دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

تحلیل و بررسی چالشهای جهانی شدن با خرده فرهنگ ها و فرهنگ های بومی


تحلیل و بررسی چالشهای جهانی شدن با خرده فرهنگ ها و فرهنگ های بومی
جهانی شدن فرایندی اجتناب نا پذیر است که از قرن نوزدهم و بیستم شروع شده و همراه با فراز و نشیب هایی که هیچگاه به جز دوران جنگ های جهانی اول و دوم متوقف نشده است، به تکامل خود ادامه داده است . این فرایند در طول مسیر ابتدا در بعد اقتصادی خود موفق بوده است و کم کم به سایر ابعاد گسترش یافته است . خرده فرهنگ ها و فرهنگ های بومی نیز پدیده ای کهن و ریشه دار است که از همان ابتدای تشکیل اجتماعات بشری با آنها همراه بوده است. در این بین عده ای معتقدند که جهانی شدن باعث نابودی خرده فرهنگ ها و فرهنگ های بومی شده و عده ای دیگر این نظر را رد می کنند و اعلام می دارند که جهانی شدن خود باعث حفظ و تقویت خرده فرهنگ ها و فرهنگ های بومی می شود .
بر این اساس هدف مقاله حاضر بررسی وتحلیل فرایند جهانی شدن و تاثیرات آن بر خرده فرهنگ ها و فرهنگ های بومی می باشد تا ضمن بیان مسئله و مقاسیه نظرات موجود به تاثیرات مثبت و منفی آن دست اشاره نمود.
● مقدمه
فرایند جهانی شدن ما را به سوی حوزه کلان جهانی رانده بی آنکه ما متوجه شویم ، در این راه یک سری چالشها برای فرهنگ های بومی و خرده فرهنگ ها به وجود می آید که عده ای این چالشها را مثبت و عده ای منفی اعلام می دارند . مخالفان جهانی شدن آن را پدیده ای مخرب می دانند که قصد ش سیتره بر جهان و نابودی فرهنگ های بومی و محلی است و موافقان جهانی شدن آن را پدیده ای جهت رشد و کمک به جوامع بشری می دانند و اعتقاد دارند جهانی شدن بر عکس آنچه از آن یاد می شود مخرب فرهنگ ها نیست بلکه کممکی برای حفظ فرهنگ ها و زیست بومها . به حر حال ما چه بخواهیم چه نخواهیم با این مسئله روبرو هستیم پس باید ضمن شناخت جنبه های مختلف آن بر آن باشیم که بهترین راه را در مقابله با این پدیده انتخاب نماییم .
● جهانی شدن
فرهنگ آکسفورد در توضیح واژه globalization می نویسد که این واژه به معنی عمل کرد یا اقدام برای جهانی کردن است واز نظر دستوری اسم مصدر از مصدر جعلی to globalize است که از صفت global ساخته شده است و فعل آن ،علاوه بر نشان دادن حالت یک چیز ، بیشتر متعدی است ونیاز به یک مفعول دارد و معنی آن جهانی کردن یا جهانی سازی می باشد . (صفحه ۳کتاب جهانی شدن و پیامد های آن برای ایران از دکتر نوازی ) به گفته «مک گور» جهانی شدن یعنی افزایش شمار پیوندها و شارتباطات متقابلی که فراتر از دولت ها دامن می گستراند و نظام جدید جهانی را می سازد.از طرفی آنتونی گیدنز «جهانی شدن» را یک رشته فرآیندهای پیچیده ای می داند که نیروهای محرک آن را ترکیبی از تاثیرات سیاسی و اقتصادی تشکیل می دهند و درعین حال که نظام ها و نیروهای فراملی جدیدی را بوجود می آورد، زندگی روزمره را به ویژه در کشورهای توسعه یافته تغییر می دهد. هم چنین گیدنز «جهانی شدن» را تنها زمینه ای برای سیاست های معاصر نمی داند و معتقد است که «جهانی شدن» نهادها جوامعی را که در آن زندگی می کنیم دگرگون می سازد وی معتقد است که این پدیده پایان سیاست، دولت، ملت، خانواده، فرهنگ و عواطف نیست بلکه برعکس برخی از آنها را تقویت می کند. مارتین آلبرو، از دیگر نظریه پردازان جهانی شدن، این پدیده را به فرآیندهایی که براساس آن تمام مردم جهان در یک جامعه واحد و فراگیر جهانی به هم می پیوندند، تعریف می کند. هم چنین آمانوئل ریشتر «جهانی شدن» را شکل گیری شبکه ای می داند که طی آن اجتماعاتی که پیش از آن درکره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، دروابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می شوند. دکتر داور شیخاوندی نیز معتقد است «جهانی شدن» طوری است که ما تدریجاً به سوی حوزه کلان جهانی رانده می شویم و بدون اینکه متوجه شویم، جهانی شده ایم. از تعاریف فوق چنین بر می آید که حتی کشورهای ضعیف و عقب مانده نیز می توانند در این روند نقش داشته باشند چرا که زمانی جهانی شدن بطور کامل تحقق می یابد که به وسیله ابزار بسیار ساده، اطلاعات کافی و مورد نیاز خود را بدست آورند. لیکن همواره عواملی براین پدیده تاثیر می گذارند و همواره از اینکه تمامی کشورها در این روند سهیم باشند جلوگیری می کنند. ( کاووسی ، تیموری ، ۱۳۸۷ : ۱ )
● فرهنگ
واژه فرهنگ را در زبانهای اروپایی(انگلیسی،فرانسوی،آلمانی) Culture,culture,kultur می گویند که از واژه CULTURE
بر می آید،ریشه لاتین COLERE این واژه طیف معنایی گسترده ای داشته است. مسکن گزیدن،کشت کردن ،حراست کردن ، پرستش کردن (پهلوان،۱۳۸۲ :۳) فرهنگ را میتوان رفتار ویژه نوع بشر نامیده که،همراه با ابزار مادی جزءلاینفک رفتار شناخته
می شود(صالحی امیری،۱۳۸۶ :۱۵) تعاریف گوناگونی از فرهنگ ارائه شده که این گستردگی به دلیل تعاریف کلی و جزئی ارائه شده از فرهنگ می باشد.گیدنز فرهنگ را (ارزشهایی که اعضای یک گروه معین دارند،هنجارهایی که از آن پیروی می کنند . کالاهای مادی که تولید می کنند ) تعریف نموده (گیدنز،۱۳۷۶: ۵۷) برویس کوئن معتقد است فرهنگ را می توان مجموعه ویژگی های رفتاری عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص تعریف کرد (راد،۱۳۸۱ :۵۰) اما شاید بتوان گفت جامع ترین تعریف از فرهنگ متعلق به تایلور است که می گوید:
فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که شامل معرف،معتقدات ،هنرها ، صنایع ، تکنیکها ، اخلاق ، قوانین ، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتارها و ضوابطی است که انسان به عنوان عضو یک جامعه آن را از جامعه خود فرا می گیرد و در قبال آن جامعه تعهداتی به عهده دارد.(همان:۲۹)
● خرده فرهنگ
بریک جامعه شناس انگلیسی، خرده فرهنگ ها را واکنشی تاریخی به مدهای فرهنگی دانسته و شکل گیری آنها را ناشی از تلاش هر نسل برای حل مسایل ساختی می داند که اعضای آن نسل، به طور دسته جمعی تجربه می کنند . خرده فرهنگ به طور گسترده به عنوان گروه های اجتماعی تعریف شده است که پیرامون علایق وآداب و رسوم مشترک شکل گرفته اند .عبارت "خرده فرهنگ" جهت معین کردن موقعیت اجتماعی گروههای اجتماعی و مطالعۀ آنها در ارتباط با تشکیلات اجتماعی بزرگتر مانند جماعت ها، همگان،توده ها، جامعه و فرهنگ است. این عبارت در دهۀ ۱۹۴۰ در بافت مطالعات کثرت گرا و آزاد مکتب شیکاگو شکل گرفت. اما این موضوع میان رشته ای بی پایه توسط مکتب فرانکفورت و انتقادهای آنها از فرهنگ توده و دیدگاه های انتقادی مکتب بیرمنگام و همچنین فرا ساختار گراها و فمینیستها شکل گرفت. خرده فرهنگ ها بطور عمومی گروه هایی هستند که به عنوان انحراف از استاندارد های اصولی جامعه به آنها توجه می شود. آنها به سبب سن خاصی، جنسیت، سلیقۀ اقتصادی، نژاد و غیره شکل می گیرند. خرده فرهنگ ها از نظر اجتماعی و تحلیلی بدون حق دخالت سیاسی،تحت حاکمیت، تابع یا زیر زمینی تعریف می شوند. کسانی که آنها را مطالعۀ علمی می کنند انها را به عنوان مخالفین،گونه های دیگر و ضد فرهنگ جریان رایج می دانند. ( اسمیت ، ۲۰۰۳ : ۳۹ )
● جوامع مرکزی ، پیرامونی و نیمه پیرامونی
جوامع توسعه یافته دارای سرمایه بیشتر، صنعت پیشرفته تر و مدیریت برتر هستند به همین جهت این جوامع در اقتصاد جهانی به مرکز سرمایه موسوم اند. در حالی که جوامع توسعه نیافته، مجبورند از جهت گیری های کشورهای مرکز تبعیت کنند و به صورت تابعی از این جهت گیری ها به فعالیت بپردازند به همین سبب این جوامع به پیرامون سرمایه معروف شده اند. در مجموعه کشورهایی که از جهت گیری های مرکز سرمایه تعبیت می کنند، بعضی از جوامع به پیرامون سرمایه معروف شده اند. در مجموعه کشورهایی که از جهت گیری های مرکز سرمایه تبعیت می کنند، بعضی از جوامع هستند که به نوبه خود به اقتصادی جوامع دیگر جهت می دهند. به این جوامع نیمه پیرامونی گفته می شود. کشورهایی مانند ژاپن، آلمان،‌فرانسه و آمریکا مرکز اصلی سرمایه هستند و کره جنوبی ، تایلند، تایوان، برزیل ،‌آرژانتین جوامع نیمه پیرامونی هستند و اغلب جوامع افریقای خاورمیانه و آسیای میانه در زمره کشورهای پیرامونی قرار می گیرند .
● جهانی شدن وفرهنگ :
در حوزه فرهنگ و ارتباطات جهانی سازی بیش از همه تاثیرگذار بوده بطوری که از آن به فرهنگ جهانی سازی نام می برند ، موضوع جهانی سازی در جهان متشکل از فرهنگ های بسیار به یک الگوی معنایی تبدیل شده که شامل یک میدان عمومی اما نامتجانس و ناهمگن از فرصت ها ، ارزش ها ، سلیقه ها و شیوه های زندگی است که بدون محدودیت و به منظور ابراز وجود یا معرف در دسترس هر فرد قرار دارد. (نوازی ، ۱۳۶۸ : ۳۲ ) از بعد فرهنگی ، برخی جهانی شدن را ناظر بر فشردگی زمان و مکان و پیدایش شرایط جدید برای جامعه ی جهانی و جهانی شدن فرهنگ می دانند و معتقدند این بعد از جهانی شدن بر اقتصاد و سیاست تفوق دارد و رشد فزاینده فن آوری وسایل ارتباط جمعی مانند اینترنت و ماهواره موجب فشردگی زمان و مکان و تراکم فرهنگی کشورها شده و از این طریق یک فرهنگ مسلط در سطح جهان تشکیل داده است . (میر محمدی ، ۱۳۸۱ : ۳۸) بعد فرهنگی جهانی شدن آنقدر عمیق و مهم است که برخی جهانی شدن را فرایند گسترش ارتباطات در یک مقیاس جهانی به همراه حصول آگاهی از این فرایند تعریف نموده اند . از جمله پیامدها و یا تاثیرات جهانی شدن چالش ها و فرصت های موجود و الگوهای رفتاری در عرصه های مختلف ، گسترش جهانی سطح ارتباط ، مقوله های هویتی و تاثیرگذاری آن ها در گستره جهانی ، پیدایش منابع و جهانی شدن افق ذهن و دید بشر را می توان برشمرد . ( همان )
● فرهنگ جهانی و فرهنگ بومی
فرهنگ تمامی دنیای دور و بر ما را در ذهن مان تعریف می کند؛ به آن ها شکل می بخشد، طبقه بندی شان می کند و معنای شان می‌بخشد (تری یاندیس ، ۱۳۷۸: ۴۸). فرهنگ در حقیقت بخش انسان ساختهء محیط است، حال آن، چه ذهنی باشد و چه عینی. فرهنگ است که تعیین می کند اعضای آن فرهنگ رابطه شان را با محیط، ماوراء طبیعه و مردم درون و بیرون فرهنگ شان چگونه تنظیم کنند (بورن ، ۱۳۷۹: ۱۲۰). ما جهان را کمتر آن گونه که هست، و بیشتر آن طور که ما هستیم، درک می کنیم ؛ چرا که فرهنگ است که تعیین می کند ما چگونه اطلاعات دریافتی از محیط، روش تفسیر و روش مورد استفاده آن ها را درک کرده و به کار می بخشد (تری یاندیس، ۱۳۷۸: ۴۴ و ۴۷). به بیانی دیگر، فرهنگ است که واقعیات را برایمان می سازد آن، هم ظرف و هم مظروف اندیشه تا رفتار ماست. فرهنگ به گروه و اعضای آن کمک می کند تا از عهده مشکلات زندگی در محیطی خاص و در زمانی معین برآیند. شاید بهتر باشد فرهنگ را شیوه با هم زیستن در دنیایی بدانیم که "نفوس انسان ها با تمامی گوناگونی هایشان" یک بعد، محیط بعدی دیگر و نوع تعاملات آن دو، بعد دیگر و مکمل آنها به شمار می روند.
فرهنگ ها از فصول مشترکی برخوردار هستند، همان گونه که تمایزاتی با یکدیگر دارند. فصول مشترک فرهنگ های مختلف که به اصیل ترین و انسانی ترین وجوه فرهنگ مربوط می شود، فرهنگ جهانی را می سازد. مخاطبان چنین فرهنگی نیز جهانی خواهند بود و آن به بخش بزرگی از نیازها و تقاضاهای فرهنگی موجود در مردم و جوامع مختلف پاسخ خواهد گفت. اکنون در سطح جهان، تلاش های مستمر و بعضاً سازمان یافته ای برای تأکید بر این وجوه مشترک و انسانی فرهنگ انجام می شود و سازمان یونسکو آن را یکی از اصلی ترین وظایف خود به حساب می آورد (دکوئیار، ۱۹۹۸ : ۳۸ ). اما آن به معنای نادیده گرفتن فرهنگ های بومی و گوناگونی های زیست بومی شان نیست. فرهنگ های بومی بدون آن که حذف شوند، می توانند در روح تکثر فرهنگی نقشی بزرگ ایفاء کنند و اکنون سازمان های انسان دوستانه جهانی، از جمله یونسکو حفظ و تقویت فرهنگ های بومی و زیست بوم های آن را از مسئولیت های خود می دانند. منظور از زیست بوم، شرایط فیزیکی و محلی، جغرافیایی، آب و هوا و تمامی گیاهان و جانوران یک اقلیم است که از عوامل مهم و تعیین کننده فرهنگ یک منطقه ی جامعه است و فرهنگ هر ناحیه و جامعه از بستر تعامل انسان با آن برمی خیزد (تری یاندیس ، ۱۳۷۸: ۴۷). اما رابطه فرهنگ و زیست بوم یک طرفه نیست و در فرهنگ هایی پویا، همان گونه که زیست بوم، فرهنگ انسانی را می آفریند، فرهنگ شکل گرفته در بستر آن نیز خود خالق شرایطی جدید بر زیست بوم می گردد که در آن شکل گرفته است و تعامل آن ها مداوم ادامه خواهد داشت. همین نکته است که مطالعات فرهنگ های محلی و جوامع منطقه ای را ضروری می سازد. اما نباید به فرهنگ ها به شکل پدیده های ایستا نگاه کنیم. فرهنگ ها مدام دست خوش تغییر هستند، آن ها از درون یا بیرون در معرض تحول قرار می گیرند. گاه به وسیله فرآیندهای خودجوش و درون زا، به خلاقیت و نوآوری دست زده و گاه از طریق تعامل فرهنگی از فرهنگ های دیگر اقتباس کرده و متأثر می شوند. تفاوت های فرهنگی همیشه بوده و خواهند بود و بسیاری از وجوه این تفاوت ها، بیش از این که از اختلافات برخیزد از گوناگونی ها و تنوعات روح انسانی حکایت دارند که خود می تواند به موضوعی برای شناسایی بهتر انسان های جوامع مختلف از یکدیگر تبدیل شده و تکامل شان را مقدور سازند. در گذشته به اختلافات فرهنگی به عنوان بهانه ای برای درگیری های قومی، ملی و... نگاه می کردند، اما در دنیای امروز فرهنگ های پویا به اختلافات فرهنگی به مثابه پدیده هایی که انعکاس دهنده گوناگونی های اندیشه و تجارب روح انسان های مختلفند، می نگرند و از آن به عنوان دستاویزی برای شناخت هر بیشتر و بهتر یکدیگر بهره می برند. (امینی ، ۱۳۸۷ : ۵ )
مهمترین تهدیدهای عام جهانی شدن عبارتند از:
ـ تضعیف اقلیت های ملی
ـ شیوع مصرف زدگی فراگیر و کاهش پس انداز ملی
ـ کم رنگ شدن مرزها و محدوده های ملی و جغرافیایی
ـ ضعیف نگه داشتن ضعفا با تقسیم کار و صلاحیت های بین المللی
یکه تازی قدرت های برتر سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی
ـ یکسان سازی فرهنگی، اجتماعی
ـ حاکمیت ایدئولوژی صاحبان قدرت
ـ نابودی فرهنگ های بومی و محلی ( کاووسی ، قدیری : ۱۳۸۸ )
مهمترین فرصت های عام جهانی شدن نیز عبارتند از:
ـ محدود شدن یکه تازی و خودسری دولت های غیردمکرات و غیرمردمی
ـ افزایش آزادی های فردی و گروهی
ـ فرصت های بیشتر برای زندگی بهتر
ـ ایجاد رقابت برای عقب نماندن از پیشترفت های تمدن های بشری
ـ فرصت های بیشتر برای عرضه کالاهای بومی و محلی
ـ تقویت نظام های اقتصادی باز
ـ مبادله آزادانه کالا، افکار و اطلاعات ( همان )
● نتیجه گیری
آنچه مسلم است تاثیرات جهانی شدن بر فرهنگ ها دارای دو بعد مثبت و منفی می باشد و بعد منفی آن را باید بیشتر از ضعف فرهنگهای جوامع متاثر دانست تا جهانی شدن . بنا بر این برای مواجهه با جهانی شدن پیش از آنکه به فکر مبارزه با آن باشیم باید به فکر تقویت بنیانهای فرهنگی جامعه خود باشیم ، به هر حال فرهنگی مستحق جهانی شدن است که به دنبال حقیقت باشد نه قدرت و درسیطره دنیا به انسان ها به چشم موجوداتی شریف بنگرد نه نگاه ابزاری، ـ انسان را موجودی منطقی بداند نه غریزی ـ حق طلبی و کمال را در شمار امور ذاتی انسان بداند و بدان احترام بگذارد ( کاووسی ، تیموری ، ۱۳۸۸ : ۱۲ ) هویت های فرهنگی، ملی، دینی و اخلاقی بر بستر جهانی شدن شکل خواهند گرفت. پس نباید آن ها را چون سنتی ثابت و تغییرناپذیر تقدیس کرد، بلکه می بایست آن ها را فرآیندی شکل پذیر دانست که نه تنها می توانند خود را با وضعیت های نوین تطبیق دهند، بلکه در عین حال، اهداف و غایت آن را بازتعریف نمایند و در عین انعطاف پذیری، انسجام خود را در عصر جهانی شدن حفظ کنند. ( امینی ، ۱۳۸۸ : ۱۲ )
برای مقابله با تهدید های منفی جهانی شدن راهبردهایی به به شرح ذیل ارائه می گردد :
۱) اصلاح و تجدید نظر در ساختار نظام فرهنگی
۲) اصلاح و تجدید نظر در ساختار نظام آموزشی
۳) توجه به اسلام به عنوان دین حیات بخش و انسان ساز
۴) توجه به ارزش های انقلاب اسلامی
۵) احترام و گرامی داشت و حمایت از عناصر فرهنگی مؤمن
۶) نظارت قانونمند به محصولات فرهنگی
۷) اهتمام جدی به اجرای سیاست های فرهنگی
۸) تکیه به فرهنگ بومی
۹) افزایش بینش و آگاهی مردم و آشنا ساختن آنها با فرهنگ غنی و میراث مفاخر و فرهنگ اسلام
۱۰) فراهم ساختن زمینه رشد استعدادها وظرفیت های جوانان و پرورش آنها وحمایت از نیروهای خلاق
۱۱) استفاده از تکنولوژی پیشرفته ارتباطی و تبلیغی در معرض فرهنگ اسلامی
۱۲) ضرورت طراحی برنامه های متناسب با ذائقه های نو
۱۳) افزایش قلمرو سازمان های فرهنگی
۱۴) افزایش سطح دانش و توانمندهای خاص مدیران فرهنگی از جمله روان شناسی، جامعه شناسی، تاریخ و هنر، ادبیات و...

دکتر اسمعیل کاوسی
حمید نخعی
منابع :
امینی ، اکبر ، جهانی شدن و هویت فرهنگی ، تهران : پژوهشنامه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت ، ۱۳۸۸
بورن، اد ، بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه، ترجمه مهرسیما فلسفی، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش صدا و سیما، تهران : ۱۳۷۹
پهلوان،چنگیز،فرهنگ شناسی ،تهران: نشر قطر۱۳۸۱
تری یاندیس، هری، فرهنگ و رفتار اجتماعی، ترجمه نصرت فتی، تهران : انتشارات رسانش ، ۱۳۷۸
دکوئیار، خاویر پرز ، تنوع خلاق ما، پیام یونسکو، شماره ۳۱۶.
راد،فیروز،جامعه شناسی توسعه فرهنگی، تهران :نشر چا پخش،۱۳۸۱
صالحی امیری ،سید رضا،مفاهیم و نظریه های فرهنگی،تهران:نشرققنوس،۱۳۸۶
کاووسی ، اسمعیل و تیموری ، سعید ، جهانی شدن ، هویت ملی ، مدیریت فرهنگی ، تهران : پژوهشنامه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت ، ۱۳۸۸
گیدنز ، آنتونی ، تجدد و تشخیص ، جامعه و هویت شخصی در عصر جدید ، ترجمه ناصرموفقیان ، تهران : نشر نی ، ۱۳۷۹
گیدنز،آنتونی،جامعه شناسی،ترجمه منوچهر صبوری،تهران:نشر نی،۱۳۷۳
میر محمدی ، داوود ، پایان نامه دکتری : ۱۳۸۱
Smith Philip, (۲۰۰۳). Cultural Theory, Massachusetts, Blackwell Publishers

مطالب مرتبط

هند: همزیستی فرهنگ و طبیعت


هند: همزیستی فرهنگ و طبیعت
در تفکر انسان‌شناختی از دیرباز تقابلی عمیق میان فرهنگ به مثابه برساخته اجتماعی انسانها و طبیعت به عنوان ماده خام و از پیش موجود در جهان پیرامون وجود داشته است. این مساله به حدی در انسان‌شناسی رواج دارد که بسیاری از نظریات انسان‌شناسانه بر این هستند که تقابل دوگانه طبیعت – فرهنگ کلید فهم بسیاری از امور فرهنگی انسانها می باشد. این تفکر بطور ضمنی در اندیشه تطور گرایی براین موضوع تاکید داشت که جوامع غیر غربی نزدیک به طبیعت هستند و بعضاً در موارد افراطی آنها را از حوزه فرهنگ به حوزه طبیعت منتسب می کردند و این به معنای آن بود که آنها در جهان خام و وحشی طبیعت زندگی می کنند، در مقابل نیز غرب به مثابه حد اعلای فرهنگ منتهی الیه دستاورد انسان بودن در این دنیاست. از یکسو تجربه پیشینی از این نگاه انسانشناختی در باب فرهنگ و طبیعت و رابطه آنها با هم و از سوی دیگر تجربه حضور در سرزمین هند، این موضوع را برای من کمی در ابهام قرار داد.
در اوایل و بعضا هنوز هم در فهم رفتارهای فرهنگی هندیان من از این تقابل دوگانه فرهنگ و طبیعت استفاده می کنم، اما پس از مدتی به نظرم رسید که شاید در فهم منطق فرهنگ هندی‌ها از انواع دیگری از رابطه میان فرهنگ و طبیعت می توان استفاده کرد. در وهله اول در هند این اندیشه به ذهن من خطور می کرد که این مردم از لحاظ فرهنگی هنوز در مراحل ساده تر و مقدماتی تری در دستکاری طبیعت هستند و به همین سبب هم طبیعت بصورت خام و اولیه در زندگی آنها حضوری عمیق‌تر دارد. اما کم کم وقتی در باب فرهنگ و تمدن آنها و عناصر اصلی درونمایه فرهنگی شان یعنی جهان بینی و مذهب هندی مطالعه کردم، نگاهم به موضوع تغییر کرد. به نظر می رسد رابطه فرهنگ و طبیعت را در هند باید بگونه دیگری فهمید، این گونه متفاوت رابطه طبیعت و فرهنگ در ترکیبی موزون از عوامل متعددی ناشی از مذهب، تاریخ فرهنگی و معیشت آنها شکل گرفته است.
شاید تصویر بیرونی از هند بسیار شگفت انگیز و جالب باشد، از یکسو سینمای هند تصویری خیالی از هند ( که می توان آنرا هند بالیوود تعریف کرد) ارائه می دهد و از سوی دیگر سایر رسانه ها هم هند را به عنوان یک کشور سیاسی دموکرات و در مراحل نسبتا بالایی از توسعه یافتگی معرفی می کنند، و در این میان تکنولوژی جدید اطلاعاتی در هند بطور خاصی برجسته می نمایاند. اما وقتی وارد کشور می شوی که از ۱۹۴۸ و کسب استقلال هند تا نزدیک سال ۲۰۰۰ میلادی جمعیتش از ۳۵۰ میلیون به یک میلیارد رسیده، در مردمی که به شدت بخش اعظمی از آنها با فقر دست و پنجه نرم می کنند و در عرصه عمومی مردانی را در پشت فرمان جدیدترین ماشین های دنیا می بینی که از کنار مردی تمام برهنه که خفته در خاک و خاشاک روزگار می گذراند، تکنولوژی مدرن با صورت های به شدت ابتدائی زندگی طرحی پیچیده از زندگی انسانی را به نمایش می گذارد. هنوز در این مردم به شدت آداب بدن پایین است، هرجا بخواهند تف می کنند و پابرهنه می روند و مردان شهر نشین هم هرجا لازم باشد رو به دیواری ادرار می کنند. هنوز طبیعت و مدیریت بدن در وجه پیچیده فرهنگی آن در این مردم حضری خاص ندارد. گویی گاهی مرز میان فرهنگ ( به عنوان دستکاری طبیعت و بالاخص مدیریت انسانی و فرهنگی بدن) با طبیعت رنگ می بازد و این دو در هم آمیخته می شوند. در میان هندی ها نمادها در ساده ترین صورتشان وجود دارند، یعنی نزدیک به صورت طبیعی شان. در خیلی از عرصه ها نمادها با صورت طبیعی آن فاصله ای ندارند. در حین رانندگی وقتی دو وسیله نفلیه به هم برخورد کوچکی می کنند، آنچه که در این میان در بین طرفین می گذرد کلام نیست، صداهایی طبیعی برای تعیین مرز میان دو وسیله نقلیه و بیرون راندن دیگری از آنست.
در این مردم هنوز طبیعت و عناصر آن در زندگی حضوری همه گیر و فعال دارند، نمادهای مقدس همچنان طبیعی اند، گل و فلفل و لیمو ترش. در کلام از صداهای طبیعی استفاده زیادی دارند، اگر کفش و لباس را یکی از نمادهای اولیه برای تعیین مرز میان فرهنگ و طبیعت در معنای متداول آن بدانیم ، باید گفت که این مردم در موارد بسیاری از این دو خود را خارج می کنند و بی واسطه در دسترس طبیعت قرار می گیرند. در معابد هم یادآور حرف ماکس مولر در باب اساطیر است که اساطیر را در ابتدا بیان توصیفی بدیع از رخداد های طبیعی بودند که بعدها این توصیفات اتصال اولیه خود را با طبیعت از دست داده و خود بصورت داستان‌های اساطیری در میان مردم باقی مانده اند. بسیاری از مناسک مذهبی بوسیله عناصر طبیعی مثل گل و گیاه و شیر و آب و... انجام می گیرند. می توان این بحث را مطرح کرد که در همه ادیان این عناصر طبیعی و کاربرد آنها وجود دارد، اما در هند و نظامهای دینی هندو و بودایی این عناصر حضوری بسیار وسیع و مرکزی تر دارند. در مجموع رابطه تنگاتنگ انسان و طبیعت در نوعی تناظر معنادار در مذهب و زندگی روزمره مردم وجود دارد. اما پاسخ این وضع و تبیین آنرا نمی توان با تقابل فرهنگ و طبیعت فهمید. شاید بتوان گفت برای فهم رابطه فرهنگ و طبیعت در هند، رویکرد دیگری را هم باید مدنظر داشت، البته نمی توان منکر رویکرد رایج و قابلیت آن در تبیین فرهنگ انسانی بود، به همین سبب این رویکرد دوم را در کنار رویکرد متداول قابل طرح است.
اگر فرهنگ انسانی را نوعی نمادین کردن طبیعت بدانیم، بگونه ای که طبیعت با نمادین شدنش بسیاری از وجوه اولیه خود را به نفع نمادها کنار می گذارد، طبیعت در حاله‌ای از نمادها پیچیده می شود و فرهنگ ها در سطوح بالاتر هر چه بیشتر این حاله را بیشتر و پیچیده تر می کنند. در هند دو عامل باعث شده این رابطه متفاوت تر باشد: مذهب و معیشت. در طی تاریخ این دو عامل صورت خاص رابطه فرهنگ و طبیعت را در هند شکل‌داده‌اند.
مذهب به عنوان رکن اصلی جهان بینی مهمترین نقش را در این میان دارد. در مذهب هندو و بودا طبیعت در صورت طبیعی و زنده‌اش و بواسطه تاکیدی که این مذاهب بر امر زنده دارند، بصورت یک ابر نماد یا یک فرا نماد تعریف شده است. طبیعت لازم نیست برای حضور در عرصه فرهنگ در قالب نمادها دستکاری شود، طبیعت بواسطه حضور حیات در آن در قلب نظام نمادی فرهنگ هندی تعریف می شود. امر زنده خیلی مورد دستکاری توسط انسان هندی قرار نمی گیرد، به صرف زنده بودنش به راحتی در زندگی انسانها حضور می یابد. نمی توان در هند آدمی را در حال آزار به حیوان یا شکستن بیهوده شاخه درختی دید. تنها منطق بقاء است که عامل اصلی حذف موجود زنده به نفع حفظ حیات موجودی دیگر است، وقتی پای بقا در وجه ابتدایی آن در میان نباشد، همه زنده ها در کنار هم می توانند به راحتی به سر ببرند. این مرکزیت امر زنده در نظام فکری هندی سبب شده طبیعت نه در تقابل با فرهنگ، بلکه بصورت قالب اصلی تبلور آن در زندگی مردم قرار بگیرد.
آنچه که این وضع را ادامه بخشیده، صرفاً امری ذهنی و فکری نبوده، بلکه اقتضا و الزام معیشت هم آنرا موجب شده است. معیشت به عنوان عامل دوم و مهم در این رابطه همزیستانه میان طبیعت و فرهنگ، این همگامی را جزئی از ویژگی فرهنگی هندی قرار داده است. فقر به عنوان یک مساله عام در هند سبب شده انسان هندی در مصداق عام آن نتواند طبیعت را چندان هم دستکاری کند. بسیاری از انسانهای هندی تنها می توانند زنده بمانند، نیروی کار بدنی تنها سرمایه آنهاست، که در نهایت با تکنولوژی بسیار ساده ارائه می شود. البته تکنولوژی های بسیار پیچیده جدید که در بخشی از جامعه رواج دارند، را باید از وجه عام آن تفکیک کرد. به هر حال خرید لباس و کفش و استفاده از مواد شوینده و معماری شهری و خانگی پیچیده و سایر اموری که برساخته انسان باشند و مرز پیچیده تری را میان انسان و طبیعت برقرار کنند، قبل از همه به پول و تکنولوژی نیاز دارند، پول مسبب تکنولوژی بیش تر و عام تر شده و همین موضوع مرزگذاری و میان انسان و طبیعت و دستکاری آن را بیشتر خواهد کرد. اما فقر سبب شده همزیستی با طبیت در بستری از زمینه‌های فرهنگی بیشتر رواج پیدا کند. به همین دلیل هنوز مرز شدیدی میان انسان هندی و طبیعت برقرار نشده، طبیعت بصورت نمادی اولیه و ساده در بطن زندگی مردم حضور دارد. در سالهای اخیر با بهبود وضع عمومی مردم و افزایش تکنولوژی این مرزها روز به روز بیشتر می شود و میزان دستکاری در طبیعت افزایش می یابد، که البته تاثیر فرهنگ غربی و نگاه پوزیتیویستی حاکم بر آن برای دستکاری متوالی طبیعت در این میان بسیار موثر بوده است.
یک نکته بسیار مهم در فهم فرهنگ هندی ساختار کاستی آنست. کاست نوعی طبقه بندی اجتماعی انسان هاست که مرزهای دقیق و محکمی را میان طبقات اجتماعی قرار می دهد و شدیداً توسط نظام مذهبی و اساطیری هندی ها توجیه و بازتولید می شود، هنوز هم در بطن جامعه هندی این ساختار طبقه بندی اجتماعی وجود دارد. در تاریخ فرهنگ و تمدن می توان این فرض را پذیرفت که بیشتر ابداعات فرهنگی در اقشار بالای جامعه شروع شده و بعد به مردم عادی هم نفوذ کرده، و پیچیدگی فرهنگی و دستکاری پیچیده طبیعت ( که مهمترین نماد آنرا می توان در آداب بدن و نظام های رفتاری پیچیده رفتار با بدن دنبال کرد) را بیش از همه می توان در طبقات بالای جامعه و اشراف دید، اما در هند بواسطه مرزبندی سفت و سخت میان کاست ها، پیچیدگی نمادهای فرهنگی و آداب اشراف جامعه هندی ( در حدی که این پیچیدگی را در طبقات و کاست های بالای هندی می توان دنبال کرد) به مردم عادی نفوذ نکرده است. لذا آداب‌دانی مردم در حد ساده و اولیه آن قرار دارد. به همین سبب همزیستی اجباری مردم با طبیعت به همراه ساختار جهان بینی طبیعت گرایانه مذاهب هندی سبب شده طبیعت بصورت یک فرانماد در اشکال بسیار ساده ای در سراسر زندگی هندی ها به این مفهوم که طبیعت نه به عنوان امری خارج از فرهنگ و امر انسانی ، بلکه به عنوان امری فرهنگی و در عین حال حفظ نسبی طبیعی بودنش در حیات انسانی حضور داشته باشد. به عبارت دیگر در هند در کنار رابطه تقابلی میان فرهنگ و طبیعت در زندگی انسانها و برای فهم و تبیین آن، می توان از نوعی همزیستی و حضور طبیعت فرهنگی صحبت کرد. در زندگی انسان هندی طبیعت نه در رابطه ای تقابلی و با هدف دستکاری هر چه بیشتر، بلکه در رابطه ای تعاملی و در صورت های هرچه ساده تر آن وجود دارد. لازم به ذکر است که بواسطه توسعه جامعه هندی و تحولات عمیقی که در هند بواسطه حضور گسترده فرهنگ غربی ایجاد شده، این رابطه سنتی هر چه بیشتر دستخوش تغییر شده و دستکاری پیچیده تر طبیعت روز به روز بیشتر می شود، چون هم فرهنگ در حال تغییر است و هم معیشت و رفاه در حال بیشتر شدن. اما فکر می کنم تجربه سنتی هند می تواند نوعی نگاه انسانی تر به طبیعت را به ما بیاموزد و لزوم تامل بیشتر در باب رابطه با طبیعت در دنیای مدرن و فرهنگ مدرنیته به ما یادآوری کند.

قفل خوشبختی، کلید دارد
معنی خوشبختی برای هر فرد متفاوت است برای برخی خوشبختی یعنی تنها بودن، برای برخی دیگر یعنی معشوق را در کنار داشتن و برای برخی دیگر یعنی کلکسیونی از تابلوهای هنری جمع کردن خوشبختی …
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.