به گزارش اصلاحات نیوز؛
محمد رئیسزاده در افتتاحیه بیست و دومین کنگره بینالمللی انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران و در آستانه روز پزشک و روز داروساز، با تبریک این مناسبت به جامعه پزشکی، گفت: روز پزشک تنها روز تکریم جامعه پزشکی یا پاسداشت یک سنت نیست، بلکه روز تکریم یک تمدن و پاسداشت یکی از اصلیترین فصول کتاب تاریخ تمدن ایران است.
وی افزود: یکی از فصول درخشان تاریخ تمدن کشور ما، فصل پزشکی است و روز پزشک در واقع متعلق به همه مردم ایران و متعلق به سلامت ایران و ایرانیان است؛ روز افتخار به میراث گرانبهایی که کشور ما داشته و سالیان متمادی، حدود ۶۰۰ سال، کتابهای پزشکی ایران مرجع بلامنازع دانشکدههای طب در اروپا و سراسر دنیا بوده است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی با اشاره به جایگاه متخصصان زنان و زایمان اظهار کرد: متخصصان زنان و زایمان، معماران آینده ایران هستند و سلامت نسل و جمعیت فردای ایران در دستان توانمند این عزیزان است. بنابراین، رشته زنان و زایمان تنها یک رشته تخصصی نیست، بلکه بسیار فراتر از این تعریف است.
رئیسزاده با اشاره به دستاوردهای جامعه پزشکی کشور گفت: علیرغم همه چالشها و مشکلات و به نسبت حجم عظیم خدماتی که در کشور ارائه میشود، جامعه پزشکی و نظام سلامت ایران در دنیا کمنظیر است و خدمات بسیار ارزشمند، پیچیده، تکنیکال و متناسب با علم روز دنیا توسط جامعه پزشکی ارائه میشود.
وی ادامه داد: شاخصهای سلامت نیز این موضوع را نشان میدهد و بخش مهمی از این شاخصها متعلق به متخصصان زنان و زایمان و همکاران آنهاست.
وی با اشاره به کاهش مرگومیر مادران باردار گفت: برای اثبات این موضوع کافی است به شاخص مرگومیر مادران باردار در کشور اشاره کنم که از بالای ۲۰۰ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار تولد زنده، به حدود ۱۷ تا ۲۵ مورد رسیده است؛ کاهشی که به معنای جلوگیری از حدود ۳ هزار مرگ مادر باردار در سال است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی تأکید کرد: پشت هر عددی که کاهش پیدا کرده، مادری قرار دارد که به عنوان ستون خانواده از دنیا نرفته، نوزادی است که زنده مانده و در دامان مادر رشد کرده، خانوادهای است که داغدار نشده و قوم و خویشی است که با تولد یک فرزند در دامان مادری زنده، چشمش روشن شده است؛ بنابراین اینها فقط عدد نیستند.
رئیسزاده در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات آینده پزشکی اظهار کرد: در آستانه روز پزشک لازم است نیمنگاهی نیز به آینده پزشکی کشور داشته باشیم. پزشکی چهارپایه، هوش مصنوعی، ژنومیکس، بیگدیتا، سلولدرمانی و فناوریهای نوین، عرصههای اصلی رقابت و انقلاب آینده پزشکی در دنیا هستند که هماکنون در حال شکلگیری و گسترشاند.
وی افزود: ما نباید نسبت به این انقلاب در حال تکامل بیتفاوت باشیم و هرکس در رشته تخصصی خود باید نسبتش را با این انقلاب عظیم و بنیادین مشخص کند. انجمنهای علمی نیز وظیفه دارند این تحولات را رصد کنند و مشخص کنند که این فناوریها چه نقشی در رشته زنان و زایمان خواهند داشت و برای مثال، رباتیک سرجری در این حوزه چه کاربردی دارد و ما اکنون در چه جایگاهی قرار داریم.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی با بیان اینکه کشور در حوزه جراحی رباتیک از منطقه عقب است، گفت: در برخی کشورهای اطراف ایران بیش از ۵۰ دستگاه ربات جراحی فعال است، در حالی که ما از این فناوری عقب هستیم و نمیتوانیم از این رقابت عقب بمانیم.
وی در عین حال به برخی دستاوردهای پزشکی ایران اشاره کرد و افزود: ایران در درمان ناباروری رتبه سوم دنیا را دارد، در سرعت کاهش مرگومیر مادران نیز در رتبه سوم جهان قرار گرفته و در دسترسی به زایمان بهداشتی جزو ۱۰ کشور اول دنیاست، اما در حوزه رباتیک جراحی عقب هستیم و باید این فناوریها را با جدیت دنبال کنیم.
رئیسزاده تصریح کرد: رقابت آینده، رقابت بین هوش مصنوعی و پزشک نیست؛ بلکه رقابت میان پزشکی است که به هوش مصنوعی مجهز شده و پزشکی است که خود را به فناوریهای نوین مجهز نکرده است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی با انتقاد از درگیر شدن مداوم جامعه پزشکی با مسائل فرساینده گفت: اگر حاکمیت، رسانهها و مسئولان به طور مرتب جامعه پزشکی را درگیر حواشی کماهمیت و فرساینده و منازعاتی مانند افزایش ظرفیت پزشکی، کرامت اجتماعی، تعرفههای دستوری و مالیاتهای سنگین کنند و ما را مدام مجبور به دفاع در این حوزهها کنند، طبیعی است که فرصتی برای پرداختن به افقهای آینده پزشکی باقی نمیماند.
وی افزود: حاکمیت باید از جامعه پزشکی حمایت کند و توان این جامعه را صرف آینده پزشکی کشور کند، نه اینکه مرتب موتور ما را خاموش کرده و ما را درگیر منازعات و حواشی کند.
رئیسزاده هشدار داد: اگر حاکمیت، مسئولان، رسانهها و سیاستگذاران به این مسئله توجه نکنند، موضوع فقط از دست دادن زمان نیست، بلکه از دست دادن سلامت ایران در آینده است.
وی درباره موضوع افزایش ظرفیت پزشکی نیز گفت: چرا باید توان ما در نظام پزشکی اینقدر صرف یک امر بدیهی مانند افزایش ظرفیت شود؟ سرانه پزشک به جمعیت در کشور ما اکنون حدود ۱۹ به ازای هر ۱۰ هزار نفر است و از دنیا عقب نیستیم و با این سرعت افزایش ظرفیت، این رقم به ۲۷ در ۱۰ هزار نفر خواهد رسید. حق مردم ما فقط رسیدن به یک عدد بالا نیست، بلکه حق مسلم و قطعی مردم، دسترسی به پزشک باکیفیت است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی در ادامه با تأکید بر دشواری و حساسیت رشته زنان و زایمان گفت: شاید خشنترین و بیرحمترین مرزی که یک پزشک، جراح و متخصص باید در آن بایستد و تصمیمگیری کند، در رشته زنان و زایمان باشد.
وی ادامه داد: در یک لحظه، مرز بین خوشبختی و بدبختی، مرز بین زندگی و ممات و مرز بین امید و عزا در یک خانواده، در کسری از ثانیه تغییر میکند و متخصص زنان و زایمان باید همان لحظه تصمیم بگیرد. یک خونریزی ناگهانی، آمبولی یا دیسترس جنین میتواند در یک لحظه همه این مرزها را جابهجا کند و متخصصان زنان در همان نقطه ایستادهاند و باید تصمیمگیری کنند.
وی با انتقاد از بیتوجهی به میزان استرس، ریسک و مسئولیت متخصصان زنان و زایمان گفت: جای تأسف است که در کشور ما و در نظام سلامت، استرس، ریسک، مسئولیت و دشواری این کار ظاهرا قیمتی ندارد. ایستادن ساعتها بالای سر مادری که در حال زایمان است، با همان ساعتی محاسبه میشود که یک پروسیجر ساده انجام میشود. این درست نیست و یک اختلال در نظام سلامت کشور است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی خاطرنشان کرد: فرسودگی شغلی در رشته زنان و زایمان با رشتههای دیگر متفاوت است و حفظ کیفیت در این رشته بسیار مهم و حتی از بسیاری رشتههای دیگر بااهمیتتر است.
رئیسزاده در ادامه با اشاره به بحث سزارین و زایمان طبیعی گفت: در مورد سزارین نباید سادهانگاری شود. همچنین تبدیل کردن اصل اساسی یک زایمان علمی، طبیعی، محترمانه و ایمن به جنگ عددی میان سزارین و زایمان طبیعی، راهبرد درستی نیست.
وی افزود: اگر عدد سزارین بالا رفت، فشار آوردن به جراح زنان و زایمان نیز کار درستی نیست؛ چراکه مجموعهای از عوامل فرهنگی، اقتصادی، دسترسی به زایمان بدون درد، تجربه قبلی، اقتصاد سلامت، زمان، مکان و تسهیلات در این موضوع دخیل هستند.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی تأکید کرد: اینکه کاهش عدد سزارین را فقط بر دوش متخصص زنان و زایمان بگذاریم، کار درستی نیست.
رئیسزاده در بخش دیگری از سخنان خود درباره گرایش بخشی از جامعه پزشکی به فعالیتهای زیبایی گفت: یکی از دلایل اینکه جامعه پزشکی به سمت کارهای زیبایی میرود، این است که وقتی برای یک عمل زیبایی ارزش بالایی تعیین میشود، اما یک درمان پیچیده ارزش پایینی دارد، در واقع یک عدم تعادل در نظام سلامت ایجاد شده است.
وی افزود: این موضوع را نباید صرفاً انتخاب پزشک دانست؛ این عدم تعادل است که باید از سوی حاکمیت، تصمیمگیران، شورای عالی بیمه سلامت و وزارت بهداشت اصلاح شود.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی تصریح کرد: اینکه یک عمل پیچیده مانند جراحی سرطان تخمدان، یکصدم یک عمل زیبایی ارزشگذاری شود، در حالی که آن عمل زیبایی حتی ممکن است در مواردی تولید ناسلامتی کند، یک مسئله جدی است و باید اصلاح شود.
مداخلات غیرمجاز، سلامت زنان را به بازی گرفته است
دکتر سودابه کاظمی - رییس بیست و دومین کنگره بینالمللی انجمن متخصصان زنان و زایمان و رئیس انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران نیز با هشدار نسبت به گسترش مداخلات غیرمجاز در حوزه خدمات زنان و زایمان گفت: ورود افراد فاقد صلاحیت حرفهای، چه خارج از جامعه پزشکی و چه از داخل جامعه پزشکی در حوزههایی خارج از حدود صلاحیتشان، علاوه بر به چالش کشیدن آینده رشته زنان، سلامت زنان کشور را نیز با خطر مواجه کرده است و نباید اجازه داد مرز میان تجارت و درمان کمرنگ شود.
او با اشاره به مهمترین دغدغههای متخصصان زنان و جامعه، گفت: امروز دو نگرانی بزرگ و عمده در حوزه زنان وجود دارد؛ یکی آینده جمعیتی کشور و دیگری سلامت زنان.
وی افزود: کشور ما واقعاً به قهقرای جمعیتی نزدیک میشود و متخصصان زنان که بیش از همه با تولد و زاد و ولد در ارتباط هستند، این وضعیت را بهخوبی درک میکنند. ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد تا بتوانیم گوشهای از این مشکل را حل کنیم.
کاظمی، سلامت مادران و زنان را یکی دیگر از مسائل اساسی کشور دانست و اظهار کرد: سلامت زنان، پایه و اساس سلامت خانوادهها و در نهایت سلامت کل جامعه ایران است. متخصصان زنان، معتمدان خانوادههای کشور هستند و نظام سیاستگذاری و سیاستگذاران باید از این ظرفیت بزرگ استفاده کنند؛ اما متأسفانه این جایگاه هنوز بهخوبی شناخته نشده و مورد استفاده قرار نمیگیرد.
عضو شورای عالی سازمان نظام پزشکی، یکی از دغدغههای بزرگ جامعه متخصصان زنان را جای خالی این متخصصان در نظام سیاستگذاری معاونت درمان وزارت بهداشت و ستاد دانشگاههای علوم پزشکی عنوان کرد و گفت: چهار سال است که این موضوع را پیگیری میکنیم و در برنامههای مختلف نیز بر آن تأکید داشتهایم.
وی ادامه داد: خوشبختانه با حضور دکتر رضوی در معاونت درمان وزارت بهداشت، یک گام به جلو برداشته شد و از حدود یک سال پیش کمیته مشورتی متخصصان زنان و زایمان در معاونت درمان فعال شده است، اما هنوز ساختار نظاممندی که بتواند ارتباط ساختاری با سیستم اداری کشور و ستاد دانشگاههای علوم پزشکی برقرار کند، شکل نگرفته است.
رئیس انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران با بیان اینکه حلقه سیاستگذاری در حوزه سلامت مادران باید از معاونت بهداشت تا دانشگاهها ادامه پیدا کند، افزود: در حال حاضر این حلقه در معاونت بهداشت آغاز میشود، اما متأسفانه در دانشگاهها ادامه پیدا نمیکند. امیدواریم این مسئله مهم که بارها بر آن تأکید کردهایم، به همت وزارت بهداشت حل شود.
کاظمی تأکید کرد: این موضوع یک مطالبه صنفی نیست، بلکه مطالبهای علمی در راستای ارتقای کیفیت سلامت مادران و زنان است؛ چرا که در سیاستگذاری زمانی میتوان موفق بود که سیاستگذار، آگاهی و اشراف کامل به مسائل و مشکلات حوزه تخصصی مربوطه داشته باشد.
وی در ادامه با اشاره به یکی از مهمترین چالشهای امروز رشته زنان و زایمان گفت: یکی از چالشهای رشته زنان، مداخلاتی است که در خدمات این رشته انجام میشود و امیدواریم جلوی این مداخلات غیرمجاز گرفته شود.
کاظمی تصریح کرد: این مداخلات هم توسط افرادی انجام میشود که اساسا در حیطه پزشکی نیستند و هم توسط افرادی از جامعه پزشکی که خارج از صلاحیت حرفهای خود و بدون طی کردن مسیر پزشکی لازم، وارد حوزههایی از خدمات زنان و زایمان میشوند.
وی هشدار داد: ادامه این روند، آینده رشته زنان را با چالش مواجه میکند و در عین حال سلامت زنان کشور را نیز به بازی میگیرد؛ بنابراین بسیار مهم است که جلوی این مداخلات گرفته شود و اجازه ندهیم مرز میان تجارت و درمان کمرنگ شود.
رئیس بیستودومین کنگره بینالمللی انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران افزود: متاسفانه افرادی با عناوین جذاب و فریبنده مانند «اصلاح لایفاستایل»، «اصلاح سبک زندگی»، «درمان گیاهی»، «درمان سنتی» و ... بیش از حد وارد حوزه خدمات زنان و زایمان شدهاند و در مواردی افرادی که صلاحیت لازم را ندارند، به بخشهای مختلف پزشکی از جمله خدمات تخصصی زنان ورود کردهاند.
وی گفت: این مسئله از این جهت اهمیت بیشتری دارد که رشته زنان با موضوعاتی مانند باروری، فرزندآوری و سلامت جمعیت ارتباط مستقیم دارد و لازم است سیاستگذاران با نگاه ویژهای این مسئله را مورد توجه قرار دهند.
کاظمی همچنین نسبت به آینده حرفهای متخصصان زنان و زایمان ابراز نگرانی کرد و گفت: یک متخصص زنان برای اینکه به مرحلهای برسد که بتواند با خیال راحت بگوید میخواهم در یک شهر همراه با خانوادهام زندگی و فعالیت کنم، دستکم ۱۳ سال زمان نیاز دارد.
وی ادامه داد: پس از هفت سال دوره پزشکی عمومی، پزشک باید دوره تخصصی زنان را که دورهای بسیار سخت و پرچالش است، پشت سر بگذارد و پس از آن نیز طرح پزشک عمومی و طرح تخصصی را طی کند. بعد از گذراندن تمام این مراحل، تازه شاید بتواند در یک شهر مطب خود را راهاندازی کند و فعالیت حرفهایاش را آغاز کند.
رئیس انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران اظهار کرد: در مقابل این فرایند سخت، طولانی و پرزحمت، به رشتههایی که در حد چهار سال تحصیل میکنند اجازه فعالیت در برخی امور داده میشود و این افراد وارد بخشهایی میشوند که گاهی کمدردسرتر و از نظر اقتصادی جذابتر هستند؛ آن هم بدون نظارت کافی. این وضعیت موجب افزایش موج ناامیدی در رشته زنان میشود.
وی یکی دیگر از مسائل مهم این حوزه را شرایط محل خدمت متخصصان زنان و زایمان دانست و گفت: یک متخصص و جراح زنان باید در محلی فعالیت کند که حداقل امکانات اولیه جراحی در آن وجود داشته باشد.
کاظمی با اشاره به یک مورد مرگ ناشی از خودکشی در میان متخصصان زنان در سال گذشته اظهار کرد: در یک مورد، پزشکی به محلی اعزام شده بود که اساساً بیمارستان نداشت. ما بهجد خواهان آن هستیم که وزارت بهداشت این موضوع را مورد توجه قرار دهد. اگر قرار باشد به این مسائل توجه نشود، آینده خوبی در انتظار رشته زنان و زایمان نخواهد بود.
رئیس بیستودومین کنگره بینالمللی انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران در ادامه با اشاره به ضرورت تحول در آموزش این رشته گفت: رشته زنان و زایمان در حال حاضر در سطح بسیار خوبی قرار دارد و نسبت به منطقه و حتی در مقایسه با سطح جهانی، از موقعیت مناسبی برخوردار است؛ با این حال، آموزش دوران رزیدنتی باید همگام با پیشرفتهای روز دنیا متحول شود.
کاظمی افزود: آموزشهای این رشته نیازمند تغییر و تحول جدی است و باید موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، فناوریهای نوین، شبیهسازها، آموزش از راه دور و تکنولوژیهای جدید مورد استفاده در آموزش، کار و درمان در فرایند آموزش متخصصان مورد توجه قرار گیرد.
وی در عین حال تأکید کرد: در کنار این تحول باید مراقب باشیم که این تغییرات به محدود شدن رشته جنرال زنان، به عنوان رشته مادر، منجر نشود.
کاظمی در پایان بار دیگر بر ضرورت مقابله با مداخلات غیرمجاز در حوزه زنان و زایمان تأکید کرد و گفت: این مداخلات، چه از سوی افراد خارج از حوزه پزشکی و چه از سوی اعضای جامعه پزشکی که خارج از صلاحیت حرفهای خود فعالیت میکنند، میتواند آینده رشته زنان و سلامت زنان کشور را با چالش مواجه کند؛ بنابراین باید با جدیت از این مداخلات جلوگیری و از کمرنگ شدن مرز میان تجارت و درمان جلوگیری کرد.
همشهری آنلاین - مریم سرخوش: سوختگی فقط یک حادثه چندثانیهای نیست؛ زخمی است که ممکن است سالها و حتی تا پایان عمر با بیمار بماند. هزینههای سنگین درمان، جراحیهای متعدد، بازتوانی جسمی و روانی، مشکلات اجتماعی و گاه از دست دادن توانایی بازگشت به زندگی عادی تنها گوشهای از رنجی است که پس از خاموش شدن شعلهها تازه آغاز میشود. با این حال، آنچه بیش از همه فعالان این حوزه را نگران کرده، تکرار حوادثی است که بخش قابل توجهی از آنها اساساً میتوانند رخ ندهند.
در ایران بهطور تقریبی سالانه ۳۰۰ هزار مورد سوختگی ثبت میشود؛ آماری که به گفته فعالان این حوزه، به دلیل مراجعه نکردن برخی بیماران، فوت پیش از رسیدن به مراکز درمانی و دسترسی محدود برخی مناطق روستایی، حتی کمتر از واقعیت است. حدود ۳۰ هزار نفر از این بیماران در بیمارستانها بستری میشوند و سالانه نزدیک به ۳ هزار مرگ ناشی از سوختگی رقم میخورد.
این در حالی است که بر اساس اعلام متولیان حوزه سلامت، حدود ۹۰ درصد سوختگیها به بیاحتیاطی، رعایت نکردن اصول ایمنی، سهلانگاری و کمتوجهی به پیشگیری نسبت داده میشود و میتوان به راحتی جلوی وقوع آنها را گرفت. آن هم در حالی که هزینههای درمان کم نیستند؛ درمان هر یک درصد سوختگی، تنها در دوره بستری، بسته به شرایط بیمار میتواند بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان و حتی بیشتر باشد. لباس مخصوص بیماران سوختگی بهطور متوسط حدود ۱۰ میلیون تومان قیمت دارد و هر شیت سیلیکون نیز ۳ تا ۴ میلیون تومان هزینه دارد؛ هزینههایی که پس از ترخیص و در مسیر بازتوانی بخش زیادی از آنها پوشش بیمهای هم ندارد و بیمار باید تا آخر عمر رنج تامینشان را بر دوش بکشد.
حالا در تفاهمنامه جدید دو انجمن، یکی از محورهای مهم، ارتقای آگاهی عمومی درباره سوختگی است؛ با این پیام که سوختگی نباید فقط زمانی دیده شود که بیمار روی تخت بیمارستان است. اگر قرار است آمار سوختگی در کشور کاهش پیدا کند، نقطه شروع آن باید خانه، مدرسه، محیط کار، کارخانه و آموزش عمومی باشد؛ درست از جایی که هنوز شعله حادثه روشن نشده است. هدف؛ انسانهایی با رنج کمتر
دکتر محمدجواد فاطمی، مؤسس انجمن ققنوس، در ابتدای این مراسم با تأکید بر اینکه هدف اصلی این انجمن «انسانهایی با رنج کمتر» است، به تجربه چند دهه فعالیت خود در حوزه سوختگی اشاره کرد و گفت: از سال ۷۳ با ابعاد این فاجعه آشنا و متوجه شدم که این بیماری یکی از رنجآورترین اتفاقاتی است که میتواند برای یک انسان رخ دهد.
او با اشاره به تأسیس انجمن ققنوس در سال ۹۲ هم بیان کرد: این انجمن از ابتدا تلاش کرده است صرفاً به محلی برای جمعآوری کمکهای مالی تبدیل نشود و اهداف مهمتری را هم دنبال کرده است. بخش مهم فعالیت انجمن هم طی این سالها معطوف به پیشگیری بوده و برای این هدف با وزارت نیرو، وزارت کشور، شورای شهر، دفتر رئیسجمهوری، سازمان بهزیستی و آموزش و پرورش جلساتی برگزار کردیم؛ با این حال هنوز آموزش پیشگیری از سوختگی جایگاه مشخصی در نظام آموزشی کشور پیدا نکرده است.
او با طرح این پرسش که چرا باید کودکی یکساله با آب جوش سماور بسوزد و ۱۴ سال با عوارض آن به سختی زندگی کند به یکی از مطالبات قدیمی انجمن اشاره کرد که ثبت یک روز ملی برای پیشگیری از سوختگی در تقویم کشور است. با وجود تلاشهای زیادی که در تمام این سالها انجامشده تاکنون به نتیجه نرسیده و نه یک روز برای آگاهی بیشتر مردم نداریم که حتی برنامههای آموزشی و کلیپهای پیشگیری در صداوسیما نیز آنطور که باید دنبال نشدهاند.
به گفته فاطمی همه باید نسبت به این مساله آگاه باشیم که هدف اصلی پیشگیری از سوختگی است، نه اینکه منتظر بمانیم فردی بسوزد و بعد برای کمک به او اقدام کنیم.
۳۰ سال تأخیر در پیشگیری
دکتر افشین فراهانچی، مدیرکل اداره سازمانهای مردمنهاد و خیرین وزارت بهداشت، نیز نقش جامعه مدنی و انجمنهای تخصصی را در حل مسئله سوختگی مهم عنوان کرد و گفت: این اداره میتواند نقش پیونددهنده میان نهادهای جامعه مدنی و وزارت بهداشت را ایفا کند.
به گفته او، انجمن ققنوس باید بیشتر دیده شود و انجمنهای تخصصی مانند انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی نیز میتوانند در این مسیر نقش مؤثری داشته باشند. علاوه بر این دادههای نظام سلامت هم باید برای شناسایی بیماریهای مزمن و پرهزینه و پیدا کردن نقاط ضعف در پیشگیری و بازتوانی مورد استفاده قرار بگیرد.
او با اشاره به هزینههای سنگین این بیماری بیان کرد: اگر ۳۰ سال پیش در حوزه پیشگیری، آموزش و افزایش آگاهی جامعه سرمایهگذاری جدیتری انجام میشد، امروز شاید بار بسیاری از این بیماریها کمتر بود. این در حالی است که حتی اگر خدمات سوختگی تحت پوشش بیمه قرار بگیرد، بدون کاهش تعداد حوادث، منابع موجود پاسخگوی حجم هزینهها نخواهد بود. به همین دلیل ضرورت دارد که در کنار حمایت بیمهای، روز ملی پیشگیری هم داشته باشیم و نظام سلامت نیز از مسیر آموزش، بهویژه در قالب نظام ارجاع و آموزش عمومی، وارد میدان شود.
فراهانچی به وجود بیش از هزار منبع آموزشی در سایت جدید وزارت بهداشت اشاره کرد و گفت: بخشی از آنها به موضوع سوختگی اختصاص دارد و مردم میتوانند از این منابع برای افزایش آگاهی خود استفاده کنند. رنجی که بعد از بیمارستان دیده نمیشود
دکتر علیرضا جلالی ندوشن، مدیرعامل انجمن ققنوس هم دامنه همکاری جدید را فراتر از حمایت مستقیم از بیماران دانست و گفت: پیشگیری از سوختگی و عوارض آن نیز در مرکز این همکاری قرار دارد.
به گفته او بیماران سوختگی جزو گروههایی هستند که «صدا ندارند» و بسیاری از رنجهای آنها دور از چشم جامعه باقی میماند.
او درباره هزینههای بسیار سنگینی که به این بیماران تحمیل میشود، بیان کرد: بیماران سوختگی در زمان بستری تا حد زیادی تحت پوشش بیمه قرار دارند و حدود ۹۰ درصد هزینههای بستری آنها پرداخت میشود، اما مسئله اصلی بعد از ترخیص آغاز میشود؛ جایی که بیمار برای بازتوانی جسمی و روانی، جراحیهای ترمیمی و بازگشت به زندگی عادی با هزینههایی مواجه است که بسیاری از آنها تحت پوشش بیمه نیستند.
البته به گفته جلالیندوشن، پانسمانهای نوین از سال گذشته تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاند، اما همچنان بخش قابل توجهی از هزینههای بیماران در دوران پس از ترخیص باقی میماند؛ هزینههایی که ممکن است تا پایان عمر ادامه پیدا کند.
جلالی ندوشن با بیان این که یکی از مشکلات اصلی همپوشانی خدمات درمانی سوختگی با خدمات زیبایی است، ادامه داد: باید میان این دو حوزه تفکیک روشنی ایجاد شود تا خدمات ترمیمی مورد نیاز بیماران سوختگی صرفاً به دلیل عنوان زیبایی از پوشش بیمهای خارج نشود.
مدیرعامل انجمن ققنوس همچنین تأکید کرد که حدود ۸۵ درصد سوختگیها با روشهای ساده قابل پیشگیری هستند اما حل مساله سوختگی نیازمند یک تقسیم کار ملی است. دولت باید علاوه بر سیاستگذاری، زیرساختهای درمان و بازتوانی و همچنین آموزش و الزامات بیمهای را فراهم کند؛ بخش غیردولتی و جامعه مدنی نیز در آموزش، پیشگیری، درمان حاد و بازتوانی نقش بیشتری داشته باشند.
او همچنین نسبت به کمرنگ شدن الزامات ایمنی در برخی صنایع در سالهای اخیر هشدار داد و گفت: بدون عزم مشترک دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی، مسئله سوختگی حل نخواهد شد. از اعزام بیمار با هزینههای سنگین تا درمان در داخل کشور
دکتر بابک نیکومرام، رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران هم با اشاره به پیشرفت دانش پزشکی در کشور بیان کرد: در گذشته بیماران سوختگی برای درمان با هزینههایی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار دلار به خارج از کشور اعزام میشدند، اما امروز ظرفیت علمی کشور برای درمان این بیماران به اندازهای افزایش یافته که دیگر نیازی به چنین هزینههایی نیست.
به گفته نیکومرام بیماران سوختگی برای جراحان پلاستیک تفاوتی جدی با سایر بیماران دارند و هدف باید این باشد که بیمار پس از طی مراحل درمان بتواند تا حد ممکن به شکل طبیعی به جامعه بازگردد.
او با اشاره به حضور حدود ۵۰۰ جراح پلاستیک در کشور عنوان کرد: اعضای این انجمن سالهاست در قالب مسئولیت اجتماعی در کنار بیماران سوختگی قرار دارند اما حل این مشکل تنها از عهده یک انجمن برنمیآید.
نیکومرام سوختگی را بیماری «چاه ویل و بسیار هزینهبر» توصیف کرد و گفت: هزینه ایجاد یک تخت سوختگی میتواند به حدود ۵۰۰ هزار یورو برسد و هزینه درمان هر تخت بستری بیمار سوختگی نیز بین هزار تا ۴ هزار دلار است. با وجود این هزینهها راه اصلی همچنان پیشگیری است؛ چراکه حدود ۸۵ درصد سوختگیها قابل پیشگیری هستند.
البته که به گفته این متخصص پیشگیری تنها وظیفه وزارت بهداشت یا انجمنهای تخصصی نیست و مردم هم در این زمینه مسئولیت دارند.
به اعتقاد او، تجربه کرونا نشان داد که دانش و توان علمی لازم برای حل مسائل سلامت در کشور وجود دارد؛ اکنون باید همین توان برای پیشگیری از سوختگی و حمایت از بیماران به کار گرفته شود.
تقویمی که هنوز یک جای خالی دارد
امضای این تفاهمنامه در واقع میتواند آغاز یک همکاری گستردهتر برای مسئلهای باشد که سالهاست میان درمان و پیشگیری معطل مانده است. در یک سو، بیماری قرار دارد که میتواند میلیونها تومان و گاه هزینههایی بسیار بیشتر برای نظام سلامت و خانوادهها ایجاد کند و در سوی دیگر، حادثهای که در بسیاری از موارد میتوان با آموزش و رعایت چند اصل ساده از وقوع آن جلوگیری کرد.
در این تفاهمنامه موضوعاتی از جمله همکاری علمی، آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی و حمایتی همچنین اطلاعرسانی، برگزاری نشستهای مردمی، پیشگیری و فرهنگسازی برای ارتقای افکار عمومی، ترویج فعالیتهای داوطلبانه، حمایت از بیماران سوخته، حمایت از ارتقای پوششهای بیمهای، همکاری در حمایت و شناسایی بیماران نیازمند، کمک به معرفی و جذب حمایتهای خیرین و... مورد توجه قرار گرفته است.
تلاش برای ثبت روز ملی پیشگیری از سوختگی هم از دیگر بندهای این تفاهمنامه است؛ اینکه سوختگی فقط زمانی دیده نشود که بیماری روی تخت بیمارستان است یا خانوادهای درگیر هزینههای سنگین درمان شده است.
اگر قرار است روزی آمار ۳۰۰ هزار مورد سوختگی سالانه در کشور کاهش پیدا کند، مسیر آن احتمالاً نه از اتاق عمل، بلکه از خانه، مدرسه، محیط کار، کارخانه و آموزش عمومی میگذرد. تفاهمنامه جدید ققنوس و انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی قرار است همین مسیر را جدیتر دنبال کند؛ مسیری که مقصد آن نه فقط درمان بیمار سوخته، بلکه «کمتر سوختن مردم» است. کد خبر 1062033