
به گزارش خبرنگار مهر، اربعین برای بسیاری از زائران با جاده نجف تا کربلا شناخته میشود؛ مسیری که میلیونها نفر هر سال آن را طی میکنند و روایتهای بیشماری از آن نوشته شده است. اما آیا عراق فقط همین مسیر است؟ آیا بغداد، مدائن، بابل، کوچههای قدیمی، رود دجله و مردمانی که دور از مسیرهای اصلی زیارت زندگی میکنند، جایی در روایتهای اربعینی دارند؟
کتاب «بدو دجله، بدو» نوشته معصومه صفاییراد پاسخی متفاوت به این پرسشهاست. این اثر که از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده، تلاش میکند عراق را نه فقط از دریچه زیارت، بلکه از زاویه تاریخ، فرهنگ، مردم و جغرافیای آن روایت کند؛ سفری که مقصدش کربلاست، اما تمام راه را نیز به اندازه مقصد جدی میگیرد.
اربعین از مسیری که کمتر کسی رفته است
بزرگترین تفاوت «بدو دجله، بدو» با بسیاری از سفرنامههای اربعین، انتخاب مسیر روایت است. صفاییراد به همراه همسرش، پیش از آنکه راهی پیادهروی اربعین شود، تصمیم میگیرد عراق را فراتر از شهرهای زیارتی ببیند. او از نجف راهی بغداد، مدائن و بابل میشود؛ شهرهایی که بسیاری از زائران ایرانی حتی فرصت دیدنشان را پیدا نمیکنند.
همین انتخاب باعث شده کتاب، تنها یک سفرنامه زیارتی نباشد، بلکه نوعی مستند فرهنگی از عراق امروز نیز محسوب شود؛ عراقی که در آن تاریخ چند هزار ساله، تمدن بینالنهرین، خاطرات جنگ، زندگی روزمره و آیین زیارت در کنار هم جریان دارند.
دجله؛ رودی که روایت را پیش میبرد
در همان صفحات آغازین کتاب، دجله به یکی از شخصیتهای اصلی روایت تبدیل میشود. نویسنده بغداد را با دجله معرفی میکند؛ رودی که همچون ماری آرام در میان شهر پیچیده و هویت بغداد را شکل داده است. توصیف شاعرانه دجله، تنها یک تصویر ادبی نیست؛ بلکه پلی است میان گذشته و حال.
صفاییراد هنگام تماشای بغداد، به یاد روزگاری میافتد که زائران ایرانی در دوران حکومت صدام، اجازه نگاه کردن به شهر را هم نداشتند و پردههای اتوبوسها باید کشیده میشد. حالا او آزادانه به شهری نگاه میکند که سالها تنها نامش با ترس، جنگ و محدودیت همراه بود.
عراق؛ فراتر از اخبار و تیترها
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، شکستن تصویر کلیشهای از عراق است. در ذهن بسیاری، عراق تنها با جنگ، ناامنی یا شهرهای زیارتی …





![[حامد خزایی] عصر مصرف فوری](/news/u/2026-08-22/ettelaat-cyogu.jpg)






