پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

ویژگی‌های قصص قرآن


ویژگی‌های قصص قرآن
مفهوم قصه از واژه‌ی قَصَّ یَقُصَُ به معنی پی‌جویی کرد، می‌باشد. مفهوم قصاص هم به معنی پی‌جویی؛ رد پای جرم؛ مجری و پی‌جویی میزان جرم برای مجازات مجرم بوده که ریشه‌ی قصه در آن به کار رفته است: فارتـدّا علی آثارهم قصصاً (کهف/ ۶۴)
قصه‌ی قرآنی، نوع خاصی از پی‌جویی را در بردارد که مبتنی بر اطلاعات و تحلیل الهی بوده و عبرت‌آموزی را به دنبال داشته باشد؛ ضمن آن‌که اطلاعات در این‌جا یقینی است و تحلیل آن نیز الهی است. بنابراین هدف قرآن بیان مسایلی است که قوانین زندگی از آن استخراج شود، آیه‌ی شریفه‌ی: لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب (یوسف/ ۱۱۱) نیز به این موضوع اشاره دارد.
با غور و بررسی در قرآن می‌بینیم که حجم قصص در قرآن بیش از ۱۵۰۰ آیه یعنی تقریباً یک‌چهارم کل آیات قرآن است و این حجم بیانگر اهمیت موضوع می‌باشد؛ که با مباحث اعتقادی قرآن به خصوص بحث آخرت (که حدوداً ۱۵۰۰ آیه‌ی مربوط به معاد وجود دارد) برابری می‌کند. این دو موضوع به تنهایی نصف قرآن را تشکیل می‌دهند یعنی این دو موضوع سرنوشت‌سازند. اتفاقاً تحقیق و بررسی دقیق درخصوص این دو موضوع مخصوصاً قصص قرآن به اندازه کافی انجام نشده است.
خداوند در آیه‌ی ۱۲۰ سوره‌ی هود می‌فرماید:
«و کلاً نقصّ علیک من انباء الرّسل ما نثبّت به فُؤادَک و جاءک فی هذه الحقّ و موعظه و ذکری للمؤمنین»:
در این آیه تذکر می‌دهد که اولاً محتویات قصص قرآن، انباء هستند، انباء یعنی خبر مهم و هر چیزی در قرآن مطرح نیست، در قرآن اخبار مهم و سرنوشت‌سازی در زندگی انسان مطرح است.
و ثانیاً سه ویژگی بارز قصص قرآن: حقیقی بودن، جنبه‌ی موعظه و هم‌چنین یادآوری داشتن که مایه‌ی بیداری و تنبیه دلهای مؤمنین می‌شود و آنان را متوجه حقایق زندگی و مسؤولیت‌ها می‌نماید.
بنابراین محتویات قصص قرآن، اخبار مهمی است که موضوع آن هدایت، تربیت، اخلاق و اعتقادات صحیح بشری بوده و از طریق انبیاء بر بشر عرضه می‌شود، پس قصص قرآن سیره‌ی انبیاء است نه سیره‌ی پادشاهان؛ چراکه تاریخ بشر نوعاً تاریخ سلاطین و حکام است و حال آن‌که قصه‌ی قرانی چنین نیست و این هم از خصایص منحصر به فرد قرآن است که مشابه ندارد و قرن‌ها بعد از قرآن هم مشابه پیدا نکرد زیرا به قصد تربیت بشر بیان شده و گزینشی از سیره‌ی انبیاء است، یعنی بخشی از آن‌که در زندگی انسان نقش اساسی داشته و زمان و مکان هم در آن اثر ندارد. تا این‌جا به محتویات قصص قرآن اشاره شد، حال این قصص با چه غرضی مطرح شده است؟
خداوند در ابتدای آیه‌ی شریفه می‌فرماید: «ما نثبت به فؤادک»، برای تثبیت دل پیامبر(ص)، مجموعه‌ای از واقعیت‌ها که انسان را متوجه و متنبه می‌سازد، بیان شده است.
ضمن این‌که قصص قرآن به انسان توان تجزیه و تحلیل حوادث را می‌بخشد و به وی قدرت نقادی می‌دهد. مؤمن را صاحب بینش اجتماعی و سیاسی می‌کند به این شکل که مؤمن از گذشته تجربه بیاموزد و هرگز فریب شیطنت‌های مشابه را نخورد و این مسأله‌ی مهم و سرنوشت‌سازی است.
خداوند در آیه‌ی ۱۳۰ سوره‌ی انعام می‌فرماید: «یا معشر الجن و الانس الم یأتکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی و ینذرونکم لقاء یومکم هذا قالوا شهدنا علی انفسنا ...»
در آیه‌ی شریفه در روز قیامت خطاب می‌شود به جن و انس که ای جماعت جن و انس آیا رسولانی از جانب من به سوی شما نیامد، رسولانی که از جنس خودتان بود تا آیات مرا برایتان قصه کند و دیدار چنین روزی را به شما بگوید؟ می‌گویند: ما علیه خودمان شهادت می‌دهیم و مشکل از خودمان بوده است.
در این سیاق، قصه کردن آیات مطرح شده است یعنی دین را قصه‌وار بیان کردن.
روش قصه‌ای روشی است که بیان شیرین، جذاب و ساده باشد در عین عمق داشتن، یعنی غامض‌ترین مسایل را در ساده‌ترین بیان ارایه نمودن که در آیات دیگر خداوند از این روش به عنوان «به لسان قوم صحبت کردن» یاد می‌کند. (و ما ارسلنا برسول الا بلسان قومه لیبین لهم) بدین معنا که همه‌ی مطالب دینی را در قالب شیرین و جذاب و بسیار عمیق می‌توان به مردم آموزش داد و این هنر انبیاء بوده که بیانات الهی را به شکل شیرین، جذاب و ساده در سطح ادراک مردم تنزل داده و برای بشر عرضه می‌کردند تا هیچ‌کس عذر تخلف نداشته باشد. البته همان‌طور که ذکر شد در مفهوم قصه نکته‌ی دیگر تجزیه و تحلیل و پی‌جویی حوادث و از طریق آثار پی به مؤثر بردن است یعنی قرآن روش کشف واقعیات و حقایق را به روش قصه‌ای یاد می‌دهد.
● فرق میان قصص قرآن با قصه‌های بشری:
قصص قرآن با موارد مشابه بشری آن مانند داستان کوتاه یا بلند، افسانه، فیلم و تئاتر از چند جهت متفاوت است:
▪ روش
▪ محتوا
▪ هدف
به لحاظ روشی می‌بینیم که قصص قرآن فاقد ویژگی‌های زمانی، مکانی، عدد، اسامی و ... است. زمان و مکان در قصص قرآن اثر ندارد و وجود چنین ویژگی قصص قرآن را به یک محتوای ابدی تبدیل کرده است. مثلاً این‌که حضرت آدم(ع) در چه زمان و مکانی هبوط کرده و یا اسم فرزندانش ذکر نمی‌شود، فقط نام دو فرزند پسر اجمالاً ذکر می‌شود و از سن و خصوصیات دیگر خبری نیست. در جاهایی که اسم شهرها می‌آید این‌ها می‌تواند دالّ بر جنبه‌ی باستان‌شناسی قرآن باشد اما اسامی اجمالی است و اشاراتی از دور و خلاصه‌وار هستند تا بحث احاله‌ی به مجهول نشود. گاهی به طور کلی اشاره‌ای می‌کند مثل بحث مصر برای حضرت یوسف و حضرت موسی که بحث کلی است و دأب قرآن تأکید و توجه به این مباحث نیست.
برای ما انسان‌ها است که اسم و رسم و مکان و زمان جذابیت دارد و این اشکالی ندارد اما قصص قرآن این‌گونه نیست زیرا اعمال تعقل می‌تواند ما را به بعضی از این نتایج که جالب و جاذب است برساند و بنای قرآن بنای برخورد حقوقی و قانون‌گذارانه با مبحث تاریخ است و این هم سبک شگفت و عجیبی است. به عنوان مثال وقتی در قرآن داستان طوفان نوح مطرح می‌شود بحث طبقات زمین که بحث مهمی است پیش می‌آید. یعنی اگر طوفان، عام و جهانی باشد باید طبقاتی از زمین وجود داشته باشد که چنین جریانی در آن قابل مطالعه و تحقیق باشد.
در گزینش قصص، خداوند جاهایی را که عقل انسان از شنیدن مسایلی بتواند واقعیت‌هایی را با توجه به قصص تشخیص دهد، ذکر نمی‌کند. بدین معنا که قصص قرآن به شکل پرده پرده است و بعضی را حذف می‌کند تا پرده‌های حذف شده را خودمان بفهمیم. مانند قصه‌ی حضرت یوسف که در یک پرده، یوسف را بردند و به چاه انداختند، در پرده‌ی دوم گریه‌کنان پیش پدر می‌آیند و بین این دو پرده چیست؟ صحنه‌ی کشتن گوسفند و لباس یوسف را به خون آغشته کردن و ... قرآن می‌خواهد فکر و عقل در پردازش منطقی حوادث فعال شود.
بنابراین به طور کلی می‌توان گفت قصص قرآن از عواملی که نشانه‌ی مقطعی بودن، اقتضایی بودن، زمانی و مکانی بودن است، تهی است و وجود این ویژگی قصص قرآن را به یک محتوای ابدی تبدیل نموده و این خود یکی از راه‌های درک اعجاز قرآن است. از آن‌جا که قصص قرآنی، اخبار و خبردهی خداوند از حوادث است، خبرهای الهی نیز خبرهای جامع و کافی به مقصود است و عیب و نقص در آن راه ندارد و هدف آن هدایت و تربیت جامعه‌ی بشری است. از طرفی چون گوینده‌ی قصص عالِم به ظاهر و باطن حوادث است و برای او ظاهر و باطن حوادث فرقی ندارد، می‌بینیم که قصص قرآن ظاهر و باطن حوادث را به طور یکسان در بردارد. به این معنا که آن زمان که قرآن از ظاهر حوادث سخن می‌گوید، چنان از باطن حوادث به روشنی سخن می‌گوید که انسان از این سبک خبردهی دچار حیرت می‌شود، مثلاً در داستان حضرت ابراهیم وقتی صحنه‌ی به آتش کشیدن ابراهیم مطرح می‌شود، چنان حرف دل ناظرین را که به نفس خود رجوع کردند، و سر به زیر افکندند، بیان می‌کند که ما اشتباه می‌کنیم و فکر می‌کنیم که این حرفی بود که آنان به زبان جاری کرده‌اند و حال آن‌که این حرف دلشان بود.
اما از حیث محتوا همان‌طور که گفته شد، محتوای قصص قرآن، قصه‌ی انبیاء و اولیاء و عکس‌العمل مردم در مقابل آنان است و در حالی‌که کتب تاریخ و داستان لزوماً این‌گونه نیست و گاهی موضوعات پوچ، سرگرم‌کننده و اغواءکننده است.
محتوای قصص قرآن مملو از نور معنویت، هدایت، ذکر، رحمت و شفاست و نسخه‌ی درمان درد روح و فکر بشر است و تنها شامل بیان امور مفید است، علاوه بر این‌که تماماً صدق و حق است و از کذب و باطل پیروی ‌نمی‌کند و کذب و افسانه را وسیله‌ی تربیت و اخلاق قرار نمی‌دهد. اما بسیاری از حوادث داستان‌ها، فیلم‌ها و تئاترها ساختگی است و لزومی هم ندارد که اتفاق افتاده باشد. حتی کتب تاریخی نیز که بنا دارند واقعیت‌ها را بگویند گاهی در کشف واقعیت‌ها دچار مشکل می‌شوند. بنابراین اصلاً امکان تحقق کذب در قصص قرآن وجود ندارد، چون گوینده‌ی عالِم و عارف به همه چیز و همه کس است و افسانه و تخیل هم در آن راه ندارد. و بالاخره از جهت هدف باید گفت که یکی از اهداف قصص قرآن برانگیختن امر تعقل و فعال نمودن قوه‌ی تفکر انسان‌هاست: فاقصص القصص لعلهم یتفکرون.
موضوعات قرآنی به طور اعم و مثل‌ها و قصص به طور اخص از عوامل بیداری و فعال شدن فکر و ذهن و تعقلند در حالی‌که در موارد مشابه چنین هدفی لزوماً مطرح نیست و هدف در برخی موارد تنها سرگرم کردن مخاطب است.
با توجه به هدف و غرض اصلی قصص قرآن که هدایت بشر است، ویژگی دیگری نیز در آن دیده می‌شود و آن گزینش در چهارچوب هدایت و تربیتی خاص است و لذا برش‌های خاصی به قصص قرآن داده می‌شود، گاه یک حادثه تنوع در گزارش دارد، وقتی در تکرار قصص قرآن دقت می‌شود، فی‌الواقع می‌بینیم که تکرار نیست بلکه موضوع قصه از زاویه‌ی خاصی که با روند بحث سوره ارتباط دارد، مطرح می‌شود.
مثلاً قرآن نحوه‌ی به نبوت رسیدن حضرت موسی را در سوره‌ی طه و نمل و قصص مطرح می‌کند اما صحنه‌ای که حضرت از همسر و همراهانش جدا می‌شود و به طرف آتش می‌رود یک تنوع در گزارش دارد.
این تنوع گاه به این‌گونه است که در آیه‌ی ۱۰ سوره‌ی طه می‌فرماید: «اذ ترا ناراً فقال لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلّی آتیکم منها بقبس او اجد علی النار هدیً» شاید بروم و برای شما شعله‌ای ازآتش بیاورم که گرم شوید یا آتش وسیله‌‌ای شود که راهمان را پیدا کنیم.
طبعاً وقتی آتش روشن است عده‌ای دور آتش هستند که راه صحیح را در بیابان نشان می‌دهند. این قسمت اول صحنه است. در آیه‌ی ۷ سوره‌ی نمل این‌گونه می‌فرماید: «اذ قال موسی لاهله انی آنست ناراً سآتیکم منها بخبر او آتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون» از این آتش برای شما خبری آورم که در سوره‌ی طه موضوع «گرم شدن» را اول بیان کرده و در سوره‌ی نمل موضوع «خبر آوردن» را ابتدا مطرح می‌کند. این برعکس گزارش دادن تنوع دارد. گاه ابتدا آن را می‌گوید و گاه این را.
در آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی قصص می‌فرماید: «فلمّا قضی موسی الاجل و سار باهله آنس من جانب الطور ناراً قال لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلّی آتیکم منها بخبر او جذوه من النار لعلکم تصطلون» این شبیه سوره‌ی نمل است با این تفاوت که به جای «بشهاب قبس»، «جذوه من النار» را آورده است.
به هر جهت حضرت موسی(ع) یک‌بار به طرف آتش رفته است؛ آیا اول موضوع «خبر آوردن» را گفته یا اول «گرم شدن» را، این خود از رموزی است که پیام فراوانی دارد. یک موضوع را برش‌های مختلف می‌زند که این سبک بیان از ویژگی‌های خاص قرآن است که مشابه آن را نداریم.
گاه بعضی فکر می‌کنند این‌ها تناقض است در حالی‌که این روش خصوصیت خاص حادثه‌ای را با این نحوه‌ی بیان به ما خبر می‌دهد. گو این‌که وضعیت خانواده‌ی حضرت موسی و خودش از دو جهت حاد بوده است هم از جهت سرما و هم از جهت گم کردن راه، هر دو موضوع دغدغه‌ی موسی و همراهانش بوده است. وقتی هر دو موضوع اهمیت خاصی دارد هنگام صحبت گاه تقدم را به یکی می‌دهد و گاه به دیگری می‌دهد.
تا این‌که به این قسمت می‌رسد که خداوند می‌فرماید: «انّی انا ربّک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی»، نعلین‌هایت را در بیاور، که به آن اتکا کردی و دغدغه‌اش را داری. در روایات آمده که این رمزی است. زیرا وقتی موسی به سمت آتش می‌رفت دو مسأله فکرش را مشغول کرده بود یکی وضعیت همسرش که ظاهراً زمان وضع حمل او بوده و نگران این مسأله بود که تا وقتی‌که می‌رود و برمی‌گردد وضعیت او با آن سرما چه می‌شود؟ «لعلکم تصطلون» به این مطلب اشاره دارد، از طرف دیگر دغدغه‌ی فرعون را دارد و باید مسیر را طوری می‌رفت که با مأموران فرعون برخورد نکند. موسی هم چهره‌ی شناخته شده‌ای بود و در دربار بزرگ شده و برای او خطر جانی وجود داشت. هر دو مسأله‌‌ی جدی بوده که با این تردیدی که در این آیه مطرح است نشان می‌دهد با همین تردید به طرف آتش می‌رفت و دائماً این دو مطلب در ذهنش نوسان داشته که به وسیله‌ی آن افراد راه را پیدا کند و یا گرما تهیه کند که خطاب می‌آید: «فاخلع نعلیک»، ‌این فکرها را رها کن، «انک بالواد المقدس طوی»، ‌تو در وادی مقدس هستی و نباید به این چیزها فکر کنی و دغدغه‌ی آن را داشته باشی.
از این نوع شیوه‌ی بیان که دارای تنوع است، فراوان در قصص قرآن وجود دارد و هرکدام اسراری دارد.
یکی دیگر از ویژگی‌های قصص قرآن این است که همه‌ی مخلوقات خداوند در حوادث دخالت داشته و در شکل‌گیری حادثه نقش ایفا می‌کنند. بنابراین به طور کلی می‌توان مبانی قصص قرآن را به دو دسته تقسیم نمود:
۱) عناصر دست‌اندرکار حوادث که عبارتند از: ملک، جن، انسان، حیوان، نبات و جماد و
۲) سنن حاکم بر حوادث.
سنت از ریشه‌ی «سنَّ» است یعنی ریشه‌دارد کرد و سِنْ به معنی دندان است زیرا دندان ریشه دارد و از ثبات برخوردار است، بنابراین سنت‌ها یا سنن عبارتند از مجموعه‌ی قوانین الهی و پایداری است که بر جهان طبیعت حکام است.
خداوند در قرآن کریم در خصوصیت برای سنت الهی ذکر کرده است: «و لن تجد لسنه الله تبدیلاً و لن تجد لسنه الله تحویلاً»، عدم تبدیل و عدم تحویل برای سنت‌های الهی.
سنن الهی بر فرد و جامعه و مسیر جامعه و طبیعت حکومت می‌کند، و عالم قانون‌مند است، سنت در عالم مستقر است و یکی از ذخایر عظیمی که از قصص قرآن می‌توان استخراج نمود، سنن و قانون‌های زندگی است که لایتغیر می‌باشد. در تمام حوزه‌ها، قانون خدا حکومت می‌کند و مبنای زندگی صحیح را پایه‌ریزی می‌نماید. در قصص قرآن با بیان حادثه یا واقعه‌ای تذکر لازم به انسان داده می‌شود، درواقع در کنار نقل تاریخ، روش‌های کشف واقعیت‌ها یا سنن حاکم بر حوادث توضیح داده می‌شود و این به دلیل حساسیت تربیتی است که قرآن نسبت به مخاطبش دارد. کسی‌که این‌گونه با حوادث روبه‌رو می‌شود، معیارهای تشخیص پدیده‌ها را درک می‌کند و قابلیت آن را دارد تا در حوادث پیشتاز شود و از آثار و نمودهای مختصر این حوادث بتواند خط سیر و جرایانات و حوادث آینده را پیش‌بینی نماید و نسبت به آن‌ها موضع مناسب بگیرد.

مریم شمس (کارشناس ارشدعلوم قرآنی)

منبع : پژوهه دین

مطالب مرتبط

ترجمه و نقد مدخل


ترجمه و نقد مدخل
تاریخ گذاری و قرآن، مفهوم قرآنی زمان، مفهوم قرآنی تاریخ و شیوه های صدر اسلام در مورد تعیین ترتیب زمانی دریافت آیات قرآن توسط پیامبر، تحلیل تاریخی ـ انتقادی عالمان غرب راجع به قرآن و نشانه های موضوعی تاریخ گذاری قرآن، از جمله مباحث مطرح شده در این مقاله اند.
Translation and analysis of "Chronology and the Koran"
Dr Mohammad Javad Eskandar Loo
"Chronology and the Koran" is one of the main entries of the first volume of the Encyclopedia of Koran by Gerhard Bowering. This article tries to translate and criticize this entry.
Chronology and the Koran, concept of the time, concept of the history, and the methods of Chronology in Koran&#۰۳۹;s verses , historical and critical analysis of Koran and it&#۰۳۹;s chronology which mostly considered by western intellectual, are subjects this paper tries to discuss about.
●مقدمه
"قرآن نوری است كه خاموشی ندارد، چراغی است كه درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است كه ژرفای آن درك نشود، راهی است كه رونده آن گمراه نگردد، شعله‏ای است كه نور آن تاریك نشود... دریایی است كه تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند كشید، و چشمه‏ای است كه آبش كمی ندارد، محل برداشت آبی است كه هر چه از آن برگیرند كاهش نمی‏یابد... خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده برای صالحان قرار داده است.۱
بررسی معارف و علوم قرآن تقریباً در هیچ دورانی از تاریخ اختصاص به مسلمانان نداشته بلكه این موضوع همواره از سوی عالمان و پژوهشگران غیر مسلمان نیز پی‏گیری شده است به ویژه در قرون اخیر شاهد اهتمام جدی خاورشناسان قرآن پژوه نسبت به پژوهش‏های قرآنی هستیم. برای نمونه می‏توان مؤسسه "بریل" شهر لیدن هلند را نام برد كه در زمینه علوم قرآنی، ارزنده‏ترین اقدام اخیر آن، دائرهٔ المعارف قرآن۲ بوده است. این اثر ارزشمند، در قالب پنج جلد و حدود هزار مدخل طراحی شده كه البته تاكنون فقط سه جلد آن انتشار یافته و درباره دو جلد دیگر، وعده انتشار تا سال ۲۰۰۵ داده شده است. سر ویراستار این اثر مهم، خانم جین دمن مك اولیف (Jane Dammen Mcauliffe) استاد تاریخ و ادبیات عرب دانشگاه جُرج تاون امریكا (واشنگتن دی. سی) است.۳
در جلد اول دائرهٔ المعارف قرآن لیدن، یكی از مباحث بسیار مهم برون قرآنی تحت عنوان "تاریخ‏گذاری و قرآن: Chronology and the Quran تألیف آقای "گرهارد باورینگ" چاپ گردیده است. در این نوشتار به ترجمه و نقد این مدخل تخصصی و ارزنده می‏پردازیم؛ امید می‏رود كه این پژوهش توسط سایر پژوهشگران مورد تحقیق و كنكاش و كاوش بیشتری قرار گیرد.
●تاریخ گذاری و قرآن
قرآن، آخرین متن از متون مقدس اصیلی است كه به صورت زمان گذاری تاریخ بشری پدید آمده است تاریخ آن به زمانی حساس و سرنوشت ساز برمی گردد یعنی هنگامی كه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] قرآن را در نیمه شمال غربی شبه جزیره عربستان در طی ربع اول قرن هفتم میلادی ابلاغ نمود.
قرآن، رابطه مهمی با سبك و سنت كتاب مقدس یهود و مسیحیت ارائه می‏نماید، در حالی كه هیچ نشانی از قرابت ادبی با متون مقدس هندوئیسم و بودائیسم ندارد و نسبت به آثار مقدس زرتشت از شباهت اندكی برخوردار است.۴ عناصر سنت و شیوه كتاب مقدس كه قرآن نیز شامل آن است نشانگر موضوعاتی است كه در آثار "ابوكریفایی" و "میدراشی" "یهودیت و مسیحیت" بیش از آن چه كه در متون دینی آنان یعنی در عهد قدیم و عهد جدید بكار رفته، یافت می‏شود. البته هیچ مجموعه مستقلی از آثار مربوط به تورات و انجیل، یا مربوط به ملحقات رسمی آنها (اپوكریفا، میدراش) به عنوان منبع اصلی كه احتمالاً قرآن وابستگی مستقیم به آن داشته باشد، شناسایی نشده است.
با وجود این، قرآن بعنوان آخرین كتاب مقدس بترتیب تاریخی ادیان بزرگ جهان، رابطه زمانمند روشنی با سبك و سنت كتاب مقدس یهودیت و مسیحیت دارد. هیچ شاهدی دال بر این كه این سنت تا زمان [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] به زبان عربی ترجمه شده باشد (چه به عنوان یك مجموعه آثار یا به شكل كتبی معین) وجود ندارد.
دیدگاه بسیار رایج در میان مورخان دین، این است كه شناخت [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] نسبت به سنت كتاب مقدس تورات و انجیل اساساً یا صرفاً از منابع شفاهی نشأت گرفته است. این دانش شفاهی كه از طریق شروح و ملحقات تورات و انجیل بارور گردیده بود، به زبان مادری [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، به او منتقل شد؛ و البته سرانجام در قالب نقل‏هایی كه بیشتر به زبانهای سریانی، اتیوپیایی، آرامی و عبری ثبت شده بود، به عنوان مدركی كه ریشه در واژگان بیگانه دارد، در قرآن عربی مشاهده گردید۵ و در اصل، این واژگان دخیل از قبل در گفتگوهای دینی عربی محیط بومی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] نفوذ یافته بود.
قرآن ـ نخستین محصول ادبیات عرب ـ از سنخ كتابی مبسوط است كه در مقطعی سرنوشت ساز از گویش پیش از اسلام قرار گرفته و بیشتر به صورت نقلی و منظوم از زبان عربی بوده و به شیوه نثری عالمانه مكتوب گردیده و سرانجام تمدن اسلامی را پدید آورده است (بنگرید به آثار منقول و مكتوب در عربستان) اوایل این تحول در زبان عربی از شیوه شفاهی به حالت مكتوب كه به لحاظ تاریخ گذاری دقیقاً به زمان و شخص [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] مربوط می‏شود، به گونه آشكاری در سبك منثور و مسجع قرآن نمایانگر است. این نثر مسجع و شیوه گویش غیب گویان كاهن۶ پیش از اسلام، یكی از ویژگی‏های قرآن یعنی نخستین متن بزرگ عربی است كه این نحوه گویش را به شكل مكتوب آن نشان می‏دهد.
ریشه‏های قرآن - این نخستین كتاب عربی - را همچنین می‏توان در محتوای آن كشف نمود
آیات قرآن، بسیاری از موضوعاتی را دربرگرفته كه بخش مهمی از عبادت و آیین دینی قبایل غیر اهل كتاب موجود در عربستان پیش از اسلام را تشكیل داده بود. البته نمی‏توان ریشه قرآن را به هیچ یك از ادیان قبیله‏ای موجود در دوران ماقبل اسلام نسبت داد، گرچه آیین دینی مكه بیشترین تأثیر را بر بینش دین قبیله‏ای عرب كه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] آن را در اوایل جوانی خود احراز نمود، گذاشت.
پس از آن كه قرآن از لوح محفوظ به پیامبر اسلام نازل گردید، آن حضرت قرآن را به طور روشن درك نمود و با ایمان كامل، ابلاغش كرد و آن را در دوران تاریخی خود تلاوت كرد. براساس دیدگاه رسمی مسلمانان، قرآن ابتدا بطور دقیق در حافظه‏ها ثبت و ضبط شد آن گاه پس از رحلت پیامبر توسط پیروانش به شكل كتابی كامل مدون گردید. سپس در بستر نقل مستمری با نهایت احتیاط، تلاوت شده و مورد نسخه برداری قرار گرفت.
از دیدگاه مسلمانان، قرآن یگانه كتاب مقدسی است كه به شكل الهی خود در طول زمان، دست نخورده [و تحریف نشده] باقی مانده و این كتاب هم به لحاظ این كه از خداوند ازلی سرچشمه گرفته و هم از جهت اینكه در طول قرن‏ها به گونه‏ای معتبر انتقال یافته است، فراتر از تاریخ گذاری۷ می‏باشد.
با احترامی كه نسبت به دیدگاه اعتقادی مسلمانان درباره قرآن قائل هستیم، از نیمه دوم قرن اخیر، زبان شناسان تاریخی و خاورشناسان و سپس در قرن حاضراسلام شناسان و پژوهشگران نقد متون تاریخ ادیان سعی كرده‏اند كه به تحلیل و بررسی قرآن به عنوان متنی ادبی و منبعی تاریخی بپردازند. این رویكردهای عالمانه اساساً بر محور مسائلی از جمله "تاریخ گذاری قرآن" متمركز شده است: مفهوم زمان و تاریخ در نظر قرآن چیست؟ آن دسته اطلاعات تاریخی در قرآن كه این كتاب را بلحاظ تاریخ گذاری به حیات و دوران [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] متصل می‏سازد، كدامند؟
چه تفاوت‏هایی بین ترتیب تاریخی نزول واحدهای جزئی قرآن و تركیب كنونی سوره‏ها و آیات در جمع نهایی آن به عنوان یك كتاب وجود دارد؟ مراحل اصلی تصنیف و تدوین اولیه قرآن به وسیله مسلمانان صدر اسلام به گونه‏ای كه امروزه به دست ما رسیده، چه بوده است؟
این ها، مسائلی است كه در تاریخ گذاری قرآن، محوریت یافته و در زمینه‏های تحلیل عالمانه متن قرآن، محتوای آن، سبك، تركیب، تدوین و تاریخ و سیر نخستین آن تا تثبیت نهایی متن قانونی این كتاب، از اهمیت والایی برخوردار شده‏اند.
به خاطر پیچیدگی هر یك از این مسائل، آنها به گونه مجزا مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
●مفهوم قرآنی زمان
متن قرآن مفهوم تجزیه پذیری از زمان ارائه می‏دهد كه فاقد مفهومی از زمان است كه به گذشته و حال و آینده تقسیم شده باشد. دلیل عمده‏، این است كه دستور زبان عربی فقط دو بُعد از زمان را می‏شناسد (كامل و غیركامل) بدون اینكه دقیقاً بین حال و آینده تفكیك قائل شود. قرآن، همچنین جبرگرائی مربوط به زمان مبهم را كه پیش از اسلام رایج بود؛ مبنی بر اینكه بر هر چیزی سلطه دارد و كارهای انسانی را بدون امید به زندگی ماورای مرگ نابود دانسته، رد می‏كند. قرآن پس از اثبات روز قیامت یعنی رستاخیز بدن و روح، زمان را از دیدگاه توحیدی تشریح می‏نماید یعنی وعده فردوس و وعیدها و عذاب‏هایی را می‏دهد. [از سوی دیگر] خداوند متعال آسمان‏ها و زمین و نخستین افراد بشر را با گفتن امر موجود باش (كُن) بوجود آورد.
او طبق اراده خود هر لحظه حیات می‏بخشد یا می‏میراند و بر تمامی لحظات وجود هر انسانی حاكمیت دارد. رایج‏ترین واژه در عربی برای مفهوم"Time" واژه "زمان" است كه در قرآن بكار نرفته بلكه بجای "زمان" یا "قِدم" واژگانی بكار رفته كه بر مدت زمان محدودی دلالت دارند مانند "وقت"، "حین"، "آن"، "یوم"، "ساعهٔ" اینها به "زمان" مفاد تجزیه پذیری می‏دهند كه برای ما بینشی نسبت به كار مستمر الهی در جهان به عنوان یگانه علت حقیقی فراهم می‏آورد.
●مفهوم قرآنی تاریخ
از آنجا كه در زبان عربی، افعال دقیقی برای مفاهیم "بودن" و "شدن" وجود ندارد، لذا تجزیه پذیری زمان نوعی بینش قرآنی از تاریخ ارائه می‏دهد كه در "طبیعت" نمود یافته ولی محوریت آن به تاریخ انبیا مربوط می‏شود. در قرآن، تاریخ به عنوان نمایشی از پیامبران الهی كه هشدار دهنده و هادیان نسل‏های متوالی بوده‏اند و هر یك از آن امت‏ها پیام توحیدی انبیا را تكذیب نموده و در نتیجه به عذاب الهی گرفتار آمده‏اند، مطرح گشته است. تاریخ اساساً در قرآن به مثابه یكسری وقایع هم سنخ ترسیم شده كه در آنها ویژگی‏های تشابه، اختلافات حقیقی بین قصص شخصی انبیا را نادیده و بی اهمیت به شمار می‏آورد. بهترین نمونه آن، تفسیری است كه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] از تاریخ در پرتو حیات و دوران خود دارد؛ بدین صورت كه تجربه خود را انعكاسی از تجارب همه انبیای پیش از خود می‏داند. و این موجب شده كه تنوع حوادث گذشته به گونه الگویی منسجم و متداول مطرح شود. قرآن در مقام سندیت برای ثبت تاریخ نیست بلكه صرفاً گزارش هایی از اندرز پیامبرانه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، اشاراتی به موقعیت شخصی او، مخالفت دشمنان و سؤالات پیروانش ارائه می‏دهد.
●اشارات قرآنی به وقایع معاصر دوران حیات [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]
اشارات خاصی وجود دارد كه احتمالاً از متن قرآن به عنوان قرائن و شواهد تاریخی مرتبط با دوران پیامبر به دست می‏آید. این اشارات در بیشتر موارد، تیره و مبهم هستند؛ مانند دوران یتیمی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، عمویش ابولهب، تعقیب او توسط اهالی مكه، تحریم قبیله‏ای طایفه‏اش در مكه، رقابت سیاسی مكه با طائف، اقدامات مذهبی كه در مورد خانه كعبه مشاهده شد، تپه‏های صفا و مروه، كوه عرفات و عبادتگاه مزدلفه.
اشارات رمزی به شكست نظامی رومیان به دست دشمنان ایرانی خود كه احتمالاً به از دست دادن اورشلیم در سال ۶۱۴ میلادی انجامید، در آیات دوم تا پنجم سوره روم به چشم می‏خورد. بازگشت برخی از پیروان محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] از حبشه به مكه احتمالاً در سال ۶۱۵ میلادی و تلاوت سوره مریم برای پادشاه حبشه براساس اشاراتی كه در سیره روائی پیامبر یافت می‏شود ممكن است مربوط به آیات ۱۹ تا ۲۳ سوره نجم باشد. البته پس از دوران هجرت، اشارات و قرائن صریحی نسبت به نبردهایی كه توسط پیامبر در بدر و حنین و أحد اتفاق افتاده، وجود دارد. تاریخ این گونه وقایع را لازم است از منابع غیر قرآنی همچون منابع شرح حال نگاری پیامبر جستجو نمود. شواهد تاریخ گذاری قابل اعتمادی در قرآن وجود ندارد كه بتواند با دوران قبل از هجرت تطبیق یابد. فقط قرائن نسبتاً متقنی مربوط به وقایع شرح حال پیامبر پس از هجرت هست كه قابل انطباق زمانمندی با آیاتی از قرآن می‏باشد.●شیوه‏های صدر اسلام در مورد تعیین ترتیب زمانی دریافت آیات قرآن توسط پیامبر
از همان قرن‏های نخست اسلام، فقها و عالمان مسائل فقهی، حساسیت ویژه‏ای نسبت به ناسازگاری‏های ترتیب نزول كه بر انواع تصریحات فقهی قرآن تأثیر می‏گذارد، از خود نشان می‏دادند. با اذعان به اختلاف‏ها و تنوع احكامی كه در آیات مختلف قرآن یافت می‏شود، آنها نظریه نسخ را مطرح كردند كه فهرستی از آیات ناسخ و منسوخ را برمبنای ترتیب نزولشان ارائه نمود.
عالمان مسلمان دیگر به ویژه آثار اولیه مفسران، آثار مملو از حجم گسترده‏ای از اطلاعات ترتیب نزولی بود كه می‏توانست برگرفته از قرآن باشد و بدینسان مربوط به سیره پیامبر یعنی گزارش‏هایی درباره اقوال و افعال آن حضرت و تاریخ نگاری غزوات پیامبر كه ارتباط با آیات خاصی از قرآن دارد. این امر به طرح منشأ دیگری از منابع تحت عنوان اسباب نزول انجامید. هر دو شیوه مذكور بررسی ترتیب زمانی خود را بر اساس آیات مجزا یا فرازهایی مستقل از قرآن متمركز نمودند به جای آن كه بخواهند تمام سوره را محور كار خود قرار دهند. این رویكرد، با جنبه تدریجی نزول قرآن بسیار سازگارتر بود. گروه دیگری از عالمان مسلمان در اواخر دوران قرون وسطا ارزیابی خود را راجع به ترتیب زمانی قرآن براساس این فرض استوار نمودند كه هر سوره‏ای واحدهای خاص قرآنی را به وجود آورد كه می‏تواند به آسانی به دو دسته مكی و مدنی تقسیم شود. نخستین تلاش در این زمینه، ارائه فهرستی از سوره‏های منسوب به ابن عباس بود.
عالمان بعدی همین شیوه را تشریح نمودند تا به صورت مبنای ثابتی در تفسیر بیضاوی و اتقان سیوطی در آمد. قرن‏های بعد به تدریج نقطه شروع كار اصلی پژوهش‏های غربی در تاریخ گذاری قرآن شد. هر چند، عالمان مسلمان می‏بایست با این حقیقت روبرو می‏شدند كه فهرست تاریخ گذاری دقیق سوره‏ها از زمان قتاده (م. ۱۱۲) مورد تردید و اختلاف بوده و اینكه قرآن پژوهان در مورد پاره‏ای از سوره‏ها به توافق نرسیدند كه آیا مكی هستند یا مدنی و از همین رو فهرستی از هفده سوره مورد اختلاف [مختلف فیها] تنظیم كردند كه عبارت بودند از: سوره‏های رعد، محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، رحمن، حدید، صف، تغابن، مطففین، تین، قدر، بینه، زلزله، عادیات، تكاثر، ماعون، اخلاص، فلق و ناس. عالمان دیگر به این مجموعه شش سوره دیگر را افزودند: ۴۹ (حجرات)، ۶۲ (جمعه)، ۶۳ (منافقون)، ۷۷ (مرسلات)، ۸۹ (فجر) و ۹۲ (لیل.)
سرانجام ترتیب تاریخ گذاری روایی منسوب به ابن عباس۸ به گونه گسترده‏ای مقبولیت یافت و ازطریق چاپ استاندارد مصر كه در سال ۱۹۲۴ منتشر گردید كاملاً برگزیده شد. كه در آن ۸۶ سوره مكی شناخته شد كه در رأس هر یك از آنها عناوینی بود كه بیانگر تاریخ دقیق نزول آنها براساس كار پژوهشگران مسلمان بود.
●تحلیل نقدی - تاریخی عالمان غرب راجع به قرآن
از نیمه دوم قرن نوزدهم، خاورشناسان به طور جدی با پژوهش هایی ادبی درباره قرآن درگیر شدند كه مربوط به دستاوردهای عالمانه سنتی اسلامی راجع به زبان‏شناسی تاریخی و شیوه‏های نقادانه متن‏شناسی می‏شود كه پژوهش‏های متون مقدس در اروپا مطرح نموده بود.
تلاش عالمانه متقنی به منظور نیل به ترتیب نزول آیات و سور قرآن انجام گرفت كه می‏تواند با رشد و ویژگی‏های متنوع شخصیت دینی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] منسجم باشد. این كار توسط "گوستاوویل۹ در كتاب (Historisch - Kritische Einleitung Bielefeld ۴۴۸۱) آغاز شد كه اوج خود را در كتاب تاریخ قرآن۱۰ (Geschichtedes Qorans) تئودور نولدكه یافت كه بعداً توسط "فِرد ریش شوالی" تجدید نظر و گسترش یافت و سپس توسط "گاتلف برگشت راسر" و "اتو پریتزل" در قالب كتابی سه جلدی عرضه شد و این كار مبنای پژوهش قرآنی غرب و چارچوبی پذیرفته شده راجع به تاریخ گذاری قرآن قرار گرفت و آنگاه "رژی بلاشر" در كتاب "درآمدی بر قرآن۱۱" تنقیحات بیشتری را بر آن افزود. ترتیب زمانی سوره‏ها كه از طریق پژوهش قرآنی غرب تشریح گردید، عمدتاً تفكیك پژوهش سنتی اسلامی را بین سور مكی و مدنی پذیرفت و بعلاوه مرحله دوران مكی قرآن را به سه دوره مجزای دیگر تقسیم نمود.
شیوه دیگری كه در زمینه تاریخ گذاری، نتایج مشابهی را به بار آورد توسط "هارت ویگ هرشفلد۱۲ در كتاب "تركیب و تفسیر"، (لندن ۱۹۰۲) انتخاب شد. او سور مكی را به دوره‏هایی خاص بر اساس پنج معیار ادبی تنظیم نمود: سور اثباتی، سور خطابی (موعظه‏ای)، سور نقلی و داستانی، سور توصیفی، و سور تشریعی (حقوقی)؛ این كار را در مورد دسته‏ای از سور مدنی نیز انجام داد. چند سال پیش از آن "ویلیام مویر۱۳" در كتاب (قرآن، تركیب و تعلیمش. لندن ۱۸۷۵) برای تنظیم سوره‏ها پیشنهاد ابتكارآمیزی را مطرح نمود یعنی تاریخ هیجده سوره كوتاه تحت عنوان "سور شعف آور" را مربوط به قبل از دعوت علنی پیامبر دانست۱۴ (سوره‏های عصر، عادیات، زلزله، شمس، قریش، فاتحه، قارعه، تین، تكاثر، همزه، انفطار، لیل، فیل، فجر، بلد، ضحی، شرح و كوثر).
رویكرد كاملاً متفاوتی توسط ریچارد بل (در كتاب دو جلدی "قرآن" چاپ ادینبرگ ۹- ۱۹۳۷و در كتاب دو جلدی دیگرش بنام "تفسیری بر قرآن" كه پس از فوت او منتشر گردید چاپ ۱۹۹۱ در منچستر) اتخاذ شد. او تقسیم زمانمند قرآن به دو دوران مكی و مدنی را رها نموده و بجای آن نظام تاریخ گذاری بسیار ذهنی و نامربوطی برای آیات جزئی در قرآن به عنوان یك مجموعه طراحی كرد. در مقام واكنش نسبت به رویكرد "بل"، دو دیدگاه دیگر مطرح شد یكی توسط "جان وانس بروگ" (در كتاب "مطالعات قرآنی، چاپ ۱۹۷۷ لندن) و دیگری مربوط به "جان برتون" (در كتاب "جمع قرآن" چاپ ۱۹۷۷ كمبریج) كه از زوایای كاملاً مخالفی، فرضیه‏های مربوط به رویكرد تاریخ گذاری غرب را رد نمود. [از سوی دیگر] "رودی پارت" (در كتاب Der Koran Kommentar und Kankordanz چاپ "اشتوت‏گارت" سال ۱۹۷۱) یافته‏های مهم پژوهش غرب در زمینه تاریخ گذاری قرآن با بررسی‏های اصلی و فرعی تألیف غرب را در كتاب مختصر تفسیر متعادل و سازگار با قرآن تركیب نمود.
هدف از نادیده گرفتن چارچوب ترتیب نزول آیات و سور قرآن، آن چنان كه در پژوهش غربی تعیین شده عبارت بود از تقسیم نمودن نزول قرآن به چهار دوره كه سه دوره آن مربوط به مكه و دوره اخیر آن مربوط به مدینه بوده و نیز هدفشان پیوند دادن این‏ها به یك نگاه تحول درونی تدریجی در ضمیر خود آگاه پیامبر و آن خط مشی سیاسی بوده كه پژوهش غربی از طریق شرح حال زندگی آن حضرت در ارتباط با مطالب قرآنی ارائه داده است. این كار به ابتكار "آلوئیس اسپرنگر" (در كتاب سه جلدی "lehreund Leben" چاپ ۵- ۱۸۶۱) و "هابرت گریم" (در كتاب "محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]" چاپ ۵- ۱۸۹۲) انجام گرفت و سپس توسط "فرانتس بُهل" (در كتاب Dasleben Mohammeds چاپ ۱۹۳۴) و از طریق توضیحات خاص "مونتگمری وات" (در كتاب "محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] در مكه" چاپ ۱۹۵۳ و كتاب "محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] در مدینه" چاپ ۱۹۵۶) رشد و گسترش یافت.
پژوهش تاریخ گذاری قرآن و تحقیق در زمینه شرح حال نگاری سیره پیامبر وابستگی نزدیكی به یكدیگر داشتند. از همین رو، تهدید یك استدلال دوری بعنوان خطری پیوسته برای چنین رویكردی باقی ماند چرا كه برآورد ذهنی رشد و تحول دینی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] لازم بود با تأمل در انواع آیات قرآنی كه كاملاً با آیات نازل شده اولیه متفاوت بودند، مورد استنباط قرار گیرد. با این وجود، تقسیم سوره‏های مكی به سه دوره متوالی، نظریات نوین متعددی را نسبت به اوایل نبوت [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] پیش از هجرت، به وجود آورد و نیز دیدگاه‏های برجسته‏ای را در مورد مراحل مهم تحول در ابلاغ اولیه قرآن مطرح ساخت.
به طور كلی تقسیم چهار دوره‏ای ابلاغ قرآن بر پایه دو اصل عمده مطرح شد.
این تقسیم، سور قرآنی را به لحاظ نقد و تحلیل منشأ آنها مربوط به آن دسته از وقایع تاریخی دانست كه از سایر منابع غیر قرآنی شناسائی شده بودند و به لحاظ تعیین نظام سوره‏ها، ماهیت زبان شناختی و سبك‏شناسی سوره به سوره از متن عربی قرآن را مورد تحلیل و بررسی قرار داد (بنگرید به مدخل "دستور زبان و قرآن"، "شكل و ساختار قرآن").همچنین نشانه‏هایی روشن بین دوره‏های مكی در زمان تقریبی هجرت به حبشه در حدود سال ۶۱۵میلادی، و زمان بازگشت مأیوسانه پیامبر از طائف در حدود سال ۶۲۰ میلادی قرار داد و تاریخ هجرت را در سال ۶۲۲ میلادی به عنوان ملاك تقسیم بین سور مكی و مدنی معین فرمود.شرحی اجمالی از انواع اصلی تنظیم تاریخ گذاری سوره‏ها در مقایسه با ترتیب كنونی آنها در قرآن را می‏توان در كتاب "درآمدی بر قرآن" وات بل مطالعه نمود. آن دسته از سوره‏هائی كه در طبقه بندی دوران نخست و اوایل مكه جای گرفتند در تاریخ گذاری نولدكه شامل چهل و هشت سوره هستند كه بر اساس این ویژگیها شناسایی شده‏اند: یكسانی در سبك۱۵ كه بیانگر احساسات (حضرت) محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] در آغاز رسالت است به زبانی كه به گونه رسا تصوراتی را تفهیم می‏كند، گویای شور و هیجان هستند، آیات آنها كوتاه۱۶ و موزون می‏باشد و به سبك و صبغه شاعرانه قوی و همراه با سی سوگند در آغاز سوره‏ها یا فرازهای قرآنی نازل شده‏اند. بیشتر این سوره‏ها كه به عنوان یك دسته معین شده‏اند به جای آنكه در ترتیب دقیق تاریخ گذاری نزولشان در نظر گرفته شوند، كوتاه هستند. بیست و سه سوره از آنها كمتر از بیست آیه دارند و چهارده سوره دیگر دارای كمتر از پنجاه آیه هستند. آنها اشاره به هشدارهای جدی پیشگویانه راجع به پایان این جهان و حكم و قضاوت نهایی پروردگار درباره انسان ها دارند (بنگرید به مدخل "پیشگویی"). این سوره‏ها شامل گزارش هایی مربوط به حملات شدید پیامبر علیه دشمنان مكی خود به خاطر پیروی آنها از دین قبیله‏ای اجداد عربشان می‏باشد و نیز راجع به تكذیب‏های تند آنان و اتهامات زیان بارشان در برابر ادعای وحیانی بودن سخنان پیامبر است كه آن حضرت را به گونه اهانت آمیزی كاهن، شاعر و مجنون می‏خواندند.
سوره‏های دوره دوم مكی یا دوره میانی مربوط به مكه بیست و یك سوره‏اند كه دارای آیات و واحدهای طولانی‏تری از وحی هستند كه سبك منثور آنها بیشتر است و نمی‏توان به روشنی یك ویژگی متداول مستقلی را برای آنها ارائه داد. نشانه آنها عبارت است از انتقال پیامبر از حالت هیجانی مرحله اول به حالت آرامش بیشتر او در مرحله ثانی كه هدفش تأثیر گذاردن بر مخاطبان خود از طریق ادله توصیفی و تجسمی مانند توصیف پدیده‏های طبیعی، تشریح زندگی بشر و ارائه تصویر روشنی از بهشت و دوزخ بود. از نشانه‏های دیگر آنها ذكر قصص پیامبران پیشین و عواملی است كه بطور خاص از داستان موسی نقل شده مانند سرزنش دشمنانش و تشویق آن حضرت و گروه كوچكی از پیروانش. محل سوگندها۱۷ در عناوین ابتدای آیات، انتخاب شده مانند "این وحی الهی است" و مانند كاربرد مكرر "قُل" كه به منظور اعلام پیام خاصی قرآنی است كه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] مأمور به ابلاغ آن می‏گردد. نام "الرحمن" كه یكی از اسامی خداوند است و از دوران ماقبل اسلام در قسمت جنوبی و مركزی عربستان بكار می‏رفته، گر چه اهالی مكه پیش از اسلام از آن احتراز می‏ورزیدند، در این سوره‏ها فراوان استعمال گردیده كه البته در دوره سوم، دیگر كاربردی ندارد (بنگرید به ذیل گفتگو راجع به اسامی الهی).
سوره‏های دوره سوم مكه یا اواخر این دوران مكی بیست و یك سوره‏اند اما در هیچ نوعی از ترتیب تاریخ گذاری درونی قرآن نمی‏گنجند. آنها نوع گسترده‏ای از سبك منثور با نمونه‏هایی مسجع را نشان می‏دهند كه رفته رفته به حالت قالبی و كلیشه‏ای درمی آیند و نوعاً به پسوند "اون" و "این" ختم می‏شوند. تعبیر "یا أیها الناس" توسط [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] به طور فراوان در خطاب به پیروانش به صورت گروهی بكار می‏رود. سخنان تصویری و تخیلی پیامبر، كمرنگ شده و آیات وحی شكل خطابه‏ها یا سخنرانی بخود می‏گیرد وقصص انبیا افكار پیشین را تكرار می‏كند. روی هم رفته، این دسته از سوره‏ها می‏تواند به عنوان نمایی از خشم یا رنجش پیامبر در برابر برخی از هم قبیله‏ای‏های مكی نسبت به پیام او به شمار آید. سور مدنی ۲۴ سوره‏اند و به ترتیب تاریخ مند خاصی یكی پس از دیگری قرار گرفته و بیانگر قدرت فزاینده سیاسی پیامبر و تشكیل چارچوب اجتماعی امت اسلامی او هستند. (ر.ك: مدخل: "امت و جامعه")
پیامبر به عنوان رهبری شناخته شده و رسمی در دین و امور اجتماعی جامعه مدینه، جامعه‏ای كه پیش از ورود آن حضرت، از طریق اختلاف و كشمكش‏های درونی از هم پاشیده بود، آیات قرآنی او در ارتباط با تشریع احكام جنائی، امور داخلی همچون قوانین ازدواج و طلاق و ارث، و دعوت به جهاد در راه خدا نازل گردید. گروههای مختلف مردم، هر یك با عنوانی خاص مورد خطاب قرار گرفتند. به عنوان نمونه، مؤمنون، مهاجرین مكه و انصار مدینه با تعبیر "یا أیها الذین آمنوا" ولی آن دسته از اهالی مدینه كه به پیامبر، بدگمان و بی اعتماد بودند و در گرایش به اسلام تأنی و درنگ داشتند تحت عنوان "منافقون" خطاب شدند. اعضای قبایل قریظه، نظیر وقینقاع مجموعاً به عنوان "یهود" و مسیحیان به عنوان "نصاری" خوانده شدند.بیش از سی مرتبه - و فقط در آیات مدنی - افرادی كه از قبل به آنها كتاب آسمانی داده شده بود همگی با لقب "اهل الكتاب" مطرح شدند تا از گروهی كه فاقد كتاب آسمانی بودند و "امیون" نامیده می‏شدند تفكیك گردند. گروه دوم كسانی بودند كه خداوند پیامبرش را با لقب "النبی الأمی" در آیات اواخر مكه از میان آنان برگزید. دسته مهمی از آیات قرآن مربوط به سور مدنی به قطع رابطه پیامبر با قبایل یهود اشاره دارد، و سپس مطرح ساختن شخصیت ابراهیم - با كمك اسماعیل - بعنوان بنیانگذار خانه كعبه و نخستین اسوه مسلمان حنیف كه بیانگر دین خالص الهی است (ملهٔ ابراهیم) و بعداً به وسیله [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] تقویت و تثبیت گردید.
اساسی‏ترین ترتیب تاریخ گذاری آیات و سور قرآن توسط "ریچارد بل" انجام گرفت كسی كه فرضیه‏های مبسوط توأم با قیود و شروطی خاص را استنباط نمود. او گفت كه تركیب قرآن از سه مرحله برخوردار شده است: مرحله "آیه"، مرحله "قرآن" و مرحله "كتاب". نخستین مرحله از دیدگاه "بل" مربوط است به عبارات مشتمل بر "آیات" و پند و اندرزهایی در ارتباط با عبادت پروردگار اینها بیانگر قسمت عمده مواعظ پیامبر در مكه است كه صرفاً مقداری پراكنده و ناقص از آنها باقی مانده است. مرحله "قرآن" شامل اواخر زندگی پیامبر در مكه و دو سال فعالیت او در اوایل دوران مدینه می‏شود كه در طی این دوران پیامبر به كار فراهم آوردن مجموعه‏ای از محفوظات دینی و عبادی پرداخت. مرحله "كتاب" متعلق است به فعالیت او در مدینه كه آغاز آن به اواخر سال دوم پس از هجرت برمی گردد كه از آن زمان پیامبر در صدد تدوین قرآن (به صورت كتاب) برآمد. البته در قرآن كنونی، هیچیك از این سه مرحله را نمی‏توان بطور دقیق و مجزا یافت زیرا فرازهای مشتمل بر "آیه" بتدریج در مجموعه عبادی گنجانده شد و محفوظات شفاهی پیشین بعداً مورد تنقیح و تعدیل قرار گرفته و قسمتی از كتاب مدون را تشكیل دادند "بل" اغلب در مقام تبیین نظام پیچیده خود در مورد معیارهای تفكیك كننده، به اظهار نظراتی نسبتاً كلی بسنده نموده است. او سوره‏ها را بر اساس برداشت‏های شخصی خود تجزیه نموده و به گونه خود سرانه (استحسانی) مطرح كرده كه آیات خاصی كنار گذاشته شده بودند در حالی كه آیات دیگری كه قرار بود كنار گذاشته شوند، حفظ و نگهداری گردیدند. او البته بصورت قاطعانه بحث كرده كه واحدهای اصلی وحی آیاتی كوتاه و پراكنده بوده‏اند كه پیامبر خود آنها را در داخل سوره‏ها جمع نمودند و این كه در فرایند تدوین قرآن كه توسط كاتبان وحی در طی دوران حیات پیامبر در مدینه به اجرا درآمد، اسناد و مدارك مكتوب اعمال گردید. "بل" با در نظر گرفتن تدوین قرآن در طی حیات پیامبر، نقطه آغازین قرآن بعنوان متن مقدس را به زمان جنگ بدر مربوط می‏داند. برای "بل" این واقعه نقطه عطف بشمار می‏آید در حالی كه مسأله هجرت، بعنوان یك معیار تفكیك در ساختار طبقه بندی سوره‏ها محسوب نمی‏شود.
هیچ یك از این نظام‏های ترتیب تاریخ گذاری آیات و سور قرآنی مورد پذیرش قرار نگرفتند. نظام تئودورنولدكه و اصلاحات آن یك حساب سرانگشتی [یا قاعده تجربی] را برای ترتیب تقریبی سوره‏ها در چینش زمانمند آن‏ها فراهم آورد.
فرضیه "بل" این بود كه جمع نهایی قرآن فرایند پیچیده‏ای از اصلاحات پیاپی ای بود كه نسبت به مطالب اولیه اعم از شفاهی و یا آنچه كه به شكل مكتوب در مرحله نخست در دسترس بوده‏اند، انجام گرفته بود. پژوهش قرآنی غرب به طرق مختلف، دوركن را تثبیت نمود كه بر اساس آنها دیدگاه‏های سنتی مسلمانان راجع به تاریخ گذاری قرآن پایه گذاری شده بود. اول اینكه نزول قرآن به صورت تدریجی و پراكنده بوده و ركن یا اصل دوم این بود كه جمع قرآن به صورت كتاب بر پایه دو گونه مدارك انجام پذیرفت: یكی اسناد و مدارك مكتوب كه توسط كاتبان وحی و به املای پیامبر فراهم آمده بود و دیگر آن آیات قرآنی بود كه در حافظه جمعی حلقه صحابیان وجود داشت تمام شیوه‏های تحلیلی تاریخ گذاری اعم از سنتی اسلامی یا شیوه جدید غرب بر این اصل اتفاق نظر دارند كه ترتیب سوره‏ها در اعلام پیامبر با آنچه كه الان در قرآن مكتوب می‏یابیم متفاوت می‏باشد زیرا در قرآن كنونی سوره‏ها بطور كلی براساس اصل كاهش طول و اندازه سوره‏ها تنظیم شده‏اند.
یكی از نتایج طبقه بندی سوره‏ها در جریان تاریخ گذاری، توجهی بود كه نسبت به اولین و آخرین واحدهای نزول قرآن اعمال گردید. این مطلب اجماعی است كه اولین آیات نازله بر پیامبر آیات اول تا پنجم سوره "علق" یا آیات اول تا هفتم سوره "مدثر" بوده كه پیامبر تلاوت نموده است. بطور خاص، آیات اول تا پنجم سوره "علق" كه شامل فرمان "إقرأ" بوده از همان ریشه‏ عربی گرفته شده كه واژه "قرآن" از آن مشتق شده است و همچنین آیات اول تا هفتم سوره "مدثر" كه احتمالاً اشاره به از خواب برخاستن پیامبر در هنگام شب دارد به ویژه اگر به موازات آیات اول تا پنجم سوره "مزمل" در نظر گرفته شود، در منابع روایی مربوط به بعثت پیامبر، شناخته شده‏اند. این دعوت به نبوت، طبق روایات اسلامی در خلال شب قدر واقع شده كه توأم با آغاز نزول قرآن بوده است كه نوعاً آن را مصادف با روز بیست و هفتم ماه مبارك دانسته‏اند. همانگونه كه باید انتظار داشت، آخرین سوره‏های قرآن در میان سوره‏های مدنی جستجو شده و پژوهش اسلامی آن را سوره‏های مائده، توبه یا نصر دانسته است. برخی به آیه ۲۷۸ یا ۲۸۱ سوره بقره یا آیه ۱۷۴ سوره "نساء" به عنوان آخرین آیه نازله اشاره كرده‏اند. در حالی كه از نظر دیگران آیات ۱۲۸و۱۲۹ سوره توبه آخرین آیاتی بوده است كه در طی جمع آوری مطالب قرآنی به شكل كتاب، یافت شده است. البته مناسب‏ترین آیه‏ای را كه می‏توان به عنوان آخرین آیه نازله به شمار آورد آیه سوم سوره مائده است كه در تأیید پیامبر نازل شده: "الیوم أكملت لكم دینكم" و بیشترین نقطه توافق پژوهشگران غربی با پژوهش گران مسلمان در مورد همین آیه است.
●نشانه‏های موضوعی تاریخ گذاری قرآن
تاریخ گذاری قرآن همچنین از طریق طرح مباحث درونی قرآن روشن می‏گردد كه چهار موضوع از آنها می‏تواند مورد تحلیل قرار گیرد: حروف مقطعه، نمازهای یومیه، نام خداوند و شخصیت ابراهیم. از دیدگاه سبك‏شناسی، یك پدیده خاص و برجسته قرآنی در ارتباط با مسائل تاریخ گذاری، همان حروف به اصطلاح اسرارانگیز یا حروف مقطعه‏ای است كه بلا فاصله پس از "بسمله" عبارت آغازین "بسم الله الرحمن الرحیم" در ۲۹ سوره قرآن به كار رفته‏اند. منابع اسلامی كه حروف مقطعه را جزء لاینفك وحی قرآنی شمرده‏اند برغم آنكه توضیحات مختلفی درباره این حروف داده‏اند، هیچ معنای واقعی و معینی برای آنها ذكر نكرده‏اند. بسیاری از عالمان مسلمان و پژوهش گران غربی تلاش نمودند كه نقش این حروف را در قرآن تفسیر كنند، لیكن هیچ تفسیر رضایت بخشی در میان آنها یافت نمی‏شود. برخی از آن تفاسیر عبارتند از: این حروف بیانگر علائم اختصاری اسماء الهی هستند؛ حرف اول نام افرادی است كه در تدوین قرآن، صاحب صحیفه‏ای خاص بودند، بیانگر حروف الفبای عربی یا تنها حروف اسرارآمیزی هستند كه مفهوم آنها را جز خداوند نمی‏داند. البته سه عامل اساسی می‏تواند در راستای تفسیر تاریخمند نقش این حروف در قرآن مؤثر باشد.
۱. حروف مقطعه در آغاز بیست و نه سوره قرآن مربوط به سور اواخر مكه و اوایل مدینه هستند این حروف گاهی تنها ذكر می‏شوند و گاهی در یك دسته دو تائی تا پنج تائی برخی از این حروف تنها یكبار و برخی دیگر از آنها در آغاز دو یا پنج یا شش سوره به كار رفته‏اند.
۲. این حروف به لحاظ قرائت، به طور مجزا از هم، همچون نام حروف الفبا تلفظ می‏شوند. و منابع مربوط به قرائات مختلفه قرآن، هیچ اختلافی راجع به قرائت این حروف مطرح نكرده‏اند.
۳. آنها بیانگر هر شكل صامت (بدون اعراب) الفبای عربی در رسم الخط كوفی (نخستین رسم الخط عربی) یعنی چهارده شكل هستند و هیچ شكلی برای بیش از یك حرف الفبائی به كار نرفته است. بر اساس این عوامل ثابت، می‏توان گفت كه حروف مقطعه با نوعی از ترتیب سوره‏ها ارتباط دارد یعنی كاربرد حروف الفبای عربی در زمانی بوده است كه پیامبر سوره‏ها را به منظور اهداف دینی و دعائی جمع نموده و نخستین گام ها را در جهت انجام متنی مكتوب برداشته است. این توجیه نسبتاً كلی راجع به حروف مقطعه در پیدایش تاریخمند متن قرآن می‏تواند از طریق این واقعیت تأیید شود كه برخی از سوره‏های خاصی كه مصدر به حروف مقطعه‏ای از قبیل "الم"، "الر"، "حم" و "طسم" شده‏اند در ترتیب كنونی قرآن در كنار هم قرار گرفته‏اند با آنكه در مواردی طول آنها كاملاً متفاوت است و واقعیت دیگر اینكه تقریباً پس از همه موارد حروف مقطعه، به گونه صریح و گاهی ضمنی به نزول وحی به عنوان قرآن یا كتاب مبین اشاره شده است.
از آنجا كه حروف مقطعه تنها در آغاز سوره‏ها به كار رفته و هیچگاه در داخل سوره به كار نرفته تا نوعی بریدگی در سبك یا سجع یا متن را ایجاد كند، معلوم می‏گردد كه آنها متعلق به نخستین مرحله تدوین توسط خود پیامبر بوده‏اند به جای آنكه مربوط به نخستین ابلاغ آیات قرآن یا آخرین جمع نهایی قرآن پس از رحلت آن حضرت باشند.این نظریه كه حروف مقطعه پس از رحلت پیامبر به قرآن اضافه شده باشند، مستلزم این پیش فرض است كه درج پراكنده این حروف در متن نهایی قرآن توسط شخصی (پس از اتمام نزول قرآن) صورت گرفته باشد. چنین تبیین كلی مؤید این دیدگاه است كه (حضرت) محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] مؤلف حروف مقطعه بوده و آنها را خود به آغاز سوره‏ها ضمیمه كرده و اینكه او از مدتها قبل با همكاری كاتبان در صدد فراهم آوردن متن مقدس خود برآمده و آیاتی را كه از محتوایی یكسان برخوردار بوده‏اند در سوره‏هایی خاص قرار داده است. برخی از این گونه آیات، آنهایی بوده‏اند كه به عنوان واحد دینی یا دعایی مطرح شده و نشانه آنها همراهی با كاربرد حروف مقطعه بوده و تدوین كنندگان نهائی قرآن خود را ملزم به رعایت آن یافته‏اند.
پدیده دیگری كه از عوامل مهم تاریخ گذاری به شمار می‏آید، موضوع پیدایش احكام محوری دینی مانند نمازهای یومیه است كه توسط پیامبر تشریح گردید. تشریح نمازهای یومیه نمی‏تواند (به لحاظ تاریخی) به نخستین مرحله ابلاغ قرآن بوسیله پیامبر متعلق باشد چرا كه در آن زمان ریشه "صَلی" در اشاره به عمل ذبح حیوانات از سوی قبایل به كار می‏رفته است (سوره كوثر آیه ۲) و در ارتباط با عبادات مشركان مكه (سوره ماعون آیات ۴ تا ۷). در این مرحله، تلاوت قرآن هنوز در نمازها بكار نمی‏رفته بلكه به كار تركیب بندی آیات قرآن توسط پیامبر مربوط می‏شود. (سوره مزمل آیات اول تا سوم). مدتی بعد در حدود اواسط ابلاغ قرآن در دوران مكه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، تهجد و شب زنده داری را آغاز نمود در حالی كه پیش از شروع نماز آیاتی از قرآن را نیز تلاوت می‏كرد (سوره اسراء آیات ۷۸ و ۷۹، سوره فرقان آیه ۶۴ و سوره ذاریات آیات ۱۷ تا ۱۸) و این كار را هم در روز و هم در شب انجام می‏داد (سوره انسان آیه ۲۵ تا ۲۶ و سوره طور آیات ۴۸ تا ۴۹).
ابتدا، حضرت محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] تنها مأمور به اقامه نماز شد (سوره اسراء آیه ۱۱۰ وسوره طه آیه ۱۳۰) سپس براساس آیه ۱۳۲ سوره طه آشكارا دعوت می‏شود كه اقوام یا پیروانش (أَهلَك) را به اقامه نماز همراه خودش فرمان دهد و این كه با كسانی كه خدا را صبح و شام می‏خوانند استقامت بخرج دهد (سوره كهف آیه ۲۸) یا آنكه در نماز شب به سجده و كرنش مشغول شوند (سوره زمر آیه ۹) در خلال این مرحله، پیامبر صلی الله علیه وآله همچنین به نمونه‏های برجسته قرآنی نماز ابراهیم، موسی و زكریا توجه نموده و به عیسی بنده خدا به عنوان پیامبری كه مأمور به اقامه صلوهٔ شده، اشاره می‏كند و شاید در حدود اواخر دوران مكه (از ابلاغ قرآن) بوده كه محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] به تنهائی دوباره مأمور می‏گردد كه نماز را در سه وعده مختلف یعنی صبح، غروب و نیز در خلال شب بپا دارد.
به پیروان او هم توصیه می‏گردد كه در این عمل به او تأسی نمایند كه شامل تلاوت قرآن و سجده در نماز نیز بوده است (سوره اعراف آیات ۲۰۴ تا ۲۰۶). تكامل نمازهای یومیه می‏تواند به مجموعه واژگان قرآنی متنوع و دارای نوسان برگردد كه در اواخر مكه و اوایل مدینه برای اوقات نماز بكار می‏رفته است: در صبح: در هنگام فجر و پیش از طلوع آفتاب، در عصر (هنگام زوال روز و پیش از غروب خورشید) و در هنگام شب (زلفاً من اللیل) پس از هجرت، تاریخ گذاری قرآن اثبات می‏كند كه "صلوهٔ" به صورت حكمی متقن برای مسلمانان در اقامه نمازهای انفرادی و جماعت در می‏آید. به موضوع "نماز" (كه نوعاً به شكل مفرد) بصورت مكرر در سور مدنی اشاراتی شده است )۳۳ بار در سوره‏های بقره، نساء، مائده، توبه و ۲۴ بار به تنهایی، این اشارات ارائه دهنده نیمی از مجموع كاربردهای این واژه در كل قرآن می‏باشد) و هم اكنون بطور مكرر آن را در كنار حكم همتایش یعنی "زكات" می‏یابیم كه تحول آن می‏تواند به عمل پرداخت خیرات تبرعی گرفته تا تكلیف اجتماعی آن یعنی صدقات واجبه برگردد. اشاره مكرر به تكلیف شرعی انجام نماز با حكم مؤكد رعایت جهت قبله در هنگام نماز توأم گردیده است. ابتدا فریضه نماز به سمت بیت المقدس همچون مراسم قبله‏ای یهودیان و مسیحیان انجام می‏گرفته ولی سپس با یك دستور قرآنی (آیات ۱۴۲ تا ۱۵۲ سوره بقره) جهت قبله به سمت كعبه تغییر یافته است.
این آیات خاص اوایل مدینه از طریق پیامبر در حدود زمان جنگ بدر در سال دوم هجری قمری (۶۲۴ میلادی) ابلاغ گردید گرچه این آیات در واقع یك فرایند تدریجی از تغییر در تشریع نماز و تثبیت قبله را نشان می‏دهند. بعلاوه در مدینه اوقات مخصوص نماز آن گونه كه هم اكنون به صورت روزمره بجا آورده می‏شود تعیین گردید و حكم آن به صورت جمع، چنین تعبیر شد: "أقیموا الصلاهٔ" یعنی نماز را راست برپا دارید (مقایسه كنید با آیه ۱۰۲ سوره نساء) وشامل تلاوت قرآن نیز گردید (سوره اعراف آیات ۲۰۴ و ۲۰۵).
سرانجام آیه مدنی ۲۳۸ سوره بقره قاطعانه حكم نماز نیمروز (الصلاهٔ الوسطی) را تثبیت می‏كند كه احتمالاً قبلاً در اواخر زندگی پیامبر در مكه تشریع شده بود هنگامی كه پیروانش را به تسبیح پروردگار در صبح و عصر و وسط روز (حین تظهرون، سوره ص آیات ۱۷ و ۱۸) فراخواند. از این هنگام بود كه نماز بر مؤمنان در اوقاتی ثابت (كتاباً موقوتاً) و اقامه نماز هفتگی جمعه در روزی كه روز تجارت مدینه محسوب می‏شد (یوم الجمعهٔ) فرض گردید. مؤمنان به اقامه نماز فراخوانده شدند (سوره مائده آیه ۵۸ و سوره جمعه آیه ۹) و حكم طهارت قبل از نماز (وضو یا غسل) و در صورت فقدان آب یا در حال سفر بودن، حكم تیمم با خاك (سوره نساء آیه ۴۳ و سوره مائده آیه ۶) تشریع شد.
تعیین تاریخ مراحل كاربرد نام خاص پروردگار در قرآن كه اساساً بر "الله" و "رب" و "رحمان" تكیه دارد، دشوارتر می‏باشد. البته سرانجام نام "الله" را به عنوان نام خاص قطعی و برگزیده شده اسلام در طول قرون تثبیت می‏كند.
در ضمنِ آنچه كه سنت اسلامی به عنوان نخستین آیات وحی قرآنی تعیین می‏كند، پیامبر مأمور می شود كه به نام پروردگار (ربك) سخن بگوید. واژه "رب" در كاربرد غیرمادی خود هرگز در قرآن با حرف تعریف بكار نرفته بلكه در عوض با یك ضمیر شخصی استعمال شده كه كاربرد آن برای اهالی مكه از دوران پیش از اسلام آشنا بوده است. این واژه با تعبیر پروردگار این خانه (رب هذا البیت) یعنی خانه كعبه در مكه ذكر گردیده است (سوره قریش آیه ۳). و در دوران نخست مكه بسیار زیاد استعمال شده است مانند "سبح اسم ربك الأعلی" ولی در دوره دوم و سوم مكه كمتر دیده می‏شود مانند سخن كفرآمیز فرعون: "أنا ربكم الأعلی" و در آیات مدنی بندرت بكار رفته است. برعكس، واژه "الله" برای اهالی مكه بعنوان اسم خاص خداوند پیش از [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] شناخته شده بود و آن را در اشعار و اسامی اشخاص بكار می‏بردند. به احتمال بسیار زیاد این واژه مخففِ "اَلإله" است كه هرگز با الف و لام در قرآن بكار نرفته گرچه بصورت مضاف استعمال گردیده است تا دلالت بر معبود مردم داشته باشد مانند "إله الناس" كه مترادف با "رب الناس" می‏باشد. واژه "الله" در دوران نخست مكه خیلی كم بكار رفته ولی در دوران دوم و سوم مكه استعمال آن زیاد شده و سرانجام به قدری رایج گردیده كه بنظر می‏رسد بطور متوسط در هر پنج آیه از سور مدنی بكار رفته است. واژه "الرحمن" احتمالاً از كاربرد آن در قسمت‏های جنوبی و مركزی عربستان گرفته شده و در زمره مجموعه واژگان قرآنی بنحو مؤكد و مخصوص "خدا" در دوره دوم مكه راه یافته است و سپس بطور كامل جایگزین مفهوم "الله" شده گرچه در تعبیر كلی آغازین هر سوره یعنی "بسم الله الرحمن الرحیم" (كه فقط در آغاز سوره توبه استعمال نشده) نسبت به واژه "الله" جنبه فرعی [وصفی] پیدا كرده است.
مرحله مهم انتقال به حوزه كثیرالاستعمال واژه "الله" را می‏توان قبل از دوران موسی ردیابی نمود، موقعی كه خداوند یگانگی خود را اعلام نموده "أنا ربكم" (سوره ۲۰ آیه ۲۴(كه بلافاصله نام "الله" با حرف تأكید "أن" پس از آن به كار رفته است: "أننی أن الله"(سوره طه آیه ۱۴) در آیه‏ای كه متعلق به دوران دوم مكه می‏باشد. این آیه به لحاظ تاریخ گذاری متأخرتر از آیه‏ای است كه فرعون سخن كفرآمیز خود را گفت: "أنا ربكم الأعلی"(سوره نازعات آیه ۲۴) پس از آیه دوازدهم سوره طه كاربرد "رب" به نحو قابل توجهی كاهش می‏یابد درحالیكه تعابیری چون "لا اله الا أنا" در آیات اواخر مكه (مانند آیه دوم سوره نحل و آیه ۱۴ سوره طه آیه ۲۵ سوره انبیاء) و "لا إله إلا هو" در آیات ۷۰ و ۸۰ سوره قصص و بطور فراوان در آیات مدنی (سوره بقره آیه ۱۶۳ و ۲۵۵، سوره آل عمران آیه ۶ و ۱۸) بكار رفته است.از آنجا كه واژه "رب" در مورد انواع الهه عربستان ما قبل اسلام بكار می‏رفته كاربرد آن برای "الله" كه در پیام [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] بار توحیدی كامل داشته از مناسبت كمتری برخوردار بوده است. علت اینكه واژه "الله" در سوره‏های اوایل مكه كاربرد اندكی داشته، شاید این باشد كه پیامبر از اطلاق نامی كه برای خدا (به عنوان اسم خاص) مشترك با كاربرد تعابیر مشركان باشد اكراه داشته است: زیرا عرب‏های پیش از اسلام سوگندهای شدیدی به نام "الله" می‏خوردند و "الله" را بعنوان آفریدگار و پدیدآورنده اصلی می‏پرستیدند از سوی دیگر با خدای مورد ادعای جنیان قرابت و شباهت داشته است و نیز با خدایان فرعی مانند عزی، منات و لات كه آنها را دختران خدا می‏دانستند و نمونه‏های مشابه گمنام دیگری را پسران او می‏پنداشتند رابطه داشته است ("خرقوا له بنین و بنات" سوره انعام آیه ۱۰۰) با توجه به این كه میزان تعابیر قرآنی بكار رفته در مورد خدا كه آمارش به هزاران مورد می‏رسد، بسیار زیاد است لذا ایجاد خط یا قوسی دقیق برای تعیین تاریخ نزول آنها بسیار دشوار است. با وجود این، دلیل درونی متقنی كه قرآن در این باره ارائه نموده این است كه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] از یك تجربه شخصی شدید راجع به خدایی كه به او به عنوان پروردگار من "ربی" خطاب می‏كرد به برداشت دیگری به عنوان یگانه خدا كه در پیام او بصورت "لااله الاّ الله" مطرح شده و صفات و القاب متعددی نیز در قرآن برای او اطلاق گردید، منتقل شده است.
شخصیت ابراهیم نیز كه تاریخ او به صورت مفصل در بیست و پنج سوره قرآن مطرح شده، معیار مهمی را برای تاریخگذاری درون قرآنی فراهم می‏آورد. در دوران نخست مكه از صحف ابراهیم به عنوان متون مقدس از پیش نازل شده و از خود ابراهیم به عنوان پیامبری برجسته در كنار موسی نام برده شده است (آیات ۱۸ و ۱۹ از سوره اعلی). در دوران دوم و سوم مكه، ابراهیم به صورت "پیامبری كه سخن راست می‏گوید" (صدیقاً نبیاً: سوره مریم آیه ۴۱) و به صورت مفصل تری به عنوان "موحد ثابت قدمی كه به بت پرستی پدر و قومش حمله ور می‏گردد" معرفی شده است (سوره صافات آیات ۸۳ تا ۹۸، سوره شعراء آیات ۶۹ تا ۸۹، سوره مریم آیات ۴۱ تا ۵۰، سوره زخرف آیات ۲۶ تا ۲۸، سوره انبیاء آیات ۵۱ تا ۷۳، سوره عنكبوت آیات ۱۶ تا ۲۷، سوره انعام آیات ۷۴ تا ۸۴؛ و نیز بنگرید به مدخل "بت پرستی و بت پرستان، و مدخل "شرك و الحاد"). در كنار تفاصیل متعدد دیگری (همچون رهائی ابراهیم از آتش و شفاعت او برای پدر بت پرستش) همان دوران‏ها همچنین از مردانی یاد می‏كند كه با ابراهیم دیدار كرده و خبر كیفر حتمی قوم لوط را اعلام نمودند (سوره ذاریات آیات ۲۴ تا ۳۴، سوره حجر آیات ۵۱ تا ۶۰، سوره هود آیات ۶۹ تا ۷۶ و سوره عنكبوت آیات ۳۱ و ۳۲). آنها همچنین اشاره دارند به اقدام قریب الوقوع ابراهیم نسبت به ذبح فرزندش كه از آیات ۱۰۰ تا ۱۱۱ سوره صافات و بر اساس آیات ۱۱۲ و ۱۱۳ سوره صافات و به صورت غیر مستقیم از آیه ۲۸ سوره ذاریات و آیه ۵۳ سوره حجر فهمیده می‏شود كه اسحاق بوده است.
در سور مدنی آمده است كه ابراهیم با كمك اسماعیل كعبه را در مكه به عنوان جایگاه اعتقاد خالص توحیدی و مركز زیارت بنا می‏كند (آیات ۱۲۴ تا ۱۴۱ سوره بقره، ۶۵ تا ۶۸ سوره آل عمران، ۹۵ تا ۹۷ همان سوره، آیات ۲۶ تا ۲۹ و آیه ۷۸ سوره حج). از آنجا كه ابراهیم بصورتی مؤكد، موحد حقیقی (حنیف) خوانده شده كه هیچ گونه وابستگی به بت پرستان نداشته (سوره بقره آیه ۱۳۵، سوره آل عمران آیه ۶۷، سوره نساء آیه ۱۲۵، سوره حج آیات ۳۱ و ۷۸) و یك بار به عنوان دوست خدا (خلیل: سوره نساء آیه ۱۲۵) ذكر شده لذا الگوی نخستین برای [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] كه دین را دین ابراهیمی (ملهٔ ابراهیم) اعلام كرده، معین می‏گردد.
ویژگی‏های مهم شخصیت [حضرت] ابراهیم در قصه قرآنی، موضوع بسیاری از پژوهش‏های عالمانه شده است مانند این آثار: (Me Kkaansche feest) تألیف "اسنوك هورگروینه"، (محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] و یهود) تألیف "ای. جی. ونسینك"، (ابراهیم) تألیف یوسف مبارك، و آخرین تحقیق (مسافرتها) تألیف "رونالد فایرستون". این پژوهش گران تأكید زیادی بر تفسیر مجدد ابراهیم در سور مدنی كه در آنها قطع رابطه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] با قبایل یهود مدینه اعلام شده، نموده‏اند.توجه دوباره [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] صلی الله علیه و آله و سلم به مكه كه از طریق تغییر جهت قبله از بیت المقدس به كعبه حاصل شد وقفه یا خلل مهمی در تفسیر ابراهیم و در مفاد پیام قرآنی به لحاظ تاریخ گذاری ایجاد می‏نماید.
آنچه كه به خصوص در مورد تاریخ گذاری آیات مكی می‏تواند مورد تأكید قرار گیرد به عنوان حقیقتی قطعی در كتاب (Die Gestalt des Abraham) تألیف "ای بِك" مورد بررسی قرار گرفته است.
براساس نظر آقای "بِك"، ابراهیم از قبل در آیات مكی پیش از مسأله همكاری او با اسماعیل، در ارتباط با مكه شناخته شده بود و [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] برداشت خود از تعبیر "ملهٔ ابراهیم" را لااقل قبلاً در مكه پیش از قطع رابطه‏اش با یهودیان مدینه، به وجود آورده بود. در این دیدگاه، برخی از اظهارات آقای "جی. لولینگ" درباره دین ابراهیمی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] (كه ابعاد جنجال برانگیز و تند آن در كتاب "Wiederentdeckung" پیراسته گردیده) بررسی اساسی‏تری را در مورد این مسئله می‏طلبد كه آیا [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] شناخت مستقل و روشنی از گرایشات مربوط به یونان باستان و یهودی - مسیحی داشته است كه موجب تمایل او به سنت ابراهیمی عرب پیش از اسلام شده باشد و در نتیجه قرابت زیادتری را نسبت به سنت ابراهیمی باعث شده و موجبات طرد الگوی عبادت یهودی - مسیحی را فراهم ساخته باشد؟!
این چهار نمونه از رویكردهای مفصل نسبت به تاریخ گذاری درون قرآنی كه مبتنی و متمركز بر موضوعاتی محوری می‏باشد یعنی پدیده ادبی حروف مقطعه، تشریع نمازهای یومیه، طرح نام خاص خداوند در قرآن، و نقل شخصیت پیامبرانه [حضرت] ابراهیم و دین او می‏تواند راههایی را برای تكمیل رویكرد معیاری تاریخ گذاری مبتنی بر شیوه چهار طبقه‏ای كه "تئودورنولدكه" مبدع آن بود یا فرضیه سه مرحله‏ای كه "بل" دفاع نمود، بگشاید. معیارهای چنین رویكردهای درون قرآنی، مورد به مورد ومحدود به میزان قابل توجهی از بررسی آیات، می‏تواند نسبت به فراهم آوردن چارچوبی معین و حدسی برای مسأله تاریخ گذاری كل قرآن كمك نماید.۱۹
●تدوین قرآن
همان گونه كه قبلاً ذكر شد، این واقعیتی مشهور است كه در قرآن مدون یعنی آنچه كه سرانجام به عنوان كتاب مقدس اسلام فراهم آمد، سوره‏ها نوعاً بر حسب كاهش طول تنظیم یافتند.
این ترتیب، در جمع نهایی متن مكتوب قرآن كه سال‏ها پس از رحلت پیامبر در سال یازدهم هجری یا ۶۳۲ میلادی به تدوین رسمی خود نایل آمد، صورت پذیرفت. این فرایند تدوین نهایی و جمع رسمی نمایانگر تاریخ متن قرآن از آخرین ابلاغ قرآنی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] است كه بطور خلاصه [می توان گفت] از پیش از رحلت او آغاز شده و تا زمان پیدایش نص مصوت [دارای اعراب] قرآن در قرن چهارم طول كشیده است. این تاریخ متن [مقدس]، قرآن را از دوران حیات پیامبر صلی الله علیه وآله به دوران حیات امت اسلامی و از مؤلف اصلی تاریخی پیام‏های قرآنی به تدوین كنندگان اصلی انتقال می‏دهد یعنی آن كسانی كه قرآن كنونی موجود در دست ما را به صورت نسخه‏ای مكتوب و نهایی پدید آوردند.
بخاطر همین ماهیت است كه تاریخ این فرایند بمنزله میدان مینی است مملو از دشواری‏های تاریخ گذاری كه بطور عمیق ریشه در ادله و شواهد بسیار پیچیده و متناقض در سنت اسلامی بویژه در حدیث دارد.
پس از رحلت پیامبر، امت اسلامی با سه وظیفه مهم در ارتباط با پدید آوردن قرآن به صورت متن مقدس رسمی روبرو گردید:
۱. لازم بود متن را از منابع شفاهی و مكتوب گردآوری كند
۲. ساختار متن عربی بدون اعراب را پدیدار سازد.
۳. آن را به صورت متنی كاملاً مصوت [قابل قرائت] درآورد كه به تدریج به عنوان معیار رسمی مورد پذیرش همگان قرار گیرد.
دیدگاه سنتی، تكمیل و به ثمر رسیدن این اهداف سه گانه را در ظرف سه قرن دانسته و تاریخ متن قرآن را وارد یك چارچوب اساسی كرده (یعنی آن اعتراضات مهمی كه در جلد دوم و سوم تاریخ قرآن بازنگری شده نولد كه مورد بررسی قرار گرفته‏اند). این چارچوب مبتنی بر چند فرض است: اینكه پیامبر، متن مكتوبی از قرآن ارائه نداد و اینكه قرآن عمدتاً به صورت شفاهی در اذهان شمار قابل توجهی از شنوندگان مستقیم پیامبر و نیز براساس حجم محدودی از متن نگارش یافته توسط كاتبان در طی دوران زندگی آن حضرت ثبت گردید.
گروهی از صحابه به رهبری زید بن ثابت كه خود پیامبر او را به عنوان كاتب وحی در مدینه گماشت، به گردآوری و تنظیم مطالب قرآنی مكتوب و شفاهی در قالب متنی كامل و غیر مصوت در خلال نیمه دوم زمان خلافت عثمان پرداختند. متن نهایی كاملاً مصوت قرآن در نیمه اول قرن چهارم یا دهم پس از مطرح شدن انواع قرائات مختلفه (هفت یا ده یا چهارده نوع قرائت) كه اختلافات كمتری را در نحوه قرائت نشان می‏دادند و بتدریج قابل تحمل و پذیرش همگانی قرار گرفتند، تدوین و فراهم آمد. البته علاوه بر این قرائات مختلفه پذیرفته شده، هزاران اختلاف قرائات نیز درباره متن قرآن در منابع اسلامی اعم از تفاسیر قرآن و روایی ثبت گردیدند كه بسیاری از آنها را می‏توان در نسخه‏های خطی كامل و ناقص قرآنی موجود در كتابخانه‏های سراسر جهان مشاهده نمود. (بنگرید به "مصاحف قرآن").
پذیرش آنچه كه در شماری از گزارشات اولیه مطرح شده، بعید به نظر می‏رسد مبنی بر اینكه نخستین جمع قرآن در طی دوران كوتاه خلیفه نخست (ابوبكر) با تحریك عمر صورت پذیرفته باشد. گفته شده كه عمر نسبت به اصالت نقل متن قرآنی در اثر كشته شدن رزمندگان اسلام در جنگ یمامه احساس خطر كرده بود چرا كه تعداد قابل توجهی از آنان حافظ قرآن بودند. بر اساس این حكایت، ابو بكر پس از اندكی درنگ و تأمل به خاطر ترس از تعدی نمودن از سنت رسول الله صلی الله علیه وآله، سرانجام به زید بن ثابت دستور داد كه همه پاره‏های قرآنی كه روی برگهای درخت خرما یا لوح‏های سفالین یا سنگهای مسطح نوشته شده بودند و یا در اذهان افراد موجود بودند را روی صحیفه هایی یكسان بنگارد. این صحیفه‏های مكتوب در طی خلافت عمر در اختیار او قرار گرفت و پس از فوت عمر به دخترش حفصه كه از همسران پیامبر بود، به ارث رسید. یك گزارش نیز پیدایش نخستین مصحف مدون قرآن را به عمر نسبت می‏دهد درحالیكه گزارش دیگر، این ادعا را رد می‏كند با این استدلال كه عمر چندان عمری نكرد كه بتواند چنین متنی را ببیند. صحت و اصالت چنین نقل‏ها و گزارشاتی كه جمع قرآن را به دوران خلافت عمر و ابوبكر نسبت داده‏اند مورد تردید و مخالفت قرار گرفته است زیرا تنها دو نفر از كشته شدگان جنگ یمامه جزو قاریان حافظ قرآن بودند و هدف چنین گزارشاتی این بوده كه نقش گسترده عثمان در فراهم آوردن نص رسمی را عمداً نادیده گرفته و نیز نقش پیامبر در ایجاد متن و كار نگارش قرآن در زمان حیات آن حضرت را كم اهمیت جلوه دهند.
قابل قبول‏ترین گزارش روایی تاریخ قرآن، تدوین نهایی متن غیر مصوت را مربوط به زمان خلافت عثمان یعنی تقریباً بیست سال پس از رحلت پیامبر می‏داند. بر اساس این گزارش، سبب و مناسبت جمع نهایی قرآن، لشكر كشی به آذربایجان و ارمنستان به فرمان دهی حذیفه بوده كه ظاهراً سربازان مسلمان او از شام و عراق در مورد نحوه قرائت صحیح آیات قرآن در نمازهای جماعت دچار اختلاف و درگیری شدند. عثمان به منظور حل ّ این مشكل، هیأتی را متشكل از چهار نفر از برجستگان مكه با نظارت زیدبن ثابت مأمور كرد كه نسخه هایی از روی مصحف شخصی حفصه استنساخ كنند و هرجا كه با اختلاف قرائت مواجه شدند فقط لهجه قریش را برگزینند. هنگامیكه این مأموریت به اتمام رسید، عثمان یك نسخه را در مدینه نگاه داشت و بقیه را به كوفه و بصره و دمشق فرستاد. و سپس دستور داد كه تمام نسخه‏های موجود دیگر (سایر مصاحف) نابود گردد. البته فرمان او از سوی ابن مسعود و پیروانش در كوفه سرپیچی شد. مشكلات چنین گزارشی در چند نكته اساسی خلاصه می‏گردد: تردید وجود دارد كه صرفاً مسأله صحت قرائت قرآن در خلال فتوحات اولیه اسلام موجب ناآرامی مهمی شده باشد. دیدگاه قابل قبول این است كه قرآن به حسب واقع مختص به لهجه قریش نیست و دیگر اینكه بعید به نظر می‏رسد كه خلیفه فرمان از بین بردن تمام مصاحف قرآنی از پیش موجود را صادر كرده باشد. بعلاوه، مطرح نمودن نام حفصه در این حكایت احتمالاً بخاطر این بوده كه فقط نقش ابزاری را برای ایجاد پیوند و اتصال بین نسخه‏های عمر و ابوبكر و عثمان بازی كند و سلسله متصلی از حلقه متن معتبری را فراهم آورد كه بطور گسترده‏ای مورد بی توجهی و غفلت امت قرار گرفته است. برغم وجود چنین اشكالاتی در این گزارش مربوط به تاریخ گذاری جمع قرآن، اكثر پژوهش گران پذیرفته‏اند كه متن رسمی غیر مصوت قرآن در زمان خلافت عثمان پیدایش یافت و اینكه زیدبن ثابت نقش مهمی در اجرای آن ایفا نمود. به منظور دریافت تصویری روشن‏تر از تدوین متن غیر مصوت رسمی قرآن، باید امكان عواملی چند را در نظر گرفت از جمله آنها عبارتند از:
۱. این كه خود پیامبر، كار پدید آوردن نسخه مكتوبی از قرآن را بی آنكه آن را تكمیل سازد، آغاز نموده بود.
۲. این كه در خلال دو دهه اول پس از رحلت پیامبر، جامعه اسلامی بر محور كشورگشائی و فتوحات متمركز بود بجای آنكه به تعیین نصی رسمی از قرآن بپردازد.
۳. این كه ضرورت یا نیاز به نص ّ معتبر قرآن، پس از آنكه جوامع محلی مسلمان در شهرهای پشتیبانی (أنصار) مانند كوفه، بصره و دمشق تازه تشكل می‏یافتند، خود را نمایان ساخت.
۴. این كه مصحف عثمانی كه به ریاست زیدبن ثابت در مدینه پدید آمد، بایستی آن را با پدیده مشابه مصاحف دیگری ملاحظه نمود كه دارای اختلافات متنی هستند و گفته شده كه همه آن مصاحف در دوران حیات پیامبر صلی الله علیه وآله پدید آمدند: مصحف منسوب به عبدالله بن مسعود (پذیرفته شده در كوفه)، مصحف منسوب به أبی بن كعب (پذیرفته شده در شام) مصحف منسوب به أبوموسی أشعری (پذیرفته شده در بصره) و نیز سایر مصاحف اولیه اشخاص. همچنین در منابع اولیه نقل شده كه علی بن أبی‏طالب (پسر عمو و داماد پیامبر) نخستین كسی بوده كه به جمع قرآن پس از رحلت پیامبر اقدام نموده است. بنابر برخی گزارشات، او سوره‏ها را بر اساس تاریخ نزولشان تنظیم نموده و هنگامی كه مصحف عثمانی انتشار رسمی یافت او [علی علیه السلام] اجازه داد كه مصحفش سوزانده شود.۲۰هنگامی كه ایجاد متن غیر مصوتی از قرآن (مصحف عثمانی) با مسئله وجود مصاحف دیگر شخصی یا مركزی آمیخته شده بود، انتشار رسمی متن كاملاً مصوت با مشكل قرائات مختلفه قرآن درگیری داشت. از آنجا كه مصحف عثمانی بصورت رسم الخط ناقص نوشته شده بود یعنی فقط متشكل از كلمات و عاری از حركات و علائم تفكیك دهنده بین حروف بی صدا بود از این رو تلاوت نیازمند تعیین تلفظ صحیح آیات گردید. در حالی كه املای صحیح قرآن در طول بیش از دو قرن بتدریج بهبود یافت و ارتباط و پیوستگی بین متن غیر مصوت و مسأله تلاوت معین گردید، اشكالات و نواقص رسم الخط عربی نیز به تدریج روشن شد. اختلاف قرائات در حد گسترده‏ای خاتمه یافت یا آن كه منسجم گردید و متن مكتوب بصورت فزاینده (روز افزون) از وابستگی به تلفظ و قرائت شفاهی استقلال یافت. این فرایند با پیدایش رسم الخط كامل قرآن (دارای اعراب و نشانه) به اوج و كمال خود رسید.
این متن را می‏توان متنی قابل قبول و بدون اختلاف بشمار آورد با این قید كه تا آن زمان هیچ نمونه متن معیز و روشنی برای قرآن كه از مقبولیت همگانی برخوردار باشد پدید نیامده بود. و در عوض، متن نهایی وكاملاً مصوت قرآن كه بعنوان متنی معیار و رسمی شناخته شد را می‏توان حاصل دستاورد كار ابوبكر بن مجاهد (م. ۳۲۴ هـ) دانست. بخاطر اینكه تلاوت قرآن را بر اساس حدیث معروف "أحرف سبعهٔ" منحصر در هفت قرائت نمود. او قرائت هفت تن از عالمان برجسته قرآنی در قرن دوم یا هشتم را پذیرفت و اعلام نمود كه همه آنها واجد اعتبار و حجیت الهی هستند. در سال ۳۲۲ هـ.ق. یا ۹۳۴ میلادی، نسخه‏ای كه عباسیان رسماً انتشار دادند این نظریه را اعلام نمودند كه تنها همین هفت قرائت، شكل‏های اصلی قرائت قرآن هستند و سایر قرائات، ممنوع می‏باشند. با وجود این، سه قرائت پس از هفت شیوه و چهار قرائت پس از ده شیوه مدتی بعد افزوده شد و بترتیب، ده یا چهارده قرائت مطرح گردید. سرانجام هر یك از ده وجه قرائات به دو طریق كه اندكی با هم تفاوت داشتند مورد پذیرش قرار گرفت و همه این قرائات بلحاظ نظری، مربوط به طیف "متن دریافت شده بدون اختلاف" شناخته شدند. به خاطر همه اهداف و مقاصد، امروزه در مقام عمل تنها دو نوع قرائت به طور كلی كاربرد یافته است؛ یكی قرائت حفص (م. ۱۹۰ هـ . ق) از طریق عاصم (م. ۱۲۷) كه واجد تأیید رسمی گردید هنگامی كه قرآن استاندارد مصر در سال ۱۹۲۴ به چاپ رسید این نوع قرائت را برگزیدند. و قرائت دیگر عبارت بود از قرائت ورش (م. ۱۹۷) از طریق نافع (م. ۱۶۹) كه در شمال افریقا جز مصر، مورد پیروی قرار گرفت.
ماهیت مفروض استدلالات عالمانه درباره قرائات مربوط به متن مصاحف مختلف سرانجام آن عالمان را به این معنا سوق داد كه با نهایت دقت، آن قرائات را مورد ارزیابی قرار داده و داوری حساب شده‏ای راجع به صحت آنها ارائه دهند. (مانند برگشتراسر، پریتزل، جفری وفیشر). اینكه بیشتر قرائات موجود پیش از مصحف عثمانی را بعنوان تلاش هایی از سوی لغت شناسان مسلمان در جهت تصحیح متن عثمانی بتوان تفسیر نمود بصورت دیدگاه رایجی بطور روز افزون پذیرفته شد. در نیمه دوم همین قرن دو تن از پژوهش گران به این نتیجه رسیدند كه این "مصاحف" به حسب واقع جعلیاتی بوده كه در تحقیقات صدر اسلام ایجاد كرده‏اند البته بدون آن كه دلیلی جانبی و انكارناپذیر برای مدعیان خود ارائه دهند. "وانس برو" با موضع‏گیری مخالفی به این نتیجه نایل آمد كه قرآن تا دویست یا سیصد سال پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله تدوین نشده بود ولی "جان برتون" معتقد شد كه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] خودش جمع نهایی متن غیر مصوت قرآن را پدید آورد.
چنین فرضیه‏های كاملاً متفاوت و نیز این واقعیت كه هیچ متن یكسانی از قرآن وجود ندارد كه نشان گر ویرایش نقادانه متن بر مبنای نسخه‏های دست نویس اصلی موجود بوده باشد و قرائات مختلف را مورد ارزیابی دقیق قرار داده باشد این معنا را اثبات می‏كند كه بیشتر بازسازی‏های تاریخ گذاری تثبیت قرآن بعنوان متنی مكتوب به بن بست رسیده است.
تنها آینده داوری خواهد كرد كه آیا یك تحلیل رایانه ای راجع به حجم عظیمی از مطالب مربوط به متن قرآن قادر خواهد بود كه پژوهشی عالمانه برای ایجاد تصویری ثابت‏تر در مورد تاریخ گذاری متن قرآن ارائه نماید یا خیر. البته ممكن است موفقیت چشمگیری در رابطه با تاریخ گذاری قرآن از طریق تحلیل منسجم تری از تاریخ گذاری موضوعات درون قرآنی نظیر چهار نمونه‏ای كه در این بررسی ذكر گردید، بدست آید.
پاورقی ها:
۱- نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸
۲- Encyclopaedia of the Quran, Brill, Leiden-Boston, ۲۰۰۲
۳- جهت كسب اطلاعات بیشتر درباره این دائرهٔ المعارف ر.ك: فصلنامه علمی ترویجی قبسات، پاییز ۱۳۸۲، ش ۲۹، مقاله محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] جواد اسكندرلو
۴- بنگرید به مدخل "كتاب مقدس و قرآن"
۵- بنگرید به مدخل "واژگان بیگانه"
۶- اگر چه به لحاظ سبك بین آیات قرآن و سخنان غیب گویان كاهن تشابه وجود دارد ولی نباید تفاوت‏های قرآن با كهانت رانادیده گرفت چرا كه در كهانت، تكلّف و گنگی و اباطیل بكار می‏رفت در حالی كه در قران مجید هیچ یك از این عیب‏ها وجود ندارد. چنان كه ولید بن مغیره كه از ادبای بلند پایه‏ی عرب به شمار می‏رفت پس از شنیدن سخنان قرآن چنین اذعان نمود: "یا عجباً لما یقول ابن أبی كبشه فواللَّه ما هو بشعر و لا بسحر و لا بهذی جنونٍ و انّ قوله لمن كلام اللَّه": "آنچه فرزند أبی كبشه می‏سراید، به خدا سوگند نه شعر است و نه سحر است و نه گزافه گویی بی خردان، بی گمان گفته او سخن خداست. (تفسیر طبری، ج ۲۹، ص ۹۸؛ سیره‏ی ابن هشام، ج ۱، ص ۲۸۸، التمهید فی علوم القرآن، ج ۴، ص ۱۹۲ - ۱۹۱). بنابراین تشابه بین آیات قرآن و سخنان كاهنان به لحاظ وجود سجع و كوتاهی سخن و كاربرد سوگند، دلیل بر همسانی آن دو در ماهیّت و محتوا و اعتبار نیست.
۷- در دانش تاریخ گذاری قرآن از تاریخ نزول وحی‏های قرآنی نازل شده بر حضرت محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] صلی الله علیه وآله بحث می‏شود. و این كار، فقط در خصوص قرآن كریم، امكان‏پذیر است زیرا سایر كتب آسمانی نزول دفعی داشته‏اند ولی قرآن براساس مقتضیات و نیازهایی نازل می‏شد كه به صورت تدریجی در دوران و محلّ زندگی پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله پدید می‏آمد. (ر.ك: سیوطی، الاتقان، ج ۱، ص ۹۴) تاریخ گذاری قرآن گرچه امر بسیار دشواری است ولی براساس روایات معتبر و نیز محتویات و مطالب خود قرآن می‏توان به تعیین تاریخ نسبتاً دقیق نزول آیات و سور آن پرداخت.
۸- ج، ۸۰ = نبأ، ۸۱ = نازعات، ۸۲ = انفطار، ۸۳ = انشقاق، ۸۴ = روم، ۸۵ = عنكبوت، ۸۶ = مطففین، ۸۷ = بقره، ۸۸ = انفال، ۸۹ = آل عمران، ۹۰ = احزاب، ۹۱ = ممتحنه، ۹۲ = نساء، ۹۳ = زلزال، ۹۴ = حدید، ۹۵ = محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، ۹۶ = رعد، ۹۷ = رحمن، ۹۸ = انسان، ۹۹ = طلاق، ۱۰۰ = بیّنه، ۱۰۱ = حشر، ۱۰۲ = نصر، ۱۰۳ = نور، ۱۰۴ = حج، ۱۰۵ = منافقون، ۱۰۶ = مجادله، ۱۰۷ = حجرات، ۱۰۸ = تحریم، ۱۰۹ = جمعه، ۱۱۰ = تغابن، ۱۱۱ = صف، ۱۱۲ = فتح، ۱۱۳ = مائده، ۱۱۴ = توبه. (بنگرید به: التمهید، ج ۱، ص ۱۳۸ - ۱۳۵)
ترتیب تاریخ گذاری روایی منسوب به ابن عباس بدین قرار است:
۱ = علق، ۲ = قلم، ۳ = مزمل، ۴ = مدثر، ۵ = فاتحه، ۶ = مسد، ۷ = تكویر، ۸ = أعلی، ۹ = لیل، ۱۰ = فجر، ۱۱ = ضحی، ۱۲ = شرح، ۱۳ = عصر، ۱۴ = عادیات، ۱۵ = كوثر، ۱۶ = تكاثر، ۱۷ = ماعون، ۱۸ = كافرون، ۱۹ = فیل، ۲۰ = فلق، ۲۱ = ناس، ۲۲ = توحید، ۲۳ = نجم، ۲۴ = عبس، ۲۵ = قدر، ۲۶ = شمس، ۲۷ = بروج، ۲۸ = تین، ۲۹ = قریش، ۳۰ = قارعه، ۳۱ = قیامه، ۳۲ = همزه، ۳۳ = مرسلات، ۳۴ = ق، ۳۵ = بلد، ۳۶ = طارق، ۳۷ = قمر، ۳۸ = ص، ۳۹ = اعراف، ۴۰ = جن، ۴۱ = یس، ۴۲ = فرقان، ۴۳ = فاطر، ۴۴ = مریم، ۴۵ = طه، ۴۶ = واقعه، ۴۷ = شعراء، ۴۸ = نمل، ۴۹ = قصص، ۵۰ = اسراء، ۵۱ = یونس، ۵۲ = هود، ۵۳ = یوسف، ۵۴ = حجر، ۵۵ = انعام، ۵۶ = صافات، ۵۷ = لقمان، ۵۸ = سبأ، ۵۹ = زمر، ۶۰ = غافر، ۶۱ = فصلت، ۶۲ = شوری، ۶۳ = زخرف، ۶۴ = دخان، ۶۵ = جاثیه، ۶۶ = أحقاف، ۶۷ = ذاریات، ۶۸ = غاشیه، ۶۹ = كهف، ۷۰ = نحل، ۷۱ = نوح، ۷۲ = ابراهیم، ۷۳ = أنبیاء، ۷۴ = مؤمنون، ۷۵ = سجده، ۷۶ = طور، ۷۷ = ملك، ۷۸ = حاقه، ۷۹ = معار
۹- گوستاوویل GUSTAV WELL )۱۸۰۸ - ۱۸۸۹) خاورشناسان آلمانی آثار متعددی از خود به یادگار گذاشت كه مهم‏ترین آنها كتاب "مقدمه‏ای تاریخی - انتقادی بر قرآن" (Historisch - Kritische Einleitung in der Koran) در سال ۱۸۴۴ است. وی در این كتاب، پیرامون جمع قرآن و نظم تاریخی سوره‏ها و آیات قرآن سخن گفته است. او تاریخ گذاری سوره‏ها را بر اساس سه معیار ارائه نمود:
یك - استناد به رخدادهای تاریخی كه از طریق منابع دیگر شناخته شده است.
دو - مضامین وحی یا محتوای آیاتی كه بیانگر شرائط و وظائف گوناگون پیامبر است.
سه - سبك و سیاق ساختار وحی به لحاظ نحوه لحن و آهنگ و شیوه ی نثر یا سجع عبارات.
طبقه بندی سوره‏ها بر مبنای سبك و مضامین آن‏ها صرفاً ذوقی و سلیقه‏ای بوده و توانایی تعیین تاریخ نزول سوره‏ها را ندارد ولی معیار نخست او یعنی استفاده از اشارات و تصریحات قرآن به رخدادهای زمانمند زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله می‏تواند در كنار روایات صحیح، سودمند و راهگشا به شمار آید.
۱۰- تئودور نولد كه THEODOR NOLDEKE)۱۹۳۰ - ۱۸۳۶) خاورشناس آلمانی آثار متعددی از خود بجای نهاده است كه مهم‏ترین آن‏ها كتاب "تاریخ قرآن" (Geschichte des Qorans) می‏باشد این كتاب كه به زبان آلمانی نوشته شده وتاكنون به هیچ زبانی ترجمه نشده است شامل سه بخش بزرگ و نزدیك به نهصد صفحه است. بخش اول آن درباره‏ی وحی است كه در توصیف آن می‏گوید: پدیده وحی ناشی از انفعالات و تأثیرات شدیدی بود كه بر پیامبر صلی الله علیه وآله سیطره داشت. آنگاه به ذكر منشأها و زمینه‏های پیدایش قرآن كریم می‏پردازد و عواملی همچون محیط زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله و نقش اهل كتاب بویژه یهود را در این زمینه ذكر می‏كند. سپس به تشریح سبك و سیاق قرآن و مضامین كلّی سوره‏ها می‏پردازد و قرآن را به دو قسم مكی و مدنی تقسیم می‏كند.
سوره‏های مكّی را نیز به سه طبقه تقسیم می‏نماید. بخش دوم - جمع و تدوین قرآن، در چند مرحله صورت پذیرفته است. دیدگاه شیعه درباره ی نص قرآن و رابطه ی پیامبر صلی الله علیه وآله با یهود و نصاری را مطرح می‏كند. در بخش سوّم، قراءات و رسم الخط قرآنی را توضیح می‏دهد. )موسوعهٔ المستشرقین، تألیف عبدالرحمن بدوی، ص ۷۱۴ - ۰۲۴)۱۱- رژی بلاشر REGIS BLACHERE)۱۹۷۳ - ۱۹۰۰) از خاور شناسان فرانسوی است كه در شیوه‏ی پژوهش به ویژه از نولد كه بهره جسته و تحت تأثیر او قرار گرفته است. مهم‏ترین اثر او كتاب "مقدمه‏ای بر ترجمه قرآن" ( coranIntroduction au) است كه بوسیله دكتر محمود رامیار به زبان فارسی برگردانده شده و با نام "در آستانه قرآن" انتشار یافته است. این اثر بلاشر در پاره‏ای از موارد منصفانه اظهار نظر كرده و تند روی‏های خاور شناسان را نمی‏پذیرد. با وجود این، خطاهایی را نیز در آن می‏توان یافت.
۱۲- هرشفلد Hirschfeld)۱۹۳۴ - ۱۸۵۴) خاورشناس انگلیسی در اثری به نام "تحقیقی تازه درباره‏ی تركیب و تفسیر قرآن"
(New Researches Into the composition and Exegesis of the Qoran , London: ۲۰۹۱)
بیشتر سوره‏های قرآن را برحسب مطالب و محتویات آن تقسیم بندی كرده و درباره انشاء و تركیب و فصاحت قرآن مطالب جالبی نوشته است. تقسیم بندی او به قرار ذیل است:
یك - سوره ۹۶ كه صورت یك اعلامیه‏ای را دارد.
دو - متونی كه بیشتر محتوی آیات تأكیدی و اثبات با براهین است.
سه - سوره‏های خطابی و موعظه‏ای.
چهار - سوره‏های محتوی داستان‏ها.
پنج - سوره‏های شامل توصیف قیامت و بهشت و دوزخ.
شش - سوره‏های محتوی مقررات حقوقی.
وی بسیاری از سوره‏ها را متعلق به تاریخ‏های متفاوتی دانسته است.
)بنگرید به: دكتر محمود رامیار، تاریخ قرآن، ص ۶۲۲)
۱۳- ویلیام مویر WILLAM MUIR)۱۸۱۹ - ۱۹۰۵) خاورشناس و میسیونر انگلیسی است در كتاب "قرآن، تركیب و تعلیمش" (The Coran: Its composition and teaching) سوره‏های قرآن را در شش گروه طبقه بندی كرده كه پنج گروه آن مكی و یك گروه آن مدنی است. او در طبقه بندی‏اش بسیار به روایات سیره پیامبر صلی الله علیه وآله تكیه نموده است.
۱۴- مویر معتقد بود كه سوره‏ی علق نخستین سوره‏ای است كه در آغاز دعوت علنی نازل شده است و علّت این كه هیجده سوره را پیش از سوره‏ی "علق" ذكر كرده، این بوده كه آن‏ها را به عنوان پیام الهی نیافته است.
۱۵- سبك" در اصطلاح ادبیات عبارت است از "روش خاص ادراك و بیان افكار بوسیله تركیب كلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر" (ر.ك: لغتنامه دهخدا، ج ۹، ص ۱۳۴۱۲) گرچه بلحاظ سبك، تغییراتی در طول سال‏های نزول وحی به وجود آمده است امّا هیچ دلیلی وجود ندارد كه تمام سوره‏های دارای سبك یكسان متعلّق به دوره‏ای خاص باشند و در دوره‏های دیگر یافت نشوند. بنابراین سوره‏های قرآن برحسب سبك و اسلوب چندان متمایز نیستند تا بتوان آنها را به صورت قطعی طبقه بندی كرد.
۱۶- ملاك كوتاهی یا بلندی آیات و سوره‏ها نیز امری ذوقی و تخیّلی است و نمی‏توان بر پایه ی آن میان مراحل دوران وحی مكی و وحی مدنی تفكیك قائل شد و اساساً كوتاهی و بلندی آیات امری توقیفی است نه اجتهادی.
(ر.ك: مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۰۹)
۱۷- نولدكه استعمال سوگند در نخستین آیه از سوره‏ها را نشانه ی تعلّق آن سوره‏ها به دوران میانی وحی مكّی دانسته است در حالی كه در نخستین آیه از سوره‏های مربوط به دوران‏های دیگر وحی نیز سوگند مشاهده می‏شود: "والذاریات ذرواً"، "والنجم اذا هوی"، "ن و القلم و مایسطرون"، "لاأقسم بیوم القیامه"، "والمرسلات عرفاً"، "والنازعات غرقاً"، "والسماء ذات البروج"، "والسماء و الطارق"، "والفجر"، "لاأقسم بهذا البلد"،.... "والعصر" ؛ نولد كه همه این سوره‏ها را جزو سوره‏های دوران نخست مكّه یاد كرده است و جالب اینجاست كه تعداد این سوره‏ها بیشتر از سوره‏هایی است كه جزو دوران میانی مكّه برشمرده كه با سوگند آغاز شده‏اند.
۱۸- خاورشناسانی از قبیل "بول دیك"، "نولدكه"، "بور" و "جونت" براین باورند كه حروف مقطعه به هیچ وجه جزء اصلی قرآن نبوده‏اند. "بول دیك" می‏گوید این حروف رمزهایی برای مصاحف قرآنی برای مسلمانان پیش از به وجود آمدن مصحف عثمانی بوده‏اند. "نولدكه" معتقد است كه این حروف علائم اختصاری صاحبان صحیفه هائی است كه زید بن ثابت آن‏ها را برای جمع قرآن مأمور ساخته بود.
اما "بور" و "جونت" گمان كرده‏اند كه حروف مقطعه علائم اختصاری نام‏های پیشین سوره‏های قرآن هستند. (ر.ك: الشّیخ فؤاد كاظم المقدادی، "الاسلام و شبهات المستشرقین"، ص ۱۴۲). ولی قول حق آن است كه تمام حروف مقطعه از ابتدای نزول جزو اصلی سوره‏ها بوده و هستند و به لحاظ معنا و مفاد تفاسیر مختلفی برای آنها ارائه شده است مثلاً علامه طباطبائی "ره" در تفسیر سوره شوری فرموده‏اند: "چنانچه در سوره‏هایی كه به حروف مقطعه افتتاح شده تدبّر شود؛ مانند "الم"ها، "الر"ها، "طس"ها و "حم"ها: هر آینه می‏یابی كه این سوره‏ها از حیث محتوا مشابه یكدیگرند و سیاق آن‏ها یكنواخت است. لذا ممكن است حدس زده شود كه میان این حروف و محتوای سوره‏های مربوطه رابطه‏ای وجود دارد به عنوان نمونه سوره اعراف كه به "المص" مصدر شده، شاید جامع محتوای سوره‏های "الم" و "ص" باشد. (ر.ك: المیزان، ج ۱۸، ص ۶) و استاد معرفت نیز پس از ذكر چند احتمال، اضافه می‏كند: "بیش‏تر اهل نظر بر این باورند كه حروف مقطعه رموز و اشاراتی هستند كه جز اولیای مقرب، كسی را بدان راه نیست. در میان عرب نیز چنین شیوه‏ای وجود داشته كه با رمز و اشارت سخن می‏گفتند"
(بنگرید به: التمهید فی علوم القرآن، ج ۵، ص ۳۱۰ - ۳۱۵)
۱۹- خاورشناسان اغلب برای طبقه بندی سوره‏ها و تعیین مكی و مدنی بودن آن‏ها و ترتیب نزولشان به آهنگ و سبك و مضمون سوره ‏ها توجّه واستناد نموده‏اند و كمتر اعتنائی به روایات - به ویژه روایات ترتیب نزول - كرده‏اند، در نتیجه ترتیب‏هایی را از سوره‏های قرآن ارائه داده‏اند كه نه تنها با ترتیب روائی سازگار نمی‏باشد بلكه میان خود آن ترتیب‏ها اختلاف بسیاری وجود دارد.
(ر.ك: جعفر نكونام، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، ص ۱۱ و ۲۹۶ - ۲۹۴
۲۰- این ادعا كه "علی علیه السلام پس از انتشار مصحف عثمانی اجازه داد كه مصحفش سوزانده شود" كذب محض است، در روایتی طلحه از علی علیه السلام درباره سرنوشت مصحف آن حضرت سؤال نمود، حضرت فرمودند: "مصحف خود را به همان شخصی كه پیامبر صلی الله علیه وآله به من دستور داده می‏دهم، به فرزندم حسن كه پس از من وصی من و از همه به من سزاوارتر است. فرزندم حسن مصحف را به فرزند دیگرم حسین می‏دهد و پس از او در دست فرزندان حسین علیه السلام یكی پس از دیگری قرار خواهد گرفت..." (بحارالأنوار، ج ۸۹، ص ۵۲ - ۴۰)
●كتاب شناسی
۱. سیره ابن اسحاق.
۲. تاریخ طبری.
منابع فرعی:
۱. "محمد ، انسان و ایمانش" نوشته "تی آندرا" چاپ ۱۹۳۶ در نیویورك.
۲. "منشأ اسلام در محیط مسیحیت آن "نوشته" ریچارد بِل" چاپ ۱۹۲۶ در لندن.
۳. "درآمدی بر قرآن" نوشته "بلاشر" در سال ۱۹۷۷.
۴. "سفرهایی در سرزمین‏های مقدس" نوشته "برتون" و "فایرستون" چاپ ۱۹۹۰ در نیویورك.
۵. "پژوهش‏های نوین درباره تدوین و تفسیر قرآن" نوشته "هرشفلد" چاپ ۱۹۰۲ در لندن.
۶. "ابراهیم در قرآن" نوشته "یوسف مبارك" چاپ ۱۹۵۸ در پاریس.
۷. "قرآن، تركیب و تعلیمش" نوشته "ویلیام مویر" چاپ ۱۸۷۸ در لنن.
۸. "محمد و قرآن" نوشته "استوت گارت" چاپ ۱۹۵۷
۹. "محمد در مكه" نوشته "وات" چاپ آكسفورد در سال ۱۹۵۳.
۱۰. "محمد در مدینه" نوشته "وات"، چاپ ۱۹۵۶ در آكسفورد.
۱۱. "تاریخ قرآن" نوشته "جی. ویل"، چاپ ۱۸۴۴ در "بیلفلد"
۱۲. "محمد و یهودیان مدینه" نوشته "ای .جی. ونسینك" چاپ ۱۹۷۳ در "فری بِرگ".
●كتابنامه
۱. قرآن.
۲. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی.
۳. اسكندرلو، محمد جواد؛ معرفی و نقد دائرهٔ المعارف قرآن لیدن، قبسات، سال هشتم، پاییز ۱۳۸۲، شماره ۲۹.
۴. بدوی، عبدالرحمن؛ موسوعهٔ المستشرقین، ط ۳، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۹۳.
۵. دهخدا، علی اكبر، لغتنامه؛ چ ۲، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ ش.
۶. رامیار، محمود، تاریخ قرآن؛ چ ۲، تهران، مؤسسه انتشارات امیركبیر، ۱۳۶۲ ش.
۷. زرقانی، محمد عبدالعظیم،مناهل العرفان فی علوم‏القرآن، ط ۶، قاهره، داراحیاء الكتب العربیهٔ، بی‏تا.
۸. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسهٔ الاعلمی، ۱۳۹۴ ق.
۹. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار؛ بیروت، الوفاء، ۱۴۰۳ ق.
۱۰. معرفهٔ، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن؛ ط ۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۵ ق.
۱۱. مقدادی، فؤاد كاظم، الاسلام و شبهات المستشرقین؛ ط ۱، المجمع العالمی لأهل البیت‏علیهم السلام؛ ۱۴۱۶ ق
۱۲. نكونام، جعفر، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن؛ چ ۱، تهران، نشر هستی نما، ۱۳۸۰ ش.
۳۱. Gerhard Bowering : Chronology and the Quran. Encyclopaedia of Quran: Leiden, ۲۰۰۲


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رایج ترین شغل بانوان در سال 2013 همچون دهه 50!
    این روزها متداول ترین شغل برای بانوان کدام است؟ بله، هنوز هم منشی گری متداول ترین گزینه است – با این حال بانوان بیشتر از آقایان مدارک علمی و دانشگاهی کسب می کنند، و در مدارج مدیریتی ارتقا می یابند و تعداد بانوانی که کسب و کار خودشان را شروع کرده اند در حا