
تلاشهای ایران برای تبدیل اهرم فشار زمان جنگ بر تنگه هرمز به یک نقش سیاسی و حقوقی پایدار در اداره تنها دروازه خلیج فارس، توافق شکننده با ایالات متحده آمریکا را که حتی یک ماه از امضای آن نمیگذشت، در معرض فروپاشی قرار داد. جنگ در جنوب ایران به گونهای تمامعیار در جریان است.
تنگه هرمز، گذرگاهی به طول ۲۱ مایل بین ایران و عمان، صرفاً یک ویژگی جغرافیایی نیست. این تنگه، مهمترین گلوگاه انرژی در جهان است که تقریباً ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام در روز، یعنی تقریباً ۳۰ درصد از کل تجارت دریایی نفت را منتقل میکند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی جایگزینهای بسیار محدودی برای این تنگه دارند، در حالی که قطر، کویت و بحرین هیچ جایگزین دیگری ندارند. حدود ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان که عمدتاً از قطر است، نیز از این تنگه عبور میکند. هیچ جایگزین قابل قبولی در مقیاس بزرگ وجود ندارد؛ خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی حداکثر ۵ میلیون بشکه در روز جابجا میکند. همچنین باب المندب یمن با خطرات انسداد مستقل از سوی عملیات حوثیها روبهرو است. البته مسیرهای جایگزین کلیدی هرمز در قالب گزینههای خط لوله وجود دارند، اما تنها حدود ۱۷ درصد از حجم جریان معمول را پوشش میدهند:
نخست، خط لوله شرق-غرب (عربستان سعودی): ظرفیت حدود ۵ میلیون بشکه در روز این خط نمیتواند جایگزین ۲۰ میلیون بشکه در روز جریان نفت تنگه هرمز شود.
دوم، خط لوله حبشان-فجیره (امارات متحده عربی): ظرفیت حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز آن تأثیر محدود بر اختلال کامل دارد.
سوم، برای کالاهای کشاورزی: هیچ جایگزین معناداری برای خط لوله وجود ندارد؛ تغییر مسیر کامل از طریق دماغه امید نیک تنها گزینه است. بنابراین، این تنگه، به زبان دکترین امنیت انرژی، غیرقابل جایگزین و غیرقابل تقلیل است.
رویارویی ایالات متحده آمریکا و ایران در سال ۲۰۲۶، سه اختلال پیچیده در بازار را به سرعت و پشت سر هم ایجاد کرد. اول، صادرات نفت خام ایران که تقریباً ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز بود، عملاً به حالت تعلیق درآمد و عرضه جهانی را در زمانی که تقاضا از قبل بالا بود، محدود کرد.
دوم، حق بیمه خطر جنگ برای کشتیهایی که از تنگه عبور میکردند، بین دسامبر ۲۰۲۵ و مه ۲۰۲۶، ۳۶ برابر افزایش یافت و از ۰.۰۵ درصد به ۱.۸۲ درصد ارزش کشتی در …










