جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 20 July, 2018

بحث کوتاهی درباره ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع)


بحث کوتاهی درباره ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع)
اسم آن بزرگوار علی و کنیه او ابوالحسن الثانی و لقب مشهور او رضا است. عمر مبارک آن حضرت پنجاه و پنج سال بود. (۱) در یازده ذی القعده سال ۱۴۸ هجری به دنیا آمد (۲) و در سال ۲۰۳ هجری (۳) در آخر ماه صفر به دست مأمون عباسی مسموم و شهید شد.
مدت امامت آن بزرگوار بیست سال بود (۴)، که تقریبا هفده سال آن را در مدینه، ملجأ عوام و منجی انام و معلم علما و مروج دین بود. سه سال آخر، او را از مدینه جبرا به طوس بردند و در طوس تا توانست از حریم دین حراست کرد تا سرانجام به دست مأمون شهید شد.
● مقام علمی حضرت رضا(ع)
از متون اسلامی می‏توان نتیجه گرفت که آن حضرت عالم بما سوی الله، واسطه فیض این عالم، معدن کلمات پروردگار، صندوق انوار الهی و خزینه علم خداوند متعال است. احتجاجات و مباحثات حضرت رضا(ع) با فرقه‏های مختلف در مجلس مأمون، مقام علمی آن حضرت را آشکار می‏کند. چنانکه بارها مأمون می‏گفت: ما اعلم احدا افضل من هذا الرجل علی وجه الارض : هیچ کس را در روی زمین داناتر از حضرت رضا نمی‏دانم.
فرید وجدی در دایرة المعارف خود، در ذیل کلمه رضا می‏گوید: «مأمون سی و سه هزار نفر از بزرگان طوایف و فرق مختلفه را جمع کرد و از آنان خواست که لایق‏ترین افراد را از میان خود انتخاب کنند تا ولایتعهدی را به او وگذارنماید. همه آن سی و سه هزار نفر، در علی بن موسی الرضا اتفاق نمودند».
در این باب از حضرت رضا(ع) مطلبی نقل است که مقام عبودیت آن بزرگوار را بر ما روشن می‏کند. آن حضرت به دعبل خزاعی شاعر معروف عبایی داد و فرمود: «قدر آن را بدان که در این عبا هزار شب و هر شبی، هزار رکعت نماز خوانده است».
آنان که حضرت رضا(ع) را از مدینه به طوس آوردند، همه از کثرت عبادت و تضرع و انابه و زاری وتهجد و مواظبت کامل آن حضرت در عبادت سخن گفته‏اند.
● تواضع حضرت رضا(ع)
یاسر، خادم آن حضرت می‏گوید: حضرت رضا همیشه با خدمه و کارگرهای خود غذا می‏خورد و دوست داشت که با آنها بنشیند و صحبت و درددل کند. بعضی از ناآگاهان به این کار حضرت ایراد می‏کردند و حضرت می‏فرمود: ان الرب تبارک و تعالی واحد و الأب واحد و الام واحدة و الجزاء بالاعمال. (۵)
پروردگار، پدر، و مادر، یکی است و فضیلت فقط و فقط به کردار است.
● ادب و اخلاق حضرت رضا(ع)
ابراهیم بن عباس که در مسافرت از مدینه تا طوس خدمت آن حضرت بوده است، چنین می‏گوید : «ندیدم به احدی ظلم کند، هیچ وقت کلام کسی را قطع نمی‏کرد. هیچ حاجتی را رد نمی‏نمود.
پای خود را مقابل احدی دراز نمی‏کرد و در مقابل احدی تکیه نمی‏داد و با هیچ کس سخن جسارت آمیز نمی‏گفت». (۶)
● سخاوت حضرت رضا(ع)
قضیه‏ای که کلینی رحمه الله در این باره نقل کرده است، ذکر می‏کنیم. راوی می‏گوید: «با جمعی بسیار خدمت حضرت رضا بودیم که ابن سبیلی آمد و چنین گفت: یابن رسول الله! من دوست شما و پدران شما هستم. نفقه خود را در راه حج گم کرده‏ام. نفقه راه به من عنایت کنید، چون به خراسان رسیدم برای شما صدقه می‏دهم، زیرا آنجا مکنت دارم. حضرت رضا(ع) داخل اتاق شده پس از چندی از بالای در، دویست دینار به او داد و خواهش کرد برود و فرمود: لازم نیست صدقه بدهی. چون حضرت آمد، از ایشان پرسیدند: پول را از بالای در دادید و خواهش نمودید که برود تا او را نبینید. فرمود: من خواستم ذلت سؤال را در صورت او نبینم. آیا نشنیده‏اید که رسول اکرم فرموده است: صدقه پنهانی، معادل هفتاد حج است، و گناه آشکار موجب خذلان، و گناه پنهانی را خداوند می‏آمرزد». (۷) آنچه نوشته شد، نمونه‏ای از فضایل حضرت رضا(ع) بود. ذکر این گونه فضایل برای حضرت رضا (ع) مقام و شأنی نیست. بنابراین بهتر است که مقداری از وقایع مسافرت جبری آن بزرگوار از مدینه به طوس را ذکر کنیم:
ممالک اسلامی، بعد از مرگ هارون الرشید در طغیان بودند و شورشهای فراوانی پدید آمد. هنگامی که مأمون برادرش را نابود کرد و توانست زمام امت اسلامی را به دست بگیرد، صلاح را در آن دید که سران ممالک اسلامی را جمع کند، تا بدینوسیله بتواند فتنه‏ها را خاموش نماید. پس سی و سه هزار نفر از بزرگان بلاد را به نام مستشار در مرکز جمع نمود، و ولایتعهدی را به طور جبر و تهدید به حضرت رضا واگذار کرد، و بدین وسیله توانست به ممالک اسلامی آرامش بخشد.
هنگامی که شورها فرو خفت، افرادی که به عنوان مستشار خوانده شده بودند، متفرق و بسیاری از آنان مورد بی‏مهری و یا احیانا زندان و تبعید قرار گرفتند و کشته شدند. از جمله آن افراد که صلاح دانستند او را شهید کنند، حضرت رضا(ع) است. نکاتی که لازم به تذکر است :
۱) حضرت رضا(ع) در موارد متعددی ذکر کرده که سفرش به خراسان، قبول ولایتعهدی و ورود به دستگاه مأمون بر ایشان تحمیل شده بود. (۸) تشکیل مجلس عزا در مدینه موقع حرکت، گریه‏های آن بزرگوار در مکه و خداحافظی با بیت الله قبل از موقع آمدن عمال مأمون، گریه‏های او کنار قبر جد بزرگوارش و خداحافظی با او بعد از آمدن آنان، قبول نکردن مکرر ولایتعهدی تا آنکه تهدید می‏شود و سپس قبول کردن آن مشروط بر اینکه در امور مملکتی هیچ دخالتی نکند، همه مبین این مطلب است که این جریان جبرا به حضرت رضا(ع) تحمیل شده است. (۹)
۲) مأمون دستور داده بود که حضرت رضا را از راه فارس به مرو ببرند (۱۰) و سفر ایشان حتی الامکان در شب صورت گیرد. آیا این دستور، خود دلیل بر این نیست که محبت اهل بیت در دلها جایی داشته و مأمون از این که حضرت رضا وارد شهرهای پرجمعیت و شیعه نشین شود، در هراس بوده است، و یا نمی‏خواسته که حضرت رضا(ع) در دلها جایی باز کند؟
ممانعت مأمون از برگزاری نماز عید فطر توسط حضرت، (۱۱) احتمال دوم را تأیید می‏کند.
۳) حضرت رضا از برخوردش با مأمون فوق العاده ناراحت بود، چنان که هر وقت که از نماز جمعه بازمی‏گشت، با حالت خستگی از خداوند متعال طلب مرگ می‏کرد.
آیا درخلوت حضرت رضا را زجر می‏دادند؟ آیا اعمال منافقانه روی آن بزرگوار اثر می‏گذارده است؟ آیا مطلب دیگری بوده؟ نمی‏دانیم، ولی ناراحتی فوق‌العاده حضرت رضا(ع) از مسافرت امری مسلم است.
۴) آمدن حضرت رضا علیه السلام به مرو برای اسلام بسیار مفید بود، زیرا طوس برای بیگانگان میدان علم بود و اگر حضرت رضا در طوس نبود، کسی وجود نداشت که شبهات آنان را رفع کند و اگر آن شبهات رفع نمی‏شد، برای عالم اسلام خطرناک بود.
۵ ) حضرت رضا (ع) در بین راه به نیشابور رسیدند. نیشابور فوق العاده پرجمعیت و شیعه نشین بوده است. همه مردم به استقبال حضرت رضا(ع) آمدند و می‏خواستند که آن بزرگوار خود را در میان مردم آشکار کند و برای آنان روایت بگوید. عقل و درایت حکم می‏کند که حجت خداوند متعال در آن وضع حساس باید بهترین سوغات را به آنها عنایت کند.
حضرت رضا صبر نمود تا شوق مردم به نهایت رسید، پس از آن سر از هودج بیرون آورد و چنین فرمود:
حدثنی ابی موسی الکاظم عن ابیه جعفر بن محمد الصادق عن ابیه محمد الباقر عن ابیه زین العابدین عن ابیه الحسین عن ابیه علی بن ابی‏طالب قال حدثنی رسول الله صلی الله علیه و آله قال حدثنی جبرئیل قال سمعت عن الله تعالی قال کلمة لا اله الا الله حصنی فمن قال لا اله الا الله دخل فی حصنی و من دخل فی حصنی امن من عذابی!
پدرم و او از پدرش تا به رسول اکرم واو از جبرئیل و او از خداوند متعال نقل کرد که خداوند فرموده است: کله لا اله الا الله، قلعه محکم من است و هر که در آن داخل شود، از عذاب من در امان است.
سپس حضرت سر را در هودج بردند و چند قدمی رفتند. دوباره سر را از هودج بیرون آوردند و فرمودند: بشرطها و شروطها و انا من شروطها. (۱۲)
گفتن: لا اله الا الله که موجب سعادت است شرایط اساسی دارد، و یکی از شرایط اساسی آن من هستم، یعنی اقرار به ولایت.
جا دارد که چند کلمه‏ای درباره این روایت شریف بحث شود:
کلمه لا اله الا الله، اقرار به آن و عمل نمودن به آن، موجب سعادت است. کلمه لا اله الا الله در حقیقت همان اثر آن است. همان کتابی است که مایه سعادت جامعه بشری است، ولی از نظر قرآن، کلمه لا اله الا الله منهای ولایت، ناقص و بلکه هیچ است.
پروردگار عالم وقتی امیر المؤمنین(ع) را به ولایت منسوب نمود، آیه اکمال را فرو فرستاد : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا. (۱۳)
در این روز کامل نمودم برای شما دین شما را و اتمام نمودم برای شما نعمت خود را و راضی شدم که اسلام ـ توأم با ولایت ـ دین شما باشد.
قبل از نصب امیر المؤمنین به ولایت، آیه تبلیغ به پیامبر چنین خطاب می‏کند:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته. (۱۴)
ای پیامبر! آنچه را به تو نازل شد ـ نصب امیرالمؤمنین به ولایت ـ به مردم بگو و اگر تبلیغ نکنی، رسالت خود را نرسانیده‏ای.
حضرت رضا با جمله شرطها و شروطها همان آیه اکمال و آیه تبلیغ را یاد آوری می‏کند و می‏فرماید : شرط اساسی کلمه لا اله الا الله، ولایت است.
چیزی را که باید متوجه باشیم، معنی و حقیقت ولایت است. ولایت از نظر لغت، معانی متعددی دارد و از جمله به معنی دوست هم آمده است همه باید اهل بیت را دوست بدارند، و محبت اهل بیت نعمت بزرگی است، چنانچه بغض اهل بیت خذلان بزرگی است. سنی و شیعه این روایت را از پیامبر گرامی نقل می‏کنند که فرمود: الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا الا و من مات علی حب آل محمد مات مغفورا له، الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا، الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان، الا من مات علی بغض آل محمد مات کافرا، الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة. (۱۵)
«آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است. آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد بمیرد، آمرزیده است. آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد بمیرد، آمرزیده است. آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد بمیرد، مؤمن کامل مرده است. آگاه باشید کسی که با بغض آل محمد بمیرد، بوی بهشت به دماغ او نمی‏رسد».
و از جمله معانی ولایت، سرپرستی است. کسی که سرپرست دل او علی بن ابی‏طالب (ع) باشد، ولایت دارد. کسی که از صفات رذیله مهذب شده باشد، ولایت دارد. کسی که سرپرست دلش طاغوت های برونی و درونی، شیطان های درونی و برونی، هوی‏ها، هوس ها، آمال و آرزوهای بیجا باشد، کسی که هوای او، عقیده شخصی او، خواست او مقدم برخواست اهل بیت باشد، بی‏ولایت بلکه بی‏محبت به اهل بیت است. از این جهت است که امام سجاد(ع) می‏فرماید: «ولایت و محبت بدون متابعت معنایی ندارد. کسی که خداوند متعال را معصیت کند و با این وصف اظهار محبت خدا کند، اظهار او بیجا است و از عجایب روزگار است». از این جهت می‏توان گفت که معنای اول و دوم ولایت به یک معنی می‏رسد، ولایت اهل بیت ادامه ولایت خداوند متعال است. خداوند متعال می‏فرماید : الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور... اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. (۱۶).
«خدا سرپرست افراد مؤمن است. آنان را از تاریکی‌ها ـ تاریکی کفر و ضلالت تاریکی هوی و هوس، تاریکی صفات رذیله، تاریکی شیطان‌ها ـ بیرون می‏برد به سوی نور ـ نور ایمان، نور خدا، نور صفات خوب، نور ولایت ـ و سرپرست کافران طاغوت است ـ طاغوت هوی و هوس، طاغوت درون و برون، طاغوت صفات رذیله ـ آن طاغوت‌ها آنان را از نور به تاریکی‌ها می‏برند و سرنوشت آنان آتش همیشگی است».
و این است معنی روایت حضرت رضا(ع) که فرمود است: «کسی که داخل در لا اله الا الله شود، سرپرست دلش الله باشد ـ عقیده‏اش، عملش، گفتارش و کردارش، نمایانگر این است که تأثیری در عالم جز از ناحیه الله نیست ـ و ادامه آن سرپرستی ولایت باشد، در قلعه محکم خداوندی است». بنابراین باید گفت که حضرت رضا(ع) به یک جمله تمام ایمان، تمام سعادت، تمام قرآن و تمام سنت را عرضه کرده است.
نظیر همین جمله با شرحی که داده شد از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است.
چون آیه شریفه و انذر عشیرتک الاقربین، (۱۷) یعنی: خویشان نزدیک خود را سنجش کن». نازل شد، پیامبر(ص) بزرگان قریش را دعوت کرد و فرمود:
«اگر یک جمله بگویید، سعادتمند خواهید شد. بگویید لا اله الا الله و هر که اول بگوید بعد از من وصی من است». اول کسی که جواب آن حضرت را داد، امیرالمؤمنین (ع) بود. حضرت رسول سه مرتبه کلام خود را تکرار کرد و جز امیر المؤمنین کسی جواب نداد.پیامبر اکرم در همان جلسه فرمودند: «علی، بعد از من وصی و جانشین من است». (۱۸) این کلام با کلام فرزندش حضرت رضا شباهت دارد. در خاتمه، قسمتی از قصیده دعبل را که در مرو برای حضرت(ع) خوانده است، یادآور می‏شویم. قصیده بسیار مفصل است و صاحب کشف الغمه همه آن را ضبط نموده است. چند بیتی از آن را اینجا می‏آوریم. دعبل خدمت حضرت رسید و اشعارش را خواند تا بدین جا رسید:
افاطم لوخلت الحسین مجدلا
و قد مات عطشانا بشط فرات
ای فاطمه! کاش با حسینت در کربلا بودی، که در کنار نهر فرات تشنه جان داد.
تا اینکه رسید به قبر موسی بن جعفر(ع) در بغداد و چنین گفت:
و قبر ببغداد لنفس زکیة
تضمنها الرحمن فی الغرفات
ای فاطمه! از قبر بیرون آی و گریه کن، برای قبری که در بغداد است قبر نفس پاکی که انوار رحمانی آن را فرا گرفته است.
حضرت رضا فرمود: دعبل! من هم شعری می‏گویم، همین جا آن را درج کن.
و قبر بطوس یا لها من مصیبة
الحت علی الأحشاء بالزفرات
إلی الحشر حتی یبعث الله قائما
یفرج عنا الغم و الکربات
فاطمه! گریه کن برای قبری که به طوس است. دل او را غصه‏ها پاره پاره کرده است. این غصه‏ها ادامه دارد تا روز قیامت، نه بلکه، تا قیام آل محمد که همه غمها و غصه‏های اهل بیت را می‏زداید.
دعبل می‏گوید: یابن رسول الله! ما در طوس از شما اهل بیت قبری سراغ نداریم.
حضرت فرمودند: آن قبر من است، زمانی نخواهد گذشت که من در طوس مدفون می‏شوم. هر که مرا زیارت کند، در بهشت با من است و از این جهان آمرزیده خواهد رفت. (۱۹) دعبل ادامه می‏دهد:
خروج امام لا محاله واقع
یقوم علی اسم الله و البرکات
یمیز فینا کل حق و باطل
و یجزی علی النعماء و النقمات
قیام پیشوا ـ امام ـ قطعا واقع می‏شود با نام خدا و با فیض و برکات خدا می‏آید. حق و باطل با وجود او در میان مردم ظاهر می‏شود و خوبان و بدان به جزای کردارشان خواهند رسید.
چون به اینجا رسید، حضرت رضا بلند شد و برای احترام دست روی سر نهاد و سر فرود آورد، گریه کرد و فرمود: دعبل این امام را می‏شناسی؟ دعبل گفت: می‏دانم که امامی از شما قیام می‏کند و به دست او پرچم اسلام روی زمین افراشته می‏شود و عدالت اسلامی، سرتاسر جهان را می‏گیرد. فرمود: دعبل، امام بعد از من، محمد پسر من است و بعداز او پسرش علی است و بعد از پسرش حسن و بعد از حسن پسر او حجت، قائم آل محمد منتظر مطاع است. منتظر است در غیبت، مطاع است وقت ظهور.او است که جهان را از عدالت انباشته می‏کند، پس از آنکه از ظلم انبوه بود. سپس حضرت صد دینار و یک لباس به دعبل عنایت کردند. (۲۰)
چون دعبل به قم آمد، هر دیناری را از او صد دینار خریدند و هرچه کردند که لباس را به هزار دینار از او بخرند نداد، ولی چون از قم بیرون رفت، بعضی از اهل قم لباس را به زور از او گرفتند. (۲۱)
در خاتمه اشاره‏ای به حضرت معصومه سلام الله علیها می‏کنیم: بانویی که شأن و مقامی عالی نزد خدای متعال دارد. بانویی که دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. بانویی که برکات حوزه علمیه قم از گذشته تا به حال، به واسطه وجود مکرمه او است. بانویی که حضرت رضا (ع) درباره‏اش فرموده است: «هر که او را زیارت کند، بهشت برای او واجب است». (۲۲)
این بانو در سال ۱۸۳ هجری متولد شد، و چون برادر بزرگوارش به مرو برده شد، برای زیارت برادر از مدینه حرکت نمود! و چون به قم رسید، بیمار شد. چند روزی بیمار بود تا سرانجام در قم از دنیا رفت. سال وفات ایشان ۲۰۱ از هجرت است. (۲۳) پس سن مبارک ایشان تقریبا هیجده سال است. در زیر گنبد آن بانوی محترمه چند نفر از دختران و نوه‏های امام جواد(ع) مدفونند. (۲۴) از بزرگان و کملین و اصحاب ائمه طاهرین علیهم السلام در قم، فراوان مدفون شده‏اند.

آیت الله حسین مظاهری
پی‏نوشت:
۱)اصول کافی، ج ۱، ص۴۸۶
۲)اصول کافی، ج ۱، ص ۴۸۶
۳)اصول کافی، ج ۱، ص۴۸۶
۴)اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹۶
۵)کافی، ج ۸، ص ۲۳۰
۶)اعلام الوری، ص ۳۱۴
۷)مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴ ص ۳۶۰ و ۳۶۱
۸)امام رضا علیه السلام در پاسخ احمد بن محمد بزنطی می‏نویسد: «...و اما این که اجازه ملاقات خواسته‏ای، آمدن نزد من دشوار است، و اینها اکنون بر من سخت گرفته‏اند، و فعلا برایت ممکن نیست، انشاء الله بزودی ملاقات میسر خواهد شد». نقل از حیاة الامام الرضا علیه السلام، ص ۳۱۵ و رجال ممقانی، ج ۱، ص ۹۷ و عیون الاخبار، ج ۲، ص.۲۱۲
۹)در کتاب حیاه الامام الرضا آمده مأمون در پاسخ درباریان و گروهی از عباسیان راجع به ولایتعهدی چنین گفت: این مرد از ما پنهان و دور بود و برای خود دعوت می‏کرد. ما می‏خواستیم او را ولیعهد خویش قرار دهیم تا دعوتش برای ما باشد، و به سلطنت و خلافت ما اعتراف نماید، و شیفتگان او دریابند که آنچه او ادعا می‏کرد در او نیست، و این امر ـ خلافت ـ مخصوص ماست نه او! و ما بیمناک بودیم اگر او را به حال خود باقی‏گذاریم، آشوبی برای ما برپا سازد که نتوانیم جلوی آن را بگیریم... «عیون اخبار، ج ۲، ص ۱۷۰ و بحار، ج ۴۹، ص ۸۳۱».
۱۰)اصول کافی، ج ۱، ص ۴۸۹
۱۱)اصول کافی، ج ۱، ص ۴۸۹ ـ۴۹۰، ارشاد مفید، ص ۳۱۴ـ ۲۱۳
امام رضا علیه السلام به برخی از یاران خود درباره مأمون فرمود: به گفتار او مغرور نشویدو فریب نخورید. سوگند به خدا کسی جز مأمون قاتل من نخواهد بود، اما من ناگزیرم شکیبایی ورزم تا وقت در رسد.
«بحار، ج ۴۹، ص ۸۹۱" شاهد بر فریبکاری مأمون رجاء بن ابی‏الضحاک (فرستاده مخصوص مأمون) است که گفت: مأمون مرا مأمور کرد به مدینه بروم و علی بن موسی الرضا علیهما السلام را حرکت دهم و دستور داد روز و شب مراقب او باشم و محافظت او را به دیگری وانگذارم (نقل از اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹۸.)
۱۲)عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۴
۱۳)مائده، قسمتی از آیه ۳، در غایة المرام در باب ۳۹ شش حدیث از احادیث اهل سنت نقل شده است که این آیه در روز غدیر خم که پیغمبر خدا علی علیه السلام را به امامت معرفی کرد، درباره علی علیه السلام نازل شده و در بیشتر آنها است که پیغمبر گفت: «الله اکبر علی اکمال الدین و تمام النعمة و رضی الرب برسالتی و الولایة لعلی» نقل از کشف الاسرار، ص ۱۳۶
۱۴)در الغدیر، ج ۱ از ابن ابی‏حاتم و ابن مردویه و واحدی نیشابوری از ابو سعید خدری و حافظ حاکم حسکانی در شواهد التنزیل از ابن عباس و جابر انصاری و ابو اسحاق حموینی در فرائد السمطین، قاضی شوکانی در تفسیر خود فتح القدیر از ابن مردویه و او از ابن مسعود نقل می‏کند که این آیه در روز غدیر نازل شده و دلالت بر ولایت و جانشینی علی علیه السلام دارد. نقل از کتاب «پرتوی از امامت و ولایت».
۱۵)تفسیر کبیر فخررازی، ج ۲۷، ص ۱۶۶، کشاف زمخشری، ج ۴، ذیل آیه ۳۲ شوری، نقل از کتاب ولاء و ولایتها تألیف شهید استاد مرتضی مطهری(ره).
۱۶)سوره بقره،۲۵۷
۱۷)شعراء/ ۲۱۴
۱۸)همین قضیه «انذار عشیره» را که ذکر کردیم، طبری در جزء ثانی از کتاب تاریخ الامم و الملوک به طرق مختلفه مذکور داشته و تاریخ طبری از تواریخی است که علماء فن تواریخ و سیر از آن مدحها کردند... و علاوه بر طبری جمع کثیری از بزرگان محدثین و مورخین و اهل سیر این قضیه را نقل کردند، مثل: ابن اسحاق و ابن ابی‏حاتم و ابن مردویه و ابی‏نعیم و بیهقی در سنن و دلائل خود و ثعلبی در تفسیر کبیر و ابن اثیر در جزء ثانی این قضیه را از مسلمات دانسته و... «نقل از کشف الاسرار، ص ۱۵۱ ـ ۱۵۲ تألیف امام خمینی قدس سره».
۱۹)اعلام الوری، ص ۳۲۹
۲۰)اعلام الوری، ص۳۳
۲۱)اعلام الوری، ص ۳۳۰ مناقب ابن شهرآشوب، ص ۳۳۹
۲۲)عوالم، ج ۲۱، ص ۳۳۱، ثواب الاعمال، ص ۱۲۴، ج ۱، کامل الزیارات، ص ۳۲۴ ـ وسائل، ج ۱۰، ص ۴۵۱ «سعد بن سعد از امام رضا علیه السلام راجع به فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهما السلام پرسش نمود. حضرت فرمود: من زارها فله الجنة» امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت او با بهشت برابری می‏کند، یعنی زائرش به بهشت می‏رود. (بحار، ج ۲، ص ۲۶۷ المستدرک، ج ۲، ص ۲۲۷، ج ۱) و نیز امام رضا علیه السلام فرمود من زاارها عارفا بحقها و جبت له الجنة: هر که او را زیارت کند در حالی که به حق او شناخت و معرفت داشته باشد، بهشت بر او وجب می‏گردد. (عوالم، ج ۲۱، ص ۳۳۰) امام جواد علیه‌السلام فرمود: هر که قبر عمه‏ام را در قم زیارت کند، به بهشت خواهد رفت. عوالم، ج ۲۱ ص ۳۳۱) محدث قمی(ره) در منتهی الآمال، ج ۲ در بخش احوالات حضرت معصومه علیها السلام می‏نویسد: قاضی نور الله ره در مجالس المؤمنین فرموده از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است که گفت: «آگاه باش به درستی که از برای خدا حرمی است و آن مکه است و از برای حضرت رسول صلی الله علیه و آله حرمی است و آن در مدینه است و از برای امیر المؤمنین علیه السلام حرمی است و آن کوفه است. آگاه باش به درستی که حرم من و اولاد بعد از من قم است، آگاه باش: به درستی که قم کوفه صغیره است، و همانا از برای بهشت هشت در است، سه در آنها به سوی قم است و وفات کند در قم زنی که او از اولاد من باشد و نام او فاطمه دختر موسی علیه السلام است، که داخل می‏شوند به سبب شفاعت او شیعه من جمیع ایشان در بهشت».
۲۳)وسیله المعصومیه، ص۶۶
۲۴)مانند زینب و ام محمد و میمونه دختران حضرت امام جواد علیه السلام و بریهه دختر موسی مبرقع و... «منتهی الآمال، ج ۲».

منبع : روزنامه اطلاعات

مطالب مرتبط

زندگانی‌ حضرت‌ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ )

زندگانی‌ حضرت‌ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ )
● حضرت‌ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ )
نام‌ امام‌ هفتم‌ ما ، موسی‌ و لقب‌ آن‌ حضرت‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) كنیه‌ آن‌ امام‌ " ابوالحسن‌ "و " ابوابراهیم‌ " است‌ . شیعیان‌ و دوستداران‌ لقب‌ " باب‌ الحوائج‌ " به‌ آن‌ حضرت‌ داده‌اند . تولد امام‌ موسی‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) روز یكشنبه‌ هفتم‌ ماه‌ صفر سال‌ ۱۲۸ هجری‌ در " ابواء " اتفاق‌ افتاد . دوران‌ امامت‌ امام‌ هفتم‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) مقارن‌ بود با سالهای‌ آخر خلافت‌ منصور عباسی‌ و در دوره‌ خلافت‌ هادی‌ و سیزده‌ سال‌ از دوران‌ خلافت‌ هارون‌ كه‌ سخت‌ترین‌ دوران‌ عمر آن‌ حضرت‌ به‌ شمار است‌ . امام‌ موسی‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) از حدود ۲۱ سالگی‌ بر اثر وصیت‌ پدر بزرگوار و امر خداوند متعال‌ به‌ مقام‌ بلند امامت‌ رسید ، و زمان‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ سی‌ و پنج‌ سال‌ و اندكی‌ بود و مدت‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ از همه‌ ائمه‌ بیشتر بوده‌ است‌ ، البته‌ غیر از حضرت‌ ولی‌ عصر (عج‌).
● صفات‌ ظ‌اهری‌ و باطنی‌ و اخلاق‌ آن‌ حضرت‌
حضرت‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) دارای‌ قامتی‌ معتدل‌ بود . صورتش‌ نورانی‌ و گندمگون‌ و رنگ‌مویش‌ سیاه‌ و انبوه‌ بود . بدن‌ شریفش‌ از زیادی‌ عبادت‌ ضعیف‌ شد ، ولی‌ همچنان‌ روحی‌ قوی‌ و قلبی‌ تابناك‌ داشت‌ . امام‌ كاظ‌م‌ به‌ تصدیق‌ همه‌ مورخان‌ ، به‌ زهد و عبادت‌ بسیار معروف‌ بوده‌ است‌ . موسی‌ بن‌ جعفر از عبادت‌ و سختكوشی‌ به‌ " عبد صالح‌ " معروف‌ و در سخاوت‌ و بخشندگی‌ مانند نیاكان‌ بزرگوار خود بود . بدره‌های‌ ( كیسه‌های‌ ) سیصد دیناری‌ و چهارصد دیناری‌ و دو هزار دیناری‌ می‌آورد و برناتوانان‌ و نیازمندان‌ تقسیم‌ می‌كرد . از حضرت‌ موسی‌ كاظ‌م‌ روایت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود : " پدرم‌ ( امام‌ صادق‌ (ع‌) ) پیوسته‌ مرا به‌ سخاوت‌ داشتن‌ و كرم‌ كردن‌ سفارش‌ می‌كرد " .
امام‌ ( ع‌ ) با آن‌ كرم‌ و بزرگواری‌ و بخشندگی‌ خود لباس‌ خشن‌ بر تن‌ می‌كرد ، چنانكه‌ نقل‌ كرده‌اند : " امام‌ بسیار خشن‌ پوش‌ و روستایی‌ لباس‌ بود " و این‌ خود نشان‌ دیگری‌ است‌ از بلندی‌ روح‌ و صفای‌ باطن‌ و بی‌اعتنایی‌ آن‌ امام‌ به‌ زرق‌ و برقهای‌ گول‌ زننده‌ دنیا .
امام‌ موسی‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) نسبت‌ به‌ زن‌ و فرزندان‌ و زیردستان‌ بسیار با عاطفه‌ و مهربان‌ بود . همیشه‌ در اندیشه‌ فقرا و بیچارگان‌ بود ، و پنهان‌ و آشكار به‌ آنها كمك‌ می‌كرد . برخی‌ از فقرای‌ مدینه‌ او را شناخته‌ بودند اما بعضی‌ - پس‌ از تبعید حضرت‌ از مدینه‌ به‌ بغداد - به‌ كرم‌ و بزرگواریش‌ پی‌ بردند و آن‌ وجود عزیز را شناختند .
امام‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) به‌ تلاوت‌ قرآن‌ مجید انس‌ زیادی‌ داشت‌ . قرآن‌ را با صدایی‌ حزین‌ و خوش‌ تلاوت‌می‌كرد . آن‌ چنان‌ كه‌ مردم‌ در اطراف‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ گرد می‌آمدند و از روی‌ شوق‌ و رقت‌ گریه‌ می‌كردند . بدخواهانی‌ بودند كه‌ آن‌ حضرت‌ و اجداد گرامیش‌ را - روی‌ در روی‌ - بد می‌گفتند و سخنانی‌ دور از ادب‌ به‌ زبان‌ می‌راندند ، ولی‌ آن‌ حضرت‌ با بردباری‌ و شكیبایی‌ با آنها روبرو می‌شد ، و حتی‌ گاهی‌ با احسان‌ آنها را به‌ صلاح‌ می‌آورد ، و تنبیه‌ می‌فرمود . تاریخ‌ ، برخی‌ از این‌ صحنه‌ها را در خود نگهداشته‌ است‌ . لقب‌ " كاظ‌م‌ " از همین‌ جا پیدا شد . كاظ‌م‌ یعنی‌ : نگهدارنده‌ و فروخورنده‌ خشم‌ . این‌ رفتار در برابر كسی‌ یا كسانی‌ بوده‌ كه‌از راه‌ جهالت‌ و نادانی‌ یا به‌ تحریك‌ دشمنان‌ به‌ این‌ كارهای‌ زشت‌ و دور از ادب‌ دست‌ می‌زدند . رفتار حكیمانه‌ و صبورانه‌ آن‌ حضرت‌ ( ع‌ ) كم‌ كم‌ ، بر آنان‌ حقانیت‌ خاندان‌ عصمت‌ و اهل‌ بیت‌ ( ع‌ ) را روشن‌ می‌ساخت‌ ، اما آنجا كه‌ پای‌ گفتن‌ كلمه‌ حق‌ - در برابر سلطان‌ و خلیفه‌ ستمگری‌ - پیش‌ می‌آمد ، امام‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) می‌فرمود : " قل‌ الحق‌ و لو كان‌ فیه‌ هلاكك‌ " یعنی‌ : حق‌ را بگو اگرچه‌ آن‌ حقگویی‌ موجب‌ هلاك‌ تو باشد . ارزش‌ والای‌ حق‌ به‌ اندازه‌ای‌ است‌ كه‌ باید افراد در مقابل‌ حفظ آن‌ نابود شوند . در فروتنی‌ - مانند صفات‌ شایسته‌ دیگر خود - نمونه‌ بود . با فقرا می‌نشست‌ و از بینوایان‌ دلجویی‌ می‌كرد . بنده‌ را با آزاد مساوی‌ می‌دانست‌ و می‌فرمود همه‌ ، فرزندان‌ آدم‌ و آفریده‌های‌ خدائیم‌ .
از ابوحنیفه‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت‌ : " او را در كودكی‌ دیدم‌ و از او پرسشهایی‌ كردم‌ چنان‌ پاسخ‌ داد كه‌ گویی‌ از سرچشمه‌ ولایت‌ سیراب‌ شده‌ است‌ . براستی‌ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) فقیهی‌ دانا و توانا و متكلمی‌ مقتدر و زبردست‌ بود " . محمد بن‌ نعمان‌ نیز می‌گوید : " موسی‌ بن‌ جعفر را دریایی‌ بی‌پایان‌ دیدم‌ كه‌ می‌جوشید و می‌خروشید و بذرهای‌ دانش‌ به‌ هر سو می‌پراكند " .
● امام‌ ( ع‌ ) در سنگر تعلیم‌ حقایق‌ و مبارزه‌
نشر فقه‌ جعفری‌ و اخلاق‌ و تفسیر و كلام‌ كه‌ از زمان‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) و پیش‌از آن‌ در زمان‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) آغاز و عملی‌ شده‌ بود ، در زمان‌ حضرت‌ امام‌ موسی‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) نیز به‌ پیروی‌ از سیره‌ نیاكان‌ بزرگوارش‌ همچنان‌ ادامه‌ داشت‌ ، تا مردم‌ بیش‌ از پیش‌ به‌ خط مستقیم‌ امامت‌ و حقایق‌ مكتب‌ جعفری‌ آشنا گردند ، و این‌ مشعل‌ فروزان‌ را از ورای‌ اعصار و قرون‌ به‌ آیندگان‌ برسانند . خلفای‌ عباسی‌ بنا به‌ روش‌ ستمگرانه‌ و زیاده‌روی‌ در عیش‌ و عشرت‌ ، همیشه‌ درصدد نابودی‌ بنی‌ هاشم‌ بودند تا اولاد علی‌ ( ع‌ ) را با داشتن‌ علم‌ و سیادت‌ از صحنه‌ سیاست‌ و تعلیم‌ و ارشاد كنار زنند ، و دست‌ آنها را از كارهای‌ كشور اسلامی‌ كوتاه‌ نمایند . اینان‌ برای‌ اجراء این‌ مقصود پلید كارها كردند ، از جمله‌ : چند تن‌ از شاگردان‌ مكتب‌ جعفری‌ را تشویق‌ نمودند تا مكتبی‌ در برابر مكتب‌ جعفری‌ ایجاد كنند و به‌ حمایتشان‌ پرداختند . بدین‌ طریق‌ مذاهب‌ حنفی‌ ، مالكی‌ ، حنبلی‌ و شافعی‌ هر كدام‌ با راه‌ و روش‌ خاص‌ فقهی‌ پایه‌ریزی‌ شد . حكومتهای‌ وقت‌ و بعد از آن‌ - برای‌ دست‌ یابی‌ به‌ قدرت‌ - از این‌ مذهبها پشتیبانی‌ كرده‌ و اختلاف‌ آنها را بر وفق‌ مراد و مقصود خود دانسته‌اند . در سالهای‌ آخر خلافت‌ منصور دوانیقی‌ كه‌ مصادف‌ با نخستین‌ سالهای‌ امامت‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) بود " بسیاری‌ از سادات‌ شورشی‌ - كه‌ نوعا از عالمان‌ و شجاعان‌ و متقیان‌ و حق‌ طلبان‌ اهل‌ بیت‌ پیامبر ( ص‌ ) بودند و با امامان‌ نسبت‌ نزدیك‌ داشتند شهید شدند . این‌ بزرگان‌ برای‌ دفع‌ ستم‌ و نشر منشور عدالت‌ و امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منكر ، به‌پا می‌خاستند و سرانجام‌ با اهداء جان‌ خویش‌ ، به‌ جوهر اصلی‌ تعالیم‌ اسلام‌ جان‌ می‌دادند ، و جانهای‌ خفته‌ را بیدار می‌كردند .
طلوعها و غروبها را در آبادیهای‌ اسلامی‌ به‌ رنگ‌ ارغوانی‌ درمی‌آوردند و بر در و دیوار شهرها نقش‌ جاوید می‌نگاشتند و بانگ‌ اذان‌ مؤذنان‌ را بر مأذنه‌های‌ مساجد اسلام‌ شعله‌ور می‌ساختند " . در مدینه‌ از كارگزاران‌ مهدی‌ عباسی‌ فرزند منصور دوانیقی‌ در عمل‌ ، همان‌ رفتار زشت‌ دودمان‌ سیاه‌ بنی‌ امیه‌ را پیش‌ گرفتند ، و نسبت‌ به‌ آل‌ علی‌ ( ع‌ ) آنچه‌ توانستند بدرفتاری‌ كردند . داستان‌ دردناك‌ " فخ‌ " در زمان‌ هادی‌ عباسی‌ پیش‌ آمد . علت‌ بروز این‌ واقعه‌ این‌ بود كه‌ " حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ عابد " از اولاد حضرت‌ امام‌ حسن‌ ( ع‌ ) كه‌ از افتخارات‌ سادات‌ حسنی‌ و از بزرگان‌ علمای‌ مدینه‌ و رئیس‌ قوم‌ بود ، به‌ یاری‌ عده‌ای‌ از سادات‌ و شیعیان‌ در برابر بیدادگری‌ " عبدالعزیز عمری‌ " كه‌ مسلط بر مدینه‌ شده‌ بود ، قیام‌ كردند و با شجاعت‌ و رشادت‌ خاص‌ در سرزمین‌ فخ‌ عده‌ زیادی‌ از مخالفان‌ را كشتند ، سرانجام‌ دشمنان‌ دژخیم‌ این‌ سادات‌ شجاع‌ را در تنگنای‌ محاصره‌ قرار دادند و به‌ قتل‌ رساندند و عده‌ای‌ را نیز اسیر كردند . مسعودی‌ می‌نویسد : بدنهایی‌ كه‌ در بیابان‌ ماند طعمه‌ درندگان‌ صحرا گردید .
سیاهكاریهای‌ بنی‌ عباس‌ منحصر به‌ این‌ واقعه‌ نبود . این‌ خلفای‌ ستمگر صدها سید را زیر دیوارهای‌ و میان‌ ستونها گچ‌ گرفتند ، و صدها تن‌ را نیز در تاریكی‌ زندانها حبس‌ كردند و به‌ قتل‌ رساندند . عجب‌ آنكه‌ این‌ همه‌ جنایتها را زیر پوشش‌ اسلامی‌ و به‌ منظور فروخواباندن‌ فتنه‌ انجام‌ می‌دادند . حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) را هرگز در چنین‌ وضعی‌ و با دیدن‌ و شنیدن‌ آن‌ همه‌ مناظ‌ر دردناك‌ و ظ‌لمهای‌ بسیار ، آرامشی‌ نبود . امام‌ به‌ روشنی‌ می‌دید كه‌ خلفای‌ ستمگر در پی‌ تباه‌ كردن‌ و از بین‌ بردن‌ اصول‌ اسلامی‌ و انسانی‌اند . امام‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) سالها مورد اذیت‌ و آزار و تعقیب‌ و زجر بود ، و در مدتی‌ كه‌ از ۴ سال‌ تا ۱۴ سال‌ نوشته‌اند تحت‌ نظر و در تبعید و زندانها و تك‌ سلولها و سیاهچالهای‌ بغداد - در غل‌ و زنجیر - به‌ سر می‌برد .امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) بی‌آنكه‌ - در مراقبت‌ از دستگاه‌ جبار هارونی‌ - بیمی‌ بدل‌ راه‌ دهد به‌ خاندان‌ و بازماندگان‌ سادات‌ رسیدگی‌ می‌كرد و از گردآوری‌ و حفظ آنان‌ و جهت‌ دادن‌ به‌ بقایای‌ آنان‌ غفلت‌ نداشت‌ . آن‌ زمان‌ كه‌ امام‌ ( ع‌ ) در مدینه‌ بود ، هارون‌ كسانی‌ را بر حضرت‌ گماشته‌ بود تا از آنچه‌ در گوشه‌ و كنارخانه‌ امام‌ ( ع‌ ) می‌گذرد ، وی‌ را آگاه‌ كنند . هارون‌ از محبوبیت‌ بسیار و معنویت‌ نافذ امام‌ ( ع‌ ) سخت‌ بیمناك‌ بود . چنانكه‌ نوشته‌اند كه‌ هارون‌ ، درباره‌ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) می‌گفت‌ : " می‌ترسم‌ فتنه‌ای‌ بر پا كند كه‌ خونها ریخته‌ شود " و پیداست‌ كه‌ این‌ " قیامهای‌ مقدس‌ " را كه‌ سادات‌ علوی‌ و شیعیان‌ خاص‌ رهبری‌ می‌كردند و گاه‌ خود در متن‌ آن‌ قیامها و اقدامهای‌ شجاعانه‌ بودند از نظر دستگاه‌ حاكم‌ غرق‌ در عیش‌ و تنعم‌ بناحق‌ " فتنه‌ " نامیده‌ می‌شد . از سوی‌ دیگر این‌ بیان‌ هارون‌ نشانگر آن‌ است‌ كه‌ امام‌ ( ع‌ ) لحظه‌ای‌ از رفع‌ ظ‌لم‌ و واژگون‌ كردن‌ دستگاه‌ جباران‌ غافل‌ نبوده‌ است‌ . وقتی‌ مهدی‌ عباسی‌ به‌ امام‌ ( ع‌ )می‌گوید : " آیا مرا از خروج‌ خویش‌ در ایمنی‌ قرار می‌دهی‌ " نشانگر هراسی‌ است‌ كه‌ دستگاه‌ ستمگر عباسی‌ از امام‌ ( ع‌ ) و یاران‌ و شیعیانش‌ داشته‌ است‌ . به‌ راستی‌ نفوذ معنوی‌ امام‌ موسی‌ ( ع‌ ) در دستگاه‌ حاكم‌ به‌ حدی‌ بود كه‌ كسانی‌ مانند علی‌ بن‌ یقطین‌ صدراعظم‌ ( وزیر ) دولت‌ عباسی‌ ، ازدوستداران‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) بودند و به‌ دستورات‌ حضرت‌ عمل‌ می‌كردند . سخن‌ چینان‌ دستگاه‌ از علی‌ بن‌ یقطین‌ در نزد هارون‌ سخنها گفته‌ و بدگوئیها كرده‌ بودند ، ولی‌ امام‌ ( ع‌ ) به‌ وی‌ دستور فرمود با روش‌ ماهرانه‌ و تاكتیك‌ خاص‌ اغفالگرانه‌ ( تقیه‌ ) كه‌ در مواردی‌ ، برای‌ رد گمی‌ حیله‌های‌ دشمن‌ ضروری‌ و شكلی‌ از مبارزه‌ پنهانی‌ است‌ ، در دستگاه‌ هارون‌ بماند و به‌ كمك‌ شیعیان‌ و هواخواهان‌ آل‌ علی‌ ( ع‌ ) و ترویج‌ مذهب‌ و پیشرفت‌ كار اصحاب‌ حق‌ ، همچنان‌ پای‌ فشارد - بی‌آنكه‌ دشمن‌ خونخوار را از این‌ امر آگاهی‌ حاصل‌ شود .
سرانجام‌ بدگوئی‌هائی‌ كه‌ اطرافیان‌ از امام‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) كردند در وجود هارون‌ كارگر افتاد و در سفری‌ كه‌ در سال‌ ۱۷۹ ه . به‌ حج‌ رفت‌ ، بیش‌ از پیش‌ به‌ عظمت‌ معنوی‌ امام‌ ( ع‌ ) و احترام‌ خاصی‌ كه‌ مردم‌ برای‌ امام‌ موسی‌ الكاظ‌م‌ ( ع‌ ) قائل‌ بودند پی‌ برد . هارون‌ سخت‌ از این‌ جهت‌ ، نگران‌ شد . وقتی‌ به‌ مدینه‌ آمد و قبر منور پیامبر اكرم‌ ( ص‌ ) را زیارت‌ كرد ، تصمیم‌ بر جلب‌ و دستگیری‌ امام‌ ( ع‌ ) یعنی‌ فرزند پیامبر گرفت‌ . هارون‌ صاحب‌ قصرهای‌ افسانه‌ای‌ در سواحل‌ دجله‌ ، و دارنده‌ امپراطوری‌ پهناور اسلامی‌ كه‌ به‌ ابر خطاب‌می‌كرد : " ببار كه‌ هر كجا بباری‌ در كشور من‌ باریده‌ای‌ و به‌ آفتاب‌ می‌گفت‌ بتاب‌ كه‌ هر كجا بتابی‌ كشور اسلامی‌ و قلمرو من‌ است‌ ! " آن‌ چنان‌ از امام‌ ( ع‌ ) هراس‌ داشت‌ كه‌ وقتی‌ قرار شد آن‌ حضرت‌ را از مدینه‌ به‌ بصره‌ آورند ، دستور داد چند كجاوه‌ با كجاوه‌ امام‌ ( ع‌ ) بستند و بعضی‌ را نابهنگام‌ و از راههای‌ دیگر ببرند ، تا مردم‌
ندانند كه‌ امام‌ ( ع‌ ) را به‌ كجا و با كدام‌ كسان‌ بردند ، تا یأس‌ بر مردمان‌ چیره‌ شود و به‌ نبودن‌ رهبر حقیقی‌ خویش‌ خو گیرند و سر به‌ شورش‌ و بلوا برندارند و از تبعیدگاه‌ امام‌ ( ع‌ ) بی‌خبر بمانند . و این‌ همه‌ بازگو كننده‌ بیم‌ و هراس‌ دستگاه‌ بود ، از امام‌ ( ع‌ ) و از یارانی‌ كه‌ - گمان‌ می‌كرد - همیشه‌ امام‌ ( ع‌ ) آماده‌ خدمت‌ دارد می‌ترسید ، این‌ یاران‌ با وفا - در چنین‌ هنگامی‌ - شمشیرها برافرازند و امام‌ خود را به‌ مدینه‌ بازگردانند . این‌ بود كه‌ با خارج‌ كردن‌ دو كجاوه‌ از دو دروازه‌ شهر ، این‌ امكان‌ را از طرفداران‌ آن‌ حضرت‌ گرفت‌ و كار تبعید امام‌ ( ع‌ )رافریبكارانه‌ و با احتیاط انجام‌ داد . باری‌ ، هارون‌ ، امام‌ موسی‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) را - با چنین‌ احتیاطها و مراقبتهایی‌ از مدینه‌ تبعید كرد . هارون‌ ، ابتدا دستور داد امام‌ هفتم‌ ( ع‌ ) را با غل‌ و زنجیر به‌ بصره‌ ببرند و به‌ عیسی‌ بن‌ جعفر بن‌ منصور كه‌ حاكم‌ بصره‌ بود ، نوشت‌ ، یك‌ سال‌ حضرت‌ امام‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) را زندانی‌ كند ، پس‌ از یك‌ سال‌ والی‌ بصره‌ را به‌ قتل‌ امام‌ ( ع‌ ) مأمور كرد . عیسی‌ از انجام‌ دادن‌ این‌ قتل‌ عذر خواست‌ . هارون‌ امام‌ را به‌ بغدادمنتقل‌ كرد و به‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ سپرد . مدتی‌ حضرت‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) در زندان‌ فضل‌ بود . در این‌ مدت‌ و در این‌ زندان‌ امام‌ ( ع‌ ) پیوسته‌ به‌ عبادت‌ و راز و نیاز با خداوند متعال‌ مشغول‌ بود . هارون‌ ، فضل‌ را مأمور قتل‌ امام‌ ( ع‌ ) كرد ولی‌ فضل‌ هم‌ از این‌ كار كناره‌ جست‌ .
باری‌ ، چندین‌ سال‌ امام‌ ( ع‌ ) از این‌ زندان‌ به‌ آن‌ زندان‌ انتقال‌ می‌یافت‌ . در زندانهای‌ تاریك‌ و سیاهچالهای‌ دهشتناك‌ ، امام‌ بزرگوار ما با محبوب‌ و معشوق‌ حقیقی‌ خود ( الله‌ ) راز و نیاز می‌كرد و خداوند متعال‌ را بر این‌ توفیق‌ عبادت‌ كه‌ نصیب‌ وی‌ شده‌ است‌ سپاسگزاری‌ می‌نمود .
عاقبت‌ آن‌ امام‌ بزرگوار در سال‌ ۱۸۳ هجری‌ در سن‌ ۵۵ سالگی‌ به‌ دست‌ مردی‌ ستمكار به‌ نام‌ " سندی‌ بن‌ شاهك‌ " و به‌ دستور هارون‌ مسموم‌ و شهید شد . شگفت‌ آنكه‌ ، هارون‌ با توجه‌ به‌ شخصیت‌ والای‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) پس‌ از درگذشت‌ و شهادت‌ امام‌ نیز اصرار داشت‌ تا مردم‌ این‌ خلاف‌ حقیقت‌ را بپذیرند كه‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) مسموم‌ نشده‌ بلكه‌ به‌ مرگ‌ طبیعی‌ از دنیا رفته‌ است‌ ،اما حقیقت‌ هرگز پنهان‌ نمی‌ماند . بدن‌ مطهر آن‌ امام‌ بزرگوار را در مقابر قریش‌ - در نزدیكی‌ بغداد - به‌ خاك‌ سپردند . از آن‌ زمان‌ آن‌ آرامگاه‌ عظمت‌ و جلال‌ پیدا كرد ، و مورد توجه‌ خاص‌ واقع‌ گردید ، و شهر " كاظ‌مین‌ " از آن‌ روز بنا شد و روی‌ به‌ آبادی‌ گذاشت‌ .
● زنان‌ و فرزندان‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ )
تعداد زوجات‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) روشن‌ نیست‌ . بیشتر آنها از كنیزان‌بودند كه‌ اسیر شده‌ و حضرت‌ موسی‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) آنها را می‌خریدند و آزاد كرده‌ یا عقد می‌بستند . نخستین‌ زوجه‌ آن‌ حضرت‌ " تكتم‌ " یا " حمیده‌ " یا " نجمه‌ " دارای‌ تقوا و فضیلت‌ بوده‌ و زنی‌ بسیار عفیفه‌ و بزرگوار و مادر امام‌ هشتم‌ شیعیان‌ حضرت‌ رضا ( ع‌ ) است‌ .
فرزندان‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر را ۳۷ تن‌ نوشته‌اند : ۱۹ پسر و ۱۸ دختر كه‌ ارشد آنها حضرت‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا ( ع‌ ) وصی‌ و امام‌ بعد از آن‌ امام‌ بزرگوار بوده‌ است‌ .
حضرت‌ احمد بن‌ موسی‌ ( شاهچراغ‌ ) كه‌ در شیراز مدفون‌ است‌ . حضرت‌ محمد بن‌ موسی‌ نیز كه‌ در شیراز مدفون‌ است‌ . حضرت‌ حمزه‌ بن‌ موسی‌ كه‌ در ری‌ مدفون‌ می‌باشد .
از دختران‌ آن‌ حضرت‌ ، حضرت‌ فاطمه‌ معصومه‌ در قم‌ مدفون‌ است‌ ، و قبه‌ و بارگاهی‌ با عظمت‌ دارد . سایر اولاد و سادات‌ موسوی‌ هریك‌ مشعلدار علم‌ و تقوا در زمان‌ خود بوده‌اند ، كه‌ در گوشه‌ و كنار ایران‌ و كشورهای‌ اسلامی‌ پراكنده‌ شده‌ ، و در همانجا مدفون‌ گردیده‌اند ، روحشان‌ شاد باد .
● صفات‌ و سجایای‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ )
موسی‌ بن‌ جعفر ( ع‌ ) به‌ جرم‌ حقگویی‌ و به‌ جرم‌ ایمان‌ و تقوا و علاقه‌ مردم‌زندانی‌ شد . حضرت‌ موسی‌ بن‌ جعفر را به‌ جرم‌ فضیلت‌ و اینكه‌ از هارون‌ الرشید در همه‌ صفات‌ و سجایا و فضائل‌ معنوی‌ برتر بود به‌ زندان‌ انداختند . شیخ‌ مفید درباره‌ آن‌ حضرت‌ می‌گوید : " او عابدترین‌ و فقیه‌ترین‌ و بخشنده‌ترین‌ و بزرگ‌ منش‌ترین‌ مردم‌ زمان‌ خود بود ، زیاد تضرع‌ و ابتهال‌ به‌ درگاه‌ خداوند متعال‌ داشت‌ . این‌ جمله‌ را زیاد تكرار می‌كرد : " اللهم‌ انی‌ أ?سألك‌ الراحهٔ‌ عند الموت‌ و العفو عند الحساب‌ " ( خداوندا در آن‌ زمان‌ كه‌ مرگ‌ به‌ سراغم‌ آید راحت‌ و در آن‌ هنگام‌ كه‌ در برابر حساب‌ اعمال‌ حاضرم‌ كنی‌ عفو را به‌ من‌ ارزانی‌ دار ) . امام‌ موسی‌ بن‌جعفر ( ع‌ ) بسیار به‌ سراغ‌ فقرا می‌رفت‌ . شبها در ظ‌رفی‌ پول‌ و آرد و خرما می‌ریخت‌ و به‌ وسایلی‌ به‌ فقرای‌ مدینه‌ می‌رساند ، در حالی‌ كه‌ آنها نمی‌دانستند از ناحیه‌ چه‌ كسی‌ است‌ . هیچكس‌ مثل‌ او حافظ قرآن‌ نبود ، با آواز خوشی‌ قرآن‌ می‌خواند ، قرآن‌ خواندنش‌ حزن‌ و اندوه‌ مطبوعی‌ به‌ دل‌ می‌داد ، شنوندگان‌ از شنیدن‌ قرآنش‌ می‌گریستند ، مردم‌ مدینه‌ به‌ او لقب‌ " زین‌ المجتهدین‌ " داده‌ بودند . مردم‌ مدینه‌ روزی‌ كه‌ از رفتن‌ امام‌ خود به‌ عراق‌ آگاه‌ شدند ، شور و ولوله‌ و غوغایی‌ عجیب‌ كردند . آن‌ روزها فقرای‌ مدینه‌ دانستند چه‌ كسی‌ شبها و روزها برای‌ دلجویی‌ به‌ خانه‌ آنها می‌آمده‌ است‌ .

وبگردی
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند