یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

مرگی که شکستش داده‌ام


مرگی که شکستش داده‌ام
محمود درویش، کسی بیش از یک شاعر مقاومت یا حتی نویسنده اعلامیه استقلال فلسطین بود، او صدای آن‌ها بود که اکنون هزاران کیلومتر دورتر از وطن خود، خاموش شده بود.
گفته می‌شود او خود ساعاتی پس از جراحی قلب شعری با عنوان «مرگی که شکستش داده‌ام»‌ سرود، این سومین جراحی قلب درویش محمود بود که پس از آن جان باخت و دفتر سروده‌هایش برای همیشه بسته شد.
محمود درویش در سیزدهم مارس ۱۹۴۱ در البروه، روستایی فلسطینی که اکنون در اشغال اسرائیل است به دنیا آمد، مادرش بی‌سواد و پدرش مزرعه دار بود. آنها پس از اشغال روستا به لبنان کوچ کردند اما زندگی در غربت را طاقت نیاوردند و به نزدیکی روستای‌شان که اکنون بخشی از قلمرو اسرائیل بود بازگشتند، جایی که درویش توانست به مدرسه برود.
در همان مدرسه بود که جذب گرایش‌های چپ شد، به حزب کمونیست پیوست و چندین بار به زندان افتاد. پس از چاپ شعرها و نوشته هایش در نشریات حزبی همچون الاتحاد و الجدید در نوزده سالگی به تشویق رفقایش اولین کتاب شعر خود «پرنده‌های بی‌بال» را منتشر کرد و پس از آن با کسب بورسی برای ادامه تحصیل به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی رفت، وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مسکو شد و بلافاصله شناسنامه اسرائیلی خود را پاره و شهروندی اسرائیلی خود را ملغی اعلام کرد.
ولی در آن جا نیز ماندگار نشد و پس از یک سال به مصر و لبنان رفت و در سال ۱۹۷۳ به جبهه آزادیبخش فلسطین پیوست و در نتیجه از ورود به اسرائیل یا اراضی اشغالی منع شد و تنها ٢٢ سال بعد وی اجازه یافت که در رام‌الله اقامت کند.
در سال ۱۹۷۳ وی مرکز پژوهش‌های فلسطین را بنیاد نهاد و فصلنامه‌ای تحت عنوان مسائل فلسطین در بیروت منتشر کرد.
در سال ۱۹۷۴، یاسرعرفات برای ایراد سخنرانی به مجمع عمومی سازمان ملل دعوت شد، این سخنرانی تاریخی و جمله پایانی مشهورش را محمود درویش نوشته بود: «من امروز با یک دست شاخه زیتون و با دست دیگر با سلاح آزادی‌خواهان به این‌جا آمده‌ام، نگذارید شاخه زیتون از دستم بیفتد.»
در سال ۱۹۸۳ وی به عضویت شورای اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین درآمد و سال بعد اعلامیه استقلال فلسطین را نوشت که توسط یاسر عرفات رهبر این سازمان خوانده شد.
در سال ۱۹۸۸، عبور بین کلمات گذرنده، یکی از اشعار وی در پارلمان اسرائیل جنجال بسیاری برانگیخت و برخی از نمایندگان راست گرای اسرائیلی خواستار اقامه دعوی علیه وی شدند؛ زیرا به گمان آن‌ها وی در این شعر خواستار بیرون راندن یهودی‌ها از اسرائیل شده بود.
وی در سال ۱۹۹۳ پس از قرارداد اسلو بین سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت اسرائیل از این سازمان کناره گیری کرد و شعری در هجو یاسرعرفات سرود. با این حال این امر سبب نشد تا در زمان محاصره رام‌الله ‌از وی دفاع نکند.
در این هنگام وی مجموعه اشعاری تحت عنوان «در محاصره» منتشر کرد که این اشعار از قضا این روزها در زمان محاصره غزه نیز تداعی‌گر آن روزهاست. درویش در این مجموعه درک و احساسات خود از محاصره شهرش توسط ارتش اسرائیل را سروده است.
از درویش سی جلد مجموعه شعر به زبان عربی به‌جای مانده است و هشت کتاب دیگر. او با همان نخستین مجموعه شعرش، پرنده‌های بی‌بال و شعر برگه هویت به شهرت بسیاری دست یافت.
● شعر برگه هویت
کتاب‌های درویش به زبان‌های مختلف از جمله فارسی به چاپ رسیده‌اند و بسیاری از اشعار او همواره در برخی نشریات چپ‌ گرای ایرانی به چاپ رسیده است.
جاهد جهانشاهی کتاب «آخرین قطار» (۱۳۸۴) و یوسف عزیزی «برگ‌های زیتون» (۱۳۵۶) را به فارسی برگردانده و در ایران به چاپ سپرده است.
مجموعه در محاصره نیز توسط تراب حق‌شناس در سوئد به فارسی برگردانده و چاپ شده است.
«مزامیر» و «گنجشک‌ها در الجلیل می‌میرند» نیز دو کتابی هستند که توسط حوزه هنری از درویش چاپ شده‌اند. شفیعی کدکنی نیز برخی از اشعار او را در نشریات ادبی به فارسی برگردانده است.
درویش به زبان عربی می‌نوشت اما به انگلیسی، عبری و فرانسوی نیز سخن می گفت و بیش از ۲۲ جلد از مجموعه اشعارش به ۳۵زبان منتشر شده اند.
برخی از مجموعه شعرهای وی عبارتند از: پرنده‌های بی‌بال (۱۹۶۰)، برگ‌های زیتون (۱۹۶۴)، عشقی از فلسطین (۱۹۶۵)، پایان شب (۱۹۶۷)، خاطرات زخم فلسطین (۱۹۶۹)، نوشتن در روشنای رگبار مسلسل (۱۹۷۰)، دوستت دارم، دوستت ندارم (۱۹۷۲)، ای بیروت (۱۹۸۲)، من می‌دانم چه می‌خواهم (۱۹۹۰) و متاسفانه آن‌جا بهشت بود (۲۰۰۳). آخرین مجموعه شعر وی‌ نقش پروانه چند ماه پیش منتشر شد.
در سال ۲۰۰۰، یوسی سرید وزیر چپ گرای آموزش اسرائیل خواستار گنجاندن برخی از اشعار درویش در بین متون درسی دبیرستان‌ها شد اما این طرح از سوی اهود باراک، نخست وزیر وقت ملغی شد.
براساس اشعار درویش، آثار موسیقیایی بسیاری شکل گرفته‌اند از جمله تامار ماسکال آهنگساز اسرائیلی- آمریکایی براساس مجموعه شعر ‌«باد زرد» وی یک قطعه موسیقی ارکسترال ساخته است.
بسیاری از آهنگسازان و ترانه سرایان مشهور عرب نیز از اشعار درویش در ترانه‌ها و قطعات موسیقی خود استفاده کرده اند از جمله مارسیل خلیفه، ترانه سرای مشهور لبنانی که برای ترانه "ای پدر من یوسفم" به کفرگویی و مخالفت با قرآن متهم و برخی از علمای لبنان وی را تکفیر کردند.
محمود درویش در فیلم موسیقی ما ژان لوک گدار نیز ظاهر شده است تا دیدگاه شاعرانه‌اش در باره‌ی اسرائیل و فلسطین را توضیح دهد.
وی می‌گوید می‌خواهد روایت دیگری از اشغال بسراید زیرا هیچ ملتی بدون شعر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. درویش در این صحنه می‌گوید: ما سرنوشت روشنی در پیش داریم زیرا با دولت اسرائیل دشمنی می‌کنیم، دولتی که همه جهان از آن پشتیبانی می‌کنند.
در سال ۲۰۰۱ درویش جایزه لانن برای آزادی فرهنگی را برد وی هم‌چنین جوایز دیگری از جمله جایزه صلح لنین (۱۹۸۳)، جایزه لوتوس (۱۹۶۹)، نشان و لقب شوالیه از سوی وزارت فرهنگ فرانسه (۲۰۰۱) و جایزه طلایی شعر مقدونیه (۲۰۰۷) را دریافت کرده است.
درویش رئیس اتحادیه نویسندگان فلسطین و از بنیان‌گذاران مجلس بین‌المللی نویسندگان در سال ۱۹۹۳ به همراه متفکرانی چون ژاک دریدا، پیر بوردیو و سلمان رشدی بوده است.
درویش در سال‌های اخیر در رام الله اقامت داشت و پس از دو ازدواج و طلاق گفته بود که دیگر ازدواج نخواهد کرد زیرا به تنهایی خود سخت معتاد شده است.
وی چندی پیش در باره تصورش از شعر سیاسی گفته بود: من تصور می کردم شعر می تواند همه چیز را عوض کند، می تواند تاریخ را تغییر دهد و جلوه‌ای انسانی به آن ببخشد و این یک اندیشه ضروری برای درگیر کردن شعر با مبارزه بود اما اکنون فکر می‌کنم اشعار تنها نمای شعر را تغییر می دهد.
اظهارات درویش در زمان اقامتش در رام‌الله نیز با جنجال‌های بسیاری در اسرائیل روبرو بود؛ از جمله این گفته مشهور وی در باره‌ی بمب‌گذاران انتحاری: «ما نباید بمب‌گذاران انتحاری را مورد قضاوت قرار بدهیم. ما علیه بمب‌گذاران انتحاری هستیم اما باید درک کنیم که چه چیزی این جوانان را به چنین عملی سوق می‌دهد، آن‌ها می‌خواهند خود را از شر چنین زندگی سیاهی برهانند، این امری ایدئولوژیک نیست بلکه ناشی از نومیدی است.»
ولی درویش خود همواره گفته بود که برای پایان یافتن مصائب مردم فلسطین امیدوار باقی می‌ماند: «من نا‌امید نمی‌شوم، صبورانه منتظر انقلابی در خودآگاه اسرائیلی‌ها می‌مانم.»
با این‌که درویش بارها از سوی راست‌گرایان افراطی اسرائیل با اتهاماتی چون یهودی ستیزی و یا ضد اسرائیلی روبرو شده است، بارها تاکید کرده است که هیچ‌گاه با یهودیان دشمن نبوده است: اولین معلم عبری‌ام یهودی بود، اولین عشقم دختری یهودی بود و اولین قاضی که مرا به زندان فرستاد هم یهودی بود، در نتیجه من هیچ‌وقت به یهودی‌ها به چشم اهریمن یا فرشته نگاه نکرده‌ام. آن‌ها برای من انسان بوده‌اند.
درویش می‌گوید در هنگامه‌ی وحشی‌گری، تنها شعر است که می تواند با تکیه بر احساسات بشری مقاومت کند، مانند گیاهی که در میانه یک کارزار بر پیکره دیواری روییده.
احمد فوام نجم، شاعر مشهور مصری در باره وی گفت: او درد فلسطینیان را به گونه‌ای سحرآمیز به قلم کشیده و ما را به گریه و خنده افکنده است او احساسات ما را تسخیر کرده است.
عصام مخول، حقوق‌دان و عضو قدیمی حزب کمونیست اسرائیل می‌گوید: وقتی ما به درویش فکر می‌کنیم او را درقلب و زبان خود می‌بینیم.
همچون مخول بسیاری از فلسطینیان، محمود درویش را در سالهای نومیدی زبان اعتراض، خشم، غرور، شیون، شادی و اندوه خود می‌دانستند و شاید از همین رو بود که اشعار وی در جهان تجلی روزگار فلسطینی‌ها به شمار می‌رفت.
محمود درویش که مهم‌ترین شاعر معاصر جهان عرب خوانده می‌شد در شام‌گاه نهم اوت در سن۶۷ سالگی و مدت کوتاهی پس از عمل جراحی قلب باز در بیمارستانی در تکزاس درگذشت. بنا بر وصیت وی پیکرش در خاک فلسطین جای خواهد گرفت.
● شعر اتاق CCU
یارانم برپا می کنند برایم همیشه مراسم وداع را
و گوری آسوده در سایه سار بلوط
و سنگی از مرمر زمان
اما به هنگام تشیع
همواره بر آنان پیشی می‌گیرم
پس مرده کیست؟ کی؟
(درمحاصره)

http://omidh.blogfa.com
امید حبیبی‌نیا

مطالب مرتبط

در ستایش رنج

در ستایش رنج
یوش؛ روستای كوچكی در دامنه‌های سرسبز البرز. سال ۱۲۷۶ است و قاجارها دو دستی سلطنت را چسبیده‌اند. اگر چه تكانه‌های شدیدی در جریان است و عنقریب است كه از دور خارج شوند. انقلاب مشروطیت در راه است.پاییز، آن قدر رنگ در طبیعت ریخته است كه نخستین نگاه‌های «نوزاد» به جای گریه با حیرت همراه است. اسمش را علی می‌گذارند؛ اولین پسر مردی شجاع و عصبانی و زنی اهل شعر و ادبیات. پدر تار می‌زند و به شكار می‌رود و گاهی پسر خردش را جلوی خودش، بر اسب می‌نشاند و به كوه می‌زند:«زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی‌بانان گذشت كه به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق – قشلاق می‌كنندو شب بالای كوه‌ها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می‌شوند.»خواندن و نوشتن را نزد آخوند روستا می‌آموزد. در سفری به تهران، به اصرار اقوام نزدیكش، در مدرسه‌ی سن لویی نام نویسی می‌كند. اما درس خواندنش تعریفی ندارد. با بچه‌ها درگیر می‌شود.مدام در اندیشه‌ی نقشه‌ای برای فرار از مدرسه است و به جز نقاشی، نمراتش تعریفی ندارد: «وضع رفتار و سكنات من، كناره‌گیری و حجبی كه مخصوص بچه‌های تربیت شده در بیرون شهر است، موضوعی بود كه در مدرسه مسخره بر می‌داشت. با خوش رفتاری‌ها و تشویق‌های معلم شاعری به نام «نظام وفا» به وادی شعر كشیده می‌شود. شعرهایی به سبك خراسانی می‌سراید. اما این قالب و نگاه نمی‌تواند او را راضی كند: «همه چیز در آن یك جور و به طور كلی دور از طبیعت واقع و كم‌تر مربوط به خصایص شخص گوینده، وصف می‌شود» اما مدرسه‌ی سن لویی برای او چیزی بیش‌تر از یك معلم خوب دارد. یادگیری «زبان فرانسه» از اركان آموزشی این مدرسه است. در این ایام كه مقارن با جنگ جهانی اول است، اخبار جنگ را به زبان فرانسه می‌خواند و اندك اندك با ادبیات فرانسه و آثار شعرای رمانتیك آشنا می‌شود:«آشنایی با زبان خارجی راه تازه را در پیش چشم من گذاشت» بعد از اتمام دوران تحصیل در اداره‌ای مشغول به كار می‌شود. ولی زندگی شهری و كار اداری با طبع او سازگار نیست:«من تمام این مدت را در شهر اقامت داشتم. مشغول انجام دادن كاری بودم كه مقتضی طبیعت من نبود. با چه كسی می‌توان گفت كه مرتب كردن كاغذ جات یك اداره‌ی دولتی و سنجاق زدن به آن‌ها برای من كار خوبی نبود.»سرانجام جست و جوهایش به نتیجه‌ می‌رسند. منظومه‌ی بلند «افسانه» را می‌سراید و قسمتی از آن را در هفته‌نامه‌ی «قرن بیستم» به چاپ می‌رساند. این نشریه را دوست شاعرش «میرزاده‌ی عشقی» اداره می‌كند.این منظومه سرشار از تخیل و توصیف‌های بدیعی است كه مخالفان نوگرایی نیز نمی‌توانند بی‌اعتنا از كنار آن
بگذرند: تو دروغی، دروغی و لاویز / تو غمی، یك غم سخت زیبا. یا در جای دیگر: خس، به صد سال طوفان
ننالد / گل، زیك تند باد است بیمار / تومپوشان سخن‌ها كه داری...
افسانه در ۱۳۰۱ سروده و منتشر می‌شود و از این پس نوآوری‌های او كه دیگر نام خودش را به «نیما یوشیج»
تغییر داده بوده با شعرهایی ادامه پیدا كرد كه هر كدام از بهترین نمونه‌های سبكی محسوب می‌شود كه خیلی زود به «شعر نو» معروف شد و شاعران جوان زیادی را به دنبال خود كشید.اما نادیده گرفتن قواعد جا افتاده‌ی هزاران ساله، بدون بدخواهی و مخالفت آشكار ادبی جا افتاده و صاحب نام، امكان‌پذیر نشد:«چیزهایی كه قابل تحسین و توجه عموم واقع می‌شوند اغلب این طور اتفاق افتاده است كه روز قبل بالعمومآن‌ها را رد و تكذیب كرده‌اند.» با این همه نیما راه خود را یافته بود و بدون توجه به بدفهمی‌ها و كم‌فهمی‌های اهل ادب به تجربه‌های تازه‌اش ادامه داد: وزن و قافیه را هر چند یك سره به كنار ننهاد، آن‌ها را به شكل تازه‌ای به كار گرفت. مصرع‌ها كوتاه و بلند می‌شوند و كلمات با دقت و وسواس انتخاب می‌شوند. هر چند ظاهر بعضی از اشعار، انسجام و استحكام سبك كهن را ندارند، نظم آهنینی در كل شعر جاری است كه مخصوص همان شعر است:«شعر آزاد سرودن برای من دشوارتر از غیر آن است.» نوآوری نیما فقط در قالب شعری نبود. نوع نگاه او نیز تازه و امروزی بود. همین نگاه تازه بود كه به آن قالب نو منجر شده بود:«مایه‌ی اصلی اشعارمن رنج من است. به عقیده‌ی من گوینده‌ی واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود شعر می‌گویم. فرم و كلمات و وزن و قافیه، در همه وقت برای من ابزارهایی بوده‌اند كه مجبور به عوض كردن آن‌ها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.»«دیگران» بخش قابل توجهی از هستی نیما است. او نمی‌تواند چشمش را بر فقر و درد و رنج و زندگی محنت بار مردم دور و برش بربندد. تا جایی كه به وادی سیاست پای می گذارد و به فكر قیام و انقلاب می‌افتد:«تا چند روز دیگر از ولایت می‌روم. اگر موفق شدم همهمه‌ی تازه‌ای در این قسمت البرز به توسط من درخواهد افتاد و اصالت دلاوران كوهستان را به نمایش درخواهم آورد.»اما به زودی منصرف می‌شود و فكر یاغی‌گری را از سرش بیرون می‌كند چون به این نتیجه می‌رسد كه ممكن است بی‌جهت مردم را به زحمت اندازد.پس از ازدواجش با «عالیه جهانگیر» در سال ۱۳۰۶، چند سالی به شمال می‌رود و در بازگشت در مجله‌ی موسیقی به كار مشغول می‌شود و با انتشار مجموعه‌ مقالاتی با عنوان «ارزش احساسات» مبانی نظری كارش را هم تبیین می‌كند. گاه گاهی هم شعری چاپ می‌كند:«زیادی می نویسم، كم انتشار می‌دهم و این وضع مرا از دور تنبل جلوه می‌دهد.» نیما در شب شانزدهم دی ماه ۱۳۳۸ از بیماری ذات الریه چشم از جهان فروبست.كسانی را وصی خودش كرده بود تا بعد از مرگش بر كار انتشار آثارش نظارت كنند. وقتی برای گرفتن دست نویس شاعر به خانه‌اش در شمیران، مراجعه كردند، عالیه خانم كیسه‌ی بزرگی از زیرزمین آورد كه تویش از پاكت سیگار گرفته تا مقواهای كج و كوله پیدا می‌شد. روی آن‌ها اغلب با مداد رنگی، ناب‌ترین نمونه‌های شعر معاصر سرزمینی نوشته شده بود كه در دنیا به شعر معروف است.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!