یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ / Sunday, 17 February, 2019

معرفی نیوشا توکلیان


معرفی نیوشا توکلیان
یه روز توی تاکسی نشسته بودم، می خواستم از مدرسه برم خونه. دوربین روی پام بود. غیر از من چند تا آقا وخانم دیگه هم توی تاکسی بودن. یکی از آقایون به من گفت: «شما عکاسی؟» گفتم: «بله».
گفت: «چرا نمی ری توی روزنامه کار کنی؟»
گفتم: «دوست دارم، اما خب فعلاً جایی نیست که به من کاری بدن».
آدرسی به من داد و گفت: «برو این روزنامه. این جا دنبال عکاس می گردن»!
رفتم نشریه «زن» و از همان جا بود که به وادی عکاسی کشیده شدم.آن زمان من ۱۶ سال بیشتر نداشتم و هنوز در سن و سالی نبودم که بخواهم برای آینده ام تصمیم جدی بگیرم یا برنامه ریزی کنم. فقط می دانستم باید کاری بکنم. اما خدا به من کمک کرد و حالا احساس می کنم خدا می خواست من عکاس شوم.
● یک معرفی کوتاه از خانم عکاس
نیوشا توکلیان، ۲۷ ساله، خبرنگار و عکاس. عرصه کار او خاورمیانه است؛ عراق، لبنان، ایران، سوریه، عربستان، پاکستان.از ۱۶ سالگی کار با مطبوعات را آغاز کرده و از سال ۲۰۰۲ عکسهایش در نشریات معتبر بین المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است.
عکسهای این خانم عکاس در گالری «سیسرو» فقط مربوط به ایران است. عکسهایی کاملاً شاد با چشم اندازی به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و موقعیت زنان که بیانگر آینده نگری و ذهنیتی مدرن است و چهره های شاد زنان در عکسهایش بیانگر آگاهی و اعتماد به نفس آنان است.«نیوشا توکلیان» در عکسهایش به نکته های ظریفی توجه می کند. او در عکسهایش تماشاگر را به داوری درباره وضعیت زنان در ایران فرا می خواند.
● اما چرا عکاسی؟!
توکلیان پاسخ می دهد: «شانسی وارد عکاسی شدم. در دوران دبیرستان درس خواندن را دوست نداشتم. دوست داشتم فعالیت کنم، نه این که یکجا بنشینم. رشته تحصیلی ام، علوم انسانی بود، اما تغییر رشته دادم و رفتم رشته هنر. در خانواده مان نه هنرمند داشتیم و نه کسی اهل هنر بود. پدرم وقتی فهمید تغییر رشته داده ام و رفته ام رشته عکاسی، به من خندید !ولی من سعی کردم نگاه آنها را تغییر دهم. چون نگاه آنها به عکاسی، همان عکاسانی بودند که اطراف میدان آزادی از مردم عکس می انداختند !اما چرا رفتم عکاسی؟ چون ما یک دوربین عکاسی حرفه ای خانوادگی در منزل داشتیم و من برای اینکه هزینه ای با تغییر رشته ام برعهده خانواده ام نگذارم رفتم سراغ عکاسی !از طرفی من خیلی هم حواس پرت بودم، اما عکاسی به نوعی، به کار و زندگی من نظم داد. دوربین آن قدر برایم مهم بود که نامه بلند بالایی نوشتم و توی کیف دوربینم گذاشتم تا اگر دوربینم را جایی جا گذاشتم کسی که پیدایش می کند آن نامه را بخواند، دلش بسوزد و حتماً دوربین را برایم بیاورد !اتفاقاً یکبار دوربینم را توی ماشین جا گذاشتم و وقتی رفتم مدرسه، دیدم کسی که پیدایش کرده، نامه را خوانده و آن را زودتر از خودم به مدرسه آورده است!این ماجرای عکاس شدن من، بود.
▪ خانم توکلیان؛ زمانی شما عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، هنوز هم این عنوان را دارید؟
ـ نه !دیگر تمام شد !(با خنده)
▪ شما پیر شدید یا عکاسهای جوانتر، این عنوان را از شما گرفتند؟
ـ بالاخره آدم همیشه جوان باقی نمی ماند و زمانی می رسد که سنش بالا می رود. اما خوب از طرفی هم عکاسهای جوان روی کارآمدند و الآن هم خیلی خوب عکاسی می کنند.
▪ وقتی عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، این عنوان برای شما چه لذتی داشت؟
ـ این عنوان، مشوق من در عکاسی بود. وقتی می رفتم از سوژه ای عکس می گرفتم، می دانستم همین عنوان باعث می شود مطبوعات و مردم عکسهایم را ببینند و به آنها توجه کنند و همین مسأله قوت قلبی برای عکاسی من بود که عکسهای بهتری بگیرم. به هر حال هر کس که بخواهد عکاس شود باید تمرین کند. هیچ عکاسی از وقتی که متولد شده، عکاس نبوده، بلکه تمرین و ممارست است که از یک علاقه مند به عکاسی، یک عکاس حرفه ای می سازد.
بعضی از عکاسان بزرگ دنیا می گویند: «ما عکاس به دنیا آمدیم» اما من با این عقیده مخالفم. یک علاقه مند می تواند فکر و چشمش را پرورش دهد تا عکاس خوبی شود. به هر حال عکاسی فقط عکس گرفتن نیست، بلکه عکس خوب گرفتن و تفکر سالمی داشتن برای عکاسی است.
▪ این تفکر، چه طور به وجود می آید؟
ـ یک عکاس باید به مسایل اطرافش حساس باشد. نسبت به وقایعی که می بیند کنجکاوی کند و پیگیر باشد. این پیگیر بودن در کنار مطالعه مداوم و عکس دیدن، تفکر عکاسی را برای یک عکاس به وجود می آورد.
▪ خب شاید منظور دوستان عکاس، از «عکاس به دنیا آمدن» داشتن همین تفکر است. شما خودتان فکر می کنید تفکر عکاسی، ذاتی است یا اکتسابی؟
ـ ببینید! در میان همه هنرمندان، کسانی هستند که یک هنر را با خودشان همراه دارند، مثلاً بچه ای ۱۲ ساله که دوربین دستش می گیرد و بدون توجه به کلیشه ای بودن سوژه ها از گل، باران و یا آدمهای اطرافش عکس می گیرد، ذاتاً به عکاسی علاقه دارد اما همین بچه اگر علاقه اش را پرورش دهد عکاس موفقی می شود و اگر نه مثل همه عکاسهای دیگر خیلی زود افول می کند.
▪ شما در ۱۶ سالگی، وارد هنر عکاسی شدید و عکاسی را هم با گرفتن عکسهای خبری شروع کردید. با توجه به اینکه در ایران ارزش و جایگاه عکاس خبری هنوز شناخته شده نیست، در آن زمان چه تعریفی از عکس خبری و عکاس خبری داشتید؟
ـ من دنبال کار می گشتم. دوست داشتم از نظر مالی مستقل باشم و تنها کاری که بلد بودم، عکاسی بود و بهترین جایی هم که می توانستم با دوربینم کار کنم، روزنامه بود، اما به خاطر سن پایین به من اجازه عکاسی را ندادند. چون اولاً سنم خیلی کم بود و دوم اینکه عکاس بسیار بدی بودم! اگر عکسهای من را ببینید، دوست ندارید حتی نگاهشان کنید! (با خنده). ولی به هر حال من روی خواسته ام پافشاری کردم که در روزنامه کار کنم و به خاطر پافشاری ام، به من پیشنهاد کار در تلفنخانه روزنامه را دادند که چند ماه منشی بودم، تا اینکه سرویس عکاسی من را برای آرشیو عکسها و نگاتیوها خواست که من رفتم آنجا. آنجا هم وقتی عکاسها را می دیدم که با چه هیجانی به سراغ سوژه ها و اتفاقهای خبری می روند تا عکاسی کنند و روز بعد عکسشان همراه با اسم آنها در روزنامه چاپ می شد برای من جالب بود و علاقه مرا به عکاسی خبری بیشتر می کرد.
▪ چه چیزی باعث شد، پیگیر عکاسی خبری باقی بمانید و چه طور شد که این نوع عکاسی توجه شما را به خودش جلب کرد؟
ـ من همیشه دوست داشتم وقتی کاری را شروع می کنم تا آخر همان کار را ادامه دهم. اما خب در عکاسی، هیچ وقت به آخرش نمی رسیم. هر چه بیشتر مطالعه می کنید و عکس می گیرید متوجه می شوید که هیچ چیز بلد نیستید. یعنی اگر از من بپرسید: «خودت را در عکاسی، در چه موقعیتی می بینی؟» می گویم: «من یک عکاس آماتورم»! حتی عکاس های بزرگ دنیا در سنین بالا و با تجربه های فراوان در عکاسی می گویند که هنوز چیزهای زیادی در هنر عکاسی است که یاد نگرفته اند. چون عکاسی واقعاً دنیای بزرگی است و عکاسی موفق است که همین مسأله را درک کند و بداند عکاسی دنیای بزرگی است.
▪ خانم توکلیان، گفتید که پشت هر عکس، تفکری وجود دارد. با توجه به اینکه سوژه عکسهای شما اجتماعی است و بیشتر سوژه هایتان هم، زنان هستند، با چه نگاه و تفکری به سراغ سوژه هایتان می روید.
ـ به هر حال من یک زن ایرانی ام که در ایران بزرگ شده ام و جدای از آنها نیستم. وقتی از زنان عکس می گیرم، انگار دارم از زندگی خودم عکس می گیرم. از طرفی احساس می کنم که جوانهای ایران دچار نوعی سردرگمی شده اند و من دوست دارم این سردرگمی را در عکسهایم نشان دهم.
من حتی در مناطق جنگی مثل عراق و لبنان هم که عکاسی می کردم از جنگ عکس نمی گرفتم، از آدمها و آوارگان عکس می گرفتم و بیشتر هم پرتره. خیلی مصر بودم به عراق بروم و جنگ و مردم عراق را عکاسی کنم، چون واقعاً به عنوان یک مسلمان، احساس وظیفه می کردم و می خواستم دنیا از نگاه یک عکاس ایرانی هم، آن جنگ را ببیند.
▪ حالا با توجه به ویژگیهای خاص عکس خبری بگویید، یک عکاس خبری وقتی شاتر دوربین را فشار می دهد به چه چیزی باید فکر کند؟
ـ اگر به همه عکسهای من توجه کنید می بینید، آدمها نقش مهمی در عکسهایم دارند. در همه عکسهایم حضور دارند و من شخصاً در عکسهایم به دنبال حالت صورت آدمها هستم. می خواهم نوع حادثه را با حالت صورت آدمها نشان بدهم و سعی کرده ام که دروغ هم نگویم.
▪ منظور شما از «دروغ نگفتن» چیست؟
ـ عکاس می تواند موقعیتی از صورت سوژه اش را شکار کند و آن را به فضای حادثه تعمیم دهد تا فضای دلخواهش به مخاطب منتقل شود در حالی که ممکن است این طور نبوده باشد مثلاً یک صورت غمگین را در لحظه ای عکاسی کند در حالی که سوژه غمگین نبوده. برای همین یک عکاس هم مثل یک خبرنگار باید قابل اطمینان و راستگو باشد.
▪ غیر از این، چه ویژگی های دیگری باعث موفقیت یک عکاس خبری می شود؟
ـ سرعت و تیزبینی دو ویژگی یک عکاس خبری است و البته اینکه تنبل هم نباشد! یک عکاس خبری باید یک سوژه را از زاویه های مختلف ببیند و بهترین زاویه را برای عکاسی انتخاب کند، ولی وقتی عکاس تنبل باشد فقط رو به روی سوژه می نشیند و عکس می گیرد.
▪ از مشکلات یک عکاس زن بگویید؛ آن هم یک عکاس خبری که معمولاً باید در دل حادثه باشد؟
ـ مهمترین مشکل عکاسان زن این است که خیلی از روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران ترجیح می دهند با عکاسان زن کار نکنند و این بزرگترین صدمه را به یک عکاس خبری زن می زند. چون عکاس دوست دارد عکسش جایی دیده شود تا بقیه ببینند و درخصوص عکسش نظر بدهند. عکس خبری گرفتن خیلی سخت است. عکاس باید به دل حادثه برود. گاه آن قدر به عکاس توهین می شود و مردم اذیت می کنند که خیلی از حوادث را نمی شود عکاسی کرد اما عکاس چون کارش را دوست دارد با جان و دل به حادثه می زند و عکس می گیرد و بعد اگر جایی نباشد که این عکس کار شود، عکاس لطمه زیادی می خورد.
▪ فکر می کنید چرا این طور شده است؟
ـ خود من هم نمی دانم. در بعضی خبرگزاریها چند عکاس مرد، عکاسی می کنند اما حتی یک عکاس زن هم ندارند.
▪ خانم توکلیان، دلخراش ترین سوژه ای که تاکنون عکاسی کرده اید، چه بوده است؟
ـ سالهای اولی که عکاسی می کردم خیلی با سوژه هایم درگیر می شدم. از بعضی سوژه ها خیلی ناراحت می شدم. اما بعد از چند سال تصمیم گرفتم محکم تر باشم. با این حال، عکاسی از زلزله پاکستان خیلی مرا اذیت کرد. اگر چه تصمیم گرفته بودم به اولین وظیفه ام که عکاسی بود فکر کنم و تمام حواسم را روی عکس گرفتن متمرکز کنم، اما با تمام اینها، زجر کشیدن مردم زلزله زده، مرا بسیار ناراحت کرد. اما سعی کردم با عکسهایم، آدمهای بی تفاوت دنیا را نسبت به این مسأله، حساس کنم تا به کمک مردم پاکستان بیایند و با چاپ عکسهایم در روزنامه ها و خبرگزاریهای خارجی امیدوار بودم این اتفاق بیفتد.
▪ فکر می کنید وقتی مسن تر شدید، در عکاسی چه راهی را ادامه بدهید؟
ـ من الآن ۲۷ ساله هستم و نسبت به ۱۲ سال پیش که عکاسی را شروع کردم، مسن تر شده ام.اگر چه در طول این سالها تجربه بسیاری به دست آورده ام، اما هنوز خیلی با ایده آل هایم فاصله دارم. اما در این سالها اتفاقی در درون من افتاده و آن اینکه دیگر به عکاسی خبری و کارکردن در این نوع عکاسی، علاقه چندانی ندارم.الآن دوست دارم روی پروژه ها و سوژه های بلندمدت کار کنم و مثل یک کارگردان با ابزار دوربین و سوژه های اجتماعی، فیلم بسازم، اما با عکس !دوست دارم با عکسهایم، زندگی واقعی مردم را نشان بدهم.
▪ تاکنون روی پروژه های بلندمدت کار کرده اید؟
ـ بله !الآن ۲ سال است که این کار را انجام می دهم و فعلاً در حال عکاسی از سه سوژه به صورت بلندمدت هستم.
سوژه اول پرتره از مادران شهید است. سوژه دوم دغدغه های یک دختر ۱۸ ساله است که با عکاسی از زندگی روزمره اش می خواهم دغدغه های این دختر ۱۸ ساله را نشان دهم و سوژه سوم عکاسی از یک دختر ۹ ساله است. این پروژه از عکاسی جشن تکلیف این دخترک شروع شده و تا سنین بالا ادامه خواهد داشت.

خدیجه زمانیان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

عکس‌ها از مد نمی‌افتند

عکس‌ها از مد نمی‌افتند
استورم‌ تورگرسوناستورم‌ تورگرسون‌ به‌ خاطر عكس‌ها و كارهای‌ (كارهای‌ گرافیكی‌ و فیلم‌ سازی) خلاقانه‌یی‌ كه‌ برای‌ گروه‌های‌ موسیقی‌ مختلف‌ بخصوص‌ پینك‌ فلوید انجام‌ داده‌ معروف‌ است‌، استورم‌ تورگرسون (۱) را چگونه‌ توصیف‌ می‌كنید؟ بهتر است‌ با توصیفات‌ خودش‌ شروع‌ كنیم‌ كه‌ در یكی‌ از كتابهایی‌ كه‌ در مورد آثارش‌ چاپ‌ شده‌ آمده‌ است‌.
وقتی‌ از من‌ پرسیده‌ می‌شود كه‌ من‌ چه‌ كاره‌ هستم‌، من‌ پاسخ‌ مردم‌ را به‌ شكل‌های‌ مختلفی‌ می‌دهم‌، من‌ برای‌ مجستی‌ كاستوم‌ (۲) یك‌ عكاس‌ هستم‌، برای‌ نشریات‌ موسیقی‌ یك‌ گرافیست‌، برای‌ اهل‌ سینما یك‌ كارگردان‌، برای‌ مادرم‌ یك‌ هنرمند. طرفداران‌ واقعی‌ من‌ می‌دانند من‌ یك‌ تصویرسازم‌ كه‌ ایده‌های‌ مختلفی‌ در سر دارم‌ و به‌ كمك‌ دیگران‌ این‌ ایده‌ها را به‌ هنرهای‌ بصری‌ ملموس‌ تبدیل‌ می‌كنم‌ كه‌ یا عكس‌ است‌ یا فیلم‌.
به‌ محض‌ اینكه‌ خودم‌ را به‌ استورم‌ معرفی‌ كردم‌، باران‌ سوالاتش‌ بر سرم‌ فرو ریخت‌. چرا می‌خواهی‌ با من‌ مصاحبه‌ كنی؟ بعد از توضیح‌ اینكه‌ دی‌.پی‌.آر.پی‌ یك‌ وب‌ سایت‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ از گروه‌های‌ موزیكی‌ كه‌ وی‌ با آنها كار كرده‌ را معرفی‌ می‌كند و به‌ علاوه‌ من‌ شخصا از طرفداران‌ كارهای‌ او هستم‌. بعد از ادای‌ این‌ توضیحات‌ بود كه‌ استورم‌ اجازه‌ مصاحبه‌ را داد.
چارلی‌: در وهله‌ اول‌ دلیل‌ برگزاری‌ نمایشگاه‌ مرور آثار شما چیست‌؟
استورم‌: در واقع‌ این‌ یك‌ نمایشگاه‌ مروری‌ آثارم‌ نیست‌. نمایشگاه‌ آثار مروری‌ یك‌ هنرمند ترجیحا باید بزرگتر باشد، كارهای‌ بیشتر، جزئیات‌ بیشتر. راستی‌ چرا از نظر شما این‌ یك‌ نمایشگاه‌ مروری‌ آثار است؟ به‌ این‌ علت‌ كه‌ من‌ سالهای‌ زیادی‌ است‌ كه‌ كار می‌كنم‌؟
در واقع‌ یك‌ شو درمورد تصاویراست‌ نه‌ یك‌ نمایشگاه‌ گرافیكی‌، بیشتر كارهایی‌ كه‌ ما انجام‌ دادیم‌ در مورد گرافیك‌ بوده‌ است‌ و این‌ شو مربوط‌ به‌ عكس‌ها است‌. حتما می‌پرسید كه‌ دلیل‌ این‌ كار چه‌ چیز بوده؟ در واقع‌ بخاطر اینكه‌ ما خودخواه‌ هستیم‌، هنرمند دوست‌ دارد كه‌ پز بدهد و از طرف‌ دیگراین‌ نمایشگاه‌ این‌ امكان‌ را فراهم‌ می‌كند كه‌ این‌ تصاویر در سایزهای‌ حقیقی‌ و اصلی‌ خود به‌ نمایش‌ گذاشته‌ شوند.
انگیزه‌ ساخت‌ اثر از كجا می‌آید؟ آیا طرح‌ و ایده‌ به‌ شما داده‌ می‌شود یا به‌ منظور الهام‌ گرفتن‌ به‌ خود موسیقی‌ گوش‌ می‌دهید؟
سعی‌ ما براین‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ را نمایش‌ دهیم‌، بنابراین‌ در جهت‌ ارائه‌ و نمایش‌ موسیقی‌ می‌توانم‌ بگویم‌ در اغلب‌ اوقات‌ این‌ ایده‌ از خود موسیقی‌ می‌آید، همچنین‌ این‌ ایده‌ می‌تواند از عنوان‌ اثر، موزیك‌ متن‌ و ترانه‌ها هم‌ بیاید. گاهی‌ اوقات‌ هم‌ از گفت‌وگویی‌ كه‌ با اعضای‌ گروه‌ دارم‌ ایده‌ می‌گیرم‌. اگر شما یك‌ نمونه‌ خاص‌ را نام‌ ببرید می‌توانم‌ برای‌ شما دقیقا بگویم‌ كه‌ این‌ پروسه‌ چگونه‌ است‌.
خب‌ آنچه‌ برای‌ من‌ جالب‌ است‌ استامپ‌ ۴۴۲ است‌ كه‌ دارای‌ یك‌ موسیقی‌ بسیار متفاوت‌ است‌.
استورم‌ سوال‌ مرا بدین‌ صورت‌ تصحیح‌ می‌كند و ادامه‌ می‌دهد:
این‌ طور نیست‌. من‌ با گروه‌های‌ هوی‌ متال‌ زیادی‌ كار كرده‌ ام‌.حتی‌ با بلك‌ سبت‌ هم‌ كار كرده‌ ام‌. رین‌ بو، یوفو، آدیو اسلیو بروس‌ دیكینسون‌ دیگر گروهای‌ هوی‌ متالی‌ بود كه‌ من‌ با آنها كار كرده‌ام‌. همچنین‌ همكاری‌های‌ بسیاری‌ هم‌ با گروه‌های‌هارد راك‌ كرده‌ام‌. آنتراكس‌ در واقع‌ با متال‌ جور است‌ ولی‌ بسیار برای‌ كار كردن‌ عالی‌ است‌ و همیشه‌ ایده‌های‌ جالبی‌ را به‌ من‌ سیخونك‌ می‌زنند! من‌ تا به‌ حال‌ این‌ گروه‌ را ندیده‌ ام‌ و ممكن‌ است‌ كه‌ خود این‌ گروه‌ هم‌ بدانند كه‌ همیشه‌ به‌ من‌ ایده‌ می‌دهند و فكر كنم‌ كه‌ آنها هم‌ از این‌ ایده‌ دادن‌ به‌ دیگران‌ خوشحال‌ هستند.
این‌ ساختارها و تركیب‌ها ساخته‌ و پرداخته‌ خود ما است‌ و در واقع‌ یك‌ جور گند زدن‌ به‌ متال‌ است‌ كه‌ انجام‌ می‌دهیم‌.
بعد از گذشت‌ و گذاری‌ كه‌ داشتم‌ چیزی‌ كه‌ باعث‌ تعجب‌ من‌ شد این‌ بود كه‌ مدل‌ها اكثرا زیبا بودند و صورتهایشان‌ (برای‌ من) آرامش‌ بخش‌ بود.من‌ پس‌ از دیدن‌ آثارآرامتر از ابتدای‌ نمایشگاه‌ بودم‌، و در كل‌ عكس‌ها اؤر آرامش‌ بخشی‌ روی‌ من‌ داشتند.
جدا؟ خوشحالم‌ از این‌ كه‌ این‌ را می‌شنوم‌، باید بگویم‌ كه‌ كروم‌ خیلی‌ آرامش‌ بخش‌ است‌.
نكته‌ دیگری‌ كه‌ برایم‌ جالب‌ است‌، این‌ است‌ كه‌ عكسهای‌ شما هیچ‌ وقت‌ به‌ قول‌ معروف‌ از مد نیافتاده‌اند..
بعضی‌ از مردم‌ به‌ من‌ می‌گویند كه‌ عكسهایم‌ همیشه‌ از مد افتاده‌ بوده‌ اند. اما من‌ فكر نمی‌ كنم‌ كه‌ كاری‌ كه‌ ما انجام‌ می‌دهیم‌ اساسا مد پذیر باشد یا در چارچوب‌ مد بگنجد، من‌ فكر می‌كنم‌ ما چیزهایی‌ را دوست‌ داریم‌ كه‌ شیك‌ هستند و به‌ نظر من‌ این‌ یكی‌ از لذتهای‌ اثر ناقوس‌ جدایی‌ است‌.
به‌ این‌ دلیل‌ كه‌ مجسمه‌ واقعی‌ خیلی‌ با ابهت‌ و دلپسند است‌ و دور از ماهیت‌ و عقاید. همانطور به‌ نظر من‌ سر درخت‌ بسیار گیرا است‌، یك‌ ایده‌ عالی‌ كه‌ به‌ بهترین‌ نحو ممكن‌ هم‌ انجام‌ شده‌ است‌، حداقل‌ من‌ امیدوارم‌ كه‌ بینندگان‌ اینطور فكر كنند، اما امیدی‌ ندارم‌ كه‌ لزوما اینطور فكر كنند.اوایل‌ كار ما زیاد به‌ مد فكر نمی‌ كردیم‌ ، به‌ عقیده‌ من‌ موسیقی‌ دانها آهنگی‌ را می‌سازند كه‌ ماندگار باشد یا حداقل‌ آرزوی‌ چنین‌ كاری‌ را دارند، ما هم‌ همین‌ كار را در ابطه‌ با عكس‌ انجام‌ می‌دهیم‌، همینطور احتمال‌ دارد كسی‌ كه‌ آن‌ را می‌خرد به‌ سمت‌ آن‌ عكس‌ها گرایش‌ پیدا كند و در دام‌ مد نیافتد، به‌ بیان‌ دیگر در طی‌ ۵ سال‌ از مد افتاده‌ است‌.
حتی‌ اگر كه‌ فكر كند كه‌ چرا این‌ عكس‌ اینطور است‌ و یا شبیه‌ به‌ چیست؟ و این‌ سوالی‌ است‌ كه‌ من‌ دوست‌ دارم‌ مردم‌ جواب‌ بدهند چرا این‌ اینجوریه‌؟ نمی‌ دانم‌ مردم‌ این‌ پرسش‌ را ار خود می‌پرسند یا نه؟ من‌ آنها را به‌ موسیقی‌ ارجاع‌ می‌دهم‌ و این‌ تقریبا وابسته‌ به‌ موسیقی‌ است‌، وابسته‌ به‌ عنوان‌ و وابسته‌ به‌ ترانه‌ هم‌ هست‌. در حقیقت‌ منظور من‌ یك‌ سوال‌ ساده‌ نیست‌، منظورم‌ سوالی‌ عمیق‌ و پیچیده‌ است‌. معمولا داستانی‌ پشت‌ این‌ افكار و عكسها وجود دارد و ما باید راجع‌ به‌ این‌ چیزها فكر كنیم‌.

وبگردی
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
ماجرای خجالت‌آور پراید برای کشور
ماجرای خجالت‌آور پراید برای کشور - رشیدپور: آقای روحانی واقعا قیمت پراید قابل کنترل نیست؟
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.