
حسین مسرت در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: دیار یزد از دیرباز یکی از شهرهای مهم و دینمدار ایران بوده است چنانکه از نام یزد که از «ایزد» (یکی از نامهای خداوند) گرفته شده نیز هویداست.
وی افزود: از زمانی که علاءالدوله کالنجار به واسطه خوشنامی یزد، این شهر را برای گذران روزگار پایانی عمر و عبادت برگزید، به خواست حاکم سلجوقی، این شهر به «دارالعباده» مشهور شد.
مسرت با اشاره به پیشینه مذهبی یزد، خاطرنشان کرد: این شهر در سدههای پنجم و ششم قمری، از کانونهای مهم شیعیگری در ایران بود که این امر مرهون حضور شاخهای از خاندان دیلمیان با عنوان «آل کاکویه» به عنوان فرمانروایانی کاردار در یزد بود.
وی بقعه دوازده امام در کوی یوزداران (محله فهادان) را از آثار تاریخی برجسته آن دوران دانست و ادامه داد: پس از روی کار آمدن اتابکان یزد در سده ششم و غالب شدن مذهب تسنّن در ایران، شیعیان یزد در اقلیت قرار گرفتند اما یزد تا پیش از برآمدن دولت صفوی (۹۰۷-۱۱۴۸ قمری)، همچنان از شهرهای مهم شافعیمذهب ایران بود و با روی کار آمدن دولت صفوی و رواج مذهب تشیع، شاهد اوجگیری دوباره نهضت شیعه و توجه و احترام ویژه به سادات در یزد بودیم.
تعریف و شاخههای سادات
مسرت با تبیین مفهوم مقدس «سید» و «سادات» در نزد شیعیان، گفت: این عناوین به کسانی اطلاق میشود که از طرف پدر از نسل «هاشم» (جد پیامبر اسلام) و از قبیله بنیهاشم باشند.
وی با بیان این که لقب سیادت از طریق حضرت فاطمه(س) به فرزندان پیامبر (ص) و علی ابن ابیطالب (ع) میرسد، تصریح کرد: شاخههای اصلی سادات به دو دسته تقسیم میشود؛ سادات علوی که شامل نوادگان حضرت علی(ع) از طریق سه پسر ایشان شامل محمد حنفیه، عباس بن علی (ابوالفضل) و عمر بن علی هستند و سادات هاشمی که نوادگان امام حسن مجتبی (ع) و امام حسین (ع) هستند و به «سادات حسنی» یا «سادات حسینی» نیز معروفند.
مهاجرت سادات به یزد از ظلم خلفا
این نویسنده یزدی با اشاره به آزار و شکنجههای خلفای اموی و عباسی علیه امامان شیعه، گفت: این رفتارها منجر به مهاجرت گسترده خاندانهای پیامبر شد به طوری که سادات برای حفظ جان، با پوشاندن نام و شجره خانوادگی و با لباسهای مبدل، راهی ایران، عراق، روم (ترکیه)، …








