کشفی که میتواند معمای آلزایمر را حل کند

خواب بیش از ۸.۵ ساعت در شب ممکن است نشانه آلزایمر باشد

به نقل از مدیکال نیوز تودی، این مطالعه نشان داد که خوابیدن بیش از ۸.۵ ساعت در شب با نشانگرهای زیستی خون پروتئین تاو مرتبط است، که نشان میدهد خواب طولانی ممکن است نشان دهنده تخریب عصبی زودرس باشد.
هرچه زوال عقل- که بیماری آلزایمر شایعترین نوع آن است- زودتر تشخیص داده شود، پیشآگهی برای فرد مبتلا بهتر است.
اگرچه هیچ درمانی وجود ندارد، اما تشخیص زودهنگام آلزایمر میتواند به تأخیر در پیشرفت بیماری کمک کند، امکان استفاده از درمانهای اصلاحکننده بیماری، مانند لکانماب و دونانماب را در صورت لزوم فراهم کند و به بیماران و مراقبان زمان دهد تا مراقبتهای مناسب را ترتیب دهند.
چندین مطالعه، تغییرات خواب را با ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط دانستهاند و اکنون یک مطالعه، مکانیسم فیزیولوژیکی احتمالی زیربنایی این ارتباط را پیشنهاد کرده است.
این مطالعه جدید نشان داد افرادی که به طور متوسط بیش از ۸.۵ ساعت در شب میخوابند، سطح بالاتری از نشانگر زیستی خون p-tau۱۸۱ دارند که نشان میدهد خواب طولانی ممکن است نشانه اولیه تغییرات عصبی باشد.
محققان دادههای ۲۴۱۰ شرکتکننده در مطالعه قلب فرامینگهام را تجزیه و تحلیل کردند.
همه شرکتکنندگان دادههای مربوط به مدت زمان خواب و نتایج سنجش حداقل یکی از چهار نشانگر زیستی مبتنی بر خون را که توسط خودشان گزارش شده بود، داشتند: p-tau۱۸۱، کل تاو (t-tau)، زنجیره سبک نوروفیلامنت (NfL) یا پروتئین اسیدی فیبریلاری گلیال (GFAP).
شرکتکنندگان مدت زمان معمول خواب را در طول ویزیتهای کلینیکی به تکنسینها گزارش دادند، آنها همچنین نمونههای خون ناشتا را برای تجزیه و تحلیل نشانگر زیستی ارائه دادند.
محققان عوامل متعددی را که ممکن است بر خواب و نشانگرهای زیستی تأثیر بگذارند، در طول تجزیه و تحلیل در نظر گرفتند:
- سن در زمان معاینه بالینی
- وضعیت APOE e۴ - این ژن خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش میدهد
- جنسیت بیولوژیکی
- آپنه انسدادی خواب گزارش شده توسط خود فرد
- وضعیت افسردگی
- عملکرد کلیه
محققان پی بردند همه نشانگرهای زیستی با افزایش مدت خواب افزایش داشتند، اما این افزایش فقط برای p-tau۱۸۱ قابل توجه بود.
P-tau۱۸۱ منحنی J شکل داشت، به طوری که افراد کمخواب، خواب بیشتری نسبت به افراد معمولی داشتند. سپس با خواب بیش از ۸.۵ ساعت، به طور پیوسته افزایش یافت و برای افرادی که ۱۰ ساعت یا بیشتر خواب گزارش میکردند، به شدت افزایش یافت.
«ونسا ام. یانگ»، محقق ارشد و پژوهشگر فوق دکترا در موسسهی گلن بیگز برای آلزایمر و بیماریهای عصبی در مرکز سلامت دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، در یک بیانیهی مطبوعاتی گفت: «بسیاری از مردم نگران این هستند که آیا عادات خوابشان بر سلامت مغزشان تأثیر میگذارد یا خیر.»
یانگ خاطرنشان کرد: «از آنجا که این یک مطالعهی مقطعی است و نه یک مطالعهی طولانی مدت، نمیتوانیم بگوییم که خواب طولانی باعث آلزایمر میشود، اما یافتهها نشان میدهد که ممکن است ارزش نظارت داشته باشد و خواب بیشتر همیشه برای سلامت مغز بهتر نیست.»
بیماری آلزایمر ۱۵ تا ۲۰ سال قبل از بروز علائم، به طور خاموش در مغز آغاز میشود و اولین تغییرات پاتولوژیک ممکن است بر نواحی دخیل در تنظیم چرخه خواب و بیداری تأثیر بگذارد. در نتیجه، افراد ممکن است به تدریج قبل از اینکه متوجه هرگونه مشکل حافظه شوند، شروع به خوابیدن طولانیتر کنند.
یانگ در ادامه افزود: «زوال عقل تحت تأثیر رابطه پیچیدهای از ژنتیک، سلامت عروق، سبک زندگی و پیری قرار دارد. خواب یک قطعه از این پازل است و حفظ بهداشت خواب خوب، در کنار فعالیت بدنی معمول، کاهش خطر قلبی عروقی و تحریک شناختی، همچنان یکی از معقولترین استراتژیها برای ارتقای سلامت طولانی مدت مغز است.»
هشدار فوری سلامت | خواب بیش از ۸.۵ ساعت در شب؛ زنگ خطری برای آلزایمر؟ افزایش پروتئین مرتبط با این بیماری در خون افراد پُرخواب / تحقیقات جدید: بین خواب طولانی و نشانگر زیستی آلزایمر ارتباط غیرخطی کشف شد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ این مطالعه نشان داد که خوابیدن بیش از ۸.۵ ساعت در شب با نشانگرهای زیستی خون پروتئین تاو مرتبط است، که نشان میدهد خواب طولانی ممکن است نشان دهنده تخریب عصبی زودرس باشد.
هرچه زوال عقل- که بیماری آلزایمر شایعترین نوع آن است- زودتر تشخیص داده شود، پیشآگهی برای فرد مبتلا بهتر است.
اگرچه هیچ درمانی وجود ندارد، اما تشخیص زودهنگام آلزایمر میتواند به تأخیر در پیشرفت بیماری کمک کند، امکان استفاده از درمانهای اصلاحکننده بیماری، مانند لکانماب و دونانماب را در صورت لزوم فراهم کند و به بیماران و مراقبان زمان دهد تا مراقبتهای مناسب را ترتیب دهند.
چندین مطالعه، تغییرات خواب را با ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط دانستهاند و اکنون یک مطالعه، مکانیسم فیزیولوژیکی احتمالی زیربنایی این ارتباط را پیشنهاد کرده است.
این مطالعه جدید نشان داد افرادی که به طور متوسط بیش از ۸.۵ ساعت در شب میخوابند، سطح بالاتری از نشانگر زیستی خون p-tau۱۸۱ دارند که نشان میدهد خواب طولانی ممکن است نشانه اولیه تغییرات عصبی باشد.
محققان دادههای ۲۴۱۰ شرکتکننده در مطالعه قلب فرامینگهام را تجزیه و تحلیل کردند.
همه شرکتکنندگان دادههای مربوط به مدت زمان خواب و نتایج سنجش حداقل یکی از چهار نشانگر زیستی مبتنی بر خون را که توسط خودشان گزارش شده بود، داشتند: p-tau۱۸۱، کل تاو (t-tau)، زنجیره سبک نوروفیلامنت (NfL) یا پروتئین اسیدی فیبریلاری گلیال (GFAP).
شرکتکنندگان مدت زمان معمول خواب را در طول ویزیتهای کلینیکی به تکنسینها گزارش دادند، آنها همچنین نمونههای خون ناشتا را برای تجزیه و تحلیل نشانگر زیستی ارائه دادند.
محققان عوامل متعددی را که ممکن است بر خواب و نشانگرهای زیستی تأثیر بگذارند، در طول تجزیه و تحلیل در نظر گرفتند:
– سن در زمان معاینه بالینی
– وضعیت APOE e۴ – این ژن خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش میدهد
– جنسیت بیولوژیکی
– آپنه انسدادی خواب گزارش شده توسط خود فرد
– وضعیت افسردگی
– عملکرد کلیه
محققان پی بردند همه نشانگرهای زیستی با افزایش مدت خواب افزایش داشتند، اما این افزایش فقط برای p-tau۱۸۱ قابل توجه بود.
P-tau۱۸۱ منحنی J شکل داشت، به طوری که افراد کمخواب، خواب بیشتری نسبت به افراد معمولی داشتند. سپس با خواب بیش از ۸.۵ ساعت، به طور پیوسته افزایش یافت و برای افرادی که ۱۰ ساعت یا بیشتر خواب گزارش میکردند، به شدت افزایش یافت.
«ونسا ام. یانگ»، محقق ارشد و پژوهشگر فوق دکترا در موسسهی گلن بیگز برای آلزایمر و بیماریهای عصبی در مرکز سلامت دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، در یک بیانیهی مطبوعاتی گفت: «بسیاری از مردم نگران این هستند که آیا عادات خوابشان بر سلامت مغزشان تأثیر میگذارد یا خیر.»
یانگ خاطرنشان کرد: «از آنجا که این یک مطالعهی مقطعی است و نه یک مطالعهی طولانی مدت، نمیتوانیم بگوییم که خواب طولانی باعث آلزایمر میشود، اما یافتهها نشان میدهد که ممکن است ارزش نظارت داشته باشد و خواب بیشتر همیشه برای سلامت مغز بهتر نیست.»
بیماری آلزایمر ۱۵ تا ۲۰ سال قبل از بروز علائم، به طور خاموش در مغز آغاز میشود و اولین تغییرات پاتولوژیک ممکن است بر نواحی دخیل در تنظیم چرخه خواب و بیداری تأثیر بگذارد. در نتیجه، افراد ممکن است به تدریج قبل از اینکه متوجه هرگونه مشکل حافظه شوند، شروع به خوابیدن طولانیتر کنند.
یانگ در ادامه افزود: «زوال عقل تحت تأثیر رابطه پیچیدهای از ژنتیک، سلامت عروق، سبک زندگی و پیری قرار دارد. خواب یک قطعه از این پازل است و حفظ بهداشت خواب خوب، در کنار فعالیت بدنی معمول، کاهش خطر قلبی عروقی و تحریک شناختی، همچنان یکی از معقولترین استراتژیها برای ارتقای سلامت طولانی مدت مغز است.»
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
بازخوانی سالمندی در افق تازهای از کیفیت، معنا و زندگی

به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح یک روز معمولی در پارک، تصویر سالمندانی که آرام در مسیرهای پیادهروی قدم میزنند، روی نیمکتها با یکدیگر گفتوگو میکنند یا در گوشهای از فضای سبز حرکات کششی انجام میدهند، شاید در نگاه اول صحنهای ساده و روزمره به نظر برسد، اما پشت همین لحظههای به ظاهر معمولی، تصویری متفاوت از سالمندی در حال شکلگیری است؛ سالمندی نه بهعنوان دورهای برای کنارهگیری از زندگی، بلکه مرحلهای که میتواند همچنان با تحرک، ارتباط، نشاط و مشارکت همراه باشد.
سالهاست که افزایش سن در ذهن بسیاری با کاهش تواناییها، خانهنشینی و وابستگی گره خورده است؛ تصویری که گاهی باعث میشود سالمند بیش از آنکه بهعنوان فردی دارای تجربه، توانایی و نقش اجتماعی دیده شود، فقط نیازمند مراقبت تلقی شود. در حالی که نگاههای جدید علمی به سالمندی، تعریف این دوره را تغییر داده است و دیگر فقط طولانیتر شدن عمر را هدف نمیدانند، بلکه کیفیت سالهایی که فرد در اختیار دارد، میزان استقلال، سلامت، ارتباط با دیگران و احساس معنا در زندگی نیز اهمیت پیدا کرده است.
در این میان، تحرک یکی از حلقههای مهم سالمندی سالم است؛ تحرکی که فقط به معنای ورزش سنگین و فعالیتهای دشوار نیست و میتواند از یک پیادهروی ساده، چند حرکت کششی، حضور در یک برنامه ورزشی گروهی یا حتی مشارکت در فعالیتهای روزمره آغاز شود. اهمیت این فعالیتها تنها به حفظ قدرت عضلات و توانایی حرکتی محدود نمیشود؛ گاهی یک پیادهروی در کنار دوستان میتواند همزمان فرصتی برای گفتوگو، خندیدن، دیدار دوباره و احساس تعلق به یک جمع باشد.
از سوی دیگر، شادی در دوران سالمندی نیز مفهومی فراتر از خندیدن و نداشتن دغدغه است. احساس ارزشمندی، داشتن ارتباط با خانواده و دوستان، حفظ استقلال، یادگیری، مشارکت در جامعه و داشتن هدف و معنا میتواند تصویری متفاوت از این دوره زندگی بسازد؛ دورهای که در آن تجربه و دانش سالمندان همچنان میتواند بخشی از سرمایه خانواده و جامعه باشد و سالمندی به جای پایان مشارکت اجتماعی، فرصتی برای شکل دیگری از حضور و اثرگذاری تلقی شود.
با توجه به اهمیت عواملی همچون فعالیت بدنی، ارتباطات اجتماعی، استقلال، احساس ارزشمندی و معنا در زندگی در شکلگیری سالمندی سالم و باکیفیت، با زهره شانظری، متخصص فیزیولوژی ورزش و سالمندی و عضو هیئت علمی گروه فیزیولوژی ورزشی دانشگاه اصفهان گفتوگویی داشتیم تا ابعاد مختلف سالمندی شاد و فعال، نقش تحرک و ورزش در سلامت جسم و روان، اهمیت ارتباطات اجتماعی و نقش خانواده و جامعه در ارتقای کیفیت زندگی سالمندان را بررسی کنیم و مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ایمنا: تحول رویکردهای علمی به سالمندی، چه تغییری در تعریف «سالمندی سالم و باکیفیت» ایجاد کرده است و در این نگاه جدید، مؤلفههایی همچون شادی، نشاط، استقلال، مشارکت اجتماعی و احساس معنا چه جایگاهی در کیفیت زندگی سالمندان دارند؟
شانظری: سالمندی مرحلهای طبیعی از چرخه زندگی است و نباید آن را فقط با بیماری، ناتوانی، کاهش تواناییهای جسمانی یا کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی تعریف کرد. در رویکردهای جدید به سالمندی، دیگر افزایش طول عمر هدف نیست، بلکه تلاش بر این است که سالهای بیشتری از زندگی همراه با سلامت، فعالیت، استقلال، رضایت و احساس معنا سپری شود، بنابراین کیفیت سالهای زندگی در دوران سالمندی به اندازه تعداد سالهای زندگی اهمیت دارد.
در این چارچوب، شادی سالمندان نیز نباید فقط به معنای خندیدن دائمی یا نداشتن مشکل تلقی شود. یک سالمند شاد لزوماً فردی نیست که هیچ دغدغه یا مسئلهای ندارد، بلکه فردی است که در مجموع از زندگی خود احساس رضایت میکند، ارتباط مناسبی با دیگران دارد، احساس ارزشمندی میکند و تا حد امکان از استقلال و توانایی مشارکت در فعالیتهای روزمره برخوردار است.
احساس ارزشمندی و داشتن نقش در خانواده و جامعه، یکی از موضوعات مهم در این زمینه است. سالمند زمانی که احساس کند همچنان میتواند تصمیم بگیرد، در امور خانواده مشارکت داشته باشد، تجربه و دانش خود را در اختیار دیگران قرار دهد و در جامعه حضور داشته باشد، نگاه مثبتتری نسبت به زندگی پیدا میکند.
در کنار این موارد، عواملی مانند وضعیت جسمانی، سلامت روان، فعالیت بدنی، روابط خانوادگی و اجتماعی و همچنین داشتن هدف و معنا در زندگی، نقش مهمی در کیفیت زندگی و نشاط سالمندان دارند، بنابراین اگر بخواهیم سالمندی شاد و سالم داشته باشیم، باید مجموعهای از عوامل جسمانی، روانی و اجتماعی را در کنار یکدیگر ببینیم.
ایمنا: با توجه به نقش فعالیت بدنی در فرایند سالمندی، کاهش تحرک در این دوره چه پیامدهایی برای تواناییهای جسمانی، استقلال فردی و سلامت روان به همراه دارد و فعالیت بدنی متناسب با شرایط سالمندان چگونه میتواند به حفظ توانمندی، ارتقای خلقوخو و شکلگیری سبک زندگی سالم و فعال کمک کند؟
شانظری: فعالیت بدنی یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر سالمندی سالم و فعال است، اما تصور رایجی وجود دارد که با افزایش سن، فرد باید فعالیتهای خود را محدود کند و بیشتر استراحت داشته باشد، در حالی که اگر کاهش فعالیت بدنی بدون دلیل و متناسب با نیاز واقعی فرد اتفاق بیفتد، میتواند به مرور زمان تواناییهای جسمانی او را کاهش دهد و زمینه وابستگی بیشتر به دیگران را فراهم کند.
کاهش تحرک ممکن است به کاهش قدرت عضلانی، ضعف تعادل، محدود شدن توانایی حرکتی و در نهایت کاهش استقلال فرد منجر شود. این مسئله فقط یک موضوع جسمانی نیست؛ وقتی فرد احساس کند توانایی انجام کارهای روزمره خود را از دست داده است، ممکن است اعتمادبهنفس او نیز کاهش پیدا کند و به دنبال آن، حضور اجتماعی و ارتباط او با دیگران محدودتر شود.
در مقابل، فعالیت بدنی منظم و متناسب با شرایط هر فرد میتواند به حفظ قدرت عضلانی، تعادل، انعطافپذیری و استقلال حرکتی کمک کند و از سوی دیگر، تحرک میتواند در بهبود خلقوخو، کاهش احساس بیحوصلگی و ایجاد نشاط نیز مؤثر باشد، بنابراین فعالیت بدنی را نباید فقط یک ابزار برای پیشگیری از مشکلات جسمانی دانست، بلکه بخشی از سبک زندگی سالم در دوران سالمندی است.
البته منظور از فعالیت بدنی ورزشهای سنگین یا فعالیتهای حرفهای نیست و پیادهروی، نرمش، حرکات کششی، تمرینهای تعادلی، فعالیتهای روزمره و ورزشهای گروهی متناسب با توانایی فرد، همگی میتوانند بخشی از یک سبک زندگی فعال باشند. مهم این است که نوع و میزان فعالیت با شرایط جسمانی و تواناییهای فرد هماهنگ باشد و استمرار آن امکانپذیر باشد.
ایمنا: کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای اجتماعی در دوران سالمندی چه پیامدهایی برای سلامت روان و کیفیت زندگی سالمندان دارد و فعالیتهای بدنی و ورزشی گروهی چگونه میتوانند فراتر از کارکرد جسمانی، به تقویت ارتباطات اجتماعی، احساس تعلق و مشارکت فعال سالمندان در جامعه کمک کنند؟
شانظری: یکی از نکات مهم این است که فعالیت بدنی سالمندان را نباید فقط از زاویه پزشکی و جسمانی نگاه کنیم. فعالیت بدنی میتواند بستری برای ارتباط با دیگران، حضور در اجتماع و تقویت احساس تعلق باشد و از این نظر، نقشی فراتر از حفظ سلامت جسم دارد.
به عنوان مثال، یک سالمند ممکن است در محیط خانه انگیزه چندانی برای ورزش نداشته باشد، اما اگر بتواند در یک برنامه پیادهروی گروهی شرکت کند یا همراه دوستان خود در پارک ورزش کند، شرایط متفاوت خواهد بود که در چنین موقعیتی، فرد علاوه بر تحرک، فرصت گفتوگو، تعامل و برقراری ارتباط با دیگران را نیز پیدا میکند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که با افزایش سن ممکن است شبکه ارتباطات اجتماعی فرد به دلایل مختلف کوچکتر شود. بازنشستگی، تغییر شرایط زندگی، کاهش رفتوآمدها یا از دست دادن برخی دوستان و افراد نزدیک، میتواند ارتباطات اجتماعی سالمند را محدود کند و در چنین شرایطی، فعالیتهای گروهی میتوانند فرصتی برای حفظ و بازسازی این ارتباطات باشند.
بهتر است هنگام طراحی برنامههای مرتبط با سلامت سالمندان، ابعاد اجتماعی فعالیت بدنی را نیز در نظر بگیریم. اگر بتوانیم فعالیت بدنی را با حضور اجتماعی، ارتباط با دوستان و مشارکت در برنامههای جمعی همراه کنیم، یک فرصت همزمان برای ارتقای سلامت جسم، سلامت روان و کیفیت روابط اجتماعی سالمندان ایجاد کردهایم.
ایمنا: با توجه به نقش خانواده در شکلگیری سبک زندگی سالمندان، حمایت خانوادگی چگونه میتواند به افزایش تحرک، نشاط و مشارکت اجتماعی آنان کمک کند، بدون آنکه این حمایت به محدود شدن استقلال، کاهش احساس توانمندی یا وابستگی بیشتر سالمند منجر شود؟
شانظری: خانواده نقش بسیار مهمی در کیفیت زندگی سالمندان دارد، اما در این حوزه باید میان حمایت و وابستهسازی تفاوت قائل شویم. گاهی خانواده از روی محبت و نگرانی تلاش میکند تمام کارهای سالمند را خودش انجام دهد، در حالی که ادامه این روند ممکن است به مرور احساس توانمندی و استقلال فرد را کاهش دهد.
حمایت صحیح از سالمند به این معنا نیست که همه کارها را به جای او انجام دهیم. بهتر است به او فرصت بدهیم تا در حد توانایی خود فعالیت کند، تصمیم بگیرد و در امور مختلف مشارکت داشته باشد. همراهی برای پیادهروی، انجام فعالیتهای خانوادگی، تشویق به حضور در اجتماع، فراهم کردن فرصت برای انجام کارهای شخصی و مشارکت دادن سالمند در تصمیمهای خانواده، نمونههایی از حمایت مناسب هستند.
از سوی دیگر، نباید فعالیت بدنی را به یک اجبار تبدیل کنیم. اگر قرار باشد سالمند احساس کند مجبور است فعالیتی را انجام دهد که به آن علاقه ندارد یا با توانایی جسمانی او سازگار نیست، احتمال استمرار آن کاهش پیدا میکند. بهتر است نوع فعالیت بر اساس علاقه، توانایی جسمانی، شرایط فردی و سبک زندگی سالمند انتخاب شود.
در واقع، هدف این است که سالمند احساس کند هنوز صاحب انتخاب و نقش است. خانواده میتواند شرایط را برای فعالیت بیشتر فراهم کند، اما در نهایت باید به استقلال و انتخاب سالمند احترام گذاشت. چنین رویکردی میتواند هم به افزایش تحرک و هم به حفظ احساس ارزشمندی او کمک کند.
ایمنا: کاهش ارتباطات اجتماعی و احساس تنهایی در دوران سالمندی چه پیامدهایی برای نشاط، سلامت روان و کیفیت زندگی سالمندان به همراه دارد و فعالیت بدنی، بهویژه در قالب برنامههای گروهی، چگونه میتواند به کاهش انزوا، تقویت روابط اجتماعی و حفظ مشارکت سالمندان در جامعه کمک کند؟
شانظری: تنهایی یکی از چالشهای مهم دوران سالمندی است. با افزایش سن، ممکن است به دلایل مختلف ارتباطات اجتماعی فرد کاهش پیدا کند. بازنشستگی، کاهش رفتوآمدها، تغییر محل زندگی، از دست دادن برخی دوستان یا افراد نزدیک و محدود شدن فعالیتهای اجتماعی، همگی میتوانند شبکه ارتباطی فرد را کوچکتر کنند.
این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا انسان موجودی اجتماعی است و احساس تعلق و ارتباط با دیگران بخش مهمی از کیفیت زندگی او را تشکیل میدهد. وقتی یک سالمند به تدریج از محیط اجتماعی فاصله میگیرد، ممکن است علاوه بر کاهش فعالیت بدنی، احساس بیحوصلگی و انزوا نیز در او افزایش پیدا کند.
در این شرایط فعالیت بدنی میتواند نقش دوگانهای داشته باشد؛ از یک سو به سلامت جسم و روان کمک میکند و از سوی دیگر، فرصت ایجاد و حفظ ارتباط اجتماعی را فراهم میکند. برای نمونه، پیادهروی با دوستان، ورزش در پارک یا حضور در کلاسهای ورزشی مناسب سالمندان میتواند فرد را از محیط بسته خانه خارج کند و فرصت تعامل با دیگران را در اختیار او قرار دهد.
اگر درباره سالمندی سالم صحبت میکنیم، نباید فعالیت بدنی را فقط به عنوان یک توصیه پزشکی مطرح کنیم. ورزش و تحرک میتوانند ابزاری اجتماعی برای مقابله با انزوا، تقویت احساس تعلق و افزایش مشارکت سالمندان باشند و به همین دلیل، ایجاد فضاها و برنامههای مناسب برای فعالیتهای گروهی سالمندان نیز میتواند در سیاستگذاریهای حوزه سالمندی مورد توجه قرار گیرد.
ایمنا: نقش جامعه در شکلگیری سالمندی شاد، فعال و باکیفیت چیست و چه میزان از این مسئولیت بر ایجاد زمینههای مناسب برای حضور اجتماعی، حفظ استقلال، مشارکت و بهرهگیری از ظرفیتهای سالمندان در جامعه متمرکز است؟
شانظری: سالمندی تنها یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست و جامعه نیز در این زمینه نقش مهمی دارد. اگر بخواهیم سالمندان زندگی فعال و باکیفیتی داشته باشند، باید محیط اجتماعی نیز امکان حضور، مشارکت و اثرگذاری آنها را فراهم کند. یکی از نکات مهم، تغییر نگاه جامعه به سالمندی است. سالمندان را نباید فقط افرادی بدانیم که نیازمند مراقبت هستند. آنها میتوانند منبع تجربه، دانش، خاطره و سرمایه اجتماعی باشند. بسیاری از سالمندان همچنان توانایی مشارکت در فعالیتهای خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و حتی آموزشی را دارند و میتوان از این ظرفیت استفاده کرد.
در واقع، حفظ مشارکت اجتماعی سالمندان میتواند به آنها احساس ارزشمندی و هدف بدهد. فردی که احساس کند تجربه و دانش او هنوز برای خانواده و جامعه مفید است، ارتباط مثبتتری با زندگی و دوران سالمندی خود خواهد داشت، بنابراین باید فرصتهایی ایجاد کنیم که سالمندان بتوانند متناسب با توانایی و علاقه خود در جامعه حضور داشته باشند.
در کنار آن، ایجاد محیطهای مناسب برای فعالیت بدنی و اجتماعی سالمندان نیز اهمیت دارد؛ از پارکها و فضاهای شهری گرفته تا برنامههای ورزشی و فرهنگی و هرچه محیط زندگی برای حضور سالمندان مناسبتر باشد، احتمال حفظ استقلال، تحرک و ارتباط اجتماعی آنها نیز بیشتر خواهد شد.
ایمنا: برای تحقق سالمندی سالم، فعال و باکیفیت، چه مؤلفهها و راهکارهای عملی را میتوان در سبک زندگی سالمندان و همچنین در نحوه مواجهه خانواده با این دوره از زندگی مورد توجه قرار داد؟
شانظری: سالمندان برای زندگی روزمره خود باید چند اصل ساده را در نظر بگیرند که شامل تحرک، ارتباط، یادگیری، مشارکت و معنا میشود. این پنج موضوع میتوانند چارچوب مناسبی برای داشتن یک زندگی فعالتر و باکیفیتتر در دوران سالمندی باشند.
هر سالمند باید متناسب با شرایط جسمانی خود فعالیت بدنی منظم داشته باشد. در کنار آن، حفظ ارتباط با خانواده و دوستان اهمیت زیادی دارد. فعال نگه داشتن ذهن از طریق مطالعه و یادگیری، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی و داشتن هدف و معنا در زندگی نیز بخش دیگری از این مسیر است. این موارد لزوماً نیازمند اقدامات پیچیده یا پرهزینه نیستند؛ بسیاری از آنها میتوانند از فعالیتهای ساده و روزمره آغاز شوند.
نکته مهم دیگر این است که سالمندی نباید به معنای کنار گذاشته شدن از زندگی باشد. خانوادهها و جامعه باید به سالمندان فرصت مشارکت بدهند و به جای اینکه فقط برای آنها تصمیم بگیرند یا همه کارهایشان را انجام دهند، زمینه استقلال و حضور فعال آنها را فراهم کنند.
اگر بتوانیم سالمندان را فعال، محترم، مستقل و مشارکتکننده نگه داریم، سالمندی دیگر مترادف با کنارهگیری از زندگی نخواهد بود. این دوره میتواند همچنان فرصتی برای تجربه شادی، برقراری ارتباط، اثرگذاری، یادگیری و داشتن یک زندگی باکیفیت و معنادار باشد. کد مطلب 997124

کرم تسکیندهنده آتل؛ پیوند یک درد مدرن با تجربهای سنتی

قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه

مراکز «امید و زندگی» باید از مرحله ایده به مرحله اجرا برسد

خبر خوب برای دماوند | مهم ترین مانع ثبت جهانی رفع شد

فیلم و عکس چهره باز یک زن و 2 مرد تحت تعقیب / سناریوی هالیوودی برای سرقت ۱۰۵ گرم طلا / لوکیشن فیلم محل کلاهبرداری بود

واکنش سریع پلیس به ناامنی در ورزشگاه نسیمشهر

شاخصهای ناامنی به پایینترین سطح رسید

