چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ / Wednesday, 24 January, 2018

معرفی نیوشا توکلیان


معرفی نیوشا توکلیان
یه روز توی تاکسی نشسته بودم، می خواستم از مدرسه برم خونه. دوربین روی پام بود. غیر از من چند تا آقا وخانم دیگه هم توی تاکسی بودن. یکی از آقایون به من گفت: «شما عکاسی؟» گفتم: «بله».
گفت: «چرا نمی ری توی روزنامه کار کنی؟»
گفتم: «دوست دارم، اما خب فعلاً جایی نیست که به من کاری بدن».
آدرسی به من داد و گفت: «برو این روزنامه. این جا دنبال عکاس می گردن»!
رفتم نشریه «زن» و از همان جا بود که به وادی عکاسی کشیده شدم.آن زمان من ۱۶ سال بیشتر نداشتم و هنوز در سن و سالی نبودم که بخواهم برای آینده ام تصمیم جدی بگیرم یا برنامه ریزی کنم. فقط می دانستم باید کاری بکنم. اما خدا به من کمک کرد و حالا احساس می کنم خدا می خواست من عکاس شوم.
● یک معرفی کوتاه از خانم عکاس
نیوشا توکلیان، ۲۷ ساله، خبرنگار و عکاس. عرصه کار او خاورمیانه است؛ عراق، لبنان، ایران، سوریه، عربستان، پاکستان.از ۱۶ سالگی کار با مطبوعات را آغاز کرده و از سال ۲۰۰۲ عکسهایش در نشریات معتبر بین المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است.
عکسهای این خانم عکاس در گالری «سیسرو» فقط مربوط به ایران است. عکسهایی کاملاً شاد با چشم اندازی به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و موقعیت زنان که بیانگر آینده نگری و ذهنیتی مدرن است و چهره های شاد زنان در عکسهایش بیانگر آگاهی و اعتماد به نفس آنان است.«نیوشا توکلیان» در عکسهایش به نکته های ظریفی توجه می کند. او در عکسهایش تماشاگر را به داوری درباره وضعیت زنان در ایران فرا می خواند.
● اما چرا عکاسی؟!
توکلیان پاسخ می دهد: «شانسی وارد عکاسی شدم. در دوران دبیرستان درس خواندن را دوست نداشتم. دوست داشتم فعالیت کنم، نه این که یکجا بنشینم. رشته تحصیلی ام، علوم انسانی بود، اما تغییر رشته دادم و رفتم رشته هنر. در خانواده مان نه هنرمند داشتیم و نه کسی اهل هنر بود. پدرم وقتی فهمید تغییر رشته داده ام و رفته ام رشته عکاسی، به من خندید !ولی من سعی کردم نگاه آنها را تغییر دهم. چون نگاه آنها به عکاسی، همان عکاسانی بودند که اطراف میدان آزادی از مردم عکس می انداختند !اما چرا رفتم عکاسی؟ چون ما یک دوربین عکاسی حرفه ای خانوادگی در منزل داشتیم و من برای اینکه هزینه ای با تغییر رشته ام برعهده خانواده ام نگذارم رفتم سراغ عکاسی !از طرفی من خیلی هم حواس پرت بودم، اما عکاسی به نوعی، به کار و زندگی من نظم داد. دوربین آن قدر برایم مهم بود که نامه بلند بالایی نوشتم و توی کیف دوربینم گذاشتم تا اگر دوربینم را جایی جا گذاشتم کسی که پیدایش می کند آن نامه را بخواند، دلش بسوزد و حتماً دوربین را برایم بیاورد !اتفاقاً یکبار دوربینم را توی ماشین جا گذاشتم و وقتی رفتم مدرسه، دیدم کسی که پیدایش کرده، نامه را خوانده و آن را زودتر از خودم به مدرسه آورده است!این ماجرای عکاس شدن من، بود.
▪ خانم توکلیان؛ زمانی شما عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، هنوز هم این عنوان را دارید؟
ـ نه !دیگر تمام شد !(با خنده)
▪ شما پیر شدید یا عکاسهای جوانتر، این عنوان را از شما گرفتند؟
ـ بالاخره آدم همیشه جوان باقی نمی ماند و زمانی می رسد که سنش بالا می رود. اما خوب از طرفی هم عکاسهای جوان روی کارآمدند و الآن هم خیلی خوب عکاسی می کنند.
▪ وقتی عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، این عنوان برای شما چه لذتی داشت؟
ـ این عنوان، مشوق من در عکاسی بود. وقتی می رفتم از سوژه ای عکس می گرفتم، می دانستم همین عنوان باعث می شود مطبوعات و مردم عکسهایم را ببینند و به آنها توجه کنند و همین مسأله قوت قلبی برای عکاسی من بود که عکسهای بهتری بگیرم. به هر حال هر کس که بخواهد عکاس شود باید تمرین کند. هیچ عکاسی از وقتی که متولد شده، عکاس نبوده، بلکه تمرین و ممارست است که از یک علاقه مند به عکاسی، یک عکاس حرفه ای می سازد.
بعضی از عکاسان بزرگ دنیا می گویند: «ما عکاس به دنیا آمدیم» اما من با این عقیده مخالفم. یک علاقه مند می تواند فکر و چشمش را پرورش دهد تا عکاس خوبی شود. به هر حال عکاسی فقط عکس گرفتن نیست، بلکه عکس خوب گرفتن و تفکر سالمی داشتن برای عکاسی است.
▪ این تفکر، چه طور به وجود می آید؟
ـ یک عکاس باید به مسایل اطرافش حساس باشد. نسبت به وقایعی که می بیند کنجکاوی کند و پیگیر باشد. این پیگیر بودن در کنار مطالعه مداوم و عکس دیدن، تفکر عکاسی را برای یک عکاس به وجود می آورد.
▪ خب شاید منظور دوستان عکاس، از «عکاس به دنیا آمدن» داشتن همین تفکر است. شما خودتان فکر می کنید تفکر عکاسی، ذاتی است یا اکتسابی؟
ـ ببینید! در میان همه هنرمندان، کسانی هستند که یک هنر را با خودشان همراه دارند، مثلاً بچه ای ۱۲ ساله که دوربین دستش می گیرد و بدون توجه به کلیشه ای بودن سوژه ها از گل، باران و یا آدمهای اطرافش عکس می گیرد، ذاتاً به عکاسی علاقه دارد اما همین بچه اگر علاقه اش را پرورش دهد عکاس موفقی می شود و اگر نه مثل همه عکاسهای دیگر خیلی زود افول می کند.
▪ شما در ۱۶ سالگی، وارد هنر عکاسی شدید و عکاسی را هم با گرفتن عکسهای خبری شروع کردید. با توجه به اینکه در ایران ارزش و جایگاه عکاس خبری هنوز شناخته شده نیست، در آن زمان چه تعریفی از عکس خبری و عکاس خبری داشتید؟
ـ من دنبال کار می گشتم. دوست داشتم از نظر مالی مستقل باشم و تنها کاری که بلد بودم، عکاسی بود و بهترین جایی هم که می توانستم با دوربینم کار کنم، روزنامه بود، اما به خاطر سن پایین به من اجازه عکاسی را ندادند. چون اولاً سنم خیلی کم بود و دوم اینکه عکاس بسیار بدی بودم! اگر عکسهای من را ببینید، دوست ندارید حتی نگاهشان کنید! (با خنده). ولی به هر حال من روی خواسته ام پافشاری کردم که در روزنامه کار کنم و به خاطر پافشاری ام، به من پیشنهاد کار در تلفنخانه روزنامه را دادند که چند ماه منشی بودم، تا اینکه سرویس عکاسی من را برای آرشیو عکسها و نگاتیوها خواست که من رفتم آنجا. آنجا هم وقتی عکاسها را می دیدم که با چه هیجانی به سراغ سوژه ها و اتفاقهای خبری می روند تا عکاسی کنند و روز بعد عکسشان همراه با اسم آنها در روزنامه چاپ می شد برای من جالب بود و علاقه مرا به عکاسی خبری بیشتر می کرد.
▪ چه چیزی باعث شد، پیگیر عکاسی خبری باقی بمانید و چه طور شد که این نوع عکاسی توجه شما را به خودش جلب کرد؟
ـ من همیشه دوست داشتم وقتی کاری را شروع می کنم تا آخر همان کار را ادامه دهم. اما خب در عکاسی، هیچ وقت به آخرش نمی رسیم. هر چه بیشتر مطالعه می کنید و عکس می گیرید متوجه می شوید که هیچ چیز بلد نیستید. یعنی اگر از من بپرسید: «خودت را در عکاسی، در چه موقعیتی می بینی؟» می گویم: «من یک عکاس آماتورم»! حتی عکاس های بزرگ دنیا در سنین بالا و با تجربه های فراوان در عکاسی می گویند که هنوز چیزهای زیادی در هنر عکاسی است که یاد نگرفته اند. چون عکاسی واقعاً دنیای بزرگی است و عکاسی موفق است که همین مسأله را درک کند و بداند عکاسی دنیای بزرگی است.
▪ خانم توکلیان، گفتید که پشت هر عکس، تفکری وجود دارد. با توجه به اینکه سوژه عکسهای شما اجتماعی است و بیشتر سوژه هایتان هم، زنان هستند، با چه نگاه و تفکری به سراغ سوژه هایتان می روید.
ـ به هر حال من یک زن ایرانی ام که در ایران بزرگ شده ام و جدای از آنها نیستم. وقتی از زنان عکس می گیرم، انگار دارم از زندگی خودم عکس می گیرم. از طرفی احساس می کنم که جوانهای ایران دچار نوعی سردرگمی شده اند و من دوست دارم این سردرگمی را در عکسهایم نشان دهم.
من حتی در مناطق جنگی مثل عراق و لبنان هم که عکاسی می کردم از جنگ عکس نمی گرفتم، از آدمها و آوارگان عکس می گرفتم و بیشتر هم پرتره. خیلی مصر بودم به عراق بروم و جنگ و مردم عراق را عکاسی کنم، چون واقعاً به عنوان یک مسلمان، احساس وظیفه می کردم و می خواستم دنیا از نگاه یک عکاس ایرانی هم، آن جنگ را ببیند.
▪ حالا با توجه به ویژگیهای خاص عکس خبری بگویید، یک عکاس خبری وقتی شاتر دوربین را فشار می دهد به چه چیزی باید فکر کند؟
ـ اگر به همه عکسهای من توجه کنید می بینید، آدمها نقش مهمی در عکسهایم دارند. در همه عکسهایم حضور دارند و من شخصاً در عکسهایم به دنبال حالت صورت آدمها هستم. می خواهم نوع حادثه را با حالت صورت آدمها نشان بدهم و سعی کرده ام که دروغ هم نگویم.
▪ منظور شما از «دروغ نگفتن» چیست؟
ـ عکاس می تواند موقعیتی از صورت سوژه اش را شکار کند و آن را به فضای حادثه تعمیم دهد تا فضای دلخواهش به مخاطب منتقل شود در حالی که ممکن است این طور نبوده باشد مثلاً یک صورت غمگین را در لحظه ای عکاسی کند در حالی که سوژه غمگین نبوده. برای همین یک عکاس هم مثل یک خبرنگار باید قابل اطمینان و راستگو باشد.
▪ غیر از این، چه ویژگی های دیگری باعث موفقیت یک عکاس خبری می شود؟
ـ سرعت و تیزبینی دو ویژگی یک عکاس خبری است و البته اینکه تنبل هم نباشد! یک عکاس خبری باید یک سوژه را از زاویه های مختلف ببیند و بهترین زاویه را برای عکاسی انتخاب کند، ولی وقتی عکاس تنبل باشد فقط رو به روی سوژه می نشیند و عکس می گیرد.
▪ از مشکلات یک عکاس زن بگویید؛ آن هم یک عکاس خبری که معمولاً باید در دل حادثه باشد؟
ـ مهمترین مشکل عکاسان زن این است که خیلی از روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران ترجیح می دهند با عکاسان زن کار نکنند و این بزرگترین صدمه را به یک عکاس خبری زن می زند. چون عکاس دوست دارد عکسش جایی دیده شود تا بقیه ببینند و درخصوص عکسش نظر بدهند. عکس خبری گرفتن خیلی سخت است. عکاس باید به دل حادثه برود. گاه آن قدر به عکاس توهین می شود و مردم اذیت می کنند که خیلی از حوادث را نمی شود عکاسی کرد اما عکاس چون کارش را دوست دارد با جان و دل به حادثه می زند و عکس می گیرد و بعد اگر جایی نباشد که این عکس کار شود، عکاس لطمه زیادی می خورد.
▪ فکر می کنید چرا این طور شده است؟
ـ خود من هم نمی دانم. در بعضی خبرگزاریها چند عکاس مرد، عکاسی می کنند اما حتی یک عکاس زن هم ندارند.
▪ خانم توکلیان، دلخراش ترین سوژه ای که تاکنون عکاسی کرده اید، چه بوده است؟
ـ سالهای اولی که عکاسی می کردم خیلی با سوژه هایم درگیر می شدم. از بعضی سوژه ها خیلی ناراحت می شدم. اما بعد از چند سال تصمیم گرفتم محکم تر باشم. با این حال، عکاسی از زلزله پاکستان خیلی مرا اذیت کرد. اگر چه تصمیم گرفته بودم به اولین وظیفه ام که عکاسی بود فکر کنم و تمام حواسم را روی عکس گرفتن متمرکز کنم، اما با تمام اینها، زجر کشیدن مردم زلزله زده، مرا بسیار ناراحت کرد. اما سعی کردم با عکسهایم، آدمهای بی تفاوت دنیا را نسبت به این مسأله، حساس کنم تا به کمک مردم پاکستان بیایند و با چاپ عکسهایم در روزنامه ها و خبرگزاریهای خارجی امیدوار بودم این اتفاق بیفتد.
▪ فکر می کنید وقتی مسن تر شدید، در عکاسی چه راهی را ادامه بدهید؟
ـ من الآن ۲۷ ساله هستم و نسبت به ۱۲ سال پیش که عکاسی را شروع کردم، مسن تر شده ام.اگر چه در طول این سالها تجربه بسیاری به دست آورده ام، اما هنوز خیلی با ایده آل هایم فاصله دارم. اما در این سالها اتفاقی در درون من افتاده و آن اینکه دیگر به عکاسی خبری و کارکردن در این نوع عکاسی، علاقه چندانی ندارم.الآن دوست دارم روی پروژه ها و سوژه های بلندمدت کار کنم و مثل یک کارگردان با ابزار دوربین و سوژه های اجتماعی، فیلم بسازم، اما با عکس !دوست دارم با عکسهایم، زندگی واقعی مردم را نشان بدهم.
▪ تاکنون روی پروژه های بلندمدت کار کرده اید؟
ـ بله !الآن ۲ سال است که این کار را انجام می دهم و فعلاً در حال عکاسی از سه سوژه به صورت بلندمدت هستم.
سوژه اول پرتره از مادران شهید است. سوژه دوم دغدغه های یک دختر ۱۸ ساله است که با عکاسی از زندگی روزمره اش می خواهم دغدغه های این دختر ۱۸ ساله را نشان دهم و سوژه سوم عکاسی از یک دختر ۹ ساله است. این پروژه از عکاسی جشن تکلیف این دخترک شروع شده و تا سنین بالا ادامه خواهد داشت.

خدیجه زمانیان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

معرفی ریموند دپاردون Raymond Depardon و ادوارد روشا Edward Ruscha


معرفی ریموند دپاردون Raymond Depardon و  ادوارد روشا  Edward Ruscha
● ریموند دپاردون Raymond Depardon )۱۹۴۲)
ریموند دپاردون عکاس، ژورنالیست، فیلمساز و نویسنده ای تواناست، اما او همه اینها را با چشم هایی که دید شفقت آمیز انسانی دارد، به وجود آورده است. او به دیگران احترام می گذارد و با مهربانی با واقعیت های زندگی آنها روبرو می شود. ریموند دپاردون در ششم جولای ۱۹۴۲ در شهر Villefranche-sur-saône واقع در ناحیه کوههای آلپ ،شرق مرکز فرانسه به دنیا آمد. او در دوازده سالگی عکاس خود آموخته ای بود.علاقه او به عکاسی باعث شد که کار و کسب پدرش را در زمینه کشاورزی ادامه ندهد . در سال ۱۹۵۶ به مدت شش ماه برای یک عکاس عینک ساز کار کرد و در این میان دوره های مرتبط با عکاسی را آموخت.
درسال ۱۹۵۸ به آرزوی عکاس شدن به پاریس رفت. او یک آگهی برای کار داد و توانست به عنوان کسی که به دنبال آدمهای مشهور می گردد تا از آنها عکاسی کند ،کارش را شروع نماید و سپس گزارش هایی تهیه می کرد که در مجله پاریس مارچ به چاپ می رسید.او عاقبت توانست آژانس گاما را پایه گذاری نماید.آنها سه گذارش را در سال ۱۹۶۶ انتشار دادند ولی نه به خاطر پول بلکه برای آزادی.او احساسات خودش را پنهان نگه می دارد و اجازه می دهد که خود عکسها و فیلم هایش بیان کننده ی خودشان باشند. او جایزه های زیادی از فستیوالهای معروف دریافت نموده، از جمله خرس طلایی جشنواره برلین در سال ۱۹۹۶ برای بهترین فیلم کوتاه،نخل طلایی جشنواره کن در سال ۱۹۹۰ و بسیاری جوایز دیگر.
آنچه در مورد او بسیار مهم است ، نوع دید و محاسبات دقیق او در کارش از جمله عکاسی است . مثلاً او از یک فضای پارک ماشین در پارک آریزونا که فقط یک ماشن در خط افق دید پارک شده بود و برای هیچکس دیگری جاذبه عکاسی نداشت، چنان با محسبات حیرت آور و دید جادویی خود با ترکیب بندی عالی از خط افق ، خطوط سفید پارکینگ محل قرار گرفتن ماشین و دیگر عوامل صحنه عکس گرفته است که با دیدن آن به آدم شوک وارد می شود .یک دوربین ساده با لنز پنجاه میلیمتری دوربین لیکا فقط در دست یک استاد بزرگ است که می تواند از هیچ همه چیز بسازد. در مغز او در یک زمان بسیار کوتاه محاسبات بسیار زیاد ریاضی و هنری صورت می گیرد تا حاصل آن عکسی شود که بیننده را تکان دهد.این نهایت استادی و چیرگی در کار است.
او در سال ۱۹۷۸ گاما را ترک کرد و به مگنوم پیوست.او مثل روبرت کاپا مستقیم در جنگهای تن به تن حضور پیدا نمی کرد ولی مثل هانری کارتیه برسون هم خود نما نبود.او در نبرد های آزادی خواهانه جهان سوم مثل الجزایر و خاور میانه برای گزارشهای خود عکاسی و فیلم برداری نمود. او در قسمت های خطرناک دیگری از دنیا مثل ویتنام ، کامبوزیا ، چاد و ... نیز بکار خود ادمه داد.او بخاطر کارهایش در چاد توانست جایزه پلیترز را نیز بدست آورد.
● ادوارد روشا Edward Ruscha
اد روشا نقاش، طراح، گرافیست،نویسنده و عکاس معروف آمریکایی است. او جسارت استفاده از موضوعاتی را داشت که قبل از او توجه چندانی به آنها نمی شد .برای ساخت طرح ها و رسمهایش از مواد مختلف مثل گازوئیل و باروت هم استفاده می نمود. برای او حتی کلمات ساده هم می توانست با یک ترکیب بندی خاص موضوع مهمی برای کار و طرحهایش باشد.گاهی اوقات او ترکیبی از هنر ها ی مختلف را برای بیان موضوعی خاص بکار می برد.
اد روشا سال ۱۹۳۷ در شهر اوماها واقع در ایالت نبرسکای آمریکا به دنیا آمد. در سال ۱۹۴۱ به اکلاهما سیتی رفت و سپس در سال ۱۹۶۳ وارد انستیتو هنری چاینورد (Chouinard Art Institute ) در لس آنجلس شد.اودر سال ۱۹۶۳ اولین نمایشگاه مستقل خود را در گالری فرروس شهر لس آنجلس بر پا نمود.روشادر دهه ۱۹۷۰ همین کارها را در گالری لئو کاستلی نیو یورک و همزمان در گالری گگوژن به نمایش گذاشت.
روشا مایل بو که ترکیبی از مناظر شهر لس آنجلس را با زبان بومی به عنوان یک تجربه نشان دهد.کارهای روشا مثل نقاشی،نوشته ها ،عکس و کتابهای هنری او به نحوی آینه ای از ابتذال و پیش پا افتادگی زندگی شهری را نشان می دهد که با بمباران رسانه های تبلیغاتی به این حال و روز افتاده است و ما شاهد تصاویر هر روزه آنها هستیم.او خیلی زود به عنوان یک هنرمند گرافیک که به خود موضوع و زیبایی اهمیت می داد شناخته شد.
بزودی او مورد توجه بسیاری از موزه های معروف دنیا قرار گرفت.مسافرتهای او به دور دنیا شروع شد، در سال ۱۹۸۳ در موزه هنر مدرن سان فرانسیسکو، در سال ۱۹۸۹ در موزه مرکز جورج پیمپیدو و در سال ۲۰۰۰ در موزه هیرشهورن و باغ مجسمه ها حضور یافت. در سال ۲۰۰۱ روشا به عنوان عضوی از آکادمی هنر و نویسندگی آمریکا انتخاب شد.در همین سال نمایشگاه بزرگی از کارهای کامل او در موزه ملی رنیا سوفیای اسپانیا بر گزار گردید.
امتیاز انتشار تمام کارهای روشا در سال ۲۰۰۲ در اختیار انتشارات ام آی تی قرار گرفت و توسط این ناشر کارهای او انتشار یافت.اولین رساله کامل در مورد این هنرمند توسط ریچارد مارشال در سال ۲۰۰۳ نوشته شد.
در سال ۲۰۰۴ موزه هنر ویتنی آمریکا دو نمایشگاه را به طور همزمان برنامه ریزی نمود،که یکی دود و آینه ها ( smoke and mirrors) که کنایه ای از بازار فریب مردمان نیز هست ،و شامل طرحها و نقاشیهای رمز گونه روشا است و دیگری نمایشگاه اد روشا و عکاسی بود (موزه های هنر مدرن لس آنجلس و گالری هنر ملی واشنگتن ) . همچنین در سال ۲۰۰۴ موزه هنر مدرن سیدنی نمایشگاهی از کارهای نقاشی ،عکاسی و کتاب و طرح های او را بر پا نمود.سپس کارهای او در موزه ملی رم و موزه هنر اسکاتلند به نمایش در آمد.

وبگردی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی - حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور نوشت: رئیس یکی از صندوق ها با اسلحه به بانک مرکزی می رفت و تهدید می کرد. او همچنین در توئیت دیگری یادآور شد: روحانی هزینه مبارزه بی امان با نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی را می دهد.
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود!
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود! - شرکتی که یک‌شبه می‌توان آن را در اوج تحریم به استاد پیر و از نفس افتاده ترافیک رییس دولت قبل سپرد و بعد از آن، ناگهان در آزمون و خطایی دیگر به جوانی میدان داد.
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است!
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است! - دو هفته پس از بروز حادثه برای ناوچه دماوند بزرگترین کشتی جنگی ایران در دریای خزر، رسانه‌های روسیه با تفسیر تصاویر منتشر شده اخیر از وضعیت این شناور مدعی شده‌اند که بخش‌های زیادی از دماوند که سه سال پیش به ناوگان شمال نیروی دریایی ایران اضافه شده به زیر آب رفته و شکستگی آشکاری در قسمت پد بالگرد آن مشاهده می‌شود.
افشای راز یک ازدواج عجیب!
افشای راز یک ازدواج عجیب! - دو سال بعد، اخبار رابطه عاشقانه همسرش با یک نوجوان، مانند یک سیلی بر صورت اوزیر بود. بویژه آنکه، دخترشان لورنس، همکلاسی ماکرون بود.
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
پربازدیدها