اداره یک کشور در شرایط پیچیده بینالمللی و بحرانهای چندلایه سیاسی-اجتماعی و اقتصادی آن هم در شرایط جنگ و تحریم کمرشکن، بیش از آنکه نیازمند شعارهای پوچ پوپولیستی باشد برپایه منطق و خرد جمعی مطابق با جلب رضایت عمومی، میسر است. در واقع کشورداری، پیش از هر چیز به «واقعگرایی»، «انعطاف پذیری» و «فهم دقیق از منافع ملی» نیاز دارد تا جلب رضایت «هستهای» به اصطلاح «سخت»که حتی توانایی انشای صحیح از واژه «سیاست خارجی» را ندارند و این امر مستوجب لوازمی است؛ لوازمی که به باور بسیاری از کارشناسان، حلقههای مفقوده در ادبیات سیاسی و رفتاری گروههایی مانند جبهه پایداری هستند. رویکرد ایدئولوژیک و صلب این جریان در مواجهه با پروندههای حساس ملی، همواره هزینههای جدی را به ساختار اجرایی کشور تحمیل کرده است و همه این خسارات در شرایطی ایجاد میشود که این جریانات به هیچ مرجع قانونی هم پاسخگو نیستند و چه بسا طلبکارند. …













