چرا بعضیها بعد از نوشیدن قهوه آرام میشوند و بعضی مضطرب؟

«بحران بلوغ» یا سرکشیهای نوجوانان؟؛ نشانههای شایع اضطراب در نوجوانان

هادی همتیار در گفتوگو با ایسنا، به نشانههای اضطراب و افسردگی در نوجوانان پرداخت و گفت: تشخیص اضطراب و افسردگی در نوجوانان گاهی دشوار است، زیرا تغییرات خلقی و رفتاری در این سن اغلب به عنوان بخشی از «بحران بلوغ» یا سرکشیهای معمول نوجوانی نادیده گرفته می شود. با این حال، تفاوت اصلی در شدت، تداوم و تاثیر این علائم بر عملکرد روزمره همچون درس، روابط اجتماعی و خواب میتواند باشد.
وی با بیان اینکه اگر بخواهیم نشانههای شایع این دو وضعیت را بشناسیم، گفت: افسردگی در نوجوانان همیشه به شکل غم و اندوه بروز نمیکند و گاهی بیشتر با خشم همراه است مثل تغییرات خلقی مانند غمگینی مداوم، ناامیدی یا عصبانیتهای بیدلیل، کاهش علاقه یعنی از دست دادن اشتیاق برای فعالیتهایی که نوجوان پیشتر از آنها لذت میبردند، تغییر بیخوابی یا خواب زیاد، تغییرات محسوس در اشتها و وزن، خستگی مزمن و کمبود انرژی و مشکل در تمرکز، افت تحصیلی، ناتوانی در تصمیمگیری، کنارهگیری از دوستان و خانواده و تمایل به تنهایی، احساس بیارزشی یا گناه، بروز دردهای مبهم جسمانی مانند سردرد یا شکمدرد بدون علت پزشکی مشخص و در نهایت صحبت درباره مرگ یا خودکشی از نشانههایی هستند که باید جدی گرفته شوند و بهعنوان یک وضعیت اورژانسی مورد توجه قرار گیرند.
نشانههای شایع اضطراب در نوجوانان
به گفته این روانشناس و حقوقدان، اضطراب در نوجوانان نیز اغلب با ترس یا نگرانی افراطی نسبت به آینده یا عملکرد خود ظاهر میشود؛ نگرانی مداوم درباره مسائل روزمره، عملکرد تحصیلی یا پذیرش اجتماعی، بروز علائم جسمی مانند تپش قلب، تنگی نفس، تعریق، لرزش، سرگیجه یا تهوع پیش از موقعیتهای استرسزا مانند امتحان یا مهمانی، خودداری از رفتن به مدرسه یا شرکت در جمعهای گروهی، فشار شدید برای انجام بینقص کارها و ترس زیاد از شکست یا اشتباه کردن، بیقراری و ناتوانی در آرام نشستن، بیقراری ذهنی؛ وابستگی بیش از حد به والدین یا مراقبان و ترس از جدایی، همچنین مشکل در به خواب رفتن به دلیل نشخوار فکری و مرور اتفاقات روز، از نشانههای شایع اضطراب در نوجوانان است.
همتیار افزود: اگر این رفتارها بیش از دو هفته ادامه پیدا کرده، اگر باعث افت تحصیلی یا کاهش عملکرد نوجوان شده باشد و اگر روابط او با دوستان و خانواده را بهطور جدی تحت تاثیر قرار داده باشند، لازم است این وضعیت را جدی گرفت.
وی به بیان توصیهای پرداخت و اظهار کرد: گفتوگوی همدلانه در این شرایط بسیار اهمیت دارد. به جای قضاوت یا نصیحت، باید با نوجوان صحبت کرد و به او اطمینان داد که صدایش شنیده میشود. پرسشهایی مانند «این روزها چی بیشتر از همه اذیتت میکنه؟» میتواند بسیار کمککننده باشد. در کنار آن، اگر این علائم در فرزندتان یا نوجوانی که با او در ارتباط هستید مشاهده شد، بهترین اقدام مشورت با یک روانشناس نوجوان یا روانپزشک است تا با ارزیابی دقیق مشخص شود که این نشانهها یک چالش گذرا هستند یا نیاز به درمان تخصصی، مانند رواندرمانی یا دارو دارند.
چگونه تابآوری نوجوانان را در برابر شکستها افزایش دهیم؟
این روانشناس با بیان اینکه چگونه میتوان تابآوری نوجوانان را در برابر شکستها افزایش داد، گفت: تابآوری در نوجوانان به معنای توانایی آنها برای «بازگشت به حالت عادی» پس از تجربه شکست یا سختی است. در سن نوجوانی که مغز در حال تغییرات ساختاری عمیقی است و هویت فرد در حال شکلگیری است، شکستها میتوانند بسیار سنگینتر از آنچه است به نظر برسند؛ بنابراین برای کمک به افزایش تابآوری نوجوان، میتوانیم این رویکردهای روانشناختی را به کار بگیریم اول؛ تغییر دیدگاه نسبت به شکست (ذهنیت رشد) است، چرا که بسیاری از نوجوانان شکست را نشانهای از «بیعرضگی» یا «بیکفایتی دائمی» میدانند. آنچه شما میتوانید انجام دهید این است که به آنها بیاموزید شکست یک «نقطه پایان» نیست، بلکه بخشی از مسیر یادگیری است؛ به جای تمرکز بر نتیجه، مثل نمره یا برد و باخت، بر تلاش و فرآیند تمرکز کنید و از آنها بپرسید «این تجربه چه چیزی به تو یاد داد که دفعه بعد میتوانی بهتر انجام دهی؟».
وی ادامه داد: دومین گام، اعتبارسنجی احساسات بدون حل کردن سریع مساله است؛ وقتی نوجوانی شکست میخورد، واکنش نخست والدین اغلب نصیحتکردن یا کوچکشمردن مشکل است، مثلاً میگویند «چیزی نشده که، غصه نخور». این کار باعث میشود نوجوان احساس کند درک نمیشود، بنابراین آنچه ما میتوانیم انجام دهیم این است که اول اجازه دهیم ناراحت باشد و بعد بگوییم «میفهمم که چقدر بابت این اتفاق ناامید شدی، طبیعی است که احساس بدی داشته باشی». وقتی هیجاناتش تخلیه شد، فضا برای حل مساله باز میشود.
همتیار به سومین رویکرد، آموزش مهارت حل مساله پرداخت و گفت: نوجوانان گاهی در برابر شکست فلج میشوند، چون نمیدانند قدم بعدی چیست. آنچه ما میتوانیم انجام دهیم این است که به جای اینکه مستقیما راهحل بدهیم، آنها را راهنمایی کنیم تا گزینههایشان را روی کاغذ بنویسند، ببینند و فکر کنند تا با هم در پی راهحل مناسب باشیم.
نحوه برقراری رابطهای امن و صمیمی با فرزندان
این روانشناس و حقوقدان در پاسخ به این پرسش که والدین چگونه میتوانند رابطهای امن و صمیمی با نوجوان خود برقرار کنند، گفت: برقراری یک رابطه امن و صمیمی با نوجوان، یکی از بزرگترین چالشها و در عین حال ارزشمندترین دستاوردهای فرزندپروری است؛ در نوجوانی فرزند شما به دنبال «استقلال» است و این موضوع اغلب والدین را نگران میکند، اما نکته کلیدی اینجاست که نوجوان برای پرواز به دور شدن از آشیانه نیاز ندارد، بلکه به اطمینان از استحکام آشیانه نیاز دارد.
وی به چند راهکار عملی براساس اصول روانشناسی دلبستگی و ارتباط موثر پرداخت و اظهار کرد: در این مسیر، تغییر از «مدیر» به «مشاور» اولین گام است؛ در کودکی والدین نقش مدیر یعنی تصمیمگیرنده و ناظر را دارند، اما در نوجوانی این رابطه باید به سمت مشاور تغییر کند؛ به جای دستور دادن نظر بخواهیم و به جای نصیحتکردن سوال بپرسیم، چرا که وقتی نوجوان میبیند شما به قضاوت و توانایی حل مساله او احترام میگذارید، کمتر گارد میگیرد و راحتتر دردودل میکند. همچنین «گوش دادن فعال» بدون قضاوت و اصلاح، دومین راهکار است؛ بزرگترین مانع صمیمیت، میل والدین به اصلاح کردن یا سخنرانی کردن در لحظهای است که نوجوان میخواهد حرف بزند، بنابراین وقتی نوجوان شروع به صحبت میکند(حتی اگر موضوع پیش پاافتاده هم باشد) تمام توجه خود را به او بدهید، گوشی موبایل را کنار بگذارید و در نهایت بگویید «پس اینطور که میگویی، آین اتفاق باعث شده احساس [نام احساس] کنی؟» تا ثابت شود شما شنوندهای امن هستید نه یک قاضی.
همتیار ادامه داد: رعایت حریم خصوصی و استقلال نیز بسیار حیاتی است؛ نوجوان برای اینکه بفهمد کیست، نیاز دارد بخشی از دنیای درونیاش را از والدین جدا نگه دارد، بنابراین به جای جاسوسیکردن یا اصرار بر دانستن «همه چیز» به حریم او احترام بگذارید؛ وقتی نوجوان ببیند شما به خلوت و انتخابهای او اعتماد دارید، خودش تمایل پیدا میکند که داوطلبانه اطلاعات بیشتری از دنیایش را به اشتراک بگذارد. در کنار این، ایجاد «زمانهای باکیفیت» بدون محوریت موضوع خاص اهمیت دارد؛ گاهی ما فقط زمانی با نوجوان صحبت میکنیم که مشکلی پیش آمده یا میخواهیم درباره درس و نمره حرف بزنیم، این باعث میشود نوجوان از گفتوگو فرار کند، اما فعالیتهای مشترکی که هیچ هدفی جز لذت بردن ندارند مثل تماشای فیلم، آشپزی، خرید یا پیادهروی ساده، باعث میشود گفتگوهای عمیقتر به صورت خودبهخودی شکل بگیرد.
به گفته وی تنظیم هیجانات خود یا مدیریت اضطراب والدین، اصلی بسیار مهم است؛ چرا که نوجوان وقتی میبیند شما با شنیدن خبری نگران میشوید، ترجیح میدهد دیگر چیزی به شما نگوید تا شما را نگران نکند. بنابراین اگر میخواهید پناهگاه امنی برای فرزندتان باشید، باید در برابر حرفهای او «ثبات» داشته باشید و قبل از هرگونه واکنش، چند ثانیه مکث کنید تا پاسخ شما از روی منطق باشد، نه ترس و اضطراب؛ زیرا این ثبات رفتاری، به نوجوان اطمینان میدهد که میتواند با خیال راحت مسائلش را با شما در میان بگذارد. همچنین پذیرش تغییرات، گام آخر است؛ به جای اینکه مدام بگویید «یادته قدیما چقدر فلان کار رو دوست داشتی؟»، به علایق فعلی او توجه کنید، چرا که کنجکاوی واقعی شما نسبت به دنیای جدید او پل ارتباطی قدرتمندی است. در روانشناسی دلبستگی، رابطه امن با دو مفهوم «پایگاه امن» و «پایگاه اکتشاف» شناخته میشود؛ پایگاه امن یعنی وقتی نوجوان شکست خورد یا ترسید به سمت شما برگردد و آرامش بگیرد و پایگاه اکتشاف یعنی وقتی میخواهد ریسک کند یا تجربههای جدید داشته باشد، بداند که شما از دور او را تشویق میکنید و حامیاش هستید.
انتهای پیام
خبر فوری کاخ سفید | ادعای پزشکان درباره تشخیص سندروم «غروب آفتاب» برای ترامپ؛ فیلم چرتزدن رئیسجمهور در مراسم رسمی جنجال آفرید / متخصصان: رفتارهای شبانه و چرت های روزانه نشانه زوال عقل است؛ کاخ سفید: ترامپ در سلامت کامل است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ کودکی که هر شب با دلدرد به رختخواب میرود، اغلب از سردرد شکایت دارد، کودکی که هر روز از رفتن به مدرسه امتناع میکند یا مدام از مادر و پدرش میپرسد «مطمئنی اتفاق بدی نمیافته؟» لزوما لجباز، حساس، تنبل یا وابسته نیست. گاهی این رفتارها زبان اضطراب کودکی است که هنوز نمیتواند احساسش را به درستی توضیح دهد. اضطراب کودک را با لجبازی او اشتباه نگیرید
اضطراب در کودکان شایع است و واکنش طبیعی آنها به موقعیتهای تازه یا تهدیدکننده است، اما وقتی شدت میگیرد، طولانی میشود یا زندگی روزمره کودک را مختل میکند، دیگر نباید آن را نادیده گرفت.
آن طور که متخصصان میگویند، مرز میان اضطراب طبیعی و اضطراب مشکلساز همیشه برای والدین روشن نیست. نگرانی پیش از امتحان، ترس جدا شدن از والدین یا اضطراب در زمان مواجهه با یک موقعیت تازه میتواند متناسب با سن کودک باشد. مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که اضطراب برای چند هفته ادامه پیدا کند، نگرانیهای کودک به مهدکودک، مدرسه، بازی، خواب، غذا خوردن یا روابط او آسیب بزند و ترسهای کودک تکراری و نامتناسب با میزان واقعی خطر باشند.
زهره صیفیکاران، روانشناس کودک و نوجوان در این زمینه به همشهری میگوید: «یکی از دلایل دشوار بودن تشخیص اضطراب در کودکان این است که آنها همیشه نمیتوانند احساس خود را با کلمات بیان کنند. به همین دلیل اضطراب ممکن است به جای یک جمله واضح درباره «ترس»، خودش را در رفتار یا حتی زبان بدن کودک نشان دهد. مثلا تغییر ناگهانی در خلقوخو، عادتهای روزانه، خواب یا رفتار اجتماعی میتواند از نشانههای اضطراب کودک باشد که والدین باید مراقب باشند آنها را با لجبازی و حرفنشنوی و … کودک اشتباه نگیرند.» علائم اضطراب در کودکان را بشناسید
این روانشناس کودک درباره علائم اضطراب کودکان میگوید: «دلدرد و سردردهای مکرر بدون علت پزشکی مشخص، خستگی، تپش قلب، تعریق، احساس تنگی نفس یا گرفتگی در گلو از جمله نشانههای جسمی اضطراب هستند. مشکلات خواب، دیر خوابیدن، کابوس دیدن یا ترس از تنها خوابیدن، تغییر اشتها و احساس تنش مداوم در بدن نیز ممکن است با اضطراب ارتباط داشته باشد.»
او ادامه میدهد: «کودکی که مرتب از رفتن به مدرسه، مهمانی، صحبت کردن در جمع یا جدا شدن از والدین اجتناب میکند، ممکن است درگیر اضطراب باشد. همچنین چسبیدن بیش از حد به پدر یا مادر، پرسیدن مداوم سؤالهایی برای اطمینان گرفتن، تحریکپذیری و عصبانیتهای ناگهانی یا قشقرقهایی که با رفتار معمول کودک تفاوت دارند هم میتوانند نشانههای اضطراب او باشند.»
او اضافه میکند: «نگرانی مداوم و غیرواقعبینانه درباره بیماری، مرگ، آینده یا اتفاقات بد، ترس از قضاوت دیگران و احساس ناتوانی هم از نشانههای مهم کودک مضطرب هستند. بعضی کودکان گوشهگیر میشوند و علاقهشان به بازی کاهش پیدا میکند. گریههای زیاد و گفتن جملههایی مثل «من نمیتونم» هم ممکن است از اضطراب باشد.»
به گفته این روانشناس کودک و نوجوان، «در کودکان بزرگتر، اضطراب گاهی به شکل کمالگرایی افراطی و ترس از اشتباه کردن بروز میکند و برای همین، کودک ممکن است از جواب دادن در کلاس یا شرکت در فعالیتهایی که احتمال اشتباه در آنها وجود دارد، خودداری کند.» همچنین بخوانید: همگام شدن با دیگران، عادت رایجی که آرام آرام شادی شما را کاهش میدهد
صیفیکاران تاکید میکند که «البته وجود این علائم بهتنهایی به معنای اضطراب نیست و برای ارزیابی آن باید به تکرار، شدت و تأثیر علائم بر زندگی روزمره کودک توجه کرد.» اضطراب در هر سن، شکل مخصوصی دارد
شکل بروز اضطراب در کودک با افزایش سن تغییر میکند. صیفیکاران میگوید: «در کودکان کوچکتر مثل زیر ۶ یا ۷ سال، اضطراب بیشتر در قالب علائم جسمی و رفتاری دیده میشود و کودک ممکن است نتواند درباره نگرانی خود توضیح روشنی بدهد. اما مثلا در نوجوانان، نگرانیهای اجتماعی، ترس از قضاوت دیگران و تغییرات خلقی ممکن است برجستهتر باشد و گاهی اضطراب خود را در قالب رفتارهای دیگری نشان دهد.» همچنین بخوانید: راه خروج هوشمندانه؛ چگونه از یک رابطه یا موقعیت، محترمانه و با خاطرهای خوب خارج شویم؟ / نحوه پایان دادن به یک رابطه یا موقعیت به صورت هوشمندانه والدین چطور اضطراب کودک را کم کنند؟
نحوه واکنش والدین در برابر اضطراب کودک اهمیت زیادی دارد. صیفیکاران تاکید میکند: «اولین قدم این است که احساس کودک انکار نشود. جملهای مثل «میفهمم که نگرانی» به کودک نشان میدهد احساسش دیده شده، در حالی که گفتن «نترس، هیچی نیست» ممکن است ترس او را بیاهمیت جلوه دهد. والدین هم باید تا حد امکان آرام بمانند. چون کودک میتواند اضطراب و واکنش هیجانی آنها را دریافت کند.»
این روانشناس کودک اضافه میکند: «اطمینان دادن مداوم هم راهحل مناسبی نیست. کودکی که مرتب میپرسد «مطمئنی اتفاقی نمیافته؟» ممکن است به مرور برای کاهش اضطراب خود به این اطمینان گرفتن وابسته شود. بهتر است والد به جای پاسخ دادن مکرر، مهارتهای مدیریت اضطراب را به کودک یاد بدهد.»
او درباره این مهارتها توضیح میدهد: «تنفس آرام؛ ۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه مکث و ۶ ثانیه بازدم، و تکنیک «۵-۴-۳-۲-۱» که توجه کودک را به حواس پنجگانه و زمان حال معطوف میکند، میتواند به کاهش افکار اضطرابزا کمک کند.»
به گفته صیفیکاران، «فعالیت بدنی و بازی آزاد، خواب و وعدههای غذایی منظم و داشتن برنامه روزانه قابل پیشبینی هم در کاهش اضطراب کودک اهمیت دارند. همچنین بهتر است دسترسی کودک به محتواهای اضطرابزا، از بازیهای هیجانی و خشن دیجیتال تا اخبار مربوط به بیماریها، حوادث و بلایا، متناسب با سن او محدود شود.»
این روانشناس کودک تاکید میکند: «در مواجهه با ترسهای کودک، نه اجبار راهحل مناسبی است و نه اجتناب کامل. اگر کودک از مدرسه، حضور در جمع یا جدا شدن از والدین میترسد، بهتر است با حمایت والد و به شکل مرحلهبهمرحله با موقعیت ترسناک روبهرو شود. این مواجهه تدریجی به کودک کمک میکند تجربه کند که میتواند با وجود ترس، از عهده موقعیت برآید.» همچنین بخوانید: نوجوان و انتخاب رشته: چگونه به نوجوانان در انتخاب مسیر شغلی و تحصیلی کمک کنیم؟ دکتر پریسا کربلایی حسنی توضیح می دهد
او میگوید: «دادن فرصت برای تصمیمگیریهای کوچک و توجه به موفقیتهای کودک هم میتواند حس کنترل و شایستگی او را تقویت کند. درعوض، برچسبهایی مثل «چقدر مضطربی» یا «تو همیشه میترسی» بهتر است از ادبیات خانواده حذف شود. چون ممکن است کودک به مرور اضطراب را بخشی ثابت از هویت خود بداند.» چه زمانی کودک نیاز به متخصص دارد؟
هر اضطرابی نیازمند مراجعه به متخصص نیست، اما به گفته متخصصان اگر نشانهها بیش از ۴ تا ۶ هفته ادامه پیدا کنند، عملکرد کودک در مدرسه یا روابط اجتماعی را مختل کنند یا با مشکلات شدید خواب، افت خلق یا رفتارهای خودآسیبرسان همراه شوند، مراجعه به روانشناس کودک یا روانپزشک کودک ضروری است.
صیفیکاران میگوید: «اضطراب کودک اگر بهموقع دیده شود، قابل مدیریت است. مهمترین نکته هم برای والدین این است که بدانند پشت خیلی از رفتارهای کودک که به شکل لجبازی، وابستگی یا عصبانیت بروز میکند، احساس ترس و ناتوانی وجود داشته باشد. شناخت این نشانهها به والدین کمک میکند که به جای سرزنش کودک، علت رفتار او را ببینند و برای حل آن قدم بردارند.»
این روانشناس میگوید: «هیچ والدی کامل نیست، اما والد آگاهی که نشانهها را جدی میگیرد و بهجای سرزنش، حمایت میکند، بزرگترین هدیه را به کودک خود میدهد.»
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
قهوهخورها چربی کمتر، عضله بیشتر و تفاوتهای هورمونی شگفتانگیزی دارند!

به گزارش اطلاعات آنلاین ـ قهوه هر روز در سراسر جهان مصرف میشود و تحقیقات قبلی نوشیدن قهوه را با کاهش خطر ابتلا به بیماریهایی از جمله دیابت نوع ۲ و بیماریهای قلبی عروقی مرتبط دانسته است. دانشمندان هنوز فرآیندهای بیولوژیکی که ممکن است این ارتباطات را توضیح دهند، به طور کامل درک نکردهاند. اکنون، تحقیقات جدید از فنلاند نشان میدهد که مصرف منظم قهوه با ترکیب بدنی سالمتر، نشانگرهای متابولیک مطلوب و الگوهای متمایز مربوط به هورمونهای جنسی در مردان و زنان مرتبط است.
پژوهشگران فنلاندی دانشگاه اولو اطلاعات ۲۲۶۴ نفر را که ۴۶ سال سن داشتند و در گروه he Northern Finland Birth Cohort ۱۹۶۶ شرکت کرده بودند، تجزیه و تحلیل کردند. این تیم بررسی کرد که چگونه میزان مصرف معمول قهوه شرکتکنندگان با متابولیتهای در گردش، شاخصهای خطر قلبی ـ متابولیکی و سطح هورمونهای جنسی مرتبط است.
مصرف کنندگان قهوه چربی کمتر و عضله بیشتری داشتند
افرادی که قهوه بیشتری مصرف میکردند، تمایل به داشتن سطوح پایینتر چربی کل بدن و چربی احشایی، همراه با توده عضلانی اسکلتی بیشتر داشتند. این تفاوتها حتی با وجود این که شرکتکنندگان با مصرف قهوه بیشتر و کمتر، شاخص توده بدنی (BMI) مشابهی داشتند، ظاهر شدند.
مصرف بیشتر قهوه همچنین با غلظت کمتر آمینو اسیدهای شاخه دار در گردش در مردان و زنان مرتبط بود. این نشانگرهای زیستی، هنگامی که به طور مزمن افزایش مییابند، قبلاً با مقاومت به انسولین و خطر بیشتر ابتلا به دیابت نوع ۲ مرتبط بودهاند.
مصرف قهوه با الگوهای هورمونی مختلف مرتبط بود
برخی از واضحترین تفاوتها در بین مردان ظاهر شد. مصرف بیشتر قهوه با پروفایل گلوکز-انسولین مطلوبتر، سطوح بالاتر تستوسترون کل و «فراهمی زیستی» و غلظت بیشتر گلوبولین متصل شونده به هورمون جنسی (SHBG) همراه بود.
ارتباطات هورمونی در زنان کمتر بود. مصرف بیشتر قهوه عمدتاً با افزایش SHBG و میزان پایینتر آندروژنهای آزاد مرتبط بود.
«لوکا وروئست»، پژوهشگر اصلی این مطالعه و محقق دکترا در دانشگاه اولو، میگوید: «میلیونها نفر هر روز قهوه مصرف میکنند، اما ما هنوز به طرز شگفتآوری اطلاعات کمی در مورد چگونگی ارتباط آن با متابولیسم و هورمونهایمان داریم. آنچه در یافتههای ما برجسته بود، یک امضای هورمونی متمایز بود که حتی پس از در نظر گرفتن BMI و عوامل سبک زندگی از بین نرفت و چندین مورد از این ارتباطات بین مردان و زنان متفاوت بود.»
هورمونها میتوانند سرنخی از پیوندهای قهوه با سلامت ارائه دهند
این یافتهها این احتمال را افزایش میدهد که مسیرهای هورمونی میتوانند به توضیح برخی از روابط قبلاً مشاهده شده بین مصرف قهوه و سلامت متابولیک کمک کنند. با این حال، از آنجا که این تحقیق مشاهدهای بود، نمیتواند ثابت کند که نوشیدن قهوه مستقیماً باعث ایجاد هیچ یک از تفاوتهای بیولوژیکی شناسایی شده در مطالعه شده است.
محققان میگویند این نتایج نقطه شروع مطالعاتی است برای تعیین این که آیا خود قهوه این تغییرات بیولوژیکی را ایجاد میکند یا خیر و اگر چنین است، کدام ترکیبات ممکن است مسؤول باشند.
قبل از این که بتوان از یافتهها برای شکلدهی توصیههای غذایی استفاده کرد، تحقیقات بیشتری لازم است.
نتایج این این مطالعه در مجله European Journal of Nutrition منتشر شد.
تأثیر قهوه بر هورمون های جنسی | مطالعه فنلاند: افزایش تستوسترون مفید در مردان؛ تغییرات هورمونی معکوس در زنان / مصرف روزانه قهوه با کاهش چربی و بهبود متابولیسم مرتبط است؛ اما اثرات آن بر باروری در هاله ای از ابهام

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ احتمالاً شما هم روزتان را با یک فنجان قهوه شروع میکنید. بر اساس برخی برآوردها، حدود دو سوم بزرگسالان آمریکایی هر روز قهوه مینوشند و ظاهراً این عادت میتواند فوایدی هم داشته باشد. مصرف قهوه با مجموعهای از مزایای سلامتی، از جمله کاهش خطر بیماریهایی مانند دیابت، آلزایمر و پارکینسون، مرتبط دانسته شده است. حالا یک مطالعه جدید از فنلاند نشان میدهد که قهوه چه ارتباطی با هورمونهای جنسی و متابولیسم بدن دارد.
پژوهشگران علوم زیستپزشکی دانشگاه اولو، دادههای بیش از ۲۲۰۰ فرد میانسال را بررسی کردند تا متابولیتهای موجود در خون، شاخصهای خطر قلبی-متابولیک و هورمونهای جنسی در مصرفکنندگان قهوه را بررسی کنند. آنها دریافتند افرادی که قهوه بیشتری مصرف میکردند، چربی کل و چربی احشایی کمتری داشتند و حجم توده عضلانی اسکلتی آنها بیشتر بود؛ این در حالی بود که شاخص توده بدنی افراد تفاوت چشمگیری نداشت. به گفته پژوهشگران، یکی از توضیحات احتمالی این یافته آن است که کافئین با تحریک دستگاه عصبی سمپاتیک، میزان سوختوساز در حالت استراحت، مصرف انرژی و لیپولیز گرمازای بدن یعنی سوزاندن چربی برای تولید گرما را افزایش میدهد.
پژوهشگران همچنین به ارتباطهای جالبی میان مصرف قهوه و هورمونهای جنسی در مردان پی بردند. مردانی که قهوه بیشتری مینوشیدند، وضعیت مطلوبتری در شاخصهای گلوکز و انسولین داشتند، غلظت تستوسترون زیستفراهمپذیر در آنها بیشتر بود و سطح پروتئین متصلشونده به هورمونهای جنسی (SHBG) نیز بالاتر بود. در مقابل، سطح تستوسترون آزاد آنها اندکی پایینتر بود.
تستوسترون زیستفراهمپذیر شامل تستوسترون آزاد، یعنی تستوسترونی که به پروتئین دیگری متصل نیست، و تستوسترون متصل به آلبومین است و در واقع بخش قابل استفادهتر هورمون محسوب میشود. SHBG نیز یکی از سازوکارهایی است که بدن از طریق آن میزان هورمونهای جنسی زیستفراهمپذیر، از جمله آندروژنهایی مانند تستوسترون، را تنظیم میکند؛ این پروتئین با اتصال به این هورمونها، میزان دسترسی آنها به بافتها را کاهش میدهد. همچنین بخوانید: هشدار فوری سلامت | ۵ عادت روزانه که فشار خون را اوج میدهند و خطر سکته را چندبرابر میکنند / از مصرف پنهان نمک در صبحانه تا نشستن طولانی؛ چرا این اشتباهات ساده قاتل خاموش هستند؟ همچنین بخوانید: سلامت و پزشکی | ۷ اشتباه رایج در مصرف دارو که سلامتتان را به خطر میاندازد؛ از خرد کردن قرص تا قطع ناگهانی آنتیبیوتیک / این اشتباهات روزمره را جدی بگیرید؛ مصرف دارو با نوشیدنیهای داغ، تغییر دوز خودسرانه و مصرف همزمان مکملها بدون مشورت پزشک از مهمترین خطاهای دارویی است
به گفته پژوهشگران، ممکن است این مسیرهای هورمونی در ارتباط میان مصرف قهوه و کاهش خطر دیابت در هر دو جنس نقش داشته باشند. در زنان، ارتباطهای هورمونی محدودتر بود؛ بهطوری که مصرف بیشتر قهوه با افزایش جزئی SHBG و کاهش شاخصهای آندروژنهای آزاد همراه بود. سطح پایین SHBG در زنان و مردان با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ ارتباط دارد. با این حال، از آنجا که این مطالعه مشاهدهای است، نمیتوان بر اساس آن رابطه علت و معلولی میان مصرف قهوه و تغییرات هورمونی را اثبات کرد.
البته بیایید واقعبین باشیم؛ فارغ از اینکه تحقیقات چه میگویند، بعید است کسی به خاطر این یافتهها ناگهان فنجان قهوه صبحگاهیاش را کنار بگذارد. همچنین بخوانید: مراقبت های تابستانی از پا | تورم، قارچ و تاول در کمین؛ ۵ راهکار طلایی برای حفظ سلامت پاها در گرما / از خشکی و ترک پا تا آفتابسوختگی؛ چطور از پاهای خود در تابستان مراقبت کنیم؟ پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
میگنا - شیفتهای کاری طولانی چگونه باعث اختلال در هورمون استرس و افزایش فرسودگی شغلی میشوند؟

به گزارش میگنا رسانه سلامت روان و تاب آوری ایران یک پژوهش جدید درباره تأثیر ساعات کاری طولانی بر بدن پرستاران نشان میدهد که شیفتهای مضاعف میتوانند ریتم طبیعی هورمون استرس را تغییر دهند. این مطالعه که در سال ۲۰۲۶ در مجله علمی Nursing Open منتشر شده، ۵۲ پرستار زن را که در شیفتهای چرخشی کار میکردند بررسی کرده است.
پژوهشی روی ۵۲ پرستار زن نشان داد شیفتهای کاری مضاعف میتوانند ریتم طبیعی هورمون استرس را تغییر دهند. پرستارانی که ساعات بیشتری کار کرده بودند، نیمهشب کورتیزول بالاتری داشتند. این یافته نشان میدهد کار طولانی و استراحت کم میتواند بدن را تحت فشار قرار دهد و خطر خستگی، اختلال خواب و فرسودگی شغلی را افزایش دهد.
پژوهشگران برای بررسی وضعیت بدن، میزان کورتیزول بزاق پرستاران را در زمانهای مختلف اندازهگیری کردند. کورتیزول یکی از هورمونهای مهم بدن در پاسخ به استرس است. این هورمون معمولاً صبحها در بالاترین سطح قرار دارد و در طول روز کاهش پیدا میکند و در حوالی نیمهشب به پایینترین مقدار خود میرسد. این الگوی روزانه به بدن کمک میکند زمان فعالیت و زمان استراحت را تنظیم کند.
نتایج پژوهش نشان داد پرستارانی که شیفت مضاعف داشتند، در نیمهشب میزان کورتیزول بالاتری داشتند. مقدار کورتیزول در این افراد در نیمهشب تقریباً دو برابر پرستارانی بود که شیفت معمولی داشتند. به زبان ساده، بدن افرادی که ساعات طولانیتری کار کرده بودند، در زمانی که معمولاً باید در وضعیت آرامتر و آماده بازیابی قرار داشته باشد، همچنان نشانههای بیشتری از فشار و فعالیت سیستم استرس نشان میداد.
این یافته اهمیت زیادی دارد، زیرا بدن انسان دارای یک ساعت زیستی یا ریتم شبانهروزی است. خواب، بیداری، فعالیت هورمونی و بسیاری از فرایندهای بدن بر اساس این ریتم تنظیم میشوند. وقتی فرد برای مدت طولانی کار میکند و زمان استراحت او کاهش پیدا میکند، هماهنگی میان برنامه کاری و ساعت زیستی بدن میتواند دشوار شود.
پژوهشگران معتقدند افزایش کورتیزول در نیمهشب میتواند نشانه فشار فیزیولوژیک بیشتر در افرادی باشد که شیفتهای طولانی کار میکنند. این یافته به این معنا نیست که یک شیفت مضاعف بهتنهایی باعث بیماری یا فرسودگی شغلی میشود، اما نشان میدهد که بدن در چنین شرایطی تحت فشار بیشتری قرار میگیرد.
اهمیت این موضوع برای سلامت شغلی بسیار زیاد است. پرستاری از جمله مشاغلی است که به حضور مداوم، تمرکز بالا و مسئولیتپذیری زیاد نیاز دارد. وقتی ساعات کاری طولانی با شیفتهای چرخشی و فرصت کم برای استراحت همراه شود، بدن ممکن است فرصت کافی برای بازگشت به وضعیت طبیعی خود نداشته باشد.
از نگاه فرسودگی شغلی، این پژوهش یک نکته مهم را مطرح میکند. فرسودگی شغلی فقط احساس خستگی ذهنی نیست. فشار کاری طولانی میتواند با فرایندهای فیزیولوژیک بدن نیز ارتباط داشته باشد. اگر چنین فشارهایی به شکل مداوم تکرار شوند، احتمال کاهش انرژی، اختلال خواب و دشواری در بازیابی توان جسمی و روانی افزایش پیدا میکند.
البته این پژوهش محدودیتهایی نیز دارد. مطالعه روی تعداد نسبتاً کمی از پرستاران زن انجام شده و نمیتوان نتایج آن را به همه کارکنان و همه مشاغل تعمیم داد. همچنین پژوهش نشان میدهد که شیفتهای مضاعف با تغییر الگوی کورتیزول همراه هستند، اما برای اثبات پیامدهای بلندمدت این تغییرات به مطالعات گستردهتر و طولانیتر نیاز است.
با این حال، پیام اصلی پژوهش ساده است. بدن انسان برای فعالیت و استراحت به نظم نیاز دارد و کار طولانی میتواند این نظم را تحت فشار قرار دهد. بنابراین مدیریت ساعات کاری، ایجاد فرصت کافی برای استراحت و توجه به خواب کارکنان میتواند بخش مهمی از برنامههای سلامت محیط کار باشد.
این یافته همچنین اهمیت نگاه پیشگیرانه به فرسودگی شغلی را بیشتر میکند. اگر کارکنان پیش از رسیدن به مرحله خستگی شدید فرصت بازیابی داشته باشند، احتمال حفظ سلامت جسمی و روانی آنها بیشتر خواهد بود. سلامت کارکنان نیز در نهایت با کیفیت عملکرد سازمان و ایمنی خدماتی که ارائه میکنند ارتباط دارد.
در مجموع، پژوهش انجامشده روی پرستاران نشان میدهد شیفتهای مضاعف با تغییر در الگوی طبیعی کورتیزول همراه هستند و بدن در نیمهشب، یعنی زمانی که معمولاً باید در پایینترین سطح فعالیت هورمون استرس قرار داشته باشد، همچنان تحت فشار بیشتری قرار میگیرد. این یافته بار دیگر اهمیت تعادل میان کار، استراحت و نیازهای طبیعی بدن را در محیطهای کاری یادآوری میکند.

افشای ابعاد جدید قتل فجیع مداح؛ انگیزه شخصی نبود

رضایت مردم،یکی از شاخص های اصلی ارزیابی عملکرد مدیریت شهری

پایان گردنبند قاپی مرد خشن از زنان تهرانی

قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه

هشدار درباره سوپر النینو در این تاریخ؛ احتمال ثبت قویترین النینوی تاریخ به ۷۰ درصد رسید

تمهیدات ویژه پلیس راهور تهران برای روزهای برگزاری کنکور سراسری

مرگ مشکوک پسر ۶ ساله در ساختمان نیمهکاره قلعهنو تهران

