
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بزرگداشت شهابالدین یحیی سهروردی، فیلسوف بزرگ ایرانی و بنیانگذار حکمت اشراق؛ اندیشمندی که هرچند عمر کوتاهی داشت، اما اثری ماندگار بر تاریخ تفکر اسلامی و حتی فلسفه جهان بر جای گذاشت. نام سهروردی فقط یادآور یک فیلسوف نیست، بلکه نشانه ظهور مکتبی است که کوشید شکاف میان عقل و شهود، فلسفه و عرفان و برهان و حقیقت را از میان بردارد.
بنابر روایت ایکنا، در تاریخ اندیشه اسلامی، معمولاً از سه جریان بزرگ فلسفی یاد میشود؛ فلسفه مشاء با محوریت ابنسینا، حکمت اشراق با محوریت سهروردی و حکمت متعالیه که چند قرن بعد ملاصدرا بنیان نهاد. اگر ابنسینا نماد عقل فلسفی و استدلال منطقی است و ملاصدرا نماد تلفیق گسترده فلسفه، عرفان و آموزههای دینی، سهروردی حلقه واسطی است که با نگاهی نو، افق تازهای در برابر فلسفه اسلامی گشود.
سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری در روستای سهرورد زنجان متولد شد. او از همان سالهای جوانی استعداد شگفتانگیزی در فراگیری علوم عقلی از خود نشان داد و نزد استادان برجسته زمان، فلسفه، منطق، فقه و کلام را آموخت؛ اما آنچه او را از دیگر فیلسوفان عصر خود متمایز کرد، بسندهنکردن به آموزشهای رایج بود. وی معتقد بود، حقیقت فقط از مسیر استدلال عقلی به دست نمیآید و انسان برای دستیابی به معرفت کامل، نیازمند نوعی شهود و روشنشدگی درونی نیز هست.
این نگاه، پایههای حکمت اشراق را شکل داد؛ مکتبی که نور را محور تبیین هستی قرار میدهد. در فلسفه سهروردی، نور تنها حقیقت بنیادین عالم است. همه موجودات به اندازه بهرهای که از نور دارند، از وجود و کمال برخوردارند. در رأس این سلسلهمراتب، نورالانوار قرار دارد که سرچشمه همه هستی است و سایر موجودات، مراتب مختلفی از تجلی آن نور بهشمار میروند.
از همین منظر است که بسیاری از پژوهشگران، فلسفه اشراق را فلسفه نور مینامند. البته نور در اندیشه سهروردی، مفهومی صرفاً نمادین یا شاعرانه نیست، بلکه بنیانی فلسفی دارد و ساختار هستیشناسی او بر همین اصل استوار شده است. به بیان دیگر، او کوشید نظامی فلسفی ارائه دهد که در آن، مفاهیم عقلی و تجربه شهودی در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند.
یکی از مهمترین ویژگیهای سهروردی، احیای سنت حکمت ایرانی بود. او بر این باور بود که پیش از ظهور فلسفه یونان …












