
مزیت پنهان چین در سیاستگذاری صنعتی

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند
مسئله بنزین را نمیتوان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز بهتنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیقتر، شیوهای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سالها ایجاد کرده است و مجموعهای از کارتها، شناسهها، سامانهها، پایگاههای اطلاعاتی و فرایندهای جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت میکنند.
یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمهای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانههای مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری میشود و هر یک از این زیرساختها ممکن است در زمان شکلگیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟
اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانهها و هویتها برای دولت هزینه ایجاد میکند و برای مردم مراجعه و اصطکاک میسازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی دادهها را افزایش میدهد.
از طرفی هزینه هر سامانهای که ایجاد میشود هم فقط هزینه طراحی نرمافزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرمافزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قراردادهای پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینهای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری میکنند و هرچند مالک یکبار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت میکند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانهای دیگر نسخهای جداگانه از آن شکل بگیرد.
این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، بهروزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیتهای متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها میتواند به خطا در خدمترسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد میکند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یکبار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاهها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند.
از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دورهای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمیتوان نقش آن را در سیاستگذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیازهای سیاستگذاری تغییر کردهاند و اکنون میتوان از زیرساختهای موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد.
بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ میتواند منفی باشد، چراکه کارت میتواند بهعنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی میتواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسهای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاههای مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانهای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده میکنند.
البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی میتواند خود منشأ خطرهای تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمهای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه دادهها.
حوزه سوخت میتواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حملونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی میشود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساختهای حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کمرنگتر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست.
این تغییر میتواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت میتوان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی بهجای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدفگذاری شود و چنین تغییری میتواند امکان سیاستگذاری دقیقتر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد.
البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاستگذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته میشود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت میکنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی میکنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکهای که باید این بنزین را سهمیهبندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند.
به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را میتوان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد میکند، آنگاه میتوان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیقتری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارتها، سامانهها، پایگاههای داده و فرایندهای مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید بهعنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاههای مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارتها، مدارک، فرایندها و سامانههایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند.
نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانههای متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهرهوری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامهای برای تولید سامانههای بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایههای جدید اداری حل نمیشود و دولت باید بتواند با سامانههای کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاهتر و هزینه پایینتر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند.
به هر روی کارت سوخت زمانی یک راهحل بود و ممکن است همچنان بهعنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز میشود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانهای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه میتوانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟
| کارشناس اقتصادی
برنامه ریزی جذب 2 میلیون گردشگر و درآمد 6 میلیارد یورویی تا 1407
نورنیوز- گروه اقتصادی: سیدرضا صالحی امیری، با تشریح اقدامات دو سال گذشته این وزارتخانه با تأکید بر اینکه مسعود پزشکیان «پرچمدار رفاه و وفاق ملی» است، گفت: رئیسجمهور، مسیر دولت چهاردهم را بر مبانی فکری، قرآنی و نهجالبلاغه بنا کرده و امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ وفاق و انسجام ملی را برای تأمین امنیت و آرامش جامعه ضروری میداند؛ باور دارم که پزشکیان در پایان دوره، کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.
وی با تشریح عملکرد و برنامههای وزارت میراث فرهنگی، از ایجاد مشوقهای جدید برای سرمایهگذاری، فعال بودن حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از ۵۰ همت، برنامه جذب دو میلیون گردشگر و درآمد ۶ میلیارد یورویی تا سال ۱۴۰۷، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، گردشگری را مقولهای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر میکنند که جذابیت کافی داشته باشد؛ این جذابیت میتواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد.
او با اشاره به وضعیت زیرساختهای گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفتهای خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایدهآل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویتهای جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساختهای گردشگری است.
صالحیامیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و ۵۰۰ هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایهگذاری و توسعه زیرساختها با سرعت بیشتری دنبال شود
افتتاح 6 هزار پروژه سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور در هفته دولت
نورنیوز- گروه اقتصادی: استان قزوین با ۱۳۱۵ پروژه بیشترین تعداد و استان فارس با حدود ۳۳ همت، بیشترین اعتبار هزینه شده را کسب کردهاند. همچنین ۱۲ هزار و ۳۷۱ پروژه دهیاری با اعتبار ۱۸ هزار و ۵۳۳ میلیارد تومان (حدود ۱۹ همت) نیز آماده شده که استان مازندران با یکهزار و ۹۷۸ پروژه و اعتبار حدود ۴ همت، بیشترین سهم را در این حوزه داشته است.
در هفته دولت در مجموع ۳۵ هزار و ۹۸۶ پروژه عمرانی، رفاهی، زیرساختی و توسعه ای در سراسر کشور با هزینه نهایی ۷۳۴ هزار و ۴۶۱ میلیارد تومان (حدود ۷۳۵ همت) به بهرهبرداری خواهد رسید.
بر اساس اعلام وزارت کشور، هفته دولت فرصتی مغتنم برای تبیین سیره عملی شهیدان رجایی و باهنر و همچنین تجلیل از خدمات دولتمردان و آشنایی مردم با فعالیتها و بیان اهداف و برنامههای آینده دولت است. در همین راستا و در ادامه فعالیتهای دولت چهاردهم، با وجود تحمیل جنگ رمضان، دستاندرکاران ملی و استانی با حضور شبانهروزی در میدان، تعداد کثیری از پروژههای با اهمیت محلی، استانی و ملی را به سرانجام رسانده و آماده بهرهبرداری کرده اند.
بر اساس این آمار که در «سامانه مدیریت و نظارت بر توسعه استانهای کشور (منتاک)» وزارت کشور به ثبت رسیده، انجام این پروژههای دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی و این دستاورد بزرگ نشاندهنده تلاش مستمر دستاندرکاران ملی و استانی در جهت پیشبرد اهداف توسعهای و رفاهی کشور و خدمت به مردم ایران اسلامی است.
در بخش رتبهبندی عملکرد استانها، آذربایجان شرقی با حدود ۸۸ همت، البرز با حدود ۷۸ همت، مازندران با حدود ۵۸ همت، مرکزی با حدود ۵۷ همت و تهران با حدود ۴۷ همت، رتبههای نخست تا پنجم کشور را بر اساس شاخص «اعتبار هزینه شده» به خود اختصاص دادهاند.
همچنین از منظر «تعداد پروژههای قابل افتتاح»، استانهای البرز با ۴۱۰۹، مازندران با ۳۷۷۵، قزوین با ۲۸۵۴، مرکزی با ۲۷۹۲ و سیستان و بلوچستان با ۱۹۸۶ پروژه، پیشتازِ اجرای پروژهها در کشور هستند.
علاوه بر شاخصهای مطلق، در «رتبهبندی نسبی» که عملکرد استانها را بر مبنای تناسب با جمعیت و به صورت وزنی ارزیابی میکند، در شاخص تعداد پروژه، استانهای قزوین، مرکزی، بوشهر، البرز و سمنان و در شاخص میزان اعتبار هزینه شده به نسبت جمعیت، استانهای مرکزی، سمنان، البرز، آذربایجان شرقی و مازندران حائز برترین رتبهها شدهاند؛ ضمن آنکه در ارزیابی نهایی که ترکیبی از این دو شاخص وزنی است، استانهای مرکزی، سمنان، البرز، قزوین و بوشهر در جایگاه نخست تا پنجم کشور قرار گرفتهاند. تفکیک پروژهها از منظر نوع پروژهها و اعتبار هزینه شده
تفکیک پروژههای قابل افتتاح و بهرهبرداری به تفکیک نوع، نشاندهنده عملکرد بخشهای مختلف در اجرای طرحهای عمرانی و رفاهی است. در مجموع، ۷، ۳۴۴، ۶۱۸، ۲۱۹ میلیون ریال اعتبار برای ۳۵ هزار و ۹۸۶ پروژه هزینه شده است.
تحلیل آمارها حاکی از آن است که پروژههای دارای موافقتنامه با ۱، ۹۷۷، ۹۰۱، ۱۶۱ میلیون ریال اعتبار، بیشترین سهم را در میان پروژههای دولتی به خود اختصاص دادهاند. در مقابل، پروژههای غیرموافقنامه با ۴، ۱۰۳، ۲۷۴، ۵۸۷ میلیون ریال اعتبار و پروژههای بخش خصوصی با ۱، ۲۶۳، ۴۴۲، ۴۷۰ میلیون ریال اعتبار نیز بخش قابل توجهی از سرمایهگذاریها را شامل میشوند.
در مجموع، ۳۵ هزار و ۹۸۶ پروژه در کشور قابل افتتاح است. از این میان، ۵ هزار و ۶۹۲ پروژه دارای موافقتنامه، ۲۹ هزار و ۱۸۹ پروژه در دسته غیرموافقتنامهای و ۱ هزار و ۱۰۵ پروژه مربوط به بخش خصوصی قرار میگیرند.

اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان

بروکراسی، مانعی هموزن تحریم | نفت ما

هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور

کفایتسنجی ۴۴ میلیون تومان برای یک زندگی دو نفره

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

