
ویژه نامهها
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: امشب تهران، بوی نجف میدهد. بوی چای موکبها، بوی اسپند، بوی پرچمهای خیس از اشک و بوی دلتنگی مردمی که آمدهاند آخرین مسیر عاشقیشان را در کنار آقایشان قدم بزنند. شاید سالها بعد، وقتی از این دو روز سخن بگویند، کسی از تعداد این موکبها چیزی یادش نماند، اما همه به خاطر خواهند سپرد که مردمی بودند که برای بدرقه رهبرشان، اربعین را یک ماه زودتر به تهران آوردند.
اربعین برای ما ایرانیها یعنی عشق یعنی حسین، یعنی دلدادگی در مسیر دلدار، یعنی طریقی که رسم عاشقی در آن، بلدی میخواهد. و القصه ما ایرانیها این رسم را خوب بلدیم. آنقدر خوب که برای بدرقه آقایمان از مصلی، اربعین دیگری را رقم بزنیم.
گویی دیوارهای مصلی، گنجایش این حجم از عشق مردم به رهبرشان را ندارد. انگار این عشق، از دیوارهای شبستان سرریز کرده، به خیابانهای اطراف رسیده و مثل رودی که خودش را به دریا میرساند، در شهر جاری شده است. صدای اذان که از گلدستههای مصلی بلند میشود، مردم همانجا، میان موکبها، نماز را اقامه میکنند. خودشان را آماده میکنند برای نماز دیگری. نمازی که باید فردا صبح، بر پیکر عزیز دلشان بخوانند.
.
چند قدم آنطرفتر، دیگهای بزرگ یکی از موکبها بیوقفه میجوشد. خادمان، با شتاب، غذا آماده میکنند. شربتهای خنک، در دست زائرانی میچرخد که پیاده، راهی طولانی را آمدهاند تا خودشان را به مصلی برسانند. لیوانهای آب که میان مردم پخش میشود، ناخودآگاه، مرا به یاد مسیر مشایه میاندازد. به یاد همان صداهای آشنای عراقیها …












