پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

نداها و خطابهای الهی در قرآن


نداها و خطابهای الهی در قرآن
قرآن مجید به منظور استفاده همگانی از رهنمودهایش و درک حقایقش، در بیان مفاهیم و معانی بلند خود و ابلاغ پیام هایش، شیوه های خاصی به کار برده و با قالب و شکل های متنوعی، با مردم ارتباط برقرار کرده است. یکی از شیوه های جالب قرآن در بیان مطالب خود، این است که پیش از بیان مطلب، مخاطب خود را ندا می دهد و با عنوان متناسبی از او نام می برد.
● زبان آشنای فطرت
قرآن کریم کتابی است جهانی که به منظور هدایت تمام انسانها از سوی خداوند عالی و حکیم بر پیامبر هادی و امین(ص) نازل شده است و به گونه ای با مردم سخن می گوید که همگان از فهم آن بهره و نصیبی دارند.
خداوند سبحان به منظور جذب تمام انسان هایی که در پهنه زمین و گستره زمان به سر می برند، آن را کتابی آسان و قابل فهم برای همگان معرفی می کند: (و لقد یسرناالقرآن للذکر فهل من مدکر)[۱] ما قرآن را برای تذکر آسان ساختیم، آیا کسی هست که متذکر شود؟!. و این آسانی به دلیل گویایی عبارات و آشنا بودن پیام آن با زبان فطرت و دل است نه آنکه کتابی سبک و بی مغز است، بلکه سخنی استوار و پر مغز است، ولی در عین حال به دلیل هماهنگی و آشنایی با فطرت انسان، فهمیدن آن و بهره مندی از آن برای همگان آسان است، لذا به منظور استفاده همگانی از رهنمودهایش و درک حقایقش، در بیان مفاهیم و معانی بلند خود و ابلاغ پیام هایش، شیوه های خاصی را به کار برده و با قالب و شکل های متنوعی با مردم ارتباط معنوی بر قرار کرده است[۲].
یکی از شیوه های قرآن در بیان مطالب خود این است که پیش از بیان مطلب، مخاطب خود را ندا می دهد و از او نام می برد . معلوم است که این روش از نظر روانی تإثیر زیادی در مخاطب دارد و او را به اندیشیدن و تفکر در محتوای خطاب و مطلب ارائه شده، وادار می سازد.
این موضوع در علوم تربیتی و روانشناسی روشن شده که وقتی متکلم نام مخاطب را به صورت خطاب و ندا بیان کند، توجه مخاطب یا شنونده به سخن گوینده جلب می شود و او را از حواس پرتی و عدم توجه به سخن نجات می دهد.
وقتی به هنگام خطابه و سخنرانی کسی را منادا قرار دهیم، با تمام حواس به سخن گوینده توجه کرده و پیام او را دریافت می کند.
به هر حال ذکر نام یا صفت شنونده در سخن گوینده یکی از شیوه های تجربه شده برای جلب توجه اوست[۳]. قرآن کریم که در بر گیرنده احکام و دستورات کامل ترین دین الهی است، شیوه بیان بسیاری از احکام و حکم در آن به صورت خطاب است و بهترین و زیباترین شاهد این موضوع، وجود نداهای فراوان در قرآن کریم است. برخلاف کتابهای علمی، فلسفی و یا قانونی که مسائل و مضامین آن ها به صورت عبارات و گزارش های خبری بیان می شود، در بسیاری از آیات قرآن خطاب هایی مانند: یا إیهاالذین آمنوا)، (یا ایها الناس، یا ایها الرسول، یا عباد و... یافت می شود.
در قرآن کریم اگرچه بسیاری از مفاهیم و احکام و داستان ها به صورت قضیه و خبر بیان می شود، ولی روح آن انشإ و خطاب است نه گزارش.
بهره گیری از شیوه خطاب و ندا ثمراتی به دنبال دارد، مانند این که خداوند مردم را متوجه کلام وحی می کند، به آنها شخصیت می دهد و از آنان انسانهایی متعهد و مسوول می سازد. دیگر این که، خداوند با خطاب و ندا، لذت حضور در حریم و محضر خود را به مخاطبان می چشاند تا هنگام فراگیری حقایق، معارف در قلب آنان مستقر شود و هنگام عبادت عملی، خستگی در آنان اثر نکند.
از این رو امام صادق(ع) فرمودند: لذتی که در ندای الهی است، خستگی و رنج عبادت را برطرف می کند.[۴] اینجاست که انسان خود را در محضر مولای خویش مشاهده می کند و دیگر فاصله ای میان او و خدا نیست و خدای سبحان همواره به او نزدیک است: ...نحن اقرب الیه من حبل الورید.[۵] ...ما به او از رگ قلبش نزدیک تریم!.
● کیفیت خطاب و وسعت آن
نداهای الهی در قرآن گاهی با واسطه است مانند: قل یا ایها الکافرون[۶] بگو: ای کافران!. که خداوند پیامبر اکرم را مخاطب و واسطه میان کلام خود و مردم قرار داده است و پیام خود را از طریق آن حضرت به مردم می رساند و گاهی بدون واسطه است مانند: (...یا موسی لا تخف انی لا یخاف لدی المرسلون)[۷] ...ای موسی! نترس، که رسولان در نزد من نمی ترسند!. البته این ندا در لفظ، بدون واسطه است وگرنه در نزول تمام آیات قرآن، پیامبر واسطه میان کلام وحی و مردم بوده است.
ندای بی واسطه نشانه آن است که بین خدای سبحان و انسان رابطه ای مستقیم وجود دارد و خداوند انسان را به طور مستقیم مورد لطف قرار می دهد، ولی انسان غافل یا جاهل به سوء اختیار خود، رابطه خویش با خدا را قطع یإ؛ه‏ه ضعیف می کند و از لطف الهی محروم می شود. نداها و خطاب های قرآن اختصاص به زمان و افراد خاصی ندارد، بلکه در همه دوره ها و برای همه اعصار و نسل ها زنده و حاضر است.
از این رو گفتن لبیک هنگام خطاب (یا إیها الذین آمنوا) از آداب تلاوت قرآن است و این نشانه مستقیم و زنده بودن نداهای قرآنی است وگرنه لبیک گفتن به ندایی که زمانش سپری شده باشد، نمی تواند جدی و از روی حقیقت باشد. پس ندای بی واسطه (یا ایها الناس) نشانه رابطه ناگسستنی عبد و مولاست و تا از طرف انسان این رابطه قطع یا ضعیف نشود، از طرف خداوند همچنان پابرجاست.[۸] هر ندا و خطابی به اندازه دید منادی و مخاطب وسعت دارد و منادی گاهی انسان است که با چشم ظاهر، تنها حاضران را می بیند و به آنان خطاب می کند. و گاهی خداوند سبحان است که انسان های آینده را نیز می بیند. و به آنان خطاب می کند.
حضرت علی(ع) می فرماید: خداوند پیش از تحقق معلوم، عالم بوده است: عالم اذ لا معلوم[۹] عالم بوده، آنگاه که معلومی وجود نداشت.
از آنجا که همه انسان های کنونی و آینده مشهود خداوند هستند، نداهای قرآنی همه آنان را در بر می گیرد. خطاب (یا ایها الناس) مانند خطاب های عادی نیست، بلکه دعوتی است همگانی که شامل مومنان، کافران، منافقان، اهل کتاب و ملحدان نیز می شود ولی بعد خطاب متفاوت است.[۱۰]
● مراتب خطاب
خطاب های قرآنی دارای اوج و حضیض و نیز دارای مراتب متوسط است؛ پایین ترین آن، تعبیر یا ایها الناس است[۱۱] که در قرآن حدود بیست بار تکرار شده و یک خطاب جامع و عمومی است و نشان می دهد که قرآن مخصوص نژاد و قبیله و قشر خاصی نیست، بلکه همگان را در این دعوت شرکت می دهد.[۱۲] در منطق قرآن وقتی مخاطبان، توده مردم هستند، خداوند ربوبیت خویش را در قالب ذکر نعمت های مادی و ظاهری بیان می کند؛ نعمت هایی که حیوانات نیز با انسان در بهره برداری از آن شریکند[۱۳] و با تعبیرهای لطیفی مانند: (کلوا و ارعوا إنعامکم...)[۱۴]هم خودتان بخورید، و هم چهارپایانتان را در آن به چرا ببرید!.... یا (متاعا لکم و لانعامکم)[۱۵] تا وسیله ای برای بهره گیری شما و چهارپایانتان باشد!. از آنها یاد می کند.
مرحله متوسط خطاب یا ایها الذین آمنوا و بالاتر از آن اولی العلم و اولی الابصار است که مخاطب خداوند، مومنان هستند. بنابراین خداوند ربوبیت خود را در قالب ذکر نعمت های معنوی و باطنی مانند: ارسال رسل، انزال کتب، نبوت، امامت، ولایت و... بیان می کند که انسان در این مرحله از خطاب در ردیف فرشتگان قرار می گیرد[۱۶]؛ چنانکه در آیه شریفه (شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوالعلم قائما بالقسط...)[۱۷] خداوند،(با ایجاد نظام واحد جهان هستی) گواهی می دهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، (هرکدام به گونه ای بر این مطلب) گواهی می دهند، درحالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد.... که سخن از شهادت بر وحدانیت حق است، انسان در ردیف فرشته قرار گرفته است. و بالاخره عالی ترین مرحله خطاب و ندا یا ایها الرسول و یا ایها النبی است که وجود مقدس پیامبر اسلام(ص) مورد خطاب خدای سبحان قرار گرفته است.
● رایج ترین ندا و خطاب در قرآن
معمول ترین خطاب در قرآن کریم همان خطاب به مومنان است که با تعبیر (یا ایها الذین آمنوا...) شروع می شود. این تعبیر در قرآن کریم هشتاد و هفت مورد ذکر شده که نخستین آن آیه (یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا واسمعوا...)[۱۸]و آخرین آن آیه (یا إیها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحا)[۱۹] می باشد.
این تعبیر منحصرا در آیاتی است که در مدینه نازل شده است و در آیات مکی اثری از آن نیست؛ شاید به این دلیل که با هجرت پیامبر(ص) به مدینه وضع مسلمانان تثبیت شد و به صورت یک جمعیت ثابت و صاحب نفوذ در آمدند و از پراکندگی نجات یافتند، لذا خداوند آنها را با عبارت یا ایها الذین آمنوا... مخاطب قرار داده است.
این تعبیر ضمنا نکته دیگری در بر دارد و آن اینکه، حال که شما ایمان آورده اید و در برابر حق تسلیم شده‏اید و با خدای خود پیمان اطاعت بسته اید، باید به مقتضای این پیمان، به دستورهایی که پشت سر این جمله می‏آید، عمل کنید و به بیان دیگر: ایمان شما ایجاب می کند که این دستور را به کار ببندید.
قابل توجه اینکه، در بسیاری از کتب اسلامی از جمله منابع اهل تسنن، از پیامبر(ص) چنین نقل شده است که فرمودند: ما انزل الله آیه فیها یا ایها الذین آمنوا الا و علی رإسها و امیرها؛ (خداوند هیچ آیه ای از قرآن که یا ایها الذین آمنوا در آن باشد، نازل نکرده مگر اینکه حضرت علی(ع) رئیس و امیر آن است. یا به عبارت دیگر: یکی از مصادیق بارز و در رإس مخاطبان، آیه یا ایها الذین آمنوا... حضرت علی(ع) است[۲۰].
● وجوه خطاب و ندا
خطاب های قرآن از لحاظ ساختار و نوع جمله بیشتر در قالب امر، نهی، شرط، تعجب، استفهام، ندا، تمنی، ترجی و خبر بیان شده است.
ابن الجوزی در کتاب النفیس خود گفته است که خطاب در قرآن پانزده وجه دارد[۲۱].
ابن القیم می گوید:
در خطاب قرآن دقت کن می بینی پادشاهی که همه چیز از آن اوست، چگونه بندگانش را نصیحت می کند و آنان را به آنچه سعادت و رستگاریشان در آن است، رهنمون می سازد و در آن ترغیب و تشویقشان می کند و خود را با اسمها و صفاتش به آنان معرفی می کند و با نعمت ها و لطف هایش زمینه دوستی با آنان را فراهم می سازد، نعمت هایش را به بندگانش یادآور می شود و آنچه مایه تمامیت نعمتش هست، به آنان امر می کند و از خشم و نقمتش آنان را بر حذر می دارد و دوستان خود را به خاطر کارهای نیک و اوصاف پسندیده مدح می کند و دشمنانش را به جهت کارهای بد مذمت می کند و مثل ها می زند و دلایل و براهین متنوع می‏آورد، راستگو را تصدیق می کند و دروغگو را تکذیب، حق را می گوید و راهنمایی می کند و به خانه سلامت در آخرت دعوت می نماید، نعمت هایش را تذکر می دهد و از خانه هلاک و عذاب برحذر می دارد. او لطیف ترین عتاب ها را نسبت به دوستانش بیان می کند و در عین حال لغزشهایشان را می بخشد و گناهانشان را می‏آمرزد و از هر اندوهی نجاتشان می دهد و اوست ولی آنان که جز او ولی و یاوری ندارند و او بهترین مولی و بهترین یاور بندگان خویش است.[۲۲] دیگر علمای علوم قرآنی گفته اند که خطاب های قرآن بر بیش از سی وجه است که ذیلا به اکثر آنها اشاره می کنیم:
▪ خطاب عام که منظور از آن عموم مردم است: یا إیها الناس انا خلقناکم....[۲۳]
▪ خطاب خاص که منظور از آن، فرد، یا گروهی خاص است: یا إیها الرسول بلغ....[۲۴]
▪ خطاب جنس، مانند یا إیها الانسان ما غرک...[۲۵]
▪ خطاب نوع، مانند: یا بنی اسرائیل اذکروا....[۲۶]
▪ خطاب عین، مانند: یا موسی لا تخف....[۲۷]
▪ خطاب مدح، مانند: یا إیها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلاه....[۲۸]
▪ خطاب ذم، مانند: یا إیها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم....[۲۹]
▪ خطاب تکریم، مانند یا إیها النبی اتق الله...[۳۰]
▪ خطاب خشم، مانند: ذق انک إنت العزیز الکریم.[۳۱]
▪ خطاب اهانت، مانند: ...کونوا قرده خاسئین.[۳۲]
▪ خطاب جمع با لفظ مفرد، مانند یا إیها الانسان انک کادح....[۳۳]
▪ خطاب مفرد با لفظ جمع، مانند: یا إیها الرسل کلوا من الیبات[۳۴]. که این خطاب به پیامبر(ص) است به تنهایی؛ زیرا که هیچ پیامبری معاصر و بعد از آن حضرت نبوده است.
▪ خطاب فرد به لفظ دو، مانند: القیا فی جهنم[۳۵]. که خطاب به نگهبان جهنم است.
▪ خطاب به دو تن با لفظ مفرد، مانند: فمن ربکما یا موسی.[۳۶]یعنی یا موسی و یا هارون، و در آن دو وجه است. یکی این که فرعون خطابش را به تنهایی متوجه موسی گردانید تا پرورش دادنش را یادآور شود. دوم این که او صاحب رسالت و معجزات بوده و هارون به تبع آن حضرت قرار داشته است.
▪ خطاب تهییج، مانند: و علی الله فتوکلوا ان کنتم مومنین.[۳۷]
▪ خطاب مهربانی، مانند: یا عبادی الذین إسرفوا....[۳۸]
▪ خطاب محبت، مانند: یا بنی انها ان تک....[۳۹]
▪ خطاب تعجزی، مانند: فإتوا بسوره ....[۴۰]
▪ خطاب تشریف و آن در هر جای قرآن که با خطاب قل آمده باشد.
▪ خطاب تکوینی، مانند: ثم استوی الی السمإ و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا إو کرها[۴۱]. که این خطاب، خطاب تکوینی و متوجه مجموعه نظام آفرینش است.[۴۲]
▪ خطاب انعام و یادآوری نعمت، مانند: کلوا مما رزقکم الله.[۴۳]
▪ خطاب تسویه، مانند: اصبروا إو لا تصبروا.[۴۴]
▪ خطاب تکذیب، مانند: قل هلم شهدإکم الذین یشهدون إن الله حرم هذا...[۴۵]
▪ خطاب عبرت، مانند: انظروا الی ثمره اذا إثمر.... [۴۶]
▪ خطاب تعجب، مانند: إسمع بهم و إبصر... [۴۷] و خطاب ها و نداهای دیگر. [۴۸]

پی نوشت‌ها
[۱]. قمر: ۱۷.
[۲]. سیری در علوم قرآنی: یعقوب جعفری، ص‏۱۹۳.
[۳]. همان: ۲۳۵.
[۴]. تفسیر تسنیم: آیه الله جوادی آملی، ج‏۲، ص‏۳۵۶.
[۵]. ق: ۱۶.
[۶]. کافرون: ۱.
[۷]. نمل: ۱۰.
[۸]. تسنیم: ج‏۲، ص‏۳۵۷ - ۳۵۸.
[۹]. نهج البلاغه: خطبه‏۱۵۲، بند۵.
[۱۰]. مإخد قبل: ۳۵۹.
[۱۱]. تفسیر قرآن در قرآن، آیه الله جوادی آملی، ج‏۱، ص‏۲۵۵.
[۱۲]. تفسیر نمونه، ج‏۱، ص‏۱۱۷.
[۱۳]. تسنیم، ج‏۲، ص‏۳۹۵.
[۱۴]. طه: ۵۴.
[۱۵]. عبس: ۳۲.
[۱۶]. تسنیم، ج‏۲، ص‏۳۹۵.
[۱۷]. آل عمران: ۱۸.
[۱۸]. بقره: ۱۰۴.
[۱۹]. تحریم:آیه ۸۰.
[۲۰]. تفسیر نمونه: ج‏۱، ص‏۳۸۶ - ۳۸۷.
[۲۱]. ترجمه الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج‏۲، ص ۱۱۱.
[۲۲]. همان، ص ۱۱۷ - ۱۱۸.
[۲۳]. حجرات: ۱۳.
[۲۴]. مائده: ۶۷.
[۲۵]. انفطار: ۶.
[۲۶]. بقره: ۴۷.(همان، ص ۱۱۱ - ۱۱۲.
[۲۷]. نمل: ۱۰.
[۲۸]. بقره: ۱۵۳.
[۲۹]. تحریم: ۷.
[۳۰]. احزاب: ۱.
[۳۱]. دخان: ۴۹.
[۳۲]. بقره: ۶۵.
[۳۳]. انشقاق: ۶.
[۳۴]. مومنون: ۵۱.(قرآن ثقل اکبر، سید علی کمالی، ص ۳۶۷، ۳۶۸.
[۳۵]. ق: ۲۴.
[۳۶]. طه: ۴۹.
[۳۷]. مائده: ۲۳.
[۳۸]. زمر: ۵۳.
[۳۹]. لقمان: ۱۶.
[۴۰]. بقره: ۲۳.(مإخذ قبل، ص ۱۱۵ - ۱۱۶.
[۴۱]. فصلت: ۱۱.
[۴۲]. تسنیم، ج‏۲، ص ۳۵۸.
[۴۳]. مائده: ۸۸.
[۴۴]. طور: ۱۶.
[۴۵]. انعام: ۱۵۰.
[۴۶]. انعام: ۹۹.
[۴۷]. مریم: ۳۸.
[۴۸]. الاتقان فی علوم القرآن، ج‏۲، ص ۲۵۸ - ۲۶۰.

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

بشری بودن قرآن؛ شبهه یا افترا


بشری بودن قرآن؛ شبهه یا افترا
ایراد شبهه و ابهاماتی در موضوع وحی و پیامبری، خاتمیت رسول اکرم (ص) در طی تاریخ هزار و چهارصد ساله آن، فراوان صورت گرفته، کما اینکه در تاریخ انبیاء سلف نیز به شهادت قرآن، شبهه انگیزان از جهات مختلف بر رسالت پیامبران الهی و کتابها و تعالیم آنان خرده می گرفتند و هر یک بگونه ای سعی در القاء تردید و ابهام و در نهایت انکار و نفی آنان داشتند. ولی در مقابل آنان صاحبان درک و معرفتی بودند که بهمراه دانش و حکمت، در اطاعت و عبودیت خدا نیز کمر همت بسته، و با دو بال علم وایمان، راه بندگی خالصانه خدا را با تهذیب نفس، تقوی و جهاد درونی و بیرونی طی کرده، و به همین دلیل بر خلاف آنان با گامهای محکم یقین و نیز حجت های عقلی، شبهه ها را به مثابه خار و خاشاک راه کنار زده، تا مسیر نورانی حق آشکار بوده باشد. و در این مورد مثالهای فراوانی قابل ذکر است. البته چرایی وقوع این شبهه ها و ابهامات هم جریانات مفصلی دارد که با بررسی آنها، به این نکته می رسیم که بسیاری از مسایل، دال بر علاقمندی برای کشف حقیقت و یا طرح صادقانه سؤالاتی برای تبیین و توجیه علمی نبوده است. وگرنه در تفکر اسلامی، طرح سؤالات و پاسخ یابی علمی و صحیح، خود عبادتی ارزشمند است.
□□□
در مورد شبهات اخیری که در مسئله وحی و پیامبری و بشری بودن قرآن و بنابر این خطاپذیری آن مطرح گردیده، پاسخ های محکم و متقنی از سوی بزرگان فکر و اندیشأ اسلامی اعم از اساتید حوزه و دانشگاه داده شده است. و البته هنوز از جنبه های مختلف اعتقادی جای بررسی داشته و می توان از طرق گوناگون، شبهاتی از این دست را برطرف نمود.
این قلم از منظر مباحث روشنی که در قرآن کریم بدان اشاره شده تا ساحت مقدس آن از کج اندیشی های ناصواب دور باشد، موضوع را مطرح می نماید. و از اینکه آیات الهی را به محک سنجش با ادعاها بکشاند پرهیز می نماید، چنانچه مدعی شبهات مورد بحث، خود گرفتار همین امر است که قرآن کریم را به سطح یافته های وهم آلود ذهنی خود تنزل داده است.
این اشتباه در نگرش از آنجا ناشی می شود که ابتدا یک قالب ذهنی و یا برداشت فکری، به عنوان یک حقیقت پذیرفته شده، و در سایه آن هر نقل و حدیث و آیه ای که بنوعی بتواند به آن برداشت نزدیک باشد حجت می گردد.
در برابر آیات شریفه ای همچون: « و ما علمناه الشعر و ما ینبغی له، ان هو الا ذکر و قرآن مبین»
(به اوشعر نیاموختیم و شعر در خور او نیست، این سخن جز اندرز و قرآن روشن نیست.
و یا: «ماهو بقول شاعر»، قرآن گفتار شاعری نیست.
و یا با این آیه شریفه که: «واتل ما اوحی الیک من کتاب ربک» چگونه می توان نوعی احساس شعری به پیامبر نسبت داد؟
لذا چگونه ممکن است این نظر را پذیرفت که «پیامبر آفریننده وحی است، او مضمون را دریافت می کند و آن را مثل یک شاعر که الهامی را به زبان خود بیان می کند با شخصیت خود و ویژگی هایش آن را بیان می کند.»
و حجت برای این مدعا را مطلبی از یک فیلسوف مسلمان می داند که گفته است: وحی بالاترین درجه شعر است. قرآن کریم در آیات متعددی این مسئله را که بسیاری از به ظاهر نکته دانان مخالف پیامبر در برابر عظمت قرآن، ادعا می کردند که «آنچه را که پیامبر به نام وحی الهی نقل می کند، بافته های ذهن خود اوست، و در نهایت شعری بیش نیست»، رد می کند.
بسیار تأسف برانگیز است که قرآنی که بعنوان اعجاز جاودان الهی برای انسان های اعصار و قرون متمادی، باید «بطون در بطون»، و لایه در لایه، برای هدایت جاودان ابناء بشر، مبنا و راهنمای حیات معقول باشد، تبدیل به «کلام بشری»، آنهم با شخصیت و ویژگی های شخصی پیامبر(ص)، و مقتضای روزگار خودش، و تا حد درک عرض و طول پدیده های اطرافش، می گردد که آنگاه مدعیان کوته بینی بتوانند به راحتی آن را زیر سؤال برند که: «فکر نمی کنم پیامبر دارای دانشی بیشتر از دانش مردم عصر خود بوده است و لذا برخی مثالهایش دم دستی و متناسب با روزگار اوست.»
این ادعا که «پیامبر بشر بود، ولی چنان رنگ الهی گرفته بود که هرچه می گفت همه خدایی بود» نمی تواند کمکی به اصل مشکل نماید، چرا که اگر بناست، ادله محکم الهی، مورد خدشه قرار گیرد، قطعاً مورد اشکال قرار دادن کلام بشری پیامبر بسیار آسانست. وگرنه کیست که نداند که: «و ما ینطق عن الهوی الاوحی یوحی» ناظر بر امر پیامبری اوست. در این زمینه، تکیه بر تعابیری از عرفا که: جبرئیل تابع پیامبر و یا پائین تر از پیامبر است.» هم، مفید فایده بحث نیست. و آنجا هم که امام خمینی(ره) می فرمایند: «جبرئیل را پیامبر نازل می کرد» منظور حذف «واسطه نزول قرآن بودن» نیست، بلکه بیانی از امکان صعود انسانی به مراتبی بالاتر از فرشتگان مقرب است، که: «ان الله و ملائکه یصلون النبی...»
و لذا این مدعا که «قرآن میوه شجره طیبه شخصیت محمد است که به اذن خدا ثمربخشی می کرد» فقط می تواند آسانی تخطئه وحی الهی و در پی، آن تجری علیه کلام خدا را موجب گردد. عدم درک مراتب وحی بسیاری از یافته های معوج را موجب می شود، به سادگی قابل درک است که وحی به زنبور عسل که در بالای کوه ها و درختان لانه بسازد و یا از شهد گلها برخوردار باشد، یا وحی به مادر موسی(ع) که فرزندت را به رود نیل بسپار، و وحی به نوح برای ساخت کشتی دارای مراتب متفاوت است و نیز همه این وحی ها، با «وحی و نفوذ» شیاطین بر دوستانش فرق دارد.
اینکه خداوند متعال در رد قول شیطان بودن قرآن، آن را ناشی از بیان وحی الهی توسط رسول اکرم(ص) می داند و لذا کریمه «انه لقول رسول کریم» نازل می شود نباید دشوار باشد. از سوی دیگر قرآن کریم کلام آسانی نبوده است که از سوی افراد معمولی بیان شود و لذا می فرماید که «سنلقی علیک قولاً ثقیلا»
و یا مفهوم واضح از این آیه شریفه که: «قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن فقالو انا سمعنا قرآناً عجیبا»، غیر از این است که پیامبر باید بگوید که به من وحی شده که کسی از جنیان قرآن را شنید پس آنان گفتند که ما قرآن عجیبی شنیدیم. و این گواهی است بر اینکه پیامبر از خود کتاب و مطلب ندارد و نیز آیات قرآن خارج از وجود پیامبر بوده که بعضی از جنیان هم آن را شنیدند.
در آیات مختلف قرآن کریم آمده است که به پیامبران الهی و به خصوص به پیامبر خاتم(ص) کتاب و حکمت و یا چیزهایی از کتاب و حکمت داده شده است. نه اینکه آنان از پیش خود، با مضامین مشخص شده، کتابی فراهم کردند. چگونه می توان از آیات مختلف قرآن در مورد داستان های هزاران سال قبل، از خلقت انسان و یا سرگذشت حضرت آدم گرفته تا قصص دیگر انبیاء الهی به این نتیجه رسید که تنها مضامین به پیامبر وحی شده بقیه چیزها را پیامبر با ذهنیت خود و شناخت از محدوده محیطی ذهن و فکر و جامعه پیرامون خود استنباط کرد. در حالی که برخی داستان های قرآن حتی حالت های نفسانی و یا پدیده هائی جزئی صحنه های واقعی وقت را همچون ناظر حاضر به تصویر می کشد که: «تلک القری نقص علیک من انبائها».
مسئله وحی خدا از طریق جبرئیل امین، در آیات عدیده قرآن کریم آمده است: در موضوع فرشتگان الهی و مراتب انسان کامل، حق همین است که براساس تعالیم قرآن کریم و فرمایشات معصومین(ع) انسان کامل تا درجات مافوق ملائکه می تواند عروج یابد، کما اینکه پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) در سفر معراج تا به حد «قاب قوسین اوادنی» می رسد. ولی اینکه وحی الهی از طریق جبرئیل صورت گرفته نکته ای قابل انکار نیست که: «نزل به الروح الامین» و نیز اینکه قرآن کریم مقربین از فرشتگان الهی را واسطه های بین خود و انسان های کامل قرار داده است.
در مراتب ایمانی، در آیات مختلف بدین نکته اشاره شد که رسول و مؤمنین، به خدا و ملائکه و کتابهایش، و پیامبرانش ایمان دارند که: « آمن الرسول بما انزل الیه من ربه والمؤمنون، کل آمن بالله و ملائکه و کتبه و رسله» (۵۲۸بقره ) و لذا ترتیب ایمان به خدا- ملائکه- کتاب های نازل شده از خدا بر پیامبران و بعد پیامبران، نشان می دهد که ملائکه مقرب واسطه کتاب های آسمانی اند، و از طریق آنان بر پیامبران نازل شده و پیامبران هم دریافت کنندگان کتاب، و هم رسولان آن به مردمند.
در مورد علم پیامبر هم نکته قابل توجه این است که قابلیت وجودی انسان کامل به اذن خدا مشرف بر همه اسرار و اعلان هستی است و موضوع علم، بستگی به بروز پدیده های مجهول نزد اوست که حسب مورد اگر بخواهد وقوف بدانها را اظهار کند. این از دو جنبه قابل بیان است:
اول) شرایط معمول رفتاری و زندگی روزمره و عادی پیامبر با سایر انسان ها تفاوتی نداشته که فرمود: (انا بشر مثلکم)
از این جنبه، پیامبر ادعای تخصص ویژه، و یا نفوذ علمی و تأثیرگذاری خاص بر موضوعات مختلف پیرامون خود و یا مسائل علمی نداشته و حتی تحت نظر معلم و مربی و استادی نبوده است، که: «النبی الامی».
دوم) اینکه سعه وجودی انسان کاملی چون پیامبر(ص) و امام معصوم(ع)، قدرت و امکان الهی درک و تحلیل مجهولات زمین و آسمان و عوالم هستی و... هرچه را که اراده نمایند، باذن خدا، دارند و این را خداوند بدان ها عطا کرده است. اینست که پیامبر (ص) می فرمایند که: «انا مدینه العلم و علی بابها»، و یا امیرمؤمنان(ع) می فرمایند که «من به راه های آسمان بهتر از راه های زمین واقفم»، و یا «سلونی قبل ان تفقدونی». نمونه این جنبه دوم، از پیامبران الهی بخصوص حضرت محمد(ص)، و در خطبه های امیرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه، و در روایت منقول از امام صادق(ع) و امامان دیگر(ع) فراوان به نکاتی برمی خوریم که حاکی از تسلط آنان بر ناشناخته های عالم هستی، رمز و رموز پدیده ها، مجهولات علمی و حتی اطلاع از وقایعی از سرگذشت های تاریخی که در هیچ اثری از آثار بشری ذکری از آن نشده است می باشد.
از قابلیت های وجودی انسان های کامل در جنبه دوم، که به اذن خدا بر هرچه که ضروری بدانند اشراف و احاطه علمی و شهودی دارند، می شود به توانایی حل مبهمات و پیچیدگی های ذهنی عالمان و سرآمدن فکری روزگار و یا پاسخگویی به سؤالات چند لایه ای مدعیان وقت از سوی جوادالائمه(ع) در نوجوانی و جوانی اشاره کرد. در برابر این عظمت وجودی چگونه می تواند ادعا کرد که «بگمانم پیامبر دانشی بیش از مردم عصر خود نداشته است.»
رسول خدا(ص) به هر پدیده ای، موضوعی، مجهولاتی، می توانست باذن الهی، با همه علوم اول و آخر بشری در آن مسائل و موارد و بالاتر از آن (به لحاظ تسلط بر آن امر) وقوف و شهود یابد. وگرنه از منظر بشری در تاریخ، فراوان به این مسئله برمی خوریم که نظر ایشان را در امور معمولی حیات روزمره و یا پدیدیده های معمول پرسیده اند، و ایشان مثل هر بشر معمولی اظهارنظر کرده و شاید نظر دیگران را ترجیح داده اند مثل قضیه «خندق» که فکر سلمان فارسی بود. و اینها همه از جنبه اول قابل تحلیل است که پیامبر هم مثل سایر فرزندان آدم در محدوده شرایط طبیعی بشری است، از نیازهای طبیعی گرفته، تا معاشرت با همنوعان و شرایط روزانه و عشق و عاطفه به زن و فرزند و جنگ و صلح و...
ضمن اینکه در همین زمینه هم به لحاظ فراهم بودن شرایط مطلوب (از نظر وراثت- طهارت صلب و رحم، زندگی خداپرستانه و تربیت ممتاز خانوادگی) و هم برجستگی های وجودی و شخصی، دارای قدرت تدبیر و تفکر سالم بوده و لذا در پیش گرفتن زندگی موحدانه قبل از بعثت، زبانزد بودن از نظر امانت و پاکی و صلابت و شجاعت و حسن خلق و... نشان از این دارد که واقعاً از افراد معمولی و متعارف جامعه خود برتر بوده است.
- با این همه نکته دیگری که هم تاکید بر وحیانی بودن قرآن، و هم دقت در اخذ، حفظ، و ابلاغ آیات الهی توسط پیامبر دارد، اینست که با آنهمه فضایل و عظمت شخصیتی پیامبر اکرم (ص)، در آیات مختلف قرآن کریم، تذکرات جدی به پیامبرش داده که دلالت بر اهمیت قرآن کریم و حفظ کلام الهی از سوی پیامبر دارد.
خداوند در آیات ۴۳ تا ۴۷ سوره مبارکه الحاقه می فرماید: «... تنزیل من رب العالمین، ولو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین، ثم لقطعنا منه الوتین...» (این قرآن فرو فرستاده از خدای عالمیان است، و اگر محمد (ص) به دروغ به ما سخنانی می بست، حتماً ما او را به قهر و انتقام از یمینش می گرفتیم، و رگ و تینش را قطع می کردیم...)
در برابر آیات کریمه فوق چه کسی جرئت می کند که بگوید: پیامبر آفریننده وحی است و با دریافت مضمون مثل یک شاعر الهامی را به زبان خود و با شخصیت خود و ویژگیهای آن بیان می کند.
آیه ۱۵ سوره یونس در این خصوص، جای هیچگونه بحثی باقی نمی گذارد: «واذا تتلی علیهم آیاتنا بینات قال الذین لایرجون لقاء ناأت بقرآن غیرهذا او بدله، قل مایکون لی ان ابدله من تلقاء نفسی، ان اتبع الا مایوحی الی، انی اخاف ان عصیت ربی عذاب یوم عظیم»، و هرگاه آیات روشن ما بر آنها تلاوت شود، منکران معاد که امیدوار به لقاء ما نیستند به رسول ما اعتراض کرده گفتند «اگر تو رسولی» قرآنی هم غیر از این بیاور. یا همین را تغییرش بده (به قرآن دیگر مبدل ساز)، در پاسخ آنها بگو مرا نرسد از پیش خود قرآن را تبدیل کنم من از هیچ چیز جز وحی خدا پیروی نخواهم کرد، و اگر عصیان پروردگار کنم از عذاب بزرگ قیامت می ترسم.
بنظر می رسد آنچه از قرآن کریم در مورد وحی و امانتداری رسول خدا (ص) در بیان کلام الهی دریافت می شود حکایت از این دارد که در ادعای بشری بودن قرآن و از همین رهگذر خطاپذیری آن بیش از آنکه طرح یک شبهه و ابهام باشد، افترایی است که به قرآن زده می شود و در همین راستا آیه مبارکه ۸۲ از سوره نساء می فرماید: «افلا یتدبرون القرآن، ولوکان من عند غیرالله لوجدوافیه اختلافا کثیرا
آیا در قرآن تدبر نمی کنید که اگر از غیر خدا می بود در آن اختلاف بسیار می یافتید.
بحث در این مقوله بسیار است و شاید ذکر این آیه شریفه (یونس - ۱۷) در همین رابطه کفایت کند که: «فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بآیاته، انه لایفلح المجرمون» پس چه کسی ستمکارتر از آنست که به خدا افترا بندد یا آیاتش را تکذیب کند، که همانا خدا مجرمان را به رستگاری نمی رساند.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رایج ترین شغل بانوان در سال 2013 همچون دهه 50!
    این روزها متداول ترین شغل برای بانوان کدام است؟ بله، هنوز هم منشی گری متداول ترین گزینه است – با این حال بانوان بیشتر از آقایان مدارک علمی و دانشگاهی کسب می کنند، و در مدارج مدیریتی ارتقا می یابند و تعداد بانوانی که کسب و کار خودشان را شروع کرده اند در حا