
به گزارش اقتصادنیوز، علی شریعتی بیتردید یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران است؛ متفکری که آثار و سخنرانیهایش بر نسلهای پیش از انقلاب و حتی ساختار ذهنی بخشی از نخبگان پس از انقلاب سایه انداخت. با این حال، اهمیت تاریخی او نباید مانع از نقد مبانی فکریاش شود. بسیاری از ایدههایی که شریعتی درباره اقتصاد، مالکیت، دین و عدالت اجتماعی مطرح کرد، نهتنها محل مناقشه نظریاند، بلکه به باور منتقدانی مثل موسی غنینژاد، در شکلگیری نوعی نگاه دولتمحور، ضدبازار و ایدئولوژیک به سیاست و اقتصاد ایران نیز نقش داشتهاند.
طراح: افشین سبوکی / منتشر شده در روزنامه شرق - ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ / منبع: بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی بازگشت به خویشتن
یکی از اساسیترین نقدها به شریعتی، غرق شدن کامل او در ادبیات و رتوریک مارکسیستی است. شریعتی در کتاب «بازگشت به خویشتن» (مجموعه آثار ۴، ص ۳۵) صراحتاً میگوید که بزرگترین خطر برای جوامع شرقی، هضم شدن در فرهنگ بورژوازی غرب است. او با وام گرفتن مفهوم «مبارزه طبقاتی» از کارل مارکس و بومیسازی آن در قالب مفاهیم شیعی، تاریخ را صحنه نبرد دائمی قابیل (نماد مالکیت خصوصی، حاکمیت و دین توجیه گر) و هابیل (نماد تودههای بیمالکیت و مستضعف) معرفی میکند.
تشیع علوی و تشیع صفوی
او در کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» (مجموعه آثار ۹، ص ۸۸) مالکیت خصوصی را ریشه تمام مفاسد بشری و سرچشمه استثمار میخواند. موسی غنینژاد در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» به تفصیل بحث میکند که این ضدیت کور با مالکیت خصوصی، ناشی از عدم درک این واقعیت است که مالکیت خصوصی چگونه ضامن آزادی فردی در برابر استبداد دولت شده است.
وقتی حق مالکیت از فرد گرفته شود و به اسم «تودهها»، «خیر جمعی» یا «جامعه بیطبقه توحیدی» به حکومت (دولت) واگذار شود، عملاً بزرگترین انحصار و یک قدرت مطلقه خلق میشود. شریعتی متوجه نبود که اقتصاد دستوری و نفی بازار آزاد که او و همفکرانش تحت نام اقتصاد توحیدی ترویج میکردند، مستقیماً به دولت سالاری و فقر عمومی منجر میشود.
اسلام شناسی و مذهب علیه مذهب
او در مجموعه آثار ۱۶، کتاب «اسلامشناسی» (ص ۳۴۲) تا جایی پیش میرود که سرمایهداری را لجنزاری مینامد که انسان را مسخ کرده و او را به یک شیء مصرفکننده …












