
به گزارش اقتصادنیوز، کارگر میگوید تا وقتی شاغل بود، حقوقش به آخر ماه نمیرسید و حالا که بیکار شده، بیمه بیکاریاش به چند روز اول ماه بیشتر نمیرسد؛ کارفرما اما دفتر حسابش را جلو میگذارد و میگوید فروش کم شده، هزینهها بالا رفته و نگهداشتن همان شغل نیز دیگر آسان نیست. میان این دو روایت، پروندهای مانده که باید مشخص کند پایان همکاری «استعفا» بوده یا «اخراج»؛ پروندهای که قبض اجاره و هزینه خوراک منتظر نتیجه آن نمیماند. کارگر میان دو ناامنی؛ حقوقی که نمیرسد، بیمه بیکاری که نمیآید
رضا هشت سال در یک کارگاه قطعهسازی کار کرده است. صبح زود از خانه بیرون میرفته، اضافهکاری میمانده و گاهی جمعهها نیز سر کار حاضر میشده است. تا چند ماه قبل، مشکل اصلی او بیکاری نبود؛ مشکل این بود که با وجود داشتن شغل، باز هم نمیتوانست مخارج خانوادهاش را پوشش دهد.
خبر مرتبط دستمزد یک روز کار برابر با قیمت یک شانه تخممرغ | سفره کارگران به چند روز کار نیاز دارد؟ | تصویر شفاف از افت قدرت خرید کارگران!
اقتصادنیوز: مقایسه قیمت خوراکیها با دستمزد کارگران نشان میدهد یک کارگر حداقلبگیر برای خرید ۱۰ کیلو برنج خارجی باید بیش از پنج روز و برای یک کیلو گوشت گوساله نزدیک به سه روز کار کند.
او میگوید: «دو ماه حقوقمان عقب افتاد. بعد گفتند بازار خراب است و باید مدتی نصف شیفت کار کنیم. قبول کردیم چون فکر میکردیم نصف حقوق بهتر از بیکاری است؛ اما آخرش گفتند فعلاً نیایید.»
آن طرف میز، حمید، صاحب همان کارگاه ۱۲ نفره، حرف دیگری دارد: «سفارشها کم شد، مواد اولیه را باید نقد میخریدیم، مشتریها پولشان را دیر میدادند و حقوق کارگر را باید سر ماه پرداخت میکردیم. من کارگر را دشمن خودم نمیدانم؛ ولی وقتی پولی وارد حساب بنگاه نمیشود، حقوق از کجا پرداخت شود؟»
هر دو طرف بخشی از واقعیت را میگویند. برای سال ۱۴۰۵ حداقل مزد روزانه کارگران ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان تعیین شده که پایه مزد ماهانه را به حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان میرساند. در همان مذاکرات مزدی، رقم سبد معیشت خانوار کارگری ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام شد؛ یعنی پایه حداقل مزد حتی به ۴۰ درصد این سبد نیز نمیرسد. البته مزایایی مانند حق مسکن، بن کارگری و حق اولاد …











