
فرهنگی
گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمید صنیعی منش:
سالروز شهادت نبی مکرم اسلام (ص) زمانی است که بارها سیمای ملی ایران، اقدام به پخش فیلمهای محمد رسول الله (ص) مصطفی عقاد و مجید مجیدی میکند؛ دو فیلم از دو مسلمان؛ یکی اهل سنت یکی شیعه، درباره پیامبر بزرگ و آسمانی جهان اسلام؛ فیلمهایی که هر کدام دیدنی و ماندگار هستند.
فارغ از نکات فنی و زیباییشناسی در هر دو فیلم، اینمیان آنچه مهم است، توجه فیلم ایرانی به موضوع یهود در زمان پیامبر اسلام (ص)، از قبل تولد تا زمان حیات ایشان است؛ همانچیزی که در فیلم عقاد، دستی از راه آمده و مانع ساخت حتی یک فریم از نقش فعال یهود در دوران زندگی ایشان است. البته اگر چنین نبود باید تعجب میکردیم و متحیر میشدیم که چرا هالیوود و کمپانیهای یهودی آن اجازه دادهاند دشمنی یهودیان با پیامبر و همچنین شکستهای یهودیان از پیامبر و سپاه او تبدیل به فیلم شود.
مجید مجیدی روایت را از زمان آغاز نشانههای ظهور منجی جهان نشان میدهد. سکانسی با بازی زیبا و جالب توجه محسن تنابنده که یادآور انتظار یهودیان مومن و موحدی است که چشم انتظار تولد منجی برای نجات جهان بودند و نه برتری قومی و قبیلهای؛ ساموئل «محمد رسولالله» مجیدی، چنین شخصیتی دارد.
اما در ادامه «محمد رسولالله» ایرانی، بخشهای مهم دیگری از خباثت و دشمنی یهود را نیز شاهد هستیم؛ لحظاتی که در سکانسهای گوناگون، داستان یهودیانی را تعریف میکند که دنبال حذف کودکی بودند که گویا نشانههای منجی را دارد اما از قوم آنان نیست. در دیالوگهای بزرگان این قوم مشخص میشود آنان در تمام این سالها چشم انتظار آمدن کودکی از میان قوم خود بودند که بتواند آنان را به عنوان قوم برگزیده در سرزمینی که آن را سرزمین اصلی خود میدانند سکنی دهد.
ساموئل فیلم مجیدی، با بازی محسن تنابنده نماینده اینگروه از یهودیان در مکه و بازرگانی است که مال التجاره آنان را به مکه میبرد و با اعراب دادوستد میکند تا تجارت قوم یهود انجام شود. او آنان را از آمدن یک منجی آگاه میکند، اما منجیای که شاید از میان قوم آنان نباشد؛ هرچند که او نیز میخواهد منجی از قوم آنان باشد تا منجی جهان از میان یهودیت به دنیا معرفی شود.
نجواهای ساموئل با منجی که نشانههای او را دیده است
این خط روایت …











