
ایران
حسین آجورلو عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت:
در یادداشت پیشین با عنوان «رویارویی در منطقه خاکستری و خطر گسترش تنش» در روزنامه ایران، به بررسی ابعاد مختلف درگیری نظامی میان ایران و آمریکا پرداخته و نشان داده شد که چگونه منطقه خاکستری با ویژگیهایی همچون ابهام راهبردی، تشدید پلکانی، چانهزنی همراه با درگیری نظامی و ریسک بالای خطای محاسباتی، فضایی ناپایدار و مملو از عدمقطعیتها را ایجاد کرده است. همچنین اشاره شد که گسترش افقی و عمودی میدان نبرد، خطاهای شناختی، چالش بعد زمان، نبود اجماع جهانی، اختلافات داخلی بر سر استراتژی خروج و واقعیت میدانی گسترش تنش، همگی دست به دست هم دادهاند تا منطقه خاکستری به جای آنکه فضایی برای چانهزنی باشد، به میدانی برای تداوم اشتباهات راهبردی از سوی آمریکا تبدیل شود که امکان خارج شدن از کنترل و تبدیل به جنگ ویرانگر در آن زیاد است. در این نوشتار، تلاش میشود با توجه به تداوم وضعیت رویارویی در منطقه خاکستری علیرغم فراز و فرود آن، به تکمیل تحلیل پیشین یعنی الزامات راهبردی آن برای کشور پرداخت که میتوانند در صورت رعایت کلیات آن معادلات را در این رویارویی پیچیده به نفع ایران تغییر دهند. پرسش اصلی این است که با وجود تمام پیچیدگیها و ریسکهای منطقه خاکستری، ایران چگونه میتواند از این فضای پرابهام، فرصتسازی کرده و موازنه را به سود خود پیش ببرد؟ پاسخ در مجموعهای از الزامات ساختاری، راهبردی و عملیاتی نهفته است که باید بهطور همزمان و با نگاهی فراتر از رویکردهای کنونی، تقویت و نهادینه شوند.
نخستین و بنیادینترین الزام، اراده سیاسی واقعبینانه آرمانگرا بر اساس شرایط حاکم بر داخل و خارج کشور، برای حفظ اصول بنیادین کشور شامل دفاع از تمامیت ارضی، استقلال، حاکمیت ملی، غرور و عزت ملی در میان نخبگان سیاسی، اجرایی و نظامی حاکم در تمام ارکان نظام است. اراده سیاسی در نخبگان حاکم، موتور محرکه تمامی تصمیمات راهبردی در شرایط جنگی محسوب میشود و نقش تفکیککننده میان دولتهای تابآور و دولتهای فروپاشنده را ایفا میکند. در منطقه خاکستری که ابهام و عدمقطعیت بر آن حاکم است، حفظ این اراده به معنای تداوم مسیر مقاومت در برابر فشارهای روانی و عملیاتی دشمن است. تجربه تاریخی نشان داده که در رویاروییهای …












