
به گزارش خبرآنلاین، میان آنها میآمد، پای حرف زنان و دختران در معرض آسیب مینشست و برایشان از اخلاق، دین و زندگی میگفت. اهالی او را فقط با نام «خانم حسینی» میشناختند. حالا که خبر شهادتش به گوش مردم محله رسیده، تازه فهمیدهاند زنی که ساده و بیادعا روی فرشهای رنگ و رو رفته طبقه بالای مسجد مینشست و با آنها از زندگی حرف میزد زهرا حدادعادل، عروس امام شهید و همسر رهبر کنونی کشور بود. همین کشف دیرهنگام، حسرت بزرگی برای مردم هرندی ساخته است: «کاش میدانستیم چهکسی مهمان مسجد ما شده بود.»
همشهری آنلاین نوشت: خیابان هرندی را وارد شوی درست بعد از تکیه مرتضی علی کوچه باریکی با خانههای ریزدانه و تیربرقهای پشت سر هم قرار دارد به نام کوچه خورشید؛ یکی از کوچههای قدیمی و شلوغ که یکی از قدیمیترین مساجد این محله را در دل خودش جای داده است به نام مسجد امام حسن مجتبی(ع). مسجدی که قدمتش به سال ۱۳۴۸ برمیگردد و سالهاست در میان آسیبهای اجتماعی این محله، مأمنی برای اهالی بوده است اما در طبقه بالای همین مسجد، جایی با سقفی کوتاه و قالیهای کهنه و رنگ و رو رفته مدتها بانویی رفتوآمد میکرد به بهانه آموزش درس زندگی و خانواده برای زنان در معرض آسیب محله؛ کسی که برای خودش جایگاه ویژهای نمیخواست. زنان و دختران دورش جمع میشدند و او با حوصله به حرفهایشان گوش میداد. نه از تشریفات خبری بود و نه از فاصلهای که معمولا میان آدمها و مسئولان یا خانوادههای شناختهشده وجود دارد. او برای اهالی همان «خانم حسینی» بود.
اگر میدانستیم کیست جور دیگری پذیرایی میکردیم
سرایدار مسجد هنوز وقتی از او حرف میزند، بغض در صدایش مینشیند. میگوید آن روزها هیچکس نمیدانست مهمان ساده و بیتکلف مسجد چه نسبتی با رهبر انقلاب دارد. پذیرایی ما خیلی ساده بود؛ همان امکاناتی که در مسجد داشتتیم، یک استکان چای و چند حبه قند. میگوید اگر میدانستیم او عروس رهبر است همهچیز فرق میکرد. مسجد را برای آمدنش آماده میکردیم، بهترین پذیرایی را برایش تدارک میدیدیم و زندگیمان را برایش میگذاشتیم. حالا که حقیقت را فهمیدهاند یک حسرت بیشتر برایشان نمانده است: چرا متوجه نشدیم او کیست.
مریم اسفندیاری، از همسایههای مسجد، میگوید رفتار خانم حسینی از همان ابتدا برایمان عجیب بود. همه ما زنان …












