آرمان امروز- گروه جامعه: در سالهای اخیر، برگزاری امتحانات، بهویژه امتحانات نهایی، به یکی از مهمترین دغدغههای دانشآموزان، خانوادهها و مسئولان آموزشی کشور تبدیل شده است. افزایش تأثیر نتایج امتحانات نهایی در پذیرش دانشگاهها، فشار روانی ناشی از رقابت تحصیلی و نگرانی از آینده، موجب شده است که امتحان از یک ابزار سنجش یادگیری به عاملی برای ایجاد اضطراب و فرسودگی روانی تبدیل شود. این موضوع تا آنجا پیش رفته که دانشآموزان در سالهای اخیر بارها نسبت به نحوه برگزاری امتحانات نهایی، زمانبندی، شیوه تصحیح و تأثیر قطعی نمرات در کنکور اعتراض کردهاند. اعتراضهایی که عمدتاً در شبکههای اجتماعی و از طریق نامهنگاری با مسئولان آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد و نشان داد بخش قابل توجهی از جامعه دانشآموزی احساس میکند فشار آزمونها از حد استاندارد فراتر رفته است. با این حال، روند برگزاری امتحانات همچنان ادامه دارد و سیاستگذاران آموزشی بر اجرای این شیوه تأکید دارند.
در چنین شرایطی، کارشناسان آموزشی معتقدند مسئله اصلی، اصل برگزاری امتحان نیست، بلکه نحوه طراحی نظام ارزشیابی است. بسیاری از متخصصان حوزه تعلیم و تربیت بر این باورند که اگر ارزشیابی صرفاً به یک آزمون چندساعته محدود شود، نمیتواند تصویر دقیقی از توانایی واقعی دانشآموز ارائه دهد. علی پارسانیا، مشاور وزیر آموزش و پرورش در اجراییسازی سند تحول بنیادین، در گفت وگو با «آرمان امروز» با تأکید بر ضرورت توجه به تفاوتهای مدارس و کلاسهای درس، معتقد است نمیتوان یک الگوی ثابت ارزشیابی را برای همه مدارس کشور در نظر گرفت. به گفته او، شرایط اجتماعی، تعداد دانشآموزان کلاس، جنسیت، امکانات مدرسه و حتی ویژگیهای شخصیتی معلم در انتخاب شیوه مناسب ارزشیابی نقش دارند و ممکن است روشی که برای یک معلم یا یک کلاس موفق است، در کلاس دیگر نتیجه مطلوبی نداشته باشد.
پارسانیا با اشاره به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش اظهار کرد: «در عبور از پایههای تحصیلی باید به سمت ارزشیابی فرایندمحور حرکت کنیم و در پایان دورههای تحصیلی، ارزشیابی نتیجهمحور را مدنظر قرار دهیم. برای مثال، هنگام انتقال دانشآموز از پایه اول به پایه دوم باید بررسی شود که آیا اهداف آموزشی پایه نخست محقق شده است یا خیر. در دوره متوسطه نیز ترکیبی از ارزشیابی فرایندمحور و نتیجهمحور میتواند مبنای سنجش قرار گیرد.»
وی همچنین هشدار داد که افراط در ارزشیابی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و حتی موجب دور شدن دانشآموز از یادگیری شود. به گفته او، معلمان باید ارزشیابی را در خدمت یادگیری قرار دهند، نه به عنوان ابزاری برای مچگیری. او تأکید کرد دانشآموز باید احساس کند که معلم از طریق ارزشیابی قصد کمک به او را دارد و نوع بازخورد معلم، چه در طراحی سؤال، چه در تصحیح برگهها و چه در گفتوگو با دانشآموز، نقش مهمی در کاهش اضطراب و افزایش انگیزه یادگیری دارد.
یکی از معلمان دوره ابتدایی نیز تجربه خود از حذف نمره منفی را تشریح کرد. او گفت: «من ارزشیابی را حذف نکردم؛ هر روز از دانشآموزان پرسش میکردم، اما نمره منفی را کنار گذاشتم. دانشآموزان پایههای اول تا سوم از نمره واهمه داشتند، بنابراین به جای تنبیه از تشویق استفاده کردم. اگر دانشآموزی پاسخ درستی نمیداد، تنها فرصت دریافت جایزه همان روز را از دست میداد، اما فرصت دیگری برای جبران در اختیار او قرار میگرفت.» به گفته این معلم، این شیوه باعث افزایش اعتماد دانشآموزان به معلم و مشارکت بیشتر آنان در فرایند یادگیری شده است.
تجربه کشورهای دیگر
بررسی نظامهای آموزشی موفق جهان نیز نشان میدهد که بسیاری از کشورها در سالهای اخیر تلاش کردهاند وابستگی خود را به آزمونهای سرنوشتساز کاهش دهند. در فنلاند که همواره یکی از موفقترین نظامهای آموزشی جهان به شمار میرود، دانشآموزان تا پایان دوره آموزش عمومی تقریباً با آزمونهای سراسری و پرتنش مواجه نمیشوند. معلمان نقش اصلی را در ارزشیابی دانشآموزان بر عهده دارند و بخش عمده سنجش بر پایه مشاهده مستمر، پروژههای کلاسی، فعالیتهای گروهی و بازخوردهای مداوم انجام میشود. تنها در پایان دوره متوسطه آزمون ملی برگزار میشود.
در کانادا نیز بخش قابل توجهی از نمره دانشآموزان حاصل عملکرد آنان در طول سال تحصیلی است. پروژههای پژوهشی، ارائههای کلاسی، مشارکت در فعالیتهای آموزشی و آزمونهای کوچک دورهای، در کنار امتحانات پایان ترم، معیار ارزیابی دانشآموز محسوب میشوند. ژاپن اگرچه به داشتن رقابت شدید آموزشی مشهور است، اما در سالهای اخیر اصلاحاتی را برای کاهش فشار روانی دانشآموزان آغاز کرده است. سیاستگذاران این کشور تلاش کردهاند مهارتهای حل مسئله، خلاقیت، کار گروهی و یادگیری عمیق را در کنار آزمونهای کتبی تقویت کنند. در سنگاپور نیز که یکی از موفقترین نظامهای آموزشی آسیاست، وزارت آموزش این کشور از سال ۲۰۱۹ با اجرای سیاست «Learn for Life» بخشی از امتحانات مدارس ابتدایی را حذف کرد و تأکید بیشتری بر بازخورد آموزشی، یادگیری مستمر و رشد مهارتهای فردی قرار داد. هدف این سیاست، کاهش اضطراب دانشآموزان و فاصله گرفتن از فرهنگ «امتحانمحوری» بود.
چالش پیش روی نظام آموزش
نظام آموزشی ایران امروز با چالشی دوگانه روبهرو است؛ از یک سو نیازمند سنجش دقیق برای حفظ عدالت آموزشی است و از سوی دیگر باید از سلامت روان دانشآموزان نیز محافظت کند. کارشناسان معتقدند اگر قرار است امتحانات نهایی همچنان نقش تعیینکنندهای در آینده تحصیلی دانشآموزان داشته باشند، لازم است همزمان اصلاحاتی در شیوه طراحی سؤالات، نحوه تصحیح، کیفیت بازخورد آموزشی، آموزش معلمان و گسترش ارزشیابیهای مستمر نیز صورت گیرد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که موفقترین نظامهای آموزشی جهان امتحان را حذف نکردهاند، بلکه جایگاه آن را بازتعریف کردهاند؛ به گونهای که آزمون تنها یکی از ابزارهای سنجش یادگیری باشد، نه تنها عامل تعیینکننده آینده تحصیلی دانشآموزان.









