
گروه اندیشه: روزنامه ایران در یادداشتی با عنوان «تبدیل زندان به بوستان»، با تاملی در مواجهه عرفانی با پیله خویشتن و دیوارهای ذهن، به رهایی آدمی می پردازد. نویسنده در این یادداشت کوتاه با بازخوانی فرازی درخشان از مقالات شمس تبریزی، زندان را نه صرفاً سلولی فیزیکی، بلکه محصول وسواسها و افکار منفی ذهنی میداند. نویسنده نشان میدهد چگونه آدمی با خیالات مذموم چون کرم ابریشم پیلهای تنگ گرد خود میتند و جهانِ بوستانگونه را به زندان بدل میسازد؛ در حالی که رهایی حقیقی در تغییر نگاه نهفته است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
خودم را تصور میکنم نه در یک سردابه قرون وسطایی بلکه جایی مثل نقاشی هواخوری زندان ونگوک با آن دیوارهای بلند آجری و کف موزائیکی برجسته وقتی آخرین پیچ حیاط را چرخیدیم و با صدای سوت افسر نگهبان، بشمار سه خودمان را به سلول رساندیم یا مانند مایکل در سریال Prison Break وقتی با دمپایی و لباس زندان وارد شد و عکسهای تمامرخ و نیمرخ از او گرفتند و شانه به شانه مسئول آن شیفت، به اتاقش رفت و در قطور آهنی بسته شد.
در آن هنگام و به منظور آشنایی با محیط تازه سر میگردانم تا همه جای آن فضا را با دقت ببینم و به یاد بسپارم و اگر چشمم در میان آن همه دیوارنوشته به متن زیر میافتاد چقدر روحیهام بالا میرفت برای سپری کردن دوران حبس: «ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم. چون زندان ما بوستان گردد، بنگر که بوستان ما خود چه باشد!»
تبدیل زندان به بوستان و اینکه زندان میتواند تنها آن سلولهای تاریک در دایره تصورات من هم نباشد …











