
به گزارش خبرآنلاین، جنگی که از پی حمله تجاوزکارانه ایالات متحده و اسراییل از ۹ اسفند آغاز شد به جنگی دامن زده که پس از ۵ ماه هنوز دامن منطقه و حتی اقتصاد جهان را رها نکرده است. واشنگتن با این تصور که با یک حمله ناگهانی خواهد توانست نظام سیاسی را به خدمت خود در آورد، به تهران حمله کرد ولی در دستیابی به اهداف خود شکست خورد و این امر به طولانیتر شدن جنگ انجامید.
جنگ تنها بخش نظامی و دفاعی یک کشور را درگیر نمیکند و تمام ابعاد یک زندگی اجتماعی را دگرگون میکند. اقتصاد هم از این قاعده مستثنی نیست و همزمان با بسته شدن تنگه هرمز که اقتصاد جهانی را دچار چالش کرد، سیاستگذاری در ایران هم میتواند بر روند جنگ و کمبود منابع غلبه کند یا با اقدامات اشتباه زمینه تشدید مشکلات را فراهم آورد.
حسین راغفر، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا به خبرآنلاین گفت: ما در میانه جنگ قرار داریم اما برخی دوست دارند طوری وانمود کنند که گویا وضعیت کشور نرمال است. این نگاه را حتی در برخی مسئولان بلندپایه کشور هم میتوانیم مشاهده کنیم که ترجیح میدهند طوری برخورد کنند که انگار همه چیز سر جای خودش است و ما در یک حالت عادی قرار داریم. در صحنه اما به نظر میرسد کشور حتی در آستانه حملات دوباره آمریکا و اسراییل باشد و باید برای این حمله احتمالی هم آماده بود.
او ادامه داد: مشکل این است که وقتی وضعیت را نرمال جلوه میدهیم، باید تخصیص منابع را هم مانند یک وضعیت عادی و باثبات انجام دهیم ولی جنگ منابع ما را شدیدا محدود کرده و گذر از این دوره نیازمند تخصیص منابع به اولویتهای اصلی کشور است. نرمال جلوه دادن شرایط کشور در نهایت انتظارات عمومی را طوری شکل میدهد که در یک وضعیت نرمال باید مطرح شود. اینجا است که سیاست «عادی نمایی» کشور میتواند به ضد خودش بدل شود.
کارشناس اقتصاد سیاسی درباره اینکه کدام الگو میتواند به سیاستگذاری اقتصادی امروز کمک کند، پاسخ داد: استفاده از تجارب جنگ ۸ ساله برای امروز کشور راهگشا خواهد بود. با اینکه جمهوری اسلامی در آن سالها جوان و کم تجربهتر بود، موفق شد از آن گردنه دشوار با موفقیت عبور کند و کشور را به روزهای صلح برساند. بنابراین الگوی ما میتواند داخلی باشد.
تجربه دولت جنگ مورد توجه قرار گیرد
راغفر در مورد ویژگیهای دولت جنگ توضیح …











