
محمد حسین قربانی زواره پژوهشگر جنگ شناختی که در این حوزه کتابهای متعددی را ترجمه و تالیف کرده است، یادداشتی را در اختیار ایسنا قرار داده است که در ادامه میخوانیم:
جنگ؛ گاهی پیش از آنکه موشکی به نقطهای اصابت کند، همراه با موجی از خبر، تصویر، شایعه و روایت وارد تلفنهای همراه میلیونها نفر شده و جریان پیدا خواهد کرد. یک فیلم قدیمی با عنوانی تازه، یک خبر تأیید نشده، یک تصویر دستکاریشده یا جملهای هیجانی که هزاران بار بازنشر میشود، میتواند در چند دقیقه ترس، خشم و بیاعتمادی تولید کند. در چنین شرایطی، میدان نبرد دیگر فقط زمین، آسمان و دریا نیست؛ ذهن انسان نیز به یکی از مهمترین میدانهای منازعه تبدیلشده است.
آنچه امروز از آن با عنوان «جنگ شناختی» یاد میشود، الزاماً باهدف متقاعد کردن مردم به یک دروغ مشخص طراحی نمیشود. گاهی هدف مهمتر، ایجاد سردرگمی است؛ اینکه شهروند نداند چه چیزی حقیقت دارد، به چه کسی اعتماد کند و چگونه میان خبر و عملیات روانی تمایز بگذارد. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، جامعه از مرحله «دریافت اطلاعات» وارد مرحله «فرسودگی شناختی» میشود؛ حالتی که در آن فرد از بررسی کردن خسته میشود و سرانجام هر روایتی را که با احساسات، نگرانی یا پیشفرضهایش سازگار باشد، میپذیرد.
در چنین فضایی، اولین اشتباه این است که تصور کنیم با بستن مسیرهای اطلاعاتی میتوان جامعه را ایمن کرد. تجربه نشان داده است که خلأ اطلاعاتی خود میتواند به بستری برای شایعه تبدیل شود. هرچه اطلاعات معتبر دیرتر به مردم برسد، فرصت بیشتری برای شکلگیری روایتهای غیررسمی فراهم میشود. جامعه در شرایط بحران به پاسخ نیاز دارد؛ حتی اگر پاسخ این باشد که «هنوز اطلاعات کامل در دست نیست». همین صداقت، از انتشار دهها روایت بیپایه جلوگیری میکند.
از اینجا به یک اصل مهم میرسیم: دفاع شناختی پیش از آنکه رسانهای باشد، اعتماد محور است. مردم زمانی در برابر روایتهای مخرب مقاومت میکنند که میان آنها و منابع رسمی، رسانهای و کارشناسی رابطهای از اعتماد وجود داشته باشد. اعتماد با شعار ساخته نمیشود؛ با شفافیت، پاسخگویی، پذیرش خطا و تفکیک روشن میان «واقعیت»، «تحلیل» و «گمانه» ساخته میشود. جامعهای که احساس کند واقعیت از او پنهان میشود، طبیعی است که برای یافتن پاسخ …












