
به گزارش خبرنگار ایلنا، تأمین اجتماعی یک اداره دولتی نیست؛ بودجهاش از چاههای نفت خوزستان یا مالیاتهای عمومی تأمین نمیشود. خشت به خشتِ این سازمانِ عظیم، با کسرِ مستقیم از عرق جبین و سفرهی محقر کارگران و بیمهشدگان بنا شده است. با این حال، سالهاست که نفوذ نگاههای برآمده از سرمایهداری نئولیبرال بر ساختار سازمان تامین اجتماعی باعث شده تا این نهاد به جای پاسخگویی به صاحبان اصلیاش، همچون حیاط خلوتِ دولت در نظر گرفته شود.
عزل ناگهانی مصطفی سالاری از مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی و انتصاب سرپرست جدید با دستور نهادهای بالادستی و شخص وزیر کار، بار دیگر داغِ کهنهی جامعه کارگری را تازه کرد. پرسش اساسی اینجاست: بر اساس کدام قانون، دولتی که خود بزرگترین بدهکار به این صندوق است، به خود اجازه میدهد برای اموالِ بیش از ۴۵ میلیون ذینفع (کارگران و بازنشستگان) بدون نظرخواهی از آنها تصمیمگیری کند؟
اصل «سهجانبهگرایی» (مشارکت دولت، کارگر و کارفرما) که ستون فقرات مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار (ILO) است، در ایران به یک نمایش تلخ تقلیل یافته است. فاجعهبارتر اینکه شنیدهها حاکی از آن است که حتی نمایندگان کارگریِ حاضر در هیئت امنای تامین اجتماعی نیز در جریان این عزل و نصبِ یکشبه نبودهاند.
سمیه گلپور، فعال کارگری و رئیس پیشین کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران، در گفتگوی زیر، بر لزوم پایبندی عملی به سهجانبهگرایی در مدیریت تامین اجتماعی تاکید کرد.
تخصص بیمهای؛ حلقه مفقوده در انتصابات جدید
شوک تغییر مدیریتی ناگهانی در راس بزرگترین صندوق بیمهای کشور، آن هم در شرایطی که این سازمان با ناترازیهای عمیق روبروست، از نگاه شما به عنوان یک فعال کارگری چه پیامی برای صاحبان اصلی این صندوق دارد؟
این انتصاب را نمیتوان صرفاً یک تصمیم اداری دانست. سازمان تأمین اجتماعی نهادی است با قریب به ۵۰ میلیون ذینفع و داراییهایی در حد صدها هزار میلیارد تومان.
این سازمان یک صندوق بیمهای است، نه یک اداره دولتی معمولی. مدیریت آن مستلزم تخصص در بیمه، محاسبات اکچوئری (بیمهسنجی)، مدیریت سرمایهگذاری، بنگاهداری و مدیریت صندوقهای بیمهای است. گویا سرپرست جدید در این حوزهها سابقه مرتبط چندانی ندارند.
باید بدانیم، تجربه مدیریتی …








![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


