
رویداد۲۴ | داریوش اقبالی یکی از پرمناقشهترین چهرههای فرهنگ عامه ایران است؛ نمادی از چپگرایی که توانسته خود را به فرهنگ عامه و موسیقی پاپ ایران تحمیل کند. خواندن ترانههایی مانند «بوی گندم» که اشارات چپگرایانه آشکاری دارد، باعث شده او را نماد این جریان فکری و سیاسی بدانند.
موسیقی پاپ ایران چهرههای جدیتری مانند فرهاد مهراد و فریدون فروغی هم داشته است، اما آنها بسیار نخبهگراتر از داریوش بودند. داریوش بیشتر شنیده شد، بیشتر دیده شد و بیش از بسیاری از خوانندگان دیگر در ذهن ایرانیان جا گرفت.
شاید به همین دلیل است که آخرین آهنگ او، «وهم» یا «توهم توطئه»، تا این اندازه در فضای مجازی سروصدا کرده است؛ آهنگی که در لفافه و با محافظهکاری، نه فقط ساختار سیاسی و اپوزیسیون خارج از کشور، بلکه مردمی را نیز نقد میکند که مدام تاریخ را تکرار میکنند.
ساختار ترانه داریوش شاید به ابهام و محافظهکاری پهلو بزند، اما مضمون آن صریح است و دقیقاً همین صراحت مضمونی است که گروههای سلطنتطلب را عصبانی کرده و به واکنش واداشته است.
حمله داریوش فقط متوجه ساختار سیاسی موجود نیست، بلکه تاریخی را هدف گرفته که ساختار استبداد را مدام بازتولید میکند. ترانه او به نوستالژی برای ستایش دوران پهلوی تبدیل نمیشود و همین موضوع یکی از دلایل خشم سلطنتطلبان است.
اما نکته مهمتر این است که داریوش را نمیتوان در دسته خوانندگانی قرار داد که موضع سیاسی روشنی ندارند. او در مخالفت با جمهوری اسلامی صراحت داشته و درباره دلایل خروجش از ایران در وبلاگ خود نوشته است: «پس از انقلاب ۱۳۵۷ و به دنبال کشتار، خونریزی و خفقان حاکم بر سرزمینم، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بیانتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم.»
این صراحت لهجه در گذشته باعث شده نتوان او را خوانندهای غیرسیاسی دانست که برای بازگشت به ایران حاضر است هر کاری انجام دهد. داریوش موضع داشته و این موضع را پیش و پس از انقلاب آشکارا اعلام کرده است.
چه آن زمان که «بوی گندم» میخواند و آیتالله خامنهای، به نقل از آیتالله منتظری، گفته بود: «من در زندان که بودم هر کس که تازهوارد بند میشد ترانه بوی گندم داریوش را روی لب داشت و تأثیر این هنرها از منبرهای ما بیشتر است» و چه …













