تری داشته باشد خود امروز بسیاری از آرای خویش را به نقد می کشید اما حال او نیست و این مفسران آرای شریعتی هستند که به دلخواه خود گاه او را یک مدافع دموکراسی می خوانند و گاه از دل اندیشه هایش نظر دیگر در می آورند.
گاه او را مدافع حکومت روحانیت می دانند و گاه سکولارش می نامند. گاه روشنفکر دینی اش نام می نهند که آبشخور روشنفکران امروزی است و گاه حکم می دهند که او روشنفکر مذهبی بوده و نه دینی. تمام اینها صفاتی است که از دل آثارش به در آورده اند. روشنفکر متناقض ایرانی که هم می خواست دل به دموکراسی بسپارد و هم هراس داشت از این که در جامعه ای توسعه نیافته دموکراسی رای ها نیست، دموکراسی راس هاست، به نظر می رسد برای تحلیل شریعتی باید به دوران او رفت.
آن هنگام که جامعه ایران به یمن افزایش قیمت نفت شتاب بیشتری برای رسیدن به ابواب مدرنیزاسیون می گیرد. جامعه ای سنتی که در دل خود مردمانی بی تفاوت به سیاست دارد و دینداری تنها براساس عمل به احکام است دوره شریعتی دوره سرخوردگی و از هم پاشیدگی روشنفکران و دوره استبداد پهلوی در پس سال های بعد از کودتا.
۲) دوم - شریعتی اما الهام گرفته از جمال الدین اسدآبادی و اقبال لاهوری در پی کشف قدرت اسلام برای ساماندهی امور جامعه و بازگشت به خویشتن خویش است. او نیز چون جمال در جامعه ای زندگی می کند که اگر چه دیندار است اما کسی به دنبال بازخوانی این سنت و دیدارش با مدرنیته نیست. این است که کار او به عنوان یک روشنفکر سخت آغاز می شود. باید هم بر مذهب تکیه کند و هم بر مذهب سنتی غالب بشورد.
هم روح پیکارجویی در جامعه اش بدمد و بسان قهرمانان ملی برای چریک های مبارز از اسلام پیکاری سخن بگوید و هم روشنفکران و روحانیون را به تعامل با هم فرا بخواند. این شرایط متناقض جامعه است که او را بر آن می دارد تا دو لبه باشد. از دو دیدگاه به هر پدیده بنگرد و زاویه دیدش هر دو سو را راضی نگاه دارد. چرا که قرار است او نقش یک روشنفکر دینی را بر عهده بگیرد که علیه نظم موجود بوده و عاصی و تصمیم بر دگرگونی گرفته است.
این گونه است که او دو لبه می شود یک سویش دموکرات و سوسیال خوانده می شود چرا که یاوری چون محمد نخشب دارد که علی در مکتب او خداپرست و سوسیال بوده و اسلام را قرائت سوسیالی کرده و در فرانسه سرزمین دموکراسی دنیا درس خوانده در مکتب روسو. او بر استبداد می تازد و در دفاع از پلورالیسم می گوید؛ «هرجا در هر ملتی، در هر مذهبی، هر حزبی و هر جامعه ای که وحدت علمی و وحدت قالب های اعتقادی به وجود آید علامت این است که در آن جامعه استبداد فکری و اعتقادی وجود دارد یا نه مرگ گریبانگیر اندیشه و فکر شده....» به اعتقاد او؛ «ملتی که همه الگویی و قالبی فکر می کنند ملت مرده ای هستند زیرا فکر نمی کنند وگرنه افکار همه یک کاسه نمی شد.»
یا به تعبیر او «کمترین خدشه به آزادی فکری آدمی و کمترین بی تابی در برابر تحمل تنوع اندیشه ها و ابتکارها یک فاجعه است.»او حتی دموکراسی را بهترین شیوه حکومت می داند اما در هنگام ارائه نظریه ای که به امت و امامت شهره شده مدلی را ارائه می کند که به باور برخی از منتقدینش به بند کشیدن دموکراسی است.
اگرچه در نظر او دموکراسی شیوه مناسبی برای حکومت است اما در جوامع در حال گذاری چون ایران که در آستانه دگرگونی و بر هم خوردن نظم موجود قرار داشت البته دموکراسی پاسخگو نبود؛ «من دموکراسی را مترقی ترین شکل حکومت می دانم و حتی اسلامی ترین شکل ولی در جامعه قبایلی، بودن آن را غیر ممکن می دانم و معتقدم که طی یک دوره رهبری متعهد انقلابی باید جامعه متمدن دموکراتیک ساخت.» «دموکراسی حقیقی یک شکل نیست بلکه یک مرحله از رشد و استقلال جامعه است. جامعه را باید برای رسیدن به آن تربیت کرد.
دموکراسی مانند فرهنگ و تمدن است. یعنی همانطور که فرهنگ و تمدن را نمی شود صادر کرد، دموکراسی را هم نمی شود صادر کرد.» این گونه است که یکی از تناقض های او عیان می شود و او می گوید دموکراسی اداره است و امام به دنبال هدایت. به اعتقاد او در جوامع عقب افتاده و جهان سومی چون ایران توده هنوز آگاهی لازم را برای برقراری حکومت دموکراتیک و مراجعه به آرای عمومی ندارد. بر همین اساس است که او دیدگاه دموکراسی متعهد را که نگاه مدرن و غربی به نظریه امت و امامت بوده بیان می کند.
«طرز تفکری که در امت و امامت هست تنها، مساله اداره و حفظ و نگهبانی امت مطرح نیست، بلکه تکامل و پیشرفت انسان، فرد و جامعه مطرح است. پس در اینجا مساله رهبری یا سیاست انسان مطرح است نه سیادت برای انسان، نه آقایی نه نگهبانی و نه نگهداری بلکه تربیت و تکامل، اصلاح نه خدمت، کمال و نه سعادت، شدن و نه بودن... مطرح است.» به اعتقاد او در امت و امامت رهبر نه بر اساس خواست های فردی که بر اساس ایدئولوژی حرکت می کند. «امامت یا رهبری است که عامل حیات و حرکت امت است.
چه وجود و بقای اوست که وجود و بقای امت را ممکن می شود و موتور حرکت جامعه اعتقادی و عامل جهت دهنده آن می شود و امام شخصیتی است که در وجود خود الگوی شدن و در عمل خود، رهبری امت را تحقق می بخشد.» در واقع از دیدگاه او وظیفه اصلی امام امت هدایت جامعه به سمت کمال «امر اخروی» و نه اداره امور «امر دنیوی است».
بر اساس یک مکتب انقلابی، یک ایدئولوژی اصلاحی به سوی تحقق ایده آل ها و خواست ها و ارزش ها و اشکال متکامل و رهبری مردم در جهت متعالی و بالاخره کمال، نه سعادت، خوبی، نه خوشی، اصلاح، نه خدمت، ترقی، نه رفاه، خیر، نه قدرت، حقیقت، نه واقعیت، بالا رفتن، نه خوش ماندن و در یک کلمه مردم سازی است نه مردم داری.
«به اعتقاد او امام امت در دام دیکتاتوری گرفتار نخواهد شد. چرا که «انسانی ایده آل است که بر اساس ایدئولوژی حرکت می کند.» این نقش نیز برعهده گروهی است که «جامعه جدید و نهضت انقلابی و ایدئولوژیک برپا کرده اند» و باید «تا زمانی که جامعه به مرحله رشد سیاسی و فکری و پرورش کامل انقلابی نرسیده جامعه را به شیوه انقلابی و دموکراتیک رهبری کنند». و دموکراسی در نگاه او بر دو گونه است؛ دموکراسی آزاد و دموکراسی متعهد.
«دموکراسی غیرمتعهد حکومت آزادی است که تنها با رای دادن مردم روی کار می آید و تعهدی جز آن چه مردم با همین سنن و خصوصیات می خواهند، ندارد» اما دموکراسی متعهد یا هدایت شده، «حکومت گروهی است که می خواهد بر اساس یک برنامه انقلابی مترقی، افراد را، بینش افراد را، زبان و فرهنگ افراد را، مردم را، روابط اجتماعی و سطح زندگی مردم و شکل جامعه را دگرگون کند و به بهترین شکلش برساند و برای این کار ایدئولوژی دارد.» البته شریعتی این حکومت را تنها برای دوره گذار و رسیدن به مرحله تثبیت می خواهد و نه همیشگی.
۳) سوم - حال اما سوال های بی شماری که درذهن می آید و بی جواب می ماند این است که؛ کدام تضمین برای عدم تداوم حکومت همیشگی آن چه که او نخبگان یا امامت می خواند وجود دارد؟ پیش از این نیز گفته شد که شریعتی در هوای بلوک شرق و سوسیالیسم تنفس کرده و دلبسته ایدئولوژی بوده است. حکومت های آن روزگار سوسیال ها نیز سرشار از رهبرانی بوده که به ندرت حاضر شده اند چرخه قدرت را بپذیرند و تن به جابه جایی قدرت بدهند. چگونه باردیگر علی شریعتی به دامان دموکراسی هدایت شده می گریزد.
شریعتی مدافع حکومت ایدئولوژیک است و در حکومت های مبتنی بر ایدئولوژی همه باید بسان هم بیندیشند و پیرو یک ایدئولوژی باشند. ممکن است در تفسیر عملیاتی آن اختلاف نظر وجود داشته باشد. آیا روح حکومت ایدئولوژیک با دموکراسی سازگار است؟ آیا آزادی فردی که شریعتی در گفتارش بسیار برآن تاکید می ورزد محترم شمرده می شود و آن چه که دفاع شریعتی از پلورالیسم عنوان می شود را دربرمی گیرد؟دغدغه شریعتی نه رفاه آدم ها که سعادت و کمال آنان است، در واقع او حاکم را نه مسوول امروز که مسوول آخرت افراد می داند. آن گاه با چنین توجیهی هر اقدامی برای آخرت سعادتمند امکان پذیر نیست؟
شریعتی یک سوسیال است و در دفاع از این مساله منشور سه گانه اش را عرفان، برابری و آزادی می شود تعبیر کرد. در روزگاری که سوسیال ها در بلوک شرق و لیبرال ها در بلوک غرب بوده اند طبیعی است که لیبرالیسم در حال درنوردیدن جامعه جهانی بوده و شریعتی نیز در بسیاری از گفتارهایش در دفاع از لیبرالیسم سخن می گوید اما در نهایت ترجیح می دهد که سوسیال باقی بماند و دوستدارانش مدل او را نزدیک به سوسیال دموکراسی می دانند. آیا می توان گفت او در ۳۰سال قبل به دنبال راهی برای تلفیق سوسیال و لیبرال بوده است یا این نیز یکی از تناقض های درونی اوست؟حال در کنار تمام این سوال ها مساله اساسی این است که گفتار شریعتی در سه ده قبل و ایران آن دوران به زبان آمده است.
دوره ای که توصیفش در قبل رفت. حال آیا نیازی به شریعتی هست؟ اگر آری چگونه؟ ما باید به دوران شریعتی رجعت کنیم یا او را به دوره خود بیاوریم. دوره ای که به جای حکومت غیرمذهبی حکومت مذهبی پابرجاست و روحانیون نیز درگیر حکومت داری و حکومت در بسیاری از موارد نگران آخرت امت است و اسلام دین راکد احکام نیست، بلکه یک دین اجتماعی سیاسی به شمار می آید. طبقه متوسط جامعه رشد یافته و تحولات فرهنگی بسیاری در درون به بار آمده است. بلوک شرق از هم گسیخته و دوران سوسیال ها در حکومت داری به بن بست رسیده است. در چنین شرایطی با شریعتی باید چه کرد؟
۴) چهارم- «ما بر شانه های شریعتی ایستاده ایم.» روشنفکر عاصی پرسشگری که ذهن را به غلیان وا می دارد و آتش شک را در درون همه برمی انگیزد. اکنون اما رابطه ما با او متفاوت است از زمانه ای که خود می زیسته است. هم اکنون دغدغه جامعه ایران آزادی و دموکراسی و استقلال حوزه های خصوصی و عمومی و دولتی است.
امروز روشنفکران جامعه نه با مدرنیته غریبه اند و نه گوشه گیر و روحانیت نقشی تاثیرگذار در حکومت و جامعه دارد. برای همین برخی از دغدغه های او به امروز کارساز نیست. اما «برابری» و «آزادی» او هنوز نیاز ماست و می توان از دل آثارش راهی برای رسیدن به این دو جست، چنانچه او را به نقد منصفانه بگیریم و با بازخوانی آرایش واقعیت های شریعتی را بپذیریم. اما از خاطر نبریم که روشنفکران جامعه نیز بر روی شانه های او ایستاده اند و باید تکلیف خود را با او هرچند بعد از سی سال، روشن کنند. چرا که او هنوز زنده است و در جامعه و ذهن ما جریان دارد و سوال برانگیز است. سوال هایی که آتش شک را زنده نگاه می دارد.

وبگردی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی - حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور نوشت: رئیس یکی از صندوق ها با اسلحه به بانک مرکزی می رفت و تهدید می کرد. او همچنین در توئیت دیگری یادآور شد: روحانی هزینه مبارزه بی امان با نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی را می دهد.
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود!
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود! - شرکتی که یک‌شبه می‌توان آن را در اوج تحریم به استاد پیر و از نفس افتاده ترافیک رییس دولت قبل سپرد و بعد از آن، ناگهان در آزمون و خطایی دیگر به جوانی میدان داد.
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است!
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است! - دو هفته پس از بروز حادثه برای ناوچه دماوند بزرگترین کشتی جنگی ایران در دریای خزر، رسانه‌های روسیه با تفسیر تصاویر منتشر شده اخیر از وضعیت این شناور مدعی شده‌اند که بخش‌های زیادی از دماوند که سه سال پیش به ناوگان شمال نیروی دریایی ایران اضافه شده به زیر آب رفته و شکستگی آشکاری در قسمت پد بالگرد آن مشاهده می‌شود.
افشای راز یک ازدواج عجیب!
افشای راز یک ازدواج عجیب! - دو سال بعد، اخبار رابطه عاشقانه همسرش با یک نوجوان، مانند یک سیلی بر صورت اوزیر بود. بویژه آنکه، دخترشان لورنس، همکلاسی ماکرون بود.
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
پربازدیدها