چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 20 June, 2018

معرفی نیوشا توکلیان


معرفی نیوشا توکلیان
یه روز توی تاکسی نشسته بودم، می خواستم از مدرسه برم خونه. دوربین روی پام بود. غیر از من چند تا آقا وخانم دیگه هم توی تاکسی بودن. یکی از آقایون به من گفت: «شما عکاسی؟» گفتم: «بله».
گفت: «چرا نمی ری توی روزنامه کار کنی؟»
گفتم: «دوست دارم، اما خب فعلاً جایی نیست که به من کاری بدن».
آدرسی به من داد و گفت: «برو این روزنامه. این جا دنبال عکاس می گردن»!
رفتم نشریه «زن» و از همان جا بود که به وادی عکاسی کشیده شدم.آن زمان من ۱۶ سال بیشتر نداشتم و هنوز در سن و سالی نبودم که بخواهم برای آینده ام تصمیم جدی بگیرم یا برنامه ریزی کنم. فقط می دانستم باید کاری بکنم. اما خدا به من کمک کرد و حالا احساس می کنم خدا می خواست من عکاس شوم.
● یک معرفی کوتاه از خانم عکاس
نیوشا توکلیان، ۲۷ ساله، خبرنگار و عکاس. عرصه کار او خاورمیانه است؛ عراق، لبنان، ایران، سوریه، عربستان، پاکستان.از ۱۶ سالگی کار با مطبوعات را آغاز کرده و از سال ۲۰۰۲ عکسهایش در نشریات معتبر بین المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است.
عکسهای این خانم عکاس در گالری «سیسرو» فقط مربوط به ایران است. عکسهایی کاملاً شاد با چشم اندازی به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و موقعیت زنان که بیانگر آینده نگری و ذهنیتی مدرن است و چهره های شاد زنان در عکسهایش بیانگر آگاهی و اعتماد به نفس آنان است.«نیوشا توکلیان» در عکسهایش به نکته های ظریفی توجه می کند. او در عکسهایش تماشاگر را به داوری درباره وضعیت زنان در ایران فرا می خواند.
● اما چرا عکاسی؟!
توکلیان پاسخ می دهد: «شانسی وارد عکاسی شدم. در دوران دبیرستان درس خواندن را دوست نداشتم. دوست داشتم فعالیت کنم، نه این که یکجا بنشینم. رشته تحصیلی ام، علوم انسانی بود، اما تغییر رشته دادم و رفتم رشته هنر. در خانواده مان نه هنرمند داشتیم و نه کسی اهل هنر بود. پدرم وقتی فهمید تغییر رشته داده ام و رفته ام رشته عکاسی، به من خندید !ولی من سعی کردم نگاه آنها را تغییر دهم. چون نگاه آنها به عکاسی، همان عکاسانی بودند که اطراف میدان آزادی از مردم عکس می انداختند !اما چرا رفتم عکاسی؟ چون ما یک دوربین عکاسی حرفه ای خانوادگی در منزل داشتیم و من برای اینکه هزینه ای با تغییر رشته ام برعهده خانواده ام نگذارم رفتم سراغ عکاسی !از طرفی من خیلی هم حواس پرت بودم، اما عکاسی به نوعی، به کار و زندگی من نظم داد. دوربین آن قدر برایم مهم بود که نامه بلند بالایی نوشتم و توی کیف دوربینم گذاشتم تا اگر دوربینم را جایی جا گذاشتم کسی که پیدایش می کند آن نامه را بخواند، دلش بسوزد و حتماً دوربین را برایم بیاورد !اتفاقاً یکبار دوربینم را توی ماشین جا گذاشتم و وقتی رفتم مدرسه، دیدم کسی که پیدایش کرده، نامه را خوانده و آن را زودتر از خودم به مدرسه آورده است!این ماجرای عکاس شدن من، بود.
▪ خانم توکلیان؛ زمانی شما عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، هنوز هم این عنوان را دارید؟
ـ نه !دیگر تمام شد !(با خنده)
▪ شما پیر شدید یا عکاسهای جوانتر، این عنوان را از شما گرفتند؟
ـ بالاخره آدم همیشه جوان باقی نمی ماند و زمانی می رسد که سنش بالا می رود. اما خوب از طرفی هم عکاسهای جوان روی کارآمدند و الآن هم خیلی خوب عکاسی می کنند.
▪ وقتی عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، این عنوان برای شما چه لذتی داشت؟
ـ این عنوان، مشوق من در عکاسی بود. وقتی می رفتم از سوژه ای عکس می گرفتم، می دانستم همین عنوان باعث می شود مطبوعات و مردم عکسهایم را ببینند و به آنها توجه کنند و همین مسأله قوت قلبی برای عکاسی من بود که عکسهای بهتری بگیرم. به هر حال هر کس که بخواهد عکاس شود باید تمرین کند. هیچ عکاسی از وقتی که متولد شده، عکاس نبوده، بلکه تمرین و ممارست است که از یک علاقه مند به عکاسی، یک عکاس حرفه ای می سازد.
بعضی از عکاسان بزرگ دنیا می گویند: «ما عکاس به دنیا آمدیم» اما من با این عقیده مخالفم. یک علاقه مند می تواند فکر و چشمش را پرورش دهد تا عکاس خوبی شود. به هر حال عکاسی فقط عکس گرفتن نیست، بلکه عکس خوب گرفتن و تفکر سالمی داشتن برای عکاسی است.
▪ این تفکر، چه طور به وجود می آید؟
ـ یک عکاس باید به مسایل اطرافش حساس باشد. نسبت به وقایعی که می بیند کنجکاوی کند و پیگیر باشد. این پیگیر بودن در کنار مطالعه مداوم و عکس دیدن، تفکر عکاسی را برای یک عکاس به وجود می آورد.
▪ خب شاید منظور دوستان عکاس، از «عکاس به دنیا آمدن» داشتن همین تفکر است. شما خودتان فکر می کنید تفکر عکاسی، ذاتی است یا اکتسابی؟
ـ ببینید! در میان همه هنرمندان، کسانی هستند که یک هنر را با خودشان همراه دارند، مثلاً بچه ای ۱۲ ساله که دوربین دستش می گیرد و بدون توجه به کلیشه ای بودن سوژه ها از گل، باران و یا آدمهای اطرافش عکس می گیرد، ذاتاً به عکاسی علاقه دارد اما همین بچه اگر علاقه اش را پرورش دهد عکاس موفقی می شود و اگر نه مثل همه عکاسهای دیگر خیلی زود افول می کند.
▪ شما در ۱۶ سالگی، وارد هنر عکاسی شدید و عکاسی را هم با گرفتن عکسهای خبری شروع کردید. با توجه به اینکه در ایران ارزش و جایگاه عکاس خبری هنوز شناخته شده نیست، در آن زمان چه تعریفی از عکس خبری و عکاس خبری داشتید؟
ـ من دنبال کار می گشتم. دوست داشتم از نظر مالی مستقل باشم و تنها کاری که بلد بودم، عکاسی بود و بهترین جایی هم که می توانستم با دوربینم کار کنم، روزنامه بود، اما به خاطر سن پایین به من اجازه عکاسی را ندادند. چون اولاً سنم خیلی کم بود و دوم اینکه عکاس بسیار بدی بودم! اگر عکسهای من را ببینید، دوست ندارید حتی نگاهشان کنید! (با خنده). ولی به هر حال من روی خواسته ام پافشاری کردم که در روزنامه کار کنم و به خاطر پافشاری ام، به من پیشنهاد کار در تلفنخانه روزنامه را دادند که چند ماه منشی بودم، تا اینکه سرویس عکاسی من را برای آرشیو عکسها و نگاتیوها خواست که من رفتم آنجا. آنجا هم وقتی عکاسها را می دیدم که با چه هیجانی به سراغ سوژه ها و اتفاقهای خبری می روند تا عکاسی کنند و روز بعد عکسشان همراه با اسم آنها در روزنامه چاپ می شد برای من جالب بود و علاقه مرا به عکاسی خبری بیشتر می کرد.
▪ چه چیزی باعث شد، پیگیر عکاسی خبری باقی بمانید و چه طور شد که این نوع عکاسی توجه شما را به خودش جلب کرد؟
ـ من همیشه دوست داشتم وقتی کاری را شروع می کنم تا آخر همان کار را ادامه دهم. اما خب در عکاسی، هیچ وقت به آخرش نمی رسیم. هر چه بیشتر مطالعه می کنید و عکس می گیرید متوجه می شوید که هیچ چیز بلد نیستید. یعنی اگر از من بپرسید: «خودت را در عکاسی، در چه موقعیتی می بینی؟» می گویم: «من یک عکاس آماتورم»! حتی عکاس های بزرگ دنیا در سنین بالا و با تجربه های فراوان در عکاسی می گویند که هنوز چیزهای زیادی در هنر عکاسی است که یاد نگرفته اند. چون عکاسی واقعاً دنیای بزرگی است و عکاسی موفق است که همین مسأله را درک کند و بداند عکاسی دنیای بزرگی است.
▪ خانم توکلیان، گفتید که پشت هر عکس، تفکری وجود دارد. با توجه به اینکه سوژه عکسهای شما اجتماعی است و بیشتر سوژه هایتان هم، زنان هستند، با چه نگاه و تفکری به سراغ سوژه هایتان می روید.
ـ به هر حال من یک زن ایرانی ام که در ایران بزرگ شده ام و جدای از آنها نیستم. وقتی از زنان عکس می گیرم، انگار دارم از زندگی خودم عکس می گیرم. از طرفی احساس می کنم که جوانهای ایران دچار نوعی سردرگمی شده اند و من دوست دارم این سردرگمی را در عکسهایم نشان دهم.
من حتی در مناطق جنگی مثل عراق و لبنان هم که عکاسی می کردم از جنگ عکس نمی گرفتم، از آدمها و آوارگان عکس می گرفتم و بیشتر هم پرتره. خیلی مصر بودم به عراق بروم و جنگ و مردم عراق را عکاسی کنم، چون واقعاً به عنوان یک مسلمان، احساس وظیفه می کردم و می خواستم دنیا از نگاه یک عکاس ایرانی هم، آن جنگ را ببیند.
▪ حالا با توجه به ویژگیهای خاص عکس خبری بگویید، یک عکاس خبری وقتی شاتر دوربین را فشار می دهد به چه چیزی باید فکر کند؟
ـ اگر به همه عکسهای من توجه کنید می بینید، آدمها نقش مهمی در عکسهایم دارند. در همه عکسهایم حضور دارند و من شخصاً در عکسهایم به دنبال حالت صورت آدمها هستم. می خواهم نوع حادثه را با حالت صورت آدمها نشان بدهم و سعی کرده ام که دروغ هم نگویم.
▪ منظور شما از «دروغ نگفتن» چیست؟
ـ عکاس می تواند موقعیتی از صورت سوژه اش را شکار کند و آن را به فضای حادثه تعمیم دهد تا فضای دلخواهش به مخاطب منتقل شود در حالی که ممکن است این طور نبوده باشد مثلاً یک صورت غمگین را در لحظه ای عکاسی کند در حالی که سوژه غمگین نبوده. برای همین یک عکاس هم مثل یک خبرنگار باید قابل اطمینان و راستگو باشد.
▪ غیر از این، چه ویژگی های دیگری باعث موفقیت یک عکاس خبری می شود؟
ـ سرعت و تیزبینی دو ویژگی یک عکاس خبری است و البته اینکه تنبل هم نباشد! یک عکاس خبری باید یک سوژه را از زاویه های مختلف ببیند و بهترین زاویه را برای عکاسی انتخاب کند، ولی وقتی عکاس تنبل باشد فقط رو به روی سوژه می نشیند و عکس می گیرد.
▪ از مشکلات یک عکاس زن بگویید؛ آن هم یک عکاس خبری که معمولاً باید در دل حادثه باشد؟
ـ مهمترین مشکل عکاسان زن این است که خیلی از روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران ترجیح می دهند با عکاسان زن کار نکنند و این بزرگترین صدمه را به یک عکاس خبری زن می زند. چون عکاس دوست دارد عکسش جایی دیده شود تا بقیه ببینند و درخصوص عکسش نظر بدهند. عکس خبری گرفتن خیلی سخت است. عکاس باید به دل حادثه برود. گاه آن قدر به عکاس توهین می شود و مردم اذیت می کنند که خیلی از حوادث را نمی شود عکاسی کرد اما عکاس چون کارش را دوست دارد با جان و دل به حادثه می زند و عکس می گیرد و بعد اگر جایی نباشد که این عکس کار شود، عکاس لطمه زیادی می خورد.
▪ فکر می کنید چرا این طور شده است؟
ـ خود من هم نمی دانم. در بعضی خبرگزاریها چند عکاس مرد، عکاسی می کنند اما حتی یک عکاس زن هم ندارند.
▪ خانم توکلیان، دلخراش ترین سوژه ای که تاکنون عکاسی کرده اید، چه بوده است؟
ـ سالهای اولی که عکاسی می کردم خیلی با سوژه هایم درگیر می شدم. از بعضی سوژه ها خیلی ناراحت می شدم. اما بعد از چند سال تصمیم گرفتم محکم تر باشم. با این حال، عکاسی از زلزله پاکستان خیلی مرا اذیت کرد. اگر چه تصمیم گرفته بودم به اولین وظیفه ام که عکاسی بود فکر کنم و تمام حواسم را روی عکس گرفتن متمرکز کنم، اما با تمام اینها، زجر کشیدن مردم زلزله زده، مرا بسیار ناراحت کرد. اما سعی کردم با عکسهایم، آدمهای بی تفاوت دنیا را نسبت به این مسأله، حساس کنم تا به کمک مردم پاکستان بیایند و با چاپ عکسهایم در روزنامه ها و خبرگزاریهای خارجی امیدوار بودم این اتفاق بیفتد.
▪ فکر می کنید وقتی مسن تر شدید، در عکاسی چه راهی را ادامه بدهید؟
ـ من الآن ۲۷ ساله هستم و نسبت به ۱۲ سال پیش که عکاسی را شروع کردم، مسن تر شده ام.اگر چه در طول این سالها تجربه بسیاری به دست آورده ام، اما هنوز خیلی با ایده آل هایم فاصله دارم. اما در این سالها اتفاقی در درون من افتاده و آن اینکه دیگر به عکاسی خبری و کارکردن در این نوع عکاسی، علاقه چندانی ندارم.الآن دوست دارم روی پروژه ها و سوژه های بلندمدت کار کنم و مثل یک کارگردان با ابزار دوربین و سوژه های اجتماعی، فیلم بسازم، اما با عکس !دوست دارم با عکسهایم، زندگی واقعی مردم را نشان بدهم.
▪ تاکنون روی پروژه های بلندمدت کار کرده اید؟
ـ بله !الآن ۲ سال است که این کار را انجام می دهم و فعلاً در حال عکاسی از سه سوژه به صورت بلندمدت هستم.
سوژه اول پرتره از مادران شهید است. سوژه دوم دغدغه های یک دختر ۱۸ ساله است که با عکاسی از زندگی روزمره اش می خواهم دغدغه های این دختر ۱۸ ساله را نشان دهم و سوژه سوم عکاسی از یک دختر ۹ ساله است. این پروژه از عکاسی جشن تکلیف این دخترک شروع شده و تا سنین بالا ادامه خواهد داشت.

خدیجه زمانیان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

معرفی مرتضی لطفی

معرفی مرتضی لطفی
مرتضی لطفی، متولد ۱۳۴۱ مشهد است و دانش آموخته رشته عکاسی دانشکده هنرهای زیبای تهران. داوری جشنواره های مختلف عکس را برعهده داشته و سالهاست در دانشکده های مختلف هم، به تدریس رشته عکاسی می پردازد.
با او درباره اتفاقهایی که در عرصه عکاسی این روزگار رخ می دهد و بخصوص درباره تأثیر گذاری جریان عکاسی دیجیتال بر عکاسی امروز به گفتگو نشستیم.
ـ عکاسی و ابزار آن یعنی دوربین عکاسی، همچون هر ابزار هنری دیگر، وسیله و ابزاری است در دست عکاس، که هر لحظه اراده کند، می تواند تصویرگر چیزی باشد که انتخاب کرده.
▪ و به عنوان کسی که از زاویه دید هنری به «عکس» و «عکاسی» نگاه می کند، چه تعریفی برای آن دارید؟
ـ طبیعتا آنچه را یک عکاس می بیند و به آن یک شکل هنری می دهد، از ویژگیهایی برخوردار است. نگاه عکاس به عنوان یک هنرمند، در یک اثر عکاسی، یک اتفاق نو و تازه بوده و همین نو بودن است که از یک عکس، یک اثر هنری می سازد .
▪ و آن چیز که باعث تفاوت میان یک عکس صنعتی و یک عکس هنری می شود ... ؟
ـ عمل فیزیکی ثبت یک تصویر، یک کار فنی است. حتی عکاسی هم که سرگرم خلق یک اثر هنری است، در بخشی از کارش، عمل فیزیکی ثبت تصویر را انجام می دهد، اما آنچه یک عکس را به یک اثر هنری نزدیک می کند، نگاه انسانی عکاس نسبت به سوژه است. همان چیزی که محتوای عکس را تشکیل می دهد و همین محتواست که می تواند هنری باشد و هنر تلقی شود .
▪ پس آیا می توان مرزی را بین یک عکس به عنوان یک اثر هنری و یک عکس به عنوان یک اثر صنعتی مشخص نمود؟
ـ به نظر من نمی توان مرز مشخصی میان عکاسی هنری و عکاسی صنعتی قائل شد، اما ویژگی هایی مثل خلاقیت، زیبایی و نو بودن (که از ملزومات یک اثر هنری است) می تواند یک عکس (حتی یک عکس صنعتی) را به طور نسبی، به یک اثر هنری نزدیک کند، اگر چه این مرز در جامعه ما هنوز شکل نگرفته و به عنوان مثال یک عکس مستند / اجتماعی (که الزاما یک عکس هنری شمرده نمی شود)، در جامعه ما به عنوان یک «عکس هنری» شناخته می شود !این در حالی است که ما هر اثری که دارای بیان باشد را، هنر نمی دانیم .
▪ پس با این تعریف، از دید شما، شاخصه های یک عکس هنری چیست ؟
ـ ترکیب بندی عکس، اولین نشانه ساختاری قابل رویت هنری بودن عکس است. از لحاظ محتوا هم، موضوع و حسی که عکس به خواننده منتقل می نماید، آن را به هنر نزدیک می کند. به اعتقاد من، وقتی به عنوان یک عکاس به محیط اطرافمان می نگریم، چیزی، نوری، حسی، حرکتی ما را جذب خود می کند و تلاقی این عناصر و زمان و مکان و اشیایی که در محیط وجود دارند، مفهومی را در ذهن عکاس می سازد که انگیزه بالا آوردن دوربین و ثبت آن لحظه می شود. چنانچه عکاس بتواند این تلاقی عناصر را ببیند و چیزی را هم از دنیای ذهنی خودش به آن اضافه کند، آن وقت این عکس، تا حدود بسیاری دارای ویژگی های یک اثر هنری خواهد بود. البته شاخصه های یک عکس هنری را با تعاریف مختلفی می توان ارائه کرد. بنا به تعریف عامه مردم، عکسی که دارای پیام است و بیننده را به اندیشیدن وادار می کند، یک عکس هنری است، اما از دید کارشناسان و منتقدان عرصه عکاسی، نو بودن نگاه عکاس، مهمترین شاخصه هنری بودن یک عکس است. یک عکس هنری باید بتواند با اثر ثبت شده قبل از خودش، فاصله محتوایی داشته باشد، اما زیبایی و حسی که از یک عکس به مخاطب منتقل می شود، شاخصه اصلی و البته مهمترین عامل هنری بودن یک عکس است .
▪ معمولاً چه عامل یا عواملی، یک عکاس را به عکاسی از یک سوژه وادار می کند ؟
ـ گاهی عکاس با قصد قبلی به سراغ سوژه می رود، و به الطبع در این حالت تمام تلاش عکاس این خواهد بود که کادر بندی و فضا سازی خوبی در عکس ایجاد کند و یا زوایای مختلفی را بررسی کند تا بهترین زاویه برای ثبت سوژه اش را بیابد. گاهی هم این تلاش تا آنجا پیش می رود که عکاس، موضوع را فراموش می کند و به دنبال ساختن یک اثر هنری مستقل می رود. عکاسان فرم گرا و ساختارگرا معمولا این گونه عمل می کنند، یعنی موضوع و سوژه عکاسی را، به نفع ساختن ترکیب بندی هایی که در ذهن آنها به عنوان هنر شکل گرفته است فراموش می کنند. به نظر من باید از این مساله فاصله گرفت. هنر، عنوان دیکته شده و مشخصی نیست که ما بتوانیم آن را بگردیم و پیدایش کنیم. گاهی عکاس، بی هیچ قصدی به اطرافش نگاه می کند و تلاقی عناصری از زمان و مکان، مفهومی را در ذهن او می سازد که انگیزه عکس گرفتن او می شود. چنانچه یک عکاس بتواند این تلاقی را ببیند و ذهنیات خودش را به عنوان هنرمند به عکس اضافه کند، عکسی با ویژگی های هنری آفریده است .
▪ یکی از ویژگی هایی که هنر عکاسی را از بقیه هنرها متمایز می کند، سرعت خلق این هنر است. یک عکاس چگونه می تواند در یک لحظه کوتاه، یک اثر هنری خلق کند؟
ـ تجربه و تمرین بر سرعت عمل عکاس مؤثر است، اما چیزی که در عکاسی شیرین و جذاب به نظر می رسد این است که عکاسی در کسری از ثانیه اتفاق می افتد و عکاس، لحظه ای را برای فشردن دکمه شاتر انتخاب می کند و در این لحظه کوتاه، تصویری از اتفاقی که به سرعت رخ داده، برای همیشه ثبت می شود.
▪ پیشرفتهای تکنولوژیک و رواج دوربینهای عکاسی دیجیتال، چه تأثیری بر وضعیت عکاسی امروزه گذاشته است؟
ـ رواج دوربینهای دیجیتال، بخصوص در بین مردم عادی، تأثیرهای بسیاری بر روند پیشرفت عکاسی گذاشته که البته وجوه مثبت این اتفاق، بر وجوه منفی آن می چربد. شاید بتوان مهمترین ویژگی خوب این اتفاق را آن دانست که با رواج دوربینهای دیجیتال، هنر عکاسی، هنری عمومی و مردمی شد. با استفاده از دوربینهای دیجیتال، تعداد بیشتری از مردم عادی، این فرصت را پیدا می کنند تا اتفاقهای پیرامونشان را ببینند و آنها را ثبت کنند. این مسأله زمانی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم از ابتدای پیدایش عکاسی، این هنر چون هنری تخصصی بوده، فقط در اختیار افراد خاصی قرار داشته و به همین دلیل هم، از دوران اولیه پیدایش هنر عکاسی، اسناد زیادی در دسترس نیست، اما در حال حاضر و با رواج دوربینهای دیجیتال و گسترش دامنه عکاسی، هیچ اتفاقی و در هیچ برهه ای از زمان از دست نمی رود، چون یکی از وظایف مهم عکاسی، ثبت تصاویر دوران خودش است و هر چه این هنر رواج بیشتری داشته باشد، در نتیجه تصاویر بیشتری از زمان خودش را هم ثبت خواهد کرد. دستاورد دیگر هنر عکاسی دیجیتال آن است که عکاسان حرفه ای را از قید و بند کارهای فنی و تخصصی عکس رها می کند و آنها بیشتر می توانند به محتوای عکس توجه کنند. بنابراین به نظر من دوربینهای دیجیتال، عکاسان معاصر را به هنر نزدیک کرده است.
▪ اما به همان اندازه هم ممکن است کارکرد منفی پیدا کند!
ـ بله، طبیعتا ممکن است رواج بسیار این نوع عکاسی و مشاهده زیاد عکس، به عادتی تبدیل شود که حساسیت مخاطبان نسبت به دیدن و دقت در عکسها را از بین ببرد. آدمهایی که زیاد عکس می بینند، در دراز مدت، نسبت به عکس بی تفاوت می شوند و از کنار عکسها، بی تعمق می گذرند.
▪ یعنی به نظر شما، رواج دوربینهای دیجیتال، تأثیر بصری عکس را در ذهن مخاطبان از بین می برد؟
ـ بله، اما این موضوع وجه مثبتی هم دارد و آن این است که انتظار مخاطب از عکاسی را بالا می برد. مخاطب در این موقعیت، بیشتر به دنبال دیدن عکسهای نوتری است تا انتظارش را برآورده کند.
▪ آقای لطفی!تأثیر اینترنت بر دیدگاه های بصری عکاسان را چگونه می بینید و این وسیله، تا چه حد، بر نگاه بومی عکاسان تاثیرگذار بوده؟
ـ عکاسی، فناوری ای است که از غرب آمده و متعلق به ایران نیست، اما از ابتدای ورود عکاسی به ایران، عکسهایی در تاریخ عکاسی ما وجود دارند که کاملاً ایرانی اند و فرهنگ ایرانی را منتقل می کنند و این نشان دهنده آن است که دیدگاه عکاسان ایرانی در آن زمان، کاملاً با دیدگاه عکاسان غربی همان زمان متفاوت بوده است. این اتفاق در عکاسی معاصر هم باید رخ دهد و به هر حال، اینترنت می تواند باعث نزدیک شدن نگاه ها و دیدگاه ها شود. البته شاید باعث ایجاد الگوهای منفی هم در ذهن عکاسان باشد، اما این مسأله باعث نمی شود عکاسان صاحب سبک و اندیشه، نتوانند اندیشه هایشان را بر محمل فناوری سوار کرده و از آن به عنوان یک ظرف فرهنگی مناسب استفاده کنند.
▪ و چگونه می شود این ابزار و فناوری را از آن خود کرد؟
ـ با اندیشه!اندیشه در یک اثر هنری بسیار مهم است. کسی که عکاسی می کند یک انسان است و این انسان دارای اندیشه است. اگر این اندیشه، پشتوانه ای با هویت بومی و ایرانی داشته باشد، می تواند تأثیر خودش را بر آثار عکاسی هم نشان دهد. عکاسی که با فرهنگ خودش بیگانه است و مطالعه، آگاهی و بینش لازم را ندارد، حتی اگر به موضوعات بومی هم نگاه کند، نمی تواند برداشتهای بومی داشته باشد. پس همه اینها به شخصیت عکاس برمی گردد. هنر، یکی از مشتقات فرهنگ است و چنانچه فرهنگ توسعه پیدا کند، هنرمندانی را پرورش خواهد داد که تحت تأثیر فرهنگ خودی خواهند بود. البته این فقط مشکل عکاسان نیست، بلکه همه جامعه فرهنگی در معرض این هجوم هستند و اگر فرهنگ، قدرت آن را داشته باشد که بر فناوری غلبه کند و مغلوب آن نشود، خواهد توانست در عرصه های مختلف هنر، از جمله عکاسی، فضای خوبی را برای هنرمندان فراهم کند. آنچه مسلم است اینکه مشتاقان عکاسی زیادی وجود دارند که با هویت مورد انتظار بحث ما، فاصله دارند، اما باید به این قشر امیدوار بود. به نظر من باید منتظر بود و تأثیر دنیای دیجیتال را دید. بسیاری از عکاسان بسیار نومیدانه به عکاسی امروز می نگرند و عکاسی را از دست رفته می بینند، در حالی که همیشه با ورود فناوری به یک عرصه، موجی به راه می افتد که این موج طبیعی است و باید آن را از سر گذراند.
▪ یعنی معتقدید بعد از ورود فناوری دیجیتال به عرصه عکاسی، نگرش تازه ای در این هنر شکل گرفته است؟
ـ حداقل من انتظار دارم در آینده، عکاسان صاحب اندیشه بر عکاسان صاحب فناوری پیشی بگیرند.
▪ و تصور می کنید برگزاری نمایشگاه های عکاسی، دوسالانه های عکس و مسابقات عکاسی، چه تأثیری بر سیر حرکت این هنر بگذارد؟
ـ نمایشگاه ها، دوسالانه ها و مسابقات عکاسی، باید مثل ذات هنر، خلاقیت داشته باشند و به دنبال شیوه هایی که حرکت نویی را ایجاد کند، اما متأسفانه، جشنواره ها و مسابقات عکس بسیاری در کشور ما برگزار می شود که همه دارای موضوعاتی مشابه اند، در حالی که لزومی ندارد چهار نهاد، چهار مسابقه عکاسی با یک موضوع برگزار کنند!این اتفاق باعث می شود عکاس ما، به سمت عکاسی از برخی موضوعات خاص کشیده شود. متاسفانه بیشتر عکاسان، خط مشی کاری شان را از جشنواره ها می گیرند و کمتر دیده شده که یک عکاس، برای خودش پروژه تعریف کند و با توجه به آن هدف تعریف شده برای خودش عکاسی کند. از طرف دیگر، ما هنوز یک بایگانی و آرشیو حرفه ای از عکسهای گرفته شده در طی این سالها نداریم. سی سال است جشنواره عکس برگزار می کنیم و بعضاً عکسهای خوبی هم در این جشنواره ها به نمایش در آمده اند، اما این عکسها در جایی ثبت نشده و فراموش شده اند.
▪ و حرف آخر ...
ـ به نظر من، هنر، بخشی از عکاسی است. عکاسی می تواند هنر باشد، می تواند هنر نباشد. خیلی هم مهم نیست که حتماً اصرار داشته باشیم یک عکس، یک اثر هنری باشد. عکاسی می تواند خود عکاسی باشد! عکاس می تواند لحظه های ناب را در مکانهای فیزیکی ناب ثبت کند و اتفاق جادویی که در این میان می افتد آن است که عکس، تکه ای از زمان و تکه ای از مکان را به آینده می برد و در برخوردی که در زمانهای بعد با آن خواهد شد، واقعیت تازه ای شکل می گیرد و زیبایی های آن دیده می شود. اتفاقی که در حوزه عکاسی باید رخ دهد آن است که در این هجوم بی پایان عکسهای مختلف، با بهره گیری از یک جریان نقد قدرتمند، مطلوب و نامطلوب از یکدیگر جدا شوند .

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!