
حسام الدین آشنا: دوستان عزیز، استادان و همکاران گرامی؛ سلام عرض میکنم. خوشحالم که نخستین نشست «گفتآمد»، که قرار است مجالی برای گفتوگوی صمیمانه اهالی ارتباطات باشد، با بزرگداشت دکتر عبدالله گیویان همراه شده است.
درباره عبدالله گیویان میتوان از راههای مختلفی سخن گفت. میتوان از کتابهایش گفت، از ترجمههایش، از سالهای تدریس، از پایاننامههایی که راهنمایی کرده، از سابقه طولانیاش در صداوسیما، از پژوهشهایش درباره دین و رسانه، از مردمنگاری و پژوهش کیفی.
من که از سال 1365 عبدالله گیویان را دیدهام و هم فرصتی داشتهام با او کار کنم، میخواهم از زاویه دیگری به او نگاه کنم. اگر بخواهم برای مجموعه کارهای عبدالله یک کلمه پیدا کنم، آن کلمه «کیفیت» است.
و اگر بخواهم برای خود عبدالله، پیش از همه عناوین دانشگاهی و اداریاش، وصفی پیدا کنم، شاید بگویم: عبدالله، در بنیاد شخصیتش یک «معناپژوه» است.
نه به این معنا که از جهان جدید فاصله گرفته باشد. درست برعکس. سالهایی را در غرب زیسته و تحصیل کرده؛ دکترای خود را از سواس گرفته و رسالهاش را درباره نسبت دین، تلویزیون و فرهنگ در ایران پس از انقلاب نوشته است. اما غربدیدگی او را غرب زده نکرد و نتوانست او را از ریشههایش جدا کند.
اتفاقاً شاید همین ترکیب برای فهم عبدالله مهم باشد: کسی که مردمشناسی خوانده، با نظریههای ارتباطات آشناست، سالها با رسانه مدرن کار کرده، تلویزیون را از درون میشناسد، اما وقتی جهان را نگاه میکند، همچنان بیش از «ظاهر»، دنبال معنا میگردد. و من فکر میکنم «کیفیت» از همینجا آغاز میشود.
کیفیت؛ نه فقط در روش تحقیق
ما وقتی در دانشگاه از «کیفی» سخن میگوییم، فوراً ذهنمان میرود سراغ روش تحقیق کیفی؛ مصاحبه عمیق، مشاهده، مردمنگاری، کدگذاری، نظریه دادهبنیاد و مانند آن.عبدالله البته در رواج این سنت در مطالعات ارتباطات ایران سهم جدی داشته است.
از ترجمه روشهای تحقیق کیفی در علوم ارتباطات تا راهنمای کدگذاری برای پژوهشگران کیفی و آثار بعدی درباره نظریه دادهبنیاد، مصاحبه کیفی و راهنمای پژوهش کیفی، او در عمل بخشی از کتابخانه فارسی پژوهش کیفی را ساخته است.
اما گمان میکنم اگر «کیفیت» را در عبدالله به «روش تحقیق کیفی» محدود …









![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)


