فرارو- پاریس هنوز بیدار بود. شب ۳۱ اوت ۱۹۹۷، شهر مثل همیشه پر از نور و رفتوآمد بود. رود سن آرام از کنار ساختمانهای تاریخی میگذشت و برج ایفل، کمی دورتر، در تاریکی شب میدرخشید. در هتل ریتز، یکی از مشهورترین هتلهای پاریس، زنی نشسته بود که میلیونها نفر در سراسر جهان او را میشناختند؛ زنی که سالها بود زندگی خصوصیاش دیگر خصوصی نبود.
دایانا، پرنسس ولز، ۳۶ ساله بود.
او دیگر همسر شاهزاده چارلز نبود، اما هنوز یکی از مشهورترین زنان جهان محسوب میشد. دوربینها تقریباً هر جا که میرفت دنبالش میکردند. آن شب هم همینطور بود.
دایانا همراه دودی فاید، پسر محمد الفاید، مالک وقت هتل ریتز و فروشگاه هارودز، در پاریس بود. چند ساعت قبل را در هتل و اقامتگاه متعلق به خانواده فاید گذرانده بودند. رابطه آن دو تازه شکل گرفته بود و همین موضوع خوراکی تمامنشدنی برای روزنامهها و عکاسان پاپاراتزی شده بود.
اما آن شب قرار نبود فقط یک داستان عاشقانه به پایان برسد.
قرار بود یکی از مشهورترین رازهای قرن بیستم آغاز شود. فرار از دوربینها
کمی پیش از نیمهشب، تصمیم گرفته شد دایانا و دودی با یک مرسدس بنز S280 از هتل خارج شوند. راننده خودرو هنری پل بود؛ مدیر امنیتی هتل ریتز که آن شب پشت فرمان نشسته بود. محافظ شخصی دایانا، ترور ریس-جونز، نیز همراه آنها بود.
هدف ساده بود: رسیدن به آپارتمان دودی در خیابان آرسن هوسای، بدون اینکه پاپاراتزیها بتوانند خودرو را تعقیب کنند.
اما تعقیب آغاز شد.
موتورسواران و عکاسانی که میخواستند تصویری از دایانا و دودی به دست آورند، خودرو را دنبال کردند. مرسدس وارد خیابانهای پاریس شد و بعد به سمت تونل پون دو آلما رفت؛ تونلی در کنار رود سن که قرار بود تنها چند ثانیه از مسیر آن شب باشد.
هیچکس نمیدانست که آن تونل قرار است نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت کند.
در ورودی تونل، مرسدس با سرعت بسیار زیادی حرکت میکرد. گزارشهای رسمی سرعت خودرو را بسیار بالاتر از حد مجاز ارزیابی کردند. سپس اتفاقی افتاد که هنوز هم تصاویرش در ذهن کسانی که آن شب را به یاد دارند باقی مانده است.
خودرو از کنترل خارج شد.
به ستون بتنی برخورد کرد. …












