
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا جوادی یگانه در مقاله خود برای مجله سیاست نامه شماره ۲۶، با بررسی ریشههای اندیشه سیاسی ایرانشهری، ترکیبی از میراث باستان، فلسفه یونانی و اسلام ایرانی را عامل اصلی تداوم فرهنگی ایران میداند. برخلاف دیدگاههایی که این تداوم را صرفاً در پیوند «دین و ملک» یا فلسفه باستان خلاصه میکنند، نویسنده بر نقش حیاتی عنصر اسلامی تاکید دارد. از نظر او ایرانیان مسلمان برخلاف گروههای دیگر توانستند از مسیر «ستیز و سازش»، اندیشه ایرانی را با مبانی اسلامی ممزوج و بازآفرینی کنند. جوادی یگانه همچنین با ارجاع به جواد طباطبایی و هانری کربن، پنج دسته از متون تاریخی و ادبی را به عنوان منابع اصلی فهم این اندیشه معرفی میکند. خلاصه ای از مقاله او را در ادامه می خوانید:
****
محتوای اصلی اندیشه ایرانشهری که در این قالب ریخته شد، ترکیبی بود از میراث ایران باستان (که اکثراً مرتبط با نظام سیاسی و گفتار و کردار پادشاهان است)، متون ترجمهشده اندیشه یونانی و نیز اسلام ایرانی. هرچند طباطبایی، آن را تنها ترکیبی از «ترکیب علوم اوایل یونانی و فرزانگی ایرانشهری» (۱۳۹۰: ۹) میداند، و دین و سیاست را در میراث ایران باستان توأمان میداند. به نظر او، اساس اندیشه سیاسی ایرانشهری «توأمان بودن دین و ملک» است. و از نظامی عروضی نقل میکند: «پادشاه نایب امام است و امام نایب پیغمبر و پیغامبر نایب خدای، و خوش گفته در این معنا فردوسی: چنان دان که شاهی و پیغمبری / دو گوهر بود در یک انگشتری». (همان، ص ۱۶۹) غفلت از عنصر اسلامی، خطای بنیادین در فهم عظمت تلاش سترگ ایرانیان در اندیشه ایرانشهری ایجاد میکند. عنصر اسلامی (و نه فقط دینی) فقط در سازگار کردن محتوای آن اندیشه با ایدههای اسلامی نیست. در سدههای سکوت و بازاندیشی، ایرانیان هنوز مسلماننشده، تکاپوهای فراوانی برای «ستیز و سازش» داشتند که ناموفق بود. ورود اسلام به ایران نه بهسادگی بود نه بهسرعت. برخورد اعراب فاتح با آنها که اسلام را نپذیرفتند، شامل «مالیاتگیری، سرکوب و تحقیر» بود (چوکسی، ۱۳۸۱: ۱۳۷)، و البته وضع برای آنها هم که اسلام آورده بودند چندان بهتر نبود. جمشید گرشاسب چوکسی روایت مغلوبان را بیان کرده و نشان داده که زرتشتیان، که در جریان «ستیز و سازش» نتوانستند خود را با جامعه رو به تحول سازگار …












