دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Monday, 23 April, 2018

معرفی نیوشا توکلیان


معرفی نیوشا توکلیان
یه روز توی تاکسی نشسته بودم، می خواستم از مدرسه برم خونه. دوربین روی پام بود. غیر از من چند تا آقا وخانم دیگه هم توی تاکسی بودن. یکی از آقایون به من گفت: «شما عکاسی؟» گفتم: «بله».
گفت: «چرا نمی ری توی روزنامه کار کنی؟»
گفتم: «دوست دارم، اما خب فعلاً جایی نیست که به من کاری بدن».
آدرسی به من داد و گفت: «برو این روزنامه. این جا دنبال عکاس می گردن»!
رفتم نشریه «زن» و از همان جا بود که به وادی عکاسی کشیده شدم.آن زمان من ۱۶ سال بیشتر نداشتم و هنوز در سن و سالی نبودم که بخواهم برای آینده ام تصمیم جدی بگیرم یا برنامه ریزی کنم. فقط می دانستم باید کاری بکنم. اما خدا به من کمک کرد و حالا احساس می کنم خدا می خواست من عکاس شوم.
● یک معرفی کوتاه از خانم عکاس
نیوشا توکلیان، ۲۷ ساله، خبرنگار و عکاس. عرصه کار او خاورمیانه است؛ عراق، لبنان، ایران، سوریه، عربستان، پاکستان.از ۱۶ سالگی کار با مطبوعات را آغاز کرده و از سال ۲۰۰۲ عکسهایش در نشریات معتبر بین المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است.
عکسهای این خانم عکاس در گالری «سیسرو» فقط مربوط به ایران است. عکسهایی کاملاً شاد با چشم اندازی به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و موقعیت زنان که بیانگر آینده نگری و ذهنیتی مدرن است و چهره های شاد زنان در عکسهایش بیانگر آگاهی و اعتماد به نفس آنان است.«نیوشا توکلیان» در عکسهایش به نکته های ظریفی توجه می کند. او در عکسهایش تماشاگر را به داوری درباره وضعیت زنان در ایران فرا می خواند.
● اما چرا عکاسی؟!
توکلیان پاسخ می دهد: «شانسی وارد عکاسی شدم. در دوران دبیرستان درس خواندن را دوست نداشتم. دوست داشتم فعالیت کنم، نه این که یکجا بنشینم. رشته تحصیلی ام، علوم انسانی بود، اما تغییر رشته دادم و رفتم رشته هنر. در خانواده مان نه هنرمند داشتیم و نه کسی اهل هنر بود. پدرم وقتی فهمید تغییر رشته داده ام و رفته ام رشته عکاسی، به من خندید !ولی من سعی کردم نگاه آنها را تغییر دهم. چون نگاه آنها به عکاسی، همان عکاسانی بودند که اطراف میدان آزادی از مردم عکس می انداختند !اما چرا رفتم عکاسی؟ چون ما یک دوربین عکاسی حرفه ای خانوادگی در منزل داشتیم و من برای اینکه هزینه ای با تغییر رشته ام برعهده خانواده ام نگذارم رفتم سراغ عکاسی !از طرفی من خیلی هم حواس پرت بودم، اما عکاسی به نوعی، به کار و زندگی من نظم داد. دوربین آن قدر برایم مهم بود که نامه بلند بالایی نوشتم و توی کیف دوربینم گذاشتم تا اگر دوربینم را جایی جا گذاشتم کسی که پیدایش می کند آن نامه را بخواند، دلش بسوزد و حتماً دوربین را برایم بیاورد !اتفاقاً یکبار دوربینم را توی ماشین جا گذاشتم و وقتی رفتم مدرسه، دیدم کسی که پیدایش کرده، نامه را خوانده و آن را زودتر از خودم به مدرسه آورده است!این ماجرای عکاس شدن من، بود.
▪ خانم توکلیان؛ زمانی شما عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، هنوز هم این عنوان را دارید؟
ـ نه !دیگر تمام شد !(با خنده)
▪ شما پیر شدید یا عکاسهای جوانتر، این عنوان را از شما گرفتند؟
ـ بالاخره آدم همیشه جوان باقی نمی ماند و زمانی می رسد که سنش بالا می رود. اما خوب از طرفی هم عکاسهای جوان روی کارآمدند و الآن هم خیلی خوب عکاسی می کنند.
▪ وقتی عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، این عنوان برای شما چه لذتی داشت؟
ـ این عنوان، مشوق من در عکاسی بود. وقتی می رفتم از سوژه ای عکس می گرفتم، می دانستم همین عنوان باعث می شود مطبوعات و مردم عکسهایم را ببینند و به آنها توجه کنند و همین مسأله قوت قلبی برای عکاسی من بود که عکسهای بهتری بگیرم. به هر حال هر کس که بخواهد عکاس شود باید تمرین کند. هیچ عکاسی از وقتی که متولد شده، عکاس نبوده، بلکه تمرین و ممارست است که از یک علاقه مند به عکاسی، یک عکاس حرفه ای می سازد.
بعضی از عکاسان بزرگ دنیا می گویند: «ما عکاس به دنیا آمدیم» اما من با این عقیده مخالفم. یک علاقه مند می تواند فکر و چشمش را پرورش دهد تا عکاس خوبی شود. به هر حال عکاسی فقط عکس گرفتن نیست، بلکه عکس خوب گرفتن و تفکر سالمی داشتن برای عکاسی است.
▪ این تفکر، چه طور به وجود می آید؟
ـ یک عکاس باید به مسایل اطرافش حساس باشد. نسبت به وقایعی که می بیند کنجکاوی کند و پیگیر باشد. این پیگیر بودن در کنار مطالعه مداوم و عکس دیدن، تفکر عکاسی را برای یک عکاس به وجود می آورد.
▪ خب شاید منظور دوستان عکاس، از «عکاس به دنیا آمدن» داشتن همین تفکر است. شما خودتان فکر می کنید تفکر عکاسی، ذاتی است یا اکتسابی؟
ـ ببینید! در میان همه هنرمندان، کسانی هستند که یک هنر را با خودشان همراه دارند، مثلاً بچه ای ۱۲ ساله که دوربین دستش می گیرد و بدون توجه به کلیشه ای بودن سوژه ها از گل، باران و یا آدمهای اطرافش عکس می گیرد، ذاتاً به عکاسی علاقه دارد اما همین بچه اگر علاقه اش را پرورش دهد عکاس موفقی می شود و اگر نه مثل همه عکاسهای دیگر خیلی زود افول می کند.
▪ شما در ۱۶ سالگی، وارد هنر عکاسی شدید و عکاسی را هم با گرفتن عکسهای خبری شروع کردید. با توجه به اینکه در ایران ارزش و جایگاه عکاس خبری هنوز شناخته شده نیست، در آن زمان چه تعریفی از عکس خبری و عکاس خبری داشتید؟
ـ من دنبال کار می گشتم. دوست داشتم از نظر مالی مستقل باشم و تنها کاری که بلد بودم، عکاسی بود و بهترین جایی هم که می توانستم با دوربینم کار کنم، روزنامه بود، اما به خاطر سن پایین به من اجازه عکاسی را ندادند. چون اولاً سنم خیلی کم بود و دوم اینکه عکاس بسیار بدی بودم! اگر عکسهای من را ببینید، دوست ندارید حتی نگاهشان کنید! (با خنده). ولی به هر حال من روی خواسته ام پافشاری کردم که در روزنامه کار کنم و به خاطر پافشاری ام، به من پیشنهاد کار در تلفنخانه روزنامه را دادند که چند ماه منشی بودم، تا اینکه سرویس عکاسی من را برای آرشیو عکسها و نگاتیوها خواست که من رفتم آنجا. آنجا هم وقتی عکاسها را می دیدم که با چه هیجانی به سراغ سوژه ها و اتفاقهای خبری می روند تا عکاسی کنند و روز بعد عکسشان همراه با اسم آنها در روزنامه چاپ می شد برای من جالب بود و علاقه مرا به عکاسی خبری بیشتر می کرد.
▪ چه چیزی باعث شد، پیگیر عکاسی خبری باقی بمانید و چه طور شد که این نوع عکاسی توجه شما را به خودش جلب کرد؟
ـ من همیشه دوست داشتم وقتی کاری را شروع می کنم تا آخر همان کار را ادامه دهم. اما خب در عکاسی، هیچ وقت به آخرش نمی رسیم. هر چه بیشتر مطالعه می کنید و عکس می گیرید متوجه می شوید که هیچ چیز بلد نیستید. یعنی اگر از من بپرسید: «خودت را در عکاسی، در چه موقعیتی می بینی؟» می گویم: «من یک عکاس آماتورم»! حتی عکاس های بزرگ دنیا در سنین بالا و با تجربه های فراوان در عکاسی می گویند که هنوز چیزهای زیادی در هنر عکاسی است که یاد نگرفته اند. چون عکاسی واقعاً دنیای بزرگی است و عکاسی موفق است که همین مسأله را درک کند و بداند عکاسی دنیای بزرگی است.
▪ خانم توکلیان، گفتید که پشت هر عکس، تفکری وجود دارد. با توجه به اینکه سوژه عکسهای شما اجتماعی است و بیشتر سوژه هایتان هم، زنان هستند، با چه نگاه و تفکری به سراغ سوژه هایتان می روید.
ـ به هر حال من یک زن ایرانی ام که در ایران بزرگ شده ام و جدای از آنها نیستم. وقتی از زنان عکس می گیرم، انگار دارم از زندگی خودم عکس می گیرم. از طرفی احساس می کنم که جوانهای ایران دچار نوعی سردرگمی شده اند و من دوست دارم این سردرگمی را در عکسهایم نشان دهم.
من حتی در مناطق جنگی مثل عراق و لبنان هم که عکاسی می کردم از جنگ عکس نمی گرفتم، از آدمها و آوارگان عکس می گرفتم و بیشتر هم پرتره. خیلی مصر بودم به عراق بروم و جنگ و مردم عراق را عکاسی کنم، چون واقعاً به عنوان یک مسلمان، احساس وظیفه می کردم و می خواستم دنیا از نگاه یک عکاس ایرانی هم، آن جنگ را ببیند.
▪ حالا با توجه به ویژگیهای خاص عکس خبری بگویید، یک عکاس خبری وقتی شاتر دوربین را فشار می دهد به چه چیزی باید فکر کند؟
ـ اگر به همه عکسهای من توجه کنید می بینید، آدمها نقش مهمی در عکسهایم دارند. در همه عکسهایم حضور دارند و من شخصاً در عکسهایم به دنبال حالت صورت آدمها هستم. می خواهم نوع حادثه را با حالت صورت آدمها نشان بدهم و سعی کرده ام که دروغ هم نگویم.
▪ منظور شما از «دروغ نگفتن» چیست؟
ـ عکاس می تواند موقعیتی از صورت سوژه اش را شکار کند و آن را به فضای حادثه تعمیم دهد تا فضای دلخواهش به مخاطب منتقل شود در حالی که ممکن است این طور نبوده باشد مثلاً یک صورت غمگین را در لحظه ای عکاسی کند در حالی که سوژه غمگین نبوده. برای همین یک عکاس هم مثل یک خبرنگار باید قابل اطمینان و راستگو باشد.
▪ غیر از این، چه ویژگی های دیگری باعث موفقیت یک عکاس خبری می شود؟
ـ سرعت و تیزبینی دو ویژگی یک عکاس خبری است و البته اینکه تنبل هم نباشد! یک عکاس خبری باید یک سوژه را از زاویه های مختلف ببیند و بهترین زاویه را برای عکاسی انتخاب کند، ولی وقتی عکاس تنبل باشد فقط رو به روی سوژه می نشیند و عکس می گیرد.
▪ از مشکلات یک عکاس زن بگویید؛ آن هم یک عکاس خبری که معمولاً باید در دل حادثه باشد؟
ـ مهمترین مشکل عکاسان زن این است که خیلی از روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران ترجیح می دهند با عکاسان زن کار نکنند و این بزرگترین صدمه را به یک عکاس خبری زن می زند. چون عکاس دوست دارد عکسش جایی دیده شود تا بقیه ببینند و درخصوص عکسش نظر بدهند. عکس خبری گرفتن خیلی سخت است. عکاس باید به دل حادثه برود. گاه آن قدر به عکاس توهین می شود و مردم اذیت می کنند که خیلی از حوادث را نمی شود عکاسی کرد اما عکاس چون کارش را دوست دارد با جان و دل به حادثه می زند و عکس می گیرد و بعد اگر جایی نباشد که این عکس کار شود، عکاس لطمه زیادی می خورد.
▪ فکر می کنید چرا این طور شده است؟
ـ خود من هم نمی دانم. در بعضی خبرگزاریها چند عکاس مرد، عکاسی می کنند اما حتی یک عکاس زن هم ندارند.
▪ خانم توکلیان، دلخراش ترین سوژه ای که تاکنون عکاسی کرده اید، چه بوده است؟
ـ سالهای اولی که عکاسی می کردم خیلی با سوژه هایم درگیر می شدم. از بعضی سوژه ها خیلی ناراحت می شدم. اما بعد از چند سال تصمیم گرفتم محکم تر باشم. با این حال، عکاسی از زلزله پاکستان خیلی مرا اذیت کرد. اگر چه تصمیم گرفته بودم به اولین وظیفه ام که عکاسی بود فکر کنم و تمام حواسم را روی عکس گرفتن متمرکز کنم، اما با تمام اینها، زجر کشیدن مردم زلزله زده، مرا بسیار ناراحت کرد. اما سعی کردم با عکسهایم، آدمهای بی تفاوت دنیا را نسبت به این مسأله، حساس کنم تا به کمک مردم پاکستان بیایند و با چاپ عکسهایم در روزنامه ها و خبرگزاریهای خارجی امیدوار بودم این اتفاق بیفتد.
▪ فکر می کنید وقتی مسن تر شدید، در عکاسی چه راهی را ادامه بدهید؟
ـ من الآن ۲۷ ساله هستم و نسبت به ۱۲ سال پیش که عکاسی را شروع کردم، مسن تر شده ام.اگر چه در طول این سالها تجربه بسیاری به دست آورده ام، اما هنوز خیلی با ایده آل هایم فاصله دارم. اما در این سالها اتفاقی در درون من افتاده و آن اینکه دیگر به عکاسی خبری و کارکردن در این نوع عکاسی، علاقه چندانی ندارم.الآن دوست دارم روی پروژه ها و سوژه های بلندمدت کار کنم و مثل یک کارگردان با ابزار دوربین و سوژه های اجتماعی، فیلم بسازم، اما با عکس !دوست دارم با عکسهایم، زندگی واقعی مردم را نشان بدهم.
▪ تاکنون روی پروژه های بلندمدت کار کرده اید؟
ـ بله !الآن ۲ سال است که این کار را انجام می دهم و فعلاً در حال عکاسی از سه سوژه به صورت بلندمدت هستم.
سوژه اول پرتره از مادران شهید است. سوژه دوم دغدغه های یک دختر ۱۸ ساله است که با عکاسی از زندگی روزمره اش می خواهم دغدغه های این دختر ۱۸ ساله را نشان دهم و سوژه سوم عکاسی از یک دختر ۹ ساله است. این پروژه از عکاسی جشن تکلیف این دخترک شروع شده و تا سنین بالا ادامه خواهد داشت.

خدیجه زمانیان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

معرفی آنتونی جیوکولیا؛ جهانی تقریبا امن

معرفی آنتونی جیوکولیا؛ جهانی تقریبا امن
● آنتونی جیوکولیا و نمایشگاهی از آثارش در نیویورک
▪ جهانی تقریبا امن
«تقریبا امن» نام نمایشگاهی است از کارهای آنتونی جیوکولیا در نیویورک. این نمایشگاه تصویری است از زندگی رو به زوال ما در دوره ای که هرچیزی بوی تشویش و اضطراب می دهد. نمایشگاه از ۶ عکس دیجیتال با سایز بزرگ، طراحی هایی به سبک چهره نگاری قرن نوزدهم، یک نقاشی و یک فیلم ۷۵ ثانیه ای ۱۶ میلیمتری تشکیل شده است. این نمایشگاه از تاریخ ۲۸ آوریل تا ۲ ژوئن در گالری Postmasters برپا بود.
عکس های آتونی جیوکولیا پر از عناصر متناقض هستند و اغلب فضای فیلم های موج نوی فرانسه و علمی-تخیلی را تداعی می کنند. او همچنین در خلق آثارش به فضای آثار بزرگ ادبیات چشم می دوزد.
این هنرمند که دستی نیز در طراحی رقص دارد، با سفر به اقصی نقاط جهان تصاویری را تهیه کرده است و با ترکیب آنها به روش دیجیتالی، تصاویری باورنکردنی از واقعیت عریان شهرها و ویرانگری صنایع خلق کرده است. تصاویر خواب گونه او، آرامشی خاص دارند و مملو از ابرهای متراکمی هستند که در آسمان در حرکتند و نقاشی های رومانتیک قرن نوزدهم و شکوه و عظمت آنها را به یاد می آورند.
به طور مثال به عکسی که عنوان «بازسازی» را برخود دارد نگاه کنید. این عکس ساختمانی در حال ویرانی را برای ما به تصویر می کشد که شاید در نگاه اول هیچ چیز چشمگیری نداشته باشد. اما اگر کمی به عکس دقیق شویم در ننوهایی که از سقف آویزان است افرادی سالخورده را می بینیم. این یک کابوس است. آنها آنجا چه کار می کنند؟ آیا خوابیده اند؟ آیا آنجا مانده اند و انتظار مرگ را می کشند؟ آیا این اعتراضی است به نحوه رفتار جامعه آمریکا با افراد سالخورده؟ هنرمند به این صحنه های غیرقابل تصور را در کنار تصاویر ذهنی ما قرار می دهد و موفق به ویران کردن فهم اولیه ما از موضوعات می شود. زمین بایر و متروک جلوی تصویر و آسمان وحشی به شکلی عریان در برابر زندگی امروز و سرنوشت آینده ما موضع گیری می کند. این تصویر صحنه ابتدایی فیلم زندگی شیرین اثر فدریکو فلینی را به یاد می آورد.
«جزر و مد» عکسی است که کاملا می تواند متعلق به فیلمی از هیچکاک –مثلا پرندگان- باشد. در یک نگاه خوشبینانه تر این تصویر جزر و مد اقیانوس با منظره ای عریض از صخره های غار مانند که دور آب را گرفته اند می تواند یک نقاشی رومانتیک از قرن نوزدهم باشد.
جیوکولیا با به تصویر کشی بی نظمی، آلودگی و زوال، تعریف ما از زیبایی و چشم انداز زیبا را به چالش می کشد. جلوی تصویر تعداد زیادی ماهی در آب آلوده شناورند که تعداد مرده ها بیش از تعداد زده هاست. در زمینه تصویر صدها پرنده سیاه بر روی سیم های برق جمع شده اند که پشت انها آسمانی ترسناک بر همه چیز احاطه دارد. یک پیکره آهنی برروی نیمکت نشسته است و به این مناظر نگاه می کند. نرمند برخی المان های ناهمگون دیگری مانند برجی از آب، تیر چراغ برق و چیزی که مانند یک چاه نفت به نظر می رسد را نیز وارد عکسش کرده است. هیچگاه نمی توان چنین منظره ای را در ذهن تصور کرد.
در عکس «یخ سیاه»، جیوکولیا بار دیگر منظره ای از دریا را به تصویر می کشد. این عکس را می توان استعاره از ناتوانی جهان و مردمش دانست. چاه های نفت و ساختمان های صنعتی که به حال خود رها شده اند در دور دست نمایانند و کوه یخی در نزدیکی ما به چشم می خورد. مردی درون یک ماشین مشغول تماشای یک دیوار نقاشی شده است. این تصویر سیاه با آن ناظر کنجکاوش اگر نگوئیم که انسان را ویران می کند، اما به راحتی می تواند گیج کننده باشد.
«بانک شمالی» معماری یک منطقه صنعتی را به تصویر می کشد. اگر این عکس را از زاویه دید پوسترهای تبلیغاتی دوران جنگ سرد شوروی نگاه کنیم، این منطقه مانند در یک جهان فوق صنعتی یک سرزمین رویایی است.
در «توده دود» توده های دود در آسمان پاریس را نشان می دهد که از بالای بام ها دیده می شوند و تصویر رویایی این شهر را در ذهن ها ویران می کند و کابوس های جهنمی را به یاد می آورد. عکسی که به فضای رمان های چارلز دیکنز بسیار نزدیک است.
در «مهمانی جستجو» یک بازگشت خاطره انگیز به سرزمینی دیگر در غالب یک عکس رنگی. این تنها عکس رنگی این مجموعه است. در این عکس هنرمند یک تصویر نامانوس را به تصویر می کشد. سه مرد ماسک به صورت زده اند و قصد دارند فردی را از میان آتش نجات دهند. آنها در یک دهکده با نمایی قدیمی و خانه هایی چوبی ایستاده اند و عناصری نامتعارف وجه ما را به خود جلب می کنند؛ چاه های نفت، هلیکوپتری در در حال پرواز است، سیم های برق درهم ریخته و نامنظم، فواره آب و درختی که انگار تنها درخت زنده این منطقه است. حتی این دهکده کوچک و زیبا نیز از زخم دنیای مدرن در امان نمانده است.

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!