
گروه اندیشه: دکتر جواد حیدری در مقاله ای که پیرامون کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» نوشته دکتر علی میرسپاسی، در سایت مشق نو منتشر کرده، جابهجایی صورتمسئله تاریخی روشنفکری ایران را به بحث میکشد. نویسنده با نقد چهار گفتمان فلجکننده شامل «عقبماندگی»، «انحطاط»، «دوگانه سنت/تجدد» و «نوستالژی باستانگرایی»، نشان میدهد که غرق شدن در «کینهتوزی تاریخی» و تکرار پرسش «چرا عقب ماندیم؟»، جامعه را در انفعال نگه داشته است. کتاب با ساختارشکنی از روایت های رایجی چون «افسانه عباسمیرزا»، انقلاب مشروطه را پروژهای اصیل و مدرنیتهای زیسته معرفی میکند. از نظر حیدری، میرسپاسی با بهرهگیری از پراگماتیسم جان دیویی و رویکرد توانمندی آمارتیا سن، واژه بومی «آبادانی» و «مراقبت از زندگی مشترک» را جایگزین توسعه وارداتی میکند. در نهایت، با آسیبشناسی علوم اجتماعی، راهکار عبور از تقلید را «میهماننوازی فکری»، بازسازی امید اجتماعی و تلاش برای ترسیم «جامعه نیک» رو به آینده میداند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
**** ۱
فرض کنید بیماری سالها نزد پزشکان مختلف رفته و همیشه یک سؤال پرسیده: «چرا من مثل دیگران سالم نیستم؟» روزی پزشکی به او میگوید: «مشکل شما در پاسخ نیست، در سؤال است. بپرسید سلامتی برای من چه معنایی دارد و چطور به آن برسم.» علی میرسپاسی، جامعهشناس ایرانی، در کتاب بسیار مهم خودش، «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» دقیقاً همین کار را با ذهن ما ایرانیان میکند.
او میگوید پرسشی که از دوران مشروطه تا امروز نسل به نسل تکرار کردهایم، «چرا ما عقب ماندیم و غرب پیشرفت کرد؟» خودش بخشی از بیماری است، نه راه درمان. پیشنهاد او جایگزینی این پرسش با پرسشی دیگر است: «جامعهی نیک برای ایرانیان چه معنایی دارد و چگونه میتوان آن را ساخت؟» تفاوت ظاهراً کوچک است اما یکی نگاه به عقب و غرق در حسرت است؛ دیگری نگاه به جلو و همراه با مسئولیت. جواد حیدری
میرسپاسی نشان میدهد فضای فکری ایران معاصر اسیر چند «گفتمان طاقتفرسا» شده- روایتهایی که هر یک به شکلی، افق آینده را میبندند. گفتمان اول «عقبماندگی» است که میگوید غرب معیار مطلق است، ما همیشه عقبتریم. مهمترین ایراد این گفتمان نوعی احساس دائمی کمبود است.
گفتمان دوم «انحطاط است» …











