
عصر ایران ؛ نهال موسوی - چند روز قبل شکرخدا گودرزی تهیهکننده و کارگردان تئاتر در مصاحبهای با ایرنا به نکات جالب توجهی اشاره کرد و گفت: «تئاتر هم این روزها تبدیل به کارهای سینمایی بساز بفروشی شده است.
زمانی هشدار میدادیم و میگفتیم رونمایی ماشین مگان را میتوانند در جای دیگری برگزار کنند نه در تالارهای اصلی تئاتر. تالار وحدت سالن عروسی نیست، ویترین فرهنگی ماست. با این چنین روندی نمیشود گفت چرا میخفروش هم تهیهکننده تئاتر میشود.
با چنین روندی، تئاتر از یک کالای فرهنگی به کالای تجاری صرف تبدیل و ماهیت آن تغییر کرد، اینجاست که کارکرد آن عوض میشود و نوع آدمهایی که کنار تئاتر میآیند نیز تغییرپذیر شد. وقتی ماهیت تجاری به هنری تئاتر میچربد، طبیعتا عدهای تاجر با هر شغلی فرقی نمیکند و در این عرصه وارد تهیهکنندگی میشوند. شاید بتوان گفت که طرف پولدار فکر میکند فرهنگ هم دارد.»
یکی از مشهورترین جملات تاریخ تئاتر را آگوستو بوآل گفته است: «تئاتر شکلی از شناخت است؛ باید وسیلهای برای دگرگون کردن جامعه باشد.» و همچنین آرتور میلر هم نوشته است: «تئاتر مکانی است که یک ملت، خود را به خودش معرفی میکند.»
اینکه امروز یک کارگردان باسابقه تئاتر از تبدیل شدن این هنر به «بساز و بفروشی» سخن میگوید، فقط گلایه یک هنرمند از وضعیت حرفه خود نیست، بلکه هشداری درباره تغییر ماهیت یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور است. مسئله فقط حضور سرمایه در تئاتر نیست، بلکه غلبه منطق بازار بر هنری است که اساساً قرار بوده محل اندیشه، تجربه و گفتوگوی اجتماعی باشد.
سالهاست تئاتر ایران با مشکلاتی مانند کاهش حمایتهای دولتی، گرانی تولید، افزایش هزینه سالنها و افت قدرت خرید مخاطبان دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی طبیعی است که سرمایهگذار به دنبال بازگشت سرمایه باشد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که فروش، تنها معیار ارزشگذاری یک نمایش میشود و همه چیز، از انتخاب متن و کارگردان گرفته تا بازیگر و شیوه تبلیغات، در خدمت گیشه قرار میگیرد.
نتیجه چنین روندی را امروز بهوضوح میتوان دید، نمایشهایی که بیش از آنکه بر کیفیت هنری، نوآوری یا دغدغه فرهنگی تکیه داشته باشند، بر حضور چهرههای مشهور، تبلیغات پرزرق و برق و فروش بلیتهای گران حساب باز میکنند. در این میان، …











