
امیرمسعود عابدین: میگویند که تقلید، صمیمانهترین نوع تمجید است و صنعت خودروسازی این ادعا را کاملا ثابت میکند. در طول سالها، خودروسازان بیشماری پا به عرصه گذاشتهاند، اما برندهای واقعا بزرگ آنهایی هستند که خودروهایی برای پایهگذاری روندهای جدید، الهامبخشیدن به سایر شرکتها و تغییر مسیر کامل تاریخ خودروسازی میسازند. بدترین خودروهای طراحیشده از نظر ظاهر، در نهایت به سطل زباله تاریخ سپرده میشوند؛ در حالی که شاهکارهای واقعی، نوآوریهای تازهای معرفی میکنند که به سرعت در کل این صنعت دست به دست میشوند.
برخلاف برخی خودروهای کلاسیک نسلهای گذشته که نسل جدید از آنها غافل شده است، بسیاری از خودروهایی که طراحیشان بیشترین کپیبرداری را در تاریخ داشته، خودشان سبکهای جدیدی در دنیای خودرو ابداع کردند. این خودروها عملکرد فوقالعاده را با زیبایی منحصر به فردی ترکیب کردند که بلافاصله ارتباط قدرتمندی با خریداران برقرار ساختند. برخی از این طراحیها که با نگاه به رانندگان علاقهمند به مسائل فنی خلق شده بودند، فورا توسط مجموعهای از سازندگان کیتهای بدنه مورد تقلید قرار گرفتند. برخی دیگر نیز ویژگیهای کاربردی جدیدی معرفی کردند که شرکتهای دیگر بهناچار آنها را الگو برداشته و در سراسر جهان پخش کردند. به احتمال بسیار زیاد این خودروها را قبلا دیدهاید، اما اگر هم ندیده باشید، دستکم همزادهای متعدد آنها را از نزدیک مشاهده کردهاید.
فورد موستانگ ۱۹۶۴
وقتی صحبت از طراحی خودروهای کلاسیک میشود، به سختی میتوان مدلی نمادینتر از فورد موستانگ ۱۹۶۴ پیدا کرد. موستانگ از همان لحظه رونمایی، به یک موفقیت عظیم دست یافت و تقریبا به تنهایی کلاس «پونیکار» (Pony Car) را پایهگذاری کرد. در طول سالها، ویژگیهای شاخص این سبک تا حدی مبهم شده است، اما یک پونیکار معمولا خودرویی کامپکت و اسپرت با دو در، چهار صندلی اسپرت و کاپوتی کشیده و چشمگیر است.
میان علاقهمندان خودرو بحثی واقعی وجود دارد که مرز جدایی «ماسلکارها» (Muscle Cars) و «پونیکارها» دقیقا کجاست. نظرها متفاوت است، اما موستانگ ۶۴ نمونه کامل و ایدهآل یک پونیکار است و به راحتی میتوان ردپای تاثیر آن را در سراسر صنعت خودرو دید. جهت اطلاع، پونیکارها خودروهای اسپرت و نسبتا …












