
اهمیت تفکر استراتژیک فراتر از نقشهای مدیریت ارشد است. پژوهشها نشان میدهند این قابلیت در همه سطوح و بخشهای سازمان کاربرد دارد و مزایایی همچون بهبود تصمیمگیری شرکتی، افزایش نوآوری و جهتیابی موثرتر در پیچیدگیهای محیط کسبوکار را به همراه دارد. در دنیایی که آشفتگی و ابهام روزافزون شده، رهبران سازمانی در تمامی سطوح برای بهرهمندی از این مزایا، نیازمند پرورش تواناییهایی همچون پیشبینی تغییر، بازتعریف چارچوب مسائل و شناسایی فرصتهای نوظهور هستند؛ قابلیتهایی که در هسته تفکر استراتژیک جای دارند.
در سطح جهانی، پژوهشها ابعاد هشداردهندهتری از این شکاف را آشکار ساختهاند. «ریچ هورواث»، بنیانگذار و مدیرعامل موسسه «تفکر استراتژیک»، در کتاب خود با عنوان «اوجگیری»، مطالعهای ۱۰ ساله روی رهبران ۳۵ سازمان داشته و در آن گزارش میدهد که اصلیترین دلیل ناکامی سازمانها، فقدان تفکر استراتژیک بوده است. در ایران نیز با وجود پژوهشهای متعدد و برگزاری دورههای آموزشی فراوان در حوزه تفکر استراتژیک، همچنان نشانههای ملموسی از تعمیق این توانایی در سازمانها دیده نمیشود. این مساله، ضرورت بازنگری بنیادین در رویکردهای آموزش و توسعه تفکر استراتژیک در سازمانهای ایرانی را دوچندان میسازد. تفکراستراتژیک در سطح سازمان
پارادوکس جذاب تفکر استراتژیک در همین نکته نهفته است که همه مدیران از اهمیت آن سخن میگویند، اما هیچکس تعریف واحدی از آن ارائه نمیدهد. گلدمن و همکاران با استناد به پژوهشهای پیشین نشان میدهند یکی از دلایل اصلی فقدان تفکر استراتژیک در سازمانها، سردرگمی تاریخی در میان پژوهشگران و فعالان حوزه کسبوکار است؛ جایی که اصطلاحات تفکر استراتژیک، برنامهریزی …











