
بابک کاظمی در اعتماد نوشت: جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که تحولات غرب آسیا دیگر با الگوهای گذشته قابل تحلیل نیست. سالها بود که بنیامین نتانیاهو از طرحی سخن میگفت که آن را خاورمیانه جدید مینامید. طرحی که بر پایه تغییر موازنه قدرت، حذف یا تضعیف بازیگران مخالف و تثبیت برتری راهبردی اسراییل شکل گرفته بود. تصور طراحان این پروژه آن بود که با فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی، عملیات امنیتی و در نهایت درگیری نظامی میتوان نقشه جدیدی از منطقه ترسیم کرد و اراده ملتهای منطقه را در برابر خواستههای خود تسلیم ساخت.
اما آنچه در میدان رخ داد با آنچه در اتاقهای فکر طراحی شده بود، تفاوت فراوان داشت. جنگ نه تنها بسیاری از اهداف اعلام شده را محقق نکرد، بلکه نشان داد که معادلات غرب آسیا نسبت به گذشته دگرگون شده است. امروز دیگر هیچ بازیگری نمیتواند بدون در نظر گرفتن وزن و نقش ایران درباره آینده منطقه تصمیم بگیرد. این واقعیتی است که حتی بسیاری از تحلیلگران بینالمللی نیز به آن اشاره کردهاند.
نتانیاهو تلاش کرد با تبدیل بحرانهای منطقه به فرصتی برای گسترش نفوذ سیاسی و امنیتی جایگاه خود را تثبیت کند. او تصور میکرد که ادامه تنشها موجب شکلگیری ائتلافی گسترده علیه ایران خواهد شد و در نهایت موازنه قدرت به سود اسراییل تغییر خواهد کرد. اما روند تحولات نتیجه دیگری را رقم زد. مقاومت بازیگران منطقه و افزایش هزینههای جنگ موجب شد بسیاری از این محاسبات با شکست روبهرو شود.
در سوی دیگر ایران تلاش کرد با تکیه بر ظرفیتهای دفاعی، دیپلماسی منطقهای و همکاری با کشورهای همسایه از گسترش بیثباتی جلوگیری کند. این رویکرد سبب شد نقش ایران در معادلات امنیتی منطقه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. حتی کشورهایی که در گذشته فاصله سیاسی بیشتری با تهران داشتند، امروز به این نتیجه رسیدهاند که امنیت پایدار بدون گفتوگو و همکاری منطقهای دست یافتنی نیست.
واقعیت آن است که نظم جدید غرب آسیا نه با خواست یک قدرت خارجی، بلکه بر اساس واقعیتهای میدانی و منافع کشورهای منطقه شکل خواهد گرفت. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مداخله …








