دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

شهید آیت‌الله قاضی‌ و نهضت‌ در ایام‌ تبعید


شهید آیت‌الله قاضی‌ و نهضت‌ در ایام‌ تبعید
● بازگشت‌ از تبعید مقارن‌ ورود امام‌ خمینی‌(ره‌) به‌ نجف‌
آیت‌الله قاضی‌ طباطبایی‌ با مداد روز بیست‌ و پنجم‌ شهریور سال‌ ۱۳۴۴ وارد تبریزشد. مدتی‌ پس‌ از ترک‌ نجف‌ اشرف‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) را از ترکیه‌ به‌ عراق حرکت‌ دادند. در سیزدهم‌ مهر ۱۳۴۴ انتشار این‌ خبر در میان‌ یاران‌ امام‌ موجی‌ ازشادی‌ ایجاد کرد. در اولین‌ اقدام‌ آیت‌الله قاضی‌ طی‌ تلگرافی‌ به‌ مرحوم‌ شیخ‌ نصرالله خلخالی‌ ورود امام‌ را به‌ نجف‌ اشرف‌ تبریک‌ گفت‌. نظر به‌ آنکه‌ ساواک‌ از ارسال‌تلگرافها جلوگیری‌ می‌کرد، به‌وسیلهٔ‌ آقای‌ محمدحسن‌ عبد یزدانی‌ نامه‌ای‌ در تبریک‌ وتهنیت‌ ورود حضرت‌ امام‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ فرستاد. امام‌ خمینی‌ در جواب‌ نامه‌ ایشان‌نوشته‌ بودند:
بسمه‌ تعالی‌
«۱۰ رجب‌ ۸۵ (۱۳ آبان‌ ۱۳۴۴)
حضرت‌ ذی‌ شرافت‌، حضرت‌ مستطاب‌ حجت‌الاسلام‌ و المسلمین‌آقای‌ حاج‌ سیدمحمدعلی‌ قاضی‌ طباطبایی‌
به‌ عرض‌ عالی‌ می‌رساند مرقوم‌ شریف‌ که‌ حاوی‌ تبریک‌ تشرف‌ حقیر به‌اعتاب‌ مقدسه‌ بود، موجب‌ تشکر گردید. از خدای‌ تعالی‌ ادامه‌ فیوضات‌حضرت‌ عالی‌ را در اعلای‌ کلمهٔ‌ طیبهٔ‌ اسلام‌ مسئلت‌ می‌نمایم‌. حضرت‌حجت‌الاسلام‌ آقای‌ خلخالی‌ و مصطفی‌، سلام‌ می‌رسانند. مرجو آنکه‌در مظان‌ استجابت‌ دعوات‌ حقیر را فراموش‌ نفرمایید.
والسلام‌ علیکم‌ و رحمهٔ‌الله برکاته‌روح‌الله الموسوی‌ الخمینی‌»
شیخ‌ نصرالله خلخالی‌ در دی‌ ماه‌ همان‌ سال‌ نامهٔ‌ جداگانه‌ای‌ به‌ آیت‌الله قاضی‌ ارسال‌داشت‌ که‌ ساواک‌ پس‌ از مطالعه‌ و استخراج‌ گزارشی‌ از آن‌، به‌ آقای‌ قاضی‌ رساند.
● قرآن‌ پهلوی‌ و آیت‌الله قاضی‌
در همین‌ ایام‌ شاه‌ با چاپ‌ قرآن‌ پهلوی‌ و تبلیغات‌ گستردهٔ‌ سعی‌ بسیار در عوام‌فریبی‌ داشت‌. این‌ قرآن‌ با تشریفات‌ و هیاهوی‌ بسیار به‌ علمای‌ شهرستانها داده‌ می‌شدتا بلکه‌ بدین‌ وسیله‌ جلوه‌های‌ ضد مذهبی‌ رژیم‌ را بپوشاند.
در گزارشهای‌ ساواک‌ شرح‌ آوردن‌ آن‌ قرآن‌ به‌ تفضیل‌ آمده‌است‌: میرزا جعفر امام‌جمعه‌ و تعدادی‌ از مقامات‌ محلی‌ و کارمندان‌ دولت‌ با اجتماع‌ در سر بازار تبریز به‌استقبال‌ قرآن‌ پهلوی‌ آمدند و در مسجد جامع‌ وی‌ آن‌ را تحویل‌ گرفت‌. در جریان‌ این‌مراسم‌ میرزا حسن‌ شکوهی‌ نیز در تجلیل‌ از خاندان‌ پهلوی‌ به‌ سخنرانی‌ پرداخت‌.این‌ قرآن‌ را در تبریز به‌ نزد آیت‌الله قاضی‌ نیز آوردند و خود ایشان‌ در این‌ باره‌ نوشته‌ است‌:
«... عجیب‌ است‌ ماها که‌ با این‌ دستگاه‌ استعماری‌ آمریکایی‌ سازش‌نمی‌کنیم‌، با انواع‌ آزارها ]ما را[ ناراحت‌ می‌کنند (ولو در وطن‌ خودمان‌باشیم‌) ولی‌ برای‌ فریب‌ دادن‌ اشخاص‌ عوام‌ و ملاهای‌ بی‌ ایمان‌ یا سادهٔ‌نافهم‌، اظهار دیانت‌ می‌کنند و مجالس‌ دینی‌ موافق‌ مذاق خودشان‌ترتیب‌ می‌دهند و قرآن‌ خط‌ میرزا احمد نیریزی‌ را چاپ‌ کرده‌ و از طرف‌شخصی‌ که‌ القاب‌ زیاد دارد (شاه‌) اهدا می‌کنند. ]برای‌ من‌ نیز [ آوردند]امّا[ با تمام‌ جرأت‌ رد کردم‌...»
● انتشار نامه‌های‌ جعلی‌ برای‌ بدنام‌ کردن‌ آیت‌الله قاضی‌ طباطبایی‌
در مدتی‌ که‌ آیت‌الله قاضی‌ در عراق و تهران‌ تبعید بود، ساواک‌ با اقدامات‌ گسترده‌و صرف‌ مبالغ‌ زیاد و با بهره‌گیری‌ کامل‌ از تغییر مواضع‌ آیت‌الله شریعتمداری‌می‌خواست‌ به‌ هر نحو ممکن‌ قاضی‌ را خرد کرده‌ و با بدنام‌ کردن‌، وی‌ را از صحنه‌ حذف‌ کند یا حداقل‌ ساکت‌ نماید. چراکه‌ ساواک‌ به‌ نتیجه‌ رسیده‌ بود که‌ جذب‌ وی‌ امکان‌ ندارد.
ساواک‌ با برنامه‌ ریزی‌ قبلی‌ یکی‌ از مریدان‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ (نقی‌دوستدار) را با لطایف‌الحیل‌ در بیمارستان‌ مهر به‌ آیت‌الله قاضی‌ نزدیک‌ نمود. پس‌از مراجعت‌ قاضی‌ به‌ تبریز دوستدار نیز راهی‌ تبریز شد و از وی‌ تقاضا نمود تا خانه‌ای‌گرانقیمت‌ برای‌ ایشان‌ خریداری‌ نماید، امّا آقای‌ قاضی‌ جواب‌ رد داد. این‌ فقط‌بهانه‌ای‌ بود چه‌ اندکی‌ بعد دو نامه‌ در تبریز منتشر شد که‌ خطاب‌ آنها یکی‌ به‌ شاه‌ ودیگری‌ به‌ هیراد رئیس‌ دفتر مخصوص‌ شاه‌ از زبان‌ آیت‌الله قاضی‌ بود. این‌ خودسرآغاز حملات‌ ناجوانمردانهٔ‌ مریدان‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ به‌ قاضی‌ شد. جعلی‌ بودن‌نامه‌ از امضاهای‌ آنها بخوبی‌ آشکار بود امّا بهانه‌ای‌ برای‌ تاخت‌ و تاز علیه‌ قاضی‌شده‌ در این‌ باره‌ ساواک‌ گزارش‌ می‌کند که‌:
اخیراً نامه‌ای‌ از طرف‌ شریعتمداری‌ به‌ حاجی‌ میرزا عبدالله مجتهدی‌جهت‌ توصیه‌ به‌ روحانیون‌ دربارهٔ‌ اعتراض‌ به‌ نامه‌ آقای‌ قاضی‌طباطبایی‌ که‌ به‌ دربارشاهنشاهی‌ نوشته‌ شده‌ بود، رسید که‌ آقای‌مجتهدی‌ روحانیون‌ را به‌ منزل‌ خود دعوت‌ و در این‌ مورد تذکرات‌ لازم‌]را[ می‌دهند. ضمناً عده‌ای‌ از روحانیون‌ دربارهٔ‌ نامه‌ قاضی‌، از مخالفت‌خود دست‌ نکشیده‌اند.
محرک‌ آنان‌ عده‌ای‌ در بازار به‌ نامهای‌ حاجی‌ مجید ثلاثه‌، رحیم‌ صافی‌خرازی‌، سیدجعفر خسروشاهی‌، حاجی‌ جلیل‌ نوحه‌ خوان‌ حکم‌ آبادی‌و حاجی‌ حسینقلی‌ بهتاش‌ می‌باشند. هر روز تمام‌ روحانیون‌ مخالف‌ درمغازه‌های‌ حاجی‌ مجید ثلاثه‌ و حاجی‌ جلیل‌ نوحه‌ خوان‌ حکم‌ آبادی‌جمع‌ می‌شوند. روحانیونی‌ هم‌ که‌ در مجالس‌ به‌ قاضی‌ حمله‌ می‌نمایند،عبارتند از: وحدت‌، بکایی‌، بخشایشی‌، اسنقی‌، سیداحمدخسروشاهی‌، حاجی‌ میر یوسف‌ هاشمی‌ حکم‌ آبادی‌....»
در این‌ اقدامات‌ ساواک‌ که‌ نهایت‌ بهره‌ برداری‌ از آنها می‌شد پشت‌ و پناه‌ آقای‌قاضی‌ در قم‌، مرحوم‌ آیت‌الله مرعشی‌ نجفی‌ و در مشهد هم‌ آیت‌الله محمدهادی‌میلانی‌ بودند به‌ طوریکه‌ کمک‌ زیادی‌ به‌ روشن‌ شدن‌ اصل‌ قضیه‌ کرده‌ و حمایت‌ بی‌دریغی‌ از او داشتند.
در عید فطر سال‌ ۱۳۴۵ (۲۳ دی‌ ماه‌) طی‌ ایراد خطبه‌ نماز عید به‌ تلاشهای‌ برخی‌روحانیان‌ جهت‌ در هم‌ شکستن‌ خود اشاره‌ کرد و گفت‌:
«اروپاییان‌ بیشتر از کمونیسم‌، از اتحاد شما مسلمانان‌ در وحشت‌هستند. از این‌ روست‌ که‌ به‌ هر شکلی‌ می‌خواهند در میان‌ تمام‌ طبقات‌اختلاف‌ ایجاد کنند، ایجاد نقار کنند. نفهمی‌ یک‌ عده‌ ]هم‌[ سبب‌پیشرفت‌ کار آنها شده‌است‌. خصوصاً در صنف‌ ما. خصوصاً در نوع‌ ماکه‌ در بعضیشان‌ نه‌ فهم‌ است‌، نه‌ شعور....
در شهر از آقایان‌ علمای‌ اعلام‌ هستند (که‌ خداوند امثالشان‌ را زیاد کند)بعضی‌ تقریباً بر من‌ حق‌ پدری‌ دارند، برخی‌ در جای‌ برادر من‌ هستندایشان‌ جای‌ خود، همیشه‌ مورد تقدیر و تشکر هستند و همیشه‌ دعاگوهستم‌. اما یک‌ عده‌ به‌ داخل‌ اینها رفته‌اند و مرام‌ دشمنان‌ را کاملاً عمل‌می‌کنند، یکی‌ می‌فهمد و یکی‌ نمی‌فهمد، «من‌ حیث‌ لایشعر» عمل‌می‌کنند. بدبختی‌ تمام‌ مسلمانان‌ از اینهاست‌، به‌ سرهایشان‌ پنج‌ متردستار بسته‌اند اما عقل‌ و شعور نیست‌. نه‌ خدا هست‌، نه‌ سواد هست‌، نه‌فهم‌ است‌ و نه‌ شعور. کاملاً به‌ مرام‌ دشمنان‌ دین‌ عمل‌ می‌کنند.
من‌ در جریان‌ نهضت‌ که‌ شروع‌ کرده‌ بودم‌ و به‌ منبر ]می‌[رفتم‌ وحرفهایی‌ می‌زدم‌، پشتیبانی‌ می‌کردم‌. این‌ آقایان‌ که‌ در قم‌ نشسته‌اندنبودند ]که‌[ هی‌ آدم‌ می‌آمد، کاغذ می‌آمد، دسته‌ دسته‌ که‌ «از ماحمایت‌ کنید، از ما حمایت‌ کنید».
در تبریز از این‌ عمامه‌ایها مگر به‌ من‌ التماس‌ نمی‌کردند. که‌ «امان‌ است‌از قم‌ حمایت‌ کنید،»؟ بله‌ مگر اینها به‌ من‌ التماس‌ نکردند؟ که‌ «فلانی‌،امان‌ است‌. از قم‌ حمایت‌ کن‌»، مگر اینها نبودند. اسمشان‌ را یکی‌ یکی‌بگویم‌؟ بعداً چه‌ شده‌است‌؟ شما گفتید: دشمنان‌ دین‌ را کمک‌ نکنید.حالا علیه‌ من‌ قیام‌ می‌کنید، نامه‌های‌ بهتان‌ نشر می‌کنید. از خدا و امام‌زمان‌ خجالت‌ نمی‌کشید.
بالله العلی‌ العظیم‌ من‌ می‌شنیدم‌ ]که‌[ یک‌ عده‌ می‌گویند: در میان‌ مااجنبیها هستند. بدم‌ می‌آمد اما اینک‌ با چشم‌ خودم‌ دیدم‌. در این‌ لباس‌با آن‌ هیکل‌، آخر ]اگر[ هیچ‌ چیزی‌ نباشد، یک‌ سیادت‌ که‌ هست‌. به‌]خاطر[ سیادت‌ و اولاد پیغمبر بودن‌ نگاه‌ کنید! نیست‌؟ عمامه‌ برسرگذاشته‌ای‌ ادعای‌ روحانیت‌ و مذهب‌ می‌کنی‌! نمی‌گویی‌ اولاد پیغمبرهستند. در میان‌ شما چگونه‌ عدالت‌ هست‌؟ خدای‌ نکرده‌ اگر افترا اصل‌داشته‌ باشد، می‌شود غیبت‌. اگر ندارد می‌شود بهتان‌. افترا هر دو از گناهان‌کبیره‌ هستند، از هفتاد زنا بدتر است‌، ای‌ مُلا!، غیبت‌ از زنا بدتر نیست‌؟افترا از آن‌ شدیدتر نیست‌؟ به‌ هیچ‌ نحو خُرد نمی‌شوم‌، شما می‌خواهید مرابا هملباسم‌، با همنوعم‌ خُرد کنید. یعنی‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) می‌گذارد؟
می‌خواستم‌ از شما اهالی‌ محترم‌ تشکر کنم‌. در اینجا و آنجا می‌گفتم‌نمی‌توانستم‌ بیاییم‌ منبر. واقعاً اهالی‌ محترم‌ تبریز! اگر پشتیبانی‌ شمانبود، یک‌ عده‌ ـ البته‌ آنها از علما به‌ کنار هستند ـ علمای‌ اعلام‌ عرض‌کردم‌ آنها در جای‌ پدر من‌ هستند، برادر من‌ هستند. شأنشان‌ اَجّل‌ از آن‌است‌ که‌ در این‌ کارها مداخله‌ کنند. همیشه‌ پشتیبانی‌ کرده‌اند. ولی‌عده‌ای‌ داخل‌ اینها رفته‌اند و مرام‌ بیگانگان‌ را عملی‌ می‌کنند. اگرپشتیبانی‌ شما نبود، به‌ دست‌ آنها مرا خرد کرده‌ بودند.
چنین‌ فکر می‌کنند که‌ جریان‌ چند سال‌ قبل‌ است‌. جریانهای‌ پنجاه‌ ـشصت‌ سال‌ قبل‌ است‌. اینها با این‌ کارها می‌خواهند مردم‌ را به‌ اشتباه‌بیندازند. با افترا و اشتباه‌ خُرد کنند. فکر نمی‌کنند امام‌ زمان‌]عج‌[پشتیبانی‌ می‌کند.
اهالی‌ تبریز! آن‌ جریانهای‌ سابق‌ نیست‌، سیدجمال‌الدین‌ اسدآبادی‌(رضوان‌الله علیه‌) هشتاد سال‌ قبل‌ آن‌ صحبتها را کرده‌است‌. بعد ازهشتاد سال‌ هنوز هم‌ از او دست‌ بر نمی‌دارند؛ بهتان‌ می‌زنند و هر آنچه‌بگویید درحقش‌ می‌گویند. شما فکر می‌کنید هر کس‌ امر به‌ معروف‌ ونهی‌ از منکر کرده‌ از او دست‌ بر می‌دارند، این‌ حرف‌ بیگانگان‌ است‌ توچرا در این‌ لباس‌ می‌گویی‌؟ ]...[!
این‌ پشتیبانی‌ مشت‌ محکم‌ و عملی‌ بر دهان‌ دشمنان‌ دین‌ زد. هیچ‌ این‌خیال‌ را نمی‌کردند. مردم‌ را با جعل‌ کردن‌ امضا، کاغذ درست‌ کردن‌ به‌اشتباه‌ می‌اندازیم‌. الان‌ بشر به‌ کره‌ ماه‌ می‌رود، نمی‌شود کاغذ درست‌کرد؟ با این‌ کارها می‌خواهند وحدت‌ را از بین‌ ببرند، به‌ ریشه‌ مسلمانان‌آب‌ ببندند. عرض‌ کردم‌: از کمونیستها بیشتر از شما در وحشت‌ هستند.عرض‌ کردم‌: همگی‌ علما متحد هستند؛ علمای‌ نجف‌، قم‌، تبریز،شیراز، اصفهان‌ همه‌ شان‌ متحد و متفق‌ هستند. فقط‌ یک‌ عده‌ داخل‌اینها رفته‌اند، با هیکل‌ و قیافهٔ‌ ایجاد اختلاف‌ کنند. به‌ یاد داشته‌ باشید]که‌[ به‌ دست‌ اینها به‌ اسلام‌ ضربه‌ زده‌ شده‌است‌...»
به‌ دنبال‌ همین‌ اقدامات‌، طرفداران‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ در منزل‌ حاج‌ میرزا عبداللهمجتهدی‌ اجتماع‌ کردند تا طوماری‌ را علیه‌ آیت‌الله قاضی‌ و خطاب‌ به‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ تهیه‌ کنند «که‌ وی‌ ]قاضی‌ طباطبایی‌[ علیه‌ شریعتمداری‌ در تبریز تبلیغ‌می‌کند و وی‌ را درباری‌ معرفی‌ می‌کند»
طومار تهیه‌ شد. افرادی‌ که‌ آن‌ را امضا کردند، عبارت‌ بودند از:
«۱ـ سید احمد خسروشاهی‌ ۲ـ سید هادی‌ خسروشاهی‌ ۳ـ سیدیوسف‌ حکم‌آبادی‌ ۴ـ میرزا محمود وحدت‌ ۵ـ میرزا جعفر اشراقی‌ ۶ـ ]مجدداً نام‌ آقای‌ سیدهادی‌خسروشاهی‌ آمده‌است‌[ ۷ـ میرزاجعفر سبحانی‌ ۸ـ محمدحسن‌ بکایی‌ ۹ـ عبداللهمجتهدی‌ و عده‌ای‌ از طلاب‌ مسجد جامع‌.»
مرحوم‌ آیت‌الله سیداحمد خسروشاهی‌ به‌ بهانه‌ زیارت‌ مشهد مقدس‌، طومار امضاشده‌ را به‌ قم‌ و نزد آیت‌الله شریعتمداری‌ برد.
● دیدار مجدد با امام‌ خمینی‌(ره‌)
اواخر سال‌ ۱۳۴۵ ایشان‌ از طریق‌ شهربانی‌ تقاضای‌ صدور گذرنامه‌ حج‌ نمود. درهمان‌ سال‌ شایع‌ بود که‌ قرار است‌ آیت‌الله حکیم‌ و امام‌ خمینی‌(ره‌) هم‌ به‌ زیارت‌ حج‌عزیمت‌ کنند. از این‌ رو آیت‌الله قاضی‌ قصد داشت‌ به‌ همراه‌ تعدادی‌ از بازاریان‌ معتقد،به‌ زیارت‌ خانه‌ خدا برود. ساواک‌ پس‌ از آگاهی‌ از عدم‌ عزیمت‌ امام‌(ره‌) به‌ عربستان‌اجازه‌ صدور گذرنامه‌ را داد. آیت‌الله قاضی‌ پس‌ از انجام‌ مناسک‌ حج‌، با همراهانش‌و بدون‌ اخذ گذرنامه‌ از جده‌ راهی‌ عراق شد. پس‌ از این‌ ساواک‌ به‌ مأموران‌ برون‌مرزی‌ خود چنین‌ دستور داد:
● «دربارهٔ‌ محمدقاضی‌ طباطبایی‌۱۲/۲/۴۶
نامبرده‌ بالا که‌ از روحانیون‌ افراطی‌ مقیم‌ تبریز می‌باشد، در مراجعت‌ ازمکه‌ به‌ طور غیر مجاز به‌ عراق عزیمت‌ ]کرده‌ و[ فعلاً در منزل‌ آیت‌اللهخمینی‌، در نجف‌ اشرف‌ سکونت‌ دارد. دستور فرمایید اعمال‌ و رفتار وتماسهای‌ مشارالیه‌ را تحت‌ کنترل‌ قرار داده‌ و نتیجه‌ را ضمن‌ ]قید[ تاریخ‌مراجعت‌ وی‌ به‌ ایران‌ اعلام‌ دارند.
ریاست‌ بخش‌ ۳۱۵، ثابتی‌، ۱۱/۲/۴۶.»
وکالت‌ تامه‌ای‌ که‌ آیت‌الله قاضی‌ از امام‌(ره‌) دریافت‌ کرد، در همین‌ دیداربوده‌است‌. هر چند از این‌ وکالت‌ در بخش‌ اجازات‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌است‌، اما بایدگفت‌ که‌ این‌ وکالت‌ تامه‌ در امور حسبیهٔ‌ و تنها در موضوع‌ تقلید نبود بلکه‌ جنبه‌سیاسی‌ آن‌ با این‌ سفر پرخطر، آن‌ هم‌ بدون‌ گذرنامه‌ در آن‌ شرایط‌ آشکار می‌شود.
ارتباط‌ قاضی‌ با امام‌(ره‌) هیچ‌ گاه‌ قطع‌ نشد و همواره‌ افرادی‌ چون‌ محمدحسن‌عبدیزدانی‌ بین‌ ایشان‌ و امام‌ خمینی‌ در رفت‌ و آمد بودند. علیرغم‌ تمام‌ خطرات‌ ومسایل‌ موجود، در مهرماه‌ سال‌ ۴۷ قاضی‌ دو نامه‌ توسط‌ آقای‌ یزدانی‌، نزد امام‌(ره‌)ارسال‌ می‌دارد. امام‌(ره‌) جواب‌ را با همان‌ پیک‌ می‌فرستند. نامه‌ امام‌ چنین‌ است‌:
به‌ عرض‌ عالی‌ می‌رساند، دو طغرای‌ مرقوم‌ محترم‌ واصل‌ و سلامت‌ وسعادت‌ جناب‌ عالی‌ را از خداوند تعالی‌ مسئلت‌ می‌نماید. اینجانب‌ به‌حمدالله تعالی‌ صورتاً در سلامت‌ است‌ امید است‌ خداوند تعالی‌ فرج‌مسلمین‌ را عنایت‌ و موجبات‌ آرامش‌ حال‌ عموم‌ را فراهم‌ فرماید. ازجناب‌ عالی‌ در این‌ ایام‌ متبرکه‌ امید دعای‌ خیر دارم‌.
و السلام‌ علیکم‌ و رحمهٔ‌الله روح‌الله الموسوی‌ الخمینی‌»
آیت‌الله قاضی‌ پس‌ از بازگشت‌ از حج‌ مورد بازخواست‌ قرار گرفت‌. که‌ چرا بدون‌اجازه‌ به‌ زیارت‌ عتبات‌ عالیات‌ رفته‌ است‌. وثیقه‌ای‌ هم‌ که‌ قبل‌ از عزیمت‌ به‌ حج‌ به‌بانک‌ ملی‌ سپرده‌ بود، به‌ دستور ساواک‌ مصادره‌ گردید.
خود ایشان‌ در سخنرانی‌ مشهور عید فطر سال‌ ۱۳۴۷ به‌ این‌ قضیه‌ اشاره‌ کرده‌است‌.
● دشمنی‌ با اسراییل‌
آیت‌الله قاضی‌ با توجه‌ به‌ درسهایی‌ که‌ از محضر مرحوم‌ آیت‌الله کاشف‌الغطاء درمبارزه‌ با صهیونیسم‌ آموخته‌ بود، از همان‌ آغاز مبارزه‌، اسراییل‌ را نفرین‌ می‌کرد.پس‌ از سومین‌ جنگ‌ بین‌ اعراب‌ و اسراییل‌ در خرداد ۴۶ که‌ به‌ جنگ‌ «شش‌ روزه‌»شهرت‌ یافت‌، به‌ تأسی‌ از امام‌ خمینی‌(ره‌) تلاش‌ و فعالیت‌ بر ضد اسراییل‌ را بشدّت‌دنبال‌ می‌کرد. در همین‌ زمینه‌ از سوی‌ علمای‌ قم‌ اعلامیه‌ای‌ مبنی‌ بر پشتیبانی‌ از اعراب‌و لزوم‌ جمع‌آوری‌ کمکهای‌ مادی‌ برای‌ آسیب‌ دیدگان‌ و آوارگان‌ فلسطینی‌ صادر شد.آیت‌الله قاضی‌ به‌ همراه‌ آیت‌الله سیدابوالفضل‌ خسروشاهی‌، آیت‌الله سیدمحمدبادکوبه‌ای‌، آیت‌الله مرتضی‌ مستنبط‌ غروی‌ و آیت‌الله سیدکاظم‌ موسوی‌ شبستری‌، با صدوراعلامیه‌ای‌ در تبریز، برای‌ کمک‌ به‌ آورگان‌ مسلمان‌ فلسطینی‌ مساعدت‌ و یاری‌ خواستند.
مدتی‌ بعد از این‌ اقدامات‌ از طریق‌ شبکه‌ مبارزان‌، مخفیانه‌ نوار ریلی‌ را که‌ پیام‌ امام‌خمینی‌(ره‌) در آن‌ ضبط‌ شده‌ بود از عراق به‌ تبریز نزد وی‌ آوردند. پیامهای‌ این‌نوار اتمام‌ حجتی‌ برای‌ وی‌ بود تا افشاگری‌ علیه‌ دولت‌ اسراییل‌ را آغاز نماید. در عیدفطر سال‌ ۴۶ آیت‌الله قاضی‌ پس‌ از انجام‌ نماز عید، با قرائت‌ خطبه‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌)در هنگام‌ شرح‌ آن‌، گاه‌ به‌ کنایه‌ و گاهی‌ بصراحت‌ ضمن‌ انتقاد از رژیم‌ به‌ یهود ]دولت‌اسرائیل‌[ لعن‌ و نفرین‌ نمود گفت‌:
«... علی‌ (ع‌) می‌فرماید: خدایا کفار اهل‌ کتاب‌ را معذب‌ کن‌! خدایا به‌حق‌ محمد(ص‌) و آل‌ محمد(ص‌) یهود را محو و نابود کن‌! (آمین‌حضار)، خدایا به‌ حق‌ محمد(ص‌) و آل‌ محمد(ص‌) آنهایی‌ را که‌ درلباس‌ اسلام‌ به‌ یهود ]دولت‌ اسراییل‌[ کمک‌ می‌کنند محو و نابود کن‌!(آمین‌ حضار...»
ایشان‌ در هر فرصتی‌ که‌ می‌یافت‌ از ابراز دشمنی‌ خود با دولت‌ غاصب‌ اسراییل‌خودداری‌ نمی‌کرد. گرچه‌ نمی‌گذاشتند به‌ منبر برود، اما در روز عید فطر سال‌ ۱۳۴۷ضمن‌ شرح‌ خطبه‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) به‌ لعن‌ و نفرین‌ آنها پرداخت‌ و ضمن‌ بردن‌ نام‌ امام‌خمینی‌(ره‌) گفت‌:
خدایا کُفار اهل‌ کتاب‌ را معذب‌ بگردان‌! (آمین‌ حضار) اولین‌ آن‌ یهوداست‌؛ خدای‌ یهود ]دولت‌ اسراییل‌[ را محو و نابود کن‌! (آمین‌ حضار)این‌ بی‌دینها، این‌ لامذهبا که‌ آلت‌ دست‌ بیگانگان‌ شده‌اند علیه‌مسلمانان‌، با اینها همیشه‌ دشمنی‌ کنید. از مراجع‌ تقلید آنهایی‌ که‌]اکنون‌[ در نظرم‌ است‌، خرید و فروش‌ با اینها را حرام‌ اعلام‌ کرده‌اند؛عبارتند از: حضرت‌ آیت‌الله حکیم‌، آیت‌الله خمینی‌، آیت‌الله میلانی‌،آیت‌الله نجفی‌، همه‌ شان‌ حرام‌ کرده‌اند... مادامی‌ که‌ اینها از مسلمانان‌دست‌ نکشیده‌اند، با اینها خرید و فروش‌ حرام‌ است‌.
... اینها در خیال‌ این‌ هستند، بگویم‌ چه‌ اسراری‌ در سینه‌ دارم‌؟ اینها دراین‌ خیال‌ هستند که‌ تمام‌ ممالک‌ اسلامی‌ را تصاحب‌ کنند. اینها در این‌خیال‌ هستند که‌ شمال‌ حجاز را تصاحب‌ کنند. مدینهٔ‌ منوره‌ به‌ زیر سلطه‌آنها بیفتد. اینها در این‌ خیال‌ هستند تمام‌ مَشاهد متبرکه‌ را تصاحب‌کنند. شما فکر می‌کنید ]اگر[ در آنجا ]فلسطین‌[ مسلمانان‌ را اذیت‌کردند، شما در اینجا راحت‌ خواهید ماند؟! بالله العلی‌ العظیم‌ جلوی‌چشم‌ من‌ است‌. هرگاه‌ بعضی‌ پیشامدها در آینده‌ پیش‌ بیاید، خدای‌ناکرده‌ چگونه‌ مسلمانان‌ آنجا را یهودیان‌ ] صهیونیستها[ از خانه‌ شان‌بیرون‌ می‌کنند. در مملکت‌ ما بدتر از آنها ]بهاییان‌[ شما را ازخانه‌هایتان‌ بیرون‌ خواهند ریخت‌. هیچ‌ گاه‌ غفلت‌ نکنید! همیشه‌ با یهودضد باشید! قرآن‌ به‌ ما دستور داده‌است‌..»
آیت‌الله قاضی‌ در این‌ روز قصد داشت‌ به‌ همراه‌ نمازگزاران‌ به‌ قریه‌ سیسان‌ (محل‌سکونت‌ بهاییها) رفته‌ و مراسم‌ نماز عید را در آن‌ محل‌ برگزار نمایند امّا از سوی‌مقامات‌ شهربانی‌ از آن‌ جلوگیری‌ به‌ عمل‌ آمد.


منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

آشنایی بازندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی در کتاب عروج از زندان

آشنایی بازندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی در کتاب عروج از زندان
پس از اقدام شهید سعیدی نسبت به تکثیر و توزیع نوارهای سخنرانی و جزوات درسی ولایت فقیه ، وی بار دیگر احضار و از ایشان تعهد گرفته شد که به نفع امام خمینی فعالیتی نداشته باشد . اما علی رغم بازجویی‌ها ، مبارزات شهید سعیدی بر سر موضوع کنسرسیوم سرمایه‌گذاری آمریکا به اوج خود رسید و وی در نخستین اقدام خود در واکنش به سرمایه‌گذاری مذکور، در مسجد امام موسی کاظم ( ع) به افشاگری علیه آن پرداخت و در نهایت به صدور بیانیه‌ای به نام حوزه علمیه قم که در آن به شدت به کنسرسیوم سرمایه‌گذاری حمله شده بود ،پرداخت تا اینکه در نتیجه این اقدامات دستگیر و در زندان در اثر شکنجه به شهادت می‌رسد .
کتاب " عروج از زندان" که به تازگی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار نشر شده است ، زندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی را در پنج فصل بازگو می کند.
آقای مقصود رنجبر مؤلف کتاب با قراردادن مبنای تحلیل خویش بر فلسفه « هر کس فرزند زمان خویش است » ، به تقسیم بندی دوره‌های سیاسی حکومت محمدرضا پهلوی پرداخته و با مبنا قراردادن دهه چهل به عنوان دهه « اقتدار کامل و دیکتاتوری مزور » نقش آیت الله محمدرضا سعیدی د ر تداوم نهضت امام خمینی را با مد نظر قراردادن وضعیت نیروهای مخالف رژیم ، به بحث نشسته است .
او دهه چهل را نقطه عطف شکل گیری مبارزات مردمی به رهبری امام خمینی قرارداده و با بیان ویژگی‌های این دهه در فصل اول کتابش می‌گوید : « هم شاه به این نتیجه رسید که باید به سمت اقتدار و حکومت فردی حرکت کند و هم امام خمینی شرایط آغاز یک انقلاب بنیادین را فراهم یافت . از اینرو دهه چهل سرآغاز تضادها و چالش‌ها بود . »
این تضاد با وقوع قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ، محمدرضا را به این رویکرد سوق داد تا بسته نگاه داشتن فضای سیاسی جامعه را جدی بگیرد و در راستای برخورداری از حمایت غرب بویژه آمریکا بقای سلطنت خاندان پهلوی را تضمین نماید .
مؤلف در این فصل با مرور سیاستهای داخلی و خارجی محمدرضا شاه از مقطع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به بعد ، وضعیت نیروهای مخالف رژیم را تبیین کرده ، حرکت این نیروها را معلول آن سیاستها دانسته است .
در صفحه ۳۰ فصل اول کتاب آمده است : « رژیم شاه در طول یک دهه برنامه‌های خود را پیش برد . بر اصول ۶ گانه انقلاب سفید درمراحل مختلف اصل‌های دیگری افزود و در نهایت آن را به ۱۷ اصل رساند و اصلاحات ارضی را مطابق میل خود اعمال کرد . مستشاران آمریکایی را به ایران آورد و افرادی مثل « امیرعباس هویدا » را بر مسند قدرت و دولت نشاند . انقلابیون را سرکوب کرد. رهبران مذهبی را تهدید ، دستگیر و گاه تطمیع ساخت و در نهایت رابطه دوستانه‌ای با سایر دولت‌های غربی به ویژه آمریکا برقرار ساخت . به تدریج به سمت ژاندارم شدن در منطقه حرکت کرد و با اسراییل مراودات دوستانه ولی محتاطانه و مخفیانه‌ای را شروع کرد و در پایان دهه چهل به ثروت‌های هنگفت نفتی نیز دست یافت . ولی از سوی دیگر ، جامعه را به سمت فساد و مظاهر کاذب تمدن غرب سوق داد و به احیای اندیشه کهن پارسی همت گماشت .»
نویسنده در ادامه خوانش سیاستها ، دو شاخصه « استبداد» و « مذهب زدایی » حکومت پهلوی را دو عامل اساسی تقابل و رویارویی نیروهای مذهبی و ملی و حتی غیر مذهبی با رژیم بیان می‌کند ، وی نیروهای مذهبی را به سه گروه تقسیم می‌کند ؛ دسته‌ای که هرگز وارد سیاست نشدند ؛ دسته‌ای که به مبارزات فکری و فرهنگی در نهضت سیاسی امام خمینی (ره) پرداختند و سوم دسته‌ای که با تحمل بیشترین مشکلات و گرفتاری‌ها و ارد کارزار سیاسی و انقلابی شدند . و در نتیجه نقش آیت‌الله سعیدی در پیشبرد انقلاب اسلامی را در زمره این گروه بررسی می‌کند .
در فصل دوم ، زندگی شهید سعیدی در ابعاد فردی ، علمی و اخلاقی مطرح شده است . نویسنده در این فصل با استناد به نقل قولی از آیت‌الله سعیدی ، تأثیر حضرت امام (ره) در تکوین شخصیت سعیدی ، بویژه از بعد سیاسی را مطرح نظر قرار داده نوشته است : « و در ادامه می‌نویسد : وی « از طلابی بود که همواره با اساتید وارد مباحثه می‌شد . این موضوع هم در درس «خارج» آیت‌الله بروجردی و هم درس « خارج » امام (ره) وجود داشته است » از اینرو نویسنده در این فصل کوشیده است تا با ذکر این نکته که آیت‌الله سعیدی ، خود مجتهد بوده است ، شاخص ترین ویژگی شخصیتی ایشان یعنی روحیه تبعیت گرایی وی از حضرت امام (ره) را در جایگاه بازجویی هایش نقل قول نماید : « الحمدالله احتیاج به تقلید ندارم و خودم به درجه اجتهاد رسیده‌ام . .... در محضر درس حضرت آیت‌الله بروجردی و بعد هم در محضر درس حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی حاضر می‌شدم و بدیهی است که شاگرد علاقه به استاد خود دارد ، ولی چون خودم را مجتهد می‌دانم ، در مواقع لزوم در مسأله اجتهاد می‌کنم . » و در جای دیگر نیز گفته است . « اگر مرجع تقلیدی مثل حضرت آیت‌الله العظمی خمینی پیدا شد ، باید ذوالریاستین باشد و ضمن مرجعیت تقلید ، حکومت را هم به دست گیرد . »
یکی دیگر از بارزترین ویژگی‌های آیت‌الله سعیدی که از نگاه نویسنده بدور نمانده ، خصیصه شجاعت و شهامتی است که وی در ایراد سخنرانی‌های کوبنده از خود بروز می داده است . به عنوان نمونه می‌توان به این عبارت اشاره کرد که : « سعیدی زمانی نام امام را با شجاعت و صراحت در بالای منبر مطرح می‌کرد که حتی بسیاری جرأت شنیدن سخنان ایشان را نداشتند» و یا « او به خاطر شجاعت خود ، بر خلاف بعضی ، معتقد بود که باید با رژیم برخورد مستقیم کرده تا ضمن آن که ماهیت رژیم افشا می‌شود ، ترس مردم نیز از بین برود .»
توجه آیت‌الله سعیدی به زنان و جدیتی که او برای برگزاری کلاس‌های آموزشی ویژه زنان به خرج می‌داد یکی دیگر از برجسته‌ترین ویژگی های شخصیتی آیت‌الله سعیدی با در نظر داشتن فضای اجتماعی = سیاسی دهه ۴۰ می باشد که نویسنده به خوبی این ویژگی‌ را شرح داده است .
وی با ذکر بخش‌هایی از نامه شهید سعیدی به حضرت امام (ره) نوشته است : « اگر نیمی از جامعه را زنان تشکیل می‌دهند ، نیم دیگر که مردها باشند ، باید در دامن آن‌ها پرورش یابند . اگر زن‌های ما ساخته نشوند ، رشد نکنند ، رشد فکری و عقلی پیدا نکنند ، یقینا مردان هم نمی‌توانند ساخته شوند . دامن با تقوا از ضروریات یک مادر است که می‌تواند مردان لایق و بزرگی را پرورش داده به جامعه تحویل دهد . »
در فصل سوم ، نویسنده به علت نبود نوارهای سخنرانی آیت‌الله سعیدی همچنین عدم دسترسی به دست نوشته‌های وی که در اثر حمله مأموران ساواک به منزل ایشان از بین رفته‌اند ، دیدگاه سیاسی – اجتماعی وی را از طریق اسناد ساواک ، نقل قول خاطرات دوستان و اعضای خانواده و تعدادی اعلامیه مربوط به موضوع کنسرسیوم بین‌المللی سرمایه‌گذاری ، بیان کرده است . مؤلف با ارجاع اندیشه سیاسی – اجتماعی آیت‌الله سعیدی به مکتب اسلام ، محور اصلی بیانات شهید سعیدی را مبارزه با رژیم پهلوی و استعمار عنوان کرده ، مخالفت وی با رژیم شاه را به سه دلیل اساسی ارجاع داده است : اول آن که آیت‌الله سعیدی رژیم پهلوی را یک رژیم ظالم می‌دانست . دوم اینکه آن را عامل فساد و فقر و بی عدالتی در جامعه می‌دانست و سوم اینکه رژیم شاه را رژیمی وابسته به کشورهای بیگانه ، بویژه آمریکا می‌دانست .
نویسنده در ادامه، اوج مخالفت آیت‌الله سعیدی با رژیم را به جریان کنسرسیوم سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران مربوط دانسته که در پی اعتراض شدید آیت‌الله سعیدی به سرمایه‌گذاری مذکور ، در زندان تحت شکنجه شهید شد . در مقابل دیدگاه سرسخت سعیدی و دیگر روحانیون معتقد به مبارزه با رژیم ، دیدگاه انجمن حجتیه وجود داشت که وی با این دیدگاه و افکار افرادی همچون شریعتمداری و ابوالفضل برقعی به شدت مقابله کرد. نویسنده در ادامه بررسی دیدگاه آیت‌الله سعیدی با نقل و قولی از ایشان در خصوص دیدگاه وی نسبت به روحانیت و حوزه علمیه آورده است : « .... علما را در کارهای خمود شریک نموده ، با آنها مشورت نمایید . چون گفته‌ی آنان ، گفته‌ی پیغمبر است و حرف پیغمبر ، حرف خداست .....»
دیدگاه شهید سعیدی نسبت به حکومت اسلامی نیز از نظر نویسنده دور نمانده ، وی منفک بودن مسأله مرجعیت تقلید از حکومت داری و رهبری را از پارامترهای اساسی اندیشه سیاسی شهید سعیدی دانسته و در این خصوص به قول خود سعیدی استناد کرده است : « .... فعلا یعنی تا امام زمان نیامده ، حکومت از مرجعیت تقلید جداست و ممکن است کسی در مسایل طهارت و صلوه و خمس و امثال آن مجتهد باشد و بشود از او تقلید کرد، ولی لیافت زعامت و رهبری ملت را نداشته باشد و اتفاقا غالبا همینطورند .... اگر حکومت به دست مراجع این طوری داده شود ، قطعا بدتر از شاه سلطان حسین خواهند بود . » و در جای دیگر گفته است : « لیاقت رهبری را تنها فقیه سیاستمدار داراست که به زمان خودش عالم بوده و در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسد و اکنون با این مشخصات کسی جز آیت‌الله خمینی نیست .»
نقش آیت‌الله سعیدی درطرح مسأله مرجعیت امام خمینی (ره) نیز بسیار بارز بوده است . در صفحه ۱۰۳ کتاب می‌خوانیم : « وقتی که حضرت آیت‌ا.... بروجردی از دنیا رفت . مسأله مرجعیت بعد از ایشان در قم مطرح بود و بسیاری معتقد بودند که دیگر مرجعی مثل آیت‌الله بروجردی پیدا نخواهد شد . سیاست کلی رژیم هم این بود که دیگر مرجعیت متمرکزی وجود نداشته باشد و در اصل مرجعیت از ایران خارج شود و به همین دلیل رژیم هم درباره مقام آیت‌ا.... بروجردی و خلا پس از ایشان ، تبلیغات زیادی راه انداخته بود تا قدرت مرجعیت را پس از ایشان تضعیف کند . در داخل حوزه هم کشمکش‌هایی بوجود آمده بود .... در این میان برخی از شاگردان و علاقمندان حضرت امام (ره) به دنبال طرح مرجعیت ایشان بودن که شهید سعیدی ، چه در آن مقطع یعنی قبل از تبعید امام و چه پس از تبعید امام (ره) ، ایشان را به عنوان مرجع شیعیان مطرح کرد . » وی برای طرح مرجعیت و رهبری امام (ره) همواره در سخنرانی‌های خویش ، نهضت و حرکت امام (ره) را به حرکت ائمه اطهار تشبیه و اقدام رژیم شاه را با اعمال یزید و معاویه مقایسه و از این تمثیل تاریخی برای آگاه کردن و جلب حمایت مردم از امام (ره) استفاده می‌کرد . ( ص ۱۰۶ )
بنا به نوشته رنجبر آیت‌ا.... سعیدی از اولین روحانیونی نیز بود که بر ضرورت و اهمیت حزب و تشکیلات پی برد و با اینکه طبق اسناد ساواک در هیچ حزب و تشکیل سیاسی یا مذهبی خاصی عضویت نداشت ، ولی با برخی از تشکل‌های سیاسی مثل نهضت آزادی و بعضی از اعضای این حزب مانند مهندس بازرگان و آیت‌ا.... طالقانی و شیبانی ، ارتباط داشته است . (ص ۹۷) وی حتی پس از بازگشت از نجف در پی ایجاد یک تشکل مذهبی به نام « جمعیه العلما » بر می‌آید که بنا به دلایلی این امر میسر نمی‌شود .
ضرورت انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر نیز بخشی دیگر از دیدگاه آیت‌ا.... سعیدی را تشکیل می‌ داده است که پیرو این نظر وی رساله امر به معروف و نهی از منکر امام (ره) را چاپ و توزیع می‌کند .
در فصل پنجم ، مبارزات عملی آیت‌ا.... سعیدی که از سالهای ۱۳۳۷ به بعد آغاز شد و بیشتر در قالب سخنرانی‌های تند علیه رژیم شاه ، نمایان شد ، تشریح شده است . مؤلف در این بخش ، سفر آیت‌ا.... سعیدی به آبادان و دستگیری نخستین با روی پس از ایراد سخنرانی تند علیه شاه و خانواده‌اش را بیان کرده ، سپس به مسأله عزیمت او به کویت و مخالفت با تأسیس «دارالتبلیغ» به تبعیت از امام (ره) پس از بازگشت از کویت اشاره کرده و آن گاه آیت‌ا... سعیدی را در کنار شهید بهشتی ، شهید با هنر و هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی معرفی کرده است که امام (ره) را در جریان لایحه کاپیتولاسیون قرار داده‌اند .در دوران تبعید امام (ره) ( که در پی سخنرانی شدید ایشان علیه لایحه مذکور مذکور رخ داد ) ، نقش آیت‌الله سعیدی در کنار دیگر یاران امام (ره) بارزتر می شود . در این باره مؤلف به نقل از دوانی می‌نویسد : « برای مراجعت امام خمینی به ایران ، به هر کاری دست زد ، » تا آن جا که به همراه دیگر فضلا با ارسال نامه به هویدا ، ضمن یادآوری مظالم رژیم در پایمال کردن حقوق ملت ، خواهان بازگشت امام به ایران شد .
در این فصل ، با دیگر اقدامات آیت‌ا.... سعیدی در مسجد امام موسی کاظم (ع) تهران آشنا می‌شویم که به قول نویسنده مسجد را به پایگاه انقلاب تبدیل کرد.
نویسنده در این فصل با بررسی سیر سخنرانی‌های آیت‌ا.... سعیدی از سال ۴۵ تا ۴۸ ، شدت و حدت سخنرانی‌های سعیدی را در انتقاد از رژیم و ضرورت مبارزه با یهود و دولت اسراییل ، همچنین تبلیغ امر به معروف و نهی از منکر یاد آورشده به مسألهِ‌ی ممنوع‌المنبر شده وی پس از ایراد سخنرانی علیه دولت اسراییل اشاره کرده است . رنجبر نوشته است : علاوه بر سخنرانی‌ها ، در دی ماه ۱۳۴۶ اعلامیه‌ای را به زبان عربی منتشر کرد که در آن هم به شدت به اسراییل حمله کرد و هم رابطه دوستانه ایران با آن کشور را زیر سؤال برد .» بدنبال این قضیه آیت‌ا.... سعیدی ممنوع‌المنبر می‌شود . وی برای خنثی کردن وضعیتی که برایش حادث می‌شود ، می‌گوید : « در میان نماز از بعضی مقامات خبر رسید که شما منبر نروید ، بسیار خوب من هم ایستاده صحبت می‌کنم و منبر نمی‌روم . »
نویسنده در ادامه می‌نویسد :" علیرغم اعمال محدودیت‌های ساواک ، آیت‌ا.... سعیدی بر شدت مبارزات خود افزود و رساله « تحریر الوسیله » حضرت امام را چاپ و توزیع کرد که به دنبال آن ساواک دستور شناسایی عاملین توزیع و جمع و ضبط آنها را صادر کرد و در نتیجه سعیدی دیگر بار احضار و از وی تعهد گرفته شد .
پس از اقدام شهید سعیدی نسبت به تکثیر و توزیع نوارهای سخنرانی و جزوات درسی ولایت فقیه ، وی بار دیگر احضار و از ایشان تعهد گرفته شد که به نفع امام خمینی فعالیتی نداشته باشد . اما علی رغم بازجویی‌ها ، مبارزات شهید سعیدی بر سر موضوع کنسرسیوم سرمایه‌گذاری آمریکا به اوج خود رسید و وی در نخستین اقدام خود در واکنش به سرمایه‌گذاری مذکور، در مسجد امام موسی کاظم ( ع) به افشاگری علیه آن پرداخت و در نهایت به صدور بیانیه‌ای به نام حوزه علمیه قم که در آن به شدت به کنسرسیوم سرمایه‌گذاری حمله شده بود ،پرداخت تا اینکه در نتیجه این اقدامات دستگیر و در زندان در اثر شکنجه به شهادت می‌رسد ."
بنابر این نویسنده شهادت آیت‌ا... سعیدی در زیر شکنجه را مسلم فرض کرده با بهره‌گیری از شواهد و قرائن موجود از قبیل شاهدان و راویان ، اسناد ساواک و وصیت نامه شهید سعیدی نتیجه می‌گیرد که مسأله شهادت آیت‌ا.... سعیدی با تصمیم قبلی و به طور عمدی انجام گرفته است .
پس از این مؤلف بازتاب شهادت آیت‌ا.... سعیدی در تهران ، قم ، نجف و خارج از کشور را بررسی کرده ، در پایان تعدادی از اسناد ساواک مربوط به آیت‌الله سعیدی و اعلامیه‌های منتشر شده راجع به شهادت وی ، همچنین متن تلگراف امام خمینی (ره) در پاسخ به تسلیت طلاب و فضلای علوم دینی در پی شهادت آیت‌ا... سعیدی را به فصول کتاب منضم کرده است .
در مجموع درباره این کتاب باید گفت : « تصویر شخصیت علمی و مبارزاتی آیت‌ا... سعیدی در کنار چهره‌های فرهنگی مبارز انقلاب اسلامی ، همچون شهید مطهری و شهید بهشتی در غیاب هر گونه حزب و تشکل سیاسی توانسته است نمایی دیگر از حرکت خودجوش مردمی به زعامت روحانیت در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی را ترسیم کند.

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند