
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین ، برای رسیدن به قلعه الموت، مقصد را باید روی نقشه پیدا کرد، اما راه رسیدن به آن را باید زندگی کرد؛ مسیری که از جاده آغاز میشود، در دل کوهستان ادامه پیدا میکند و در نهایت، جایی که خودرو دیگر توان همراهی ندارد، باید با پای خود آن را تمام کرد. از تهران که راه میافتم، مسیر قزوین را پشت سر میگذارم و پس از ورود به جاده الموت، کمکم فضای اطراف تغییر میکند. شهر عقب میماند و جاده میان کوهها پیش میرود؛ پیچهای پیدرپی، ارتفاعی که آرامآرام بیشتر میشود، رودخانهای که در بخشهایی از مسیر در کنار جاده دیده میشود و هوایی که با فاصله گرفتن از شهر، حالوهوای دیگری پیدا میکند.
حدود دو ساعت رانندگی در پیش است؛ مسیری که قرار نیست تنها یک راه ارتباطی میان دو نقطه باشد. هرچه جلوتر میروم، نشانههای زندگی شهری کمتر و کوهستان پررنگتر میشود. در بخشهایی از مسیر، بهویژه هرچه به روستاهای نزدیک قلعه میرسم، وضعیت جاده هم تغییر میکند و در قسمتهایی کیفیت مناسبی ندارد؛ موضوعی که برای مقصدی با چنین ظرفیت تاریخی و گردشگری، نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت، اما هنوز قلعه دیده نشده است.
مسیر ادامه پیدا میکند تا سرانجام به گازرخان میرسم؛ روستایی که قلعه الموت در بالای آن قرار گرفته است. باغهای گیلاس و آلبالو در میان خانهها دیده میشوند و زندگی روزمره مردم در کنار گردشگرانی که برای دیدن قلعه آمدهاند، جریان دارد.گازرخان تنها نقطهای برای عبور گردشگران نیست. خانهها، باغها، اقامتگاههای بومگردی و حضور مردم محلی، بخشی از تجربهای هستند که گردشگر در الموت با آن مواجه میشود. برخورد صمیمانه مردم روستا نیز از همان ابتدا نشان میدهد که اینجا هنوز گردشگری با زندگی روزمره مردم فاصله زیادی نگرفته است، اما برای رسیدن به قلعه هنوز راه باقی مانده است. خودرو را پایینتر میگذارم و ادامه مسیر را پیاده طی میکنم.از اینجا دیگر خبری از صندلی خودرو نیست؛ حدود 400 پله سربالایی در پیش است.
چهارصد پله تا بالای کوهدر گرمای تابستان، 400 پله فقط یک عدد نیست.هر پله یعنی یک قدم دیگر در شیبی که هرچه بالاتر میرود، نفس را بیشتر میگیرد. چند قدم میروم، مکثی کوتاه میکنم و دوباره ادامه میدهم. پشت سر که نگاه میکنم، مسیری که طی شده، ارتفاعی …












