
به گزارش خبرنگار مهر، ادبیات پایداری در سالهای اخیر، دچار نوعی آسیب «قدسیسازی انتزاعی» بود؛ جایی که قهرمان داستان از همان صفحه اول، شخصیتی دستنیافتنی و عاری از تعارضهای انسانی تصویر میشد. اما بررسی جامعهشناختی و فرمی آثاری که نشر «راهیار» حول محور مدافعان حرم منتشر کرده، نشان از یک چرخش گفتمانی در تاریخنگاری شفاهی دارد: حرکت از پرترههای اتوکشیده به سمت روایات واقعی، پرکشش و حتی چالشبرانگیز.
روایتی از جنس انسانهای واقعی؛ وقتی تکثر شخصیتی جایگزین یکدستسازی میشود
بزرگترین ارزش تحلیلی این کتابها، پذیرش «تکثر رفتاری و شخصیتی» در میان نیروهای جبهه مقاومت است. انسانِ مدافع حرم در این آثار، موجودی تکبعدی نیست که صرفاً در مختصات مناسک دینی تعریف شود؛ او واجد شوخطبعی، شیطنت، اصطکاک با ساختارها و حتی زیست روزمرهای است که شاید در نگاه اول با کلیشههای رایج همخوانی نداشته باشد.
در کتاب «نود و نهمین نفر» (سرگذشت شهید مهدی موحدنیا) با شخصیتی مواجهیم که اطرافیانش شهادت او را باور نداشتند، چرا که برخوردی کاملاً متفاوتی با کلیشههای ذهنیت عمومی داشت. یا در اثر «چخچخیها» که اصالت به نشاط و لایههای طنزآمیز زندگی در خط مقدم داده شده است. این روند، در کتاب «سرباز روز نهم» (روایت زندگی شهید مصطفی صدرزاده) به یک الگوی تیپشناختی بدل میشود؛ اثری که رهبر شهید انقلاب نیز خواندن آن را توصیه کردند، دقیقاً به این دلیل که بازسازی فرایند «ساختهشدن و رشد یک انسان» است، نه فقط نمایش نقطه پایانی او. در همین زنجیره، کتاب «مرضیه» با تغییر زاویه دید به سمت مادران و فعالان اجتماعی پشت جبهه، ابعاد جامعهشناختی …












