قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۴۰۵/۰۴/۲۰

۲ رشته جدید در شاخه کاردانش مدارس اضافه شد

تهران- ایرنا- سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی اعلام کرد که با تصویب شورای‌عالی آموزش و پرورش، ۲ رشته جدید «الکترونیک، ارتباطات و علائم الکتریکی» و «حمل‌ونقل ریلی؛ بهره‌بردار قطار و ایستگاه» به شاخه کاردانش افزوده شد.
 ۲ رشته جدید در شاخه کاردانش مدارس اضافه شد



۲۵ دقیقه قبل / خبرگزاری برنا

از اجبار همسالان تا تبلیغات پنهان ویپ؛ دانش‌آموزان چگونه در معرض مصرف موادمخدر قرار می‌گیرند؟

سمیه سادات ابراهیمی، مدیرکل امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش، در گفت‌و‌گو با خبرنگار برنا، با اشاره به مهم‌ترین عوامل مؤثر در ورود دانش‌آموزان به دنیای مواد و دخانیات اظهار کرد: فشار و تأثیرپذیری از گروه همسالان، به‌ویژه تمایل به پذیرفته شدن در جمع دوستان و پرهیز از طرد اجتماعی، از عوامل مهم در این زمینه است.

وی ادامه داد: ضعف نظارت و ارتباط مؤثر در خانواده نیز می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. تعارض‌های خانوادگی، کاهش گفت‌وگوی سازنده میان والدین و فرزندان یا بی‌توجهی به تغییرات رفتاری دانش‌آموز از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

ابراهیمی با اشاره به تأثیر فشار‌های روانی و هیجانی بر دانش‌آموزان گفت: اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، کاهش عزت‌نفس و ناتوانی در مدیریت هیجان‌ها از دیگر عواملی هستند که می‌توانند دانش‌آموز را در معرض گرایش به مواد و دخانیات قرار دهند.

مدیرکل امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش افزود: فشار‌های تحصیلی و نگرانی درباره موفقیت آموزشی نیز از عوامل مؤثر است، به‌ویژه زمانی که دانش‌آموز مهارت کافی برای مقابله با استرس را نداشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: کنجکاوی و هیجان‌طلبی دوره نوجوانی و تصور نادرست از بی‌خطر بودن مصرف اولیه، به‌ویژه در مورد دخانیات و سیگار‌های الکترونیکی، نیز می‌تواند زمینه‌ساز تجربه مصرف شود.

ابراهیمی دسترسی آسان به مواد و دخانیات در محیط‌های پیرامونی و کاهش حساسیت نسبت به مصرف برخی فرآورده‌های دخانی را از دیگر عوامل مؤثر دانست و گفت: کمبود مهارت‌های خودمراقبتی و مهارت‌های زندگی، از جمله مهارت «نه گفتن»، تصمیم‌گیری، حل مسئله و مقاومت در برابر فشار همسالان نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

وی ادامه داد: الگو‌های نامناسب رفتاری در خانواده، گروه دوستان یا فضای مجازی که مصرف دخانیات یا مواد را عادی و بدون پیامد جلوه می‌دهند نیز می‌توانند بر نگرش و رفتار دانش‌آموزان اثرگذار باشند.

مدیرکل امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به تجربه اجرای برنامه ملی نماد گفت: در مجموع، تجربه اجرای این برنامه نشان می‌دهد که تأثیرپذیری از گروه همسالان، مشکلات و تعارض‌های خانوادگی، ضعف مهارت‌های زندگی و فشار‌های روانی و تحصیلی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز گرایش دانش‌آموزان به مصرف مواد و دخانیات هستند.

ابراهیمی تأکید کرد: ازاین‌رو، مداخلات پیشگیرانه زمانی اثربخش خواهند بود که به‌صورت هم‌زمان بر توانمندسازی دانش‌آموزان، ارتقای مهارت‌های فرزندپروری، تقویت فضای حمایتی مدرسه و افزایش همکاری خانواده و مدرسه متمرکز شوند.

وی در ادامه درباره نقش شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات پنهان در عادی‌سازی مصرف سیگار و ویپ در میان نوجوانان گفت: شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات پنهان نقش قابل توجهی در عادی‌سازی مصرف سیگار و ویپ در میان نوجوانان دارند.

ابراهیمی افزود: نمایش مکرر این محصولات توسط اینفلوئنسرها، تولید محتوای جذاب، انتشار اطلاعات نادرست درباره کم‌خطر بودن ویپ و دسترسی آسان به فروشندگان، نگرش نوجوانان را تحت تأثیر قرار داده و احتمال تجربه نخستین مصرف را افزایش می‌دهد.

وی تصریح کرد: ازاین‌رو، ارتقای سواد رسانه‌ای و آموزش مهارت‌های خودمراقبتی از مهم‌ترین راهکار‌های پیشگیرانه در برنامه ملی نماد است.

مدیرکل امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش درباره شناسایی دانش‌آموزانی که در مراحل اولیه به سمت دخانیات یا مواد می‌روند نیز توضیح داد: بر اساس دستورالعمل برنامه ملی نماد، شناسایی زودهنگام دانش‌آموزان در معرض خطر بر غربالگری، مشاهده نظام‌مند و ارجاع به‌موقع استوار است، نه بر برخورد انضباطی.

ابراهیمی ادامه داد: مهم‌ترین اقدامات شامل اجرای ابزار‌های غربالگری، رصد تغییرات رفتاری و تحصیلی توسط کارکنان مدرسه، دریافت گزارش‌های معلمان و والدین، مصاحبه اولیه توسط مشاور مدرسه و در صورت نیاز، ارجاع دانش‌آموز به خدمات تخصصی در چارچوب نظام ارجاع نماد است.

وی تأکید کرد: این رویکرد با هدف پیشگیری، حمایت و مداخله به‌هنگام اجرا می‌شود.

ابراهیمی درباره برنامه‌های آموزش و پرورش برای دانش‌آموزانی که درگیر اعتیاد شده‌اند نیز گفت: در چارچوب برنامه ملی نماد، رویکرد اصلی حمایت، درمان و بازگشت دانش‌آموز به چرخه آموزش است، نه طرد یا تنبیه.

وی افزود: مهم‌ترین اقدامات شامل ارائه خدمات مشاوره‌ای، ارجاع به مراکز تخصصی درمان و روان‌شناختی، حمایت تحصیلی و روانی، مشارکت فعال خانواده در فرایند مداخله و پایش مستمر وضعیت دانش‌آموز با همکاری مدرسه و دستگاه‌های همکار است.

مدیرکل امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: هدف این اقدامات، کاهش خطر تکرار مصرف و فراهم کردن زمینه بازگشت ایمن و موفق دانش‌آموز به محیط آموزشی است.

ابراهیمی درباره میزان هماهنگی میان وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌ها در زمینه شناسایی و درمان دانش‌آموزان آسیب‌دیده اظهار کرد: در چارچوب برنامه ملی نماد، هماهنگی میان وزارت آموزش و پرورش و دستگاه‌های عضو ائتلاف، از طریق نظام ارجاع، تقسیم وظایف و همکاری بین‌بخشی انجام می‌شود.

وی گفت: هرچند این سازوکار موجب تسهیل شناسایی، ارجاع و ارائه خدمات درمانی و حمایتی به دانش‌آموزان شده است، اما میزان اثربخشی آن در مناطق مختلف متناسب با ظرفیت دستگاه‌ها، کیفیت تعاملات بین‌بخشی و دسترسی به خدمات تخصصی، متفاوت است و همچنان نیازمند تقویت و انسجام بیشتر است.

انتهای پیام/


۲۹ دقیقه قبل / سایت عصرایران

سال سخت کنکوری‌ها

دانش‌آموزان کنکوری سرانجام ۲۹ و ۳۰ مردادماه پس از ماه‌ها درگیری با فشارهای جنگ، اعتراضات، فشارهای اقتصادی، خبرهای ناامیدکننده و خانواده‌های دل‌نگران توانستند در جلسه آزمون شرکت کنند و کنکور دهند. کنکور امتحانی پرحاشیه است؛ ماراتنی که در تقاطع انواع نابرابری‌ها و مسائل ساختاری قرار گرفته و سال‌هاست نقدهای زیادی از دیدگاه‌های مختلف بر آن شده است. اما امسال بیش از هر سال دیگری، کنکور نقطه حاشیه و بحران بوده.

به گزارش شرق، تعویق‌های پیاپی، اعمال تأثیر قطعی معدل، تعطیلی و مجازی‌شدن پیاپی مدارس و در نهایت تداخل فشارهای روانی متکثر بر دانش‌آموزان، کنکور امسال را ماراتنی استهلاکی برای دانش‌آموزان کرده و حالا که به پایان رسیده، گویی وزنه‌ای سنگین از دوش جوانان ۱۸ساله‌ای که با هزاران امید چشم به ورود به دانشگاه دوخته‌اند، برداشته شده است.  مصوبه بحران‌ساز

مصوبات متعدد و تغییرات اعمال‌شده بر کنکور در سال‌های اخیر بیش از آنکه شرایط آن را بهتر کند، به وضعیت بحرانی آن افزوده است. از جمله این مصوبات، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی موسوم به «سیاست‌ها و ضوابط سازماندهی سنجش و پذیرش متقاضیان ورود به آموزش عالی» است؛ مصوبه‌ای که از همان ابتدا با نقدهایی متعدد روبه‌رو شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی هدف اصلی این مصوبه را «کاهش استرس کنکور» و «بازگرداندن مرجعیت به مدرسه و کتاب درسی» نامید. از منظر اجرایی این مصوبه با حذف دروس عمومی در کنکور، افزایش سهم نتیجه امتحانات نهایی سال‌های یازدهم و دوازدهم در کنکور به ۶۰ درصد و برگزاری دو آزمون در سال، چهره و منطق کنکور را به طور کل تغییر داد.

اما از همان ابتدا برخی منتقدان این مصوبه را عامل «گسترش اضطراب» می‌دانستند، زیرا به‌جای یک آزمون کنکور، دانش‌آموزان باید در نزدیک به ۳۰ آزمون مختلف در دو سال دست‌وپنجه نرم کنند تا در کنکور رتبه خوبی به دست بیاورند. از سمتی عده‌ای نیز ساخت بازاری جدید به عنوان «بازار امتحانات نهایی» برای مؤسسات چاپ کتاب و جزوه را نمادی از پروبال‌دادن به مافیای کنکور می‌دانستند و در نهایت نیز، نابرابری در کیفیت آموزشی مدارس دولتی و غیردولتی که نقشی تعیین‌کننده بر سطح تسلط دانش‌آموزان در امتحانات نهایی دارد و تصحیح برگه‌ها توسط مصححان مختلف که باعث تفاوت در رویکرد تصحیح برگه‌ها و به تبع آن نمرات می‌شود، توسط فعالان آموزشی به عنوان نشانه‌هایی از مشکلات این مصوبه معرفی شد. با همه این انتقادات اما در کنکور امسال، این مصوبه اجرا شد.  تعویق‌هایی که میدان را تنگ کرد

کنکور و امتحانات نهایی یک سال اخیر، به طور مداوم به تعویق افتادند. آغاز این تعویق‌های متعدد به خردادماه و تعطیلات متعدد آن زمان بازمی‌گردد. تا پیش از خردادماه قرار بود امتحانات نهایی پایه‌های یازدهم و دوازدهم نهایتا اوایل تیرماه آغاز شود، اما ناگهان اعلام شد امتحانات به ۲۰ تیرماه منتقل شده است و تا نیمه مرداد ادامه خواهد یافت. این اتفاق، کنکور را هم به تعویق انداخت و با توجه به این سنت که کنکور دو هفته پس از امتحانات نهایی برگزار می‌شود، زمان برگزاری کنکور به ۲۹ و ۳۰ مرداد منتقل شد. جز اطلاع‌رسانی‌های ناکامل و مبهم که برنامه‌ریزی را علنا ناممکن کرد، این تعویق پنجره جمع‌بندی و برنامه تحصیلی دانش‌آموزان را نیز به هم ریخت. اوج این به‌هم‌ریختگی برنامه اما برای دانش‌آموزان جنوب کشور اتفاق افتاد، پس از شروع درگیری‌های نظامی در جنوب، امتحانات چهار استان به تعویق افتاد و علنا فرصت بین کنکور و امتحانات نهایی برای آن دانش‌آموزان از بین رفت. 

«مهدی حسین‌دوست» مشاور و کارشناس تحصیلی است، او می‌گوید کنکور امسال شباهت زیادی به کنکور برگزارشده در سال ۱۳۹۹ داشت؛ کنکوری که هم‌زمان با اوج‌گیری پاندمی کرونا برگزار شد: «در سال ۹۹ امتحانات نهایی در زمان معمول خود برگزار شد اما کنکور مثل امسال در آخر مرداد برگزار شد و بارها به علت مسائل مرتبط با کرونا به تعویق افتاد، اما فشاری که در آن سال بر دانش‌آموزان بود قابل قیاس با امسال نیست».

او می‌گوید برای درک این فشار باید مسیری را که یک دانش‌آموز کنکوری گذرانده تا در انتهای مرداد سر جلسه حاضر شود، مرور کرد: «پیش از اولین جنگ، دانش‌آموز درگیر اخبار سیاسی متعددی از جمله فعال‌شدن مکانیسم ماشه و افزایش تحریم‌ها بود. در این میان جنگ شروع و اینترنت قطع شد و دوباره مدتی بعد اعتراضات دی‌ماه اتفاق افتاد و دانش‌آموز با قطعی اینترنت مواجه شد. سرانجام نیز جنگ ۴۰روزه اتفاق افتاد و دانش‌آموز در شرایطی که به علت نبود اینترنت از منابع درسی خود محروم شده، در میان صدای جنگنده و انفجار درس خواند».

این شرایط سخت برای مشاوران و همراهان درسی دانش‌آموزان نیز بود: «مشاوران و مدرسان کنکور هم ظرفیت‌های مخصوص به خود دارند، عمده آن‌ها دانشجویان جوانی هستند که پس از کنکور خود تبدیل به مشاور و مدرس شده‌اند و نمی‌توان از آن‌ها انتظار یک پشتیبانی قرص و محکم را در شرایط بحرانی برای دانش‌آموزان داشت».

«حسین‌دوست» می‌گوید با وجود همه این فشارها، دانش‌آموزان فشار رقابت را نیز بر خود حس می‌کردند: «باید در نظر گرفت داوطلبان در این شرایط خود را در یک رقابت تصور می‌کنند و به این فکر می‌کنند که حتما داوطلبان دیگری هستند که توانستند تمرکز خود را حفظ کرده و به مناطق امن‌تر و آرام‌تر برای تحصیل بروند. دانش‌آموزی که به علت مجازی‌شدن همه‌چیز و قطعی اینترنت، تمام عامل‌های حمایتی خود را از دست داده، همچنان باید برای یک آزمون رقابتی نیز مطالعه کند، آن هم بدون اینکه یک لحظه تنفس در بین فشارها و بحران‌ها داشته باشد».

این فعال آموزشی وضعیت برگزاری امتحانات نهایی را نیز وزنه دیگری بر گردن دانش‌آموزان می‌داند: «مسئله امنیت برگزاری امتحانات نهایی مطرح است، مسئله تعویق آزمون در مناطق جنوبی در میان است و دانش‌آموز در این بین دائم ذهنش درگیر است که چگونه قرار است امتحانات نهایی در شرایط برابری برگزار شود، آیا به دانش‌آموزان جنوبی امتیاز ویژه‌ای تعلق می‌گیرد؟ این امتیاز عادلانه است یا عادلانه نیست؟ یعنی دانش‌آموز درگیر یک انتخاب اخلاقی سخت می‌شود». تصحیح امتحانات نهایی نیز خود یک بحران است.

«حسین‌دوست» تأکید می‌کند: «پس از برگزاری امتحانات نهایی، با آموزش و پرورشی که بدون بودجه کافی برای دستمزدها در یک زمان فشرده باید حجم بالایی برگه تصحیح کند، مواجه هستیم. این تصحیح‌ها هرسال به‌شدت سلیقه‌ای است، یعنی داوطلب باید شانس بیاورد که مصحح برگه‌اش خوب برگه را تصحیح کند و سخت‌گیر نباشد، از سمت دیگر خود مصحح نیز دائما درگیر این سؤال است که آیا باید شرایط جنگ را لحاظ کند یا نه؟ به عبارتی مصحح درگیر یک قضاوت ارزشی می‌شود. همین‌طور در برخی دروس و مناطق شاهدیم که تصحیح درس‌ها توسط افرادی که در آن دروس متخصص نیستند انجام می‌شود و این مسئله با بیان اینکه کمبود نیرو وجود دارد توجیه شده و تبدیل به فشاری بر دانش‌آموزان می‌شود».

فشار دیگری که دانش‌آموزان تجربه می‌کنند، مسئله تاریخ برگزاری آزمون است، زمان‌بندی‌ای که امسال بارها عوض شد: «تا ماه‌ها مشخص نبود اصلا آزمون نهایی و کنکور قرار است چه زمانی برگزار شود. دائما مسئولان اعلام زمان کنکور را عقب می‌انداختند یا بر گردن نهادهای امنیتی می‌گذاشتند». 

در نهایت نیز با پایان کنکور، اضطراب دانش‌آموزان پایان نمی‌یابد: «پس از کنکور نیز دانش‌آموز می‌پرسد چه زمانی وارد دانشگاه می‌شود؟ هزینه‌های تحصیلش با این مصوبه‌های جدید تغذیه و اسکان چگونه خواهد بود؟ باید در نظر گرفت که امید بیشتر داوطلبان استان‌های کشور این است که در تهران تحصیل کنند؛ مسئله اینجاست که ما الان این امید را به علت ناامنی‌های تهران در دوران جنگ و فشارهای اقتصادی گرفته‌ایم و دانش‌آموز را شدیدا درگیر دغدغه‌ی اقتصادی و سیاسی کرده‌ایم». آیا در شرایط جنگی، همان‌طور که لایحه بودجه و مصوبات مختلف تغییر می‌یابد، نباید مصوبات مرتبط با کنکور نیز تغییر پیدا کند؟

«حسین‌دوست» پاسخ می‌دهد: «من معتقدم در شرایط بحرانی فعلی، باید مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را تغییر داد. ما در حال حاضر آمده‌ایم و اضطراب را تکثیر کرده‌ایم. دانش‌آموز را مجبور کرده‌ایم اضطراب ۱۰ تا ۱۲ امتحان نهایی را تحمل کند. من اعتقاد دارم دو کار باید انجام شود. اول در موضوع تصحیح امتحانات نهایی باید فرایندی برای افزایش شفافیت تصحیح اتخاذ شود. تصحیح کنکور ماشینی است و حرفی در آن نیست، اما امتحانات نهایی شرایط متفاوتی دارد و باید شرایطی ایجاد شود که حس اعتماد را به دانش‌آموزی که معتقد است دائما دارد در همه‌جا به او ظلم می‌شود، بدهیم. از سوی دیگر، باید بار را از روی دولت برداریم. در نتیجه باید مصوبه امتحانات نهایی تغییر کند».  ماراتن پایان‌ناپذیر «امیرپارسا» 

«خانواده‌ام هفته دوم جنگ اصرار کردند با خانواده مادری به سمنان برویم که خطرها کمتر است. در حالی که من در حال جمع‌بندی دروس سال یازدهم بودم و روزی ۹ ساعت درس می‌خواندم. در آخر من قبول نکردم و همه رفتند جز من و پدرم. اضطرابی که مادرم در سمنان داشت و هر روز با تماس‌هایش به من نیز منتقل می‌شد، شدیدا روی درس‌خواندنم تأثیر گذاشت». «امیرپارسا» داوطلب کنکور تجربی است و حالا فقط چند ساعت پس از برگزاری آزمون در خانه دارد استراحت می‌کند: «نمی‌دانم چرا سؤالات ریاضی این میزان سخت بود، من با مشاورم که صحبت کردم نیز تأیید کرد سؤالات امسال بسیار دشوار بود و شباهتی به سال‌های گذشته نداشت. این حق ما نبود پس از این مدت تعویق و فشار در جلسه، با یک آزمون غیرمعمول مواجه شویم».

برای او فشارها از آبان سال ۱۴۰۴ بیش از پیش شدت گرفت: «با اینکه مادر من مدیر مدرسه است و پدرم نیز یکی از کارمندان باسابقه و قدیمی یکی از شرکت‌های بیمه، شرایط اقتصادی خانواده بد و بدتر می‌شد؛ به شکلی که در آذرماه من دیگر نمی‌توانستم از آن‌ها بخواهم برایم کتاب تست دیگری تهیه کنند. خواهرم مریض است و افزایش قیمت داروهای او به خودی خود، پدر و مادرم را اذیت می‌کرد. در این بین ناگهان اتفاقات دی‌ماه شروع شد و وضعیت دردناک موجود در جامعه به من نیز سرایت کرد. از سمتی مدرسه بسته و اینترنت قطع شد و مجموعه اینها فشارهای زیادی وارد کرد». «امیرپارسا» در جنگ ۴۰روزه اما بیش از تمام مدت قبل، فشار و اضطراب تحمل کرد: «نهم اسفند من در مدرسه داشتم درس می‌خواندم که ناگهان صدای انفجار آمد. مدرسه ما مرکز شهر است و نسبتا نزدیک به محل اولین حملات. تا صدای انفجار آمد، بچه‌ها با خانواده‌ها تماس گرفتند تا به خانه برگردند. خاله‌ام دنبالم آمد. چون شرایط بحرانی بود بیشتر کتاب‌هایم در سالن مطالعه مدرسه جا ماند و علنا تا من بتوانم به مدرسه بروم و کتاب‌هایم را بردارم، یک هفته طول کشید. بعد آن نیز شرایط درس‌خواندن در خانه سخت بود. روزی ۹ ساعت درس می‌خواندم، اما به‌طور مداوم با هر صدایی حواسم پرت می‌شد.

نگران خواهرم هم بودم؛ چون اضطراب، بیماری او را تشدید می‌کرد». بر این مسائل، انتظاری طولانی نیز اضافه شد: «ما تا تیرماه زمان دقیق و مطمئنی برای کنکور و امتحانات نهایی نداشتیم. دائما زمان برگزاری عقب می‌افتاد، تغییر می‌کرد و حرف‌های مسئولان تکذیب می‌شد. دانش‌آموز کنکوری دیگر به ماه‌های آخر که می‌رسد نای ادامه‌دادن ندارد و فقط می‌خواهد درس‌ها تمام شود، اما گویی برای ما قرار نبود تمام شود». سرانجام ۲۹ مرداد تمام شد و او به سال تحصیلی گذشته که نگاه می‌کند، متعجب است چطور دوام آورده است: «نمی‌دانم چطور خودم را به جلو کشاندم، اما به هر حال کشاندم و توانستم کنکور و امتحانات نهایی را بدهم و امیدوارم این زحمات نتیجه بدهد».  ناامیدی‌های «نجمه» 

صدای «نجمه»، داوطلب کنکور رشته ریاضی، خسته است. او به‌شدت به آزمون برگزارشده اعتراض دارد: «کنکور خیلی سخت بود، خیلی سخت. انگار می‌خواستند تیر آخر را به ما بزنند». او در ناامیدی زیادی به سر می‌برد: «امسال امیدی به قبولی ندارم، وسط جنگ و این‌همه بحران، فقط از ما بهترها توانستند درس بخوانند».

او دانش‌آموز مدرسه‌ای دولتی در نزدیکی میدان شوش است؛ مدرسه‌ای که مانند بیشتر مدارس دولتی، برنامه خاصی برای قبولی دانش‌آموزانش در کنکور ندارد: «به‌طور معمول مدرسه با دریافت هزینه، مشاور و معلم کنکور می‌آورد و خود نیز سالن مطالعه کوچکی تهیه می‌کرد، اما امسال از همان ابتدای مهر گفتند شرایط خوب نیست و دانش‌آموزان دوازدهم خودشان برای کنکور تلاش کنند. اواسط آذرماه اما گفتند می‌خواهند مشاوری بیاورند و ثبت‌نام کنیم. بیشتر دانش‌آموزان توان مالی برای ثبت‌نام نداشتند، چند نفری هم که ثبت‌نام کردیم نتوانستیم خدمات دریافت کنیم؛ زیرا تا مدرسه کسی را بیاورد، اتفاقات دی‌ماه شروع شد و چون مدرسه در نزدیکی بازار بود، مدیر مدرسه از همان ابتدای اعتراضات تصمیم به تعطیلی مدرسه گرفت».

این تعطیلی به تعطیلی‌های امتحانات ترم اول خورد و تا اواخر بهمن ادامه داشت: «خانه ما کوچک و درس‌خواندن در خانه برای من خیلی سخت است. فقط دو کتابخانه هم در محله ما وجود دارد که هر دو نامناسب هستند. در نتیجه من به‌طور علنی تق‌ولق درس می‌خواندم.

مدرسه که باز شد روزهای اول خوب درس خواندم، تا اینکه ناگهان جنگ شروع شد». شروع جنگ او را دوباره به خانه کشاند: «در جنگ دائما صدای انفجار به گوش می‌رسید. در یکی از شب‌ها مغازه پدرم نیز آسیب دید و اضطراب در خانه چندبرابر شد. من در دوران جنگ نهایتا روزی دو تا سه ساعت درس خواندم». پس از جنگ نیز او به همین شیوه به تحصیل ادامه داد؛ شیوه‌ای که خودش امیدی به نتیجه‌دادن آن ندارد.  بازتاب یک ساز ناکوک

آنچه در کنکور ۱۴۰۵ اتفاق افتاد، صرفا به‌هم‌ریختگی در برگزاری یک آزمون و سنجش کشوری نیست، بلکه بازتابی از شکنندگی ساختار آموزشی ایران در برابر وقایع اجتماعی و سیاسی کلان است؛ نظامی که به‌جای برنامه‌ریزی بلندمدت، مدیریت سیال و سیاست‌گذاری‌های مشخص، درگیر مدیریت لحظه‌ای بحران‌ها شده و هزینه این شکل از مدیریت را بر دوش دانش‌آموزان انداخته است؛ دانش‌آموزانی که در تلاش برای یافتن مسیری به سوی آینده و دیدن نتیجه تلاش‌ها و استعدادهایشان، خود را در برابر دیواری محکم از بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، فشردگی زمان و بی‌عدالتی و بی‌اعتمادی به ابزارهای سنجش می‌بینند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ساده سازی گرانی به سبک «حجت» نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : ۵ اصل شبانه برای افزایش طول عمر و بهبود سلامتی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛

آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظه‌ای که از حوزه امتحان خارج می‌شوند، مرحله تازه‌ای آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخ‌ها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورت‌بندی می‌کند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدت‌هاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانواده‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، دانش‌آموزان ماه‌ها زندگی خود را حول آن سامان می‌دهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار می‌گیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.

وی در تحلیل خود تأکید می‌کند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماه‌های منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی می‌کنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشرده‌ای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا می‌کند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعه‌ای از ساعت‌های مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل می‌شود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمون‌های آزمایشی ایجاد می‌شود. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آزمون تمام می‌شود و این سه ستون ناگهان فرو می‌ریزند.

مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد می‌کند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحله‌ای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورت‌بندی جامعه‌شناختی و اکتشافی برای توصیف تجربه‌ای جمعی است؛ تجربه‌ای که می‌تواند در آینده موضوع پژوهش‌های دقیق‌تر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماه‌ها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون می‌دانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درس‌هایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه می‌شود.

این فراغت اما لزوماً آرامش‌بخش نیست

به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخاب‌شده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانی‌مدت است. فرد ماه‌ها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی می‌ماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤال‌های آزمون زندگی می‌کند. سؤال‌ها دوباره در ذهنش مرور می‌شوند؛ پاسخ‌ها زیر و رو می‌شوند و پرسش‌هایی مانند «اگر گزینه دیگری را می‌زدم چه می‌شد؟» یا «نکند سؤال ساده‌ای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار می‌شوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.

مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونی‌سازی نظام ارزشیابی» مرتبط می‌داند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل می‌شود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی می‌کند. در نتیجه، داوطلب نمی‌تواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانواده‌ها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گسترده‌تری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال می‌کنند و همین امر باعث می‌شود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش ساده‌ای مانند «چه رتبه‌ای می‌آوری؟» می‌تواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمی‌داند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس می‌کند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همین‌جا، «برزخ انتظار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی می‌کند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانش‌آموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق می‌تواند احساس بلاتکلیفی و بی‌جهتی ایجاد کند.»

تعلیق هستی شناختی موقت

مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستی‌شناختی موقت» توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شده‌اند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیت‌های ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطراب‌هایی است که در ماه‌های قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل می‌شدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دست‌کم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی می‌تواند گسترده‌تر شود و پرسش‌هایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسان‌های خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخ‌هایی که در جلسه داده شده‌اند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمی‌های افراطی پناه می‌برند. ساعت‌ها حضور در فضای مجازی، اسکرول بی‌هدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع می‌تواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد می‌کنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.

در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته می‌کند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامه‌ای ندارد. نوجوان را ماه‌ها برای یک روز آماده می‌کنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمی‌کنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب می‌کند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمی‌گردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راه‌حل نیز صرفاً در توصیه‌های فردی خلاصه نمی‌شود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پل‌های معنایی» ایجاد کنند.

دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی:

از منظر جامعه‌شناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند. خانواده یکی از مهم‌ترین این ساختارهاست. خانواده‌ها می‌توانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر می‌کنی چه رتبه‌ای می‌آوری؟» باشد، می‌توان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک می‌تواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانش‌آموز را رها کند. مدارس می‌توانند برای روزها و هفته‌های پس از آزمون، برنامه‌های مشاوره‌ای طراحی کنند؛ برنامه‌هایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفت‌وگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانه‌ای تنها بر رتبه‌های برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشته‌های خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تاب‌آوری، مسیر زندگی و تجربه‌های متنوع موفقیت می‌تواند نگاه جامعه را از «نتیجه‌محوری» به «فرآیندمحوری» نزدیک‌تر کند.




 طرز تهیه قورمه سبزی رشتی
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

طرز تهیه قورمه سبزی رشتی

قورمه سبزی رشتی یکی از غذاهای سنتی گیلان است که با قورمه سبزی رایج تفاوت‌هایی دارد. استفاده از سبزی‌های معطر شمالی مانند خالواش و چوچاق در کنار لوبیا چشم‌بلب...

 تهران خنک می شود
۱۷ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تهران خنک می شود

اداره کل هواشناسی استان تهران از کاهش نسبی دما طی امروز و فردا خبر داد و اعلام کرد با عبور موج ناپایداری از منطقه، از جمعه تا دوشنبه (۳۰ مرداد تا ۲ شهریور) افزایش ابر و وزش باد، گاهی باد شدید و در مناطق شمالی و ارتفاعات رگبار پراکنده و رعدوبرق پیش‌بینی می‌شود.

 جزئیات محدودیت‌های ترافیکی جاده‌های شمالی
۲۰ ساعت قبل / سایت تابناک

جزئیات محدودیت‌های ترافیکی جاده‌های شمالی

رئیس پلیس راه راهور فراجا از اجرای محدودیت‌های مقطعی و یک‌طرفه در محور‌های چالوس، هراز و فشم در روز‌های جمعه و شنبه ۳۰ و ۳۱ مردادماه خبر داد.

 پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

برای پختن بدون مشکل تخم‌مرغ در مایکروویو باید چند نکته احتیاطی را رعایت کرد.

 یک کارشناس: روش پاک‌سازی آلودگی‌های نفتی خلیج‌فارس باید تغییر کند | خسارت مرگ مرجان‌ها از هر جنگی بیشتر است [+فیلم] |  انصاف نیوز
۱۹ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

یک کارشناس: روش پاک‌سازی آلودگی‌های نفتی خلیج‌فارس باید تغییر کند | خسارت مرگ مرجان‌ها از هر جنگی بیشتر است [+فیلم] | انصاف نیوز

یک کارشناس محیط‌زیست مرجانی با تاکید بر اهمیت حفاظت از مرجان‌ها برای حفظ زیست‌بوم خلیج‌فارس، خواستار تغییر روش پاک‌سازی آلودگی‌های نفتی در پهنه آبی جنوب کشور شد.

 بدترین ال‌نینوی قرن در راه است
۸ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بدترین ال‌نینوی قرن در راه است

سرویس هواشناسی ملی بریتانیا روز جمعه ۳۰ مرداد پیش‌بینی کرد که الگوی آب‌وهوایی ال‌نینو در سال جاری بدترین مورد در بیش از یک قرن اخیر خواهد بود و دمای سطح دریا را به سطحی «بی‌سابقه» خواهد رساند.