
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - یکی از غافلگیر کنندهترین خبرهای این روزها که مورد توجه جامعهشناسان و روانشناسان و اهل سیاست و رسانه و خانوادهها قرار گرفته حضور هزاران نوجوان در یک رخداد و برای دیدار با یک یوتیوبر جوان است.
برخی البته به این موضوع پرداختند که این بچه ها چرا نحوۀ مواجهه را یاد نگرفته اند و چرا هجوم آوردند و داشتند هم دیگر را زیر دست و پا له می کردند ولی اینها بخش هیجانی قضیه است و این نوشته دربارۀ تغییر ذائقه و ناهم خوانی ساختار رسمی آموزش و پرورش ( به عنوان متولی رشد نسلی) با آن است.
قضیه دربارۀ واکنش به فراخوانی در فضای مجازی است که نشان میدهد نسل پرورش یافته در ایدیولوژیکترین آموزش و پرورش جهان بیتوجه به ایدیولوژیکترین رادیو و تلویزیون دنیا علایق و دلبستگیهای دیگری دارد و بخشی از بودجۀ عمومی در این دو تشکیلات عریض و طویل و هر دو فرسوده و ناکارآمد (آموزش و پرورش و صدا و سیما) به هدر میرود چون نتوانسته نوجوانان را مطابق میل پرورش دهند و البته این بچهها دچار انحراف هم نیستند و اتفاقا از مدعیان پرورش و هدایت خود به روزترند و توجه آنها به هنر ( با هر گرایش و خوانش) ستودنی است و باید قدر دانسته شود.
منتها در این میانه آیا فردی در جایگاه وزیر آموزش و پرورش نظری و تحلیلی ندارد و کار او تنها این است که هر از گاهی اعلام کند که مدارس حق ندارند شهریه دریافت کنند در حالی که همه دریافت میکنند و با این جمله خود را عملا در معرض استهزای دیگران قرار میدهد؟
مدرسۀ دولتی نزدیک خانۀ ما از سرایدار خانۀ ما 10 میلیون تومان مطالبه کرده و این جناب همچنان میگوید نباید شهریه بگیرند!
این اشارۀ نامربوط برای این بود که به آقای کاظمی یادآوری کنیم برای خودش و جایگاهش و دولتی که عضو آن است اعتبار و شخصیت قایل شود و به جای سخنی که او را خفیف کند دربارۀ نسلی که در اختیار این وزارتخانه است بیشتر مطالعه کند و این روزها دنبال این باشد که چه شد که هزاران نوجوان به مجموعه ایرانمال رفتند؟!
اگر داستان را نمیداند یک بار با هم مرور کنیم:
جوانی به نام نیما تکیدو با صدها هزار دنبالکننده در یوتیوب، چند روز پیش از برگزاری ایونت/رخدادی رایگان با عنوان «رانی ورد کاپ» در ایرانمال تهران خبر داد اما برنامهای که قرار بود یک دیدار ساده با هواداران …













