پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

مرگی که شکستش داده‌ام


مرگی که شکستش داده‌ام
محمود درویش، کسی بیش از یک شاعر مقاومت یا حتی نویسنده اعلامیه استقلال فلسطین بود، او صدای آن‌ها بود که اکنون هزاران کیلومتر دورتر از وطن خود، خاموش شده بود.
گفته می‌شود او خود ساعاتی پس از جراحی قلب شعری با عنوان «مرگی که شکستش داده‌ام»‌ سرود، این سومین جراحی قلب درویش محمود بود که پس از آن جان باخت و دفتر سروده‌هایش برای همیشه بسته شد.
محمود درویش در سیزدهم مارس ۱۹۴۱ در البروه، روستایی فلسطینی که اکنون در اشغال اسرائیل است به دنیا آمد، مادرش بی‌سواد و پدرش مزرعه دار بود. آنها پس از اشغال روستا به لبنان کوچ کردند اما زندگی در غربت را طاقت نیاوردند و به نزدیکی روستای‌شان که اکنون بخشی از قلمرو اسرائیل بود بازگشتند، جایی که درویش توانست به مدرسه برود.
در همان مدرسه بود که جذب گرایش‌های چپ شد، به حزب کمونیست پیوست و چندین بار به زندان افتاد. پس از چاپ شعرها و نوشته هایش در نشریات حزبی همچون الاتحاد و الجدید در نوزده سالگی به تشویق رفقایش اولین کتاب شعر خود «پرنده‌های بی‌بال» را منتشر کرد و پس از آن با کسب بورسی برای ادامه تحصیل به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی رفت، وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مسکو شد و بلافاصله شناسنامه اسرائیلی خود را پاره و شهروندی اسرائیلی خود را ملغی اعلام کرد.
ولی در آن جا نیز ماندگار نشد و پس از یک سال به مصر و لبنان رفت و در سال ۱۹۷۳ به جبهه آزادیبخش فلسطین پیوست و در نتیجه از ورود به اسرائیل یا اراضی اشغالی منع شد و تنها ٢٢ سال بعد وی اجازه یافت که در رام‌الله اقامت کند.
در سال ۱۹۷۳ وی مرکز پژوهش‌های فلسطین را بنیاد نهاد و فصلنامه‌ای تحت عنوان مسائل فلسطین در بیروت منتشر کرد.
در سال ۱۹۷۴، یاسرعرفات برای ایراد سخنرانی به مجمع عمومی سازمان ملل دعوت شد، این سخنرانی تاریخی و جمله پایانی مشهورش را محمود درویش نوشته بود: «من امروز با یک دست شاخه زیتون و با دست دیگر با سلاح آزادی‌خواهان به این‌جا آمده‌ام، نگذارید شاخه زیتون از دستم بیفتد.»
در سال ۱۹۸۳ وی به عضویت شورای اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین درآمد و سال بعد اعلامیه استقلال فلسطین را نوشت که توسط یاسر عرفات رهبر این سازمان خوانده شد.
در سال ۱۹۸۸، عبور بین کلمات گذرنده، یکی از اشعار وی در پارلمان اسرائیل جنجال بسیاری برانگیخت و برخی از نمایندگان راست گرای اسرائیلی خواستار اقامه دعوی علیه وی شدند؛ زیرا به گمان آن‌ها وی در این شعر خواستار بیرون راندن یهودی‌ها از اسرائیل شده بود.
وی در سال ۱۹۹۳ پس از قرارداد اسلو بین سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت اسرائیل از این سازمان کناره گیری کرد و شعری در هجو یاسرعرفات سرود. با این حال این امر سبب نشد تا در زمان محاصره رام‌الله ‌از وی دفاع نکند.
در این هنگام وی مجموعه اشعاری تحت عنوان «در محاصره» منتشر کرد که این اشعار از قضا این روزها در زمان محاصره غزه نیز تداعی‌گر آن روزهاست. درویش در این مجموعه درک و احساسات خود از محاصره شهرش توسط ارتش اسرائیل را سروده است.
از درویش سی جلد مجموعه شعر به زبان عربی به‌جای مانده است و هشت کتاب دیگر. او با همان نخستین مجموعه شعرش، پرنده‌های بی‌بال و شعر برگه هویت به شهرت بسیاری دست یافت.
● شعر برگه هویت
کتاب‌های درویش به زبان‌های مختلف از جمله فارسی به چاپ رسیده‌اند و بسیاری از اشعار او همواره در برخی نشریات چپ‌ گرای ایرانی به چاپ رسیده است.
جاهد جهانشاهی کتاب «آخرین قطار» (۱۳۸۴) و یوسف عزیزی «برگ‌های زیتون» (۱۳۵۶) را به فارسی برگردانده و در ایران به چاپ سپرده است.
مجموعه در محاصره نیز توسط تراب حق‌شناس در سوئد به فارسی برگردانده و چاپ شده است.
«مزامیر» و «گنجشک‌ها در الجلیل می‌میرند» نیز دو کتابی هستند که توسط حوزه هنری از درویش چاپ شده‌اند. شفیعی کدکنی نیز برخی از اشعار او را در نشریات ادبی به فارسی برگردانده است.
درویش به زبان عربی می‌نوشت اما به انگلیسی، عبری و فرانسوی نیز سخن می گفت و بیش از ۲۲ جلد از مجموعه اشعارش به ۳۵زبان منتشر شده اند.
برخی از مجموعه شعرهای وی عبارتند از: پرنده‌های بی‌بال (۱۹۶۰)، برگ‌های زیتون (۱۹۶۴)، عشقی از فلسطین (۱۹۶۵)، پایان شب (۱۹۶۷)، خاطرات زخم فلسطین (۱۹۶۹)، نوشتن در روشنای رگبار مسلسل (۱۹۷۰)، دوستت دارم، دوستت ندارم (۱۹۷۲)، ای بیروت (۱۹۸۲)، من می‌دانم چه می‌خواهم (۱۹۹۰) و متاسفانه آن‌جا بهشت بود (۲۰۰۳). آخرین مجموعه شعر وی‌ نقش پروانه چند ماه پیش منتشر شد.
در سال ۲۰۰۰، یوسی سرید وزیر چپ گرای آموزش اسرائیل خواستار گنجاندن برخی از اشعار درویش در بین متون درسی دبیرستان‌ها شد اما این طرح از سوی اهود باراک، نخست وزیر وقت ملغی شد.
براساس اشعار درویش، آثار موسیقیایی بسیاری شکل گرفته‌اند از جمله تامار ماسکال آهنگساز اسرائیلی- آمریکایی براساس مجموعه شعر ‌«باد زرد» وی یک قطعه موسیقی ارکسترال ساخته است.
بسیاری از آهنگسازان و ترانه سرایان مشهور عرب نیز از اشعار درویش در ترانه‌ها و قطعات موسیقی خود استفاده کرده اند از جمله مارسیل خلیفه، ترانه سرای مشهور لبنانی که برای ترانه "ای پدر من یوسفم" به کفرگویی و مخالفت با قرآن متهم و برخی از علمای لبنان وی را تکفیر کردند.
محمود درویش در فیلم موسیقی ما ژان لوک گدار نیز ظاهر شده است تا دیدگاه شاعرانه‌اش در باره‌ی اسرائیل و فلسطین را توضیح دهد.
وی می‌گوید می‌خواهد روایت دیگری از اشغال بسراید زیرا هیچ ملتی بدون شعر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. درویش در این صحنه می‌گوید: ما سرنوشت روشنی در پیش داریم زیرا با دولت اسرائیل دشمنی می‌کنیم، دولتی که همه جهان از آن پشتیبانی می‌کنند.
در سال ۲۰۰۱ درویش جایزه لانن برای آزادی فرهنگی را برد وی هم‌چنین جوایز دیگری از جمله جایزه صلح لنین (۱۹۸۳)، جایزه لوتوس (۱۹۶۹)، نشان و لقب شوالیه از سوی وزارت فرهنگ فرانسه (۲۰۰۱) و جایزه طلایی شعر مقدونیه (۲۰۰۷) را دریافت کرده است.
درویش رئیس اتحادیه نویسندگان فلسطین و از بنیان‌گذاران مجلس بین‌المللی نویسندگان در سال ۱۹۹۳ به همراه متفکرانی چون ژاک دریدا، پیر بوردیو و سلمان رشدی بوده است.
درویش در سال‌های اخیر در رام الله اقامت داشت و پس از دو ازدواج و طلاق گفته بود که دیگر ازدواج نخواهد کرد زیرا به تنهایی خود سخت معتاد شده است.
وی چندی پیش در باره تصورش از شعر سیاسی گفته بود: من تصور می کردم شعر می تواند همه چیز را عوض کند، می تواند تاریخ را تغییر دهد و جلوه‌ای انسانی به آن ببخشد و این یک اندیشه ضروری برای درگیر کردن شعر با مبارزه بود اما اکنون فکر می‌کنم اشعار تنها نمای شعر را تغییر می دهد.
اظهارات درویش در زمان اقامتش در رام‌الله نیز با جنجال‌های بسیاری در اسرائیل روبرو بود؛ از جمله این گفته مشهور وی در باره‌ی بمب‌گذاران انتحاری: «ما نباید بمب‌گذاران انتحاری را مورد قضاوت قرار بدهیم. ما علیه بمب‌گذاران انتحاری هستیم اما باید درک کنیم که چه چیزی این جوانان را به چنین عملی سوق می‌دهد، آن‌ها می‌خواهند خود را از شر چنین زندگی سیاهی برهانند، این امری ایدئولوژیک نیست بلکه ناشی از نومیدی است.»
ولی درویش خود همواره گفته بود که برای پایان یافتن مصائب مردم فلسطین امیدوار باقی می‌ماند: «من نا‌امید نمی‌شوم، صبورانه منتظر انقلابی در خودآگاه اسرائیلی‌ها می‌مانم.»
با این‌که درویش بارها از سوی راست‌گرایان افراطی اسرائیل با اتهاماتی چون یهودی ستیزی و یا ضد اسرائیلی روبرو شده است، بارها تاکید کرده است که هیچ‌گاه با یهودیان دشمن نبوده است: اولین معلم عبری‌ام یهودی بود، اولین عشقم دختری یهودی بود و اولین قاضی که مرا به زندان فرستاد هم یهودی بود، در نتیجه من هیچ‌وقت به یهودی‌ها به چشم اهریمن یا فرشته نگاه نکرده‌ام. آن‌ها برای من انسان بوده‌اند.
درویش می‌گوید در هنگامه‌ی وحشی‌گری، تنها شعر است که می تواند با تکیه بر احساسات بشری مقاومت کند، مانند گیاهی که در میانه یک کارزار بر پیکره دیواری روییده.
احمد فوام نجم، شاعر مشهور مصری در باره وی گفت: او درد فلسطینیان را به گونه‌ای سحرآمیز به قلم کشیده و ما را به گریه و خنده افکنده است او احساسات ما را تسخیر کرده است.
عصام مخول، حقوق‌دان و عضو قدیمی حزب کمونیست اسرائیل می‌گوید: وقتی ما به درویش فکر می‌کنیم او را درقلب و زبان خود می‌بینیم.
همچون مخول بسیاری از فلسطینیان، محمود درویش را در سالهای نومیدی زبان اعتراض، خشم، غرور، شیون، شادی و اندوه خود می‌دانستند و شاید از همین رو بود که اشعار وی در جهان تجلی روزگار فلسطینی‌ها به شمار می‌رفت.
محمود درویش که مهم‌ترین شاعر معاصر جهان عرب خوانده می‌شد در شام‌گاه نهم اوت در سن۶۷ سالگی و مدت کوتاهی پس از عمل جراحی قلب باز در بیمارستانی در تکزاس درگذشت. بنا بر وصیت وی پیکرش در خاک فلسطین جای خواهد گرفت.
● شعر اتاق CCU
یارانم برپا می کنند برایم همیشه مراسم وداع را
و گوری آسوده در سایه سار بلوط
و سنگی از مرمر زمان
اما به هنگام تشیع
همواره بر آنان پیشی می‌گیرم
پس مرده کیست؟ کی؟
(درمحاصره)

http://omidh.blogfa.com
امید حبیبی‌نیا

مطالب مرتبط

نسیم شمال


نسیم شمال
آهای آهای نسیم شمال، مثال شیر ارژنه
گاه زنی به میسره، گاه زنی به میمنه
زلزله ها فکنده ای، به کوه و دشت و دامنه
آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه
صد سال است که فارسی زبانان از شعر سید اشرف الدین قزوینی، نسیم شمال، لذت می برند. صد سال است که مردم اعماق در ایران شعر نسیم شمال را زمزمه می کنند، و صد سال است که کسی نتوانسته جای او را پر کند. پر کردن جای او آسان نیست. نه پیش از او شعر کسی در زبان فارسی اینهمه رواج مردمی یافته بود و نه پس از او. امروز دیگر رادیو و تلویزیون و مطبوعات، سرگرمی ها و لطیفه ها و هر آنچه ورد زبان مردم می شود را تغییر داده اند، اما تا همین سی چهل سال پیش اگر شهرستانی بودید یا روستایی، احتمالاً نام بزرگ دهخدا را نشنیده بودید، ایرج میرزا را نمی شناختید اما حتما نام یک لطیفه گوی طنز پرداز را شنیده بودید؛ نسیم شمال. چرا که همان خرده سوادی که بعضی مردم روستایی برای خواندن نوحه و مرثیه داشتند، برای خواندن شعر نسیم شمال کافی بود. کافی بود برای آنکه به صدای بلند و به مثابه عرضه نوعی غرور چنانکه گویی خود آن شعر را سروده باشند، شعرش را از بر بخوانند. شعری که چون آب روان بود و به آسانی در ذهن می نشست و جاگیر می شد.
او شاعری به تمام معنی ملی بود. ملی به معنی آنکه بین تمام ملت شناخته بود و همه از روستایی گرفته تا شهری، از مردم آگاه و صاحب فکر گرفته تا مردم بی سواد شعر او را می خواندند و ورد زبان خود می کردند.
حاجی، بازار رواج است رواج كو خریدار؟ حراج است حراج!
می فروشم همهء ایران را عرض و ناموس مسلمانان را
رشت و قزوین و قم و كاشان را بخرید این وطن ارزان را!
یزد و خوانسار حراج است حراج کو خریدار حراج است حراج
روزنامه کوچکش هم همین وضع را داشت یعنی به حدی خواننده و خواهنده داشت که هنوز هیچ روزنامه طنز و غیر طنزی در ایران نیافته است. این روزنامه کوچک، پر از اشعار خود او بود، یا طنزهایی که گاه به نثر می نوشت. مرحوم حبیب یغمایی حدود سی سال پیش در مجلس بزرگداشت او در دانشگاه تهران تعریف می کرد که روزنامه اش وقتی منتشر می شد بچه های روزنامه فروش صف می کشیدند و آن را دسته دسته با خود می بردند و هنوز به جایگاه خود نرسیده تمام فروخته بودند. برای آنکه مردم حتی آنها که بی سواد بودند آن را می خریدند تا در خانه ها و در شب نشینی ها به دست آدم باسوادی بدهند که برایشان بخواند.
مرحوم سعید نفیسی در مقالات جذابی که درباره او در مجله سپید و سیاه نوشته و یحیی آریان پور بخش هایی از آن را در « از صبا تا نیما» نقل کرده، این حکایت را به نحو زیباتری روایت کرده است:
« روزی كه موقع انتشار آن می رسید، دسته دسته كودكان ده دوازده ساله كه موزعان او بودند، در همان چاپخانه گرد می آمدند و هر كدام دسته ای بزرگ می شمردند و از او می گرفتند و زیر بغل می گذاشتند. این كودكان راستی مغرور بودند كه فروشنده نسیم شمال هستند».
توضیح سعید نفیسی مربوط به زمانی است که نسیم شمال در تهران منتشر می شد وگرنه همه می دانند که نسیم شمال ابتدا در سال ۱۳۲۵ ق در رشت انتشار یافت، و از آنجا بود که به سید اشرف گیلانی مشهور شد والا سید قزوینی بود ( بنده در قزوین به دنیا آمدم چندی از بهر تماشا آمدم ) و در تبریز هم درس خوانده بود. باری با شکست مشروطه خواهان، بساط نسیم شمال در رشت برچیده شد تا وقتی که سپه سالار تهران را گرفت و به حمایت بی دریغ از سید و روزنامه اش برخاست. این بار نسیم شمال در تهران منتشر شد و تا مدتها بعد از مرگ او نیز در تهران انتشار می یافت برای آنکه سید امتیاز آن را به نام دیگری کرده بود.
شعرش ورد زبان همه بود، سپهسالار از او حمایت می کرد اما طوری می زیست که جز سربلندی ایران چیزی نمی خواست. در رشت مردم خیلی به او مهربان بودند اما در تهران در حجره های تنگ و مرطوب از نوع حجره های مدرسه مروی می زیست. هر گز در پی پول و مال نبود.
توصیف حبیب یغمایی و سعید نفیسی از او بی مانند است. متاسفانه متن مربوط به یغمایی دم دست نیست. در اینجا متن نفیسی را می آوریم که متن مشهورتری است: « از میان مردم بیرون آمد، با مردم زیست و در میان مردم فرورفت... او نه وزیر شد، نه وكیل شد، نه رئیس اداره شد، نه پولی به هم زد، نه خانه ساخت، نه ملك خرید، نه مال كسی را با خود برد، نه خون كسی را به گردن گرفت. شاید روز ولادت او را هم كسی جشن نگرفت و من خود شاهد بودم كه در مرگ او ختم هم نگذاشتند».
حبیب یغمایی در همان جلسه دانشگاه تهران از &#۰۳۹;جنون&#۰۳۹; سید می گفت و اینکه سید را به بهانه جنون در دوره رضاشاه به دارالمجانین فرستادند و معلوم نشد کی مرد و کجا دفنش کردند. در واقع می گفت که سید را کشتند.
سعید نفیسی نیز بر همین عقیده است و می نویسد که همه حکومت ها از دست این سید « آسمان جل جلنبر » عاصی شده بودند و نمی دانستند با او چه بکنند. « او را به تیمارستان شهرنو بردند و اتاقی در حیاط عقب بیمارستان به او اختصاص دادند... من نفهمیدم چه نشانه جنون در این مرد بزرگ بود. همان بود که همیشه بود. مقصود از این کارها چه بود؟ این، یکی از بزرگترین معماهای حوادث این دوران زندگی ماست. خبر مرگ او را هم به کسی ندادند. آیا راستی مرد؟ نه هنوز زنده است و من زنده تر از او نمی شناسم ».چنانکه می بینید توضیحات استاد نفیسی هم خواننده را به همان نتیجه مرحوم حبیب یغمایی می رساند اما حجت الله اصیل که گزیده ای از اشعار سید اشرف را به مناسبت بزرگداشت او، به همت نشر فرزان روز، چاپ کرده و قرار است این کتاب در روز بزرگداشت نسیم شمال از طرف « کتاب ماه ادبیات و فلسفه» به حاضران داده شود، در شهریور ماه گذشته در همان مجله ( شماره ۶۹ ) نوشت که این سیه روزی و سیه رویی دیکتاتورهاست که هر برچسبی برازنده پیشانی آنهاست ولی سید را به بهانه جنون به دیوانه خانه نفرستاده اند بلکه او این جنون را از دوره جوانی داشته است. سپس از نسیم شمال، شماره ۱ مورخ ۲۴ ربیع الثانی ۱۳۴۱ می آورد: « این بنده نظر به اینکه مدت دو سال بود کسالت مزاج داشتم و مریض بودم گاهی در دارالمجانین و گاهی مسافرت ییلاقات، این بود که از ملاقات و ... خدمت به هموطنان بازماندم » و با این گفتاورد نتیجه گرفته است که سید در آذر ۱۲۹۹ شمسی، یعنی پیش از کودتای سوم اسفند بیمار بوده است. اما حرف استاد نفیسی و حبیب یغمایی نیز بی پایه نیست. در ایران کسی نمی توانسته با زبان سرخی چون زبان نسیم شمال به قول مرحوم دهخدا سر زنده به گور ببرد. آنچه دهخدا خطاب به خود سروده درباره نسیم شمال هم صادق است:
.....نه بیم ز کف بین و نه جن گیر و نه رمال
نه خوف ز درویش و نه از جذبه و نه حال
نه ترس ز تکفیر و نه از پیشتوی شاپشال
مشکل ببری گور، سر زنده آ کبلای
هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آ کبلای
مرگ سید اشرف را ۲۹ اسفند ۱۳۱۲ نوشته اند. به این ترتیب، سال جاری خورشیدی هفتاد سال شمسی از درگذشت شاعر گذشته است و شعرش هم صد ساله شده است. شعری که صد سال است که در بین مردم جوش می زند و غلغل می کند. صد سال قمری از انتشار نسیم شمال می گذرد.
قطعه زیر كه بعضی ابیاتش نقل می شود، مستزادی است كه در شماره ۹ نسیم شمال، چاپ رشت مورخ ۲۷ ذیعقده ۱۳۲۵ ه.ق، منتشر شده است.
ای وای وطن وای
گردیده وطن غرقه اندوه و محن وای ای وای وطن وای
خیزید، روید از پی تابوت و كفن وای ای وای وطن وای
از خون جوانان كه شده كشته در این راه رنگین طبق ماه
خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای ای وای وطن وای
كو همت و كو غیرت و كو جوش فتوت؟ كو جنبش ملت؟
دردا كه رسید از دو طرف سیل فتن وای ای وای وطن وای
تنها نه همین گشت وطن ضایع و بد نام گمنام شد اسلام
پژمرده شد این باغ و گل و سرو وسمن وای ای وای وطن وای
بلبل نبرد نام گل از واهمه هرگز نرگس شده قرمز
سرخند از این غصه سفیدان چمن وای ای وای وطن وای
بعضی وزرا مسلكشان راهزنی شد سّری علنی شد
گشته علما غرقه در این لای و لجن وای ای وای وطن وای
سوزد جگر از ماتم خلخال خدایا محشر شده آیا؟
یك جامه ندارند رعیت به بد ن وای ای وای وطن وای
یك ذره ز ارباب ندیده است معیت بیچاره رعیت
كارش همه فریاد حسین وای حسن وای ای وای وطن وای
اشرف به جز از لالهء غم هیچ نبوید هر لحظه بگوید
ای وای وطن وای وطن وای وطن وای ای وای وطن وای
این مستزاد هم که برخی ابیاتش نقل می شود در شماره ۱۰ نسیم شمال مورخ ۱۵ ذیحجه ۱۳۲۵ ه.ق چاپ شده است:
درد ایران بی دواست
دوش می گفت این سخن دیوانه ای بی بازخواست دردایران بی دواست
عاقلی گفتا كه از دیوانه بشنو حرف راست درد ایران بی دواست
مملكت از چارسو در حال بحران و خطر چون مریض محتضر
با چنین دستور این رنجورمهجور از شفاست درد ایران بی دواست
پادشه بر ضد ملت، ملت اندر ضد شاه زین مصیبت آه، آه!
چون حقیقت بنگری هم این خطا هم آن خطاست دردایران بی دواست
هركسی با هر كسی خصم است و بدخواه است وضد گوید او را مستبدبا چنین شكل ای بسا خون ها هدر جان ها هباست دردایران بی دواست صوراسرافیل زد صبح سعادت دردمید ملا نصرالدین رسید
مجلس و حبل المتین سوی عدالت رهنماست درد ایران بی دواست
با وجود این جراید خفته ای بیدار نیست یك رگی هشیار نیست
این جراید همچو شیپور و نفیر و كرناست درد ایران بی دواست
شكر می كردیم جمعی كارها مضبوطه شد مملكت مشروطه شد
باز می بینیم آن كاسه وآن آش است وماست دردایران بی دواست
با خرد گفتم كه آخر چارهء این درد چیست؟ عقل قاطع هم گریست
بعد آه و ناله گفتا: چاره در دست خداست! درد ایران بی دواست
مسجد مروی پر از اشرار غارتگر شده مدرسه سنگر شده
روح واقف در بهشت از این مصیبت درعزاست دردایران بی دواست
اشرفا! هركس در این مشروطه جانبازی نمود رفعت و قدرش فزود
در جزا استبرق جنات عد نش متكّاست درد ایران بی دواست.
سیروس علی نژاد
برگرفته از: بی بی سی فارسی


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    درس‌ هایی از غول‌ های دنیای فناوری
    به نظرم رهبران بسیاری از سازمان‌های بزرگ اعتقادی به تغییر ندارند؛ اما با نگاهی به گذشته، رد پای تاریخ را خواهید دید. بدانید که اگر کسب‌ و کاری بی‌رمق دارید، مسلما با مشکلاتی روبه‌رو خواهید بود.